۱۳ مرداد ۱۳۸۳
به بهانه هزارمين دوست اورکاتي

 

داشتم پروفايل اورکات خودم را مرور مي کردم، ديدم دوستاني که آمده اند از هزار نفر گذشته است. خيلي خوشحال شدم. از همه عزيزاني که مرا به ليست خود اضافه کرده اند، تشکر مي کنم.

من از ابتدا تصميم گرفتم که حتي يک نفر را دعوت نکنم و اگر کسي لطف داشت و آمد، او را add کنم. اين هم خداي ناکرده، نه از سر غرور بود. بلکه بدلائل سياسي و اجتماعي که بايد پاسخگو باشم، فقط add کردن کساني که آمده اند: راه گريزي است. جز دو سه پروفايل که به دلايل سياسي قابل add کردن نبودند همه را هم بدون استثنا add کردم و به لطفشان افتخار مي کنم.

همواره هم در محافل مختلف سطوح بالاي کشور و براي آدمهاي مهم در مورد اورکات شرح داده ام و گفته ام وقتي مثلاً بنده با بيش از يک ميليون نفر در ارتباط هستم و مي توانم براي بيش از يک ميليون نفر در يک لحظه هر پيامي را بفرستم، فکر اينکه مي توان مرزها را بست و چيزهايي که نمي پسنديم را از چشم و گوش نسل جوان دور کنيم را بايد کنار بگذاريم.

استقبال بي نظير ايرانيان هم از اين شبکه نشانه آن است که اين نسل از هر امکاني براي ارتباط و بازتر شدن فضا قصد بهره برداري دارد.

اما قسمت بد ماجرا اين است که اورکات تذکر داده بيش از هزار نفر نمي توان دوست انتخاب کرد. تعدادي از عزيزان هم آمده اند که نمي توانم add کنم. حالا بايد يک فکري بکنم.

نکته اي که گرچه حالت پدربزرگي به من مي دهد ولي ترجيح مي دهم که آن را مطرح کنم اينکه: بعضي ها با ايجاد پروفايل هاي جعلي که بنام افراد مختلف سياسي ايجاد مي کنند، امنيت اين شبکه را از بين مي برند و فضا را براي برخوردهاي متفاوت با اين شبکه آرام دوست يابي را فراهم مي کنند. اينان خيلي به اعضاي اين شبکه ستم مي کنند. جا براي حرفهاي سياسي جدي و طنز که در اينترنت فراوان است. چرا بايد اين شبکه را هم وارد اين نزاع ها کرد؟ فکر مي کنم اين حرف من مورد قبول شماها هم باشد.

و ديگر آنکه: وظيفه اخلاقي و انساني حکم مي کند که از همه کساني که چه در testimonial  و يا در scrap ها در مورد من، چه با لحن مثبت و چه با مطالب منفي مطلب نوشته اند تشکر کنم. همه شان را هم عيناً نگه داشته ام. البته از کساني که مثبت نوشته اند بيشتر تشکر مي کنم.

همچنانکه لازم مي ديدم به دوستاني که روز تولدشان فرا مي رسد و چهره عزيزشان را در ليست تولد ها مي بينم پيام تبريک بفرستم، اما گرفتاري ها اجازه نمي دهد که فرصت تبريک فرستادن داشته باشم. از همين جا به همه آنها تبريک مي گويم.

۱۲ مرداد ۱۳۸۳
مصاحبه با ماهاتير محمد (2)

 

امروز قسمت دوم و پاياني پاسخ هاي اختصاصي آقاي ماهاتير محمد به خوانندگان وب نوشت را مي خوانيد.

*****

قسمت اول

 

قسمت دوم:

 

9)  عدم توسعه يافتگي ايران را با توجه به منابع سرشار و گوناگون طبيعي آن چه مي دانيد؟ آيا براي عدم اتکا ايران به درآمد نفت پيشنهادي داريد؟

 

ماهاتير محمد: هيچ دليل وجود ندارد که ايران نتواند پيشرفت کند. ايران منابع حياتي و طبيعي اي بسياري دارد از جمله نيروي انساني. و تنها اين نکته باقي مي ماند که شما تصميم گرفته ايد پيشرقت کنيد يا خير. تکنولوژي مي تواند آموزش داده شود، خريداري شود و توسعه يابد. هيچ چيز نمي تواند ايران را از وارد شدن به فعاليت هاي گوناگون اقتصادي باز دارد.

 

10) در صنعت توريسم، مالزي شاهد پيشرفت چشمگيري بوده است، دلايل اين رشد چه بوده است؟  آيا ورود توريست به کشور شما باعث تهاجم فرهنگي نشده است و شما چگونه توانستيد جهانگردان را با محدويتهاي اسلامي موجود در کشور خود آشنا کنيد؟ اين صنعت تا چه ميزان در رشد اقتصادي مالزي موثر بوده است؟

 

ماهاتير محمد: ما موافق و دوستانه با توريستان برخورد مي کنيم و شرايط سفر را تسهيل مي کنيم. مطمئناً فرهنگ ما از اين طريق زياد تحت تاثير قرار نمي گيرد، به آن ميزان که رسانه هاي بين المللي بر آن موثر هستند.

خارجيان به مذهب و روش زندگي ما احترام مي گذارند. ما هيچ مشکلي با آنان نداريم. آگر آنان قوانين ما را زيرپا بگذارند بايد با عواقب آن مواجه شوند. ولي آنها معمولا تابع قانون هستند.

 

11) نظر شما در مورد پيوستن ايران به سازمان تجارت جهاني چيست؟

 

ماهاتير محمد: نظرات موافق و مخالفي در باره پيوستن به سازمان تجارت جهاني (WTO) وجود دارد. در حال حاضر سازمان تجارت جهاني در جهت منافع کشورهاي ثروتمند عمل مي کند.

 

12)  در زمان نخست وزيري شما و در زمان حاضر چه ميزان سانسور بر رسانه هاي مالزي اعمال مي شود؟

 

ماهاتير محمد: سانسور در حد مينيمم است. تنها کوششهايي که در جهت تشديد کينه عداوت بين سه نژاد موجود در مالزي صورت بگيرد مجاز نيستند. پرنوگرافي و مطالب مستهجن قابل قبول و پذيرش نيستند. اين خط مشي اي است که به وسيله همه نخست وزيران مالزي دنبال مي شود، و نه تنها من.

در مالزي هميشه احزاب مخالف کرسي هاي پارلمان را بدست مي آوردند. چهار ايالت از سيزده ايالت توسط احزاب مخالف اداره مي شود.

هيچ کشوري به رسانه ها آزادي مطلق نمي دهد.

 

 

 

13)  تا چه ميزان نظام آموزشي نويني که خود بنيانگزار آن بوديد در موفقيت مالزي نقش داشته است؟

 

ماهاتير محمد: آموزش نقش بسيار مهمي را ايفا مي کند. 25% از بودجه ملي به امر آموزش اختصاص داده مي شود. و در نتيجه درصد سواد عددي بيشتر از 95% است و نيروهاي کار قادر به هماهنگ شدن با تکنولوژي هاي جديد هستند.

 

14)  ما هم اکنون شاهد آن هستيم که مردم مالزي در رعايت نظم، آداب و مقررات بسيار کوشا هستند، فرهنگ و نگرش مردم کشور خود را براي توسعه بيشتر کشورتان چگونه تغيير داديد و نهادينه کرديد؟

 

ماهاتير محمد: مردم مي دانند که صلح و آرامش و پايداري به آنان امنيت مي دهد و به رشد اقتصاد کمک مي کند. رشد اقتصادي زندگي بهتري براي آنان فراهم مي کند. بدين جهت آنها علاقه اي به اختلال هاي عمومي و رفتارهاي بي نظم و ترتيب ندارند. اگر مشکلي داشته باشند مي توانند به دادگاه ها يا ساير سازمان ها جهت دادرسي مراجعه کنند. همينطور آموزش به مردم کمک مي کند که گرايش مثبتي به توسعه و پيشرفت داشته باشند.

 

15) با توجه به وضعيت جهان اسلام راه پيشرفت مسلمانان چيست؟

 

ماهاتير محمد: مسلمانان بايد آموزه هاي نبيادي اسلام را دنبال کنند، همان آموزه هايي که اين توانايي را به عربهاي عصر جاهليت داد تا بزرگترين تمدن را در جهان ايجاد کنند. مشکلات از آنجا ناشي مي شود که ما تفسيرهاي گوناگوني از اسلام مي کنيم که اين سبب ايجاد اغتشاش درميان مسلمانان و جنگ آنان مي شود. ما تا زماني که با يکديگر در حال جنگ هستيم قادر به بهبود وضعيت خود نمي باشيم.

 

16) وضعيت اشتغال، ادامه تحصيل، مسکن، ازدواج، مهاجرت، فساد و اعتياد جوانان مالزي به چه صورت است؟

 

ماهاتير محمد: ميزان اشتغال در کشور ما به طور کامل است. به طور عمومي جوانان مالزيايي بر ضد فساد و انحراف و اعتياد به مواد مخدر هستند و از رسوم مربوط به ازدواج و خانواده حمايت مي کنند. به طور معمول هميشه تعداد اندکي هستند که درگير مواد مخدر مي شوند. تعداد کمي از مالزيايي ها مهاجرت مي کنند. حضور حدود 2 ميليون کارگر مشکلاتي را براي ما ايجاد کرد هاست.

 

17)آيا فکر مي کنيد دمکراسي شما توسط بنيادگرايان مذهبي به مخاطره مي افتد؟

 

ماهاتير محمد: ما خود را بنيان گرا مي دانيم چون از آموزه هاي  اصولي (بنياني) اسلام همانطور که در قرآن آمده است طبعيت مي کنيم.

دموکراسي نه به وسيله بنيان گراها بلکه وسيله کساني که از اصول اسلام منحرف شده اند، کساني که از اسلام به عنوان بهانه و دستاويزي براي انجام جرم و جنايت و عمل بر ضد آموزه هاي اسلامي استفاده مي کنند،  تهديد مي شود. اسلام دموکراتيک است. جانشيانان به حق پيامبر انتخاب مي شوند.

 

 

18)  چگونه نژادها و اقوام مختلف با صلح در مالزي زندگي مي کنند؟

 

ماهاتير محمد: ما در برابر يکديگر صبور هستيم. اسلام به مسلمانان ياد داده است که مردم بسياري با دينها و کيشهاي گوناگون وجود دارند و ما نمي توانيم آنها را مجبور به پذيرش دين ما خو کنيم . و در عين حال آنها نيز نمي توانند ما را مجبور سازند که به کيش آنها در آييم.

اسلام ما را به عدالت براي همه دعوت مي کند و بنابراين دولت هاي ما تضمين مي کنند که هرکس صرفنظر از عقايد مذهبي خود عادلانه و منصفانه مورد داوري قرار مي گيرد.

از آنجايي که ما به عدالت و انصاف عمل مي کنيم و مردم را مجبور به پذيرش اسلام يا اعمال اسلامي نمي کنيم، هيچ دليلي براي جنگ و جدال مردم وجود ندارد.

زماني ما به اصول سوره الکافرون توجه نکرده ايم که اغشاش و عدم قبول مذاهب وجود داشته باشد.

غير مسلمانان بر ضد حکمفرمايي دولت اسلامي نيستند و اين را پذيرفته اند که مالزي يک کشور مسلمان است به اين سبب که ما آموزه هاي بنيادي اسلام را اجرا مي کنيم.

 

19) آيا امکان دارد شما گونه اي از دوره آموزش محدود براي سياستمداران جوان ايراني را بپذيريد و از اين طريق تجارب خود را منتقل کنيد؟

 

من از برقراري بحث و مذاکره در مورد مشکلات مسلمانان با ايرانيان مانند هرکس ديگر بسيار خوشحال خواهم شد.

 

پايان

۱۱ مرداد ۱۳۸۳
مصاحبه با ماهاتير محمد (1)

 

چندي پيش براي سايت نامه اي به آقاي مهاتير محمد، نخست وزير سابق مالزي و چهره معروف اقتصادي آسيا نوشتم و از ايشان خواستم که مهمان سايت من باشند. آقاي ماهاتير محمد به سوالات خوانندگان وبنوشت پاسخ داده اند . امروز و فردا ، طبق قولي که قبلا به شما داده بودم، پاسخ هاي اختصاصي آقاي ماهاتير محمد، نخست وزير سابق مالزي را به سوالاتي که از ايشان پرسيده بوديد خواهيد خواند.

*****

1) جنابعالي بعضاً منتقد کشورهاي اسلامي هستيد که کشورهاي اسلامي از امکانات خود در جهت توسعه استفاده نمي کنند و فرصت هايشان را از دست مي دهند. پيشنهاد شما به رهبران کشورهاي اسلامي براي توسعه چيست؟

 

ماهاتير محمد: اين حقيقتي است که کشور اسلامي که به عنوان توسعه يافته تلقي شود وجود ندارد و به  اين نکته همه ما بايد  توجه داشته باشيم.

توسعه و پيشرفت کشورها تنها وظيفه رهبران ما نيست. مردم بايد  نياز به صلح و پايداري و ثبات را درک کنند و بايد براي شرکت کردن در امر توسعه آماده شوند.

رهبران بايد آزادانه توسط مردن انتخاب شوند چونکه در اين صورت در صورتي که خطايي از آنها سر بزند برکنار مي شوند. هرجند که بايد که به رهبران زمان لازم براي اجراي نقشه ها و برنامه هايشان داده شود.

کشورهاي اسلامي نکات بسياري را مي توانند از کشورهاي به تازگي توسعه يافته مثل ژاپن و کره، در مورد اداره حکومت و توسعه و پيشرفت  بياموزند.

 

2) درست است که اقتصاد شما توسعه پيدا کرده است اما به دوچيز شديداً متکي است

الف- حضور شرکتهاي خارجي که در کشور شما توليد و توليد خود را صادر مي کنند و سهمي به شما مي دهند.

ب- بازار تضمين شده چند ده ميليارد دلاري آمريکا

هرکدام از اين دو بهم بخورد وضع اقتصادي شما شديداً  نابسامان مي شود. اگر اين امر درست است چه تدابيري براي حل آن داريد.

 

ماهايتر:

الف- ما اين انتخاب ها را داشتيم:

i) سعي کنيم همه چيز را خودمان انجام دهيم و دهها سال براي ياد گرفتن و رسيدن به اصول ضروري وقت صرف کنيم.

ii) با وارد کردن شرکتهاي خارجي جهشي داشته باشيم که در آن صورت کشور ما به سرعت به سوي توانگري سير خواهد کرد و مردم ما تکنولوژي و فن را به دست خواهند آورد.

ما راه دوم را انتخاب کرديم.

امروز شرکتهاي مالزيايي قادر به سرمايه گذاري و توليد تمام محصولات پيچيده هستند که تا چندي قبل هيچ چيز در مورد آنها نمي دانستيم. سرمايه گذاران ما امروز در کشورهاي خارجي مي سازند و شرکت هاي خارجي را در مالزي اداره مي کنند. و به سبب سرمايه گذاري هاي خارجي ما چيزهاي بسياري از صنعتي سازي آموخته ايم.

 

ب- بازار چند ده ميليون دلاري به طور کامل تضمين شده اي از طرف آمريکا وجود ندارد. در صورتي که ما محصولات مورد نياز آنان را با کيفيت مورد نظرشان ارائه کنيم، آنها محصولات ما را خريداري خواهند کرد. بازار آمريکا چندين بار سقوط کرده است ولي اقتصاد مالزي به رشد خود ادامه داده است به سبب اينکه ما به خوبي تنوع لازم را ايجاد کرده ايم و با حدود 200 کشور و منطقه روابط تجاري برقرار کرده ايم و  از ميکروچيپ گرفته تا تمام يک پالايشگاه و تجهيزات آن را صادر مي کنيم.

 

3)  شما جزو آخرين رهبران کاريزماي جهان محسوب مي شويد. يکي از چشمگيرترين اقدامات شما واگذاري قدرت در اوج قدرت و در يک موقعيت کاريزماتيک بود. چه عاملي باعث شد که شما چنين تصميمي بگيريد؟

 

ماهاتير محمد: من هيچگاه تصميم نداشتم که براي تمام عمر نخست وزير باشم. و به محض اينکه احساس کردن که کشور را به مسير درستي هدايت کرده ام از کار کناره گرفتم. من 22 سال ماندم چون اين مدت زمان براي تبديل يک کشور کشاورزي به يک کشور صنعتي، لازم بود. وقتي اين کار انجام شد زمان آن بود که ديگران راه را ادامه دهند.

 

4)  مکرر از شما نقل مي شود که منتقد دموکراسي هستيد و به شکلي بحث دموکراسي را بازي غربي ها قلمداد مي کنيد. علت اين انتقاد چيست و شما چه روايتي از دموکراسي را تأييد مي کنيد.

 

ماهاتير محمد: دموکراسي نيز مانند ساير ايدئولوژي ها و سيستم ها کامل و بي عيب نيست. افراد نادرست ممکن است براي اداره يک کشور انتخاب شوند. و معمولاً از رشوه براي پيروزي در انتخابات استفاده مي شود. اين امکان وجود دارد که فساد در يک سيستم دموکراسي شايع و حاکم شود. فريب و رياکاري هاي زيادي در دموکراسي وجود دارد. بنابراين وقتي بر اين نکته پافشاري مي کنند که دموکراسي براي همه کشورها مناسب است، همان افراد با دموکراسي بين المللي مخالفت مي ورزند. آنها حتي نظرات و عقايد جهاني را ناديده مي گيرند.

اين نکته را بايد به ياد داشته باشيم که يک کشور دموکراتيک بود که از بمب اتمي استفاده کرد. و امروز کشورهاي دموکرات، به ساير کشورها حمله مي کنند و آنها را غير دموکراتانه بمب باران و کشتار مي کنند.

دموکراسي هنوز بهترين شيوه اداره دولت هاست ولي کامل و تمام نيست. من به دموکراسي عقيده دارم ولي نه در فرم ليبرال آن، آنگونه که در کشورهاي وابسته به نژاد اروپايي اجرا مي شود، جايي که اخلاقيات در حال سقوط است. اين دموکراسي است که به کشيش ها اجازه همجنس بازي آزادانه و رسمي شدن ازدواج همجنسان را مي دهد.

 

5)  بطور کلي تلقي شما از دمکراسي و آزاديهاي سياسي چيست؟ و فکر مي کنيد چرا آمريکا علاقه اي به دمکراسي در کشور شما ندارد و فعالانه با شما مخالفت مي کند؟

 

ماهاتير محمد:  دموکراسي بايد به اصول اوليه خود وفادار باشد يعني حکومت توسط تمام مردم يا حداقل حکومت اکثر مردم توسط جانشينان منتخب آنان. آزادي در دموکراسي بايد حدود مشخصي داشته باشد زيرا در اين صورت از آسايش و رفاه اکثريت حمايت و حفاظت مي شود.

ايالات متحده آمريکا با دموکراسي در مالزي ضديتي ندارد. بلکه آنها مي گويند شما کشوري دموکراتيک نيستيد. اين عقيده آنان است. ما اهميتي بدان نمي دهيم.

 

6)  چگونه کشوري دمکراتيک ساخته ايد در صورتي که در رأس حکومت شما پادشاه قرار دارد؟

 

ماهاتير محمد: در کشور ما اين يک رژيم سلطنتي مطابق قانون اساسي همانند انگلستان و کشورهاي اسکانديناوي است. پادشاه تنها بر اساس توصيه هاي نخست وزير و دولت او عمل مي کند. و نقشي سياسي يا اجرايي ندارد.

 

7) ايده اقتصاد مبني بر فناوري اطلاعات در مالزي از کجا به ذهن شما رسيد و شما براي به اجرا درآوردن اين ايده چگونه ديگران را به لزوم اجراي آن متقاعد نموديد و هزينه هاي آن را تأمين کرديد، ميزان سرمايه هزينه شده چه ميزان بود و اين پروژه به چه مقدار درآمد داشت؟ اين طرح در دوره رياست جمهوري شما بر اقتصاد مالزي چه تأثيري داشت؟ شما براي آن دسته از دولتمردان و تصميم گيران در ايران که اعتقاد دارند IT به سبب امکان سوءاستفاده هاي احتمالي (غيرديني يا سياسي) از آن بايد کنترل و محدود شود چه توصيه اي داريد؟

 

ماهاتير محمد: ما خيلي زود متوجه اين نکته شديم که IT (فناوري اطلاعات) صنعت و روش تجارت ما را متحول خواهد ساخت. اگر ما خودمان را در اين زمينه به روز نکنيم، عقب خواهيم ماند همان طور که کشورهاي اسلامي به اين سبب که ما در انقلاب صنعتي سهمي نداشتيم، عقب ماندند.

ما زيربناها، قوانين و خطي مشي هاي مخابرات را به گونه اي آماده کرديم تا صنايع و شرکتهاي متکي بر IT  قادر ساريم تا به بهترين نحو عمل نمايند.

به همين سبب امروز مالزي در ميان کشورهاي پيشتاز در زمينه IT  قرار دارد و روي  بسياري از شرکتهاي عمده فناوري اطلاعات در اينجا سرمايه گذاري شده اند. شرکتهاي محلي محصولاتي در سطح جهاني توليد مي کنند. و درآمدهاي حاصل از آن به ميلياردها دلارد مي رسد.

مي توان گفت سو استعمالي از فناوري اطلاعات وجود دارد و به طور خاص اينترنت. ما بايد مردم خود را آموزش دهيم. اجتماعات بين المللي بايد گرد هم آيند و پاياني براين سواستعمال قرار دهند. ما نرم افزارهايي براي فيلتر کردن محصولات نامطلوب در اختيار داريم.

 

8)  عقيده شما در مورد اثر متقابل دموکراسي و پيشرفت فناوري اطلاعات چيست؟ آيا پيشرفت IT به سيستمي دموکراتيک نياز دارد و آيا نظام دموکراسي در کشور شما باعث پيشرفت فناوري اطلاعات شده است؟

آيا مي توان توسعه IT را يکي از مهمترين استراتژي ها براي پيشرفت کشوري مثل ايران دانست؟

 

ماهاتير محمد: IT آمده است که بماند. ما نمي توانيم مثل کبک سرمان را زير برف کنيم. چه ما دموکرات باشيم يا نه،IT تاثيرات خود را بر ما خواهد داشت.  دموکراسي مي تواند رشد IT را تسهيل کند ولي تنها در کشورهاي دموکراتيک نيست که IT تاثير گذار است.

 

ادامه دارد.

۱۰ مرداد ۱۳۸۳
فرانکو و خداحافظي مردم

 

قدرت انسانها را خيلي دگرگون مي کند. اساساً طبع قدرت اين است که خود را محور انسانيت بداند و مردم را به حساب نياورد، اين آفت تقريباً همگاني است.

ديرزماني داستاني خواندم از فرانکوي اسپانيا، در ايامي که در آستانه مرگ قرار داشت برنامه ريزي کرده بودند که مردم اسپانيا در ميدان شهر جمع شوند تا با فرانکو آخرين ديدار را در زمان حياتش داشته باشند. فرانکو وقتي مردم را ديد، پرسيد اينها براي چه اينجا آمده اند؟ گفتند که آمده اند با شما خداحافظي کنند. فرانکو پرسيد مگر مردم کجا مي خواهند بروند که آمده اند خداحافظي کنند! اين مسأله در نوشته هاي روزنامه هاي عرب ضرب المثل شده است. فرانکو نمي تواند حتي در آستانه مرگ تصور کند که ممکن است او باشد که قرار است برود، همانجا هم گمان مي کند مردم قصد رفتن دارند.

يادم هست وقتي اين را شنيدم و بعد در ضرب المثل روزنامه هاي عربي تکرار آن را ديدم خيلي برايم تکان دهنده و عبرت آموز بود که قدرت چه ها که نمي کند.

*****

آقاي ماهاتير محمد به سوالات خوانندگان وبنوشت پاسخ داده اند. علت تاخير پاسخها هم سفر طولاني ايشان بوده است. فردا پاسخهاي اختصاصي ايشان به خوانندگان وب نوشت را مي خوانيد.

 

 

 

۰۹ مرداد ۱۳۸۳
کرمان+ شاه

 

حدود  18 سالم بودکه اولين سفر تبليغي تنهايم را به کرمانشاه رفتم. آقاي علي حجتي کرماني در آنجا تبعيد بود.وي مرد آزاده و پر احساسي بود. يادم هست که از سردترين زمستانها بود. هر روز به آقاي حجتي سر مي زدم. شور جواني و انقلابي گري براي ديدار از يک تبعيدي انگيزه اي بود که باعث مي شد در آن سرما هرجور بود روزانه به آقاي حجتي سر بزنم.

يک روز آقاي حجتي خيلي خسته بود و تازه از شهرباني به منزل برگشته بود. تبعيدي ها هر روز مي بايست به شهرباني مي رفتند تا دفتري را امضا کنند. مي گفت امروز در ورودي شهرباني کرمانشاه رئيس شهرباني را ديدم و به سراغش رفتم، گفتم آقاي رئيس! من علي حجتي کرماني بودم. جرمم اين است که به شاه علاقه اي ندارم، حالا که به کرمانشاه تبعيد شده ام، من علي حجتي کرماني+شاه شده ام. بايد مرا آزاد کنيد. مي گفت گمان مي کردم رئيس شهرباني عصباني شود ولي هم او خنديد و هم من. من نيز اين را بهانه اي کردم تا از مردي که خيلي صادقانه به فرهنگ و دين اين کشور کمک کرد، يادي کنم. او از روحانيوني بود که واقعاً به آزادي و آزادگي اعتقاد داشت و جاي آنان روز به روز خالي تر مي شود.

۰۸ مرداد ۱۳۸۳
مشکل غذا در خارج کشور

 

يکي از مسائلي که در خارج از کشور ظهور بيشتري پيدا مي کند، مسئله غذا و نوع خوراک است.

اين مساله از دو جهت مورد توجه قرار مي گيرد. يکي از جهت حرمت ذبح غير اسلامي. در تشريفات رياست جمهوري همکاران ما در سفرهاي خارج اين مسئله را با خوردن مرتب «ماهي» حل و فصل مي کنند. گاهي هم با پيدا کردن گوشت ذبح اسلامي و آشپزهاي مسلمان و دخالت در آشپزخانه آن کشورها به «ماهي» تنوع داده مي شود.

اما مطلب ديگر اين است که تعريف از نوع خوراک خيلي مهم است. در چين يکبار رستوراني را ديدم که ميمون زنده در بيرون رستوران در قفس داشتند که به عنوان بهترين و گران ترين غذا، آن را جلوي مشتري سر مي بريدند و گوشت آن را عرضه مي کردند.

يک بار هم به ياد دارم در زماني که در وزارت ارشاد بودم، رايزن فرهنگي چين در ايران تعريف مي کرد که يک گروه ورزشي به چين برده بوديم. شب مسئول مراسم گفته بود که به احترام اين تيم امشب برايشان امشب گوشت لذيذ «مار» آماده کرده ايم. او که فارسي خوب مي دانست مي گفت با عجله خودم را به مسئولان مراسم رساندم که مبادا بگوييد گوشت مار است که ايراني ها لب به آن نمي زنند. بعد به فارسي به تيم گفتم که گوشت گوسفند با ذبح اسلامي است.

از آن بدتر يکبار يکي از دوستانم که در خارج از کشور زندگي مي کند، به عنوان فجيع ترين مساله غذايي در آلمان مي گفت اينجا کالباسي هست که از خونِ خوک درست مي کنند. گفتم بقيه اش را نگو که از شنيدن آن هم حالم به هم مي خورد.

در مقابل يادم هست که در سوريه بودم. در کشورهاي عربي يکي از گوشتهاي رايج گوشت شتر است. يکبار يکي از اروپاييها که از کنار گوشت شتر فروشي رد مي شد، چنان حالت تهوع  پيدا کرد که نگو و نپرس.

يا در همين قرقيزستان لذيذترين گوشت، گوشت اسب است. يکبار هم اگر تذکر رئيس جمهور تاجيکستان سر ميز غذا، که اين گوشت اسب است نبود، من هم خورده بودم و چه بسا سري هم از لذت تکان مي دادم. ولي وقتي فهميدم آنها سر اين ميز گوشت اسب مي خورند، ديگر نتوانستم غذايي بخورم.

در هرحال ذائقه افراد متفاوت است و اين در خارج از کشور که ذائقه ها مقابل يکديگر قرار مي گيرند دشوار تر مي شود.

باز اين چاقي کار دستم داد و راجع به خورد و خوراک نوشتم. به بزرگي خودتان ببخشيد!

۰۷ مرداد ۱۳۸۳
درگيري تيم ملي نمادي از اپيدمي درگيريهاي حکومتي است

 

چند روز پيش در مورد درگيري تيم ملي فوتبال در بازي با عمان و آبروبري اين کار مطلب نوشتم. اما ظلم است اگر فقط اين بار را بر دوش تيم ملي بيندازيم.

يک نگاه عبوري تنها به تيتر روزنامه هاي هفته گذشته در عرصه رفتارهاي سطوح بالاي حکومت حکايت از آن دارد که همه در حال سيلي زدن به هم هستند: وزارت بازرگاني به طور قاطع اعلام مي کند که اقتصاد کشور وقتي که هنوز نمايشگاه ديگري نداريم با تعطيلي يک مرتبه نمايشگاه بين المللي تهران آسيب جدي مي بيند، شهرداري قاطعانه اعلام تعطيلي آن را مي نمايد. وزارت راه مي گويد جاده چالوس باز شده، نيروي انتظامي مي گويد بسته است. دولت مي گويد قصد راه اندازي فرودگاه امام را دارد، نيروهاي رسمي مي گويند نخواهيم گذاشت. سخنگوي دولت مي گويد وزارت اطلاعات مي تواند قاتل زهرا کاظمي را پيدا کند، دادگستري تهران مي گويد اين حرف هم سخني با استکبار و در راستاي تامين خوراک براي راديوهاي بيگانه است. وزارت ارتباطات مي گويد که قرارداد ترک سل بهترين و اقتصادي ترين قرارداد است، نماينده محترم مجلس اعلام مي کند اين قرار داد هزار برابر بدتر از ترکمن چاي است.

با اين حساب آيا سيلي رد و بدل شده در تيم ملي نمادي از اين حرکت حکومتي نيست؟

اگرچه در صحنه سياست ممکن است همه اين کارها براي آن باشد که در آخرين سال کار دولت، از دولت رو کم کني شود تا پرونده، سربلند کار را به پايان نبرد. اما هدف هرچه باشد بايد قبول کرد که اين سيلي هاي رسمي و اين روياروهايي حکومتي در رفتار جامعه تاثيرگذار هستند.

۰۶ مرداد ۱۳۸۳
موج تابستاني و برخورد با بدحجابي

 

§          موج  برخورد با بدحجابي –مثل هميشه- و اين بار با توجه به فضاي سياسي کشور با شدت بيشتر، در آغاز فصل گرم تابستان آغاز شده است.

§          اين بار اين موج تنها به خيابان ها بسنده نکرده است،  بلکه در روزنامه ها خواندم که «نمايندگان زن» در مجلس شوراي اسلامي نسبت به بدحجابي پرستاران در بيمارستانها به وزير بهداشت تذکر داده اند.

§          پيشاپيش هم بعضي از روزنامه هاي جناح راست که تازگي اسم اصولگرا را براي خود برگزيده اند، برخورد فرهنگي با بدحجابي را به سخره کشيده بودند و راه را بر آنچه جز برخورد فيزيکي است بسته بودند.

§          در خبر جالبي که در روزنامه دست راستي قدس آمده، نوشته بود يک منبع آگاه گفت حدود 40 نفر دختر هر روز صبح از تهران به قم مي آمده اند و بعد از ظهر به تهران باز مي گشته اند و مأموريت آنان ايجاد ارتباط با پسران و حضور در معابر شهر قم با وضعيتي زننده بوده است. اين در حالي است که تا به حال چندين بار مسئولان شهر قم از وضع بد حجابي «دختران قمي» شکوه رسمي کرده بودند و هنوز معلوم نيست که در حاليکه خود مسئولان قمي از بدحجابي دختران قمي ناراحت هستند، چرا اين 40 نفر بايد صبح به قم بروند و شب برگردند. و کجا و کي هم اين ادعاهاي منابع مطلع بايد ثابت شود؟

§          در مجموع دختران ايراني پوشيده ترين و اخلاقي ترين هستند و نيز اينکه چرا بين بدحجابي و فاسد بودن دختران و زنان فرق گذاشته نمي شود.

اساساً در جامعه اي که بالاي 50% جمعيت آن در سن زير 30 سال هستند و طبيعي است که نيازهاي متفاوتي دارند، بايد به مقوله جواني نگاه متفاوتي داشت. ضمن آنکه هنجار از ناهنجار –با توجه به واقعيات- هنوز مشخص نشده است. نگاه مردسالارانه هم خيلي بر همه امور حاکم است. يکبار کسي در آستانه تابستان به فکر آن نبوده است که به لباس پسران توجه کند. اگر ناهنجاري است در هر مورد ناهنجاري است.

§          نکته ديگري که اين روزها در ديدگاه بعضي از عناصر طرفدار برخورد فيزيکي با بدحجابي مطرح مي شود خيلي تعجب بر انگيز است. به نوعي به موجوديت انساني خانمها اهانت مي شود، مي نويسند چطور بيروي انتظامي توانسته است ترافيک را کنترل کند، ولي نمي تواند بدحجابي را کنترل کند. کنترل خانمها و وسائل نقليه يک مقوله است؟

§          يکبار ديگر هم اين سئوال را مطرح کردم که بي حجابي گناه است. دروغ و تهمت، رياکاري، فساد اقتصادي و خيانت به بيت المال هم گناهان بزرگتري است که رواجي گسترده تر از بي حجابي دارد. چرا ستادي براي ريشه کني اينها نيست؟

§          چندي پيش پسري را ديدم که از اين برخورد ها عصبي بود. از من پرسيد مي دانيد که من ترجيح مي دهم خواهرم با وسائل عمومي به محل کار و مدرسه اش برود. چون نمي دانيد وقتي که جلوي من را مي گيرند و جلو خواهرم بايد مدرک بياورم که ايشان خواهر من است، من و خواهرم چه حالي مي شويم. ديدم کاملاً حق دارد. يک لحظه با خودم فکر کردم که اين کارها با اسلامي که من مي شماسم چقدر فاصله دارد.

۰۵ مرداد ۱۳۸۳
افتتاح پل موستار

اين يادداشت را آقاي صفدر حسيني، وزير اقتصاد و دارايي براي وب نوشت فرستاده است.

 

هفته گذشته، خبر دادند که قرار است در بوسني پل معروف موستار راکه در جنگ بوسني از بين رفته بود پس از بازسازي افتتاح نمايند. و اين را سمبل گفتگوي تمدنها مي دانند. از آقاي خاتمي دعوت کرده بودند که در اين مراسم شرکت کند تا به عنوان معمار گفتگوي تمدنها مهمان افتخاري آنان باشد. ايشان نمي توانستند سفر نمايند. من به عنوان رئيس کميسيون مشترک ايران و بوسني از سوي ايشان رفتم.

مراسم بسيار عظيمي بود. در مراسم رسمي رئيس جمهور بوسني رسماً اسم آقاي خاتمي را آورد که ايده گفتگوي تمدنها را در دنيا مطرح کرده است و اينکه اين پل نشانه خوبي براي گفتگوي تمدنهاست. بعد از پايان يافتن مراسم جشن پرشکوهي برگزار شد. از خصوصيات مهم اين جشن، وجود چهره هاي مختلف با لباسهاي کشورهاي گوناگون بود که در اين مراسم هنر نمايي مي کردند. اين امتزاج لباسها نشانه امتزاج فرهنگها بود.

از اينکه رئيس جمهور ايران چنين پيامي دارد و اينقدر اين ايده در دنيا مهم تلقي شده بر خود باليدم. اما در خبرهاي ايران به تنها چيزي که اشاره نشد، مسأله گفتگوي تمدنها و نقش آقاي خاتمي بود.

چون ديدم شما در سايت وبنوشت مراسم گفتگوي تمدنها در قرقيزستان را نوشته بوديد، چند خطي هم من براي خوانندگان شما نوشتم.

ولي حيف که مثل شما موبايل دوربين دار نداشتم که چند عکس زيبا هم براي اهالي وبنوشت تهيه کنم.

۰۴ مرداد ۱۳۸۳
از هر دري سخني

 

يکي دو سه روزي آقاي مهرعليزاده با مصاحبه اختصاصي که به سوالات خوانندگان وبنوشت داشت به کمک روزنوشت آمد. از ايشان و خوانندگان تشکر مي کنم.

*****

حکم تبرئه کارمند وزارت اطلاعات در دادگاه خانم زهرا کاظمي صادر شد. ما هم از ابتدا هي مي گفتيم که وزارت اطلاعات و دولت دلائل مستندي دارد که اين کارمند وزارت اطلاعات عامل قتل خانم زهرا کاظمي نبوده است. از سوي ديگر دادگاه شبه عمدي بودن قتل خانم زهرا کاظمي را پذيرفته، پس لااقل يکي بوده که بصورت شبيه عمد عامل اين جنايت شده است. اميدوارم هرچه زودتر آن کس و يا کساني که چنين ظلمي را روا داشته اند و چنين بحراني را براي کشور به وجود آورده اند مشخص شوند.

*****

داشتم ضمن کار، بازي فوتبال ايران و عمان را مي ديدم. وقتي منظره تلخ برخورد فيزيکي دو نفر از بازيکنان تيم ملي کشورمان را ديدم، خيلي افسوس خوردم. حتماً شما هم همين طور.

بازيکنان تيم ملي حتماً مي دانند همچنان که در پيروزي آنان، تمام ملت يکپارچه خوشحال مي شوند، در رفتارهاي خلاف اخلاق و آداب آنان نيز يک ملت شريک مي شوند. اميدوارم که در هيچ بازي و براي هيچ کشوري چنين صحنه هايي به وجود نيايد. همچنان که ملت ما يکپارچه براي پيروزي آنان دعا مي کند و آروزي توفيق.

8   4       ۲۰۱    ۲۰۲    ۲۰۳    ۲۰۴    ۲۰۵    ۲۰۶   ۲۰۷    ۲۰۸    ۲۰۹    ۲۱۰    ۲۱۱       3  7
© Copyright 2003-2020, Webneveshteha.com. All rights reserved.