۲۹ اسفند ۱۳۸۶
سال نو مبارک

 

یا مقلب القلوب و الابصار

 

یامدبر اللیل و النهار

 

یا محول الحول و الاحوال

 

حول حالنا الی احسن الحال

 

شادی را دنیا دنیا و دنیا را شاد شاد برایتان آرزو می­کنم.

سال نو به همه­ی شما در هر جای ایران و جهان مبارک باشد.

 

۲۸ اسفند ۱۳۸۶
جای خالی مسئولان رسمی در سنت های ملی

 

فردا آخرین چهارشنبه سال و امشب چهارشنبه سوری است. چند سالی بود که از ۲۰ روز قبل همه­ی شهر صدای انفجار بود و فشفشه و ترقه و دینامیت­های دست­ساز. امسال در تهران کمتر شده بود. نمی­دانم چرا؟! خیلی­ها می­گویند به خاطر ممانعت شدیدتر نیروهای انتظامی بوده است. اما واقعاً در طول این سال­ها مراسم چهارشنبه سوری که جزئی از تاریخ ایران باستان است و محققان برای هر یک از برنامه­های سنتی آن شب فلسفه­هایی ذکر کرده­اند، همه تحت­الشعاع این ترقه­بازی نسبتاً خطرناک قرار می­گرفت. آن چه که بیشتر در شب چهارشنبه سوری تاریخ دارد، قاشق­زنی و پریدن از روی آتش است که بنا به یک سنت ایرانی سرخی آتش را که نشانه­ی قوت و نشاط است برای خود طلب می­کنیم و زردی خود را که نشانی از رخوت و سستی دارد در مقابل به آتش می­دهیم. کارهای قشنگی است که آن قدر در روح ایرانی ریشه­دار است که هیچ­کس نتوانسته آن را از قاموس ملی ایرانی حذف کند. کاش حداقل به عنوان یک کار سمبلیک وقتی سنت­های ایرانی مورد باور اکثر مردم ایران است، مسئولان عالی­رتبه کشور هم به این خواست عمومی احترام بگذارند و رسماً آنان را همراهی کنند. مثلاً چه اشکال دارد یک جائی برای پریدن از روی آتش مسئولان وجود داشته باشد و یا در سیزده به در یک منطقه را تلویزیون نشان دهد که مسئولان جمهوری اسلامی به اتفاق خانواده به کوه و دشت رفته­اند و مثل مردمی هستند که آنان را سر کار آورده­اند؟ اگر به ایرانی بودن خود افتخار می­کنیم باید سنت­های آن را هم باور داشته باشیم. این سنت­های ملی هم هیچ منافاتی با اعتقادات دینی ندارد؛ ولی گویا بعضی­ها به نوعی خجالت می­کشند ایرانی بودن خود را با افتخار اعلام کنند؛ تا در نتیجه بعضی­ها هم خجالت بکشند مسلمان بودن خود را اعلان نمایند و به آن افتخار کنند. جمع کردن بین روح مسلمانی و سنت­های ایرانی ظرفیت بزرگی است که تنها ملت بزرگی مثل ایران می­تواند آن را داشته باشد.

 

۲۷ اسفند ۱۳۸۶
مشکلات انتخابات در تهران

 

از دیشب در چند جلسه که بحث­های انتخاباتی در آن داغ بود شرکت کردم. موفقیت اصلی اصلاح طلبان برای تصاحب نزدیک به ۶۰ درصد کرسی­های ۱۰۲ گانه در ایران، واقعاً بازی آنان را که این بار می­خواستند مجلس کاملاً یکدستی در کشور داشته باشند، به هم زد. این مجلس با حضور اقلیت قدرتمند و نیروهای مستقل که در موضوعات مهم حتماً با جریان اقلیت اصلاح طلب هم­صدا خواهد بود، می­تواند در برابر تصمیم­های غیرمنطقی دولت مقاومت جدی­تری نسبت به مجلس هفتم داشته باشد. انتخابات تهران اما مساله­ای کاملاً متفاوت است. افرادی مثل آقای مجید انصاری در جلسه روحانیون مبارز دیشب نقل می­کرد که از صندوق­های مختلف سراغ گرفته و به طور جدی اعتقاد داشت که نفر اول تا پنجم تهران است. از سوی دیگر چون در تهران حدود ۳۰ درصد در انتخابات شرکت کرده­اند، احتمال این­که محافظه­کاران رأی سنتی خود را داشته باشند و این ترکیب اعلام شده فعلی، نتیجه عدم شرکت تهرانی­ها باشد هم هست. به خصوص این­که برخلاف قانون همه نمایندگان ناظر صندوق­ها را که باید موقع شمارش آرا حاضر باشند، از وزارت کشور بیرون کرده­اند و بعد از آن لیست­های فعلی اعلام شده است. اصلاح طلبان برای رفع ابهام، تقاضای پرینت کامپیوتری آرای ریخته شده در صندوق­ها را کرده­اند. اگر واقعاً آمار درست است باید آن پرینت­ها را بدهند. محرمانه که نیست. آمار رأی مردم است و حق یک گروه بزرگ انتخاباتی است که از نتایج آرا اطمینان یابد. اگر هم انتخابات ناسالم بوده است که واقعاً ماها و همه کسانی که نمی­توانیم از آرای مردم صیانت کنیم چرا باید مردم را به صحنه بیاوریم.

 

۲۶ اسفند ۱۳۸۶
مصاحبه ی جنجالی با الجزیره

 

دیشب مصاحبه­ی جنجالی و مفصلی با تلویزیون الجزیره در برنامه یک ساعته­ی حوار مفتوح داشتم. آقای علی­اصغر محمدی مدیر کل وزارت خارجه که از حامیان آقای احمدی­نژاد به شمار می­آید و آقای محمدصادق حسینی از نویسندگان عرب زبان نیز حضور داشتند. من وضع انتخابات را تشریح کردم. آقای اصغر محمدی متمرکز شده بود روی حمایت بوش از اصلاح طلبان و آن را دلیل اصلی روی­گردانی مردم از اصلاح طلبان می­دانست. من هم گفتم بوش به خوبی حساسیت مردم ایران را بر علیه خودش می­داند و این حمایت قطعاً به معنای کمک به محافظه کاران بود که در شرایط قبل از انتخابات مطرح کرد. ایشان معتقد بود مردم کلاً از اصلاح طلبان برگشته­اند؛ دلیلش را هم نتیجه­ی انتخابات می­دانست. گفتم شما که این­قدر قاطع معتقدید مردم از اصلاحات برگشته­اند به جای رد صلاحیت، می­گذاشتید کاندیداهای ما شرکت کنند و رأی نیاورند. بحث وقتی داغ شد که آقای حسینی که اصلاً عراقی است، در مقام دفاع از آقایان خاتمی و هاشمی به شدت به ماها که معلوم نبود کی بودیم حمله کرد و اتهامات عجیبی زد. البته بعداً از جبهه مشارکت و گنجی نام آورد. از قول آقای خاتمی نقل می­کرد که اگر من زمام امرم را به این­ها داده بودم دست من را در دست صهیونیست­ها می­گذاشتند و ما بودیم که مجبورش کردیم که با کلینتون دست بدهد و از این مهم­تر مردم را بسیج کردیم که به سمت بیت رهبری حمله کنند. برای مجری هم این حرف­ها خیلی عجیب بود. من هم که زبان عربی­ام باز شده بود گفتم آقای خاتمی سخنگو ندارد و اگر هم داشته باشد حتماً آقای محمد صادق حسینی نیست. ضمن این­که آقای خاتمی به کلینتون دست نداد ولی آقای احمدی نژاد با بوش عکس دست جمعی گرفت. در مورد دروغ روشن تحریک مردم به حمله به سمت بیت رهبری هم گفتم مملکت وزارت اطلاعات دارد. روی این مسائل و روی ارتباط با خارجی حساس است؛ که گفت شما وزارت اطلاعات را در اعلام مسئله­ی قتل­های زنجیره­ای نابود کردید. گفتم لابد در آن مسئله هم آقای خاتمی نقشی نداشت؟ خیلی عصبی بود. اصلی­ترین حرف آقای محمد صادق حسینی این بود که این­ها به جای این­که به فکر اسلام باشند به فکر ایران هستند. من گفتم این حرف قابل بحثی است. اعتقاد به حمایت از مظلوم داریم ولی وظیفه­ی رئیس جمهور را فقط در این نمی­دانیم که به فکر دنیا باشد. باید اولویت رئیس جمهور حل مسائل زندگی مردم کشورش باشد. غسان بن جدو دوست قدیمی من است که به خوبی میزگرد را اداره کرد. با این­که دو نفر به یک نفر بود و خیلی جنجالی، ولی راضی بودم. کاش در تلویزیون داخلی هم از این نوع میزگردها برگزار شود.

 

۲۵ اسفند ۱۳۸۶
مسئولان از مسائل کشور مطلعند

 

اخبار رسیده از انتخابات حکایت می­کند که اصلاح طلبان که به اجبار افراد غیر معروف­ترشان توانسته بودند تنها در ۱۰۲ حوزه کاندیدا شوند، نزدیک به نیمی از کرسی­های حوزه­های رقابتی را در اختیار گرفتند. ابهام و نگرانی در مورد آرای تهران هم البته وجود دارد و خبرهای غیر رسمی حکایت از موفقیت بالای لیست اصلاح طلبان دارد ولی چون من آدم خوش­بینی هستم، به گمان من مثبت­ترین پیام این انتخابات این است که مسئولان بر اوضاع کشور مسلطند و اخبار دقیقی از جامعه دارند؛ می­دانستند اگر در همه­ی حوزه­ها اجازه کاندیداتوری اصلاح طلبان را می­دادند، مجلسی با اکثریت قاطع اصلاح طلبی شکل می­گرفت و می­توانست این درد مشترک که هرگز جدا جدا درمان نمی­شود را درمان کرد. آن هم البته به زعم آنان به مصلحت نبود. این اطلاع مسئولان از فضای عمومی کشور مسئله­ی مهمی است که انتظار می­رود از آن در حل مسائل فرهنگی و اجتماعی هم بهره بگیرند.

 

۲۴ اسفند ۱۳۸۶
تا ببینیم چه نتایجی از این انتخابات اعلام می شود

 

امروز تهران­گردی کردم. حرف­ها و نظرسنجی­های مختلفی مطرح بود. تلویزیون العربیه برای برنامه­ی زنده انتخاباتی دعوت کرده بود. پخش زنده بود. یک مؤسسه خصوصی  در هتل لاله امکانات پخش زنده گذاشته بود، روی پشت بام لابی هتل. رفتم. خیلی از شبکه­ها در حال پخش گزارش مستقیم بودند. وقتی رفتم آن­جا به دلیل این­که مرکز استقرار خبرنگاران است، با خیلی­ها سرپایی مصاحبه کردم و دلایل ضرورت شرکت اصلاح طلبان و رد صلاحیت­ها را توضیح دادم. با تلویزیون nbn لبنان که مربوط به نبیه بری است، مصاحبه­ی ۳۵ دقیقه­ای کردم به زبان عربی. رفتم رأی دادم و آدم­ها در کمبود شدید کارت اسامی اصلاح طلبان از من کارت می­خواستند که نداشتم. به ستاد اصلاح طلبان هم سر زدم؛ اخبار متفاوتی می­آمد. از قبل به جناح اکثریت تبریک گفته بودیم. از این امکان رقابت برای کرسی­های حداقلی هم استفاده کردیم تا ببینیم نتایجی که از انتخابات اعلام می­شود چه خواهد بود.

 

۲۳ اسفند ۱۳۸۶
غرور تحریم

 

در بين خب