۰۳ اسفند ۱۳۸۹
قتل عام نازیستی مردم لیبی

 

بعد از اغاز موج تحولات شمال آفریقا و کشورهای عربی، به صورت طبیغی لیبی به دلائل مختلف مورد توقع بود که انتفاضه در آنجا سریعتر از دیگرکشورها باشد.

من به دلیل اینکه مدتها مسئول پیگیری مسئله امام موسی صدر بودم سه سفر به لیبی داشتم و هر سه بار با قذافی ملاقات کرده ام و در اروپا برای پیگیریهای عملی مسئله امام موسی صدر چندین جلسه کاری با سیف الاسلام قذافی، فرزند قدرتنمد رهبر لیبی داشته ام.

در لیبی به تناسب انقلاب 40 سال پیش ، از ایتدا حکومت خلقی شبیه به اندیشه های کمونیستی شکل گرفته بود و تا قبل ازتغییرات جهانی بر اساس اندیشه های تمامیت خواه و ضد دموکراسی مارکسیستی، در کشور لیبی بحث انقلابیگری و حمایت خلقُ محور سیاست لیبی بود و به همین دلیل تا هم اکنون کمیته های خلقی به  جای وزارتخانه ها نقش مدیریت کشور را دارند. تا 10 سال پیش با همین سیاستُ قذافی خودش را رهبر جامعه عرب مترقی میدانست و با همه قدرتهای استکباری سر جنگ داشت.و یکی از هدفهای آمریکائی بود که یکبار آمریکا به کاخ او حمله نظامی کرد واتاق خوابش را بمباران کرد که تا اکنون به عنوان موزه وجود دارد. در جنگ ایران و عراق هم در کنار سوریه هم پیمان ایران بر علیه رژیم بعثی بود.و امکانات نظامی خوبی در اختیار ایران قرار داد. اما این کشور که در نگاه غربیان در کنار کشورهای ایران و کره شمالی مورد نفرت آمریکا بود، به دلیل شیرین عقلی و رفتارهای غیر غرفی رهبر آن  در داخل کشورش همواره در حال زنده نگهداشتن اندیشه های دیکتاتور مابانه خود بود و تمام کشور را به رنگ مورد علاقه اش نقاشی کرده بود که نماد انقلاب سبز لیبی بود و کتاب سبزش به اعتقاد خودش نسخه نحات بشریت بود.. این نگاه ایدئولوژیک تک محور همراه با غرور باور نکردنی شخص قذافی در سراسر لیبی ،دیکتاتوری غیر قابل باوری درست کرده بود که بیشتر به دوران استالینیزم شبیه بود.اما دفاع از نهضت های انقلابی مثل انقلاب اسلامی ایران و یا حمایت از مردم فلسطبن و یا اعمال تروریستی نقطه پر جاذبه ای بود که میتوانست مخالفت آمریکا با لیبی را محور وحدت داخلی کند. بی آنکه کوچکترین آزادی به مردمش بدهد و به همین بهانه ایدئولوژیک سرکوب را توجیه کند.

اما از چند سال پیش که اتفاقا اوج آن در ایام دیدارهای من با سیف الاسلام بود، به دلیل اینکه او تحصیلکرده غرب بود و با مقامات غربی ارتباط داشت، پدرش را راضی کرده بود که کمی از دخالت در امور جاری فاصله بگیرد تا او با دوستان غربی اش مدیریت پنهان کشور را به عهده بگیرند. بار ها در مورد این نقشش با من صحبت کرده بود. اغربی ها هم عتماد نسبی به او داشتند. اما پدر مغرور هر چند یکبار دخالت میکرد و دست سیف الاسلام در پوست گردو میماند. بار کردن امکانات اتمی لیبی و در اختیار آمریکا قرار دادن انها، از جمله این وادادگی ها بود که تصور میکردند میتوانند مشکلات داخلی خودرا کم کنند. اما وقتی انتفاضه مردم لیبی در چمد روز پیش شروع شد، همین چهره کبوتری نظام لیبی ، در تلویزیون ظاهر شد و بدترین تهدیدات را انجام داد و تعبیر اینکه تا "آخرین گلوله” ایستادگی میکنیم از زبان سیف الاسلام خارج شد. این نشانه این است که ملت ها به خاندان دیکتاتور نمی توانند اعتماد کنند و نشانه دیگری از این است که وابستگی به خارج نمیتواند در برابر موج خشم ملی باعث حفظ و امنیت آنها شود.

حمام خونی که در لیبی به راه انداختند و با قطع تلفن و اینترنت و ارتباطات ، در این روزها در یک رفتار کم نظیر خشونت بار آنها را از هوا و زمین بمباران کردند، ریشه در همان اندیشه ای داست که قذافی دیکتاتور با پس زمینه های مارکسیستی در ذهن دارد. فاجعه دردناکی که کسی گمان نمیکرد در قرن حاضر دیگر اتفاق بیفتد. این کار شبیه قتل عام های نازی ها بود و خوی برتری جوئی هیتلری. دیکتاتوری دارای جوهر واحدی است که اگر در هیتلر و یا قذافی و با هر دیکتاتور دیگری ریشه بدواند همه را به یک نقطه میرساند که همه را فدای خود می پندارند.

صدای استغاثه مردم لیبی از بارزترین نمونه های دردناک فریاد مسلمانانی است که اگر دیگر مسلمانان به دادشان نرسند و سکوت کنند، نشانه نا مسلمانی آنها است. بخشهای غرب گرای عربی به دلیل کینه از قذافی انقلابی و بخشهای اروپائی و آمریکائی به دلیل نزدیکی این اواخر دولت لیبی به غرب، در این بزرگترین فاجعه بشری ساکت هستند. وظیفه انسانی و اسلامی است که در برابر این دیکتاتور و این قتل عام حرکت جدی برای نجات ملت لیبی صورت پذیرد. گرچه همین رفتار وحشیانه خود به معنای پایان رژیم دیکتاتور لیبی است که به دلائل گوناگون سقوط لیبی از سقوط مصر و تونس که جنس متفاوت تر و ضد دیکتاتوری آشکاری دارد برای دنیا مهمتر است.

8 4        ۱      3 7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.