۲۲ شهريور ۱۳۸۳
پيامبر اخلاق

مبعث پيامبر بزرگ اسلام مبارک باد.
خود پيامبر مي گويد: اني بعثت لاتمم مکارم الاخلاق يعني فلسفه بعثت اين است که پيامبر مي خواسته فضايل اخلاقي را تکميل کند.
به عبارت ديگر جوهر دين پيامبر خدا، اخلاق بوده است. جامعه اي که اخلاق در آن حاکم باشد، آرام ترين و لذت بخش ترين جامعه هاست.
دروغ، تهمت، سلب آرامش از مردم، دخالت در زندگي خصوصي انسانها، غيبت، ريا، خود بزرگ بيني، تحقير مردم، تکبر، پايمال کردن حقوق ديگران، اسراف، بد اخلاقي، عصبانيت و دهها نمونه ديگر که جامعه بشري امروز آنرا ضد اخلاق مي داند، در تعارض با فلسفه بعثت پيامبر اسلام است.
آنها که اصول اخلاقي را رعايت نمي کنند از انديشه اسلامي بدورند.
همچنان که معناي بعثت، برانگيختن است و روز عيد بزرگ ما هم مبعث نام گرفته، يعني زمان برانگيخته شدن، اي کاش انگيزشي در جامعه اسلامي ما به وجود مي آمد تا اين مظاهر ضد اخلاقي مثل آنچه که در بالا شمردم از جامعه رخت بر مي بست و آحاد جامعه ما بخصوص نسل آينده ساز جوان احساس آرامش و لذت مي کرد.

۲۱ شهريور ۱۳۸۳
افاضات جديد
چند روز پيش جمعی از نيروهاي استشهادي که اخيراً در ايران اعلام وجود کرده اند، براي حفاظت از تأسيسات اتمي بوشهر دعوت به ثبت نام نموده بودند که با سپر انسانی از آن تأسيسات دفاع کنند و مقام رسمي نماينده مجتمع بوشهر هم در روزنامه ها اعلام فرموده بودند که اولين ثبت نام کننده هستند. به عقيده من با پشتوانه عظيم ملت ايران، اسرائيل جرأت حمله به تأسيسات اتمي ايران را ندارد ولي خداي ناکرده اگر چنين شود، زميني و تن به تن که نمي جنگد. اين خيل عظيم مردم، اگر بيايند! چه مي توانند بکنند؟
در سيري که در خطبه هاي نماز جمعه ها از تلکس خبرگزاري جمهوري اسلامي ميکردم ديدم امام جمعه محترم اروميه در نماز جمعه ديروز ضمن اينکه از مجلس ششم به عنوان مجلسي که بايد منحل مي شد ياد کرده بودند گفته بودند که يکي از جريانات مجلس ششم! نيز جامعه مدني است که اي مرگ بر جامعه مدني جامعه مدني یعنی دختر و پسر و زن و مرد با هم فرق ندارند و زنا براي آنان مثل حيوانات است. و ضمن انتقاد شديد از بد حجابي و بي حجابي گفته بودند براي رئيس جمهور، براي آزادي ننگ نيست؟
من نمي دانم چه کساني اين تحليل ها را براي امام جمعه محترم اروميه فرستاده که معناي جامعه مدني اين است! ولي از اين حرفها خيلي به عنوان يک روحاني و يک ايراني شرمنده مي شوم!
امام جمعه موقت اصفهان که نماينده مجلس نيز هستند فرموده بودند من به شهامت مي گويم که طرفدار جدايي، طرفدار جدايي دانشجويان دختر و پسر در دانشگاه هستم و فکر من طالباني نيست و هر کس می گويد طالباني است، غلط مي کند. کلاسها بايد جدا شود و پارکها و صندلي هاي دانشگاه محل امن گفتگوي خصوصي آنان نباشد.
افرادي که از دانشگاهيان دنبال جريان استشهادي هستند و يا افرادي که از مجالس روحانيت کشور اين حرفا را مي زنند، جداً مخاطب اين نوشته من نيستند و اساساً علاقه به شخصي کردن مسائل ندارم.
ولي به عنوان يک ايراني و يک روحاني خيلي از طرح اين ديدگاه ها رنج مي برم و از اينکه کشور را مي بينم که هر روز اين ديدگاه هاي متحجرانه بعد از 7 و 8 سال مبارزه روشنفکرانه دوباره دارند جان مي گيرند، افسرده مي شوم.
راه حلي به نظرم نمي رسد ولي اين که اين نگاه به جامعه، در بخشي از مديريت کشور باشد نشان بدي است که تصميم گيران از واقعيت آنچه که در جامعه می گذرد بسيار دورتر از آنند که حتی آدم خوش بينی مثل من گمان می گردم.
و مهمتر از آن بازتاب جهاني آن است که همراه با اين افراد آبروي تاريخي ملت ايران از يکسو و دين و اسلام جامعه از سوي ديگر در جهان چگونه مورد تهاجم قرار مي گيرد.

۲۰ شهريور ۱۳۸۳
توفيق شفاهي

 

نسل قبل از ما با مجله توفيق خيلي آشنا بودند. تنها مجله فکاهي که در حوزه دولتمردان عصر پهلوي با زبان گزندة طنز، آنان را به چالش مي کشاند. اخيراً نامه اي از آقاي دکتر عباس توفيق خواندم که در برابر فشار هويدا براي توقيف توفيق، ديالوگ جالبي بين آنها برقرار شده است که بسيار آن را زيبا يافتم و تصميم گرفتم روزنوشت امروزم باشد. هويدا به توفيق پيام داده که:

به توفيقي ها بگوييد که اگر ما توفيق را توقيف کنيم آنها همه شرايط ما را مي پذيرند. جواب توفيقي ها اين بود که از توفيق عزيزتر براي ما چيز ديگري هم هست که اگر ادامه انتشار توفيق با آن مباينت داشته باشد، آن را که فدا مي کنيم، توفيق است.

چند روز بعد هويدا گفت از توفيق بپرسيد آن چيست؟

گفتيم: آن تتمه شرفي است که فکر مي کنيم داريم.

و اضافه کرديم به آقاي هويدا بگوييد که اگر توفيق را توقيف کنيد آن وقت ما به جايش توفيق شفاهي در مي آوريم که از توفيق کتبي صد درجه بدتر است.

پرسيد چرا؟

گفتيم به خاطر آنکه سانسورش نمي توانيد بکنيد.

*****

و انصافاً هميشه و همه جا، بخصوص اين دوران که بستر طبيعي جهان بر ارتباطات بنا شده است، بيش از هميشه هرچه فشار بيشتر و تعطيلي رسانه ها فراوانتر باشد، فرهنگ شفاهي  تأثير عميق تري دارد.

۱۹ شهريور ۱۳۸۳
فوتبال، دستگیری دست اندرکاران سایت ها و کنکوری ها

واقعاً چه می کنه فوتبال!! دیشب همه ایرانی ها در همه جای دنیا دل تو دلشون نبود، خیلی حیف بود از جام جهانی به این زودی حذف می شدیم.نیک بخت واحدی که گل زد،صدای جیغ همه همسایه هامون بلند شد.تصور کنید که من هم داشتم با این هیکل جیغ می زدم ! ولی دلهره وحشتناکی بود چند دقیقه باقی مانده بود.
گل علی دایی جیغ نداشت ولی یک دنیا آرامش به همراه آورد. چه کار خوبی می کند این پادشاه اردن که در بازی ها شرکت می کند. چه می شد این رودرواسی ها در ایران کم می شد و مثلاً دیدن فوتبال از شخصیت مدیران ارشد نمی کاست . زیبایی همدلی و همکاری تیمی، علیرغم همه اختلافات هم شیرینی دیگری این بازی بود.

*****

دستگیری روزنامه نگاران و دست اندرکاران سایت های سیاسی، در مقابل ، از شیرینی دل جوانان کشور می کاهد. این در حالی است که دست اندرکاران محتوایی این سایتها رسماً اعلام کرده اند که ما مسئول محتوای سایت هستیم.چند بار در این روزها به سهم خودم که خودم را جزو جامع اینترنتی کشور می دانم،تلاش کردم  اما تا کنون که اثری نداده است.کسی که کار فنی سایت را دارد چه ربطی به محتوای سایتها دارند.می شود اتومبیل سازان را دستگیر کرد که مبادا اتومبیلی که آنها ساخته اند خلاف نموده باشد؟ ظاهراً نمی شود ولی یک مثل قدیمی ایرانی می گوید: کردیم، شد.
در اخبار هم خواندم که خبر نگار همشهری به خاطر یک سوال از رئیس جمهور اخراج شده. چه گل و بلبلی ، خبرنگار به خاطر سوال از رئیس جمهور کشورش از یک مجموعه فرهنگی اخراج می شود. خدا کنه که خبر دروغ باشد و الا از مجموعه فرهنگی همشهری که آن هم سابقه کار فرهنگی و خواننده  دارد خیلی تعجب برانگیز است.

*****

کنکوری ها هم این روزها را خیلی سخت می گذرانند. این دو سه روز، تا جوابشان بیاید، یک عمر را سپری می کنند.خدا کند که دلشان خوش باشد.فقط برای ابراز همدردی یادی از آنها کردم.همه می دانیم که چقدر سخت است.

۱۸ شهريور ۱۳۸۳
تابستانهاي مجازي

تابستان فصل متفاوتي است. دارد کم کم تمام مي شود. براي بعضي ها خيلي خوش مي گذرد. براي بعضي ها هِي همچنين. براي بعضي ها هم بد و سخت.
دانش آموزا، اول خيلي خوشحال مي شوند، ولي کم کم حوصله شون سر مي ره. اصلاً تفريح هم با دنياي جديد متفاوت شده. خيلي از پدر و مادرا را ديدم که تنها ناراحتي شان از رفتن به شمال و حتي ويلاهاي اختصاصي خودشون اينه که بچه ها نمي يان.
يکي از دوستان کتابفروشم در يکي از شهرهاي شمال مي گفت ما در اينجا، بيشتر از سوپرها و کتابفروشي هاي تهران کارت اينترنت مي فروشيم. معناي ديگرش اين است که بالاخره دختر، پسراي مسافر و جوون بيش از آنکه سراغ طبيعت و دريا و جنگل بروند به اين دنياي مجازي که همه دوستانشان را از همه جا جمع می کند بيشتر علاقمندند. البته، نه، شايد هم به هر دو علاقمندند.
مهم اين است که بفهميم دنيا در همه چيز تغيير کرده است.
چند روز پيش در فرصتي که خدا، وبگردي نصيب ما کرده بود، ديدم نوجوان دانش آموزي نوشته موقع مدرسه، بابا و مامان اجازه نمي دادند به سراغ کامپيوتر بروم مبادا به درسم لطمه بخوره. ولي گاهي که دسترسي داشتم اينقدر کار با اينترنت و چت لذت داشت که نگو و نپرس.
ولي حالا که هميشه مجاز به کار با اينترنتم اصلاً حس چت کردن ندارم.
خدا هم آدمها را خيلي بامزه آفريده ها. شيريني زندگي به همين تنوع هاست.

 

۱۷ شهريور ۱۳۸۳
شادي فوتبالي در عراق
در روزهايي که نجف در حوادث اخير سوخت و شعله آن تا بغداد هم رفته بود و از شمال، بصره را هم تحت تأثير قرار داده بود به نظر مي رسيد همه مردم عراق درگير يک جنگ تمام عيار هستند و حال و حوصله هيچ چيز ديگري ندارند. در المپيک 2004 تيم فوتبال عراق در ناباوري کامل، توانست بر تيم قدرتمند پرتغال پيروز شود، در اخبار زد و خورد هاي شديد در يک پلان کوتاه تلويزيونهاي دنيا نشان دادند که جوانان بغداد در يک حرکتي که به تظاهرات دسته جمعي شبيه بود و همه در حال تيراندازي هستند به خيابانها ريخته بودند و موفقيت تيم فوتبال عراق را جشن گرفته بودند.
اين را دنيا حادثه تلقي نکرد، اما من از همان روز در اين فکرم که اين حادثه اي است بزرگتر از حوادث خونين عراق، زيرا نشان دهنده اين است که جوانان زجر کشيده عراق هم مثل همه جوانان دنيا مسئله شان جنگ و خونريزي نيست، آنان نيز تفريح مي خواهند و شادي، آنها با صداي بلند تري از ساير مردم دنيا مي خواهند اعلام کنند که به آرامش نياز دارند. اين همان حادثه است.
نکته ديگر اين جشن و شادماني هم اين بود که فوتبال تنها هيجاني است که مرز نمي شناسد رنج نمي شناسد و همه دنيا را بدنبال خودش مي کشاند.
از بس نوشتم در ايران خودمان هم جوانان شادي نياز دارند و هي دايره بگير و ببند خياباني بيشتر شد اين دفعه از عراق نوشتم.

۱۶ شهريور ۱۳۸۳
سالگرد مرحوم طالقاني

 

طالقاني يکي از بزرگترين کساني است که هميشه نام و يادش در تاريخ ايران زنده است:

مهربان بود.

خوبي ها را مي ديد و سعي داشت بدي ها را اصلاح کند.

به ديني اعتقاد داشت که مردم دنيا را اذيت نمي کرد.

هميشه مردم را به جاده ميانه روي و اعتدال فرا مي خواند.

در اعتقاداتش استوار بود.

همين ها کافي ا ست که جايش سخت خالي باشد.

۱۵ شهريور ۱۳۸۳
تحليل آماري شعارهاي انقلاب

 

چندي پيش خبرگزاري جمهوري اسلامي در مورد شعارهاي انقلاب اسلامي تحقيق آماري و محتوايي انجام داده بود که به دليل اهميت آن، اينجا آن را مي آورم:

 

در تعريفي که محقق از شعار ارائه نموده است پنج عنصر  لحاظ گرديده، اول آنکه عبارتي موزون باشد، ثانيا داراي پيام انقلابي باشد، ثالثاً ارزيابي و نگرشي در آن نهفته باشد، رابعاً ارزش محور باشد. از عبارات جمع آوري شده توسط محقق، 40153 شعار استخراج گرديده است، که از دو منشا بوده اند يکي فرهنگ عامه مردم و ديگري جريانهاي سياسي و فکري.

شعارها را مي توان در 6 محور اصلي تقسيم بندي کرد:

1- شعارهاي مربوط به اوضاع سياسي اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي قبل از وقوع انقلاب

2- شعارهاي مربوط به چگونگي سرنگون کردن حکومت.

3- شعارهايي که پس از به قدرت رسيدن انقلابيون مطرح مي شود.

4- شعارهاي مربوط به شخصيتهاي انقلابي

5- شعارهاي مربوط به نظامها و شخصيتهاي بين المللي و جنبشهاي موجود در ساير کشورها

6- شعارهاي مربوط به جامعه مطلوب و آرماني

آرمانهاي مردم را مي توان از شعارهاي ابراز نشده بدست آورد و نکات آموزنده اي را مي توان از تحليل آنها دريافت:

الف) 261 شعار به آرمانهاي سياسي اختصاص يافته است که مقوله هايي همچون برقراري جمهوري اسلامي و برقراري حکومت اسلامي، نهادهاي سياسي، حقوق و ارزشهاي سياسي، آزادي و مشارکت سياسي و ساير ارزشها را در بر مي گيرند. با اين تجزيه و تحليل روشن شد که 21 درصد از شعارها اهداف سياسي مربوط به آرمان برقراري جمهوري اسلامي بوده در حاليکه 6 درصد آن مربوط به برقراري حکومت اسلامي بوده است.

آزادي سياسي و مشارکت سياسي نيز 26 درصد شعارها را به خود اختصاص داده است. يعني موضوع حقوق سياسي و ارزشهاي سياسي شامل آزادي بيان، آزادي مشارکت سياسي و غيره بالاترين اولويت را داشته و بعد از آن شعارهاي مربوط به جمهوري اسلامي است.

ب- 359 شعار مربوط به آرمانهاي فرهنگي بوده است که 41 درصد از آنها مربوط به ايثارگري و فداکاري و شهادت در راه آرمانهاست و تنها 6.4 درصد مربوط به پوشش زنان است.

ج- از تحليل شعارها روشن مي شود که انقلاب اسلامي ايران خشونت آميز نبوده است و بکارگيري خشونت براي سرنگوني نظام محور اصلي شعارها نبوده است.

د- از تجزيه و تحليل شعارها معلوم مي شود که مردم مي دانستند چه چيزي را به طور مشخص نمي خواهند، شاه، پادشاهي، اختناق و ساواکي و غيره نمي خواهند، در عين حال مي دانستند که به صورت کلي چه چيزي مي خواهند. مثلاً آزادي بيان، مشارکت سياسي، جمهوري اسلامي و استقلال مي خواهند. اما شايد نمي دانستند جزئيات مطالبات کلي آنها چيست و اصولاً چنين انتظاري نبايد داشت که جزئيات براي مردم کاملاً روشن باشد.

هـ- تعداد شعارها در انقلاب اسلامي ايران نسبت به ساير انقلاب ها زياد است و شايد دلايل متعددي موجب چنين امري شده باشد مثل اينکه فرهنگ ما فرهنگ شفاهي است و يا اينکه ما تمايل به اداي مطالب به صورت موزون داريم. به هر حال شعارها در انقلاب ما جايگزين مبارزه مسلحانه شدند.

و- يکي از مطالباتي که بستر آن در اين تحقيق آماده شد و بايد در آينده صورت گيرد اين است که آيا آرمانهايي که در زمان انقلاب مطرح بودند در وضع فعلي محقق شده اند. هرچند هيچ انقلابي در جهان به همه آرمانهاي خود نرسيده است چون گاهي آرمانها بلند و دست نيافتني هستند اما موفقيت نسبي مد نظر است.

البته اولويت را در زمان کنوني بايد به آرمانهاي نسل جديد بدهيم اما برخي آرمانها جزو آرمانهاي کلي يک ملت به شمار مي روند و تغيير نسل زمانه موجب تغيير آن نخواهد شد مثل آرمان جمهوريت، آرمان آزادي، آزادي بيان و مشارکت سياسي. اين آرمانها با تغيير نسل تقويت مي شوند و جريان به عقب بر نمي گردد. اينها متکي بر فرآيندهاي تاريخي جهاني و داخلي هستند، متکي بر اعتقادات و ويژگيهاي اصيل يک ملت هستند و معمولاً تداوم مي يابند.

۱۴ شهريور ۱۳۸۳
مبارزه همه جانبه عليه بد حجابي

 

خانم هاي نماينده مجلس بر عليه جلسه اي که سازمان ملي جوانان تشکيل داده و ادعا مي شود چند نفر از خانمها در آنجا حجاب کاملي نداشته اند به رئيس جمهور نامه تندي نوشته اند که پيام شما در حالي قرائت مي شد که دختران و پسران به صورت مختلط با آرايش هاي زننده و ظاهري بسيار نامناسب و با اجراي موسيقي بسيار تند در کنار هم نشسته بودند و در آخر خطاب به رئيس جمهور آورده اند که جناب رئيس جمهور! فاين تذهبون (به کجا مي رويد؟)

در يک فعاليت ديگر نيروي انتظامي در مورد مبارزه با بد حجابي، در سر خيلي از مراکز رفت و آمد ميني بوس هاي قشنگي که خودش شکل يک زندان کوچک را دارد متوقف کرده اند که ديدن آن دل بد حجاب و با حجاب را مي لرزاند.

در راهپيمايي بعد از نماز جمعه ديروز تهران که خبرگزاري جمهوري اسلامي تعداد آن را 300 نفر مخابره کرده است خيلي شعار دادند: پديده بد حجابي، خواسته هر پليدي! فساد و بد حجابي، حامل هر تباهي است. و بعد اضافه کرده اند: اي دولت پاسخگو، بگو که پاسخت چيست. اي دولت پاسخگو، اين آخرين اخطار است.

تا اينجا اطلاع رساني بود. اما چند تا سوال ذهن مرا به خود مشغول کرده است، اول اينکه خوب اگر مبارزه با بد حجابي است و واقعاً مسأله ديگري پشت پرده نيست، آخر مگر بد حجابي را دولت دستور داده است و يا رئيس جمهور. چطور همه نامه ها و شعارها به رئيس جمهور ختم مي شود؟ صدا و سيما و اين همه رسانه در اختيار جناح راست و بسياري از سخنراني هاي مجلس هفتم و بسياري از تريبون هاي رسمي که عليه بد حجابي مشغول تبليغ هستند و تازه قوه قهريه هم که هست. چرا آنها اثر نمي کند؟ حالا تابستان سال آينده که فضاي اجتماعي تغيير نمي کند ولی رئيس جمهور عوض خواهد شد، اگر رئيس جمهور مطابق ميل شان آمد گفته نخواهد شد که اينها جوان هستند و واقعاً وضع حجاب در ايران خوب است؟

نکته دوم ام اين است که چند تا راهپيمايي عليه رياکاري، دروغ، حيف و ميل بيت المال، بي عدالتي، ضايع کردن حق مردم که همه گناهان مسلم هستند، صورت گرفته است؟ شايد خبر اين راهپيمايي ها به من نرسيده و الّا گناه اينها از بي حجابي –و نه بد حجابي- يقيناً کمتر نيست.

و نکته آخر اينکه: ام م م، اصلاً هيچي.

۱۳ شهريور ۱۳۸۳
منبر

 

در خاطرات آقاي هاشمي رفسنجاني مي خواندم که يکبار در جلسه هفتگي ايشان و جمعي از روحانيون تهران مطرح شده آقاي مناقبي واعظ منبر بود در مجلس ختم و فاتحه يکي از معاريف آن روزگار. در اواسط منبر خانم فرخ روپارساي که آن روزها وزير آموزش و پرورش بوده در قسمت مردانه آمده در مجلس ختم شرکت کرده. بحث داغي در جلسه ايشان شکل گرفته است که جمعي گفته اند بايد منبر را تعطيل مي کرده و پايين مي آمده و مي رفته و بعضي مي گفته اند او نمي توانسته اين کار را انجام دهد.

من يادم آمد که يکي از دوستانم نقل مي کرد بالاي منبر و با الفاظ مطنطن  داشته مردم را به خدا دعوت مي کرده که فرزندش گريه کنان پله هاي منبر را گرفته بود تا پيش پدر بنشيند! او هم مي گفت گير کرده بودم چه کنم. هرچه با دست و پا اشاره کرده بود موثر نيفتاده بود. حالا بماند که آن آقا کوچولو چه کرده بود.

ولي اينها از دردسرهاي آخوندي است که گاهي اشاره به آن خالي از لطف نيست.

8   4       ۱۹۷    ۱۹۸    ۱۹۹    ۲۰۰    ۲۰۱    ۲۰۲   ۲۰۳    ۲۰۴    ۲۰۵    ۲۰۶    ۲۰۷       3  7
© Copyright 2003-2020, Webneveshteha.com. All rights reserved.