۱۰ اسفند ۱۳۸۷
سفرهای تبلیغاتی آقای خاتمی و‍ پویش حمایت از وی

 

آقای خاتمی این هفته اولین سفر تبلیغاتی خودش را به شهرستانها آغاز می‌کند. سفر به شیراز، کهکیلویه و ‌بویراحمد و بوشهر اولین سفرهای استانی آقای خاتمی است که در آخر این هفته انجام می‌شود. زمان و مکان های حضور آقای خاتمی را اینجا ببینید.سفرهای استانی جدی‌ترین بخش تبلیغات انتخابات است. آقای خاتمی را البته مردم ایران به خوبی می‌شناسند، اما ادای احترام به پیشگاه مردم وظیفه‌ی کسی است که می‌خواهد رئیس‌جمهور آینده باشد. آقای خاتمی البته نه امکان سرو غذا به مراجعه‌کنندگان دارد و نه می‌تواند شهرهای شیراز و کهکیلویه و ‌بویراحمد و بوشهر را با امکانات دولتی پر از تابلو کند و نه صدا و سیما یک هفته در مورد آن تبلیغات می‌کند و اصلا این شهرها قطار هم ندارند که مردم را با قطار به آنجا ببرند. خود شماها باید به یکدیگر خبر دهید. در همین فضای انتخاباتی کشور، فردا هم بروبچه‌های پویش حمایت از خاتمی جلسه دوم خود را در اریکه ایرانیان برگزار می‌کنند. جلسه‌ی اولشان خیلی گل کرد. به مراسم آن ها هم  می‌توانید بیایید. انصافا فضای عمومی پرنشاطی در کشور برای انتخابات ریاست جمهوری شکل گرفته است. گویا همه خواهان تغییر فضای موجود هستند.  استفاده از تبلیغات جامعه مجازی هم ویژگی انتخابات فعلی است. برای نجات ایران از وضع فعلی و در وضعیت نبودن هیچ رسانه‌ای در ایران که بتواند نظرات آقای خاتمی را منتقل کند فعالان این دنیا که طبیعتا آقای خاتمی در آن مخاطبان فراوانتری دارد.رسالت تاریخی بزرگی دارد. مهم این نیست که طرفداری می‌کنید یا نه. خصوصیت دنیای اهل فکر و جوانی این است که همه مثل هم فکر نکنند. مهم این است که خبررسانی کنیم.

 

۰۹ اسفند ۱۳۸۷
لاست و تلویزیون ما

 

چند ماه پیش که تب سریال LOST ایران را فرا گرفته بود، رفته بودم سوپر محل برای خرید. جوانی کمتر از ۲۰ ساله خیلی پرخاشجویانه و طلبکارانه از آقای سوپر محل خواستار سیزن ششم لاست بود. این در حالی بود که هنوز نمایش آن در آمریکا شروع نشده بود. البته من آن موقع با چند شب کم‌خوابی تازه دو سیزن آن را دیده بودم. البته بعدها گرفتاریهای شخصی پیدا کردم و نتوانستم بقیه آن را ببینم. این مجموعه را هزاران نفر از ایرانی‌ها دیده بودند. در سراسر جهان نیز همین اتفاق افتاده بود. فکر می‌کردم. اگر در فیلمها جاذبه‌‌ی تصویری و محتوایی وجود داشته باشد چگونه می‌تواند همه‌ی ذهن دنیا را به خود مشغول کند. نمی‌دانم چرا ذهنم رفت به برنامه‌های صدا و سیما که با آن همه مخارجی که از پول بیت‌المال مصرف می‌کند، حتی در موفق‌ترین سریالهایش نمی‌تواند نسل جوان را به خود جذب کند. این درحالیست که هم هنر و هم ابزار و هم خلاقیت همه‌ی کارهای بزرگ سینمایی در ایران و ایرانی وجود دارد. بی‌شک وقتی هنر در چارچوب‌های تنگ قرار می‌گیرد، جاذبه‌ی حداقلی پیدا می‌کند. مخفی نماند که البته من هم از کسانی که دیده‌اند، ادامه‌ی داستان پر رمز و راز لاست را پیگیری کرده‌ام. گرچه کلا در دیدن فیلم حتی اگر لاست باشد تنبلم.این هم یادداشت بدون ارتباط آخر تعطیلات.

 

۰۸ اسفند ۱۳۸۷
مشتلق

 

قدیمتر ها توی مشهد کلمه ی مشتلق خیلی رایج بود. وقتی کسی خبر خوبی می داد، تقاضای مشتلق می کرد. معنایش را نمی دانستم. دهخدا رابررسی کردم دیدم که لغت ترکی است. و جمع بین مژده و لیق است.که لیق به معنای ارزش است. چند سالی است که شنیده ام در بعضی مساجد تهران شب اول ماه ربیع مراسم مشتلق برگزار می شود. حتما این موضوع سابقه ی دینی ندارد ولی کار خوش ذوقانه ای است. به پیامبر برای پایان یافتن ماه محرم و صفر که ماه های عزاداری است، تبریک میگویند. آخر شب پشت در بعضی مساجد جمع می شوند و شکلات و شیرینی و گل می آورند و به پیغمبر برای پایان عزاداری ها و شروع ایام خوشحالی تبریک می گویند و حاجات خود را به عنوان مشتلق از پیامبر طلب می کنند. با اینکه نسل در نسل خانواده ی ما آخوند بوده اند اما از این مراسم " تهرانی" خبر نداشتم و به همین دلیل میگویم که سابقه ی دینی ندارد اما از همان وقت که این مراسم را در تهران دیدم، نسبت به این کار یک جورائی احساس خوبی داشتم. دلیلش هم این بود که معتقدم دین نباید همیشه وقت عزا و غم حاضر باشد. هر چه خوشی و لذت و صمیمیت و دوستی بنام دین رواج پیدا کند، زیباست. به خصوص که جامعه ی جوان دینی ما خیلی نیاز دارد که بنام دین هم شادی کند. خدا عزاداری ها را قبول کند و حاجت همه شان را که بنام دین شادی می پراکنند، به خاطر این مشتلق قشنگ  برآورده کند. خدائی که من میشناسم آغوشش را همیشه برای دل های شاد و پر محبت بیشتر باز نگه می دارد.

۰۷ اسفند ۱۳۸۷
عربستان، قربانی شیعه ستیزی

 

فردا شهادت امام رضا است. به جای یادآوری از امام رضا و زوار بی­شماری که این روزها بیش از همه وقت سال به مشهد می­روند، مروری بر حوادث سختی که بر زائران بقیع در عربستان این روزها رفته است، هم به نوعی ادای احترام به امام رضا علیه السلام خواهد بود. دولت عربستان سعودی در یک اشتباه تاریخی و شاید به دلیل جلوگیری از موج اسلام خواهی شیعی فضای سیاسی کشورش را در اختیار افراطیون وهابی قرار داد و روحانیون متعصب را مکانتی بیش از لزوم بخشید تا سد وهابیت را در برابر رشد شیعه گیری بگذارد. اما از آنجا که افراطی­گری همیشه ضرر غیر قابل جبرانی دارد خود عربستان اولین قربانی این افراطی­گری شد و القاعده از دل این افراطی­گری متولد شد و اولین دشمن عربستان شد. عربستان در جبهه­ی سیاسی بر این افراطی­گری غلبه پیدا کرد ولی جبهه­ی فرهنگی و اجتماعی را نادیده گرفت و این عرصه همچنان در اختیار افراطی­های مذهبی به عنوان شورای امر به معروف و نهی از منکر باقی مانده است و اگر این حوزه از دست تندروهای مذهبی بیرون نیاید باز هم خود عربستان قربانی این افراطی­گری­ها خواهد شد. این­ها که زمینه­ی حمله­ی به شیعیان را در مدینه آماده کردند، شاخه­ی فرهنگی تشکیلات القاعده هستند که اصلاحات عربستان باید سریعتر آن را در برگیرد و ملت عربستان سعودی و شیعیان دنیا را از این زندان سختی که در عربستان به وجود آورده اند، آزاد کنند وگرنه خودشان قربانی این جماعت تندرو خواهند شد؛ شیعیان عربستان بیش از وهابیون هستند که اگر این فشارها ادامه پیدا کند، حتماً عربستان سعودی در برابر فشار غیر قابل تصور داخلی قرار می­گیرد.

 

۰۶ اسفند ۱۳۸۷
یاری نیوز و خانم رجبی و کیهان

 

در این روزها سایت یاری نیوز یکی از سایت هائی که خبرهای انتخاباتی آقای خاتمی رامنتشر می کرد فیلتر شد. کیهان مدتی بود که به این سایت گیر داده بود. کیهان همچنین اسم این سایت را خاتمی نیوز گذاشته بود. خیلی ها دنبال دلیل این کار بودند. به خصوص که این کار همزمان بود با انتشار آخرین فحش نامه ی متداول خانم رجبی در مورد آقای خاتمی، که یکی از شغل های همسرش وزیر دادگستری است. دلائل با مزه ای کمیته فیلترینگ ارائه کرده اند امابهترین دلیل همین اسمی است که کیهان برای این سایت گذاشته: "خاتمی نیوز". از همین الان می توان فهمید که رای خاتمی خیلی جدی تر از این است که حتی ما تصور می کنیم. دست بر و بچه های جوان یاری نیوز درد نکند. تا باشد در این نبود رسانه برای آقای خاتمی، فحش های خانم رجبی و سرمفاله های تهدید آمیز کیهان و جعل خبر های خبرگزاری ها و این کارها باشد تا مرتب یادمان نرود  که رای خاتمی خیلی جدی است و پیروزی اش برای مخالفانش هم قطعی شده که چنین می کنند.

۰۵ اسفند ۱۳۸۷
پیامبر مظلوم

 

فردا سالروز وفات پیامبر بزرگ اسلام است. بیشترین نیاز جامعه امروز به پیامبر، اخلاق‌مداری اوست. بدترین بداخلاقی‌های تاریخی متأسفانه در زیر نام دین پیامبری صورت می‌‌گیرد که برای کامل کردن مکارم اخلاق انسان­ها مبعوث شده بود. دورغ، تهمت، سوءاستفاده از قدرت و نابود کردن سرمایه‌های اجتماعی یک ملت، تخریب‌های ایمان­سوز در آستانه انتخابات، همه فجایع اخلاقی دردناکی است که به‌نام دین این پیامبر خدا در جامعه امروزی جاری است. در سطح جهان نیز متأسفانه به دلیل سوءاستفاده‌ی عناصری به‌نام دین پیامبر، می‌رود که نام اسلام مترادف با تروریسم و خشونت و بی‌اخلاقی باشد. دشمنان دین پیامبر، بدترین انتقام را از آن رسول بزرگ، با کمک آن­هایی که خود را جزء طرفداران مکتب پیامبر اسلام معرفی می‌کنند، می‌گیرند. برای نام پیامبر و راه پیامبر و اخلاق پیامبر سالگرد وفاتش را که در ایران تعطیل است، گرامی می‌داریم؛ هم­چنان­که شهادت سبط مظلومش، امام مجتبی را.

 

۰۴ اسفند ۱۳۸۷
دام اصولگرایان افراطی برای اصلاح طلبان

 

اصلاح­طلبان این روزها و پس از اعلام کاندیداتوری آقای خاتمی که پیروزی جدی را نوید می­دهد و حسابی اصول­گرایان را مشغول کرده است، مواجه با یک جنگ روانی بزرگی شده­اند که هدفشان این است که زمین بازی اصلاح­طلبان توسط اصول­گرایان تعریف شود. هر روز با جعل خبر و یا آسمان به ریسمان بافتن خبرهای بی­ارتباط با شرایط فعلی، فضایی می­سازند که اگر اصلاح­طلبان به آن پاسخ دهند دقیقاً در تله­ای که اصول­گرایان تندرو برای آنان پهن کرده­اند گرفتار خواهند آمد. خبر ترور آقای خاتمی، هماهنگی آقای خاتمی با کشورهای مرتجع منطقه که حتی آقای احمدی­نژاد با رفتن زیر تابلو خلیج عربی قصد آن را داشت که هماهنگ شود، طرح و خبرسازی در مورد سخنرانی آقای آغاجری که اگر هم درست باشد و یا طرح سخنان بی­ربط و باربط کسانی که سخنانشان به هیچ وجه ربطی به آقای خاتمی ندارد، در رسانه­های کیهانی و یا مکتب خبرگزاری فارس، خبر رسانی مخدوش از جلسات خصوصی که بیشتر به استفاده از شنودها می­ماند مثل اهانت به آقای احمدی­نژاد در حضور آقای خاتمی و ده­ها نمونه­ی آن که بخش اصلی خبرهای ویژه­ی این رسانه­ها را تشکیل می­دهد، جزئی از این دام روانی است. به همه­ی دوستان اصلاح­طلب پیشنهاد می­کنم که از کنار این خبرها بی آن که عکس­العمل نشان دهند بگذرند و زمین بازی را برای ارائه­ی مبانی اصلاح­طلبی و دیدگاه­های آقای خاتمی، خود تعریف کنند. به خصوص ستادهای آقای خاتمی و سایت­های رسمی­تر مرتبط با ایشان از افتادن در این دام پرهیز کنند. این خبر رسانی­ها از سر صداقت و بی­خبری از واقعیت نیست که وظیفه­ی روشنگری در مورد آنها به عهده­ی هواداران آقای خاتمی باشد. اینها آدم­ها و نوشته­هایی هستند که از سر هدف­مندی و جنگ روانی در اطاق­های فکر اصول­گرایان افراطی حضور دارند و خبرسازی می­کنند و پاسخ دادن آنان را بیدار نمی­کند و بلکه بشتر آنان را تشویق می­کند که جلسات اطاق­های جنگ روانی را هر روزه کنند. دلیل دیگر این واقعیت این است که این خبرسازی­ها آن قدر برای این رسانه­ها مهم است که اصلاً به فکر تبلیغ از آقای احمدی­نژاد در این بخش­های ویژه نیستند و همه­ی ذهن و فضای مطبوعاتی خود را به فضاسازی علیه اصلاح­طلبان و آقای خاتمی اختصاص داده­اند و کسانی را برای گفت­وگو انتخاب می­کنند و یا بخش مهمی از صفحات خود را به نقل قول از کسانی می­پردازند که همواره آنان را مزدور می­خوانده­اند، و امروز گمان می­کنند می­توانند از آنان به عنوان افراد صاحب اندیشه و چهره­های مقبول، علیه آقای خاتمی استفاده کنند. این حرف­ها در جامعه مخاطب ندارد و فقط اصلاح­طلبان را از کار اصلی باز می­دارد. به خصوص که آقای احمدی­نژاد رسانه­ی ملی را برای تبلغاتی ریاست جمهوری بدجوری در اختیار کامل دارد.

 

۰۳ اسفند ۱۳۸۷
یاران صادق انقلاب در کنگره ی انجمن اسلامی معلمان

 

دیروز در جلسه­ی افتتاحیه­ی کنگره­ی انجمن اسلامی معلمان شرکت کردم. آقای خاتمی و آقای سید هادی خامنه­ای و بسیاری از یاران قدیم انقلاب در آن جا بودند. احزاب و جمعیت­ها هر چه فعال­تر ظهور پیدا کنند به نفع کشور است. خانم شهید رجایی هم آمد. ادای احترامی به ایشان کردم. اسوه­ی مقاومت است. جالب بود در این دورانی که مسئولان نان شبیه سازی خود به رجایی را می­خورند، اولین حرفی که زد این بود که شما در سایتتان کمی از درد دل­های ما را منتشر کنید. وقتی تابلویی را به رسم بزرگ­داشت شهید رجایی به خانم رجایی می­خواستند تقدیم کنند، ایشان گفت که من از این تشریفات اصلاً خوشم نمی­آید. آقای خاتمی آمد خدمت خانم رجایی تا هم تابلو را تقدیم کند و هم از خانم رجایی به خاطر این روحیات رجایی وارانه­اش تقدیر کند. چندبار گفت خیلی شرمنده شدم. به همین دلیل بار دوم که تابلویی را که به دلیل تلاش معلمی خود خانم رجایی می­خواستند به او بدهند به احترام آقای خاتمی بلند شد و رفت جلو سن و از دست آقای خاتمی دریافت کرد. شخصیت خانم رجایی که همیشه سمبل روح بلند رجایی است همه را تحت تأثیر قرار می­دهد. این انجمن از معلمان دهه­ی اول انقلاب شکل گرفته که طبعاً شهید رجایی و شهید باهنر و شهید بهشتی از بنیان­گزاران آن بودند. آقای کتیرایی هم مسئول فعلی آن است.  آقای خاتمی  در مورد شهدا و به خصوص سوء استفاده­های رایج از شهید رجایی حرف زد. اینجا متن کاملش را بخوانید. فضای حمایتی از آقای خاتمی در میان یاران اولیه­ی انقلاب و یا دل نگرانی جمعی از آن چه این ایام به نام اسلام و انقلاب و شهدا صورت می­گیرد را در محافلی که این نیروها هستند، به خوبی می­توان مشاهده کرد. بسیاری از نیروهای اولیه­ی انقلاب که با همان اصالت و روحیه­ی بی آلایش اوائل انقلاب – صادقانه و بی­ریا و فریب – باقی مانده­اند و اکنون به همان دلائل نامی از آنان نیست، در این جلسه حضور داشتند. از مشکلات جاری معلمان هم در بیانیه­ی معلمان یاد شده بود. از وزارت آموزش و پرورش فعلی هم البته کسی حضور نداشت.

 

۰۲ اسفند ۱۳۸۷
مجمع جهانی مدیریت در ایران

 

دیروز و امروز بیشتر وقتم را در جلسه­ی مجمع جهانی مدیریت گذراندم که این بار در ایران و به میزبانی انجمن سخنرانان حرفه­ای جهان و با همت مرکز خصوصی همایش فرازان تشکیل شده بود. ۱۰ نفر از معروف­ترین اساتید مدیریت جهان در طی این دو روزه سخنرانی کردند و از دیدگاه­های مختلف به راه­های موفقیت در مدیریت علمی پرداختند. در میان سخنرانان دو نفر از اساتید ایرانی هم صحبت کردند. به دلیل بومی بودن دیدگاه­هایشان بیش از اساتید خارجی مورد استقبال قرار گرفتند. تعداد ۶۰۰ نفر از مدیران رو به آینده و جوان ثبت­نام کرده بودند و عضویت پرداخته بودند تا بتوانند در کار خود موفق باشند. این مدیران بیشتر در حوزه­ی بخش خصوصی بودند. ما مدیران دولتی سابق و فعلی که البته شأن­مان اجل از این است که مبانی مدیریت علمی تجربه شده را لازم باشد بدانیم. شور و شوق برای فهمیدن و فعال بودن، بسیار زیبا و تشویق انگیز بود. من خیلی چیز یاد گرفتم. بخش تکنیک­های موفق برای مذاکرات اقتصادی و سیاسی، رفتار موفق برای جلب مشتری و مراجعه­کنندگان در کارهای اقتصادی و استفاده­ی بهینه از نیروهای کارمند و کارگزار و شیوه­ی ارتباط­گیری و ایجاد انگیزه در کارمندان، از بخش­هایی بود که خیلی قابل استفاده بود. البته محور همه­ی این مسائل، احترام به مشتری و مراجعه کنندگان و بر اساس اصل حرمت­گذاری به شخصیت انسانی آدم­ها بود. چیزی که متأسفانه در سیستم اداری کشور اصلاً مورد توجه نیست؛ و به همین دلیل به ندرت مدیران دولتی به این جلسات رغبت نشان می­دهند. به سهم خود از پدیدآورندگان این فرصت تشکر می­کنم. در این جلسات البته از سیاست خبری نبود؛ فقط در وقت آنتراک­ها افراد زیادی دور من جمع می­شدند و از انتخابات می­پرسیدند و تقریباً همه­شان با امکاناتی که داشتند، اعلام آمادگی می­کردند که امکانات کاری و فکری خود را در خدمت ستاد آقای خاتمی قرار دهند که من آدرس ایمیلم را که معمولاً بلد بودند می­دادم و توصیه می­کردم که این محیط را با سیاست مخلوط نکنند. توضیح می­دادم من هم مثل شما آمده­ام از اندیشه­ی این آدم­ها که همه­شان صاحب چند تا کتاب معروف جهانی بودند، بهره­ی علمی ببرم.

 

۰۱ اسفند ۱۳۸۷
بهار ۱۳۵۹ وحکایت همچنان باقی...

 

چندی پیش کتاب بزرگی به نام روزشمار تفصیلی جمهوری اسلامی ایران بهار ۱۳۵۹ برایم فرستاده بودند. ۵۷۶ صفحه است. این کتاب به ترتیب روزها، سرفصل اخبار سیاسی فرهنگی را آورده است و زیر نظر دکتر عبدالله جاسبی از سوی دفتر پژوهش و تدوین تاریخ انقلاب اسلامی تهیه شده است. با این­که فقظ خبر بود، یک ساعتی به خواندن آن مشغول بودم. پرس و جو کردم؛ فکر می­کنم این که بهار ۵۹ در اولویت تدوین قرار گرفته است، به خاطر فعالیت­های اولیه حزب جمهوری اسلامی و انتخابات اولین مجلس شورای اسلامی بوده است که حزب جمهوری اسلامی در آن مدت فعال­تر از همیشه بوده است و آقای جاسبی هم همیشه از تأثیرگذاران حزب جمهوری اسلامی بوده است. مسأله­ی ریاست جمهوری بنی­صدر، انتخابات نخست­وزیر، گروگان­های آمریکایی، ناآرامی­های غرب کشور در مناطق کردنشین و مسایل بین­المللی مهم­ترین عناوین این کتاب است. اکنون از آن تاریخ ۲۸ سال می­گذرد؛ اما جالب این است که تقریباً تأثیرگذاران اصلی کشور غیر از آنان که عمرشان تمام شده و رحلت کرده­اند همان­ها هستند که در آن تاریخ بوده­اند. چندین بار در همان بهار ۵۹ از آقای جنتی به عنوان عضو شورای نگهبان هم یاد می­شود. ادبیات بیانیه­ها و موضع­گیری­ها و نوع نگاه و برخورد با دشمنی­های جهان هم مشابه امروز است. این که این یک امر مثبت است یا خیر، نظرات متفاوتی است. بعضی آن را انقلاب دائم می­نامند و بعضی معتقدند با تغییر نسل­ها ادبیات و توقعات باید تغییر پیدا کند. در هر حال خواندن تاریخ همیشه شیرین و پندآموز است. نمی­دانم آیا دفتر پژوهش و تدوین تاریخ قصد ادامه­ی این کار را دارند یا خیر!

 

8   4       ۱    ۲    ۳      3 7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.