۲۰ بهمن ۱۳۸۷
آقای خاتمی رسماً کاندیدا شد

 

امروز آقای خاتمی در مجمع روحانیون مبارز و در میان خبرنگاران داخلی و خارجی رسماً اعلام کاندیداتوری کرد. اصلاح طلبان از ابتدا، دهه­ی فجر را سقف زمانی اعلام کاندیداتوری اعلام کرده بودند و آقای خاتمی، علی­رغم همه­ی مشکلاتی که در پیش رو دارد، به وعده­ی خود عمل کرد و در دهه­ی فجر رسماً اعلام کاندیداتوری کرد. بی­شک با دو قطبی شدن انتخابات در این دوره که یک سوی آن خاتمی و سوی دیگر آن احمدی­نژاد خواهد بود، مقدمات جذاب­ترین و پرشورترین انتخابات ریاست جمهوری ایران در یکی از مهم­ترین شرایط تاریخی ایران و جهان کلید خورد. طبیعی است که آقای خاتمی برای پیروزی در انتخابات کاندیدا شده است و با توجه به خواست عمومی جامعه برای تغییر و نظرسنجی­هایی که همین واقعیت را بازگو می­کند، دستیابی به پیروزی کار سختی نیست. با توجه به این­که این بار برای اولین بار رقابت جدی با "رییس جمهور" صورت می­گیرد و همه­ی امکانات در اختیار اوست و علی­رغم همه­ی این­ها موج تخریب بسیار زودهنگام و پرحجم آغاز شده است، نیروهای مختلف و به­خصوص جوانانی که به بهبود زندگی آینده­ی خود فکر می­کنند، حتماً تلاش مهرمحوری را آغاز می­کنند و در برابر بداخلاقی­ها با رفتار مثبت خود پیروزی آقای خاتمی را تضمین می­کنند. هم­گرائی نیروهای مرجع و تأثیرگذار، به خصوص نخبگان برای یک­پارچگی اصلاحات، توقعی است که اگر برآورده نشود، در برابر تاریخ و آینده­ی ایران پاسخی نخواهند داشت. روز انتخابات، این بار حتماً روز سرنوشت­سازی برای مردم ایران خواهد بود. فایل صوتی سخنرانی امروزآقای خاتمی در جمع خبرنکاران را دراین جا بشنوید.

 

۱۹ بهمن ۱۳۸۷
تهران قرار است مسجد محور شود

 

چندی پیش به دعوت یکی از دوستان از نمایشگاهی که مربوط به نوآوری­های پژوهشی شهرداری تهران بود دیدن کردم. بخش­های مختلفی داشت. به دلیل آخوند بودن، غرفه­ی مسجد محوری در اداره شهر توجهم را جلب کرد. در آن جا کمی بیشتر گپ و گفت­ داشتم. فرصت زیادی نبود، جزوه­ای دادند که نظرات شهرداری را در این باره بخوانم. جزوه با پیام آقای قالیباف شروع می­شد. به طور خلاصه نوشه بود که ما، بین دو مدینه (شهر) قرار داریم؛ مدینة النبی و مدینة النجد که مدینة المهدی (عج) است. این دو مدینه یکی هستند؛ فقط یکی مثل عکس ۴x۳و دیگری در اندازه مثلاً ۴۰۰۰x۳۰۰۰ است. مدل­سازی شهر اسلامی مدینه­ای بین این دو شهر است که اقتباس از شهرهای نبوی و مهدوی است. بعد هم خصوصیات این شهر مورد نظر را نوشته بود که لابد تهران که از او به عنوان ام­القرای جهان اسلام نام می­برند باید این چنین شود. از خصوصیات شهر مورد نظر این جزوه مسجد محوری است. در شهر مسجد محور، اصول مدیریت بر اساس آن پژوهش عبارت است از مرکزیت مسجد برای حکومت، اتحاد، امارت و امامت، تقسیمات کشوری بر اساس ولایات حدوداً خودمختار، سلسله مراتب ولایی، وحدت دین و سیاست.

قبلاً در دوران آقای احمدی­نژاد معروف شده بود که شهرداری نقشه­ی ظهور امام عصر را فراهم کرده و مسیر استقبال را مشخص کرده است. این ادعا که شهر تهران باید مسجد محور شود و ما واسطه­ی بین مدینةالنبی و مدینة­المهدی خواهیم بود هم معلوم نیست بر چه اساسی طراحی می­شود. اگر ما شهرمان و کشورمان را بر اساس مبانی عقلانی اداره کنیم و رفاه جامعه را بیشتر فراهم کنیم، بهتر از هر چیزی دفاع از اسلام و آرمان­های اسلامی است که ادعای اداره کشور را دارد. متأسفانه وقتی فضای تظاهر دینی رواج پیدا می­کند، همه در این مسابقه وارد می­شوند و در نهایت تأثیرات منفی دینی بر جامعه بیش از همیشه خواهد بود. تلاش برای اخلاق محور شدن جامعه ضرورت جدی­تری است که خیلی بد فراموش شده است. البته آن نمایشگاه که من دیدم و در آستانه­ی انتخابات هم بود، به خوبی نشان می­داد که شهرداری تهران تلاش زیادی کرده است!

 

۱۸ بهمن ۱۳۸۷
سایت بالاترین نماد جامعه مدنی مجازی

 

کمتر کسی هست که با اینترنت و محیط مجازی ایران آشنا باشد و سایت بالاترین را نشناسد. سایتی است که نمی­دانم چه کسانی آن را در ابتدا ساخته­اند ولی اکنون توسط خود کاربران عضو پیشنهاد انتشار یک متن برگزیده­ی وبلاگ داده می­شود و با رأی خود کاربران، متنی برگزیده تلقی می­گردد. من خودم عضو نیستم ولی دوستان زیادی از اعضای بالاترین خیلی روزها روزنوشت من را پیشنهاد می­دهند و برگزیده تلقی می­شود و کامنت می­گذارند. خیلی از خوانندگان روزانه من از سایت بالاترین آمده­اند. این کمکی است که سایت بالاترین به بسیاری از وبلاگ نویسان ارائه می­کند و به این دلیل سایت بالاترین بر گردن وبلاگ نویسی فارسی حق زیادی دارد. زحمت و تلاشی که بسیاری از وبلاگ­نویسان در نوشتن مطالب مفید می­کشند، با کمک این سایت در اختیار دیگرانی قرار می­گیرند که در روز و شب بارها به این سایت سر می­زنند. متأسفانه آدرس اصلی آن خیلی پیش در ایران فیلتر شده بود و از راه­ها و آدرس­های دیگر به آن می­بایست دست یافت. این روزها که این سایت هک شده و یا مشکل فنی دیگری برایش پیش آمده خیلی از وبلاگ­نویسان به دلیل این حق، ابراز تأسف زیادی کرده­اند و این خصلت قدرشناسی خوبی است که در جامعه­ی ایرانی وجود دارد. سایت بالاترین به این دلیل که همه کاره­ی آن خود کاربران هستند، نماد یک جامعه مدنی در محیط مجازی است. در جامعه­ی مدنی، مردم سیاست­گزار و کارگزار اصلی تصمیمات هستند. در این محیط مجازی نیز چنین است و بیشتر پست­هایی که انتخاب می­شود مفید است و به ندرت نوشته­های توهین­آمیز و یا خارج از نزاکت در آن مورد استقبال قرار می­گیرد. این هم نشانه­ی بلوغ دیگری در جامعه­ی وبلاگ­نویسی فارسی است. امیدوارم این نوع جریان آزاد و مدنی اطلاع­رسانی مجازی دوباره بتواند خدمات خوبی به وبلاگ­نویسان ایرانی که این همه اطلاعات مفید تولید می­کنند و امکان دست­یابی به آن به سادگی وجود ندارد ارائه نمایند. محیط وبلاگ­نویس زیبایی­ها و مشکلات خانوادگی خودش را دارد که نویسندگان چند صد هزار نفره آن با آن آشنا هستند. امید که وبلاگ­داران، هم سعی کنند بیشتر بنویسند و مرتب هم بنویسند. دست همه درد نکند. به خصوص بالاترینی­ها.

 

۱۷ بهمن ۱۳۸۷
اعلام کاندیداتوری آقای خاتمی و استراتژی واقع بینی

 

دیروز سخنرانی آقای خاتمی با دبیران سازمان های غیر دولتی منتشر شد. اینجا می توانید آن را بخوانید. خبر گزاری های مختلف  زنگ می زدند و می پرسیدند که آیا این سخنان به معنای اغلام رسمی کاندیداتوری آقای خاتمی است؟ در این سخنرانی آقای خاتمی خیلی با صراحت خبر از کاندیدا شدن خود داده است. تصور من هم این است، هرکس که این سخنرانی را بخواند می فهمد که آقای خاتمی آمده است. دیروز هم در ملاقاتی که با تعدادی از مردم کرد داشته صریح تر و شفاف تر کاندیداتوری اش را اعلام کرده است. اما مهمتر: این سخنرانی به نوعی به استرتژی آینده ی آقای خاتمی در ریاست جمهوری هم اشاراتی دارد که تذکر به واقعیت های غیر قابل انکار آرایش سیاسی و قدرت در کشور و تنظیم سطح توقعات، جزئی از این استراتژی واقع بینانه ی او است. جلساتی که در ماه های گذشته نیز برای تبیین اصلاحات گذاشت نیزدر همین چارچوب برای مرز بندی شفاف با کسانی  بود که یا اصلاحات را به رسمیت نمی شناسند و یا توقعات  ساختار شکنانه ی غیر قابل قبولی – لااقل با باور آقای خاتمی – از اصلاحات دارند. اگر در پایان 8 ساله ی دوران گذشته ریاست جمهوری، کسانی به این نتیجه رسیده بودند که آقای خاتمی می بایست صریح تر و قاطع تر در برابر ساختار قدرت بایستد، و گمان می بردند امکان تغییر در ساختار کشور را دارند و به همین دلیل وی را مورد انتقاد صریح قرار می دادند، حوادث و انفاقات سیاسی وموضع گیری های دولتی در چهارسال گذشته اثبات کرد که باید واقع بین بود. جامعه هم در این شرایط سخت سیاسی و اقتصادی توقع نجات کشور از این بحران های کشور سوز را دارد و نه باز کردن فضای رویاروئی های جدید در داخل حاکمیت را. اعلام شفاف این سیاست از سوی آقای خاتمی البته بحران آفرینانی را که قوه ی مجریه و بخش بزرگی از پارلمان را در اختیار دارند بیشتر عصبانی و ناراحت میکند. از میزان خشم و عصبانیت کسانی که حفظ قدرت خود را در خطر جدی می بینند وکارناوال تخریب و تهدید خود را خیلی زودهنگام به راه انداخته اند می شود این خشم را فهمید.

۱۶ بهمن ۱۳۸۷
پادشاه ایران و پادشاه مراکش

 

در بین کتاب­هایی که در ماه­های اخیر خواندم، کتاب خاطراتی بود مربوط به آقای احمدعلی بهرامی با نام "در جست­وجوی عدالت و انسانیت". وی عضو خانواده­ی پرنفوذی بوده و علاوه بر کار کارشناسی و تحقیقات علمی، مدتی وزیر کار دولت اول شریف امامی و سفیر ایران در مراکش و چین بوده و نهایتاً در کابینه­ی شاپور بختیار به سمت رییس هیأت بازرسی شرکت ملی نفت منصوب شده است. خاطرات شیرینی به خصوص از مراکش و چین نقل می­کند. یکی از آن­ها عبرت­آموز است. می­نویسد وقتی پادشاه مراکش به ایران دعوت شده بود، طبق معمول دو مهمانی دادند؛ یکی از طرف شاه ایران به شاه مراکش، یکی از سوی پادشاه مراکش به پادشاه ایران. در مراسم مهمانی شاه ایران، به طور رسمی و علنی مشروب سرو می­کردند. وقتی نوبت مهمانی شام پادشاه مراکش بود، ملک حسن به سفیر ایران گفته است: آقای بهرامی در مهمانی من مشروب الکلی نباید مصرف شود؛ چند نوع آب میوه روی میز باشد. جالب­تر این که تشریفات دربار پادشاه ایران آمادگی مهمانی بدون مشروب الکلی را نداشته؛ به همین دلیل آقای سفیر در خاطراتش نوشته متأسفانه تشریفات دربار به غیر از آب و یکی دو تنگ آب پرتقال چیز دیگری پیش­بینی نکرده بودند. این بی­اعتنایی به فرهنگ و دین و غریبگی پادشاه با اعتقادات مردمش چیزی است که همه­ی تحلیل­گران آن را جزئی از دلایل سقوط رژیم شاه می­دانند.

 

۱۵ بهمن ۱۳۸۷
سی سال پیش و شعارهای انقلاب (قسمت دوم)

 

در میان سه شعار اصلی استقلال آزادی، جمهوری اسلامی؛ آزادی، شعار فراگیر دوم مردم انقلابی در همه­ی راهپیمائی­های دوران انقلاب بود. قبلاً در مورد شعار استقلال نوشته بودم. آزادی خواست انسانی و حق انسانی همه است. اکنون نیز کسانی که به آزادی مردم ایران بی­اعتنا باشند حتماً نمی­توانند خود را انقلابی بنامند. با این­که انقلاب­ها و انقلابیون به خصوص در آن دوران دو قطبی بودن جهان، در همه جا شعارهای تخریبی می­دادند و نابود باید گرددها جوهر شعارهای انقلابی در همه جا بود، مردم انقلابی ایران و رهبری هوشمند انقلاب در هر دو شعار اصلی آزادی و استقلال بر اصول مثبت و انسان­محور استقلال و آزادی تکیه داشتند. این نکته­ی پراهمیتی است. جمهوری اسلامی هم نوع حکومت مورد نظر مردم انقلابی بود. جمهوریت، تکیه بر نقش مردم در تعیین حکومت بود که عامل مشروعیت حکومت بود و اسلام هم فرهنگ جاری در درون جامعه بود که هویت انقلاب را رقم می­زد و ترکیب جمهوری اسلامی را به وجود آورد. همه­ی این شعارهای انقلابی نسل انقلاب باعث سربلندی آن نسل است. این­که در عمل خیلی از خواست­ها تحقق پیدا نکرد و یا معنای متفاوتی پیدا کرد، مطلب دیگری است که به صحت اصل رفتار نسل انقلاب نمی­تواند آسیبی بزند. با تغییر نسل­ها البته که خواست­ها متفاوت شود و این حق همه­ی نسل­ها است اما دلیل بر نادرست بودن رفتار و عمل­کرد نسل انقلاب نیست و به همین دلیل نسل انقلاب از شعارها و عمل­کرد خود پشیمان نیستند.

 

۱۴ بهمن ۱۳۸۷
کاش تا انتخابات هر هفته یک نفر مثل آقای رسایی سخنرانی کند

 

اوایلی که خانم فاطمه رجبی معروف، به همه چیز و همه کس فحاشی می‌کرد و احتمالاً به‌دلیل اینکه همسر آقای الهام، مرد قدرت­مند دولت احمدی‌نژاد بود، مورد تعقیب هیچ دادگاهی و دادخواستی هم برای اتهام‌ها و فحاشی‌ها و تهمت‌هایش قرار نمی‌گرفت، جناح­های افراطی طرف­دار دولت سعی می‌کردند در ظاهر خود را هم پرونده با ادبیات غیرمتعارف خانم الهام همراه معرفی نکنند. در این چند روزه که کاندیداتوری آقای خاتمی قطعی شده و به زودی در چند روز آینده اعلام می‌شود، آن‌قدر جبهه اصول­گرا، به‌خصوص هواداران دولت به هم‌ریخته‌اند که آقای رسایی نماینده مجلس شورای اسلامی که لااقل سعی می‌کرد ظاهر آرام و مؤدبی داشته باشد و در مناظره‌ای که در قم با هم داشتیم، بالاخره سعی می­کرد آدم مسلطی معرفی شود و خیلی خوشحال نمی‌شد که از دوران کفن‌پوشی‌اش در قم کسی یاد کند و مدیر کل "فرهنگ" و ارشاد اسلامی قم در دوران آقای احمدی‌نژاد شده بود، جوری از تریبون مجلس علیه خاتمی حرف زده که احتمالاً خانم فاطمه رجبی همین روزهاست که با ایشان تماس بگیرد و بگوید برادر کمی مؤدب‌تر! و یا مجله همت وابسته به نزدیکان رییس‌جمهور بی‌دلواپسی از مدعی‌العموم عکس همه‌ی مخالفان راست و چپ احمدی‌نژاد را به عنوان عوامل تئاتر احمدی‌نژاد کشون منتشر می‌کند و استاد اخلاق هیأت دولت مخالفان کاندیداتوری احمدی‌نژاد را مریض معرفی می‌کند. یکی از دوستان امروز در جلسه‌ای می‌گفت که آقای خاتمی در دیدار با مردم قم ۸۰ درصد اعلام کرده آمده است و نیاز دارد به اینکه صد در صد بگوید. گفتم آقای رسایی که ۱۲۰ درصد تعیین کرده آقای خاتمی هم کاندیداست و هم برنده. هنوز شما باور نکرده‌اید که آقای خاتمی آمده است! در هر حال به همه‌ی دوستان اصول­گرا توصیه می‌کنم که احتمالاً در این دو سه روز آینده که آقای خاتمی اعلام رسمی کاندیداتوری می‌کند کلی احساسات خود را مهار کنند. هنوز چند ماه وقت دارید؛ گرچه در این واویلای بی‌رسانه‌ای اگر هر هفته یکی دو نفری مثل آقای رسایی سخنرانی کنند خیلی می‌توانند به ما کمک کنند که جامعه باور کند آقای خاتمی کاندیداست و آن­ها هم مخالف آمدن او هستند تا جامعه خود را برای رأی‌دادن بیشتر به آقای خاتمی آماده کند. خلاصه برای ما که بد نمی‌شود اما کاش این­ها اگر حرمت خود و آقای احمدی‌نژاد را نگه نمی‌دارند حرمت جایگاه نهاد مجلس را نگه می‌داشتند.

 

۱۳ بهمن ۱۳۸۷
سی سال پیش و شعارهای انقلاب (قسمت اول)

 

امسال سی­امین سال­گرد انقلاب اسلامی است. روزی که انقلاب پیروز شد، سه شعار اصلی استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی تمام کوچه و خیابان ایران را فرا گرفته بود. این سه شعار آرمان آن روز نسل انقلاب که پدران نسل­های فعال امروز صحنه­ی سیاسی کشور هستند بود. منظور از استقلال، بازگرداندن قدرت تصمیم­گیری برای سرنوشت کشور از بیرون مرزها به درون بود. باور این­که نظرات سفیران آمریکا و انگلیس و حتی اسرائیل در تصمیم­گیری­های پادشاه کشور از نظرات وزیران و مشاوران اصلی دربار، مؤثرتر بود برای نسل امروز بسیار سخت است. اگر خاطرات موثق آن دوران مثل خاطرات سفیر آمریکا و انگلیس و وزیر دربار شاه منتشر نشده بود، هنوز هم نسل امروز ایرانی نمی­توانست باور کند که ایران چگونه جولان­گاه خارجی­ها برای تأمین منافع آنان بوده است. نسل آن روز البته این واقعیت تلخ را دیده بود و این را بزرگ­ترین اهانت به خود و تاریخش می­دانست و به طور طبیعی شعار استقلال شعار اصلی مردم در دوران انقلاب شد. ماهیت این شعار، ملی و ایران محور بود. تأمین منافع مردم و به دست رهبران ایرانی خواست همگانی بود. استقلال به معنای نفی وابستگی به نظرات دیگران در خارج از مرزها بود. استقلال البته دو رو دارد؛ یک وجه آن این است که دیگران برای منافع و سرنوشت ما تصمیم نگیرند و وجه دیگر آن هم این است که مسئولان کشور تنها به خاطر مخالفت سایر کشورها تصمیمات خود را اتخاذ نکنند. اگر مدیران کشور به جای منافع مردم، بر اساس مخالفت با دولت­های دیگر نیز تصمیماتی اتخاذ نکنند که این نیز روی دیگر از دست دادن استقلال است؛ کاری که در مواردی در این سال­های بعد از انقلاب صورت گرفت. این­که استقلال به معنای دعوا و درگیری با دولت­های بزرگ تفسیر شود و مردم مجبور باشند هزینه­ی این نوع برخوردها را بدهند، و صرفاً به دلیل استفاده از ادبیات نامأنوس با عرف جهانی دچار تحریم و آسیب شوند نیز حتماً کاری مغایر با استقلالی است که نسل انقلاب آن را شعار عمومی خود قرار داده بودند...

(ادامه دارد)

 

۱۲ بهمن ۱۳۸۷
آقای خاتمی، بعد از دیدار امروزش با مهندس موسوی

 

امروز روز پرالتهاب خبری بود. قرار بود آقای مهندس موسوی با آقای خاتمی ملاقات کند. خیلی‌ها خبر داشتند که این ملاقات امروز صورت می‌گیرد. هنوز ملاقات تمام نشده بود که یکی از خبرگزاری­ها اعلام کرد در نتیجه‌ی این ملاقات آقای مهندس موسوی ستادهای انتخاباتی خود را فعال کرد. خبرگزاری فارس هم در یک خبر فوری نوشت میرحسین آمد، خاتمی کنار کشید. آقای خاتمی در این چند روزه خیلی گرفتار این جنگ روانی شده است. تابه‌حال برای ناامیدکردن جامعه سه یا چهار بار از خودشان برای اعلام کاندیداتوری زمان مشخصی را تعیین و بعد هم خودشان تکذیب کرده‌اند تا مردم گمان کنند که این اعلام و آن تکذیب کار آقای خاتمی بوده است. امروز هم یکی از آن روزها بود. بنا به اطلاعاتی که من دارم آقای خاتمی بعد از دیدار امروزش با آقای مهندس موسوی بیش از همیشه به اعلام سریع کاندیداتوری ریاست‌جمهوری نزدیک شده است. شاید این روزها چنان­چه از قبل گفته شده بود به مناسبت دهه فجر بهترین فرصت اعلام کاندیداتوری‌اش باشد. در هر حال پناه آوردن رقبا به این جنگ روانی بسیار کار تابلویی است که البته آن­قدر از آمدن خاتمی نگرانند که پذیرفته‌اند مردم بفهمند که این­ها دارند جنگ روانی می‌کنند. آقای خاتمی ظاهراً امروز بعد از دیدارش با مردم قم هم حرفهایی زده که بیش از همیشه نشان می‌دهد که چه­قدر در آمدن جدی شده‌است. امید این­که جبهه اصلاحات با یک کاندیدا بتواند شرکت کند با حضور آقای خاتمی بیش از همیشه جدی می‌شود.

 

۱۱ بهمن ۱۳۸۷
احمد اخلاق مدار

 

به همین زودی سال احمد بورقانی شد. دیروز رفته بودیم خانه هنرمندان که یادش را گرامی بداریم؛ جای کوچکی بود و جمعیت فراوانی. چند تا کلیپ تهیه کرده بودند. بیشتر، فیلم سخنرانی­هایش بود و معرفی خودش که برای خانم منیژه حکمت حرف زده بود. خصوصیت برجسته­ی احمد در سیاست و رسانه­شناسی و فرهنگ نبود؛ همه­ی این­ها را می­شناخت ولی برجسته­ترین ویژگی­اش اخلاق­مداری بورقانی بود. لوطی و مشتی! گویا نمی­تواند هیچ­وقت، با هیچ­کس عناد داشته باشد. احمد با همه بود و همه او را دوست داشتند؛ اما در عین حال همه هم می­دانستند که دارای چه تفکر قدرت­مند و جهت­گیری مشخصی است. داشتن چنین سعه­ی صدر و وسعت دیدگاهی، واقعاً کم­نظیر بود. معنای بداخلاقی را نمی­دانست. این­قدر بچه نظام­آبادی­اش عمیق بود که اصلاً نمی­شد بفهمی که احمد با همه­ی مقامات سیاسی و عرفانی و رسانه­ای­اش با بقیه­ی بچه­های محلش فرق دارد. این خصلت را نه تنها جوانترها که ای کاش سیاست­مداران هم یاد می­گرفتند. رضا خاتمی که همیشه با احمد شوخی­های بامزه­ای می­کردند، وقتی دیروز می­خواست حرف بزند، آن قدر لب ورچید و سکوت کرد تا پشت تریبون گریه نکند و آخر هم نشد. پورنجاتی هم دیروز با ادبیاتی مثل جلال آل­احمد می­خواست حرف بزند، مطلبش را نتوانست بیان کند. خیلی فضا غم­بار بود و زبان طنز پورنجاتی نمی­شد که کارگر بیفتد. صادق خرازی هم که انصافاً با آن­که دیپلمات بوده ولی به هنرمندان کشور خیلی خدمت کرده است و ۲۵ سالی است که با احمد بورقانی دوست است؛ با این­که مریض بود و خیلی نحیف شده بود، آمد و در همین مورد سعه­ی صدر احمد حرف زد. سخنرانی سهام، پسر احمد را نبودم؛ ولی زهرا همه را آتش زد. از احمد درون خانه حرف زد. می­گفت هفته­ای یک­بار جلسه­ی رسمی خانوادگی داشتیم که همه بتوانیم حرف بزنیم. از خاطرات جبهه­ی احمد و دیدار احمد با برادر شهیدش در جبهه هم حرف زد. به پدر و مادر گرامی و همسر بزرگوار و فرزندان دلسوخته­اش تسلیت گفتیم و از در زدیم بیرون و در بوستان خانه هنرمندان شدیم. به همین سرعت احمد از یادمان رفت و غرق در سیاست شدیم و تا مدت­ها کپه کپه به گپ و گفت­وگو با مجموعه­های مختلف و عمدتاً درباره­ی سیاست انتخابات مشغول بودیم. خدا رحمتش کند که در هر جلسه­ای هم­چنان گمان می­کنیم الان است که احمد وارد شود و با ادبیات خاص خودش محور جلسه شود.

 

8   4       ۱    ۲   ۳       3  7
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.