۳۰ اسفند ۱۳۸۷
یا محول الحول والاحوال

 

 

سال نو تحویل شد.مبارک باشد. به تک تک شما عزیزان ایرانی و ایران دوست تبریک میگویم.

نوروزتان پیروز. سال خیلی خوبی داشته باشید.دست مدد الهی بالای سرتان باشد و غرور و افتخار همراهتان و شادی و خوشی همیشه جزء اصلی زندگیتان باد.

آمد بهار خرم با رنگ و بوي طيب

 با صد هزار زينت و آرايش عجيب

شايد كه مرد پير بدين گه جوان شود

گيتي بديل يافت شباب از پي شبيب

چرخ بزرگوار يكي لشكري بكرد

 لشكرش ابر تيره و باد صبا نقيب

نفاط، برق روشن و تندرش طبل زن

 ديدم هزار خيل و نديدم چنين مهيب

خورشيد زابر تيره دهد روي گاه گاه

 چونان حصاري كه گذر دارد از رقيب

يك چند روزگار جهان دردمند بود

 به شد كه يافت بوي سمن را دواي طيب

باران مشكبوي ببارد نو به نو

 و ز برف بركشيد يكي حله قصيب

گنجي كه برف پيش همي داشت گل گرفت

هر جو يكي كه خشك همي بود شد رطيب

لاله ميان كشت درخشد همي ز دور

 چون پنجه عروس به حنا شد خضيب

بلبل همي بخواند بر شاخسار بيد

 سار از درخت سرو مر او را شده مجيب

 

       رودکی

۲۹ اسفند ۱۳۸۷
آخرین روز سال

 

فردا آخرین روز سال 1387 است. یکسال دیگر بر عمر و زندگی ما گذشت. در اخرین روز خبر جان سپردن امیدمیرصیافی یک وبلاگ نویس در زندان برای جامعه اهل نت بسیار دردناک بود. مهمترین اتفاق سال گذشته در سراسر جهان بحران اقتصادی بود. همه‌ی سیاستمداران جهان هم به این بحران مشغول بودند. به خوبی عقلای جهان که می‌دانند ریاست بر هر جامعه‌ای در مرحله اول برای آنست که مردم آن بتوانند خوب زندگی کنند عمق فاجعه را درک کرده بودند. تغییر رئیس‌جمهور جنگ‌طلب و خشونت‌خواه آمریکا هم بی‌شک از اتفاقات مهم جهان بود. رای آوردن آقای اوباما با شعار تغییر و پشتوانه‌ی رای مردم و همراهی جهانی با وی تاثیر بسیار مهمی در آینده‌ی جهان خواهد داشت. اگر کشورهایی این تغییر را فرصت تلقی کنند سود فراوانی خواهند برد و اگر این فرصت تبدیل به تهدید شود هم آسیب مردم در فاصله‌ی بین واقعیت‌های سخت زندگی و شعارهایی که برای مدیریت دنیا داده می‌شد همچنانان سرگردان بودند. بارقه‌ی تغییر شرایط فعلی در سال 1387 با آغاز تحولات انتخاباتی بسیار جدی شد. آقای خاتمی ظهوری پرامید کرد و با واگذاری عرصه‌ی کاندیداتوری به آقایان کروبی و مهندس موسوی، صحنه را ترک کرد و اگر چه سرنوشت نسبتا مبهمی برای انتخابات سال آینده به وجود آمد اما اخلاق‌مداری‌اش مورد تحمیل نخبگان قرار گرفت.پرتاب موشک وماهواره ی امید هم که ثمره ی تلاش بیش از دهساله ی دانشمندان ایرانی بودهم باعث افتخار بود. به همه‌ی ایرانی‌ها که در همه جای دنیا خود را برای نو شدن آماده می‌کنند، برای طی کردن سال گذشته خسته نباشید می‌گویم. سال بسیار خوب و متفاوتی هم برای ایران و ایرانی در سال ١٣٨٨ آرزومندم. با همت بلند ایرانی می‌شود سال آینده را سال تغییر به دنیا معرفی کرد. برای من البته سال 87 در کنار همه‌ی خوبی‌ها و سختی‌هایش یک درد جانکاه بزرگ باقی گذاشت که هرگز توان فراموشی‌اش را ندارم؛ مرگ مادرم که به شدت مظلوم بود و آرام و پشتوانه‌ی زندگی. به روح مهربانش درود می‌فرستم.

 

۲۸ اسفند ۱۳۸۷
دلائل چهارگانه آقای خاتمی برای انصراف

 

دیروز مسئولان ستادهای آقای خاتمی و جوانان گروه کمپین دعوت از آقای خاتمی و گروه ۸۸ و جمعی از دوستان با آقای خاتمی دیدار داشتند. طبعاً روز تلخ و سختی بود. کاندیدای پیروز انتخابات در شرایطی که دیگر حتی افراطی‌ترین لایه‌های جناح محافظه‌کار هم اعتراف ضمنی کرده بودند که باید خود را برای دوران خاتمی و اصلاحات آماده کنند، انصراف داده بود. پذیرش و قبول این انصراف برای کسانی که خودجوش این همه شور و اشتیاق را ساماندهی کرده بودند، البته که کار آسانی نبود. چند نفر در جلسه صحبت کردند. بعضی‌هایشان خیلی تند حرف می‌زدند و از انصراف آقای خاتمی ناراضی بودند. من هم صحبت کردم. گفتم تا دیشب ساعت ۱۱ در جلسه مجمع روحانیون چانه‌زنی می‌کردیم که آقای خاتمی استعفا ندهند؛ اما امروز که متن انصرافشان منتشر شده، خیلی شرایط فرق کرده است. درست است که خاتمی دیگر رئیس‌جمهور آینده نخواهد بود اما خاتمی برای جامعه و تاریخ ما سرمایه‌ای خیلی بزرگ‌تر از رئیس‌جمهو شده است. به‌هر حال با ورود دیرهنگام آقای مهندس موسوی و حضور آقای کروبی، رقابت درون اصلاح‌طلبی شکل می‌گرفت و خاتمی به این دلیل بزرگ است که با اینکه هم خودش و هم رقبایش می‌دانستند که می‌تواند در مرحله‌ی اول، پیروز انتخابات شود انصراف داد. این خاتمی خیلی بزرگ‌تر و و ارزش‌مندتر از خاتمی کاندیدا و حتی خاتمی رئیس‌جمهور است. در این فضای پراحساس که البته قابل درک است، مبادا کاری کنیم که به دست خود، خاتمی بزرگ را کوچک کنیم. آخرین سخنران خود آقای خاتمی بود که صریح­تر از همیشه چهار دلیل برای انصرافش مطرح کرد: ‌۱) بالاخره رقابت برای قدرت بود و این خلاف اخلاق است که وقتی جامعه می‌خواهد تغییر صورت پذیرد، تصور کند که ما در درون جبهه اصلاحات به مبارزه با یکدیگر مشغولیم. ۲) من نماینده اصلاحات هستم و این فکر در جامعه اکثریت دارد و نهادینه شده. با این تفرقه و تقسیم آراء برای محالفان زمینه‌ای شکل می‌گیرد که اعلام کنند اصلاحات خواسته‌ی اکثریت جامعه نیست و من حق ندارم چنین کاری بکنم. ۳) وقتی بالای ۲۰ میلیون رأی داشتم آن همه مشکلات داشتم اکنون به خاطر وجود سه کاندیدا و تقسیم آرا حتما آرای کمتری از دوره قبل خواهم داشت. با این پشتوانه چگونه می‌شود با مجموعه‌ی قدرت در کشور روبه­رو شد؟! ۴) اینکه من حاضر نیستم وارد بازی‌ای شوم که بازیگردانش دیگران هستند. ابراز این چهارمین نکته از سوی آقای خاتمی خیلی مهم و پرمعنا بود. در هر حال ما باید با واقعیت‌ها کنار بیاییم. از این پس باید به کمک آقایان کروبی و میرحسین موسوی که در عرصه‌ی کاندیداتوری باقی‌ مانده‌اند، شتافت. وقتی خاتمی پیروز در انتخابات این چنین اخلاق‌مداری را به جامعه نشان داد، توقع از این دو بزرگوار فراوان­تر است که تدبیر شرایط کنند تا راه برای محافظه‌کاران هموار نباشد.

 

۲۷ اسفند ۱۳۸۷
چهارشنبه سوری و آیین‌های پرمعنا و سمبلیک آن

 

امشب چهارشنبه سوری است؛ از رسم‌های دیرین و پرمعنای تاریخی ایرانیان. مراسم چهارشنبه سوری چند سالی است که بیشتر به سمت آتش‌بازی و ترقه و انفجار گرایش پیدا کرده است. از هفته‌ها قبل شهرهای ایران آماده‌ی یک شب کاملاً جنگی می‌شود. این کارها البته برای جوانان، نوعی تفریح است که جزئی از جوانی است ولی مراسم چهارشنبه سوری با سنت­های دیرین و قدیمی ایران نباید در سایه‌ی این آتش بازی‌ها فراموش و یا قربانی شود. مراسم پرمعنا و سمبلیک پرش از روی آتش و زردی را به آتش سپردن و سرخی را از آتش گرفتن، بخش اصلی مراسم چهارشنبه سوری است که این سنت ایرانی را زیبا و معنادار می‌کند. چهارشنبه سوری مراسم دیگری هم داشته که کمتر به آن توجه می‌شود: آجیل خوردن؛ فال گوش ایستادن به این معنا که نیت می‌کنند و به سخن اولین کسی که رد می‌شود گوش می‌دهند تا از آن فال بگیرند؛ آش بیمار درست کردن که برای بیماران در خانه با رسوم خاصی درست می‌کردند که در آغاز سال نو بیماری از این سال به آن سال منتقل نشود و همه چیز آماده‌ی نو شدن باشد، در فرهنگ عامه این آش به آش امام زین‌العابدین معروف است؛ گره‌گشایی که مربوط به کسانی است که کارشان و یا بختشان گره خورده، پارچه‌ای را گره می‌زنند و بر سر راه می‌نشینند و از اولین فرد می‌خواهند که گره را باز کند.

شبیه این سنت‌ها در تاریخ خیلی از کشورهاست اما در سنت ایرانی به دلیل تاریخ پرقدمت آن این سنت‌ها اصیل‌تر و پرمحتواتر و سمبلیک است. تلاش برای زنده نگه داشتن سنت‌های ایرانی، یک وظیفه ملی است. در هیاهوی ترقه‌بازی‌ها که ظهوری از خصلت جوانی است، نباید به آیین‌های اصیل ایرانی چهارشنبه سوری بی‌توجهی شود. مسئولان حکومتی در ایران هم باید پاس‌داشت از آیین‌های نوروزی را جزئی از کارهای جاری خود بدانند تا بتوانند نمایندگان و مسئولان کشور بزرگ تاریخی ایران شناخته شوند.

 

۲۶ اسفند ۱۳۸۷
شوک پر معنای بعد از انصراف

 

 

بعد از جلسه دیروز آقای موسوی و خاتمی که در آن آقای موسوی بر ادامه‌ی کاندیداتوری تاکید داشته‌اند به نظر می‌رسد که آقای خاتمی در ساعات آینده و بعد از شرکت در جلسه ی مجمع روحانیون مبارز بیانیه‌ی انصراف خودش را از کاندیداتوری ریاست جمهوری به نفع اصلاحات منتشر کند. وقتی فردی مثل آقای خاتمی که به اتفاق نظر همه تحلیل‌گران، به ‌خصوص بعد از سفر تاریخی شیراز و یاسوج و بوشهر به عنوان کاندیدای پیروز این انتخابات شناخته می شده و اکنون به دلیل آنکه امکان اجماع در جبهه ی اصلاح طلبان وجود ندارد، انصراف می دهد نشانه ی توجه هوشمندانه به آینده ی ملت ایران است . از این پس در صورت اعلام رسمی انصراف، آقای خاتمی صحنه رقابت را برای آقایان مهندس موسوی و کروبی باز می‌گذارد تا آنان تلاش کنند که خود به اجماع برسند و هدف تغییر را که خواسته‌ی جامعه امروز ایرانی است تحقق بخشند. طبعا بعد از این انصراف،رای دهندگان به آقای خاتمی به سمت اقایان کروبی و موسوی تقسیم خواهند شد.اگرچه می‌توان آقای خاتمی را درک کرد و می‌شود پذیرفت که در وضعیت جدید اخلاقی‌ترین کار ممکن آن است که آقای خاتمی انجام داد اما نمی‌توان انکار کرد که شوک حاصل از کناره‌گیری آقای خاتمی خیلی فراگیرتر از تصور بود. معنای سیاسی این شوک، همان مفهومی است که از سفر شیراز و بوشهر و یاسوج می‌ شد فهمید. اگر دوستان اقای خاتمی برخوردهای عاطفیُ، عقلانی،و احساسی از دیروز تا حالای خودشان راجمع آوری کنند،تکان دهنده خواهد بود.کاش قدر این فرصت تاریخی که فرصتی برای کشور و مردم بود شناخته می شد. ولی تقدیر این بود. در هرحال گرم کردن فضایی که در پی ‌آب سرد ریخته شده بر حوزه ی سیاسی و انتخاباتی کشور صورت گرفته است کار بسیار سختی است که از این پس وظیفه‌ی آقایان کروبی و مهندس موسوی است که آن را – اگر می‌شود ـ  بازسازی کنند.

 

 

۲۵ اسفند ۱۳۸۷
گلایه ها بماند برای بعد. ایران را دریابیم

 
مسئله ی انتخابات ایران به مرحله ی حساسی رسیده است. مردم امید به تغییر پیدا کرده اند. در بین نخبگان سیاسی و علمی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی در گروه های مختلف سیاسی اجماعی کم نظیر برای تغییر شرایط کشور و نجات ایران از مشکلات داخلی و خارجی شکل گرفته است. جریان اصولگرا و محافظه کار به دلیل کاندیداتوری آقای احمدی نژاد نمی توانند فرد جدی دیگری را به به صحنه ی رقابت بکشانند. همه ی امید ها به جریان اصلاحات است. وجود سه کاندیدا در صحنه ی رقابت در جبهه ی اصلاح طلبان - به اتفاق آرای همه ی کسانی که دل در گرو نجات ایران دارند- راه را برای ادامه ی وضعیت فعلی هموار می کند. اگر چنین شود تاریخ اصلاح طلبان را نمی بخشد. در این شرایط مهم نیست که چه کسی مقصر بوده. مهم این است که اصلاح طلبان به سمت وحدت پیش بروند. هر کس دلش بیشتر برای ایران می سوزد. باید پیش تر از دیگران برای یکی شدن کاندیداها پیشقدم شود. بررسی خیلی از چراها و گلایه ها را می توان به فرصت های بعدی حوالت داد. آمدن دوباره ی احمدی نژاد برای مردم غیر قابل قبول است. ماجرای اصلاح طلبان و محافظه کاران ووحدت ما مثل آنست که در تاریخ آورده اند که دو نفر ادعای مادری بر کودکی می کردند. حضرت علی پیشنهاد داد کودک را از وسط دو نیم کنند.مادر حقیقی برای حفظ جان فرزندش دست از ادعای خود برداشت. دور گذشته نیز به دلیل همبن چند گانگی در کاندیداها انتخابات را واگذار کردیم و ایران این همه خسارت تحمل کرد و سرمایه های ملی ایران نابود شد. این فرصت تاریخی را نباید از دست داد. به خاطر ایران و فرزندانمان.

۲۴ اسفند ۱۳۸۷
میلاد اخلاق و صداقت

 

 

فردا سالروز تولد دو شخصبتی است که یکی پیامبر بزرگ اسلام است و دیگری امام صادق رئیس مذهب شیعه. به همبن دلبل برای مردم ایران که هم مسلمانند وهم شیعه هستند، یک روز بزرگ و استثنائی است. خصوصیت بارز پیامبر اخلاق بود و دلیل بعثتش، اتمام مکارم اخلاقی بود. درست در شرایطی که درجامعه ی ما مبانی اخلاقی درهمه جیز آسیب دیده و بیش از هر زمان دیگری به اخلاق محوری نیاز داریم، پاسداشت این روز بزرگ با معناتر از همیشه است. امام صادق هم مظهر صداقت است. دردناک است اما باید اعتراف کرد که صداقت نیز در همه ی عرصه ها در جامعه ی امروز دچار تزلزل و نا پایداری است. کمتر می توان در کلام ورفتار متولیان امور چامعه صداقت را دید. به همین دلیل روابط درون جامعه نیزنا صادقانه و پر فریب شده است. از دیر باز به ما گفته اند که پیامبر و ائمه معصومین علیهم السلام یک مکتب هستند که بیش از احترام،  باید به سخنان واندیشه ی آنان دل بست. پیروی از مکتب پیامبر و امام صادق در گرو پای بندی جامعه به اخلاق و صداقت است. این روز بزرگ واین دو میلاد فرخنذه را به مسلمانان و شیعیان جهان و به خصوص به ایرانیان سرافراز تبریک میگویم

۲۳ اسفند ۱۳۸۷
هوادارن آقای خاتمی و دلخوری ها و مسائل خانوادگی!


دیروز در جلسات مختلفی که به انتخابات ربط داشت، شرکت کرده بودم. آقای موسوی لاری ساعت30/7 صبح مثل همیشه دعوت کرده بود که در کمیته ی راهبردی ستاد آقای خاتمی شرکت کنیم. مسائل مختلف در مورد فعال تر شدن ستاد و با نشاط ماندن نیروهای هوادار آقای خاتمی که خیلی به پیروزی ایشان امیدوار شده اند، بحث شد و راهکار های مختلفی ارائه گردید. بعد رفتیم ستاد 88 که جوانان هوادار آقای خاتمی در ستاد 88 از سراسر کشور آمده بودند. یک نوع دلخوری و سرخوردگی عمومی نسبی را با وضعیت فعلی در چهره شان می شد دید. در حاشیه ی جلسه خیلی هاشان به آقای خاتمی پیغام می دادند که مبادا منصرف شود. کلی توضیح دادم که من سخنگوی آقای خاتمی نیستم و فقط تحلیل های خودم را میگویم.اما آنها ادامه می دادند. بنا به گفته ی آنان نمی شود نسل جوان را پشت سر کس دیگری بسیج کرد و نگران بودند که اطلاعات واقعی از شهرستانها به مرکز نرسد و به دلیل اختلافات جبهه ی اصلاحات و یا انصراف آقای خاتمی، رئیس جمهور آینده همچنان دکتر احمدی نژاد بماند.  من گفتم که انصراف آقای خاتمی شایعه ای است که از خارج جبهه ی اصلاحات القا می شود، توضبح دادم که آقای خاتمی هم گفته که با کاندیداتوری اش جا را برای کسی تنگ نمی کند. جدای از این حرف ها نکته ی با مزه، این بود که خبرگزاری فارس در پایان این جلسه از خانم زهرا اشراقی پرسید که آیا تکذیب می کنید که خانم زهره صادقی – همسر آقای خاتمی – به دلیل اینکه با کاندیداتوری آقای خاتمی مخالف بوده، با ایشان قهر کرده و رفته به یکی از روستاهای کاشان. ظاهرا روزها برای هر جلسه ای ستاد جنگ روانی که یکی از شعباتش در خبرگزاری فارس است، رسما دروغ جعل می کنند و به جلسات اعزام می وند تا از افراد بپرسند و بگویند آیا این را تکذیب می کنید؟ آن قدر هم قافیه تنگ شده که دروغ خانوادگی هم جعل می کنند. کاش بزرگترهاشان می گفتند که این رواج دروغ پردازی چه بر سر اخلاق جامعه در درازمدت می آورد.  بعد از ظهر هم که رفته بودیم مراسم ارتحال حاج احمد آقا و تسلیت به خانواده ی ایشان.

 

۲۲ اسفند ۱۳۸۷
روزنامه نگاری سازماندهی شده

 

روزنامه­نگاری سازماندهی شده حتی با این که گریزناپذیری­اش را در خیلی جاها می­پذیریم، مایه نگرانی این حرفه است. حادثه­ی خبری مهمی مانند انتخاب کاندیداهای احزاب ایالات متحده برای ریاست جمهوری، ۶۰۰۰ گزارشگر را جلب می­کند؛ جنگ ایران و عراق ۷۰۰ نفر را گرد می­آورد؛ انقلاب پرتغال ۳۰۰ خبرنگار می­خواهد؛ یک خشکسالی شدید در آفریقا حدود ۸۰ خبرنگار جمع می­کند و ترور رئیس جمهور کره حدود ۳۰ نفر را. این تعداد روزنامه­نگار هم فرصت و هم خطری برای کشور میزبان است. از سویی، کمتر کشوری است که (با توجه به بدنامی پیامد آن) بخواهد علناً جلو مطبوعات را بگیرد. از سوی دیگر، دولت­ها دلشان می­خواهد که مطبوعات قضایا را از دیدگاه آن­ها ببیند. بازدیدهای دسته جمعی با اتوبوس، هتل اختصاصی، سفر با راهنما به بخش­های امن جبهه، مصاحبه­های مطبوعاتی و وعده­ی مصاحبه­های اختصاصی همراه با نوید و تهدیدهای ضمنی فراهم می­شود. نتیجه، اتفاق نظر روزنامه­نگارانی است که برای فهمیدن موضوعی واحد رفته­اند.

این اتفاق نظر ممکن است بدجوری پرت باشد. به عنوان مثال : در سال ۱۹۶۸، زمانی که پیروزی کم خرج سناتور یوجین مک­کارتی در انتخابات مقدماتی ریاست جمهوری در نیوهمشایر، با پشتوانه­ی دانشجویان مخالف جنگ ویتنام، پرزیدنت جانسون را تکان داد، اتفاق نظر رسانه های گروهی براین بود که رای دهنده ی امریکلئی به جنگ ویتنام پشت می کند وهمین عامل اساسی در تشویق جانسون به کناره گیری از شرکت مجدد در انتخابات شد. اما در سال ۱۹۶۹، دانشگاه میشیگان دست به یک رشته آمارگیری، مصاحبه و بررسی در میان رأی دهندگان نیوهمشایر زد که نشان داد تقریباً ۶۹% از آرای مک کارتی از جانب تندروها بود که از ادامه­ی جنگ در سطح محدود از سوی پرزیدنت جانسون ناراضی بودند و می­گفتند جنگ ویتنام باید تمام عیار و کار آن یک­سره شود.

از کتاب قدرتهای مطبوعات جهان

 

۲۱ اسفند ۱۳۸۷
حاج احمد آقا و نقش او در رشد اندیشه دینی

 

فردا مراسم سالگرد حاج سید احمد خمینی در تهران برگزار می‌شود. هر ساله از زمان رحلت ایشان، مراسمی برگزار می‌شد. تنها پارسال این مراسم برگزار نشد. به نظر می‌رسید به خاطر اتفاقات تلخی بود که نسبت به بیت امام خمینی صورت گرفته بود. اتفاقات توهین‌آمیزی که از سوی محافظه‌کاران مدعی صورت گرفته بود و آیه‌الله توسلی، یار دوست‌داشتنی امام خمینی در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام، در همین رابطه و در دفاع از امام جان خود را به جان آفرین تسلیم کرد. مرحوم حاج سید احمد خمینی، بی‌شک در دهه‌ی اول انقلاب تاثیرگذارترین فرد کشور بود. در آن دوران همه تصمیمات کلان کشور زیر نظر امام خمینی قرار داشت و احمد آقای خمینی کلید ارتباطی با امام بود. رشد جریان روشنفکری دینی ـ در قاموس ادبیات آن روز ـ و نفی تحجر از حوزه‌های دینی نیز در آن دوران مدیون اندیشه احمد آقای خمینی بود. او به دلیل اینکه داغ تلخ تحجر را در دوران غربت امام خمینی در حوزه‌های علمیه حس کرده بود و عمق خطر آنان را برای دین و انقلاب و اسلام به خوبی می‌فهمید، با تکیه به قدرتی که داشت، همواره فضای تصمیم‌گیری حکومت را از دسترس آنان دور می‌کرد و جریانات آزاداندیش را در کشور پشتیبانی می‌کرد. آقایان خاتمی، عبدالله نوری، میر حسین موسوی، کروبی از همراهان آن روزهای احمد آقای خمینی شناخته می‌شدند و در مقابل بسیاری از کسانی که این روزها تاثیرگذاران عرصه فرهنگ و دین هستند، همواره خود را در انزوای تبلیغاتی می‌دیدند. اگر در آن دوران آغاز انقلاب، این نقش برجسته را احمد آقای خمینی به نمایندگی از امام ایفا نکرده بود، مرز جمهوری اسلامی با آنچه بعدها طالبانیزم تعبیر شد، معلوم نبود. فرزند هوشمند و زمان‌شناس ایشان، حاج حسن آقای خمینی هم این نقش را بدون داشتن پشتوانه‌ی قدرتی مثل پدر در این دوران بر عهده دارد. تلنگرهای به موقع حسن آقا در مورد مسائل اجتماعی و فرهنگی ادامه‌ی آن خط فکر روشنفکری دینی است که با شرایط امروز جامعه پیوند خورده است. به خانم فاطمه طباطبایی، همسر و به آقایان سید حسن و سید یاسر و سید علی خمینی که با هر سه افتخار دوستی دارم، تسلیت مجدد می‌گویم.

 

8 4        ۱   ۲    ۳       3  7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.