۳۰ بهمن ۱۳۹۷
تشییع پر شکوه پشت در بسته حسینیه ارشادِ شریعتی
مراسم تشییع جنازه خانم پوران شریعت رضوی، همسر دکتر علی شریعتی با شکوه بود. یک نگاه گذرا به افرادی که در آنجا گرد آمده بودند، نشان از تعداد فراوان فرهیختگانی داشت که رسم شده در کشور دیده نشوند. من هم رفته بودم. جمعیت فراوانی کنار پیاده روی جلو حسینیه ارشاد ایستاده بودند. پرس وجو کردم. گفتند اجازه باز شدن درهای حسینیه را نمی دهند. تعجب فراوانی کردم. چه دلیلی می توانست مانع این کار شود؟ به دلایل امنیتی که نگه داشتن مردم کنار خیابان بد تر از تجمع شان در یک محل سربسته است. به دلایل سیاسی و اجتماعی و مذهبی هم هیچ توجیهی برای باز نکردن در حسینیه ارشاد نبود. نسل جدید حتما نمی داند رابطه حسینیه ارشاد و نسل مذهبی و انقلابی دست پرورده شریعتی چه بوده است. یک ایران بود و یک جامعه مذهبی که با حدود یک دهه قبل انقلاب با محوریت دکتر شریعتی می گذشت. چه حامیانش که جوانان انقلابی و دلسوخته ومذهبی و ضد ستم بودند وچه مخالفینش که عمدتا مرتجع بودند و یا لا اقل نگرانی این را  داشتند که شریعتی دینی که آنها می شناسند را عرضه نمی کند. اما بالاخره دیانت در آن دهه در همه ابعادش به نوعی به شریعتی می رسید. مرکزیت شریعتی هم حسینیه ارشاد بود. موجودیت تاریخی حسینیه به شریعتی بود. اوایل انقلاب بی آن که متولیان رسمی انقلاب برای شریعتی آستین بالا بزنند،‌مردم خود جوش شریعتی را معلم انقلاب خود می دانستند. به یقین بیشترین مدیران کشور از آغاز تا کنون در مکتب شریعتی چیز آموخته اند. خانم شریعت رضوی هم خود استوانه ای بود. خانواده پر شهید. یکی از خالقان ۱۶ آذر. دانش آموخته سوربن. همراه علمی و عاطفی شریعتی، مادر اساتیدی مثل سوسن و سارا و منا و احسان شریعتی و بازمانده تاریخ معاصرمذهبی و انقلابی ایران. همه اینها باید زمینه ای را فراهم می کرد که تجلیل در خوری از مراسم این بانوی بزرگ انجام شود. بعضی ها می گفتند که متولی جدید حسینیه فردی از موتلفه شده. نمی دانم واقعیت دارد یا خیر. آنها اجازه نداده اند. می شود حسینیه ی خود شریعتی توسط کسی تولیت شود که مانع ورود تشییع کنندگان همسر شریعتی باشد؟ دولت و دستگاه های اجرایی غایب بودند. حتی در حداستاندار و فرماندار تهران هم می توانست به این موضوع اهمیت دهد و در اولین ساعات بسته بودن در، مدیریت کند و در حسینیه را باز کنند. تشریفاتی در محل بگذارند. پلیس راهنمایی را توجیه کنند که مراقبت از تراقیک کند. هیچ خبری از این حرفها نبود. از شهرداری هم توقع این بی خیالی نمی رفت. دستگاه های اطلاعاتی وامنیتی بنا به وظیفه شان حتما در محل حاضر بودند. آنها می توانستند به حرمت شریعتی و حتی برای مصالح عمومی کشور مثل بقیه موارد سریع اقدام نمایند. وقتی احسان شریعتی گفت در همین پیاده روی جلوی حسینیه ارشادِ شریعتی و در حاشیه خیابانِ *شریعتی* نماز بر پیکر همسر شریعتی می خوانیم، همه شرمگین شدیم. اینها همه در صورتی است که تصمیمی پشت این بسته شدن در های حسینیه نباشد. اگر تصمیمی بوده وپوسته اش این بوده که ما دیدیم که واویلا…

۱۲ بهمن ۱۳۹۷
هَمَه باهم چه شد؟
کسانی که سخنرانی های امام خمینی را در قبل و بعد انقلاب شنیده باشند به خوبی به یاد دارند تکیه کلام امام همَه باهم بود. با همان لهجه منحصر به فردس هم هَمَه می فرمود. یکی از جدی ترین چالشها پس از چهار دهه، شکسته شدن مرزهای همدلی و وحدت ملی است. به روز دایره این همه محدود تر شد. در نوقل لوشاتو در پاریس که چند ماهه قبل انقلاب، امام در آن جا بودند هر گروه ودسته ای که می توانست خودش را به زیر چادر امام در کنار درخت سیب مشهورش می رساند و بی گزینش خود را مخاطب امام می دید. نه دین، نه پوشش، نه نوع گرایش فکری هیچکدام مهم نبود. از ورود امام به ایران و پیروزی انقلاب و چشیدن طعم قدرت اندک اندک فاصله ها ایجاد شد. خیلی ها به فکر حذف رقیب بودند.این مسابقه به دست گرفتن قدرت و حذف رقیب از همان ابتدای انقلاب خسارت بار بود. آن قدر این شیوه تلخ بود که مرحوم امام خمینی در یک سخنرانی تند و تلخ در همان سالهای اول قریب به این مضامین فرمودند همه این حذفها به خاطر قدرت است ونه به خاطر خدا. در هر حادثه ای و در مناسبتی که اختلاف نظری بروز می کرد به جای تحمل یکدیگر و حتی بهره وری از نظرات گوناگون، بخشی از کسانی که می توانستند به این مردم خدمت کنند از گردونه قدرت و نظام بیرون گذاشته می شدند. وقتی همه مخالفانی که قرار بود آزاد باشند، محدود شدند، نوبت فرزندان انقلاب شد. هر دو گروهی به سرعت تقسیم به دو می شدند ویکیدر صدد حذف دیگری بود. نسل فعلی از همدلی های بر آمده از همَه باهم دیگر چیزی به یاد ندارد. تا شنیده ودیده سیل اتهام های مسئولان به یکدیگر بوده است. تا دیده حذف و لعن و نفرین گروهی علیه دیگری در درون مسئولن بوده است. ادبیات تند و بی ادبانه و فحاشی در حوزه مدیران ویا هواداران انها نسبت به یکدیگر آن قدر زیاد بوده که بسیاری از نسل فعلی گمان می برند اصلا وظیفه ورسالت شرعی در این ادبیات نهفته است. وقتی همدلی و همکاری نباشد و رقابت برای حذف از قدرت سرعت گیرد، به صورت طبیعی فساد و اختلاس و دزدی و گناهانی مثل دروغ و تهمت و اتهام رشد می کند. دلسوزان زیادی هستند که نه به براندازی فکر می کنند ونه حتی به تضعیف نظامی که از ایتدای انقلاب قرار بود حاکم شود. اگر هم اعتراضی می کنند به خاطر تقویت ارکان انقلابی است که در آن قرار بود همه با هم باشند. کاش همه دلسوزان باهم شوند.

8 4        ۱      3 7
© Copyright 2003-2019, Webneveshteha.com. All rights reserved.