۰۹ اسفند ۱۳۸۴
جامعه شناسی یک "علم" است

 

اداره کشور بر اساس مبانی علمی و بهره گیری از نظرات کارشناسان، بهترین مشوق عالمان و بهترین تشویق به روی آوردن به علم است. در این میان جامعه شناسی به عنوان یک "علم" که اگر چه کاربری های متفاوتی در جوامع گوناگون دارد، اما اصول ثابت و مبانی آن در همه جای دنیا به یک اندازه مورد نیاز مدیریت کشور هاست. در جوامعی مثل کشور ما به دلیل تنوع فرهنگی، قومیتها، شرایط ویژه بحرانهای مداوم، تاریخ پر قدمت، وجود آسیب های فراوان اجتماعی، و نیز خصلتهای مشترک و تأثیر گذار مثبت و منفی ایرانی که در طول تاریخ مورد توجه همه بوده است، بی توجهی و عدم شناخت از مبانی علمی جامعه شناسی آفت مهم مدیریت کشور محسوب می شود. مسائلی مثل آسیب های اجتماعی، مسائل تربیتی و حتی اقتصادی و یا مبحث ارزشی بدون استفاده و بهره گیری از پشتوانه جامعه شناختی هرگز نمی تواند حل صحیح و اثر لازم داشته باشد. این همه طرحهای مختلف که در طول این همه سال در این حوزه ها ارائه و تجربه شده تنها به همین دلیل تاثیر گذار نبوده است. در جلسات تصمیم گیری تاکنون کمتر دیده شده که یک رکن اصلی آن مثلا یک جامعه شناس باشد و بنا به نظرات تحقیقی و علمی جامعه شناسی تصمیمات گرفته شود. دانشجویان و اساتید این رشته که خیلی از آنان بیکارند و یا در حوزه های دیگر به کار مشغولند، نشانه ی آن است که مدیریت کشور، احساس نیاز به اداره علمی کشور نمی کند. متأسفانه در بعضی رشته ها مثل جامعه شناسی، نه تنها احساس نیاز نمی شود بلکه خیلی ها هم خود را جامعه شناس می دادند و گمان می برند که خیلی بهتر از عالمان این رشته جامعه را می شناسند. راه حل بسیاری از مشکلات جامعه باور داشتن به علمی است که در سراسر گیتی اصول ثابت و علمی دارد. اگرروزی هر مدیری، به خصوص آنها که وظیفه دارند مشکلات اجتماعی را حل کنند از مشاوره جامعه شناسان بهره ببرند می توان امید به حل ریشه ای آنها داشت. و البته در آن صورت جامعه شناسی بیکار نخواهد ماند و در رشته خود به کشور خدمت خواهند کرد. این هم درد دل جامعه شناسان است و هم نیاز انکار ناپذیر مدیریت هرکشوری. 

 

۰۸ اسفند ۱۳۸۴
نقش آقای خاتمی پس از ریاست جمهوری

 

آقای خاتمی فعلا فقط رئیس جمهور سابق است. در کشورهای جهان سوم، معمولا این عنوان وجود ندارد؛ یا فردی رئیس جمهور است یا مرحوم رئیس جمهور یا رئیس جمهور تبعیدی.

آقای خاتمی بعد از پایان دوره ی هشت ساله ریاست جمهوری در دنیا با نگاهی متفاوت از یک رئیس جمهور سابق مورد توجه ویژه قرار گرفته است. دلایل این توجه ویژه عبارت است از: ۱- آقای خاتمی یک دیندار و بلکه مبلغ یک اندیشه ی دینی است. کسانی که از پای بندی به عقاید دینی خود توبه می کنند، از کانون توجه ویژه جهان حذف می شوند؛ این یک واقعیت انکار ناپذیر است که دین، به خصوص در تحولات دنیای معاصر فصل تعیین کننده ای را به خود اختصاص داده است. ۲- آقای خاتمی به برش متفاوتی از اسلام اعتقاد دارد که در آن گفتگو و بحث می تواند جایگزین خشونت باشد. این قرائتی از اسلام است که امروز اکثریت خاموش جهان اسلام آن را راه نجات خود می شناسند ولی متأسفانه صدای بلندتری که از جهان اسلام به گوش می رسد، صدای صاحبان مکتب خشونت است که نه به دیگران رحم می کنند و نه به خود مسلمانان. ایده پردازی گفتگوی تمدن ها، اگر چه در داخل کشور با استقبال مواجه نشد و مکتب داران خشونت روز به روز به مبادی قدرت و حاکمیت، بیشتر راه پیدا کردند، اما دنیایی که خود را قربانی افکار و اندیشه های خشن دینی می دید، بهترین راه برون رفت از وضع فعلی را در ایده ی گفتگوی تمدن ها یافت و از آن استقبال کرد. ۳- آقای خاتمی روشنفکر است. می داند که قواعد زندگی جمعی در دنیای فعلی چیست و تلاش می کند که با قواعد این زمین بازی کند. در دنیای فعلی باید باور داشت که فقط می توان جمعی زندگی کرد. مرزها معنای سابق خود را از دست داده اند. کسی که به این مهم و لوازم آن پای بند باشد می تواند در دنیا و در میان "جمع" بشری حضور پیدا کند و از دیدگاههایش دفاع نماید. تفاوت اصلی سیاست خارجی دوران آقای خاتمی با وضع فعلی نیز در این باور نهفته است. ۴- و نهایتا این که آقای خاتمی رئیس جمهور ایران بوده است. رئیس جمهوری ۸ ساله یعنی آشنایی دقیق با کشورداری. اینکه فرد نظریه پرداز با مشکلات جاری و واقعی دست و پنجه نرم کرده باشد، بسیار پر اهمیت است. نظریه پردازی در خلا و مدیریت اجرایی بدون پشتوانه فکری، هر دو برای مدیریت هر جامعه ای مضر است. جمع شدن این دو عنصر در آقای خاتمی باعث می شود تا دیدگاههای واقع بینانه ای به دنیا ارائه کند.

به این دلایل آقای خاتمی پس از ریاست جمهوری در دنیا نقش ویژه ای پیدا کرده است. تا کنون و در این مدت کوتاه رئیس جمهور سابق به آلمان، اتریش، اسپانیا، لبنان، مالزی و قطر دعوت شده و در همه ی این کشورها از نظریاتش در محافل علمی و آکادمیک دفاع کرده است. این بار سخنان آقای خاتمی در کنار سایر دیدگاهها و نه از جایگاه برتر قدرت ریاست جمهوری شنیده می شود. این فرصت خوبی برای آقای خاتمی است که بتواند یکی از اصلی ترین سخنگویان اسلامی شود که دنیا منتظر شنیدن این قرائت از اسلام است. به قول خود آقای خاتمی "البته" ایشان نیز باید به این نکته توجه داشته باشد که جهان این بار از آقای خاتمی انتظار دارد که بدون توجه به محذورات دوران ریاست جمهوری، صریح و شفاف دیدگاههای فکری خودش را اعلام و از آن دفاع نماید. 

 

۰۷ اسفند ۱۳۸۴
یا لثارات خیلی با مزه می نویسد

 

مدت ها بود یا لثارات، هفته نامه ی خواندنی انصار حزب الله را نخوانده بودم.

امروز در جلسه ای، یکی از دوستانم که هنوز هم یا لثارات می خواند آخرین شماره اش را نشان داد؛ شاید به دلیل آن که گیر اساسی به من داده بود. در این شماره تیتر زده بود که من اعتراضات مسلمانان را مسخره کرده ام. در توضیح خبر خیلی با مزه نوشته که من در سایت شخصی خودم برخی رفتارها را در جهت مسخره کردن اسلام و حرکات عمومی جهان ارزیابی کرده ام؛ ولی ننوشته که آن رفتارها تغییر نام شیرینی دانمارکی بوده است! کاش می نوشت. بعد از آن که کلی از این حرفها نوشته آخرش آورده که نویسنده ی مقاله ای که در هرمزگان منتشر شد و به دستگیری خانم افروتن انجامید، اعتراف نموده که خط اصلی مقاله موهن را از من گرفته است. این ماجرا شیرین تر از قسمت اول است؛ خیلی هم روی این مسأله در این ایام کار کرده اند. بعضی ها اصلا فکر کرده اند که نویسنده ی آن مقاله من بودم؛ در یکی دو تا سخنرانی هم گفته اند. من یک مطلب در روز جهانی ایدز نوشته بودم که مبارزه با ایدز را علنی کنیم تا افرادی که گرفتارند امکان معالجه ی خود را داشته باشند. یک آقای نویسنده ای که ظاهرا در خارج از کشور زندگی می کند، از این تیتر بهره جسته و مسأله ی ایدز سیاسی را مطرح کرده است و حرفهای سیاسی خودش را نوشته است. لثاراتی ها که نمی دانم چرا مخاطب های خود را آدم های احساسی و کم اطلاعات حساب می کنند، فکر کرده اند که به خاطر استفاده از تیتر مطلب من توسط یک نویسنده، می شود علیه من مطلب نوشت.

در مطلبی تحت عنوان یاران دراویش هم از مطالب من در مورد تقبیح غیر قانونی خراب کردن حسینیه در قم انتقاد کرده و نوشته من در وبلاگ شخصی خود به "نشر اکاذیب" پرداخته ام و مدعی شده ام بدون برگزاری دادگاه و محاکمه(!) به اعضای فرقه ی صوفیه در قم حمله شده! باور کنید که شوخی نکرده ام. عین مطلب لثارات است. معنای نشر اکاذیب هم که معلوم است؛ دروغ پردازی؛ یعنی من این دروغ بزرگ را گفته ام که بدون برگزاری دادگاه و محاکمه جریانات قم صورت گرفته است!

ببخشید که باز دوباره به لثارات جواب دادم. قبول. من هیچ وقت به این نوشته ها جواب نمی دادم ولی حیفم آمد زحمت این نوشته ی تحقیقی نویسندگان لثارات را بی پاسخ بگذارم؛ ضمنا سوژه هم امروز نداشتم!

 

یک مصاحبه از من را در اینجا بخوانید.

 

۰۶ اسفند ۱۳۸۴
از هر دری سخنی

 

از بس این چند روزه رسمی و اطو کشیده نوشتم، خودم خسته شدم.

شروع کردم همین جوری نوشتن:

امروز صبح، در اثر فراوانی کار مثل این شش هفت ماهه دیر از خواب بیدار شدم. اصلا خواب بعد از نماز صبح خیلی شیرین است.

گزارشی از تلویزیون العربیه می دیدم. تشییع جنازه ی خانم اطوار بهجت خبرنگار پرکار، وظیفه شناس و زیبای العربیه که در سامرا کشته شده را نشان می داد. خیلی دلم سوخت.

نزدیکی ظهر آمدم بیرون. رفتم دفتر آقای کروبی. ماشینم را داشتم کنار خیابان پارک می کردم، دیدم احمد بورقانی با ماشین پیچید که وارد محوطه ی دفتر آقای کروبی شود. من هم وسوسه شدم و راه افتادم که پشت سر احمد ماشینم را به داخل ببرم که دیدم همان درب نیمه باز را هم بستند! آقای کروبی از سکوت خیلی ها که خصوصی از نامه اش در مورد خراب کردن غیر موجه حسینیه صوفیان قم تعریف می کنند و حاضر به حرف زدن نیستند، گله می کرد و می گفت همیشه در تاریخ، این ها ضربه زده اند. بعد یک سری حرف ها زد که گفت به شرطی می گویم که ابطحی در سایتش ننویسد و من هم نمی نویسم. من گفتم در این جا دو مسأله است، یکی عقاید فرقه ی صوفیه؛ و دیگری رفتاری که با عده ای شهروند ایرانی شده است، و تخریب غیر قانونی حسینیه و منزل آنها، بی محاکمه و بی دادگاه. آقای کروبی گفت و مسأله ی سوم احترامی که علمای بزرگ برای خانواده ی صاحب حسینیه در قم، جدای از عقاید صوفی گری اش قائل بودند.

در مورد آقای حضرتی هم بحث شد؛ مدیر مسئول پر نشاط روزنامه ی اعتماد که امروز حکم سنگین 3 سال حبس تعلیقی و جریمه ی مالی وی در روزنامه ها منتشر شده است. می گفتند از شروع به کار دولت جدید، چنین حکم سنگین سیاسی صادر نشده بود. این را یک هشدار از جناح مقابل تلقی می کردند و شاید هم یک شروع. من هم گفتم تو رو خدا اگر دستتان به مسئولان می رسد بگویید که وقتی محکومیت گنجی در چند روز آینده تمام شد، مثل آن دفعه به بهانه ی دیگری او را در زندان نگه ندارند. همسرش دیروز از وضعیت بد و رنجور او در زندان نوشته است.

محمد قوچانی هم در فکر صدمین سالگرد مشروطیت بود؛ و از بعضی جزئیات مصاحبه ی خالد مشعل با شرق حرف می زد.

گعده بود و از هر دری سخنی....

 

۰۵ اسفند ۱۳۸۴
مقابله با درگیری های داخل جهان اسلام

 

با آنکه انفجار سامرا خیلی فاجعه ی بزرگی است اما رهبران تأثیر گزار شیعه مثل آقایان سیستانی، خامنه ای، سید فضل الله و حتی نصرالله و بعضی مراجع قم، اصرار دارند که این فاجعه ی تلخ زمینه ای برای در گیریهای داخلی و نزاع سنی و شیعه نشود. این گروه افراطی که همه فرقه های اسلامی، جز قرائتی که خود از اسلام دارند را کافر می دانند تا همین جای کار رویارویی جهان اسلام با هتاکان به ساحت پیامبر را به داخل جهان اسلام کشاندند؛ و در ابتدا یکی از مقدس ترین مکانهای شیعه را منفجر کردند و به دنبال آن آتش فتنه ی داخلی را می خواهند شعله ور کنند. خطری که امروز همه ی دلسوزان جهان اسلام آن را هشدار می دهند. البته از آن سو انتظار می رفت که کشور هایی مثل عربستان سعودی که به نوعی عقبه ی سنی های جهان هستند در این موارد هم دردی می کردند تا امکان خاموش کردن فتنه درگیری های داخل جهان اسلام فراهم تر گردد. محکوم کردن فاجعه ی تلخ سامرا از سوی فلسطینی ها و سوری ها مورد انتظار مردم شیعه ایران بود. لا اقل به خاطر دولت فعلی ایران که مشکلات فروانی را با هزینه مردم ایران به خاطر حمایت از آنان تحمل کرده است. کاش ما در برابر آنچه که حمایت می کنیم می توانستیم این حداقل توقع را داشته باشیم که آنها در چنین فاجعه ی بزرگ شیعی با ما هم دردی می کردند و اگر آنها از نظر سیاسی می فهمند در بعضی مسائل نباید با ما همراهی کنند، ماهم حق داشتیم در مواردی که به منافع ملی ما آسیب می زند، مقابله به مثل کنیم. بگذریم؛ درد دل گذرایی بود. نیاز امروز جهان اسلام این است که ضمن پاسداشت مقام امامان بزرگوار که مورد هتک قرار گرفته اند، نگذاریم گروه های مسلمان به جان یکدیگر بیفتند.

    

۰۴ اسفند ۱۳۸۴
نگاهی به انفجار حرم امام هادی و امام عسکری

 

دیروز برای شیعیان یک روز تلخ تاریخی بود. انفجار حرم مقدس امام هادی و امام عسکری علیهما السلام و فرو ریختن گنبد آن بزرگواران یک فاجعه تمام عیار است. خوب به یاد دارم کودک که بودم در مشهد جزء تقویم مؤمنان یک روز بود که مجلس عزا می گرفتند و روضه خوانی های رسمی برقرار می کردند و حرم امام رضا در آن روز شلوغ بود و آن سالروز حمله روسها به گنبد امام رضا بود که در آن روز چند تیر به قبه مبارکه امام رضا علیه السلام اصابت کرده بود. با این حساسیت شیعی می توان به عمق فاجعه دیروز که حرم مطهر عسکرییین منفجر شد، پی برد. در بیانیه آیه الله سیستانی که نزدیکتر از همه به فاجعه بود، این عمل ناجوانمردانه به گروه تکفیری نسبت داده شده است. تکفیری ها ادامه جریان طالبانی است که به رهبری زرقاوی در عراق همه فرق اسلامی را کافر می دانند و خود را تنها نمایندگان خدا می دانند که وظیفه دارند سایر فرق اسلامی را بکشند و این را جهاد در راه خدا می دانند. اسلام هرگز دشمنانی بدتر از این متعصبان دینی نداشته است و اینها چنانچه بارها نوشته ام بهترین یاران دشمنان رسمی اسلام هستند. برای کسانی که در غرب به طور رسمی با اسلام کینه دارند چه کسانی جز اینها می توانند خدمت تمام عیار کنند. در شرایطی که همه دنیای اسلام به خاطر اهانت به پیامبر قیام کرده اند و می رفت تا مسلمانان حرمت و هویت خود را تثبیت کنند این عملیات درون اسلامی بهترین هدیه برای آنان است که بگویند مسلمانان خود حرمت مقدس ترین مکانهای دینی فرقه ی بزرگ شیعی را نگه نمی دارند. بدتر از همه آنکه این خادمان بی تردید استکبار ادعای مبارزه با آمریکا و اشغالگران را هم یدک می کشند. این کار را البته نباید به حساب سنی ها گذاشت که اکثریت خاموش آنان نیز می فهمند در برنامه ریزی دشمنان اسلام گروه تکفیری بیش از همه به حیثیت و آبروی سنی مذهبان لطمه می زنند. متاسفانه در دنیای امروز هجوم و تحقیر مسلمانان از سوی غرب و رفتار دشمن پسند این مجموعه های افراطی که در همه جای جهان اسلام و در همه مذاهب رخنه کرده اند دو لبه یک قیچی هستند که کمر به نابودی اسلام و مسلمانان بسته اند. و فریاد مظلومیت و استغاثه جریان روشن اندیش مسلمانان سنی و شیعه شنیده نمی شود که با تمام وجود از این رفتارهای خشونت آمیز و متعصبانه نفرت دارند. این فاجعه و مصیبت کبری را به آزاد اندیشان جهان تسلیت می گویم.

 

۰۳ اسفند ۱۳۸۴
فیلم "به نام پدر" در موزه ی سینما

 

چند روز پیش یکی از دست اندرکاران ساخت فیلم به نام پدر، دعوت کرد که برای دیدن این فیلم به سینمای کوچک باغ فردوس که موزه ی سینما شده است بروم. موزه ی سینما در انتهای باغ فردوس در خیابان ولی عصر قرار گرفته، جای خیلی زیبایی است. تاریخ سینما را در آنجا به نمایش گذاشته اند؛ هنرپیشه ها، مجلات سینمایی، لوح های اهدایی، اسامی فیلم ها، ابزار ساخت فیلم و سیر تطور آن.

دیشب آقای خاتمی در حال بازدید از این سالن بود که عکس یکی دو تا از هنرپیشه های خانم معروف خارجی قدیمی توجه همه را جلب می کرد که روسری بر آنان پوشانده بودند. در سالن، حاتمی کیا، فیلم ساز برجسته ی ایرانی، و نویسنده و کارگردان این فیلم که تفکرش همیشه مخلوطی از ارزش ها، تعقل، واقع بینی و شناخت مشکلات جامعه اش است هم آمده بود.

در مسیر ورود به سالن آقای پرویز پرستویی را دیدم. واقعا این مرد پدیده ای است در عالم بازیگری. چه زیبا نقش های متفاوت را بازی می کند. از نظر شخصی نیز خیلی افتاده و با ادب بود؛ وقتی دید عزت الله انتظامی، یک صندلی آن طرف تر نشسته، به عنوان احترام به پیش کسوت از جایش بلند شد و رفت بر پیشانی او بوسه زد. حاتمی کیا با شروع فیلم رفت و انتظامی پیش آقای خاتمی بود و با دقت فیلم را نگاه می کرد؛ وی رئیس این موزه هم هست. جالب این بود که وسط نمایش فیلم هم برایش دو فقره چک آوردند که با کمک چراغ قوه امضا کرد. من کنار پرستویی بودم، او به احترام آقای خاتمی نشسته بود و چون فیلمی که خودش بازی کرده را لابد دهها بار دیده است؛ بفهمی نفهمی در طول فیلم چرت مرغوبی زد. تنها کسی بود که حق داشت موقع فیلم بخوابد!

در فیلم به نام پدر، مثل بیشتر آثار آقای حاتمی کیا، جنگ و واقع بینی در کنار هم بودند؛ عشق هم البته بخشی از واقعیت هر جامعه ای است که در فیلم های حاتمی کیا ظهور اندکی دارد. در این فیلم همه مقصر بودند. حرف های مختلفی زده می شد، اما همه به یک توافق می رسیدند که جلو کشته شدن و مجروح شدن دیگران را باید گرفت. رشد آدم های مقدس و متدینی که به دینداری تظاهر می کنند و از این دکان، و با استفاده از نقاب حمایت از دین و ارزشهای دینی دیگران را می چاپند و ظلم می کنند نیز وافعیت تلخی است که گمان می کنم در آینده و با سیاست های فعلی شاهد فراوانی آن خواهیم بود. تلنگری هم به این نکته در فیلم زده بود.

وقتی جلسه تمام شد، تصادفا یک نماینده ی مجلس فعلی که در مورد مسائل هسته ای هم اظهار نظر می کند را دیدم. نمی دانم چرا ولی نا خود آگاه گفتم که لااقل بعد از دیدن این فیلم کاری کنید که جنگ دیگری به وقوع نپیوندد.  

 

۰۲ اسفند ۱۳۸۴
صدمین سالگرد استاد محمد تقی شریعتی

 

امروز صدمین سالگرد تولد مرحوم استاد محمد تقی شریعتی بود. جمعی از دوستان یاد پدر دکتر علی شریعتی را گرامی داشتند. من هم رفتم. مصطفی تاج زاده که ماشین ندارد، دیشب زنگ زد که سر راه او را هم بردارم. نزدیکی دانشکده علوم اجتماعی خانم شریعتی همسر دکتر را هم دیدیم. سوارش کردیم. ماه های اول ریاست جمهوری آقای خاتمی یک بار به خواست آقای خاتمی با ایشان تماس گرفته بودم تا اگر کاری دارند یا مسئله و مشکلی بتوانیم کمک کنیم. ایشان هم از اول تا آخر گریه می کرد. می گفت در طول سال های بعد از انقلاب یک دولتمرد تا کنون از خانواده ی دکتر شریعتی احوال نپرسیده است. تا سوار ماشین شد این خاطره را یادآوری کرد.

مراسم امروز یادبود محمد تقی شریعتی بود. علم و اندیشه ی دینی معاصر از محضر ایشان استفاده های فراوانی برده است. این یادبودها و تلاش برای احیای بنیانگذاران اندیشه از کارهای بسیار مفید است. امروز وقتی خانم سارا شریعتی، با لحن و ادبیاتی که گویا خود دکتر شریعتی زنده شده بود سخن می گفت اشاره کرد که وقتی قرار شد این سمینار برگزار شود از زیر زمین منزل یکی از اقوام دست نوشته ای از استاد محمد تقی شریعتی پیدا کردیم که زندگی خود نوشت او بود. همیشه در نوجوانی می شنیدم که در فضای مخصوص مشهد که در جو عمومی آن، روشنفکری دینی غریب تر از نقاط دیگر کشور بود، مرحوم آیت الله العظمی میلانی که خود مراد علامه طباطبایی بود، از استاد محمد تقی شریعتی دعوت کرده بود تا تفسیر بگوید. دوست خوبم آقای مهریزی که دبیر علمی سمینار بود و برای برگزاری این سمینار تلاش کرده بود در سخنرانی کوتاهش به این نکته اشاره کرد که مرحوم محمد تقی شریعتی در سال ۱۳۲۹ در کتاب فایده و لزوم دین، یک بخش مستقل را به بحث زن در اسلام اختصاص داده در حالی که در یکی دو دهه بعد افراد بزرگی مثل علامه طباطبایی و مرحوم مطهری تازه به این مسئله اشاره کردند.

آقای دکتر رکنی که از کودکی  با سخنرانی هایش درمشهد آشنا بودم در صحبت هایش به احیای نهج البلاغه در جوامع نسل جوان و حافظه عجیب ایشان در حفظ خطبه های فراوان آن اشاره کرد. همین که بعدها در گفته های مرحوم دکتر شریعتی نیز دیده می شد که به علی (ع) و نهج البلاغه توجه ویژه داشت. وی درگذشت دردناک فرزندش دکتر شریعتی را در زمان حیاتش درک کرد. آقای خامنه ای آن روز و رهبر فعلی انقلاب که آن روزها از دوستان نزدیک خاندان شریعتی بودند، در چهلم مرحوم شریعتی در کنار استاد محمد تقی نشسته بودند. خاطره اش برایم همچنان ماندنی است. وقتی هم که محمد تقی شریعتی درگذشت، مجلس ختم مفصلی از سوی آقای خامنه ای که رئیس جمهور بودند در مسجد ارک گرفتند و سخنران آن هم آقای خاتمی وزیر ارشاد آن روز بود. محور سخنرانی آقای خاتمی هم بنیانگذاری روشنفکری دینی در ایران توسط محمد تقی شریعتی بود.

مشهدی ها امروز در مراسم حضور ویژه ای داشته اند. به پیرمرد آشنایی برخورد کردم. دیدم طاهر احمدزاده است. خوشبختانه سر زنده بود، پدر احمدزاده ها که قبل از انقلاب اعدام شدند و شاید خودش هم بیشتر عمرش را در قبل و بعد از انقلاب در زندان گذرانده باشد.

بسیاری از اندیشمندان امروز در این مراسم سخنرانی خواهند کرد. کتاب های استاد را هم تجدید چاپ کرده اند. به آقای ایازی دوست بزرگوارم گفتم که من در ماه رمضان سال ۵۸ که در صدا و سیمای مشهد بودم ۱۵ برنامه تلویزیونی نهج البلاغه از ایشان ضبط کردیم که خودم نیز در کنار ایشان بودم. آنها را در مصاحبه های استاد شریعتی نگذاشته بودند. قرار شد پیگیری کنم اگر از بین نرفته باشد از صدا و سیما بگیرم.

بزرگداشت بزرگان نشانه بزرگی هر ملتی است.

 

۰۱ اسفند ۱۳۸۴
خشونت های ضد آمریکایی یا تقویت دولت آمریکا

 

به اعتراف رئیس جمهور آمریکا، انفجارهای اوکلاهما به تقویت نیروهای حمایت کننده از دولت منجر شده؛ درست برعکس آنچه طراحان می خواستند. این خاطره را از کلینتون بخوانید:

پنجم ماه مه در مراسمی در دانشگاه ایالت میشیگان، نه تنها برای فارغ التحصیلان، بلکه برای گروه های شبه نظامی مسلح صحبت کردم که در حومه میشیگان، به شدت فعالیت می کردند. در آنجا گفتم می دانم که اغلب اعضای گروه های شبه نظامی، در عین حال که روزهای تعطیل، لباس رزم می پوشند و تعلیمات نظامی می بینند، ولی هرگز قانون شکنی نمی کنند. همچنین از کسانی که می کوشیدند با اقدامات غیر قانونی مبارزه کنند، سپاسگزاری کردم. آنگاه حملات خود را متوجه افرادی ساختم که علیه افسران پلیس و مأموران برقراری نظم و امنیت، اقدامات خشونت آمیز انجام داده و خود را با شبه نظامیان حامی قانون، مقایسه کرده بودند: "آنها برای ایجاد دموکراسی جنگیدند و شما علیه آن می جنگید..."

در طول چند هفته، غیر از حملات شفاهی به کسانی که اقدامات خشونت آمیز انجام می دادند، از همه آمریکاییها از جمله گویندگان و مجریان برنامه های رادیو، خواستم بیشتر از همیشه مراقب سخنان و اظهارات خود باشند و اطمینان حاصل کنند حرفهایی که می زنند، موجب ترغیب مردم به خشونت نشود.

واقعه ی شهر اوکلاهما، میلیونها آمریکایی را ترغیب کرد که در حرف و عمل، از دولت حمایت کنند. این امر، هر چند به کندی صورت گرفت، ولی به گونه ای مؤثر، مفید واقع شد.

  

8   4       ۱    ۲    ۳      3 7
© Copyright 2003-2019, Webneveshteha.com. All rights reserved.