۳۰ بهمن ۱۳۸۶
آقای محتشمی

 

دیروز در مجلس ختم آقای توسلی که از سوی دفتر امام برگزار شد، نوار سخنان آقای توسلی در مجمع را گذاشتند. خیلی جلسه را تحت تأثیر قرار داد. صدا و سیمائی که این قدر می­خواهد خود را طرفدار امام نشان دهد، کاش آن سخنان را پخش کنند. آقای محتشمی­پور که اصولاً آدم شجاعی است، دیروز سخنران جلسه بود. دو جلد خاطرات اخیراً منتشر کرده است؛ آن­ها را هم که می­خواندم، عنصر شجاعت در طول زندگی­اش کاملاً مبرز بود. دیروز در مسجد جماران، در فاتحه­ی آقای توسلی، جمعیت فراوانی بود. مسئولان سیاسی عالی­رتبه­ی هر دو جناح مقابل هم بودند. آقای محتشمی از همان عنصر شجاعتش استفاده، و سخنرانی عجیبی کرد. مجلس سکوت محض شد. در مورد رفتار امام با مخالفینش و نیروهای نظامی و انتخابات و رد صلاحیت­ها حرف می­زد. در مورد رد صلاحیت­ها، یک جا گفت اگر قرار رد صلاحیت باشد، باید ۱۲ نفر اعضای شورای نگهبان در رأس رد صلاحیت­ها قرار داشته باشند. حسینیه به این عظمت با آن همه جمعیت، سکوت مطلق بود. من ردیف پشت سر صاحب عزاها و مسئولان طراز اول نشسته بودم. از همه­ی گروه­ها بودند. هیچ­کس به بغل دستی­اش نگاه نمی­کرد. همه روبه­رو را نگاه می­کردند. بعد از جلسه با آقای یونسی، موسوی لاری، شیخ قدرت علیخانی و صدوقی داشتیم درباره­ی صحبت­های آقای محتشمی حرف می­زدیم. موسوی لاری به شوخی گفت که از این ۱۲ نفر شورای نگهبان یکی دو نفرشان فرق می­کنند و معتدل­ترند. من گفتم حالا که دارند رد می­کنند، بگذار رد کنند دیگه! ولی از همه­ی این حرف­ها گذشته، آقای محتشمی دیروز جوری حرف زد که نشان می­داد در مکتب امام در دوران خفقان رشد کرده است که این چنین شجاع باقی مانده است. در سایت­های مختلف دیدم سخنان محتشمی را کامل نزده بودند. خدا آقای توسلی عزیز و دوست­داشتنی را رحمت کند.

 

۲۹ بهمن ۱۳۸۶
آخرین احتمالات انتخاباتی در اردوگاه اصلاح طلبی و مجمع روحانیون

 

اولین جلسه مجمع روحانیون مبارز، کمتر از ۴۸ ساعت بعد از فوت آیت الله توسلی برگزار شد. رکن اصلی مجمع، شخصیت ایشان بود. دیشب عکسی روی صندلی که ایشان معمولاً می­نشست، گذاشتیم و هر کسی به نوعی از او یاد می­کرد. زیبائی نوع مرگش خیلی همه را تحت تأثیر قرار داده است. مجمع به طور طبیعی تصمیم گرفت که با مرگ آیت الله توسلی در انتخابات خبرگان تهران کاندیدایی نداشته باشد. بعد از آن آقای موسوی لاری گزارش مفصلی از روند انتخابات مجلس داد. مهم­ترین نکته این بود که اظهارات متناقضی راجع به تأیید صلاحیت­ها مطرح است. حتی بعضی­ها که در تبلیغات می­گویند تأیید صلاحیت شده­اند، نامه رد صلاحیت دریافت کرده­اند. بی­انگیزگی جامعه در پی رد صلاحیت­ها هم عامل دیگر قابل تأمل است. بعضی ستادهای اطلاح طلبان در شهرستان­ها هستند که افراد کافی برای کاندیداتوری دارند. طبعاً در این­که اکثریت تأیید صلاحیت شدگان از مجموعه اصول­گرایان هستند تردیدی نیست. تنها لطفی که شده فضا را برای رقابت اصلاح طلبان در به دست آوردن اقلیت مجلس بازتر کرده­اند. به احتمال زیاد، اصلاح طلبان در جاهایی که افرادشان تأیید شده که حتماً فعال شرکت می­کنند. در بقیه حوزه­ها هم با حداقل تفکر اصلاح طلبی دنبال اشخاص جدید خواهند بود و کاندیداهای آنان از میان کسانی انتخاب خواهد شد که حداقل شناخته شدن را در غیاب لیست افراد سرشناس رد صلاحیت شده داشته باشند و در صلاحیت شدگان به دیگران کمک کنند. اینها بحث­های این روزهاست. امروز رؤسای ستادهای اصلاح طلبان از شهرستان­ها به تهران آمده­اند تا تصمیم بگیرند.

 

۲۸ بهمن ۱۳۸۶
تشییع آیت الله توسلی و سیاست خبری مخفی کردن آخرین سخنان وی

 

امروز رفتیم تشییع جنازه آقای توسلی؛ در حسینیه­ی جماران. خیلی شلوغ بود. زیر سکویی نشسته بودم که همیشه امام و آقای توسلی روی آن بودند. آقای هاشمی رفسنجانی و آقای خاتمی حرف زدند. شاید به دلیل این­که صدا و سیما خیلی اصرار دارد نگوید که آقای توسلی در جلسه­ی مجمع تشخیص و در حال دفاع از بیت امام سکته کرده است، آقای هاشمی رفسنجانی مفصل ماجرای دیروز جلسه­ی تشخیص مصلحت و سخنان آقای توسلی را توضیح داد. سیاست خبری صدا و سیما و سایت­ها و روزنامه­ها کاملاً متفاوت است. وقتی صدا و سیما نمی­خواهد این را بگوید که توسلی در یک جلسه رسمی، به خاطر اهانت به امام آن قدر احساساتی شده که جان داده، طبعاً مردم بیشتر حریص می­شوند تا بدانند آقای توسلی در آن جلسه چه گفته که این­قدر اصرار بر مخفی کردن آن وجود دارد. دیشب هم که ۵ ساعتی همه دوستان و حاج حسن آقا و اعضای بیت امام و خانواده توسلی در دفتر آقای خاتمی عزاداری می­کردند، یکی از موضوعات مورد بحث بزرگان همین نکته بود. در حسینیه­ی جماران آیت الله العظمی صانعی نماز میت خواند. جنازه­ی آقای توسلی از جماران تا نیاوران روی دست تشییع شد. سران گروه­های سیاسی و شخصیت­های متضاد در طول مسیر با یکدیگر برخور می­کردند. وحدت جنازه­ای از سنت­های قدیمی ایرانیان است؛ اما گمان نمی­کنم هیچ­کدامشان به تغییر رفتار بعد از تشییع فکر کنند. بعد به حرم امام رفتیم. در آن­جا عده­ای از بزرگان قم هم آمده بودند. هیأت مفصلی هم از طرف آیت الله العظمی منتظری آمده بودند. آقای توسلی در طول زندگی­اش ارادت ویژه­ای به آقای منتظری داشت. این را هم مخفی نمی­کرد. همه می­دانستند. جنازه را که دفن کردند، فاتحه خواندیم. دیگر باورمان شد توسلی که پشتوانه­ی علمی و دینی و سیاسی همه­ی اصلاح طلبان بود، وجود ندارد. آقای توسلی عادت داشت وسط جلسات با صدای بلند می­گفت یا رحمان. چندین بار دیدم حسن آقای خمینی از شدت ناراحتی که می­دانست بیت امام چه پشتوانه­ای را از دست داده، محکم دست روی دست می­زد و با صدای بلند به یاد آقای توسلی می­گفت یا رحمان. واقعاً سختی مصیبت را دفتر امامی­ها و به­خصوص حاج حسن آقا بیشتر از دیگران لمس می­کنند. آقای خاتمی بعد از مراسم بهشت زهرا به دوستان اعلام کرد که امشب به جلسه­ی مجمع روحانیون مبارز برویم؛ برای یادبود آقای توسلی و لابد مسئله­ی انتخابات. خدا رحمتش کند که پاسدار اندیشه­های مترقی امام بود.

 

۲۷ بهمن ۱۳۸۶
آیت الله توسلی و مرگ ناگهانی اش در مجمع تشخیص مصلحت

 

امروز صبح نمی­دانم چرا با احساس بدی از خواب بیدار شدم. خبرنگاری از ایسنا زنگ زد که از آیت الله توسلی چه خبر؟ می­گویند در جلسه­ی مجمع تشخیص مصلحت فوت کرده است. داد زدم گفتم نه! خیلی با آقای توسلی دوست بودم. لطف ویژه­ای داشت. بعد از شنیدن خبر به آقا مجید انصاری که عضو مجمع تشخیص مصلحت است زنگ زدم. از این خبر پرسیدم. گفت بله؛ من در بیمارستان هستم. با آقایان صدوقی و موسوی لاری با سرعت به بیمارستان رفتیم. حسین و خانم توسلی آن­جا بودند. خیلی بیشتر از فوت اقوامم گریه کردم. آقای مجید انصاری و بعضی دیگر از اعضای مجمع تشخیص در بیمارستان تعریف می­کردند که امروز آقای توسلی به جلسه مجمع آمد؛ خیلی سرحال. سخنرانیش را خیلی بامتانت شروع کرد. مثل کسی که از رو می­خواند. از راهپیمائی بیست و دو بهمن و شهادت مغنیه در لبنان در ابتدا حرف زد و بعد راجع به بیت امام و اهانت­هایی که می­شود صحبتش را ادامه داده است. از امام نقل قول­هایی را خوانده است که امام سفارش بیت و کسانی که به ایشان خدمت کرده­اند را نموده است. مجید انصاری می­گفت من داشتم از صحبت­های آقای توسلی نت­برداری می­کردم. دیدم صدای آقای توسلی نمی­آید. نگاه کردم دیدم روی صندلی کناری افتاده است. آقای ناطق نوری که به بیمارستان آمده­بود می­گفت دکتر ولایتی به سرعت ماساژ قلبی می­داد ولی نبض تقریباً نمی­زد. آقایان هاشمی رفسنجانی، محمدی گلپایگانی، دکتر روحانی، ناطق نوری، به بیمارستان آمده بودند که به خانم توسلی تسلیت بگویند. هاشمی رفسنجانی نمی­توانست جلو خودش را بگیرد و گریه می­کرد. خانم توسلی در یک سال گذشته دو نوه­ی خود و عروسش را هم از دست داده بود و این غم جدید بود. بعد از مدتی آقای خاتمی با همسرش آمد. او هم گریه می­کرد. قرار تشییع را گذاشتند. حسن آقای خمینی از قم راه افتاده­بود که بیاید. منتظر ماندیم. نزدیک ظهر رسید. وقتی حسن آقا آمد و فرزندان توسلی را در بغل گرفت قیامتی شد. همه به حسن آقا تسلیت گفتند. خود ایشان هم خطاب به خانم توسلی گفت من فرزند آقای توسلی هستم. در این چند روزه دو جلسه طولانی در خدمت ایشان بودم. سه شب قبل آقای توسلی آمده بود منزل ما. دو نفر دیگر از دوستان هم آمده بودند. می­گفت می­خواهد روز شنبه در مجمع سخنرانی کند. با آقای هاشمی رفسنجانی هم صحبت کرده بود و وقت سخنرانی گرفته بود. متن­هایی از سخنان امام را آماده کرده بود و خیلی از سخنانی که در اهانت به حسن آقا مطرح شده بود، حرص می­خورد. همه­ی ما توصیه می­کردیم که حرفهایش را در مجمع جوری مطرح کند که احساساتی نشود. بحث انتخابات خبرگان هم شد. کاندیدای تهران بود و از این­که اتفاقاتی در انتخابات بیفتد که به نفع رقبایش کاری کنند، نگران بود. حسین فرزند خوبش همان روز پیش من آمده بود که حاج آقا را منصرف کنید. گفتیم حالا چه عجله­ای در استعفا؟! خودش می­دانست که در انتخابات سمبل اصلاح طلبان خواهد شد. نمی­دانم چه بحثی پیش آمد که دست زد به قلبش و گفت خیلی اسرار آدم­های گوناگون کشور در این سینه است. حیف که همه­ی آن اسرار را با خودش به قبر می­برد. واقعاً هم بزرگ­ترین پشتوانه­ی فقهی و علمی و دینی جریان اصلاح طلبی بود و خودش خیلی اصرار داشت که به هر شکل که می­تواند به این جریان سیاسی کمک کند. دلیل اصلی همراهی­اش با آقای خاتمی در همه­ی سفرهای داخلی، چه در ایام ریاست جمهوری آقای خاتمی و چه بعد از ریاست جمهوری همین بود. وقتی همیشه در کنار امام خمینی دیده می­شد، می­خواست اعلام کند بعد از امام خمینی آقای خاتمی را همراهی می­کند تا این راه پویا و زنده بماند. پریشب هم رفته بودم دیدن حاج حسن آقا؛ در دفتر امام. آقای توسلی هم بود. خیلی بانشاط بود و پر از لطافت. حاج حسن آقا می­گفت من به خواب اعتقاد ندارم ولی دو بار پشت سر هم به فاصله­ی چند شب، قبل از جریانات اخیر امام را در خواب دیده است که امام با ناراحتی به حسن آقا می­گفته­اند من را دارند از خانه­ام بیرون می­کنند؛ چرا کاری نمی­کنید. در جلسه­ی مجمع تشخیص مصلحت امروز هم ایشان داشته همین خواب را تعریف می­کرده است که منقلب شده و می­خواسته گریه کند و جلو خودش را گرفته است. فردا ساعت ۹ صبح جنازه­ی آیت الله توسلی که نماد یک عمر دفاع از اندیشه­ی مترقی امام خمینی بود از حسینیه­ی جماران تشییع می­شود و در حرم امام خمینی، در کنار مرادش آرام می گیرد.

 

۲۶ بهمن ۱۳۸۶
جریان سازی با محوریت احمدی نژاد

 

بعد از رد صلاحیت­های گسترده­ی کاندیداهای جبهه­ی اصلاحات، سناریوی بامزه­ای گویا در حال انجام بود. خیلی از متولیان جبهه­ی اصول­گرایی و رد صلاحیت­کنندگان، با سر و صدا اعلام کردند که با همه­ی این رد صلاحیت­ها، هنوز انتخابات به صورت جدی رقابتی است؛ و دو گروه و جریان در صحنه­ی سیاسی وجود دارند که می­توانند با یکدیگر رقابت جدی نمایند. بلافاصله جبهه­ای با محوریت آقایان لاریجانی، رضائی، قالیباف تشکیل جلسه دادند و بی آن که کوچک­ترین انتقادی از این رد صلاحیت­ها داشته باشند، تلاش داشتند خود را با محور اعلام نشده­ی مخالفت با احمدی نژاد به عنوان همان جریان دوم به مردم معرفی کنند. گروه­های کوچک و یا افراد بزرگ دیگری هم که با سیاست­های احمدی نژاد مخالف بودند، به طور پراکنده خود را جزئی از همین پروژه معرفی کردند تا مردم باور کنند دو جناح اصلی در کشور وجود دارد؛ یکی طرفدار و دیگری مخالفان احمدی نژاد و این دو گروه قرار است رقابت جدی نمایند و در یک فضای کاملاً رقابتی، انتخابات آزاد و با حضور دو طیف اصلی کشور برگزار شود. با این سناریو به دلیل آن که اختلافات بر محور احمدی نژاد بود، هم ایشان پرآوازه می­شد و هم انتخابات پرشور و رقابتی معرفی می­گشت و هم اصلاح طلبان که پشتوانه­ی اصلی و سنگین حمایت مردم را داشتند، حذف می­شدند؛ اما اعتراض سران اصلاح طلب و فعالیت گسترده­ی آنان و حمایت مردمی از این اندیشه این سناریو را درهم ریخت. زیرا معلوم بود که اختلافات دو جناح کشور خیلی جدی­تر و پرسابقه­تر و مبنائی­تر از این بود که بر محور احمدی نژاد قرار گیرد. جناح سازی­های بی­پشتوانه، هیچ­گاه نمی­تواند اثری در روند سیاسی جامعه داشته باشد.

 

۲۵ بهمن ۱۳۸۶
ولنتاین سمبلیک

 

در خبرها آمده بود که دولت عربستان سعودی در آستانه­ی ولنتاین، خرید و فروش گل سرخ را ممنوع اعلام کرده است و كميسيون امر به معروف و نهی از منكر عربستان، به گل‌فروشی‌ها و فروشگاه‌ها دستور داده تا فروشگاه­ها از فروش گل يا هر هديه‌ی قرمز رنگ دیگری (كه سمبل عشق است) خودداری نمايند. ماجرای بخشنامه­های دولتی علیه عشق و دوستی، سر دراز دارد. همه­ی خودکامان در طول تاریخ گمان می­بردند که عاشقان برای عشق باید اجازه بگیرند. عشق زیباترین و آزاده­ترین عنصری است که از درون قلب­ها راه خود را پیدا می­کند و چنان بی­اجازه و آرام در قلب جای می­گیرد که هیچ بخشنامه­ای را نمی­بیند. تاریخچه­ی ولنتاین هر چه باشد و  از هر کجا که آمده باشد، یک اتفاق سمبلیک است که با گل سرخ زیبا می­شود و با شکلات شیرین. شیرینی و زیبائی بهترین سرمایه­ی هر انسانی است. هر دینی برای زیبا و شیرین کردن زندگی انسان­ها آمده است. خشونت و تلخی در ذات هیچ دینی نیست. به امید روزی که همه­ی بخشنامه­ها در همه جای دنیا برای تشویق به دوستی و عشق و دوری از نفرت و کینه باشد. ولنتاین امروز و تولد امام کاظم علیه السلام فردا، مبارکتون باشه.

 

۲۴ بهمن ۱۳۸۶
ریشه یابی اهانت به حاج حسن آقای خمینی

 

این چند روزه اهانت یک سایت دولتی به حاج سید حسن آقای خمینی بازتاب­های حمایت گرایانه­ای از حسن آقا را در پی داشته است. حتی بعضی از اصول­گرایان که معمولاً به صورت گزینشی به سخنان امام برخورد می­کنند و از مطرح شدن حسن آقا، دلخور و ناراضی هستند هم مجبور شدند از این عمل ناشایست و این تست خطرناک ابراز برائت نمایند. اما من بر این باورم که به دلایل زیر به جای این نوع حساسیت­ها، باید این عمل را در ریشه­های چند ساله­ی اخیر جستجو کرد:

۱. متأسفانه پدیده­ی اهانت و تهمت و فحاشی به مسئولان عالیرتبه­ی انقلاب، در این سال­ها یک رویه شده است. کانون این اتهام­ها در بالاترین مرکز قدرت اجرائی قرار داشت  و در زیر مجموعه گسترش یافت. به عنوان مثال نوشته­های همسر سخنگوی دولت علیه افرادی مثل آقایان خاتمی و هاشمی رفسنجانی آن قدر زشت و بی­پروا بود که از فرط زشتی به طنز زبانزد عام و خاص تبدیل شده است. این بی­اخلاقی که دیگر به منش رفتاری مسئولان اجرائی در سطوح مختلف مرکز و استان­ها تبدیل شده است روش شناخته شده­ای است که طبعاً تأثیر سوئی هم در میان مردم نمی­تواند داشته باشد.

۲. اگر چه این بی­ادبی­ها تاکنون به صورت مستقیم به بیت امام و وابستگان نسبی ایشان انجام نشده بود، ولی مبانی امام و اندیشه­های مترقی ایشان به صورت مبنائی بارها مورد هتاکی بزرگان و ایدئولوگ­های جریان اصول­گرا قرار گرفته بود. مقایسه مبنای حمایت امام از نقش مردم و تزئینی دانستن رأی مردم یکی از این نمونه­هاست. بی­شک مبانی اهانت به مبانی امام کمتر از اهانت به وابستگان نسبی امام نیست.

۳. تجربه نشان داده است که محافظه کاران به دلیل نداشتن پایگاه مردمی هر وقت فرد یا جریانی را تأثیرگذار می­بینند، به اهانت و تهمت روی می­آورند. نمونه آن در انتخابات مجلس آینده است که رد صلاحیت­های گسترده از افراد تأثیرگذار و صاحب رأی باید با همین هدف انجام شده باشد. علاوه بر رد صلاحیت، اهانت­ها و تهمت­های بی­سابقه و بی­پروا به اصلاح طلبان در مجلس شورای اسلامی به مجموعه­ای که دیگر کاندیداهای مطرح کمتر داشتند، نشانه­ی میزان مقبولیت آنان در جامعه است که رد صلاحیت هم باعث آرامش آنان نمی­شود. این نوع اهانت و بی­پروائی نسبت به حاج حسن آقا را هم در این چهارچوب می­توان ارزیابی کرد. از این­که حسن آقای خمینی در جامعه چنین محبوبیت و اثرگذاری پیدا کرده است که طبق معمول، سایت دولتی به این نوع اهانت­ها و تهمت­ها روی آورده باعث امیدواری است و نباید نگران شد.

۴. البته اصلی­ترین دلیل این رویکرد بی­شک پشیمان کردن حاج حسن آقا از دفاع بی­پیرایه از اندیشه­های مترقی امام خمینی است. این نکته را همه­ی سیاسیون به خوبی با نگاهی به تاریخ می­توانند درک کنند. بهانه­ی این کار که تبیین مخالفت حسن آقا با دخالت نظامی­ها در سیاست بود، دلیل بر این مدعا است. گمان من بر این است که این کار، نوه­ی امام را برای دفاع همه جانبه از اندیشه­ی امام راسخ­تر می­کند. هم­چنان که به­کارگیری این لحن و ادبیات که در زمان امام توسط اعضاء سازمان مجاهدین خلق صورت می­گرفت، نتوانست از محبوبیت امام بکاهد و یا سازمان را با آن ادبیات خشن محبوب کند.

 

۲۳ بهمن ۱۳۸۶
سفر اسرای کربلا به شام و کوفه

 

سفرهای حماسه عاشورا(۳)

سفر مهم دیگری که در ادامه ماجرای کربلا به وقوع پیوست، سفری بود که بازماندگان کاروان کربلا به قافله سالاری حضرت زینب مجبور به انجام آن بودند. این سفر دو مقصد داشت؛ یکی کوفه و دیگری کربلا. به دلیل آن که در کربلا مردان کشته شده بودند، بیشتر اهالی این کاروان زنان بودند. روز یازدهم محرم آنان را به سمت کوفه سوق دادند. کوفه که روزی نه چندان دور، علی پدر زینب خلیفه مسلمین بوده و بسیاری از مردم هنوز زینب را می­شناختند، اولین مقصد این کاروان بود. ابن زیاد والی کوفه بود. برای آن که قدرت­نمایی کند دستور داد مردم در دروازه شهر اجتماع کنند تا ورود خاندان امام حسین را ببینند. در پیشاپیش آن­ها سرهای شهدای کربلا را می­آوردند. مردم کوفه باور نمی­کردند این­ها فرزندان علی باشند. زینب که گویا از این منظره رنج­آور به درد آمده بود، قوی­ترین خطابه خود را خطاب به مردم کوفه ایراد کرد. ابن زیاد دستور داد آنان را به محضرش ببرند. آن چنان زینب به او بی­اعتنایی کرد که حاکم برافروخت و فحاشی به زینب و حسین روا داشت. بعد از پایان این مراسم جشن، استاندار کوفه آنان را در این میانه راه سفر به زندان انداخت تا هم از یزید برای ادامه راه استفسار کند و هم خودش در مسجد خطابه­ای ایراد کند. وقتی سخنرانی می­کرد عبدالله عفیف که دو چشم خود را در جنگ جمل و صفین از دست داده بود به نمایندگی از کسانی که علی و خاندانش را می­شناختند جلسه را به هم ریخت و در نتیجه به شهادت رسید. فضای کوفه که چنین شد و نامه یزید برای اعزام آنان به شام هم که رسید، خاندان امام حسین را به همراهی سرهای شهدا به سمت شام فرستادند. نیمه دوم سفر از اینجا آغاز می­شود. این بخش از سفر برای آنان سخت­تر بود. زیرا شام محل حکومت معاویه بود و از ابتدا تبلیغات علیه خاندان علی فراوان به گوش مردم رسیده بود. دروازه شام را چراغانی کرده بودند. تنها مخالف سرشناس را کشته بودند و خانواده­اش را به اسارت گرفته بودند. جشن بزرگی برپا بود. وقتی به شام رسیدند، یک راست آنان را به سمت مرکز خلافت بردند که در آن جشن مردم قدرت یزید را ببینند. در مسجد امام زین­العابدین خطبه بسیار غرایی خواند؛ این خطبه بسیار تأثیر گذار بود.

 

۲۲ بهمن ۱۳۸۶
راهپیمائی برای اصل انقلاب

 

امروز بیست و نهمین سالگرد انقلاب اسلامی است. من هنوز مشهد هستم. دیروز عمه­ام که همسر شهید هاشمی نژاد بود را دفن کردند. دیدن مراسم به خاک سپاری واقعاً تکان­دهنده است. مشهدی­ها رسم دارند صبح زود روز اول بعد از دفن اقوام و دوستان سر قبر جمع می­شوند و خطبه می­خوانند. از اوائل صبح نشانه­های راهپیمائی آشکار بود. راهپیمائی ۲۲ بهمن، نشانه­ی ماندگاری است از انقلاب بزرگ مردم ایران. اکثر کسانی که در راهپیمائی حاضر می­شوند، فقط برای انقلاب اسلامی می­آیند. رسانه­های جمعی رسمی دلایل گوناگون برای هر راهپیمائی به تناسب مسائل مطرح هر ساله ارائه می­دهند؛ اما واقعیت این نیست. کسانی که به راهپیمایی می­آیند، اعتراض و اشکالات گوناگون قبل از راهپیمائی را دارند و خواستار حل آنها هستند. حتی کسانی که خودشان هم رد صلاحیت شده­اند، در این راهپیمائی شرکت می­کنند. سرنوشت اصل انقلاب با رفتارهائی که مسئولان گوناگون دارند فرق می­کند. روز بیست و دو بهمن یکی از بزرگ­ترین فصول تاریخ ایران هست و خواهد ماند. همه انتظار دارند آرمان­های اولیه که همه در آن بودند، زنده باشد.

 

۲۱ بهمن ۱۳۸۶
سفارت آمریکا و نقش روحانیون

 

سفارت آمریکا در سال ۱۹۷۲ و پنج سال قبل از انقلاب گزارشی به واشنگتن فرستاده که نشان می دهد آنان از نقش روحانیت در کشور ارزیابی درستی نداشته اند:

چنان چه یک شوک اقتصادی جدی و یا تضعیف قدرت مستحکم دولت، سایر اقشار ملت را به تنش با دولت وادارد، رده های عالی روحانیت، خواهند توانست شمار قابل توجهی طرفدار را به ویژه از میان بازاریان و طبقات پائین تر به سوی خویش جذب کنند. حتی در آن صورت هم، بسیار بعید به نظر می رسد که آنها (علما) بتوانند نقش تاریخی ای همانند نقش علما در رهبری مخالفت با امتیاز بلژیکی (در واقع انگلیسی) تنباکو و یا نقش بزرگ علما در انقلاب مشروطیت سال ۱۹۰۷ و همین طور نقش آنان در حمایت از دولت به هنگام قطع روابط با انگلیس در سال ۱۹۵۲، ایفا کنند.

هنوز هم مشکل آمریکا در این است که منطقه خاورمیانه را نمی شناسد.

 

8 4        ۱   ۲    ۳       3  7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.