۲۳ دی ۱۳۹۹
فیلم انیمیشن روح
فیلم انیمیشن روح - soul- تولید ۲۰۲۰ ساخته شده توسط پیک داکتر را دیدم. دیدن فیلم‌های انیمیشن را دوست ندارم. اما این تاثیرگذارتر از بسیاری از فیلم‌های سینمایی بود. ماجرای فردی است که در آرزوی زدن موسیقی جاز است و وقتی برای اجرا قبول می‌شود، ارتحال می‌کند و در میانه ارواح که بخش تماشایی فیلم است تلاش عمیقی می‌کند برای بازگشت به دنیا. یک سفر معنوی. تصور و تخیل فوق‌العاده‌ای دارد از عالم برزخ بین مرگ و زندگی. خیلی امید به زندگی و توجه به چیزهای مهمی که بی‌توجهیم را تقویت می‌کند. در این ایام نا امیدی کرونایی دیدنش لازم بود. قرار بوده که در سینماها عرضه گردد که به خاطر کرونا به صورت دیجیتالی در دیزنی پلاس منتشر شد. خلاصه که دوست داشتم.

۱۹ دی ۱۳۹۹
هاشمی رفسنجانی همیشه پیشتاز سیاست بود.
هاشمی رفسنجانی همیشه پیشتاز سیاست بود. قبل و بعد انقلاب. خودش را یک ایرانی مسلمان متعهد به سرنوشت ایران با فهمی که خودش داشت می دانست. در دورانی که با رژیم گذشته مبارزه می کرد، ‌در فکر جمع کردن همه برای سقوط رژیم گذشته بود و مقبول تر و سیاسی تر از همه پیشتازان شناخته می شد. پس از انقلاب هم همیشه در بالاهای راس هرم قدرت ماند. برای آبادانی و سازندگی ایران زحمتها کشید. هاشمی از وجود جناح های مختلف در کشور استقبال می کرد تا در اختلافات آنها بتواند منجی دو طرف تلقی شود. در دهه آخر عمرش که به خاطر حوادث سیاسی یک جریان حذف شد،‌ توازن بین جناح ها هم نبود که بتواند درصدر نقش مهم فعالیت کند. در چهارمین سالگرد ارتحالش خداوند روحش را شاد نماید

۰۷ دی ۱۳۹۹
مستند معضل اجتماعی
مستند معضل اجتماعی The Social Dilemma مستند را دیدم. یک کار فوق العاده، در مورد معضلات و حشتناکی که بشریت آینده به دلیل شبکه های اجتماعی به آن مبتلا می شود. راویان این مستند هم کارکنان بخش میانی غول های شبکه های مجازی هستند. واقعیت تلخی که به همان اندازه هم می تواند شیرین باشد. امیدوارم آینده بشر پسا ارتباطات این قدر که این مستند میگوید، مبهم یا دردناک نباشد. خیلی توصیه به دیدنش میکنم. نتفلیکس پخش کننده آن است و محصول امسال و بعد کرونا است.

۳۰ آذر ۱۳۹۹
یلدای انلاین کرونایی.
پارسال همین روزها شب یلدا را با خیال راحت برگزار کردیم. بی خبر از آن که این ویروس یا آمده یا خواهد آمد. خوشبختانه در ایران بعد انتخابات آمد. حالا به ماها که بعد انتخابات گفتند. امسال یلدا را ما در لایه خوف انگیز کرونا سر می کنیم. یلدا بخشی از سنت ایرانی است. سنت های قشنگ ایرانی که بر اساس فصل های سال شکل می کیرد. چه نوروزش که بهار را می خواند و چه یلدا که زمستان را . بزرگی ملت ایران در این است که هم به سنت های مذهبی پایبند است وهم به سنت های ایرانی. هر کدام کمرنگ شود، هویت ملی ما آسیب می بیند. چند سالی بود که همه تبلیغ می کریم یلدا را دور هم جمع شویم. غریبه را راه ندهیم. راه اصلی ورود غریبه ها موبایل هامان بود. بی اجازه و با اجازه دینگی می کرد و ما را با خودش به اعماق چت و گفتگو می برد. هی همه داد می زدند این لامصب را کنار بگذارید. جوری عضو خانه ها شده بود که فرزندان فراموش کرده بودند خانواده چیست. پدر و مادرها نمی دانستند فرزندان در چه فازی هستند. راه حل به نظر همه رسیده بود که حداقل شب یلدا را به خانواده اختصاص بدهید. چند سال اخیر دم در موبایل ها را توی سینی می گذاشتند و همه را دعوت به شب بی موبایل و با خانواده می کردند. اما امسال که کرونا همه چیز را به هم ریخت، یلدا را هم متفاوت کرد. توصیه می کنند دور هم جمع نشوید. به خانه هم نروید. کرونا را جا به جا نکنید. ساعتهای عبور و مرور را کاهش داده اند. و مهمتر از همه امسال یلدا را با موبایل هاتان برگزار کنید. این هم تجربه جدید یلدای لعنتی کرونایی. دوریبن ها در تلفن ها ماها را به خانه های هم میبرد. از پشت گوشی برای هم شعر میخوانیم. حافظ باز میکنیم و فال میگیریم. این هم از اتفاقات عجیبی بود که کرونا آورد. مهم این است که در همین روزها هم ما به سنت های دینی و ملی پایبندیم. کرونا نه توانست نوروز را و نه عاشورا و نه یلدا را و نه ماه رمضان را از ما بگیرد. این ویروس لعنتی اقتصاد و سیاست و دین و فرهنگ ها را تحت تاثیر قرار داد،‌اما نتوانست سنت ها را از ملت ها بگیرد. دعای همه ما سلامتی باشد و اینکه این آخرین یلدای کرونایی و کریسمس کرونا آلوده باشد. ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش

۲۶ آذر ۱۳۹۹
کتاب بچه های صحرا را خواندم.
این سومین جلد از کتابهای واریس دیری است. که همه اش را خوانده ام. در جلد اول خاطراتش از دورانی است که در سومالی مثله جنسی شده است. در جلد دوم مبارزاتش برای نجات بقیه زنان افریقاست که دیری در آن زمان هم مدل شده است و هم نماینده سازمان ملل در مبارزه با ختنه زنان. این جلد پیگیری مثله کردن زنان در اروپاست. گزارش وحشتناکی است.نیم میلیون در خود اروپا چنین تجربه ای را داشته اند. باور کردنش سخت است. اما گزارش میدانی اش اثبات می کند. به نقش رهبران دینی اشاره می کند که باید در این مبارزه پیشگام شوند. این یک سنت محلی است که متاسفانه در خیلی از کشورهای آفریقایی بنام اسلام در حال اجراست. هدف هم عدم لذت جنسی برای زنان است تا به زعم زشت آنان نشانه پاکدامنی باشد.!!!! بچه های صحرا توسط انتشارات مروارید منتشر و محمدعلی مهمان نوازان آن را ترجمه کرده است

۱۵ آذر ۱۳۹۹
مدار صداوسيما
سيدمحمدعلي ابطحي شايد جمله‌اي كه مدير جوان شبكه سه سيما در مورد برنامه‌هاي ورزشي عادل فردوسي‌پور گفت كه او از مدار خارج شده بود يكي از استراتژيك‌ترين مسائل كشور باشد و دليل عمده دوري از صدا و سيما و نديده شدن آن باشد. مفهوم اين حرف آن است كه دقيقا مدار صدا و سيما از جايي كه مردم به آن اقبال مي‌كنند جدا مي‌شود. در حوزه‌هاي اجتماعي اين فاصله را كه معمولا با عكس‌العمل‌هاي تظاهرات نمود پيدا مي‌كند، مي‌شود از راه سركوب‌هاي امنيتي به آن به مقابله برخاست كه نمونه‌هاي زيادي از آن را در ايران و در سال‌هاي اخير ديده‌ايم. اما در رسانه، مساله متفاوت است. رسانه رسمي براي اين است كه بتواند مخاطب داشته باشد. اگر مخاطب نداشته باشد اصلا ديگر رسانه نيست. در رسانه‌هاي حاكميتي مثل صدا و سيما علاوه بر مخاطب بايد تلاش شود كه اعتمادآفرين هم باشد تا بتواند پل ميان جامعه و حكومت تلقي گردد. اگر دو كاربرد ديده شدن و مورد اعتماد بودن از رسانه رسمي حذف گردد اصلا ديگر كار كردي ندارد. آن هم در دوراني كه رقابت ساير رسانه‌ها آن‌قدر سنگين است كه همه رسانه‌هاي رسمي در همه كشورها تسليم آن شده‌اند. اما بي‌مسووليت‌ترين رسانه نسبت به حكومت، روشي است كه صدا و سيما در برابر مردم گرفته است و در سخنان رييس شبكه سه بروز پيدا كرده است. مدير فرهنگي حتي براي حفاظت از امنيت ملي بايد گزينه‌ها و راه‌حل‌هايش با مدير امنيتي و اطلاعاتي و نظامي فرق كند. امنيت ملي در صدا و سيما با جلب مخاطب و جلب اعتماد آنها به وجود مي‌آيد. يعني براي حتي منافع امنيتي هم صدا و سيما بايد ده‌ها عادل فردوسي‌پور بيافريند و از ده‌ها اصل خود بگذرد تا بتواند مخاطب و اعتماد را جلب كند. اما متاسفانه در گفتار رييس شبكه سه و سياستگذاري‌هاي صدا و سيما مدار براساس جلب مخاطب و جلب اعتماد نمي‌چرخد. در مسائل اجتماعي وقتي مدار مردم و حكومت با يكديگر تفاوت پيدا كند و هرگونه شورش و اعتراضي به وجود آيد با سركوب‌هاي خشن مي‌تواند ولو موقتا آرام بگيرد. اما وقتي همان روش در صدا و سيما اعمال مي‌شود و كسي كه مخاطب و اعتماد جلب مي‌كند -مثل برنامه نود عادل فردوسي‌پور- خارج از‌ مدار مي‌شود، يعني اينكه مدير امنيتي نمي‌تواند امنيت رسانه‌اي حكومت را هم تامين كند. محبوبيت عادل فردوسي‌پور براي اين بود كه مردم گمان مي‌كردند از مدار خارج است. صدا و سيما در مدارش تجديدنظر كند اگر حتي مي‌خواهد حافظ امنيت و نه فرهنگ كشور باشد.

۰۳ آذر ۱۳۹۹
روحانی ای که دین را به کودکان با زبان کودکانه خودشان می آموخت
محمد حسن راستگو متواضع بود. با همه شهرت و ناموری که داشت و با اینکه تقریبا تا همین اواخر یک سره در شهرستانها برای سخنرانی و اجرای برنامه می رفت، زندگی بسیار ساده ای داشت. خیلی ساده تر از تصور سادگی. به زی طلبگی و به مبانی طلبگی اصیل خیلی باور داشت. در گذر زمان ارزشهایش را تغییر نداد. مقاومت عجیبی داشت. امروز روز تلخی بود. خبر درگشت محمد حسن راستگو برای هر کسی یک معنایی داشت. بچه های دهه شصت و حتی هفتاد او را مجری تلویزیون می دیدند . آخوند کوتاه قدی که روی صفحه تلویزیون ظاهر می شد و برنامه کودک اجرا می کرد. با هر دو دست روی تخته سیاه می نوشت. شعر می خواند. در همه برنامه هایش نقش روحانیت خود را هم فراموش نمی کرد و در پایان پندی، نصیحتی می داد. بعضی که آشنا تر بودند شخصیت ذاتی او را می شناختند. آدم درس خوانده ای در تحصیلات حوزوی بود. حدودا یکسال قبل از من طلبه شده بود. ادبیات عرب را در سن ده سالگی پیش او خواندم. در منزل و مدرسه پدرم. آدم به شدت پایبندی به مبانی فکری اش بود. جزو شاگردان مکتب و نهضت امام خمینی بود. اهل سفر های زیاد بود. در اوان انقلاب پر حرارت بود و پر فعالیت. متواضع بود. با همه شهرت و ناموری که داشت و با اینکه تقریبا تا همین اواخر یک سره در شهرستانها برای سخنرانی و اجرای برنامه می رفت، زندگی بسیار ساده ای داشت. خیلی ساده تر از تصور سادگی. به زی طلبگی و به مبانی طلبگی اصیل خیلی باور داشت. در گذر زمان ارزشهایش را تغییر نداد. مقاومت عجیبی داشت. …اما من قدیمی ترین دوستم را از دست دادم. بچه بودیم. ۶ سال از من بزررگتر بود. مدتی همسایه بودیم. پدر نازنینی داشت که امام جماعت محله آبکوه بود. با پدرم و تعدادی از هم دوره ها در حدود سالهای پنجاه وچهار سفری رفتیم. همان موقع یک خودکار خریده بود که ۲۰ تا رنگ داشت. در تربیت کودکان آن دوره نقش زیادی داشت. پایه گذار کارهای دینی برای کودکان بود. به تلویزیون که رفت، روش خودش را برد. این در حوزه ها بعدا تبدیل به یک مکتب شد، که واقعا راستگو پایه گذارش بود. روحانی ای که دین و مذهب را به کودکان با زبان کودکانه خودشان می آموخت. در حوزه و در دفتر تبلیغات واحد کودکان درست کردند که راستگو روشش را آموزش دهد. شاگردانش به اندازه او گل نکردند. خیلی ها این را کسر شان روحانیت می دانستند اما راستگو تا آخر در این روش از خود گذشتگی کرد. به ظاهر سیاسی نبود ولی اندیشه مترقی و مدنی و قابل احترامی داشت. خدا رحمتش کند که دلهای کودکان را در ایام غمبار جنگ و غصه ها شاد می کرد. به خانواده اش و دوستانش و شاگردانش تسلیت میگویم.

۲۸ آبان ۱۳۹۹
توییت های سند نشده پارسال( قسمت دوم)
یکشنبه ۲۶ آبان ۹۸. اینترنت قطع شده است. رعب آور است. فریده رفته دانشگاه. به شلوغی ها برخورد نکرده. شهرستانها خیلی درگیر هستند. چرا صدای مردم قبل از این خسارتها شنیده نمی شود؟ تدبیراصلا نیست. اینهایی که خواست منطقی وموردی مردم را فوری به تغییر نظام تغییر می دهند ، هم به مردم، هم به کشور و هم به تظاهر کنندگان ظلم می کنند. این یعنی تا نظام سقوط نکرده، موفق است. دوشنبه ۲۷ آبان ۹۸ یک سره موبایل توی دستهامان هست.انگاری فکر میکنیم ییهو اینترنت می اید.زندگی بی اینترنت، مثل رفتن زیر آب بدون ماسک هواست.حس خفگی. از یک تلفن خبرنگاری که نتش باز بود و توییت میزد شنیدم. خارجی ها خیلی غریبانه با خودشان حرف می زدند. موج دلهره در نوشته هاشان هست. بی خبری درد بدی است. بعضی ها در توییتر که فقط دست خارجی ها باز است حکومت را ساقط کرده اند و دارند مراکز داخل ایران را تقسیم می کنند. اینها در برآورده نشدن خواست موردی مردم خیلی مقصرند. خبرهای تلویزون های خارجی تکرار خبر های شنبه است. فقط تحلیل های خوب. متوسط. ضعیف. بد . بدون اطلاعات از داخل ایران.. کشته های این نا آرامی ها تلخ ترین بخش آن است. جوانانی که میانگین سن شان ۲۲ سال است. در این بار کشته های بیشتری قربانی این تظاهرات وخشونت ها شدند.تسلیت به خانواده هاشان. توی جلسه مجمع روحانیون شرکت کردم. هرچه گزارش در سیر مساله گران کردن بنزین می شنوم، بیشتر یقین پیدا می کنم که بی تدبیری در اعلام آن کرده اند.

۲۵ آبان ۱۳۹۹
توییت های سِند نشده
پارسال این روزها اینترنت قطع شد. روزهای تلخی بود. سندرم دست بی قرارم بی استفاده مانده بود. نه توییتی. نه اینستاگرامی. ییهو پرت شده بودیم به دنیای حجر. با کلی اخبارتلخ. اینها را همان پارسال و در همین روزها به روزنامه اعتماد دادم که کار کنند. چاپ نکردند. سه روز در همان حال وهوا توییت زدم. این روز اول: شنبه۲۵ آبان از کله سحر چه برفی شروع شده.اولین روز بعد گرانی بنزین. آخر شب دیشب با اخبار تظاهرات در مشهد و دیدن تصاویر آن خوابیده بودم. امروز را خدا بخیر کند. برف سنگینی آمده. ترافیک. فاطی توی راه مدرسه با هادی ۳ ساعت مانده. از مدرسه صبا به فایزه زنگ زدند که مدرسه تعطیل شده، سرویس نمیاد. پیاده راه افتاده توی آن برف برود مدرسه. که پیاده برگرداند دخترش را اخبار مختلفی از اعتراضات در فضای مجازی دیده می شود. آقای خاتمی هم توی ترافیک مانده. پیاده راه افتاده توی خیابان. شنیدم ملت خیلی گرم بودند . فقط تا جایی که می توانستند به روحانی…. به خاطر برف توی خانه مانده ام. خبرهای اعتراضات را می خوانم. فیلمها را می بینم.هی توییت مینویسم. هی پاک میکنم.وقتی خبر کشته شدن رسید، تنم میلرزید. نمیدانم چه بنویسم. هر چه فکر میکنم نمی فهمم چرا دولت نفهمیده شیوه بزن در رو در هیچ چی جواب نمی دهد. بی خبر. نیمه شب. ییهو. بی واریز قبلی یارانه.بنزین را گران می کنند که مثلا مردم کاری نتوانند بکنند؟ این شیوه بزن در رویی است. همسایه مان هنوز ماهواره دارد. پای تلویزیونهای خارجی نشستم.فیلم ها وخبر ها تکان دهنده است.خدا کند راست نباشد. هم تخریب ها خیلی بالاست و هم مقابله خیلی خشن. یکی از دوستانم اس ام اس زده که چی میشه؟ نوشتم هیچی. میگه تو همیشه میگی هیچی نمیشه. گفتم نشد. فقط کلی تخریب.تعدادی جوان معترض کشته و تعدادی دستگیر و موجی از نا امیدی

۱۹ آبان ۱۳۹۹
گاهانه‌های خودمانی
دیگر خاطرات گاهانۀ کرونایی نمی‌نویسم. آخر کرونا که ولمان نکرد. جزیی از زندگی‌مان شد. اگر باید خاطره بنویسیم، از زمان قبل خاطرات باید بگیم. ایام دیدن و رفت‌وآمد و لمس و بوسه و زیارت و فوتبال و دورهمی‌های خانوادگی. حالا گاهانه خودمانی می‌نویسم. هروقت حال‌وحوصله داشتم. بعد از انتخاب آقای بایدن، یک توییت زدم که ترامپ بد بود. بایدن فرصته. اما منجی نیست و از این حرف‌های دو پهلو. این را در گروه مجمعیون که اعضای مجمع روحانیون هستیم گذاشتم. بعد قبل از اینکه دیگران بگویند نوشتم یاد سخنرانی‌های آقای خاتمی در ایام ریاست جمهوری افتادم که درست نقطه اوج همیشه یک ولی و امایی می‌گفت . در سیاست ایران نمی‌شود غیر از این حرف زد. آن ایام یک جوکی درست شده بود که خود آقای خاتمی اولین بار برایم گفت. خانمی به محضر رفته بود. محضردار که دفعه پیش او را برای کسی عقد کرده بود، گفت سرکار خانم، پرید وسط حرف گفت، همسرم مثل آقای خاتمی بود. می‌گفت کارهای مهم انجام می‌دهم ولی انجام نمی‌داد. به توافق نرسیدیم. ولی بعد در تاریخ ماند که آرام‌ترین، کاراترین اقتصاد و بهترین روابط خارجی و بیشترین همکاری با قوای دیگر و رهبری و نهایتا آشنا شدن مردم با حقوقشان در دوران خاتمی اتفاق افتاد. از رفتن ترامپ خوشحالم. بیش از همه به تاریخ و تمدن آمریکا و ارزش‌هایی که از آمریکا می‌شناختند آسیب زد. به دنیایی که اجازه ورود دوباره به ترامپ نداد باید امیدوار بود. اما با اینکه قرار نبود رییس جمهور آمریکا برای ما فرق داشته باشد توی این چند روزه پایان انتخابات تا اعلام نتایج بدجور همه در ایران دنبال نتایج انتخابات آمریکا بودند. از شعارهای انقلاب،‌ آزادی و جمهوریت که خب، ولی استقلالش مانده بود که این توجه به انتخابات آمریکا کمی با نهادینه شدن استقلال منافات داشت. یاداشتی از خانم زنده یاد نادر ابراهیمی دیدم که اعتراض کرده بود به دخالت در متن نویسنده در ۳۰ سال پیش که نوشته بود قلبم را می‌بخشم به همه آنهایی که جنگیدند، آموزش و پرورش در پایه هفتم دیده خوب نیست که قلب نادر ابراهیمی برای همه آنهایی که جنگیدند بخشیده شود، صلاح دیده قلب ایشان را فقط به آنهایی که برای اسلام می‌جنگند، اهدا کند. خدا رحمت کند دکتر شریعتی را که می‌گفت برای خراب کردن هر حقیقتی، خوب به آن حمله نکن. بد از آن دفاع کن. اینها به نظر نمی‌رسد قصد دفاع از اسلام داشته باشند، راه ترقی را در یک جامعه نفاق‌زده در این کارها می‌بینند. اسلام را این نوع دفاع‌های متحجرانه نابود می‌کند. ضربه‌ای که اسلام از این نوع تفکرات و یا افرادی مثل طالبان و داعش خورد، از همه دشمنان تابلودار درطول تاریخ بیشتر بوده است. یک چیزی در ردیف روغن بنفشه و هاله نور و اینها در ورژن خارجی‌اش هم در آمریکا اتفاق افتاده بود؛ گروهی رفته بودند پشت در اتاق‌های شمارش رای، انرژی مثبت می‌فرستادند که یالا رای‌ها عوض شه. ماشالا کلنا ملاقلی. یادتان هست که در هفته گذشته روزانه بیش از ۴۰۰ نفر از کرونا پرکشیدند. ۴۰۰ تا.

8 4        ۱   ۲    ۳    ۴    ۵    ۶    ۷    ۸    ۹    ۱۰       3  7
© Copyright 2003-2021, Webneveshteha.com. All rights reserved.