۱۹ اسفند ۱۳۸۴
نقش احمد آقاخمینی در رشد اندیشه مترقی دینی

 

دیروز مراسم سالگرد حاج احمد آقای خمینی بود. احمد آقا شخصیت پیچیده ای بود و طبعا هر کسی می تواند از زاویه ای ایشان را تحلیل کند؛ اما برای من این نکته ی زندگی حاج احمد آقا دارای ارزش تاریخی فراوانی است که وی با حساسیت ویژه ای در ابتدای پیروزی انقلاب با توجه به جایگاه موثر خود تلاش کرد که اندیشه ی مترقی دینی را جایگزین نیروهای واپسگرا کند. در دهه ی ۶۰ به طور غیر اعلام شده جریانی را پایه گذاری کرد به نام خط سه. این تعبیر رایجی در محاقل سیاسی شد برای کسانی که دنیا را از پنجره مترقی می دیدند. حضور تاثیرگذار مهندس موسوی، خاتمی، کروبی، موسوی خوئینی، عبدالله نوری و تا حدودی سروش، و راه اندازی مجمع روحانیون مبارز در برابر جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین و از سوی دیگر کم کردن نقش نیروهای واپسگرا و دگم اندیش، به خصوص در مدیریت های فرهنگی و رسانه ای محصول تلاش و تفکر حاج احمد آقا بود. امروز پس از گذشت دو دهه از آن دوران می توان به خوبی به اثرات تلاش حاج احمد آقا فکر کرد. البته احمد آقا هزینه ی فراوانی هم برای این فکر و اندیشه خود پرداخت کرد. آمار دشمنی های پنهان و پیدا و اتهامهای گوناگون و رنجهای ناشی ازانتقام گیری، به خصوص پس از ارتحال امام برای دوستان حاج احمد اقا فراموش ناشدنی است. دیروز برای ادای احترام به دوستی که جریان فکری ما مدیون اوست به حرم امام رفته بودم. در موقع ظهر و قبل از مراسم توانستم به خانواده حاج احمد آقا و به خصوص فرزندان شایسته و فاضل ایشان، حسن آقا و آقا یاسر و علی آقا تسلیت بگویم. دوستان قدیم احمد آقا و بیت حضرت امام که بیشترشان دیگر در کار حکومت نیستند، جمع بودند. حاج حسن آقا ضمن داشتن خصوصیات پدر، با واقعیات امروزی هم نسلان خود هم، اگر چه کمتر ابراز می کند به خوبی آشناست. در آن محموعه خصوصی تر وجود هیئت عالی رتبه ای از بیت آیت الله منتظری به سرپرستی آقای هادی هاشمی جالب توجه بود. وقتی که همه از محل خصوصی نهار برای شرکت در مراسم رسمی سوار اتوبوس شدند، حضور چهار پنج نفری غریبانه در گوشه ای توجه جلب می کرد. آشنا بودند. اینها مسئولان اصلی حفاظت از امام بودند که زیر نظرآقای سراج – که همچنان بی ادعا و روشن اندیش مانده است – در آن شرایط سخت از امام حفاظت می کردند. رفتم پیش آنان که یادگاران دوران امام هستند. یکی از آنان می گفت کسی دیگر از تلاشهای آن روزهای آنان یاد نمی کند؛ و ادامه داد که اخیرا در یک جلسه ای از من خواستند که خاطره ای از امام نقل کنم. در آن خاطره آقای توسلی هم نقش داشت. ولی از من خواستند که خاطره را نقل کنم بی آنکه اسم آقای توسلی را بیاورم. شاید آقای توسلی می بایست بفهمد که بعضی مصاحبه ها را نکند تا بشود خاطرات امام را با اسم وی نقل کرد. هر سال که می گذرد جای خالی احمد آقا برای جریان فکری مترقی دینی بیشتر آشکار می شود.

 

۱۸ اسفند ۱۳۸۴
جلسه موسسه باران و خیریه به آفرین

 

دیشب موسسه ی باران از مسئولان و دست اندرکاران حکومت در دوران آقای خاتمی دعوت کرده بود تا اهداف این موسسه را توضیح دهد. قبل از ورود به سالن اصلی، sms باران شدم. همه آدمهای نگران از سرنوشت کشور داشتند خبر می دادند که پرونده ما رفت به شورای امنیت. همه هم نگران بودند و البته به قول ما آخوندها  زبان حال و قال همه هم این بود که کسی به حرف ماها گوش نمی کند و باید سکوت کنند.

باران موسسه ای است که آقای خاتمی و دکتر عارف و چند نفر از وزرای سابق درست کرده اند و می گویند اهداف بلندی دارند. درحوزه ی داخلی، همکاریهای بین المللی و افکار سنجی فعالیت دارند. لابد کارهای خوبی می خواهند انجام دهند. البته من گمان می بردم مسائلی مثل ضرورت پاسخگوئی به اتهامات و تذکر به مسئولان فعلی برای دور کردن ملت ایران از خطرات تصمیمات و موضع گیری های مسئولان فعلی کشور هم در دستور کار این بنیاد قرار دارد که چنین چیزی نشنیدم. ۲۰۰ نفری دیشب آمده بودند. آقای خاتمی هم پس از شنیدن گزارش مدیر عامل، سخنرانی کرد. محور اصلی سخنانش در مورد تعریف جامعه مدنی و دلیل تاکید بر قانونگرایی و به خصوص قانون اساسی بود، مثل سابق؛ و از موضع اینکه حرف مرد یکی است همه ی حرفهای دوران ریاست جمهوریش را تئوریزه می کرد. شاید حرفی که بیشتر مناسب با شرایط و روحیه ی حاضران بود این نکته بود که گفت چه کسی گفته ما رسالت آزاد سازی جهان را داریم؟ این دیدگاه سبب می شود خود ایران را هم از دست بدهیم. بعد هم مثالی از ایام جنگ تحمیلی زد که شیرین بود. دیشب با خیلی از دوستان دیدار تازه کردم. وسط جلسه آقای خرازی با همان شق و رقّی دوران وزارت وارد شد. درست مثل آنکه به دیدار کوفی عنان می رود. عثمان، نوازنده پیر تایبادی که از مشهد میشناختمش هم قطعه کوچکی نواخت. خانم شجاعی و خانم ابتکار هم پرسیدند که در مورد روز جهانی زن چیزی ننوشتی که برایشان پست دیروز را توضیح دادم. آقای خاتمی در قسمت آخر سخنانش گفت عدالت اگر مبتنی بر تولید امکانات نباشد چیزی جز تولید فقر نیست. پس از پایان جلسه تا مدت زیادی افراد پس از آنکه از یکدیگر می پرسیدند حالا کجائی و چه میکنی، گعده کرده بودند. طبعا می توان حدس زد که محور سخنانانشان پیرامون نگرانی از رفتن پرونده ایران به شورای امنیت بود.

                                               *******************

خانم آقای خاتمی و جمعی از همسران مسئولان دولت ایشان و من جمله همسر من برای موسسه ی به آفرین با هدف کشف و پرورش استعدادهای دانش آموزان مستعد و حمایت از خانواده های نیازمند آنان بازارچه ای امروز و فردا در ولنجک، بالاتر از دانشگاه شهید بهشتی در مجتمع منظومه خرد برپا کرده اند که اگر به آن سر بزنید کار خیری است. سایتی هم به این آدرس دارند:www.behafarin.org.ir

  

۱۷ اسفند ۱۳۸۴
زنان باید تصمیم ساز شوند

 

روزهای مختلفی در سال به نام روز زن نامیده می شود. در ایران، روز میلاد حضرت زهرا (س) روز زن نام دارد. امروز روز جهانی زن است. سازمان های زیادی در سطح بین المللی به مسئله ای به نام زن اهتمام دارند و در کنار حقوق بشر که طبعا حقوق زن و مرد را شامل می شود، مقوله ی حقوق زنان نیز جداگانه مطرح می گردد. همه این نامگذاری ها و این سازمان ها و عناوین حقوقی که زن را از مرد جدا می کند، نشانه ی آنست که در سطح جهانی "زن" دچار تبعیضی است که حتما مردان خالقان این تبعیض ها هستند.

زنان در ایران در اتحادی اعلام نشده، بسیاری از حقوق خود را دنبال می کنند. راههای بسته فراوانی را با همت خود باز کردند و سختی های زیادی کشیدند. ولی با همه مشکلاتی که تحمل کرده اند استوارتر و منسجم تر از گذشته دنبال حقوق اجتماعی خود هستند. مهم ترین تبعیض جدی در جامعه ایرانی جلوگیری از کاندیداتوری زنان در پست ریاست جمهوری و یا مجلس خبرگان و عدم به کارگیری آنان در پست وزارت است. در حقیقت این تبعیض ها باعث می شود که در تصمیم سازی کشور نیمی از جامعه که در مجموع سواد بیشتری از مردان دارند و احساسات انسان مدارانه آنان طبیعتا می تواند پاسخگوی خشونت فعلی شود و مشکلات بیشتری هم دارند، در سیاست گذاری سهیم نباشند و فقط سیاست های مردان را اجرا کنند و فقط به صورت تشریفاتی در بعضی از مراکز دولتی حضور یابند. اینکه دولت مردان کنونی و قبلی استدلال می کردند که در میان جامعه زنان، مدیران قوی و اجرائی وجود ندارد، خود یک قضاوت کاملا دور از انصافی بود، زیرا ما مردان هیچوقت زمینه تجربه کارهای مهم را برای زنان مهیا نکردیم، ولی از آنان توقع مدیران باتجربه داشتیم، ضمن آنکه همیشه یادمان رفته که خود ما مردان، چه اشتباهات سرنوشت ساز و بزرگی در اداره کشور داشتیم و چون مرد بودیم، هزینه اش را بر جامعه تحمیل کردیم تا زنان در مراکز اصلی سیاستگذاری کشور نباشند. زنان حتی برای دیدن مسابقه فوتبال باید لگد یک فرد ساده نیروی انتظامی را شاهد باشند.

روز جهانی زن بر زنان دنیا مبارک باشد. به این امید که زن هم مثل مرد به حقوق خود دست یابد و تبعیض ها از بین برود و روز جهانی و منطقه ای زن حذف شود، همچنان که روز مرد در هیچ تقویمی وجود ندارد.   

 

۱۶ اسفند ۱۳۸۴
رابطه با خدا: افقی یا عمودی

 

این یک سؤال اساسی است که آیا رابطه انسان ها با خدا عمودی است یا افقی.

کسانی تبلیغ می کنند که این رابطه عمودی است. یعنی برای رسیدن به خدا از پلکان تمام اعمال و دستورات دینی باید عبور کرد و به همه آنان پای بند بود تا امکان رسیدن به خدا باشد.

آنها که می گویند رابطه افقی است معتقدند که همه انسان ها به طور مستقیم می توانند با خدا رابطه داشته باشند و با خدا خلوت کنند و از او مدد بجویند و البته اگر هر یک از دستورات دینی را رعایت کنند این رابطه قدرتمند تر می شود.

من که می بینم وجدان انسان ها، رابطه افقی را برگزیده است. همه علاقه مند ارتباط با خدا ولو در شرایطی خاص هستند، هر چند که پای بند به همه دستورات دینی نباشند.

خدایی که رابطه با او شرایط فراوانی داشته باشد خیلی کوچک تر از خدایی است که همه بتوانند با او مستقیم رابطه داشته باشند.

 

۱۵ اسفند ۱۳۸۴
روزهای سخت هسته ای

 

این روزها چشمهای دنیا به مسئله هسته ای ایران دوخته شده است. مردم ایران که بهر حال باید پس از این روزها مشکلات تصمیمات بین المللی را تحمل کنند، بیش از دیگران که فقط ماجرا را به عنوان یک "خبر" تعقیب میکنند حق دارند نگران باشند. مسئولان فعلی ایران که روش پیشین گفتگو با غرب را دادن دّر گرانبها و گرفتن آبنبات توصیف می کردند، روزهای سختی را پشت سر گذراندند و روزهای سخت تری در پیش دارند که اگر اعتقاد به آرامش مردم داشته باشند بتوانند مردم کشور را از تحریم و حمله و تحقیر دور کنند. وظیفه ی سیاستمدار و مسئول حکومتی این نیست که شعارهای بیشتری بدهد. سیاستمدار موفق کسی است که زودتر از دیگران واقعیت را درک کند و با توجه به آن واقعیتها قبل از آنکه تصمیمات خارجی بر آنان تحمیل شود و یا مردم کشورش قربانی شوند تصمیمات مناسبی بگیرد و مردم کشورش را از خطر دور کند. خیلی از تصمیمات عقب نشینی نام ندارد بلکه اقتضای سیاست و سیاستمداری در دنیای فعلی تعبیر میشود. فعلا که  تنها امکان، این است که دعا کنیم ایران و ایرانی از خطرات دور بماند و سیاستمداران در این شرایط سخت حساس توفیق پیدا کنند که لحظات تاریخی را با دقت و به نفع مردم ایران مغتنم بشمارند و از همه مهمتر هر مسئول و سیاستمداری "پاسخگوی" تصمیمات خود باشد. ضمن اینکه انرژی هسته ای صلح آمیز برای این مفید است که به ایران برای بهره وری از انرژی قدرت بیشتر بدهد ولی اگر به هر دلیل من جمله خوی استکباری دنیا اصرار بر داشتن این تکنولوژی باعث آسیب دیدن همه زیر ساختهای کشور شود، نباید کشور را نابود کرد. حتما این نوع سخن گفتن به وادادگی و ترس متهم خواهد شد ولی پذیرش این اتهام شیرین تر از بی تفاوتی در برابر سرنوشت کشور است.

 

۱۴ اسفند ۱۳۸۴
کار سیاسی یا جهاد مستمر

 

دکتر ایمن الظواهری که به عنوان ایدئولوگ جریان القاعده شناخته می شود، ۳۰ سال پیش شاگردان وی، سادات رئیس جمهور مصر را به قتل رساندند و هم اکنون به عنوان پدر معنوی و فکری سازمان القاعده شناخته می شود و بن لادن نیز خود را شاگرد او می داند. در نواری که دیروز از وی منتشر شده است، سازمان حماس را از کار سیاسی بر حذر داشته و گفته کار سیاسی و غیر جهادی چند اشکال عمده دارد. یکی آنکه جهاد فراموش می شود. دیگر آنکه با کار سیاسی اسلحه از دست مسلمانان بر زمین گذاشته می شود و نهایتا در نظم جهانی حل می شویم که این هم خلاف دستور خداست. اصلی ترین اشکال این استدلال این است که جهاد و انقلابیگری را یک هدف و نه یک وسیله برای رسیدن به جامعه ی آرمانی می داند. به همین دلیل فکر می کند برای همیشه باید اسلحه در دست بماند و زندگی کردن را بر خود و جامعه اش حرام کند و همواره با همه ی دنیا بجنگد و اگر حتی مثل مردم فلسطین، مردم در یک بستر دیپلماتیک اجازه ی حکومت به آنان دادند باز هم اسلحه را به رخ بکشانند و حی علی الجهاد سر دهند. این منطق وحشتناکی است که القاعده آن را رسما و شجاعانه اعلام می کند و خیلی های دیگر بدون آنکه بگویند در عمل چنین می کنند. در حالی که جهاد و انقلابی گری وسیله و ابزار است و در دوران قدرت و حاکمیت مبانی سیاسی و عقلانی و مصلحت مردم باید مبنای تصمیم گیری باشد. منطق ظواهری همان منطق خانمان براندازی است که متاسفانه سالهاست بر ذهن و عمل بسیاری از تأثیر گذاران جوامع اسلامی و بر بخشی از سیاستمداران ما سایه افکنده است. 

 

۱۳ اسفند ۱۳۸۴
مهاجرت درون خاک کشورها

 

دنیای ارتباطات همه چیز را تغییر داده است. یکی از مهمترین آنها این است که مهاجرت در درون خاک کشورها صورت می پذیرد. هر روز هم دامنه ی این مهاجرت سریع تر می شود. به دستور هیچ کس و هیچ جا هم متوقف نمی شود. ایمیل جای نامه را گرفته و بیشتر خواهد گرفت. موبایل هم که سریع تر است جای تلفن خانه ای را می گیرد. مهاجرت کار سهل و ساده ای برای همه ی مردم دنیا شده است. دیگران هم مثل ما و بیشتر از ما، به درون خانه ی ما آمده اند. در این میزبانی و میهمانی همگانی، دولت ها کمترین نقش و بیشترین ادعا را دارند. این تنها نقطه ی امید همه ی جهان است که اگر خوب از آن بهره برداری شود، همه مردم دنیا در همه جا حضور واقعی می توانند داشته باشند. گر چه هنوز در مقام عمل شناخت دنیا از یکدیگر فیلتر شده است و بخش های مختلف جهان شناخت واقعی از یکدیگر ندارند. اما حتما به آن سمت به سرعت خواهد رفت. در این دنیای جدید آنها که مردم را به حساب نمی آوردند، خود به حساب نمی آیند.

 

۱۲ اسفند ۱۳۸۴
دوروئی های رایج

 

وقتی در دهه ی ۶۰ امام خمینی فتوا دادند که بازی شطرنج حلال است، خیلی از مدیران با تقوای آن روزها که از رفتارشان تصور می رفت اصلا تا کنون شطرنج را ندیده اند، یکی یکی رو کردند که هر کدامشان چه تبحر ها در شطرنج دارند و چه خوب بازی می کنند و در چه مسابقه های شطرنجی که شرکت نکرده اند!! معمولا کسانی که دیگران را اذیت می کردند و مرتب به زندگی شخصی افراد گیر می دادند، سابقه بیشتری از موفقیت های خود در این ورزش فکری ارائه می کردند. بین تعصب و نفاق همیشه ارتباط و هم زیستی مسالمت آمیزی برقرار است.  مگه نه؟

                                             

                                    **********

امروز چندین SMS دریافت کرده بودم که نوشته بودند از نظر تقویم امروز تصادف زیبائی صورت گرفته: ۱۲/۱۲ شمسی است و ۳/۳ میلادی و ۲/۲ قمری. سرکاری که نیست؟! نه دیگه درسته. یک تصادف قشنگیه. اون که کشف کرده خیلی با ذوق بوده و البته تا حدودی بیکار!

 

۱۱ اسفند ۱۳۸۴
آثار فراموش شده ایرانی در عراق

 

در لا به لای خبرهای این هفته اصابت چند خمپاره به مقبره ی سلمان فارسی و کاخ مدائن، توجه جهانیان را به خود جلب نکرد. شاید برای آنها که هر روز شاهد کشته شدن مردم عراق و عمدتا به دست تندروهای اسلامی و یا گاهی سربازان خارجی هستند، این چند خمپاره خیلی پر اهمیت نباشد؛ اما با توجه به ایرانی بودن این آثار حتما می بایست  توجه ما ایرانیان را جلب کند. در دوران صدام هم این آثار فقط به این دلیل که ایرانی و نشانه ی تمدن پارسی بودند مورد بی توجهی قرار گرفته بود. همه ی زائران ایرانی در دوران صدام می توانستند به نقاط مختلف عراق سفر کنند اما اجازه ی زیارت قبر سلمان فارسی و ایوان تاریخی مدائن را نداشتند. در همان ایام شنیدم که وقتی مقامات عراقی آن روز تصمیم گرفتند موج بازسازی مکانهای تاریخی و مذهبی را در عراق به راه بیندازند ایوان مدائن را از لیست هر بازسازی و تعمیری حذف کردند تا خود به خود این آثار ایرانی و تمدن فارسی از عراق محو شود. این کینه ی صدامی از آثار ایرانی و نیز تنها صحابی مسلمان ایرانی، به طور سمبلیک نشانه ی عمق کینه ورزی آنها بود. در مقابل، حتی در دوران جنگ های مختلف، عراقی ها بیشترین هزینه را صرف بازسازی بابل قدیم کردند. حتی گردشگران و محققان هم تنها حق داشتند که از بابل دیدن کنند. هجوم تکفیری ها در هفته ی گذشته به قبر سلمان فارسی و ایوان مدائن، بعد از حمله ی ناجوانمردانه به قبر عسکریین در سامرا، اگر در دنیا حساسیتی بر نیانگیخت باید برای ما ایرانیان جلب توجه می کرد. پیشنهاد می کنم دولت ایران با حاکمان جدید عراق که بیشتر آنان در سالهای تبعید در ایران بودند، برای بازسازی و حفاظت ایوان مدائن و قبر این بهترین صحابی پیامبر که ایرانی بوده مذاکره ی جدی کنند و اهتمام ویژه ای داشته باشند. هر کشوری وظیفه دارد تا از تاریخ خود در همه ی جهان پاسداری کند. برای کشوری مثل ایران، با این سابقه ی تمدنی این وظیفه سنگین تر است.

 

۱۰ اسفند ۱۳۸۴
جونم نکنه منافق باشی

 

گعده ای بود که در آن ماجرای تلفن اشتباهی کسی که به نام دولت کانادا با شیراک حرف زده را نقل می کردند. آقای خاتمی پرسید: «جونم نکنه منافق باشی، به فرانسه چی می شه؟» کسی منظور ایشان را نفهمید. می گفت در سالهای جنگ که منافقین با بعضی مسئولان به نام دست اندر کاران کشور تماس می گرفتند و تخلیه ی تلفنی می کردند و اطلاعات را به رژیم عراق می دادند، به مرحوم آیت الله خاتمی (پدر رئیس جمهور سابق) که امام جمعه ی یزد بود خیلی سفارش کرده بودند که در جواب تلفن ها دقت کنند. یک روز یکی از اطرافیان ایشان می بیند که تلفن زنگ زد و آقا گوشی را برداشت و وارد مذاکرات جدی در مورد مسائل کشور و جنگ شد. از دور اشاره ای به آقا رساندند و توجه دادند. مرحوم خاتمی هم با همان مهربانی و لهجه ی یزدی قشنگ از طرف پرسید: «جونم، نکنه منافق باشی؟!» حالا هم به دلیل سوتی آقای شیراک، آقای خاتمی می پرسید: «جونم نکنه منافق باشی، به فرانسه چه می شود؟»

این بار هم همین جوری!

 

8   4       ۱    ۲   ۳       3  7
© Copyright 2003-2019, Webneveshteha.com. All rights reserved.