۱۹ اسفند ۱۳۸۶
بازی آنان را چگونه می توان به هم زد؟

 

وقتی آقای احمدی­نژاد رئیس جمهور شد، به دلیل آشنائی با اعضای شورای شهر آن روز چندین نفر از آنان را برای همکاری به هیأت دولت دعوت کرد. وقتی دیدند بر اساس قانون باید آنان از شورای شهر استعفا دهند و اگر یک نفر استعفا می­داد، مصطفی تاج­زاده نفر بعدی رزرو بود که به شورای شهر می­رفت، از خیر پست­های مهم ولو به صورت صوری گذشتند و در همان شورای شهر ماندند تا تاج­زاده به عنوان غریبه وارد شورای شهر نشود. این­که چرا نسبت به تاج­زاده چنین حساس بودند خیلی مسأله برانگیز شد. حالا در انتخابات مجلس شورای اسلامی هم از ابتدا که چنین رد صلاحیت­های گسترده را سامان دادند، مهم­ترین پیامشان این بود که مبادا غیر اصول­گرایان بتوانند در سطح گسترده وارد صحنه­ی پارلمان شوند. به صورت مصنوعی هم علاقه­مند بودند که دو جناح محافظه­کار درون سیستم را به عنوان دو جناح کشور معرفی کنند و برای انتخابات ریاست جمهوری هم راه را بر اصلاح طلبان ببندند. آقای خاتمی در تحلیل شرایط فعلی گفت باید بازی آنان را به هم بریزیم. تشکیل یک اقلیت قوی و بزرگ، همان چیزی است که بازی محافظه­کاران حاکم بر قوای مختلف را به هم می­زند.

 

۱۸ اسفند ۱۳۸۶
انتخابات گل نینداخته، بجنبیم

 

پریشب رفته بودم منزل آقای محتشمی و دیشب منزل آقای کرباسچی. به مناسبت شهادت امام رضا و امام مجتبی و وفات پیامبر اکرم روضه بود. معمولاً در ایام داغ سیاسی، قبل و بعد این مراسم پرشورتر است و گعده­های سیاسی گل می­اندازد. در منزل آقای محتشمی، آقای عبدالله نوری دعای کمیل خواند؛ هم خوش صدا بود و هم خیلی با سوز می­خواند. فکر کنم از دوران زندانش این چنین سوزناک خواندن را به ارث برده بود. در منزل آقای کرباسچی هم با این­که حاج حسن آقای خمینی و آقای کروبی و خیلی از افراد دیگر سیاسی هم آمده بودند، اما در هیچ­یک از این جلسات که همه طرفدار شرکت در انتخابات بودند، این بحث گل نینداخت. بیشترین چیزی که می­پرسیدند این­که چه خبر؟ طبعاً گمان می­رود که مردم با درگیری بیشتری که با مشکلات زندگی روزمره دارند کمتر از این مجموعه­های سیاسی به فکر انتخابات باشند. فرصت کمی باقی است که بتوان به مردم گفت برای ایجاد تغییر در نظام سیاسی و اقتصادی کشور با همه­ی جفاهایی که شده باید در انتخابات شرکت کرد تا فضای متفاوتی به وجود آورد. آن­ها که از تحریم انتخابات حرف می­زنند تا به حال نگفته­اند که بعد از نیامدن مردم در صحنه­ی انتخابات جز باز شدن راه برای اقتدارگرایان چه اتفاقی قرار است بیفتد؟ مگر آقای احمدی نژاد محصول همین تحریم­ها نیست؟ و مگر با نیامدن مردم و طبعاً رأی نیاوردن جبهه­ی اصلاحات با همه­ی کاستی­ها که داشته و دارد کشور با تحریم بین­المللی و ناکامی­ها و تحقیر جهانی افزون­تری مواجه نشد؟ احساسات چند روزه را اگر مهار نکنیم، سال­ها دود این رأی ندادن مستقیماً به چشم مردم می­رود. هم­چنان­که نتایج تحریم انتخابات ریاست جمهوری را همه­ی مردم ایران پس از سه سال با تمام وجود لمس می­کنند. هرجا اصلاحات کاندیدا دارد شرکت کنیم تا در انتخابات ریاست جمهوری هم بتوانیم باشیم.

 

۱۷ اسفند ۱۳۸۶
پیامبر و امام حسن و شرایط روزگار

 

امروز وفات پیامبر اسلام (ص) و شهادت امام مجتبی (ع) است. روز غم­باری برای مسلمانان است. پیامبر اسلام رنج­های فراوانی برای مسلمانان کشید. در حجاز آن روز که مرکز جاهلیت و بی­تمدنی بود، متون مترقی اسلام که از جانب خدا و با وحی دریافت کرده بود، آغاز تغییر دنیای دین­مداران شد. مردم آن روزها که نمی­توانستند این تغییر روش­ها را تحمل کنند خیلی پیامبر را مورد توهین قرار دادند و اذیت کردند. زندگی امام مجتبی نیز برای مسلمانان اسوه است. از راه صلح با معاویه توانست چهره­ی واقعی وی را به مردم زمان خودش نشان دهد. همیشه روش حسینی تنها روش نیست. هدف نهایی روش حسنی و حسینی اگر چه واحد است اما به دلیل شرایط هر دوره­ای، کار متفاوتی را می­طلبد. انطباق هر دوره­ای با الگوی حسنی یا حسینی کار دشواری است. معاویه قبل از به کرسی نشستن یزید دوست داشت امام حسن را از میان بردارد. سم عسل معروفی داشت. برای چند نفر فرستاد تا به امام حسن بخورانند. نپذیرفتند. برای همسر امام حسن و با وعده­ی این­که بعد از شهادت امام حسن، او را به ازدواج یزید که قرار بود امیرالمومنین و حاکم شود، در خواهد آورد فرستاد. او پذیرفت سم عسل معروف معاویه را به امام حسن بخوراند. پس از شهادت امام مجتبی، معاویه اما او را به عروسی انتخاب نکرد. گفت از کجا معلوم کاری که با امام حسن کردی با فرزندم یزید نکنی. جزئیات تاریخ چه عبرت آموز است. شهادت امام مجتبی و وفات پیامبر بزرگ اسلام را تسلیت می­گویم.

 

۱۶ اسفند ۱۳۸۶
تجلیل از رد صلاحیت شدگان با نگاه به انتخابات

 

امروز در اولین روز تبلیغات انتخاباتی دوستان اصلاح­طلب با حضور آقای خاتمی جلسه­ای گذاشته بودند تا هم از کسانی که بی­دلیل رد صلاحیت شده بودند تجلیل شود و هم از آنان خواسته شود تا به کمک سایر اصلاح­طلبانی  بروند که صلاحیت آنان تأیید شده است. من کنار آقای محمد صدر و مجید انصاری نشسته بودم. وقتی سخنرانان می­گفتند که رد صلاحیت­شدگان نشان افتخار دارند، این­ها که تأیید صلاحیت شده­اند یک جوری می­شدند. آقای موسوی لاری گزارشی از رد صلاحیت شدگان داد. امروز صبح هم چندین نفر از تأیید شدگان رد صلاحیت شده­اند. آقای الویری می­گفت قبل از انقلاب زندان بودم؛ ولی وقتی خواستند محکوم کنند، جرممان را گفتند ولی دلیل رد صلاحیت فعلی را بر خلاف قانون تا حالا نگفته­اند. حدس می­زد مقالاتش علیه سیاست­های اقتصادی دولت دلیل آن باشد. آقای خرم هم می­گفت دلیل اصلی رد صلاحیت­ها این بوده که در مجلس آینده افرادی نباشند که ناکارآمدی دولت را دنبال کنند. خانم فاطمه راکعی هم مثل همیشه با مظلومیت حرف زد. شورای نگهبان دلایل رد صلاحیتش را امضای چند نامه، من­جمله نامه­ی کمپین یک میلیون امضای زنان ذکر کرده است. آقای امینی که عضو شورای مرکزی اعتماد ملی است و حقوقدان، گفت با بند ابراز وفاداری به قانون اساسی رد شده؛ در حالی که در فرم مربوطه قسمتی هست که باید کاندیداها ابراز وفاداری کنند و همه هم آن را امضا کرده­اند و همین از نظر حقوقی اعلام وفاداری است. آقایان آرمین و جلالی­زاده نمایندگان سابق تهران و سنندج هم صحبت کردند. وقت تنگ بود و خیلی از کسانی که ثبت نام کرده بودند، نتوانستند حرف بزنند. آقای خاتمی سخنران پایانی بود که بنا به مبانی مردم­محورش نقد مفصلی به رد صلاحیت­ها کرد. نکته­ی جالب این بود که هم رد صلاحیت شدگان و هم آقای خاتمی تلاش داشتند بگویند حالا که آنها با هر شکلی می­خواهند ما در حاکمیت نباشیم و تنها یک سلیقه انقلاب را مصادره کند، ما باید با همین تعدادی که داریم در انتخابات شرکت کنیم تا به قول آقای خاتمی مظلومانه ولی بانشاط برنامه آنان را به هم بریزیم. متن سخنان آقای خاتمی را می­توانید اینجا بخوانید. روزهای آینده سرنوشت کشوری که در شرایط بسیار سخت و حساسی قرار دارد، برای چهارسال رقم می­خورد.

 

۱۵ اسفند ۱۳۸۶
تاکسی نوشته ها

 

چندی پیش یکی از دوستانم کتاب کوچکی با نام "تاکسی نوشت" نوشته­ی آقای ناصر غیاثی، داستان نویس طنزپرداز معاصر را به من هدیه داد. کوتاه بود؛ حاوی ۲۳ قصه که در تاکسی اتفاق افتاده است. همان شب خواندمش. جز چند تا قصه­ای که در تاکسی، در ایران اتفاق افتاده، بقیه ماجرای آدم­های مختلفی است که در تاکسی در آلمان و شهر برلین پیش آمده است. قلم ناصر غیاثی البته به این ماجراها پردازش خوبی داده است؛ ولی اساساً ماجراهای داخل تاکسی سوژه­ی بسیار جالبی است. سروش صحت، کارگردان بامزه­ی کشورمان نیز مدتی در روزنامه­ی اعتماد طنز تاکسی می­نوشت. آدم­های متفاوت با دیدگاه­های گوناگون و بدون داشتن ترس از این­که کسی از این حرف­ها پرس و جو کند، حرف می­زنند. اولی که بحثی را مطرح نماید، مسیر سایر بحث­ها را تعیین می­کند. راننده­های تاکسی باید خیلی اعصاب داشته باشند. جمع آوری تاکسی شنیده­ها، چه شایعه و چه واقعیت، سوژه­ی بسیار بامزه­ای است. ناصر غیاثی البته وقتی از تاکسی­رانی در آلمان حرف می­زند، به دلیل نوعی دیسیپلین حاکم بر آن­جا با مشکلات کمتری برخورد می­کند؛ اما اگر یک نویسنده­ی ایرانی چنین کاری کند، می­تواند سریال سیاسی، اجتماعی، اقتصادی طولانی و پرجاذبه­ای را تدوین کند. در فصل انتخابات به­خصوص، عالمی است رسانه­ی تاکسی.

بهانه­ای شد تا به رانندگان تاکسی که مخاطب همه­ی حرف­ها هستند، خسته نباشید بگویم. مگر باید همه­اش از سیاست حرف زد؟! ضمن این که در کمتر جائی مثل تاکسی سیاست رد و بدل می­شود.

 

۱۴ اسفند ۱۳۸۶
فضای آشفته گروه های سیاسی ده روز قبل از انتخابات و توقع از رهبران اصلاحات

 

امروز به چند محفل انتخاباتی سر زدم و چند گفت­وگوی تلفنی انتخاباتی داشتم. واقعیت این است که فضای گروه­های سیاسی انتخاباتی است؛ ولی بر هر دو جبهه­ی اصلاح طلب و محافظه کار نوعی درهم ریختگی و آشفتگی حاکم است. محافظه کاران از کثرت کاندیدا هنوز تصمیم قطعی خود را، ده روز به انتخابات اعلام نکرده­اند و اصلاح طلبان با رد صلاحیت­ها و باز گرداندن بعضی از آن­ها در زمانی که امکان سازماندهی وجود ندارد و عدم انسجام درونی، نتوانسته­اند تا امروز لیست قطعی خود را بدهند. در حقیقت اصلی­ترین موفقیت جریان رد کنندگان صلاحیت­های اجرائی و نظارتی در این بود که نظام و سیستم برنامه­ریزی اصلاح طلبان را درهم ریخت. استعفاهای شتاب­زده­ی بعضی از اصلاح طلبان هم در این چارچوب ارزیابی می­شود. لیست واحد اصلاح طلبان حداقل کاری است که در این روزهای سرنوشت ساز، توقع آن می­رود. واقعیت اما تاکنون این است که نه تنها تابلوها در جبهه­ی اصلاحات در انتخابات مجلسی که قرار است ده روز دیگر انتخاب شود متفاوت است، بلکه اسامی نیز مشترک نیست. با وضعیت حساس کشور که قطعنامه­های سازمان ملل مرتب در حال صدور است و ایام سخت اقتصادی در پیش است، مردم توقع دارند که بزرگان اصلاح طلب لااقل برای وحدت لیست­ها تلاش کنند. اگر آقایان هاشمی، خاتمی، کروبی ، میرحسین موسوی، موسوی خوئینی جلسه­ی مشترکی بگذارند تا لیست واحدی از سوی اصلاح طلبان ارائه گردد، شاید امیدی در جامعه به وجود آید و حداقل اقلیت خوب و توانایی در مجلس آینده شکل گیرد. اگر امروز چنین نکنند، فرصت بزرگی از دست مردم می­رود.

 

۱۳ اسفند ۱۳۸۶
سمینار دین و حکومت قانون در اردن

 

هفته­ی گذشته مؤسسه­ی تحقیقات دینی ملک حسن، ولیعهد سابق اردن و مؤسسه­ی دینی آلمانی کنراد جلسه­ی دو روزه مشترکی در امان پایتخت اردن با عنوان رابطه­ی دین و حکومت قانون تشکیل داده بودند که با سخنان خود امیر شروع به کار کرد. از من هم به عنوان مدیر مؤسسه­ی گفت­وگوی ادیان دعوت کرده بودند. امیر حسن بیش از ۳۰ سال ولیعهد بود و به دلیل سفرهای فراوان شاه عملاً او در این مدت طولانی رئیس کشور بود. چند روز آخر زندگی ملک حسین، او را از بیمارستانی در آمریکا به اردن آوردند و حکم ولیعهدی ملک عبدالله، پادشاه فعلی را از ملک حسین گرفتند و بعد از چند روز هم ملک حسین را به آمریکا منتقل کردند و با فاصله­ی اندکی در همان­جا مرد و پادشاه اردن شد ملک عبدالله؛ و امیر حسن با ۳۰ سال سابقه رفت در خانه. اما چون شخصیت فرهنگی داشت و عموی بزرگ پادشاه بود، وقتی خودش را دوباره پیدا کرد مؤسسات بزرگ فرهنگی بین المللی راه اندازی کرد و به کارهای فرهنگی پرداخت. یک بار هم بعد از عزل به ایران آمد و من هم میزبانش بودم. اصلی­ترین عناوین بحث­ها مشکلات تلفیق قوانین دینی و حکومت قانونی بود. در جلسات امیر حسن که به نوعی آئینه­ی دق برای پادشاه است، چند تا از وزرای دولتی فعلی هم شرکت داشتند و وزیر توسعه­ی سیاسی و شئون قضائی اردن در افتتاحیه سخنرانی کرد. امیر حسن که موقع سخنرانی من هم آمد و نشست، از مانورهای مردم­مدارانه­اش حرف می­زد. می­گفت هر چند وقت یک بار می­رود در قهوه­خانه­های پائین شهر می­نشیند و طبق رسم اردنی­ها با آن­ها قلیان می­کشد و خبر که به مردم می­رسد دور قهوه­خانه اجتماع و تظاهرات حمایت آمیز می­کنند. در جلسه­ی اول دکتر شرقاوی استاد مصری، عدالت در ادیان را پلی برای رسیدن به حکومت قانون معرفی کرد و سخنرانی من با عنوان حکومت قانون و اسلام و تجربیات عملی بود که متن سخنرانی من و گزارش سخنرانان دیگر را در سایت مؤسسه­ی گفت­وگوی ادیان به زودی می­خوانید. مباحث دینی در دنیا از ابعاد مختلف بررسی می­شود تا نتیجه چه باشد.

 

۱۲ اسفند ۱۳۸۶
هولوکاست اسرائیلی

 

حوادث این چند روزه­ی فلسطین که در آن ده­ها نفر و چندین کودک کشته شدند، از سوی بسیاری از رسانه­ها و مسئولان در دنیا و به خصوص کشورهای عربی به عنوان هولوکاست جدید معرفی شده است. خیلی از روزنامه­های عربی امروز از همین تیتر هولوکاست استفاده کرده­اند. همه­ی روزنامه­ها و تلویزیون­های عربی، اسلامی هم از سکوت رهبران در برابر این جنایات حرف می­زنند. مشکل­ترین مسئله­ی منطقه خاورمیانه تأثیرگذاری اسرائیل بر نهاد کاخ سفید است. تجربه نشان داده آمریکائی­ها منطقه­ی ما را خوب نمی­شناسند و اسرائیل که علی­رغم همه­ی دنیا، روش­های سیاسی  و امنیتی­اش قرون وسطائی مانده است، منطقه­ی خاورمیانه را خوب می­شناسد و برای آمریکا در جهت منافع خود و نه آمریکا برنامه ریزی می­کند. تا آمریکا این روش دوگانه در برخورد با حقوق بشر و ارزش­های انسانی که همه­ی آن­ها در مرزهای اسرائیل رنگ می­بازد را دنبال می­کند، اکثریت جوانان منطقه­ی خاورمیانه حق دارند تصور کنند که همه­ی این ارزش­های بشری بازیچه­ی سیاست است.

 

۱۱ اسفند ۱۳۸۶
رد صلاحیت ها و آینده حکومت دینی

 

آنچه که از سوی شورای نگهبان، در رد صلاحیت­های علنی در چند انتخابات اخیر اتفاق افتاد، حتی اگر انگیزه­ی دینی داشته باشند، شاید در کوتاه مدت بتواند آنان را قانع کند که مانع حضور آن­هایی که به هر دلیل و من­جمله دلایل دینی نمی­پسندیدیم، در مراکز قدرت شدیم؛ اما هزاران سؤالی که این روش­ها در اذهان دنیا و به­خصوص دنیای اسلام که دنبال یک الگوی حکومت دینی منطبق با دموکراسی هستند ایجاد می­کند، در دراز مدت بیشتر از حضور چند نفر در مجلس به مبانی همان اسلام و حکومت دینی مورد نظر آنان آسیب می­رساند. حیف که عادت نکرده­اند درازمدت را ببینند.

 

۱۰ اسفند ۱۳۸۶
تعبیرات رئیس جمهور و مردم ایران

 

آقای احمدی نژاد با استفاده از تعبیر بازی­ها و بهانه­های هسته­ای از سوی مخالفان خود گفته­اند: همه فهمیده­اند موضوع هسته­ای ایران تمام شده، اما جرأت بیان آن را ندارند؛ اگر این مسأله را عنوان کنند، همه متوجه می­شوند قدرت اول جهان ایران است؛ و اضافه کرده­اند که من در روز ۲۲ بهمن نيز گفتم كه ملت ايران ابرقدرت‌ها را پشت سر گذاشته است. این پایان مسئله­ی هسته­ای تا کنون بارها از سوی رئیس جمهور اعلام شده و دوباره باز اعلام جشن جدیدی کرده­اند که معلوم شده دفعه­ی قبلی مسأله تمام نشده بوده و به همین دلیل جشن تازه اعلام می­شود. این روش برای روحیه دادن جامعه در دورانی که رسانه­ها فراوان نبودند و کشورها بر روی رادیوهایی که خلاف نظر آنان حرف می­زدند، پارازیت می­فرستادند هم مفید نبود، چه رسد به دوران فعلی که عصر انفجار اطلاعات است. مهم­ترین دلیل سلب اعتماد عمومی از سخنان مسئولان همین روش­های تبلیغاتی یک­بار مصرف است. کاش مشاوران رئیس جمهور این سخنان را که احیاناً در جلسات احساسی به تناسب گفته می­شود، اجازه نمی­دادند در رسانه­های عمومی منتشر شود تا جامعه به سخنان رئیس کشورشان به این شکل امروزی برخورد نکند؛ یا لااقل کاش مشاوران مطبوعاتی وی یا نمی­گذاشتند این جمله را که ایران قدرت اول جهان است پخش شود و اگر رئیس جمهور اصرار داشت، دلیلی هم برای آن ذکر می­کردند که ایران از چه لحاظی قدرت اول جهان است؟ آقای رئیس جمهور در سال سوم ریاست جمهوری باید باور کنند که رئیس جمهورند و حرفهایشان به نام ملت بزرگ ایران تمام می­شود.

 

8   4       ۱    ۲   ۳       3  7
© Copyright 2003-2021, Webneveshteha.com. All rights reserved.