۱۰ بهمن ۱۳۸۶
رأی به حامیان دولت

 

می­گویند یکی موقع ناهار قهر کرده بود؛ پدر و مادرش برایش غذا کشیدند و جلویش گذاشتند که هر وقت خواست بخورد. طرف زیر چشمی نگاه می­کرد؛ همان­طور که بی­طرف بود و می­خواست در مسائل سفره و غذا دخالت نکند، گفت: من که قهرم؛ ولی اگر این غذا را برای من کشیده­اید، خیلی کم است.

حالا آقای سخنگوی دولت گفته است که دولت از هیچ حزب و گروهی در انتخابات مجلس حمایت نمی­کند؛ اما امیدواریم مردم به هم­فکران دولت رأی دهند.

تازشم مگر غیر حامیان دولت چه قدر تأیید صلاحیت شده­اند که مردم به غیر حامیان دولت بخواهند رأی دهند؟

پشتوانه­ی مردمی از این بیشتر؟!

 

۰۹ بهمن ۱۳۸۶
آقای کروبی و رد صلاحیت ها

 

امروز با جماعتی از دوستان که بیشتر از اعضای حزب اعتماد ملی بودند با آقای کروبی صحبت می­کردیم. از مصاحبه­ها و خبرهایی که از وی در صدا و سیما پخش می­شود خیلی­ها نگران هستند. به عقیده خیلی­ها از این مصاحبه­ها در این شرایط برای ایشان که همواره از رهبران اصلاح طلبی بوده است برداشت خوبی نمی­شود. آقای کروبی مفصل از گزینشی پخش کردن مصاحبه­هایش حرف می­زد. آقای کروبی می­گفت دغدغه­ی اصلی من در این شرایط دفاع از کسانی است که در رد صلاحیت­ها مورد ظلم قرار گرفته­اند. شخصیت تاریخی آقای کروبی هم همیشه در دفاع و کمک به کسانی که مورد ظلم قرار گرفته­اند متمایز بوده است. مسائل را پی­گیری می­کرد. شخصاً به این و آن تلفن می­زد. در مورد زندانیان و مطبوعات و رد صلاحیت­های قبلی هم همین روش را داشت. در وضع فعلی هم گزارشی از تلاش گسترده­اش برای حل مشکل رد صلاحیت­ها می­داد؛ البته قابل انکار نیست که آقای کروبی در مواردی با بخشی از اصلاح طلبان اختلاف نظر داشت و دارد و بعضاً هم به صورت افراطی آن­ها را اعلام می­کند. اما امروز نکته­ی قابل توجهی که در حرف­های آقای کروبی دیده می­شد این بود که تنها اصراری بر پی­گیری کار رد صلاحیت شدگان حزب اعتماد ملی نداشت و تأکید می­کرد که دنبال کار همه­ی کسانی است که بی دلیل رد صلاحیت شده­اند. هم­چنان که طبیعی است ائتلاف اصلاح طلبان و بیشتر از آنان آقای خاتمی فرقی بین کاندیداهای اعتماد ملی و ائتلاف در پی­گیری­های خود نمی­گذارند. این نشانه­ی آن است که بی­دلیل مخالفان جریان اصلاح طلبی به اختلاف در این جبهه دل بسته­اند. از حرف­های سخیفی که امروز علیه اصلاح در مجلس زده شده بود هم صحبت به میان آمد. معلوم می­شود محافظه کاران بیشتر از خود ما می­دانند که چه­قدر مردم از آنان زده شده­اند و به اصلاحات امیدوارترند که چنین سخنان تندی علیه اصلاح طلبان می­زنند. رد صلاحیت­ها و بی­رقابت ماندن خیلی حوزه­ها هنوز ظاهراً خطر را از آنان کاملاً رفع نکرده که چنین بی­ادب و بی­پروا حرف می­زنند. از دوستانی که در جلسه ستادهای ائتلاف استان­ها هم که امروز در تهران جلسه داشتند خبر گرفتم. واقعاً در خیلی از استان­ها اصلاً امکان رقابت وجود ندارد. مهم این است که این ستادها فعلاً از هم نپاشند تا اگر شده با افراد دست چندم هم که شده بتوان رقابت کرد تا خواست محافظه­کاران که می­خواهند ما در انتخابات نباشیم و به راحتی کرسی­های مجلس را تصاحب کنند، ناکام بمانند.

 

۰۸ بهمن ۱۳۸۶
جلسه انتخاباتی مجمع روحانیون

 

جلسه­ی مجمع روحانیون مبارز به صورت ویژه دیشب برای مسئله­ی انتخابات برگزار شده بود. از مجموع شورای مرکزی این تنها حزبی که با تأیید کتبی امام ادامه­ی فعالیت داشته 3 نفر کاندیدا شده­اند که تنها آقای مجید انصاری رد صلاحیت نشده ولی در مورد آقایان کیان ارثی و رضوی یزدی دو عضو دیگر شورای مرکزی، هیأت اجرائی احراز کرده­اند که بر اساس بند یک قانون، آن­ها به اسلام التزام ندارند!! بحث­های فراوانی در مجمع شد. نگاه اولیه­ی همه این است که در انتخابات شرکت کنند اما در وضعیت فعلی اگر اوضاع به همین منوال بماند عملاً امکان حضور سلب می­شود. آقای خاتمی هم که گزارشی از جلسه سه­جانبه­ی خودش، هاشمی رفسنجانی و کروبی می­داد، می­گفت در آن جلسه هم تصمیم به شرکت در انتخابات بود ولی همان­جا هم به این نتیجه رسیده­اند که هم از این همه رد صلاحیت ابراز تأسف کنند و هم اگر شرایط برای شرکت فراهم شود در انتخابات شرکت نمایند و ضمناً با مسئولان مختلف وضعیت فعلی را تشریح و لابی نمایند. به عنوان مثال دیدار قریب الوقوع آقای خاتمی با مقام رهبری است که اگر چه این دیدار در چارچوب دیدارهای نسبتاً مرتب آقای خاتمی با رهبری است، ولی به نظر می­رسد که طبیعتاً مسئله­ی انتخابات و رد صلاحیت­ها در صدر موضوعات این دیدار قرار خواهد گرفت. در وضع فعلی اگر آقای خاتمی هم بخواهد بسیار برایش دشوار است که بتواند دیگران را قانع کند که در انتخابات فعال باشند. گرچه بنا به تجارب گذشته تغییر وضعیت فعلی انتخابات خیلی بعید به نظر می­رسد، اما یک گروه سیاسی باید تلاش خود را انجام دهد. مجمع روحانیون که همواره مواضع معتدلی داشته و علاقه­مند بوده که در انتخابات شرکت کند و خود آقای خاتمی که در این چند ماهه­ی گذشته این­قدر برای شرکت در انتخابات سرمایه گذاری کرده بود در برابر این واقعیت قرار گرفته­اند که حداقل امکان حضور هم از آنان در شرایط فعلی سلب شده است، مگر آن­که تغییری در این روند حاصل شود. به این دلایل بود که مجمع به اتفاق آرا تصمیم گرفت که در این مورد بیانیه بدهد که در اینجا میتوانید آن را بخوانید.

 

۰۷ بهمن ۱۳۸۶
شیر تو شیر

 

باور کنین غرضم از این شعر توهین به کمونیست­ها نیست. همین جوری شد دیگه:

 

خبرای بدی از دنیا میاد! رفیقکم!

شنیدم پریده رنگ سرخ پرچما یه کم!

شنیدم لنین تو تگزاس سه تا کارخونه زده!

شنیدم فیدل نشون مک دونالدُ بلده!

شنیدم که تروتسکی با تبر تو گردنش،

شده آرتیست یه فیلم هالیوودی با زنش!

وقتی عکس چه شده تی شرت خواننده ی رپ،

دیگه آبرویی باقی می مونه برای چپ؟

 

چپا چپ کردنُ آوردنشون به راه راست!

بگو سرزمین موعود برابری کجاست؟

پیش قدرت ربات کنف شدن کارگرا!

شکر نی شکرای کوبا شد کوکا کولا!

 

شنیدم که هوشه مین رئیس سازمان سیاس!

استالین یه گله دار دم کلفت تو آمریکاس!

خیلیا می گن آلنده شده تاجر سهام!

دست لخ والسا رُ دیدن تو جیب عموسام!

شنیدم مائو تو غرب رستوران چینی زده!

مالکوم x هزار دفعه به رستورانش اومده!

دیگه حرمتی نداره نه مسلسل، نه قلم!

خبرای بدی از دنیا میاد! رفیقکم!

 

چپا چپ کردنُ آوردنشون به راه راست!

بگو سرزمین موعود برابری کجاست؟

کارگرها کم آوردن پیش قدرت ربات!

هر چی نی شکر تو کوباس شده وقف آبنبات!

 

یغما گلرویی

 

۰۶ بهمن ۱۳۸۶
اکثریت قاطع مجلس آینده انتخاب شد

 

امروز اعضای ستاد اصلاح­طلبان رفته بودند پیش آقای خاتمی. از سفر کوتاه مدت داوس برگشته بود. آقای حاجی وزیر سابق آموزش و پرورش وسط جلسه رسید. کاغذ رد صلاحیتش را امروز صبح به او داده بودند. در میان دوستان، آقای حاجی خیلی آدم معتدلی بود و متدینی. برای خیلی از افراد لااقل نامه نوشته بودند صلاحیت شما احراز نشده است ولی برای آقای حاجی نوشته بودند احراز عدم صلاحیت بر اساس بند یک و سه که عدم التزام دینی است. آقای صفدر حسینی مسئول شهرستان­های ستاد اصلاح طلبان است. گزارش مفصلی از تعداد رد صلاحیت­ها می­داد. رد خیلی از افراد اصلاً باورکردنی نیست. آقای دکتر عارف بعضی از استاندارها را یاد می­کرد که در دوران استانداری شان رهبری به آن استان­ها سفر کرده بودند و از آن استانداران کلی تعریف کرده بودند و الآن رد صلاحیت شده اند. در میان اصلاح­طلبان جمعی معتقد به عدم شرکت هستند. چون بر اساس آمارها بدون تهران و اقلیت­ها ۸۴ حوزه امکان رقابت هست. اگر درجه دوها را هم اضافه کنند، در بهترین صورت ۱۱۰ نفر اصلاح طلب در سراسر ایران تأیید صلاحیت شده اند. یعنی از ۲۵۵ کرسی در غیر تهران تنها ۷۰ نماینده ی قابل رقابت برای اصلاح طلبان مانده است؛ که باز از این مجموعه بعضی هایشان در یک حوزه نمایندگی قرار دارند. اکثریت آینده ی مجلس از الان تکلیفش روشن است. خیلی جاها البته نمایندگان از قبل انتخابات مردم تکلیفش روشن است؛ اینجا هم یکی. ترس خیلی ها از این است که شورای نگهبان تعداد گسترده ای از افراد عادی را برگرداند و لابلای آن ۱۰،۱۵ نفری از اصلاح طلبانی را که زمینه ی رأی آوردن دارند و از دست هیأت اجرائی در رفته، حذف کنند و کلی هم آمار بدهند که تعداد زیادی برگشتند. به همین دلیل خیلی ها معتقدند لابی ها بی فایده است. من البته باز هم معتقدم این ادبیات در دولت فعلی که علاقه مند است بدون مزاحم کارها را رتق و فتق کند، بی معناست. ما باید هم چنان از میان لیست ناشناسان افرادی که غیر از لیست آنها است انتخاب کنیم و بگوئیم سناریوی شما که حذف همه، غیر خودتان هست، شکست خواهد خورد. گرچه خیلی از دوستان ما هم معتقدند وقتی امکان رقابت نیست، نباید در انتخابات حضور پیدا کنیم و یا فقط در حوزه هایی که امکان رقابت هست فعال شویم. رایزنی ها البته ادامه دارد.

 

۰۵ بهمن ۱۳۸۶
حقوق زندانیان گوانتاناموآ

 

در هفته­های گذشته تظاهرات گسترده­ای در نقاط مختلفی از جهان، به خصوص در اروپا و امریکا علیه زندان گوانتاناموآ صورت گرفت. احتمالاً هیچ یک از آنان طرف­داران القاعده و طالبان نبوده و بلکه جزء مخالفان قطعی روش­های تروریستی آنان بودند؛ اما معتقد بودند آن­ها انسان هستند و انسان حتی اگر عضو القاعده و طالبان باشد، باید حقوق انسانی­اش مورد توجه قرار گیرد. حتی اگر دولتی مثل آمریکا  زندان­بان آن­ها باشد. این­که در این دنیا انسان ارزشمند است و حقوق بشر مورد مطالبه است، ارزش انکارناپذیری­ست. البته برای ما که مولای انسان دوستی مثل علی علیه السلام داریم رعایت و مطالبه­ی حقوق انسان­ها علاوه بر ارزش انسانی، یک وظیفه­ی دینی هم هست؛ در عمل اما اگر نیست، در آموزه­هایمان هست.

 

۰۴ بهمن ۱۳۸۶
جلسات بعد از رد صلاحیت ها

 

دیروز و امروز در چند نشست با دوستان مختلف اصلاح طلب جلسه داشتیم. افراد مهم رد صلاحیت شده یا در این جلسات بودند یا حرفشان بود. همه جا صحبت از آمار و ارقام رد صلاحیت شدگان است. بنا به آمار اولیه که در جلسات داده می شد، بالای ۷۰ درصد کاندیداهای اصلی لایه ی یک و دو اصلاح طلبان در سراسر ایران به صورت هوشمندانه که سرشناسان و رأی دارندگان را شامل شود، رد صلاحیت شده اند. البته ممکن است شورای نگهبان بعضی از اینان که تأیید شده اند را هم رد کند و خیلی بعید است که به لیست کاندیداها، نیروهای اصلاح طلب اضافه نماید. سیاست اعمال شده در استانها با هم فرق داشته. بعضی استانها رفتار نسبتاً قابل قبولی داشته اند. و در بعضی استانها در رده های دو و سه هم برای اصلاح طلبان، کسی باقی نمانده است. تعداد زیادی از استانداران و مسئولان اجرائی رده بالای دوران آقای خاتمی رد صلاحیت شده اند. ظاهراً دلیل مشترک رد صلاحیت اکثر مسئولان اجرائی و نمایندگان دور قبلی مجلس نامه ی استعفای جمعی آنان و شرکت در تحصن مجلس بوده است. آقای حاجی از قول یکی از مسئولان اجرائی مهم نقل می کرد که مدتی قبل این را گفته و برای این کاری که مسئولان اجرائی در آینده انجام خواهند داد، کلی استدلال آورده بود. در عمل هم که آمار می گرفتیم این گونه شده است. این اما خیلی از مجموعه ی اجرائی فعلی دور از باور نبود. از وقتی دولت جدید سرکار آمده است، حذف مدیران غیر همفکر یک اصل بوده است و بی رودربایستی از این ایده حرف می زدند. بی هیچگونه لاپوشانی لیدرهای فکری شان اعلام میکردند که رای مردم جنبه ی تزیینی دارد. آدمهای مهم گفتند: ما اینیم. اصلاً خودتان ثبت نام نکنید و برای ما زحمت ایجاد ننمائید. به همین دلیل امسال بی پروا تر از همیشه رد صلاحیت کرده اند. و مهمتر این که این کار توسط هیئت اجرائی و کسانی که به نام معتمد مردم هستند، انجام شده است.  دیروز در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشتم که برای به هم ریختن بازی جریان محافظه کاران باید از میان ناشناسان هم که شده افرادی را انتخاب کنیم و لیست بدهیم. خیلی ها با این نظریه موافق بودند و یعضی ها هم میگفتند باید اول عمق فاجعه رد صلاحیت ها را توضیح داد و بعد باید صحبت از شرکت در انتخابات کرد. آقایان هاشمی رفسنجانی و کروبی و خاتمی هم مذاکراتی داشته اند. لابد اعلام خواهند کرد. آقای خاتمی هم به همین دلیل فردا از اجلاس داوس برمی گردد و سفر کوتاهی رفت. فکر می کنم بزرگان هفته ی شلوغی دارند. کاندیداهای باقی مانده و افراد رد صلاحیت شده و ستادها باید در این شرایط نظرات مشترکی داشته باشند.

 

۰۳ بهمن ۱۳۸۶
رد صلاحیت ها و سرمای سیبری

 

می­گویند در زمستان هوای مسکو گاهی آن­قدر سرد می­شود که بعضی­ها به سیبری پناه می­برند. راست و دروغش گردن اونایی که میگویند.حالا در ایام انتخابات که همیشه مردم به رد صلاحیت­های سیاسی شورای نگهبان اعتراض می کردند، این بار بی­سابقه­ترین رد صلاحیت­ها توسط بخش اجرائی یعنی زیر مجموعه­ی وزارت کشور صورت گرفته است. اکنون افراطی­ترین افراد کشور در استانداری­ها و فرمانداری­ها حضور دارند و در بسیاری موارد شورای نگهبانی­ها باید پیش آنان واسطه شوند. البته تنها کاری که در این شرایط از دست اصلاح طلبان برمی­آید این است که به بخش اجرائی و نظارت پیغام دهند باید رد صلاحیت­های بی­دلیل را برگردانید؛ و ادامه دهند اگر آن­ها را برنگردانید پس کی می­خواهید برگردانید. چه دموکراسی با مزه ای!

 

۰۲ بهمن ۱۳۸۶
نازِ ساز حاج قربان

 

حاج قربان خراسانی دوتار زن معروف آن دیار درگذشت. از زمانی که وزارت ارشاد بودم خیلی می­دیدمش و بارها با او هم صحبت شده بودم. موسیقی­های محلی در ایران واقعاً غریب هستند. هنرجویان یا موسیقی­های جهانی را می­خوانند و می­نوازند و یا موسیقی­های معمول ایرانی را؛ موسیقی­های بومی کم­تر مورد توجه قرار می­گیرد. حاجی یکی از آنان بود که عمر خود را صرف موسیقی بومی بخشی منطقه­ی قوچان کرد. اولین بار در دوران وزارت آقای خاتمی، در سال ۶۹، در کنسرتی که در تأتر شهر برگزار شده بود، به­صورت علنی نواخت. آن­قدر آن موسیقی ایجاد شور و شوق کرد که استاد شجریان روی صحنه رفت و حاجی را بوسید. دوست خوبم آقای خوشرو که معاون هنری وزارت ارشاد آن روزها بود برایم نقل می­کرد که یک بار حاج قربان خصوصی به من گفته بود که نمی­دانم چرا این سازم گاهی با من واقعاً قهر می­کند؛ چند روز نازش را می­کشم؛ وقتی آشتی می­کند آن قدر می­زنم که خودم هم نمی­فهمم چه­قدر ساز زده­ام. حاجی در فستیوال اوینیون فرانسه هم به همت ارشاد آن روز شرکت کرد. معروف بود دو هزار خبرنگار آن را پوشش می­دهند. وقتی حاج قربان زد، آن قدر جاذب بود که عکسش را پشت جلد لیبراسیون چاپ کردند. خدا رحمت کند کیومرث صابری (گل آقا) را؛ نقل می­کرد با خوشرو همراه حاجی بودند؛ آن قدر مردم ازدحام کردند که از حاجی امضا بگیرند که نتوانستیم به موقع به فرودگاه برسیم و با پرواز بعدی به ایران آمدیم. حالا که او رفته است؛ تلاش و تلنگری برای احیای موسیقی­های محلی باید انجام داد؛ به خصوص کسانی که فرزندان مناطق صاحب موسیقی بومی هستند، در این مورد وظیفه­ی بیشتری دارند. خدا رحمتش کند.

 

۰۱ بهمن ۱۳۸۶
ناهار ال پائیسی

 

چندی پیش خانم اسپینوزا خبرنگار روزنامه­ی ال پائیس اسپانیا که بیشترین خواننده اسپانیائی را دارد به مناسبت چهارمین سالگرد وب نوشت این مصاحبه را با من کرد و منتشر نمود. متن اصلی را اینجا میتوانید بخوانید. قبلاً از حرف­هایی که من در آن اندازه نیستم عذرخواهی می­کنم. وی در مقدمه می­نویسد: این روحانی خوشرو و مهربان یک شخصیت به تمام معنا در ایران است. او معاون رئیس جمهور پیشین ایران آقای خاتمی (۲۰۰۵-۱۹۹۷) و یک اصلاح­گر قانع می­باشد. آقای محمد علی ابطحی (مشهد ۱۳۳۸) یکی از پیشتازان وبلاگ­نویسی در ایران است. چهار سال پیش، وقتی این پدیده الکترونیکی به ندرت در دنیا قدم نهاده بود، او در شبکه اینترنت با این جمله شروع کرد: "این کسی که می­نویسد محمد علی ابطحی است، نه معاون رئیس جمهور ایران." به­علاوه او نه تنها یکی از اعضای دولت بود بلکه یک حجت الاسلام است. حجت الاسلام یکی از رده­های مذهبی در سنت شیعه می­باشد. او می­گوید: "احساس کردم که خیلی چیزها دلم می­خواهد بنویسم ولی نمی­توانم این کار را از دید یک مقام رسمی مملکت انجام دهم." او با سر بلندی از ۳۵ میلیون نفر بازدید کننده­ای می­گوید که دست کم روزانه ۲۵ هزار نفر از وبلاگ او دیدن می­کنند. او این چنین ادامه می­دهد: "یک روز هم از نوشتن دست برنداشتم، حتی زمانی که از وبلاگ نویسان زندانی دفاع می­کردم (در سال ۲۰۰۴)؛ وبلاگ من را حک کردند و مجبور شدم از خارج از ایران فضایی بگیرم." او از آن زمان تاکنون عوض نشده است. از او پرسیدم که نگران هک دوباره یا فیلتر شدن نیست؟ او با همان روحیه با نشاطش جواب می­دهد: "می­خواهید نظرم بزنید؟! من سیاست ایران را می­شناسم و هم­چنین تقریباً می­دانم که چه باید گفت و چه نباید گفت. البته در گفتارم احتیاط را مد نظر قرار می­دهم." از بین صدها ایمیلی که در روز دریافت می­کند که گاهی انتقاداتی نیز از او می­شود، ولی با این حال از آن­ها نتایجی را که باید به دست می­آورد. در حالی­که گاهی مورد انتقاد محافظه­کاران نیز قرار می­گیرد ولی برای بعضی از جوانان بسیار میانه­رو نشان داده می­شود. البته برای ابطحی نیز محدودیت­هایی وجود دارد. وقتی "ال پایس" از او خواست تا چهارمین سالگرد وبلاگش را با مصاحبه­ای و برای صرف ناهار جشن بگیرد، او این پیشنهاد را پذیرفت اما در دفتر کار خود یعنی در محل مؤسسه گفت­وگوی ادیان. گرچه او به وضوح این مسئله را بیان نکرد اما به نظر می­آمد که او نمی­خواهد در یک رستوران با یک خبرنگار خارجی دیده شود. شاید که دشمنان بسیارند و شاید به همین دلیل هم درخواست کرد که با مترجم (نوشین علیپور) این کار انجام شود، با وجود اینکه او  به زبان انگلیسی مسلط است. حجت الاسلام در طرفی از میز می­نشیند و مهمان­هایش نیز در طرف دیگر. غذایی که سفارش داده شده بود، کاملاً تشریفاتی و استاندارد ایرانی بود. یکی از بهترین غذاهایی که در ایران معمول است. او کمی سالاد و کمی کباب خورد و ما جرأت نکردیم که از او بپرسیم آیا رژیم است؟ بعد از اولین مقابله حجت الاسلام با مخالفان وبلاگ­نویسی، وبلاگ­ها به صورت یک پدیده اجتماعی در ایران درآمدند. بیش از ۸۰ هزار وبلاگ در ایران وجود دارد و گرچه بسیاری از آن­ها جوانانی هستند که از احساسات جوانیشان می­نویسند ولی هم­چنین تعداد وبلاگ­های افراد سیاسی، فرهنگی و فمنیست­ها نیز بسیار است. ابطحی اشاره می­کند که مردم ایران جوان هستند و برای بیان گفته­هایشان این راه از مشکلات کمتری برخودار است.

 

8   4       ۱    ۲    ۳      3 7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.