۲۹ اسفند ۱۳۹۸
شب صفر
آخرین ساعات پایان سال ۱۳۹۸ است. سال کم‌سابقه‌ای بود. از بس غم بارید سِر کرد همه را. سال پر حادثه‌ای که رنج و غم بیش از اندازه تحمل بشر بود. سال ۹۸ درد بود و غم بود. رنج بود و مصیبت و تنهایی و فشار. و همه اینها یک جا مردم ایران را محاصره کرد. تحریم‌های ظالمانه آمریکا و همراهی دنیا، چنان گلوی مردم را فشار داد که نفس به زحمت بیرون می‌آید. بی‌تدبیری دولت و حکومت در تمشیت امور اقتصادی رنج مضاعف بود. بی‌اعتنایی به مردم چون روز روشن بود و فریاد افراطی‌گری دینی از همه بلندگوها بلند. فشارهای امنیتی و دستگیری‌ها هم که بر همان روال که بود و هست. سالی که با سیل شروع شد و سیلی خود را به گوش شهر ها و روستاها از شمال تا جنوب نواخت. بنزین را بزن در رویی گران کردند. مردم اعتراض کردند. همه چیز و همه کس در هم پیچید. روزهای تلخ و خونین آبان رقم خورد و مردم زیادی که هنوز تعدادشان رسما اعلام نشده است در خون غلتیدند. کشته شدند. سردار رشید ایران قاسم سلیمانی را آمریکایی‌ها به شهادت رساندند. در سرتاسر ایران به احترامش به خیابان‌ها آمدند. در کرمان در تشییع جنازه سردار سلیمانی باز ده‌ها نفر کشته شدند. در جریان انتقام از آمریکایی‌ها، نیروهای خودی دو موشک به هواپیمای اوکراینی زدند و ۱۷۹ نفر جان باختند. افرادی عمدتا نخبه و جوان با خروارها امید و آرزو. پنهان‌کاری چند روزه مصیبت دیگری بود که اعتماد مردم به حکومت را به صورت جدی مخدوش کرد. و آخرین آنها، کرونا خیلی سریع به داخل ایران جهید. سیر تصاعدی پیدا کرد. کشته‌ها فراوان شدند. بیمارستان‌ها پر شدند. مردم هفته‌هاست به خانه‌ها پناه برده‌اند. این‌ همه مصیبت برای یک ملت در یک سال صفحات تاریخ این سال را از شدت سیاهی متمایز می‌کند. آخرین شب سال ۹۸ شب جمعه و شب شهادت امام کاظم است. باب الحوایج. به همه دستورات پزشکی و بهداشتی احترام می‌گذاریم. دست به دعا هم هستیم. خدایا کمکمان کن. خودت گفتی ان مع العسر یسرا. می‌شود ۹۹ از جنس ۹۸ نباشد؟ آری، ما را به سخت جانی خود این گمان نبود. بوی نوروزمان را می‌جوئیم

۲۸ اسفند ۱۳۹۸
خاطرات روزهای کرونایی (۱۸)
چهارشنبه ۲۸ اسفند کتاب خاطرات پس از مرگ ماشادو د آسیس را سال ۹۱ خواندم. امروز دوباره مرور کردم. نویسنده از وقتی می‌میرد، خاطراتش را شروع می‌کند و برمی‌گردد به عقب تا تولد. این‌بار هر کاری دوست دارد بکند، می‌کند. ما هم می‌توانیم اگر بعد کرونا بودیم زندگی جدیدی را شروع کنیم. آقای دعایی همیشه می گوید ما از خدا زیبایی یوسف خواستیم، صوت داودی به ما داد. منم دیدم امکانات موی میرزا کوچک‌خانی ندارم. تصمیم گرفتم موی زیدان را تقلید کنم. این بار هم سر و ریش‌مان را دادیم دست همسر. از تلویزیون خودمون و از تلویزیون همسایه خیابان‌های اروپا را می‌دیدم. این صحنه‌های خلوت و پلیسی را توی فیلم‌های ترسناک آخرالزمانی هم نمی‌شد دید. آقای رییسی. چه کار خوبی کردید که پیشنهاد عفو هزاران زندانی را دادید.‌ بهترین فرصت قضایی برای استفاده از روزهای کرونایی بود. یک چیز دیگه هم بگم آقای رییسی؟ شما بیایید وسط تلگرام را از فیلتر آزاد کنید. اپلیکیشن‌های داخلی جواب نداد. مردم هم که توی قرنطینه‌اند. موبایل هم از دستشان نمی‌افتد. از امکانات تلگرام برای خبررسانی کرونا استفاده شود. اعصاب به‌هم ریخته مردم هم سر فیلترشکن خورد نمی‌شود. با یکی از دولتی‌ها حال واحوال می کردم. گفت برای خاطرات کرونایی زنگ زدی. گفتم نه بابا. ولی هیچی نگفت. مثل مصاحبه آقای روحانی در پایان دولت امروز باهام حرف زد. از سال پر افتخار نود و هشت تعریف کرد. ما توی خانه با لوازم اولیه سبزه انداختیم. سبز شده ولی کچل‌طوری. فرهنگ ایرانی را پاس داشتیم حتی در عصر کرونا. هم در قم و هم در مشهد دونفری که تظاهرات را سازماندهی کرده بودند کلیپ اعتراف منتشر کرده‌اند. خیلی سریع‌تر از من. یک شبه هدایت شدند. مملکت صاحب دارد. نه که بخواهم بکِشم. ولی مسئولین بررسی کنند توی این ایام تنهایی و دلتنگی واقعا سیگار و قلیان برای امر کرونا بده؟ این از مشکلات مهم است که اگر بگویند بد است، خانواده‌های زیادی از هم پاشیده می‌شوند. نگید نگفتی. مشهدی‌ها پیشنهاد دادند که دم دروازه بپرسید: «آق میرزاتون چیکاره‌ی خوسورتان مره. خوش‌تان کیش مره». اگر بلد بود بذارید بیاد. مشهدی اصیله. اینم برا همشهری‌ها. سید محمدعلی ابطحی

۲۷ اسفند ۱۳۹۸
خاطرات روزهای کرونایی (۱۷)
سه شنبه ۲۷ اسفند اینها که دیشب در اعتراض به بسته شدن حرم مشهد و قم حمله کردند و فحاشی کردند، ادامه تفکر تندروی دینی است که سال‌هاست میدان‌داری تخریب رقبا به آنها سپرده شده. البته چنان چه می‌گویند حمله‌کنندگان تندروهای مذهبی از جنس خودی نبودند. اینها با تولیت آستان قم که هفته پیش همین موضع را داشت ولی وقتی ابلاغ شد، بیانیه داد و هم نظران دیروزش را هتاکان به حریم حرم خواند، فرق دارند. اینها فقط به همین مداحی‌ها و سخنرانی‌های خیلی از نورچشمی‌ها زیادی اعتقاد یپدا کرده بودند. دستگیر کردنشان به افزایش تندروی‌های دینی می‌انجامد. در عوض سخنان آقای مروی تولیت استان‌ قدس رضوی خیلی به دل می‌نشست. چهارشنبه سوری مبارک. مراسم ملی نباید فراموش شود. فقط جو گیر نشوید. امسال کرونا هست و نباید از خانه‌ها بیرون بروید. سال آینده جبران کنید و از خجالتش در بیایید. آتش بدی‌های درونی‌مان را به یاد بیاوریم و از رویش بپریم. اینم عرفانیش. این روزها وقتی تو فیلم و سریال ها می‌بینم ملت به هم دست می‌دهند، می‌بوسند، بغل می‌کنند. داد می‌زنم احمق نکن. کرونا می‌گیری. درست مثل اینهایی که فوتبال می ‌بینند و داد میزنن و به بازیکن‌ها میگن شوت کن. امروز فیلم من تونیا هستم با کارگردانی گریک گلیسپی را دیدم. ماجرای آسیب زدن فیزیکی به رقیب ورزشی برای پیروزشدن بود. زندگی عادی را داریم فراموش می‌کنیم. توی پاییز که آبان تلخ را داشتیم و بنزین و اعتراض و کشتار، به دوستی گفتم یک پاییز با کلی رنگ و زیبایی رفت و لذت نبردیم. حالا بهار هم دارد در می زند. شکوفه‌ها اینجا و آنجا سروکله‌شان پیدا شده، گل روی ماه همدیگر را فقط می‌بینیم. نرم نرمک می‌رسد اینک بهار، تف به قبر روزگار. این را یکی گفته که عصبانی بوده و هفته سوم قرنطینه را می‌گذرانده و از بس به سقف نگاه کرده تازه فهمیده گل سمت چپ گچبری سقفشان که دهسال پیش درست کرده‌اند، متوازن نبوده. یکی از دوستان دیشب ساعت ۴ صبح از قم زده به جاده و خودش را رسانده شمال. ماشینش را هم برده توی خانه که پلاک قم را کسی نبیند. گفتم سفرش معصیت است و باید نماز را کامل بخواند. ظهر ها موقع اخبار تن آدم می‌لرزد. آمار ابتلا و مرگ کرونایی در ایران تصاعدی است. نوشته که ما آمادگی این حجم زندگی مشترک نداشتیم. قرارمان این بود که صبح برود و شب بیاید. اگر این شرط ضمن عقد باشه تکلیف چی میشه؟ حالا که نمی‌شود رفت سلمونی.موهای میرزا کوچک خان الگوی خوبی برای آقایان و زنان دورران قاجار الگوی خوبی برای خانم‌ها هست. تاریخ را پاس بداریم. این هم دوتا جوک امروز تا فردا.،

۲۶ اسفند ۱۳۹۸
خاطرات روزهای کرونایی (۱۶)
دوشنبه ۲۶ اسفند بخدا مردم ایران خیلی خوبند. بهترین و متمدن‌ترین مردم جهان در دوران کرونا بودند. بیشترشان اصول بهداشتی را رعایت کردند و می‌کنند، غارت نکردند. به فروشگاه‌ها هجوم نبردند. مذهبی و سکولارشان همدل شدند. مراجع دینی و فرهیختگان فرهنگی یک صدا دعوت به رعایت بهداشت کردند. دولت و نظامی‌ها برای کمک همدل‌تر از گذشته همراه شدند. مسجد و حرم و هیئت و کنسرت و تاتر و سینما را تعطیل کردند. مجالس عزا و عروسی را هم در بیشتر موارد قیدش را زدند و به نفع سلامت جمعی از وداع آخر با عزیزانشان چشم پوشیدند. ای ایران را از بالکن‌های اکباتان هم خوانی کردند. ماسک و لوازم بهداشتی توزیع کردند. برای هم کنسرت و کتاب‌خوانی و منبر مجازی و کلاس‌های ورزش آنلاین ترتیب دادند. خیابان‌ها را ضد عفونی کردند. رقصی چنان میانه میدان به پا کردند. بعضی‌ها تخصص‌شان را در فضای مجازی به رایگان تقدیم مردم کردند. خندیدند. در تنهایی دعا خواندند و اشک ریختند. پزشکان و کادر پرستاری و بیمارستانی در صحنه ماندند و قربانی دادند و مریض‌ها را تنها نگذاشتند. در همه این موارد استثناها هم بودند، اما ظلم به ملت ایران است که عظمت‌شان دیده نشود. امشب خبر دادند حسین آقای کروبی آزاد شده. خوشحال شدم. چه خوبه ما می‌شوریم. تازه آفتابه هم همیشه داشتیم. دیدید چه دزد بازاری سر دستمال توالت در دنیا راه افتاده. قدر بدانیم. ولی حق ملتی که این قدر می‌شست،‌این نبود. دیروز بادمجان از آسمان تهران بارید. جلوه‌های ویژه بود و خلاقیت هنرمندانه. .با مزه بود خب. تشویش اذهان عمومی نکرده بودند که گرفتنشون. بی‌خیال بابا. از مولوی عبدالحمید،‌ بزرگ سنی‌های ایران مصاحبه‌ای شنیدم که می‌گفت نماز جمعه را تعطیل نمی‌کند، چون واجب است. باور کنید سنی‌های ایران برای مردم ایران عزیزند. به اندازه کافی هم آزار دیده‌اند. به خاطر حفظ جان آنها نماز جمعه برگزار نکنید. واجبی که جان مردم را به خطر بیندازد، حرام است. حتی حضرت پاپ هم حوصلشون از انجام عبادت در قرنطینه سرآمد. یکشنبه آمدند توی میدان سنت پیتر، برای مامومینی که نبودند دست تکان دادند تا مبادا در پیش خدا مسئول باشند. تندروهای مذهبی امشب به حرم حضرت معصومه حمله کردند تا نگذارند حرم بسته شود. چالش بزرگی است مقابله با اینهایی که سال‌ها مورد حمایت بوده‌اند. جوکه‌ها. ولی خوب شد کرونا از چین شروع شد و اسمش شد کووید19، اگر از ایران شروع می‌شد و اسمش ذوالفقار 19بود خیلی تلفظش برای چینی‌ها سخت می‌شد. تا فردا

۲۵ اسفند ۱۳۹۸
خاطرات روزهای کرونایی (۱۵)
یکشنبه ۲۵ اسفند دیشب قم زلزله آمد. شوخیش اینه: یا خدا از شهرهای خودی توجه برگردانده یا از اول خودی نبودند و اشتباه می‌کردیم. یکی فوری بعد زلزله پیامک داد: ملت به هوش. زلزله طرح فریب است. زلزله می‌خواهد بیرونتان بکشد بدهد دست کرونا. یکی دیگه هم نوشته بود زلزله آمد. هول شدم. به جای فرار دستامو شستم. امروز داعشی‌ها اطلاعیه رسمی دادند که به خاطر کرونا فعلا عملیات انتحاری نمی‌کنند. فکر کنم اعتقاد دارند مرگ کرونایی حوری بهشتی ندارد. انگیزه کم شده. ریشه رهبران تفکر داعشی خشک بشود الهی. نمی‌دانم بگم ببینید، نبینید. من امروز فیلم شیوع contagion را دیدم. یک ویروس با منشا حیوان در هنگ کنگ پیدا می‌شود و به همه دنیا می‌رود. وای چه مناظر وحشتناکی. آمریکایی ‌ها جه جوری وارد می‌شوند. ویروس قلابی برای آسیا می‌سازند. کلی پکیج ویژه برای دولتی‌ها و خانواده‌هاشان و نور چشمی ها می‌فرستند. فیلم محصول ۲۰۱۱ است و کارگردانش استیون سودرر برگ است. ای وای تعداد فوتی‌های روزانه ایران از صد تا بالا زد. لامصب برو از این کشور. شما هم البته بیرون نروید از خانه. صبحی روی لایو نشر ققنوس، خلاصه تحلیلی از رمان پایان تنهایی را از خانم سحر بکایی گوش دادم. چه کارهای خوبی می‌کنند. در ایام کرونا تا حالا ۱۳۱ نفر از خوردن الکل فوت شده‌اند. یکی بگه که این الکل‌های تقلبی مال مالیدن هم نیست چه رسد به خوردن. روغن بنفشه هم البته خوردنی نیست‌ها. چشم شیطان کر، یکی دو رروز است که آقای روحانی هر روز در اخبار دیده می‌شود. طرح‌های خوبی برای اقشار آسیب پذیر ارائه کردند. دستشان درد نکند. میگم حواس‌هاتون رو جمع کنید ببینید کی‌ها عید پارسال آرزوی سال خوبی براتون کردند. امسال که خبری از دیدار حضوری نیست، قبل اینکه پیام تبریک بفرستند بلاکشون کنید، احتمالا دعای تحویل شان مستجاب نمیشود. تا فردا

۲۴ اسفند ۱۳۹۸
خاطرات روزهای کرونایی (۱۴)
شنبه ۲۴ اسفند امروز کمد لباس‌های خودم را مرتب کردم. دیدم دلم برای پوشیدن لباس‌های بیرون تنگ شده. تازه لباس‌های من عبا و عمامه است. شماها چه می‌کشید با لباس‌های شیک‌تون. چه چیزهایی آرزو شده است. پوشیدن لباس‌های خودمان!! کلی پیامک می‌زنند، تلفن آقای مهندس موسوی و آقای کروبی را می‌خواهند. حوصله همه در قرنطینه سررفته. دوست دارند از تجربه آنها در این ده‌سال حصر استفاده کنند. میگم نمی‌شود تلویزیون با نگاه غیر جناحی! آنها را حتی به صورت شطرنجی بیاورد فقط بگویند چه جوری توی خانه دوام بیاوریم. حرف سیاسی هم نزنند. توی خارج به جای جمعه ما یکشنبه‌ها دعاهاشان مستجاب می‌شود. آقای ترامپ فردا را روز دعا در آمریکا اعلام کرده است. کسی هم انگار تا این لحظه غر نزده. جهت اطلاع غربزده هایی که فکر می‌کنند دعا کردن املی است. توی کویت در اذان یک جمله اضافه کردند که نماز را در خانه بخوانید. با همان آهنگ اذان. تو مسجدها هم الکل توزیع می‌کنند. گفته باشم از این پس اسلام قبل کرونا داریم و اسلام بعد کرونا. خدا نگذرد از کسانی که در این روزهای سخت شایعه درست می‌کنند. و یا بد حرف می زنند. پریروزا با شایعه تعطیلی پمپ بنزین‌ها صف پمپ بنزین درست شد. حالا با شایعه حکومت نظامی هجوم به مغازه‌ها. تا خدای نکرده بلایی سر این آقای حریرچی در نیاورند، ولش نمی‌کنند. دیروز گیلان بود. امروز قم. تازه‌شم امروز هم موقع مصاحبه هی دست به ماسکش در حوالی بینی‌اش می زد. بله هم. این قدر به آخوندا بد وبیراه نگید. کلی طلبه این روزها تو بیمارستان‌های پر ریسک قم به پرستاری و نظافت بیمارستان‌ها مشغول هستند. اینا با اونا فرق دارند به خدا. امسال یکبار برای اینکه مردم نیان تو خیابونا، اینترنت را قطع کردند. یکبار هم برای اینکه نیان بیرون اینترنت را مجانی کردند. تا فردا

۲۳ اسفند ۱۳۹۸
خاطرات روزهای کرونایی (۱۳)
جمعه ۲۳ اسفند دیشب با لوگوی جعلی تسنیم خبر فوت کرونایی آقای خاتمی منتشر شد. من تکذیب کردم. بعد توییت آقای بهنود را دیدم: هاشمی امشب تنها نیست. هشتگ خاتمی! با خودم گفتم آقا مسعود تو هم؟ دیدم بهنود هم توضیح داده که لوگویش را جعل کرده‌اند. توی همین هیر و ویر یکی خبر فوت خودم را با لوگوی جعلی تسنیم فرستاد. دیگه تسلیم شدم. صبحی با یکی از دوستان سیاسی تلفنی حرف می‌زدم. بی‌مقدمه گفت دیشب ۳۷ مسئول ایرانی کرونا گرفتند. خیلی جا خوردم. پیامکی را فرستاد که آقای ولایتی یک جا ۳۷ مسئولیت دارد. یک‌تنه آمار مسئولان کرونایی را بالا برد. خداوند شفایشان دهد. ظهری اخبار گفت بنا به آمار رسمی در بیست و چهار ساعت گذشته، هشتاد و پنج نفر جان دادند!! دردناک و وحشتناک. آقای ملکیان دانشمند کم‌نظیری است. امروز متنی از ایشان خواندم که آدم‌ها باید باغ اندرونی داشته باشند که در غربت تنهایی به آن‌جا سفر کنند. چه خوب. البته احتمالا بعد کرونا ملت عارف شوند و از باغ اندرونشان بیرون نیایند. در این صورت آژانس‌های مسافرتی تکلیف خودشان را بدانند. والا فکر می‌کردم کرونا علاقه ویژه‌ای به مسئولان ایرانی دارد. امروز معلوم شد بزرگوار راه ترقی را خوب بلد است و به مسئولان همه‌ دنیا ارادت ویژه‌ای دارد. رییس جمهور برزیل. همسر نخست وزیر کانادا. ده نماینده پارلمان فرانسه. پادشاه و ملکه نروژ. وزیر کشور استرالیا. معاون وزیر بهداشت انگلیس (آقای حریرچی شان) همه مبتلا شدند. هم طی‌الارض می‌کند، هم جهاندیده شده حسابی، به همه قاره‌ها سر زده. این همه روغن بنفشه را دست انداختیم. کلی مشابه خارجی اش هم پیدا شد. یک کشیش در نیجریه سوپ ضد کرونا معرفی کرده. هندوها گفته اند ادرار گاو یا کودهای گاوهای هندی( مشابه عنبر نسای خودمان) علاج کروناست. دادستانی نیویورک هم از یک کشیش شکایت کرده که دارویی حاوی ذرات نقره درست کرده برای کرونا. البته این دارو ها بر خلاف گل بنفشه خوردنی است. نوه‌ها را خیلی روزه ندیدیم. امروز هادی حوصله‌اش سر رفته. بهانه بستنی کرده. پدرش رفته برایش خریده. به ما گزارش تصویری داده. خدا زندگی بهتری برای اینها فراهم کند. فیلم مرد ماه جوزا "Gemini Man" را دیدم. آمریکایی محصول ۲۰۱۹. درمورد یک مامور امنیتی که برای پایان دوره کاریی‌اش با دست‌کاری بیولوژیک و ژنتیکی یکی مثل او ساخته بودند. یک جوک با حال دیدم که نقل قول با مزه ‌ای از امام خمینی بود. اهانت نبود. گفتم حالا که تو این جوک‌ها با خدا شوخی می‌کنیم، این را هم بگذارم. شیطان را لعنت کردم نگذاشتم. خدا خودش صاحب ماست ولی این بزرگان صاحب‌ دارند. شوخی بردار نیست. شما به من اعتماد کنید بخندید. تا فردا

۲۲ اسفند ۱۳۹۸
خاطرات روزهای کرونایی (۱۲)
پنجشنبه ۲۲ اسفند قبرستان‌ها را در پنجشنبه آخر سال تعطیل کردند. کار خوبی است. یادتان نرود برای رفتگان این خاک فاتحه بخوانید. امروز شنیدن خبر فوت کرونایی خانم عفت موسوی، همسر مبارز آقای محمدی گرگانی و مادر خانم احمد آقای زید آبادی خودمان، خیلی تلخ بود. میگم حالا که همه باهم مهربون شدیم، کسی هم بیرون نمیره که اغتشاش کنه. همه هم تو خونه‌ها حوصلشون سر رفته. آمد نیوز هم که نیست. میشه این تلگرام و یوتیوب و توییتر را باز کنند؟ من یکی قول می‌دهم فقط توییت‌های مسئولان کشور را بخونم و از یوتیوب هم سحنرانی‌های آقای رحیم پور ازغدی را ببینم. بقیه هم قول میدن با نامحرم چت نکنند. آقای وزیر جوان، دست شما نیست ولی یه دور بروید زیر خمش. بلکه اثر کرد. الان وقتشه‌ها. صبحی خواب دیدم آقای جهانگیری می‌خواست با هم یک قرار ملاقات بگذاریم. توی خواب گفتم من نمیام پاستور. تو سعد آباد باشه. گفت بیا یک خبرایی برات دارم. امروز تلفن زدم جواب نداد. خوشحال شدم که خبر کرونایی شدنش را دفترش تکذیب کرد.فارس دیروز زده کرونا دارد. الهی سلامت باشد. حالا تو این هیر و ویر با من چی کار داشت یعنی؟ همش توی سرِ مال داخلی نزنید. دیروز یهودیان الخلیل مراسم مفصلی برگزار کرده‌اند و گفته‌اند توکل بر خدا، چون الخلیل شهر مقدسی است، خدا ما را از خطر کرونا محفوظ نگه می‌دارد. آدم عصبانی میشه از بس خیابان‌ها شلوغه. اصلا ما که همه کارهامون به کوری چشم دشمنه، ببینید ایتالیا خلوته. تهران شلوغه. البته روم به دیوار. من بیرون نرفتم. تو بی بی سی خونه همسایه دیدم. کو مشت محکم ما به دهان دشمنان؟ خانم یکی از دوستانم نوشت بالاخره رفیقتان امروز از زندان آمد. سیاسی بودها. نوشتم بهش بگید نه منو ببر به خونتون نه بیا به خونه ما. امروز یک کار مهم کردم. ۵ ساعت سراغ موبایل نرفتم. کلی از کتابی رو که دستمه خوندم. سریال بریکینگ بد را هم به سیزن سومش رسیدم. لذتی که در کنار گذاشتن موبایل هست، در مصافحه و معانقه ایام کرونا نیست. از من گفتن. نوشته بودند، حواستان به فرودگاه‌های شمال باشد. ماهان یواشکی مسافر نزند به مقصد شمال. تافردا

۲۱ اسفند ۱۳۹۸
خاطرات روزهای کرونایی (۱۱)
چهارشنبه ۲۱ اسفند همه فکر می‌کردند به خاطر قرنطینه آمار زاد و ولد در آبان و آذر سال بعد انفجاری خواهد بود. اول صبح یکی خبری برایم فرستاد که بعد از فروکش کردن کرونا در ووهان، ملت پشت در محضرهای طلاق صف بسته‌اند. خبری واقعنی. چی فکر می‌کردم چی شد،‌ مصداقش همین است. دراین ایام همدیگر را تحمل کنیم. امروز مجبور شدم چند ساعتی از خانه بیرون بروم. سر چهارراه پارک وی آقای محترمی با ماسک، گل نرگس می‌فروخت. کسی نمی‌خرید. آسیب مالی جدی کرونا مال دست‌فروش‌هاست. دربین این خبرهای بد، خبر خوب انتشار آلبوم خراسانیات از استاد شجریان و مشکاتیان بود. از آدرس زیر بخرید و گوش کنید و حظ وافر ببرید. ‏🌐 https://beeptunes.com/album/560575069 خواندم وسط این بلبشوی کرونا، ملخ به خوزستان حمله کرده. یک جوکی آمده بود که ملک مقرب از خدا پرسیده: آتشفشان دماوند را هم فعال کنم یا فعلا زوده. فکر می‌کنم این روزها هرکس جنسی روی دستش باد کرده، در خبر فوری می‌گوید علاج کرونا پیدا شد. کلی از دیروز برای خاکشیر تبلیغ آمده بود. آمازون هم گفته ده‌ها هزار کالا را که ادعای ضدکرونایی داشته‌اند حذف کرده است. مصداق شارلاتانیسم هم اینجاست. خدا رحمت کند پدرم را. در مدرسه به ما گفته بودند کندر بخورید حافظه زیاد می‌شود. دنبال کندر خریدن بودم. پدرم گفت حافظه‌ای که با کندر بیاید با پنیر هم می‌رود. کرونایی که با خاکشیر برود، رودل است نه کرونا. یکی از دوستانم در مشهد کرونایی فوت کرده. عکس‌ها را می‌دیدم. مثل قبل، جمعیت پشت جنازه راه افتاده بودند و صاحب عزا اعلام ختم کرده بود. کرونا را جدی بگیرید. بی‌توجهی شجاعت نیست. آقای کروبی در سال‌های دور، همیشه وقتی می‌خواست از دل گندگی مرحوم هاشمی یاد کند، می‌گفت اگر حکومت سقوط کند، ما را سوار ماشین کنند ببرند طرف اوین، آقای هاشمی می‌گوید برویم یک بازدیدی هم از زندان اوین بکنیم. خدا آن یکی را رحمت و این یکی را نجات دهد. فیلم اسرار رسمی Official Secrets محصول ۲۰۱۹ را دیدم. ماجرای جاسوسی است که می‌خواهد جلو جنگ عراق را بگیرد. به هادی حیدری طنزپرداز عزیز زنگ زدم. درخواست کردم که جوک‌های روزهای کرونایی را یک جایی جمع کند. کتاب طنز فوق العاده‌ای می‌شود. این هم جوک‌امروز: پنجاه سال دیگه نزدیک عید نوروز مردم میشینن تو خونه ها هی دستاشونو می شورن و خونه رو ضد عفونی می‌کنن و توی سفره هفت سین، روغن گل بنفشه می‌ذارند؛ به بچه‌هاشون میگن این از آداب و رسوم اجدادی و کهن ما ایرونی‌هاست. تافردا

۲۰ اسفند ۱۳۹۸
خاطرات روزهای کرونایی (۱۰)
سه شنبه ۲۰ اسفند بیشترین بلاها و بحران‌های تاریخی عدل افتاده دوران بی حال‌ترین و اعلی‌حضرت‌ترین رییس‌جمهور. آقای روحانی کوشی؟ جلسات کرونا در همه دنیا مرتب باحضور رییس‌جمهورها برگزار می‌شود. نکند قرنطینه‌ای؟ حضرت اجل اکرم پاپ فرانسیس، امروز به کشیشان دستور داده بروند بیمارستانها از کرونایی‌ها عیادت کنند. غلط نکنم پاپ از دست کشیش‌ها خسته شده! در تقابل تاریخی دین و علم، خوشبختانه سطح عالی مرجعیت شیعه، امتحان خوبی پس دادند. تقریبا همه به رعایت بهداشت توصیه کردند. یکی تصمیم گرفت جنس بنجلی را بفروشد. سرِ بازار خیلی از جنسش تعریف کرد. جمعیت صف بستند بخرند. خودش هم باورش شد، رفت توی صف. ماجرای کسانی است که تبلیغ طب اسلامی می‌کنند. خودشان هم باورشان شده. این عدد و رقم‌هایی که از کشفیات لوازم بهداشتی ضد کرونا اعلام شده، چرا به سرعت توی بازار پخش نمی‌شود. مسئولان رسیدگی کنند. وزارت خارجه باید تلاش کند کمک‌های خارجی را جذب کند. بچه حاجی بازی درر نیاوریم. این وظیفه دنیاست که در بحران‌های بزرگ به کمک سایر کشورها بروند. در زلزله بم در دوران آقای خاتمی فرودگاه ها پر بود از هواپیماهای کمک خارجی. همه مثل هم نیستیم‌ها. باور کنید سازمان‌های ذیربط مثل سازمان تبلیغات و شورای مساجد زیر فشار سنگین مخاطبانشان هستند که چرا مسجدها را بسته‌اند.این واقعیت را در نظر بگیریم. باید برای این کارهاشان حمایت شوند. با بد وبیراه گفتن به آن مخاطبان مشکل حل نمی‌شود. ببینید کی گفتم. اروپا و آمریکا درسته خارجه محسوب می‌شوند. اما با این دست فرمون در هفته‌های آینده با موج کرونای وحشتناکی روبرو می‌شوند. کلیپی از لیس زنی با ورژن سویسی منتشر شده که خانم مربوطه در و دیوار سوییس را لیس می‌زند و پز می‌دهد که اینجا کرونا نیست. گفتم که بدانید لیس زنی همه جا هست. بی‌عقلی شاخ ودم ندارد؛ چه ایران. چه سوییس. مراقب خودتان باشد. به توصیه‌هایی که می‌کنند عمل کنید. دقیقا بقول مرحوم نوذری، همانی که تو فیلم بود. یکی پیامک داده که با توجه به شیوع کرونا، خدا اعلام کرده ماه رمضان کسی حق ندارد بیاید مهمانی من. این جوک است. باور نکنید‌ها. تا فردا

8 4        ۱   ۲    ۳       3  7
© Copyright 2003-2020, Webneveshteha.com. All rights reserved.