۱۷ مرداد ۱۴۰۱
در کناره‌ی محرم (۱۰)
تقارن روز خبرنگار و شروع کار کاروان خبررسانی اسرا

تقارن عجیبی است امسال.
از عصر عاشورا که رسالت رسانه‌ای زینب آغاز می‌شود، روز خبرنگار هم به تقویم ایران آغاز شده است.
شهید صارمی،‌ خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی و جمعی از نیروهای ایرانی جزو اولین کشتارهای اندیشه پلید طالبانی شدند.
به این مناسبت این روز، روز خبرنگار در تقویم ایرانی نام گرفت.
اقتدا به کاروان اسرا.
بعد از این‌که در ظهر عاشورا، امام حسین به شهادت رسید بخش خبر رسانی کربلا آغاز شد.
و چه دیوانه بودند اصحاب یزید که گمان می‌کردند موفقیت کشته شدن امام حسین را باید به رخ جامعه اسلامی بکشند اما با این کار تمام امکانات رسانه‌ای را به آن‌ها بخشیدند.
کوفه که سال‌ها زیر حکومت عدالتخواه علی بود، یک مرتبه با فرزندان علی در هیئت اسارت روبرو شدند. نمی‌توانستند باور کنند که جای علی کسی نشسته با این همه رذالت.
رسانه زینب و کاروان اسرا همه تلاش‌های یزید را بر هم ریخت. یزید بی خود تصور کرد که می‌تواند بر کوفه فائق‌آید. نقش رسانه‌ای زینب را یزید هم مثل همه دیکتاتورها نادیده گرفته بود.
این کاروان خبررسانی به دست خود اعوان یزید از کوفه در عراق تا شام در سوریه بیانیه مجسم شدند تا نگذارند صدای حسین در کربلا بماند.
هرچه رسانه این کاروان زیادتر می‌شد، یزید بیشتر به گوشه رانده می شد.
در مرکز حکومت که نمی‌دانستند علی و عدالتی هم وجود دارد، کاروان تبلیغاتی کربلا وارد شدند. شهر را به هم ریختند.
تبلیغات یزید را خنثی کردند.
یزید، اینها نیروهای شورشی بودند؟ علیه کی؟ علیه دین پدر بزرگشان؟
در مجلس یزید امام سجاد سخنرانی کرد. ولوله شد. قصد صیانت از مردم کردند. از اذان به عنوان پارازیت استفاده کردند. وسط سخنرانی امام اذان گفتند. امام ساکت نشست. تا گفت اشهد ان محمداً رسول الله. هی زد. گفت ساکت.
بعد رو کرد به مردم گفت یزید، این محمد جد تو است یا من؟
چه استفاده ظریفی از فضای تبلیغاتی کرد.
نگذاشت اسلامی که در تاریخ می‌ماند فقط اسلام یزیدی باشد.
این رسالت را خبرنگاران خوب می‌شناسند. استفاده از فرصت‌ها برای افشای کجی‌ها.
خسته نباشید خبرنگاران ایرانی. مرغان عروسی و عزا که هر مسئولی اشتباه می‌کند، هر مدیری تفکر غلط دارد. هر تریبونی حرف بی‌ربط می‌زند و شما آن را منتشر می‌کنید، وقتی می‌بینید این حرف ناصواب بوده، شیطنت خبرنگار نامیده می‌شود.
دوران خبررسانی کاروان اسرا سخت‌تر از نیم روز عاشورا بود. شما هم اقتدا به زینب و امام سجاد دارید که واقعیت را به سختی، حتی اگر نه برای عصر فعلی، برای آیندگان روایت می کنید..

۱۶ مرداد ۱۴۰۱
در کناره‌ی محرم (۹)
عباس، مظهر اخلاق بود.

خیلی‌ها شاید تصور کنند روز تاسوعا روز شهادت حضرت عباس است.
اما تاسوعا، یعنی روز نهم ماه محرم.
هیچ اتفاق متفاوت از روزهای قبل در کربلا نیفتاده است.
حضرت‌عباس هم مثل سایر شهدا در روز عاشورا به شهادت رسید.
اما در فرهنگ شیعی گویا به این نتیجه رسیده بودند که جدای از عاشورا، حضرت اباالفضل آن قدر در ماجرای کربلا نقش دارد که یک روز از این ده روز باید به او اختصاص یابد.
به این دلیل روز نهم محرم، روز مخصوص عباس شد.
حضرت عباس امام نیست. معصوم نیست. اما در ردیف آنان و حتی در میان بعضی عوام بیشتر از آنان مقبول جامعه است.
این ربطی به شیعیان ندارد. در عراق و حتی در میان سنیان آن هم حساب ویژه‌ای برای عباس قايلند. در تاریخ آغاز حزب بعث عراق آمده است که وقتی تصمیم به کودتا گرفتند و نیاز به همکاری وفادارانه داشتند، برای این‌که همه را ملتزم کنند که خیانت نکنند در کنار قبر حضرت‌عباس جمع شدند و پیمان بستند.
گویا برای آنان هم ابهت‌اش محفوظ بود.
اهمیت عباس، ویژگی‌های اخلاقی است.
خیلی به این نکته باید توجه کرد. حتی از وسط معرکه کربلا و مظلومیت شهادت امام حسین و اصحاب و اسارت خاندانش ، رفتارهای اخلاقی اباالفضل به صورت پررنگ در تاریخ مانده است.
از حضرت عباس چند صفت اخلاقی مهم نقل شده است:
اولین نکته مهم وفاداری عباس است.
دشمن دعوتش کرد. می‌توانست برود. نسبت فامیلی از طرف مادر داشت. نه تنها دعوت را رد کرد که تا تقدیم‌جان در خدمت برادرش ماند.
دومی: جوانمردی عباس است.
در اوج تشنگی، صف دشمن را شکافت. کلی جنگ کرد. به آب که رسید، دست زیر آب کرد تا چند جرعه بنوشد و بعد آب برای خیمه‌ها و بچه ها ببرد. اما یک لحظه اندیشید امام حسین و زن و فرزندانش تشنه‌اند.جوانمردانه آب را بر آب ریخت و مشک‌ها را پر کرد. سومی: شجاعت عباس است.
شجاعتی که بتواند خود را به آب برساند و همه بر سر او بریزند. بنا به آن چه که نقل می‌شود، دست راستش را قطع کنند و با آهن بر فرقش بکوبند تا بر زمین بیفتد.
در اسطوره‌ها و حتی در واقعیت آدم شجاع کم و بیش پیدا می‌شود. اما اهمیت عباس، تلفیق شجاعت با صفات اخلاقی جوانمردی و وفاداری و غیرتمندی او بود.
حضرت عباسی، عباس سمبل اخلاق در عاشورا بود.

۱۵ مرداد ۱۴۰۱
در کناره‌ی محرم (۸)
‎صف های اطعام صف پیوند با حسین:
روز تاسوعا و عاشورا در نقاط مختلف شهر و حتی در مناطق بالای شهرها شاید بارها با این منظره روبرو بوده‌اید که در صف اخذ غذا کسانی ایستاده‌اند که ظاهرشان و حتی اتومبیل‌هاشان نشان می‌دهد برای سیر کردن شکم نیازی به این غذای نذری ندارند. اما در درونشان کسی گویا گفته است که این غذا می‌تواند به‌نام امام حسین باشد.
اطعام دادن در ماه محرم یکی از خصوصیات سال‌های اخیر شده است.
حداقل حجم بالای اطعام ماه محرم خیلی سابقه ندارد.

آن قدر این مساله بالا گرفته است که در این حوزه شعر و طنز و روایات مختلف هم به وجود آمده است.

شهرها و حتی روستاهای مختلف این به این فرهنگ غذا دادن و غذا خوری پایبند هستند.
در این میان خورشت قیمه شانس بیشتری داشته است و در لیست قیمه‌ها برندی به نام «قیمه نذری» ثبت شده است.
طبیعتاً در نذرهای مردمی کیفیت غذاها بهتر و بهداشتی‌تر است. زیرا کسی آنان را مجبور به پخت نمی‌کند و تعداد معینی هم لازم نیست آن را تناول کنند.
غیر از اندک جمعیتی که ممکن است برای تفاخر چنین کنند و یا نذری های ارگانی و سازمان یافته که احیاناً از اموال عمومی است، نذرهای مردمی دو دلیل دارد: یکی احترام به امام حسین و سیر کردن فقرا و دیگری نذر برای مسائل مختلف از جمله شفای مریضان یا مشکلات مختلف.
اما آن چه که باعث شد این یادداشت را بنویسم اطعام دهندگان نبود.
اطعام گیرندگان مهم است.
یکی از دلایل جدی اینکه اصل دیانت و ارتباط حداقلی با مظاهر دینداری و سنت‌ها و مناسک مذهبی از فرهنگ ایران حذف شدنی نیست، همین اطعام‌گیرندگان هستند.
روز تاسوعا و عاشورا در نقاط مختلف شهر و حتی در مناطق بالای شهرها شاید بارها با این منظره روبرو بوده‌اید که در صف اخذ غذا کسانی ایستاده‌اند که ظاهرشان و حتی اتومبیل‌هاشان نشان می دهد برای سیر کردن شکم نیازی به این غذای نذری ندارند. اما در درونشان کسی گویا گفته است که این غذا می تواند بنام امام حسین باشد.

همین حس مهم است. و البته پایدار و ربطی به حکومت و جغرافیا و عملکرد این و آن ندارد.
من قبول دارم که برای کسانی این وجهه دینی کمرنگ است.
من قبول دارم در بعضس از اطعام های حسینی اسراف صورت می گیرد.
من میدانم که چشم و هم چشمی ها در اطعام ها جای مهمی دارد.
اما روز عاشورا و تاسوعا ایران ولوله است. این را که نمی شود انکار کرد. این ولوله، چه با اطعام های آن و چه با عزاداری های آن و چه با پرسه زدنهای کنار دسته ها و هیئت ها در هیچ شرایطی کم رنگ نشده است.
محور این همه این‌ها امام حسین است و امام حسین با هر تفسیری و تاریخی که برایش قائل باشیم، مرتبط با تاریخ دینی و شیعی و اسلامی است.
هیچ اجباری هم برای این رفتارها وجود ندارد و هرساله پر رنگ‌تر می‌شود.
این تجربه قابل توجهی برای سایر اجبارهایی است که برای بردن زوری جامعه به بهشت طراحی می شود.
حسین بی‌اجبار پیوند جامعه و دیانت را نگه داشته است.

۱۴ مرداد ۱۴۰۱
در کناره‌ی محرم (۷)
‎دو قرائت از اسلام:
صلح امام حسن و مهم‌تر، قیام امام حسین اعلام قرائت جدید از اسلام بود.

وقتی پیامبر دین‌اش را عرضه کرد در ابتدا تحویل‌اش نگرفتند. قدرت رسمی قبیله‌ای علیه‌اش قیام کرد. او را تبعید کردند. با او جنگ کردند. به هجرت وادارش نمودند. همه این کارها را کردند اما حقیقت دین محمد (ص) فراگیر بود و نشد جلوی آن را سد کنند.

پرده دوم مخالفت با اسلام، ورود به داخل آن بود و آسیب زدن و یا منحرف کردن آن از درون بود.

فقط توجه به این قسمت مسلم تاریخ که در قرآن هم آمده عمق این فاجعه را نشان می‌دهد. در زمان حیات و زندگی بنیان‌گذار و پیامبر اسلام در مدینه و در کنار دست او، مسجدی می‌سازند که خود بنیان‌گذار باید به دستور پروردگار آن را خراب کند. یعنی پیامبر مسجدی را خراب می‌کند که بالای مأذنه‌اش باید به رسالت همان پیامبر شهادت دهند.
این شاید میزان تلاش برای ورود به داخل اسلام و انحراف از درون را بتواند تصویر کند.
بعد از پیامبر که قدرت معنوی اصلی از سر راه برداشته می‌شود، این هجوم فراوان‌تر می‌شود. قدرت اسلام در اختیار معاویه و یزید قرار می‌‌گیرد. قرائت اسلامی روایت یزید و معاویه می‌شود. و بدتر اینکه تا ابد این، تنها قرائت از اسلام می‌ماند.
کار اصلی امام حسین معرفی قرائت متفاوتی بود که به‌نام اسلام در حال ریل‌گذاری بود. او می‌خواست این انحراف را اصلاح کند.

او نمی‌خواست اسلام را براندازی کند. او امام واقعی این دین بود. او فرزند پیامبر این دین بود.
کار سختش اصلاح کردن این حرکتی بود که توسط منافقین از زمان حیات پیامبر آغاز شده بود.
اصلاح‌گری در این جامعه کار دشواری است.
به خصوص اگر حاکمیت خود را خلیفه پیامبر بداند.
به خصوص اگر یزید در شام باشد و ارتباطات جمعی نباشد و همه فکر کنند پیامبر هم مثل یزید بود.
به خصوص اگر حتی ندانند حسین فرزند پیامبر است که علیه حاکمیت یزید قیام کرده است.
همه این‌ها بر امام حسین فرض کرد که قیام کند. از همه ابزارهای تبلیغی هم استفاده نماید.
خطر خیلی بزرگی که می‌ارزید خودش و خانواده‌اش را فدا کند.
می‌خواست اسلام بماند. اسلامی با قرائت پیامبر.
به همین دلیل با تکیه به منابع اصیل دینی دست به اصلاح زد.
به این امید که اگر حتی مدار دین در تاریخ بر محور روایت اموی بگردد ولی آیندگان بدانند کسانی از خاندان پیامبر و وارثان اصلی رسول الله بودند که تا سر حد شهادت ایستادند تا صدای قرائت اصلی اسلام را به تاریخ برسانند و هر چه قدرت داشتند برای اصلاح دین جدش به کار برد.

انما خرجت لطلب الاصلاح فی امت جدی محمد
این بخش از تاریخ امام حسین عبرت آموز است.

۱۳ مرداد ۱۴۰۱
در کناره‌ی محرم (۶)
مناسک حسینی و جدایی دین از سیاست:
از سال‌های خیلی دور دو مکتب استراتژیک در حوزه مداحی و منبر در محرم وجود داشت. ‎یکی گروهی بودند که معتقد بودند مرثیه‌سرایی و روضه‌خوانی بر امام‌حسین برای تحریک احساسات است و مهم عرض ادب و یا گریاندن مردم است.

‎وظیفه روضه‌خوان را حلقه وصلی می‌دیدند که باید وقایع عاشورای سال ۶۰ را بگوید و مردم با این ذکر مصیبت‌ها فراموش نکنند که امامشان چه مظلومانه در کربلا شهید شد.
‎بعد از این مرحله و با تکیه به مظلومیت امام حسین در کربلا، صرفا بر حقانیت مذهب شیعه تأکید می‌کردند و به ثواب روضه بسنده می‌کردند.
‎این را شاید در اصطلاح بعد انقلاب روضه‌های سکولار بنامند.
‎در مقابل این تفکر همیشه کسانی بودند که بر به روز شدن حوادث کربلا تأکید داشتند. از قبل از انقلاب، بعضی از این ادبیات در برابر رژیم شاهنشاهی استفاده می‌شد.
‎روحانیون طرفدار امام و مداحان انقلابی و سخنرانان مذهبیِ به روز، مرتب تأکید می‌کردند که یزید زمان خود را باید بشناسی.
‎حسین را باید در این دوران بیابی. کربلا را کلاس درسی برای بشریت می‌دانستند که از همه حوادث آن باید برای امروز درس گرفت.
‎دکتر شریعتی در فراخوانی به امام حسین عصری بیشتر از دیگران اصرار داشت. برای همه سکانس‌های حرکت امام حسین، تعبیر و تفسیری می‌کرد که بتواند در امروز به جامعه الهام بخشی کند.
‎مشهورترین عبارتی که همیشه شریعتی از آن با عنوان حدیث استفاده می‌کرد، کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا بود. همه جا را کربلا می‌دانست و همیشه را عاشورا.
‎این تفکر در بحبوحه انقلاب بیشتر اوج گرفت. محرم سال ۵۷ تقریبا اثری از مداحی‌ها و منبرهای سکولار نبود. چه با اختیار و چه به خاطر جو موجود در آن ایام.
‎عاشورا و عزاداری‌های آن سرمایه اصلی مبارزه و انقلاب شد. از دریچه هیئت و روضه و مساجد که به مثابه یک حزب تمام عیار و پر مخاطب رفتار می‌کرد، انقلاب اسلامی فراگیر شد.
‎دیگر تقریباً در اوان انقلاب روضه و هیئت سکولار معنا نداشت.
‎اما اکنون پس از دهه‌ها از شروع انقلاب،‌ دوباره به شکل پررنگی در حوزه دین جریانات معتقد به جدایی دین از سیاست بر منابر و هیئت‌ها سایه افکنده است.
‎بسیاری از هیئت‌های پر جمعیت در سراسر ایران و به خصوص تهران و مشهد، شرط موفقیت خود را، عدم دخالت و حمایت و طرفداری از حکومت می‌شمارند. این یک ادعا نیست.
‎روحانیون و مراجعی پر نامی هم از این جدایی دین و سیاست و یا عدم دخالت و حمایت و ورود مناسک مذهبی به سیاست حمایت می‌کنند و این به اعتقاد جمعی، خطر؛ و به اعتقاد جمعی، راه نجات دین است.

۱۲ مرداد ۱۴۰۱
در کناره‌ی محرم (۵)
تلاش رسانه ای امام حسین برای ثبت حماسه کربلا:
توجه و بهره‌برداری بی‌نظیر امام حسین از امکانات رسانه‌ای زمان خود برای اطلاع رسانی از ستمی که بر او رفته و افشای یزید و اهدافی که دارد، و فاصله‌ای که دین خدا از قرائت اصلی‌اش پیدا کرده است، از معجزات تاریخ عاشورا و حرکت امام حسین است. این را ما فرزندان دوران انفجار اطلاعات می‌فهمیم. اما این‌که امام حسین در آن دوران‌ها توجه به ابعاد رسانه‌ای فعالیتش داشته باشد مهم است و رمز جاودانگی حسین(ع) است.

به این چند مورد تاریخی دقت کنید:
۱- وقتی یزید پس از مرگ معاویه به فرماندار مدینه نامه نوشت که از امام حسین و دو نفر دیگر بیعت بگیرند، امام حسین از این بیعت امتناع کرد و در خطابه­ای تند اعلام کرد که باید فاتحه اسلام را خواند، وقتی این امت به رهبری مثل یزید مبتلا شده است،
در اولین گام تبلیغی در مدینه در کنار قبر پیامبر که مرکز تجمع مردم بود؛ خطاب به پروردگار و در حضور مردم گفت: خدایا این قبر پیامبر توست و من فرزند دختر او هستم. امر به معروف و نهی از منکر را دوست دارم. بیشترین توجه مردم بر علیه یزید جلب شد.
۲- مراسم حج این بزرگ­ترین امکان خبررسانی بود. امام حسین اعلام کرد به مکه می‌رود و نه کربلا. با خانواده‌اش هم رفت برای جلب توجه بیشتر مردم. جوری برنامه ریزی کرد که آخرین روزهای ورود حجاج در مکه باشد. تمام حاجیان خود را تا روز هشتم ماه ذی­الحجه به مکه می‌رسانند. روز نهم، روز آغاز مراسم حج است. امام حسین صبح روز هفتم ذی­الحجه خطاب به حاجیان در خطابه­ای اعلام کرد برای من قتلگاهی اختیار شده که من آن را دیدار خواهم کرد و هر کس از بذل جان و مال در راه پیغمبر و فرزندش دریغ ندارد با ما همراه شود.
من فردا، هشتم ذی­الحجه مکه را به مقصد شهادت ترک می­کنم. این خبر مثل بمب در بین حاجیان که نماینده همه مسلمانان از نقاط مختلف بودند صدا کرد و خبر به همه نقاط رسید.
۳- روز هفتم که آخرین افراد او نیز از دورترین راه­ها خودشان را به مکه رسانده بودند امام حسین عازم کوفه شد. کاروان حسین از محلی به نام بطن عقبه کوچ کردند و در محلی به نام اشراف اقامت گزید. در این نقطه حربن یزید ریاحی از طرف دشمن راه را بر امام حسین بست و امام در دوم محرم همان سال وارد سرزمینی به نام کربلا شد خبر مسافرت امام حسین از مدینه به مکه و استفاده از مردم برای خبررسانی به همه نقاط دنیای اسلام کار بزرگ رسانه‌ای و ثبت در تاریخ شد. برای امام حسین ۴ روز اضافه ماندن در مکه حتماً کار سختی نبود ولی آن ماجرا خبر تلقی نمی­شد تا توسط مردم به همه نقاط خبررسانی شود. حالا مردم فهمیده بودند که امام حسین با یزید بیعت نخواهد کرد و عازم شهادت­گاه شده است.
۴- نقش برتر رسانه‌ای جهت ثبت در تاریخ را کاروان اسرا، امام زین‌العابدین و حضرت زینب‌کبری انجام دادند.به صورت اسیر و به نشانه پیروزی یزید در فضای تند رسانه‌ای که یزید درست کرده بود تا بگوید این‌ها شورشی علیه خلافت اسلامی هستند را از بین بردند. ابتدا در کوفه با سخنرانی حضرت زینب و سپس در مقر خلافت آن ایام، شام؛ واقعیت ظالمانه یزید علیه دین پیامبر را افشا کردند.
همه این‌ها اگر نبود تاریخ نمی‌توانست بداند که یزید کیست و امام حسین و خاندان مطهرش چه کردند و چه بسا تنها قرائت یزیدی، قرائت اسلام اصلی است.

۱۱ مرداد ۱۴۰۱
در کناره‌ی محرم (۴)
جعلیات عاشورایی:
توصیه همه دلسوزان واقعی امام حسین علیه این است که عاشورا را از تحریفات و جعلیات دور نگه دارید اما بسیاری از مداحان بر این باور نیستند. گریه مخاطبان را بیشتر می‌خواهند. استاد ملکیان می‌گفت اگر در کربلا ده‌ها دوربین قوی در درون خیمه‌ها و در مسیر شطّ و در اردوگاه یزید نصب شده بود، باز هم به این وسعتی که بعضی روضه خوانان از جزییات حوادث شب و روز عاشورا می‌گویند، نمی‌توانست مکالمات و حوادث را ضبط نمایند.
در این تردیدی نیست که محتوای بعضی مصیبت‌ها از روز عاشورا قطعی نیست.
این را همه مورخین کم و بیش گفته‌اند.
در بین معاصران شاید جدی‌ترین نقد به محتوای روضه‌ها و مصیبت‌های مجعول را مرحوم شهید مطهری داشته است.
این اضافات بعضی در اثر ورورد جعلیات از سوی افراد مخالف تشیع در طول تاریخ به حماسه عاشورا اضافه شده است و بعد از چندبار شنیده شدن و نقل مکرر به درون کتاب‌ها راه یافته و جزئی از تاریخ شده است.
در این حوزه ها که از سوی مخالفان به درون منابع شیعی اضافه شده است، معمولا حادثه کربلا را اتفاقی پرذلت، زنان کربلا را بی‌شخصیت و رفتار حماسه سازان عاشورا را غیر منطقی و پر از کینه‌های شخصی معرفی می کند.
گروه دیگری از اضافات به تاریخ عاشورا از سوی مخالفان نبوده است. آدم‌های دلسوز و احساساتی در حاشیه تاریخ اضافاتی از خود می‌ساخته‌اند که روضه را گرمتر و شیعه را مظلومتر نشان دهند.
در طنز مشهوری گفته میشود که بعضی نوحه خوانان در ابتدای محرم هر سال دور یکدیگر جمع میشوند و روضه های جدید را به شور می گذارند.
هیچیک از این ورود جعلیات به روضه ها و مداحی ها کار پسندیده ای نیست.
در بین شیعیان عرب از قدیم رسم بوده است که صبح عاشورا متن مقتل را می خواندند. مقتل خوانی شیخ عبدالزهرا معروف و ماندگار است. به آن حاشیه نمی زدند. و چه روضه با صفایی بود.
به خاطر دارم در اوج جنگ ایران و عراق در صبح عاشورا رادیو عراق صدامی و رادیو عربی جمهوری اسلامی هر دو این مقتل خوانی را همزمان پخش می کردند و این اتفاق تبلیغی غریبی بود که فقط از امام حسین بر می آمد.
در همان دهه ۶۰ که من مدیر رادیو بودم کل مقتل و تاریخ روز عاشورا را در رادیو به زبان فارسی ترجمه کردیم و صبح های عاشورا متن مقتل و تاریخ مدون عاشورا پخش می شد . آقای محمود کریمی گوینده نامدار ایام جنگ همه آن را با صدای مخصوصش خواند.
در هر حال توصیه همه دلسوزان واقعی امام حسین علیه السلام این است که عاشورا را از تحریفات و جعلیات دور نگه دارید اما بسیاری از مداحان بر این باور نیستند. گریه مخاطبان را بیشتر می خواهند.

۱۰ مرداد ۱۴۰۱
در کناره‌ی محرم (۳)
هویت ملی و منطقه‌ای در فولکلور عزاداری:
مراسم محرم و عاشورا در ایران یک هویت‌قومی و منطقه‌ای هم پیدا کرده است.
در این ایام مرکزیت عزاداری ملی وجود ندارد.
حتی در جایی مثل مشهد که مدفن امام معصوم علیه‌السلام قرار دارد، عاشورا از شلوغ‌ترین ایام آن مرقد مطهر نیست.
عاشورا چون یک مساله مورد قبول نسبی همه است و امکان پردازش تصویری دارد، در هرجای کشور مراسم ویژه دارند.
به همین دلیل مردم در هر جا که هستند، برنامه‌ریزی می‌کنند تا در عاشورا به شهر و یا روستای خود بروند.
این ویژگی در میان کل مراسم ملی و مذهبی اختصاص به عاشورا دارد.
بنابراین به‌جاست گفته شود عاشورا و مراسم محرم علاوه بر جنبه مذهبی، بخشی از فولکلور مناطق مختلف در کشور شده‌است.
در این مراسم دینی فولکلوری بیشترین تفاوت‌های منطقه‌ای در استان‌های مختلف و حتی در شهرها و روستاهای گوناگون بر اساس نام واحد حسین که عالم همه دیوانه اوست اتفاق می‌افتد.
سینه زنی جنوبی خود یک تصویرسازی از واقعه عاشوراست که در همه جهان بیننده می‌تواند داشته باشد. با حرکات موزون و نوحه های آهنگین و صداهای زیبا، با لهجه شیرین جنوبی.
گِل مالی لرستانی‌ها و مراسم بسیار سنگین آماده‌سازی آن و گِل بستن همه در روز عاشورا و عزاداری لری که با سر و صورت گِلی انجام می‌شود فقط اختصاص به لرها دارد و کمتر محله‌ای از لرها به آن بی‌توجهی می‌کنند، جلوه‌های ویژه‌ای است که وقتی به فیلم کشیده می‌شود، علاوه بر جنبه مذهبی، رنگ تصویری مهمی دارد.
مراسم نخل‌برداری در استان یزد و یا شیوه منظم سینه زنی آنان که هرساله در مسجد حظیره اجرا می‌شود نیز منحصر به فرد است.
در مورد همه روستاها و شهرستان‌ها کم‌وبیش می‌توان ویژگی مراسم محرم برشمرد.
بازگشت سالانه اکثریت جامعه به مرکز تولدشان و احیای این فولکلور مذهبی نشانه این است که مذهب در لایه‌های عمیق‌تر از اعتقادات جاری در جان‌ودل مردم نفوذ دارد و هویت ملی و منطقه‌ای پیدا کرده است.
ادعای نادرستی نیست اگر گفته شود امام حسین و مراسم محرم و عاشورا نخ تسبیحی فولکلوریک ایران است که حتی پیروان سایر ادیان و مذاهب را هم در بر می‌گیرد.

مهم‌تر این‌که این فرهنگ دینی و اجتماعی ریشه در تاریخ دارد و حکومت‌ها - چه حکومت جمهوری اسلامی و چه ایام حکومت پهلوی و چه مبلغان امروزی نفرت از دین خیلی اثر مثبت یا منفی بر این فرهنگ نتوانسته‌اند بگذارند.

۰۹ مرداد ۱۴۰۱
در کناره‌ی محرم (۲)
عزاداری‌های فراوان هویت شیعه است؟:
بیست و خرده‌ای سال پیش من نماینده صدا و سیما در لبنان بودم. آن موقع تازه شروع ماهواره بود. اینترنت به ندرت یافت می شد.
ولی در کشور آزاد و بدون سانسور لبنان، هر حزب و گروه و حتی افراد متمول یک رادیو راه اندازی می‌کردند و به دلیل کوچک بودن لبنان روی موج اف‌ام پخش می‌کردند و در همه لبنان قابل دسترسی بود.

ویژگی منحصر به فرد لبنان در این است که حکومت تقسیم شده بین طوائف مذهبی است. به صورت سنتی رییس جمهور مسیحی است، نخست وزیر سنی و رییس پارلمان شیعه.

به همین دلیل مسیحیان و سنی‌ها و شیعه‌ها همیشه و حتی قبل از شروع به کار ماهواره،‌ از طریق تقویت کننده‌های زمینی هر یک از مذاهب و ادیان در سراسر لبنان تلویزیون داشتند.
به همین دلیل همه از برنامه‌های مختلف دیگر ادیان استفاده می‌کردند و در جریان اعمال مذهبی یکدیگر بودند و همه می‌دانستند که مراسم روز «عید فصح» مسیحیان چه اتفاقی می‌افتد و یا روز عاشورای شیعیان و یا روز هجرت پیامبر به روایت سنی‌ها.
اولین بار در سال ۷۳ به عنوان مسئول دفتر صدا‌وسیما به نشستی در دارالندوه لبنان رفتم که مسئولان تلویزیون‌های لبنان در آن بودند.
آن‌جا این تلنگر به من خورد. در تقسیم‌بندی‌هایی که کرده بودند شیعه را با تصویر عزاداری‌های مختلف می‌شناختند. پرسیدم یعنی چه؟ گفتند ما به عنوان بیننده در بین تلویزیون‌های مختلف ادیان، چیزی که توجه‌مان را جلب کرده تعدد مراسم عزاداری در تلویزیون‌های شیعه است.
به این نکته خیلی فکر کردم. آیا شیعه با این عزاداریها موفق نشده که با تکیه بر احساسات صاف و پاک بر حقش تاکید کند؟!
یا این‌که این گریه‌های فراوان بنا به نقل دکتر شریعتی مخدر بوده است؟! باید باز هم صحبت کنیم.

۰۸ مرداد ۱۴۰۱
در کناره‌ی محرم (۱)
من از روز اول محرم تا ایام عاشورا یکی از کناره‌های مسائل کربلا را در سایت جماران می‌نویسم.
اولین بخش در مورد افراط و تفریط در عزاداری:
عده ای از قبل محرم به پیشواز می روند. بساط عزاداری برپا می‌کنند. خیابان‌ها را سیاه‌پوش می‌کنند. درحالی که مصیبت و فاجعه فراموش شدنی در دهم ماه محرم اتفاق افتاده است. این افراط‌ها نمی‌تواند عامل معنوی داشته باشد. بیشتر جامعه را خسته می‌کند. ایام محرم برای شیعیان یک هویت مذهبی و در بعضی شرایط هویت ملی ایرانی شده است.

در این سلسله از یادداشت‌ها به موضوعات و حواشی این ایام می‌پردازم:
بحث میزان و حجم عزاداری‌ها و طول زمانی که به آن باید پرداخت از مسائل کشدار تاریخی است.
گاهی به شدت با آن مقابله شده است - مثل زمان رضا شاه - که به سختی فقط روز عاشورا به آن پرداخته می‌شد و گاهی هم به صورت افراطی به حجم آن افزوده می‌شد.
عده ای از قبل محرم به پیشواز می‌روند. بساط عزاداری برپا می‌کنند. خیابان‌ها را سیاه‌پوش می‌کنند. در حالی که مصیبت و فاجعه فراموش‌شدنی در دهم ماه محرم اتفاق افتاده است. این افراط‌ها نمی تواند عامل معنوی داشته باشد. بیشتر جامعه را خسته می کند.
در دهه ۶۰ در اولین سالی که مدیر رادیو شده بودم، به اولین محرمی که رسیدیم، دوستان گفتند: که سال پیش به احترام ماه محرم از اولین روز محرم موسیقی و حتی سرود در رادیو تعطیل شد و تا ۱۵ محرم فقط موزیک عزا پخش شده‌است.
من از همان ایام متهم به نوگرایی بودم. فکر کردم اگر این سنت را حذف کنم تکفیر می‌شوم. البته روابط خوبی هم با دفتر امام داشتم. از صبح اول محرم، برنامه های رادیو با موزیک ویژه روزهای عزا پخش شد.سرود و موسیقی‌های عادی که خود آنها کم از موزیک عزا نداشت، حذف شد.
ظهر همان روز اول محرم، آیت الله سیدمحمد هاشمی که هم عضو دفتر امام بود وهم عضو شورای سرپرستی صداوسیما به من زنگ زد. گفت امام گفته‌اند (نقل به مضمون) من دخالتی نمی‌کنم. ولی از روز اول محرم که این جور بساط عزاداری را پهن کرده‌اید و موزیک عزا پخش می‌کنید، روزهای اصلی عزاداری مثل تاسوعا و عاشورا را چه می‌خواهید بکنید.
تلنگر مهمی برایم شد.
افراط در عزاداری هم می‌تواند آسیب‌زا باشد.

8 4        ۱   ۲    ۳    ۴    ۵    ۶    ۷    ۸    ۹    ۱۰       3  7
© Copyright 2003-2022, Webneveshteha.com. All rights reserved.