۱۹ اسفند ۱۳۸۵
امنیت عراق و مردم ایران

 

امروز اجلاس مهمی در بغداد برگزار میشود که نمایندگان آمریکا و ایران هم در آن شرکت دارند و قرار است که در مورد مشکلات امنیتی عراق گفتگو کنند. همه ی دنیا امیدوارند که مسابقه خشونت و خون ریزی در عراق خاتمه یابد و به همین دلیل همکاری ایران و آمریکا که هر دو در صحنه ی عراق تاثیر گذارهستند، مورد استقبال دنیا قرار گرفته است. همچنانکه طرف اصلی چالش هسته ای خطرناک ایران نیز آمریکاست و انتظار میرود که مسائل مردم ایران هم به اندازه مسائل مردم عراق برای مسئولان کشور پر اهمیت باشد و بشود با گفتگوها و همکاریهای بین المللی از تحریم و جنگ که قربانی آن مردم ایران خواهند بود پرهیز کرد.

 

۱۸ اسفند ۱۳۸۵
اربعین حسینی

 

فردا اربعین حسینی است. ایران تعطیل و شیعیان جهان در سوکواری به سر میبرند. اربعین به معنای چهلم است. یادآوری مجدد حادثه کربلا در چهلمین روز شهادت امام حسین علیه السلام از عوامل تاریخی زنده نگهداشتن کربلا است. در اربعین، زیارت امام حسین با پای پیاده، به خصوص از نجف به کربلا یک سنت قدیمی است. در سوریه حتی بیش از عاشورا مردم شیعه به زیارت حرم زینب کبری میروند. پخت شله زرد نذری و تقسیم آن در میان عزاداران از مراسم همچنان پابرجای اربعین است. دسته های سینه زنی در امشب و فردا به خصوص در شهرهایی مثل مشهد و کربلا و قم و شام مراتب عرض ارادت خود به محضر سیدالشهدا را ابراز میدارند. نمیدانم در میان این همه شعر که برای ابی عبدالله سروده شده چرا شعر محتشم کاشانی اینقدر ماندگار شده است. شاید به خاطر طرح این ابهام بزرگ است که: این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست.

 

۱۷ اسفند ۱۳۸۵
زنان سیاست

 

فعالان سیاسی زنان در کشوری مثل ایران دشواریهای فراوانتری دارند. مردان سیاست، با گرایشهای مختلف، در فضای مردانه کشور خود را مقید به همکاری با فعالان سیاسی زنان نمی بینند. رشد هر جامعه ای هم در گرو امکانی است که برایشان فراهم می آید. وقتی در حوزه سیاست هیچ سیاستمدار اصلاح طلب یا محافظه کاری امکان رشد جدی در سطوح عالی را فراهم نیاوردند طبیعی است که جامعه زنان خود به صورت جدی برای دفاع از خود وارد صحنه ی سیاسی شوند. همبستگی و همکاری سیاسی و اجتماعی زنان علیرغم همه ی اختلافاتی که دارند غیر قابل باور بود؛ اگرچه هنوز به دلیل داشتن رهبری فراوان خواستهای واقعی آنان آنالیز نشده است. در همه ی دنیا برای زنان در همه ی حوزه ها و به خصوص در حوزه سیاست احترام ویژه ای قائلند. در ایران این احترام ویژه وجود ندارد. دستگیری زنان در روزهای اخیر بهترین شاهد این مدعاست. اگر چه این دستگیری ها به خاطر روز زن نبوده است ولی در حالی که همه ی افکار دنیا در آستانه ی روز جهانی به مشکلات زنان جلب شده است، و همه ی  کشورها در این روز برای ارائه لیست خدمات حقوقی و اجتماعی  به زنان مسابقه میدهند، جفای بزرگی به حق ایران است که خبر روز جهانی زن از این کشور دستگیری فعالان سیاسی زنان باشد.

 

۱۶ اسفند ۱۳۸۵
مدارا و رواداری، پس از انقلاب آفریقائی

 

در اولین روز سمینار آزادی مذاهب در کیپ تاون وقتی کارت ورود به جلسات را دادند، نمیدانم چرا کارت آقای امبکی رئیس جمهور فعلی آفریقای جنوبی که ظاهراً قرار بوده به جلسه بیاید، به کارت من چسبیده بود. من هم بی توجه آن را جدا کردم و گذاشتم توی اطاق هتل و به سمینار رفتم. ظهر که برگشتم دیدم حسابی ما را تحویل گرفته اند و میوه و چینه گذاشته اند و رئیس هتل آمد و شخصاً به قول خارجی ها welcome گفت و رفت. بعداً فهمیدم به خاطر آن کارت اشتباهی گمان کرده اند من رفیق فابریک آقای امبکی رئیس جمهور هستم و کلی تحویل گرفته اند. حالا از شوخی گذشته در چند جای آفریقا، انقلابهایی صورت گرفته است اما هیچکدامشان مثل آفریقای جنوبی محبوب باقی نمانده اند. دلیل اصلی آن هم روحیه مدارا و حفظ توازن بین سیاه و سفید است. با اینکه علیه سفیدها در این کشور انقلاب شده ولی اقتصاد این کشور همچنان دست سفید هاست که در دوران آپارتاید زیر ساختهای آفریقای جنوبی را شکل داده اند. به همین دلیل هم کشورشان رشد کرده، هم سیاه ها به منافع اقتصادی بهتری رسیده اند و هم سفیدها احساس مشارکت میکنند. با آن تلخی های دوران مبارزه با آپارتاید، این همکاری سیاه و سفید میتواند الگوی خوبی برای همزیستی مسالمت آمیز در نقاط بحرانی دنیا شود. شنیدم دانشگاههای معروف دنیا در حال تحقیق روی این الگو برای اسرائیل هستند. بزرگی منش و پای بندی به مدارا و تسامح در نلسون ماندلا دلیل اصلی این موفقیت است که تا از حال و هوای آفریقا بیرون نیامدم؛ یک پست در مورد نکاتی که از او شنیدم و برای همه ی دنیا مفید است مینویسم. در کنار همین آفریقای جنوبی کشور زیمبابوه قرار دارد که به دلیل مواضع تند رئیس جمهورش بر علیه سفیدها و بیرون کردن آنان از مزارع، سالها این کشور پیشرفته ی دیروز عقب گرد کرده و روز به روز به آمار مهاجرانش اضافه میشود.

حالا من هم با یک سفر چهار پنج روزه چه افاضات کار شناسانه ای میکنم!

 

۱۵ اسفند ۱۳۸۵
منبرهای نامأنوس

 

در دهه ی پنجاه یک سری منبری هایی در کشور و به خصوص در خراسان مطرح شده بودند که از الفاظ قلمبه سلمبه استفاده میکردند و گمان میبردند که خیلی شیک حرف میزنند و به این شکل میتوانند دل و روح نسل جوان را تسخیر کنند. خدا رحمتش کند سیدی بود در مشهد که شنیدم مرده است. یک بار در خیابان طبرسی منبر بود. من هم یقیناً در سن زیر پانزده سالگی به خاطر آنکه شنیده بودم یه جورائی حرف میزند چند باری رفته بودم پای منبرش. آن روزها بحث ماتریالیسم و سوسیالیسم، زنده ترین بحث های اجتماعی بود. میگفتند این آقا وقتی می خواست آخر منبرش روضه بخواند میگفت در کربلا و در عاشورا یک عده سوسیالیست و ماتریالیسم به اردوگاه جامعه بی طبقه ی توحیدی حمله کردند! اتفاقاً این سخنان نامأنوس و نامفهوم نه تنها در جوانان مؤثر نیفتاده بود بلکه سنتی ها و غیرسنتی ها هم از این ادبیات ابراز تبری میکردند.

همین جوری یک خاطره دوران کودکی!

 

۱۴ اسفند ۱۳۸۵
نگرانی از وضعيت ايران

 

وقتی در كنگره جهانی آزادی اديان در آفريقا من را به عنوان رييس مركز گفت‌وگوی اديان در ايران معرفی كردند، تقريباً با هر كسی كه در فاصله استراحت بعد از افتتاحيه برخورد می‌كردم، سوال  می‌كرد شما در خود ايران زندگی می‌كنيد؟ الآن از ايران می‌آييد؟ از اين‌جا دوباره به ايران باز می‌گرديد؟ جوری حرف می‌زدند و دلسوزانه نگاه می‌كردند كه گويا بايد از عمق وجود برای ما كه در ايران هستيم نگران باشند. احساس كردم همه ی آدم‌های عادی دنيا كه اخبار را از رسانه‌ها دنبال می‌كنند نگران ما ايرانی‌ها هستند.

نمی‌دانم به خاطر ترس يا واقع‌بينی بود كه وقتی ديدم رسانه‌ها و قدرتمندان جهانی اين‌گونه افكار عمومی دنيا را آماده كرده‌اند، من هم بيش از گذشته نگران شدم! ولی نگرانی افرادی مثل من كه در چرخه سياست‌سازی نظام نيستيم چه فايده‌ای دارد؟

 

۱۳ اسفند ۱۳۸۵
کنگره جهانی آزادی ادیان در کیپ تاون

 

هفته گذشته به دعوت کنگره جهانی آزادی ادیان برای شرکت در ششمین اجلاس بین المللی این کنگره به شهر کیپ تاون آفریقای جنوبی رفتم. در این کنگره سه روزه ۱۵ جلسه فشرده برگزار شد. بیش از ۴۵۰ نفر از کشورهای مختلف دنیا، به این جلسه آمده بودند؛ و همه با پرداخت حق ثبت‌نام. حدود آزادی ادیان و مشکلاتی که محدودیت های دینی در نقاط مختلف ايجاد مي‌كند محور بحث خیلی ها بود. بعضی از تندروهای مسیحی با حسرت از دوران تبشیر یاد می کردند، یک بار یکی از این افراد گفت: در همین آفریقا، یک مبلغ دینی وارد منطقه ای می شد و در مدت کوتاهی هزاران نفر را مسیحی می کرد. من وقت گرفتم و گفتم آیا ساخت و پاخت با رییس قبیله و تغییر دین آنان، ارزش این را دارد که شما از آن ابراز خوشحالی کنید؟ اکثریت جمعیت با این نظر من همراهی کردند. یکی از شرکت کنندگان گفت این نوع تغییر دین ضد آزادی ادیان است، زیرا افراد به جای رسیدن به حقیقت، نظر رییس قبیله را تبعیت می‌کنند. اتفاقاً یکی از سخنرانان جنجالی خانمی بود که به عنوان مدافع ادیان سنتی آفریقا صحبت می کرد. خیلی پرتحرک و حماسی حرف می زد. خدا آقای فخرالدین حجازی خودمان را شفا دهد. آدم یاد سخنرانی های او می افتاد. می گفت مسلمان‌ها، مسیحیان حق مسلم مردم آفریقا را در پيروی از دين مطلوب خود غصب کرده اند و باید آفریقايی ها به همان دین های قبیله ای برگردند. این سخنرانی وحدتی جدی بین مسلمانان و مسیحیان جلسه ايجادکرد. بیشتر، خود آفریقائی ها وقت گرفتند و از این که بسیاری از بدبختی ها ی فعلی آفریقائی ها به خاطر پای بندی به خرافات ادیان منطقه ای و سنتی است حرف زدند. اختلاف نظر ها اگرچه جدی بود ولی فضای جلسه علمی و جدی و حکایت از عزم ادیان به همکاری برای نزدیک شدن به یکدیگر بود.

وقتی این خانم، نماینده ادیان سنتی آفریقا حرف می زد از یکی از افراد پرسیدم ایشان کیست، گفت نماینده witch doctor هاست. این اصطلاح را برای پیش گوها و رمال ها و جن گیر ها به کار می برند. من هم فکر فکر کردم که واقعاً اسم گروه آنان این است. فردا که با این خانم برخورد کردم پرسیدم تعداد ادیان که با شماها مرتبط هستند چند تا هستند؟ چنان از این تعبیر من عصبانی شد که نگو و نپرس. من هم از همه جا بی خبر نمی دانستم مشکل در کجاست؟ نگو که این ها خودشان را نماینده ادیان سنتی آفریقا می‌دانند و تعبیر رمال را توهینی بزرگ، فهمیدم گاف بزرگی داده ام و به سختی رفع و رجوعش کردم.

 

۱۲ اسفند ۱۳۸۵
اپوزسیون

 

چند شب پیش تصادفی صدای آمریکا را دیدم. جالب است که صدای آمریکا را به جای شنیدن می توان دید! آقای دانشمندی که گویا خیلی از داخل ایران خود را مطلع نشان می داد، به صورت جدی اعلام میکرد که بیش از ۹۰% مردم ایران نماز نمی خوانند و تنها رفت و آمدی که به مساجد هست، برای گرفتن چلوکباب است. نظام جمهوری اسلامی چه قدر باید خرج کند تا بتواند چنین اپوزسیونی داشته باشد؟

 

۱۱ اسفند ۱۳۸۵
مردانگی در سیاست خارجی

 

داشتم فکر میکردم که مردانگی در سیاست خارجی این روزهای ایران واقعا چیزی در حد صداقت زیادی در حال کشت و کشتار ناظران بی طرف است. البته با اجازه خانم شجاعی که به این نوع نامگذاری های مردانه اعتراض داشت. انگار نه انگار که خانمها را به هرچه خوب و قشنگ است، نسبت میدهند. حالا در سیاست خارجی مثلا روسیه و چین در آستانه هر تحریمی یک دور با آمریکائی ها در حمایت از ما ناز و عشوه می کنند و بعد کلی باج میگیرند. رئیس جمهور به سودان سفر میکند تا با یک مردانگی کامل آنان را در انزوای سیاسی ماجرای دار فور کمک کند. سفر به عربستان سعودی که محوریت هماهنگی ضد ایرانی منطقه ای را اداره میکند - لااقل از نظر تبلیغاتی - تنها وقتی آن کشور درمسئله ی لبنان خواستار محوریت بیشتر است و ایران میتواند به آن کشور کمک کند، طراحی میشود در میانه ی این رقص مردانگی به نفع سایر کشورها، البته هیچ کشوری قصد مردانگی به نفع کشور ما را ندارد و نامردها تنها به مصالح مردم خودشان فکر میکنند.

 

۱۰ اسفند ۱۳۸۵
حقوق بشر، اخلاق یا سیاست؟

 

بحث حقوق بشر همیشه در اروپا جدی تر از آمریکا بوده است؛ و اساساً حقوق بشر به عنوان یک واقعیت اخلاقی و انسانی در آمریکا مورد توجه قرار نگرفت. وقتی آمریکا در اثر جنبش های حقوق مدنی و مخالفت با جنگ ویتنام در دهه ی ۱۹۶۰ در ۱۹۷۰ سنای آمریکا قانونی گذراند که به موجب آن اعطای کمک های آمریکا به آن دسته از دولت هایی که نسبت به حبس و قتل شهروندان خود، به دلایل سیاسی مبادرت می کردند ممنوع شد، کسینجر که همچنان استراتژیست آمریکائی ها مانده است در اعتراض به این روش گفته بود هنگامی که سیاست بیش از حد اخلاقی شود ممکن است جنبه ی رویائی و خطرناکی به خود بگیرد. کارتر هم در جریان مبارزات انتخاباتی خود وقتی می خواست از محوریت حقوق بشر در جهان حمایت کند، استدلال می کرد که سیاست حقوق بشر زمینه های بروز انقلاب را که از میان رنج دیدگان نشأت می گیرد، از بین می برد. یعنی هیچ کدام نگاه انسان محورانه و اخلاقی به حقوق بشر ندارند.

در دوران ما هم که اصلاً محوریت حقوق بشر از سیاست های بوش حذف شد. آن چه در مسأله ی حقوق بشر پراهمیت است حرمت گذاری به اصالت انسان است که در چرخه ی سیاست قربانی می شود. در کشور ما که به نام اسلام انقلاب شد و ادعای انقلاب اخلاقی دارد، توجه انسان مدارانه به حقوق بشر پراهمیت تر است. نادیده گرفتن حرمت حقوق بشر به معنای نفی اخلاق در سیاست است که علی رغم ادعای ارزشی بودن و اخلاقی بودن حکومت، به آن بی اعتنائی می شود.

 

8   4       ۱    ۲   ۳       3  7
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.