۱۰ بهمن ۱۳۸۵
شیرزنی به نام زینب

 

از امروز ظهر که ابی عبدالله علیه السلام شهید شد رسالت زینب آغاز گردید. دورانی که حادثه کربلا اتفاق افتاد، امکانات ارتباطی نبود. میتوانست این واقعه در همان بیابانهای کربلا پایان یافته تلقی شود. اما نقش کاروان اسرا به رهبری یک "زن" به نام زینب قهرمان ابعاد حماسه را از سرزمین کربلا که قرار بود حماسه در همان جا دفن شود بیرون آورد و حماسه را با رسانه ی کاروان اسرا به تاریخ منتقل کرد. از امشب و بعد از شهادت امام حسین رسالت کربلایی بر دوش این شیر زن قرار میگیرد. این توازن نقش زن و مرد در شکل دادن و تکمیل ماجرای کربلا از نگاه سمبلیک پر معناست که باید مورد توجه و ملاک عمل علاقمندان به امام حسین در نقش دهی واقعی به زنان باشد که نیست.

عزاداریهاتان مقبول حق!

 

۰۹ بهمن ۱۳۸۵
عاشورا، عزاداری و خرافه

 

فردا عاشوراست. همه ی کشور عزادار و به نام حسین ادای احترام میکنند. امسال تبلغات رسمی بر محور خرافه زدائی از مراسم عاشورا متمرکز شده است. بی توجه به اینکه چندین سال است که خود همین رسانه ای که امروز در هر مصاحبه ای علیه آنچه خرافه می نامند، به دلایل سیاسی به جز مسأله قمه زدن آن را رواج میداده و اکنون جوری رفتار میکند که گویا مردم مقصر بوده اند. متأسفانه همچنانکه در سالهای قبل افراط در طرح مظاهر خرافه صورت میپذیرفت، اکنون نوعی افراط در معرفی مظاهر خرافه در صدا و سیما و تبلیغات رسمی به وجود آمده است. برپائی علم و کتل عاشورائی جزئی از فرهنگ و فولکلور ایرانی ها شده است. در هر شهر و منطقه ای به شکل تاریخی مراسم و ادوات عزاداری خاص خود را دارند که حتی اگر ریشه مذهبی و دینی نداشته باشد، جزئی از زندگی عاشورائی مناطق شده است. مقابله با آنها نه امکان پذیر است و نه ضروری. ضمن آنکه انصافاً مقابله معتدل و به دور از افراط با خرافه ها یک واجب اخلاقی است و مردم اگر در فشارهای دو جانبه تبلیغات رسمی قرار نگیرند، به خوبی ادای احترام میکنند. زیرا ورود حکومت در قلمرو عواطف انسانها هیچ گاه مفید و مؤثر نبوده است. به همین دلیل در بدنه اصلی عزاداران حسینی هیچ گاه قمه زدن رواج جدی پیدا نکرده است. عاشورا طبیعی ترین موج حرمت گذاری به دین در ایران است. عزاداریهاتان مقبول حضرت حق!

 

۰۸ بهمن ۱۳۸۵
گل روی عباس

 

فردا تاسوعا است. حضرت عباس یک جورائی برای مردم ما متفاوت است. معمولا هر کس احساس میکند جوانمرد است یا جوانمردان را دوست دارد یک نوع رابطه ی ویژه با ابالفضل دارد. روز تاسوعا روز نهم ماه محرم که روز تعطیل رسمی است، در همه ی محافل و مجالس و تکایا از حضرت عباس حرف میزنند و روضه میخوانند. در دسته های سینه زنی هم همه اشعار برای عباس علمدار است. خیلی ها گمان میکنند تاسوعا روز شهادت عباس و عاشورا روز شهادت امام حسین است. عباس هم در روز عاشورا شهید شد ولی چون آنقدر نقش پررنگ و متمایزی در حادثه ی کربلا دارد که سنت تاریخی شیعه بر این تعلق گرفته که یک روز مستقل را برای عباس عزاداری کنند.  آقای صدوقی امام جمعه ی شهید یزد نقل کرده است که در آن سالها میخواسته در بین راه کرمان و یزد، که پر رفت و آمد ترین جاده کامیونی است و در تابستانها آز آسمانش آتش میبارد برای رانندگان، مسجد و استراحتگاهی بسازند که خودش مخارجش را تأمین کند. میگویند اگر نام مسجد ابالفضل باشد راننده ها خودشان آنجا را اداره میکنند. آنها که در بین یزد و کرمان مسجد بزرگ حضرت ابالفضل را دیده اند میدانند این مسجد، بهترین استراحتگاه است؛ حمام، چای، یخ، و بعضی روزها غذا، به صورت مجانی توزیع میشود و علاوه بر آن کلی مسجد درآمد هم دارد. فقط به خاطر گل روی عباس. اباالفضل در بین مردم عرب و به خصوص عراقیها، شیعه و سنی هم دارای اهمیت ویژه ای است. همه به نوعی از اسم عباس و قبر او حساب میبرند. اگر کسی به عباس قسم بخورد هرگز آن را نمی شکند. یکبار در ۶ سال پیش با متولی حرم ابالفضل که با عنوان کلیدار معروف است و از لفظ فارسی کلید دار گرفته شده دیدار و ملاقات داشتم. او تعریف میکرد که شورای مرکزی حزب بعث در ابتدای کارش برای این که یقین کنند که هیچ کس در درون  حزب خیانت نخواهد کرد، قرار گذاشتند در حرم حضرت عباس جمع شوند و آن جا هم قسم شوند که به یکدیگر خیانت نکنند. به عنوان یک سنت عراقی  معتقد بودند وقتی کسی به عباس قسم بخورد، هرگز آن را نمی شکند. در عراق ۶ امام معصوم مدفونند و همه ی آنان قبر و بارگاه دارند. ضریح آنان محل ریختن نذورات و پول است. بیشتر از همه ی امام های معصوم قبر علی علیه السلام پول و هدیه و نذر جمع می کند؛ ولی همان کلیدار میگفت مردم عراق در ضریح حضرت عباس سه برابر و نیم قبر حضرت علی پول و هدیه می ریزند.

 

۰۷ بهمن ۱۳۸۵
اضطراب جهانی و سرمایه ملی

 

با توجه به اینکه اجلاس داووس یکی از بزرگترین و مهمترین نشست های سالانه دنیاست و بسیاری از تصمیم های سیاسی و اقتصادی در این نشست گرفته میشود، حالا که بالاخره نشد مقامات رسمی عالی رتبه در آن شرکت کنند و آقای خاتمی تنها کسی شد که دراین نشست شرکت کرد، کاش در شرایطی که خبرهای مربوط به ایران  و نگرانیهای جهانی از تحریم و جنگ همه ی دنیا را گرفته، آقای خاتمی میتوانست با یک راهکار آرام کننده به داووس برود و دنیا هم بپذیرد و تنش اضطراب آور فعلی کاسته شود. اما چون چنین امکان و اجازه ای نداشت، باهمه ی مقامات تأثیرگذار دنیا صحبت کرد و همه حرفهایش را شنیدند و پسندیدند، بی آنکه بتواند بر سرنوشت کشور تأثیر بگذارد. این هم یک نوع استفاده از سرمایه های ملی است.

 

۰۶ بهمن ۱۳۸۵
روزنامه اعتماد ملی و نیازامروز ما

 

اینکه رسم شده روزنامه های اصلاح طلب سالگرد تولد میگیرند، هم یک مناسبته و هم یک ریشه روانی میتواند داشته باشد که گویا خیلی ذوق زده میشوند که یکسال دیگر، بی آنکه تعطیل شوند کار کردند. شاید به همین دلیل است که کسی نمیفهمد سالگرد کیهان و رسالت و جمهوری اسلامی و اطلاعات و اینا کی و چه تاریخی است. دیشب روزنامه اعتماد ملی مراسم سالگرد گرفته بود. اساتید، علما، نویسندگان، شخصیتهای سیاسی و تعدادی از سفرا آمده بودند. به هنگام ورود به بر و بچه های روزنامه تبریک گفتم. مجری برنامه فیاض زاهد بود که علاوه بر فارسی، انگلیس هم توضیح میداد. دارندگی و برازندگی! حق شناس مدیر مسئول روزنامه به دلیل مریضی پدرش نبود. تقاضا کرده بود سه بار آیه امن یجیب را برای سلامتی پدرش بخوانند. آقای دعائی گفت یکبار هم امن یجیب انگلیسی بخوانیم. سفیر انگلیس را نگاه کردم دستش را بالا آورده بود و احتمالاً از خیلی ها بهتر امن یجیب را به عربی سلیس حفظ بود! آقای خاتمی هم که در سفر سوئیس بود پیام فرستاد. تطبیق مراسم جشن و ایام سوگواری کار سختی بود و نتیجه اش این شد که موقع تقدیم تابلوهای قدردانی نه کسی دست بزند ونه صلوات بفرستد. محور اصلی سخنان کسری نوری سردبیر خوب روزنامه اعتمادملی و بورقانی به عنوان یار فعال مطبوعات و مجری در مورد اینکه با حمایت کروبی خیلی خوشحالند که یکساله شده اند، بود. جمعیت فراوانی آمده بودند. رضا خاتمی با خانمش آمد، به زور یک صندلی در ردیف اول برای رضا آماده کردند که لابد به خاطر اختلافات این سالهای اعتماد ملی و مشارکت، صمیمیتی ایجاد شود. تعارفی به خانمش زد، او هم رفت نشست و رضا مجبور شد توی ردیفهای میانی برای خودش جا دست و پا کند. از روزنامه شرق هم یاد شد که با اینکه روی مین هم نمیرفت ولی تعطیل شد. اما آقای دعائی رئیس روزنامه اطلاعات، به عنوان قدیمیترین مدیر ثابت یک روزنامه در سخنرانیش میگفت که اوضاع را سیاه نمیبیند و باید جوری روزنامه ارائه کرد که تعطیلش نکنند. بعد از سخنرانی به این دوست باشخصیت و مبارز قدیمی گفتم فرمایش شما جوری بود که گویا همه تعطیلی روزنامه ها به حق بود. خدا وکیلی مثلاً این آقای موسوی خوئینی که اینجا نشسته در روزنامه سلام چه کرد و یا روزنامه های دیگر که تعطیل شدند چه جرم قانونی کرده بودند؟ خیلی تحویلم نگرفت و گفت من اینجوریم دیگه! دو تا کلیپ قشنگ هم درست کرده بودند. روزنامه اعتماد ملی در وقت مهمی از تاریخ ایران شروع به کار کرد. دورانی که نخبگان برای اولین بار و به صورت خودجوش بی توجه به مرزهای سابق راست و چپ و محافظه کار و اصلاح طلب، نگرانی یکپارچه نسبت به سیاست های اقتصادی و چالش هسته ای که میتواند خطرناک ترین اتفاق تاریخ معاصر ایران باشد، پیدا کرده اند. در این میان نقش برجسته آقای کروبی با سوابق سیاسی کم نظیر و وفاداری و مردانگی بی نظیر قطعاً بهترین پشتوانه ادامه راه اعتماد ملی است. ضمن خسته نباشید به بر و بچه های اعتماد ملی، آنها میتوانند از امکانات سیاسی و روابط آقای کروبی بیشتر استفاده و خبرها و تحلیل های تولیدی فراوانتری ارائه نمایند. گاهی دیده میشود که اگر دو روز قبل به سایتها سری زده باشیم، دیگر از خواندن اعتماد ملی بی نیاز میشویم. دست اندر کاران حرفه ای و کار آشنای روزنامه اعتماد ملی میتوانند روزنامه ی خیلی بهتری ارائه کنند.

 

۰۶ بهمن ۱۳۸۵
خبر عجیب روزنامه اسرائیلی در باره ی مصاحبه با آقای خاتمی

 

امشب یکی از آژانس های خبری متنی ایمیل کرد که روزنامه ایدیعوت احرونوت اسرائیل ادعا کرده که با آقای خاتمی در داووس مصاحبه کرده و آقای خاتمی ضمن احوالپرسی از موتسه کتساب رئیس جمهور اسرائیل به عنوان همشهری گفته که علاقمند دیدار از اسرائیل است.در مورد هولوکاست هم گفته واقعه کشتار يهوديان بزرگترين جنایت دوران ما علیه بشریت است. خبر گزاری فرانسه هم با تعجب از اینکه آقای خاتمی با روزنامه اسرائیلی مصاحبه کرده قسمت هولوکاست این خبر را نقل کرده است. معلوم بود که این خبر حتما دروغ است و در هر سفر موفق آقای خاتمی اسرائیلیها تلاش میکنند که آن را خراب کنند. با آقای خاتمی در سویس تماس گرفتم. به شدت تکذیب کرد و گفت در داوس با هیچ خبرنگار اسرائیلی و یا غیر اسرائیلی مصاحبه نکرده است و این شیطنت همیشگی اسرائیلی هاست. البته محتوای خبر که آقای خاتمی احوال رئیس جمهور اسرائیل را بپرسد و اظهار تمایل کند که میخواهد به اسرائیل برود خودش دروغ بودن آن را همراه دارد. آقای خاتمی چند بار تاکید کرد که اصلا مصاحبه ای نکرده است.معلوم است سفر بسیار موفقی آقای خاتمی در داووس داشته که به این شکل مسخره و با سرعت دست به کار شده اند. واقعا اسرائیلی ها چه فکر میکنند؟

 

۰۵ بهمن ۱۳۸۵
عزاداری غیر از شنیدن خطابه است

 

بین عزاداری امام حسین و آشنائی با زندگی و سیره و فلسفه ی قیام ابی عبد الله باید تفاوت قائل شد. در ایام عاشورا هر دو لازم است اما باید دانست دو مقوله است. عزاداری ابراز عشق و علاقه است و کم کم به یک سنت و فرهنگ تبدیل شده که در هر یک از مناطق ایران فولکلور خاص خودش را دارد. مداحان و هیأت های مذهبی، کار ساماندهی مراسم عزاداری بر عهده ی آنان است؛ اما منبری ها وظیفه ی توضیح سیره ی امام حسین را بر عهده دارند. هیچ کدام از این ها نباید دیگری را رقیب یا مانع کار خود بدانند و هر دوی این ها اگر حکومتی شوند، از اصالت خود دور می شوند.

 

۰۴ بهمن ۱۳۸۵
آقای احمدی نژاد راست میگفت

 

دیشب آقای احمدی نژاد مصاحبه مفصلی کرد که اصلاً از هیچی نگران نبود. راست ترین حرف ایشان که خیلی تکرار می کرد دو جمله بود، یکی اینکه بارها می گفت برای اولین بار چنین و چنان می کنیم و دوم اینکه خیلی تکرار می کرد که این دولت تنها دولتی است که فلان و بهمان کرده. انصافاً حرف درستی است. کدام دولت ورئیس جمهور حاضر بود از این کارها بکند؟!

 

۰۳ بهمن ۱۳۸۵
شرایط خطرناک ایران و نقش سیاست مداران مستقل

 

مدتی است که جلسات آقای خاتمی و آقای کروبی که من آنان را می بینم و جلسات آقای هاشمی رفسنجانی بیشتر در مورد نگرانی از وضعیت خطرناک فعلی ایران است. دیشب آقای کروبی جمعی از سیاست مداران را دعوت کرده بود که در سطح وسیع تری نگرانی های موجود را بررسی کنند. کاری ضروری بود. خیلی از وزرای سابق و جمعی از نمایندگان اقلیت مجلس آمده بودند. موضوع های هسته ای، عراق، لبنان و مباحث اقتصادی موضوع جلسه بود. آقای صدر، معاون سابق وزارت خارجه در سخنانش توضیح میداد که قبل از انقلاب و بعد از انقلاب هیچ وقت در معرض چنین خطراتی نبوده ایم؛ زیرا برای اولین بار است که علیه ایران قطعنامه تحریم بین المللی صادر شد. تحریم های دوره ی جنگ هیچ کدام تحریم بین المللی نبوده است. وی که کارشناس قدیمی سیاست خارجی در مسائل منطقه ی عربی است می گفت در استراتژی جدید آمریکا، ایران و سوریه مطرح شده اند؛ ولی سوریه سریعاً مشکلاتش را با آمریکا حل می کند. همچنان که بعد از سقوط صدام، وقتی سمبه را پر زور دید، فرزندان صدام که به سوریه رفته بودند را به عراق برگرداند و آنها کشته شدند. طبیعی است که مسأله ی آمریکا در شرایط فعلی تنها ایران است. آقای موسویان که مسئول اصلی مذاکرات هسته ای در دوران آقای خاتمی بود، گزارشی فنی از اثرات قطعنامه ی اخیر داد. گزارش ها خیلی واقع بینانه و به همین دلیل یأس آور بود. آقایان نوبخت و سبحانی هم از مسائل اقتصادی و لبنان حرف زدند. آقای زنگنه وزیر سابق نفت به شوخی می گفت یکی نیست که کمی گزارش امیدوار کننده بدهد؟! چند نفر هم قرار شد که کامنت بر صحبت ها بگذارند. آقای منتجب نیا اسم من را آورد که بعد از آقای خوشرو معاون امور بین الملل سابق وزارت خارجه حرف بزنم. تا اسم من را برد بلند شدم و خوشرو هم بلند شد. ولی من نزدیک تر به تریبون بودم، رفتم حرف زدم. خوشرو هم وقتی می خواست بعد از من صحبت کند، گفت که نمی دانستم باید پشت تریبون کتم را می گذاشتم تا علماء جای ما را نگیرند! آقای مهرعلیزاده معاون سابق رئیس جمهور نیز پیشنهاد داد که وقتی این همه نخبگان سیاسی کشور اجماعاً نگران هستند، خوب است آقای کروبی و بعضی چهره های اصلی کشور مثل خاتمی و هاشمی این نگرانی ها را به دست اندرکاران کشور منتقل کنند تا در کنار نگرانی مردم، نگرانی این مجموعه و مجموعه های دیگر سیاسی که برای بقاء کشور دل می سوزانند نیز منتقل شود. حرف دل همه ی ما مثل مردم این بود که دریغ است ایران ویران شود. تا فرصت هست، البته اگر باشد، تلاشی باید کرد.

 

۰۲ بهمن ۱۳۸۵
آیت الله معرفت و نیاز به قرآن پژوهی

 

در حوزه های علمیه، از قدیم ندیم ها هر کس که به رشته فقه و اصول میپرداخت، او را عالمی بزرگ میشناختند که میتوانست در نهایت کرسی مرجعیت را اشغال کند. در این میان حتی اگر کسی ظرفیت علمی مرجع تقلید شدن را داشت و به جای فقه و اصول به فلسفه، عرفان، کلام و یا به علوم قرآنی و تفسیر آن می پرداخت، به بزرگان درجه دو حوزه تنزل پیدا میکرد. علامه طباطبائی و یا آیت الله جوادی آملی از نمونه های متأخر این واقعیت هستند. حتی امام خمینی که مرجع مسلم تقلید بود یک بار در قم عرفان و فلسفه شروع کرد و یک بار در تهران، پس از پیروزی انقلاب تفسیر قرآن گفت و آنقدر مورد انتقاد قرار گرفت که هر دو درس خود را تعطیل کرد. آیت الله معرفت که سه روز پیش در گذشت یکی از کسانی بود که می توانست فقیه و مرجعی بزرگ باشد ولی قران پژوهی را با نگاه روشنفکرانه و متناسب با نیاز جامعه انتخاب کرد. او در نگاه ژرف و متفاوت و عمیق به قرآن نمونه بود. همه قرآن پژوهان جدی فعلی به نحوی از شاگردان و علاقمندان به ایشان هستند. پیدا کردن راه حل مشکلات دینی از متن قرآن که کتاب الهی است می تواند بسیاری از ابهام ها را برطرف کند. آیت الله معرفت که به تصدیق همه اهل فن سرآمد قرآن پژوهان شناخته میشد، نگاهش از پایگاه روشن اندیشی به قرآن نیاز بزرگ دینی جامعه ما بود. باور همگانی به قدرت علمی او باعث شد تا مخالفت های حوزوی با او کمتر صورت پذیرد. ولی دلخوری غیر علنی از مواضع آیت الله معرفت را حوزویان اندیشمند می فهمیدند. بازگشت به متن قرآن و فهم متون آن با تفسیرهای عالمانه افرادی مثل آیت الله معرفت یک نیاز جدی است. تقدیر خدا بر این قرار گرفت که جامعه ما در اوج دورانی که به این اندیشه های مترقی نیازمند است، او به جوارحضرت حق، کنار فرزند شهیدش پرواز کند.

 

8   4       ۱    ۲    ۳   ۴       3  7
© Copyright 2003-2019, Webneveshteha.com. All rights reserved.