۱۰ بهمن ۱۳۸۴
جشن سده

 

امروز به آقای نیک نام، نماینده ی زرتشتی ها زنگ زدم و جشن سده را تبریک گفتم.

بنا بر سنت کهن، همه ساله زرتشتیان، روز دهم بهمن ماه را به مناسبت پیدایش آتش جشن می گیرند. این جشن را از لحاظ تاریخی، به «هوشنگ شاه» نسبت می دهند. در شاهنامه آمده است:

«روزی هوشنگ شاه و همراهانش در کوهی می رفتند که ناگهان ماری را دیدند و دو بار سنگی را به سوی او پرتاب کردند. از برخورد آن دو سنگ، جرقه ای پدیدار شد و بوته ای آتش گرفت. پس شاه، خداوند را نیایش نمود که راز آتش را بر او آشکار کرده و آن روز را جشن اعلام کرد.»

از نظر زرتشتی ها، این جشن یادآورنده اهمیت نور و نیروی آتش، نور خورشید و نور دل و جان است که همه، نشانه هایی از فروغ اهورامزدا است.

این جشن نزدیک غروب آفتاب با آتش افروزی آغاز می شود؛ به طوری که کوهی از بوته، هیزم و خار در بیرون شهر فراهم می کنند و موبدان لاله به دست، در حالی که اوستا را زمزمه می کنند، بوته ها را آتش می زنند و مردم دور آن جمع می شوند و نماز نیایش آتش را می خوانند. سپس دست یکدیگر را گرفته، دور آتش می چرخند و شادی می کنند.

این مراسم در تهران، در جاده ی مخصوص کرج برگزار می شود. در شهر هایی مثل یزد و کرمان هم زرتشتیان مراسم مشابهی دارند.

 

۰۹ بهمن ۱۳۸۴
وضعیت عراق جدید

 

عراق با انتخابات خود وارد فضای جدیدی شده که باید به ملت عراق تبریک گفت. در سفری که به امارات داشتم در لابی هتل با هیئت رسمی نمایندگی عراق که برای تسلیت آمده بودند برخورد کردم. رئیس هیئت در دوران صدام ساکن ایران بود و می شناختمش. از هر دری صحبت کردیم. می گفت برای اسلامیت عراق در پیش نویس قانون اساسی ما پر رنگ تر نوشته بودیم ولی آیت الله سیستانی گفت همین که بنویسید قوانین با اصول مسلم و قطعی اسلام منافات نداشته باشد، کافی است. او هم معتقد بود تجربه ی ایران و استفاده از نقاط مثبت و دوری کردن از تجربیات منفی برای عراق بسیار مهم بوده. کاش ما هم در ایران و در آستانه ی دهه فجر نگاهی به سه دهه گذشته می کردیم و نقاط قوت را تقویت و نقاط ضعف و رفتارهای غلط خود را تصحیح می کردیم. از وضعیت امنیت در عراق و انفجارها و وضعیت تروریستها پرسیدم. می گفت تروریستها سه گروه هستند. یک گروه آنان وابستگان به عشایر داخلی هستند که به تناسب اقداماتی می کنند و در شرایط ویژه امکان مذاکره با آنان هست. گروهی طرفدران صدام و حزب بعث هستند که هم پول دارند و هم مناطق را خوب می شناسند و هم اسلحه دارند. گروه دیگر هواداران زرقاوی هستند که غیر از عراقی ها از افراد سایر کشورها هم عضوگیری می کنند. مبنای رفتار اینان دینی است ولی چون سلاح ندارند و با عراق آشنا نیستند، تبدیل به ابزار خوبی برای طرفداران صدام شده اند. مثل همیشه که استفاده کنندگان ابزاری از دین، خود ابزار دیگران هستند. از انتخابات عراق می گفت که مردم با هوشمندی به پای صندوقهای رای رفتند و همه گروهها به اندازه سهم خود در جمعیت کشور، در قدرت سهیم شدند.

گمان من بر این است که عراق به زودی میتواند الگوی خوبی برای کشورهای اسلامی شود که مورد پذیرش افکار عمومی دنیا و دولتهای جهان شود.

 

۰۸ بهمن ۱۳۸۴
جشنواره های هنری و سینمایی دهه ی فجر

 

امسال به خاطر تقارن ایام دها ی فجر با محرم، جشنواره ها زودتر برگزار شد. جشنواره ی موسیقی پایان یافت و جشنواره ی فیلم هم امروز اختتامیه دارد و تأتر هم فردا.

گر چه امسال، برای اولین بار بعد از دو دهه، که به دلیل علاقه ی شخصی در این ایام فیلم و تأتر می دیدیم و موسیقی می شنیدیم، کسی برای ما کارتی نفرستاد و ما هم به قول تیتر مجله ی چلچراغ خیلی پرسیدیم، کسی کارت نداره به ما بده! و از دیدن جشنواره ها محروم بودیم، اما بی انصافی است اگر به این مناسبت از هنرمندان کشور تجلیل نکنیم.

سنت برگزاری جشنواره های هنری و سینمایی در دهه ی فجر از دوران وزارت ارشاد آقای خاتمی ایجاد شد. سینمای ایران به برکت ذهن خلاق و هنرمندانه دست اندرکاران سینما، به یکی از مطرح ترین سینماهای دنیا تبدیل شده است. موفقیت در این رقابت، با توجه به رشد تکنولوژی و فراوانی تولید و سرمایه گذاری های همه ی دنیا روی سینما، کار کارستانی بود که هنرمندان سینما انجام دادند و آبرو و افتخار برای ملت بزرگ ایران ایجاد کردند. فیلم سازان ایران با همه محدودیت هایی که دارند، هم با مضمون و محتوای متفاوت و هم با هنری در خور تقدیر توانستند بهترین نمایندگان ملت ایران شوند.

با همه نگرانی ها که برای هنرمندان در سالهای آینده پیش بینی می شود، باز هم یقین دارم این سرمایه ی بزرگ ملی می تواند راه پر افتخار خود را ادامه دهد.

البته در این میان هنر تأتر مظلموم تر است. تأتر، علیرغم آن که مهد اصلی ترین هنرمندان ریشه دار است اما نتوانسته نام واقعی خود را پیدا کند. مسئولان فرهنگی باید بیش از گذشته به این هنر ریشه دار توجه کنند. سینمای امروز ایران مدیون هنرمندان تأتر است.

ادای احترام به پیشگاه هنرمندان سینما و تأتر و موسیقی یک وظیفه ی ملی است. به همه ی آنان خسته نباشید می گویم و امیدوارم هنر، جایگاه اصلی خود را در این کشور هنر پرور پیدا کند.  

 

۰۷ بهمن ۱۳۸۴
پیروزی حماس در فلسطین

 

خبر مهم امروز جهان، پیروزی دموکراتیک حماس از راه صندوق های رأی در انتخابات فلسطین است. این که حماس پذیرفت از راه صندوق های رأی سرنوشت مردم فلسطین رقم بخورد، گام مهمی برای رسیدن به صلح است.

 آمریکائی ها و اورپائی ها اگر چه ممکن است در درون ناراحت باشند، اما خود آنها می دانند که باید به نتیجه دموکراسی تن داد؛ آن هم انتخاباتی که تحت نظارت بین المللی صورت گرفته است. در عراق نیز با حضور آمریکائی ها و نظارت جهانی وقتی مردم پذیرفتند که در بازی دموکراسی وارد شوند، پیروزی شان مورد قبول دنیا قرار گرفت.

۲ نکته از این حادثه ی بین المللی حائز اهمیت است:

۱. انتخابات اگر مسیر طبیعی خود را داشته باشد و در مقدمات آن موانع بی دلیل که اطمینان به نتیجه را خدشه دار می کند، نباشد، نتیجه ی آن هر چند تلخ، برای مردم و دنیا شیرین است و قدرتها نمی توانند در برابر آن بایستند. ولی حیف که بعضی ها به همه لوازم دموکراسی تن نمی دهند.

۲. وقتی حماس پیروز شد، با آن که تا دیروز گروه تروریست مسلح شناخته می شد، بلافاصله اعلام کردند که با همه دنیا همکاری می کنند و به قواعد بین المللی پای بندند و قصد رویارویی با دنیا ندارند. این قاعده ی پیروزی است. بعد از انتخابات، آنها که به قدرت می رسند، باید روش خود را تغییر دهند و شعارهای تحریک آمیز ندهند.

امید که فلسطینی ها قدر دموکراسی را بدانند. حیف که خبر گزاریها، خبر از در گیری فتح و حماس می دهند. گویا عادت به اسلحه باعث شده که به راحتی لذت دموکراسی را نچشند.

 

۰۶ بهمن ۱۳۸۴
نگارستان رنگی عمر

 

 

 درتوقفگاه  سالروز تولد باید لحظه ای درنگ  و به جریان جاری عمر نگاه کرد.

به خوبی میتوان فهمید که امید به آینده  تنها دلیل  رنگی بودن نگارستان عمر است .

اجازه ندهیم سهم ما از این دنیای رنگی، سیاه و سفید باشد.

                                       

                                              ******************* 

گفت و گو با محمد علي ابطحي:
برخي شعارهاي ما با اصول ديپلماتيک منافات دارد


روزنا: " متاسفانه سالها است در کشور ما روشي اعمال مي شود که روش درستي نيست. در مواقعي که بناي تصميم گيري است و مهندسي تصميم گيري صورت مي گيرد، ديدگاه هاي متفاوت که عمدتا عقل گرا تر از ديدگاه هاي احساساتي و احيانا افراطي حکومتي است مورد بي توجهي کامل قرار مي گيرد .اما وقتي بحران ايجاد مي شود از تمام جريانات متفاوت خواسته مي شود که براي حفظ کليت نظام متحد باشند."

 


 محمد علي ابطحي ، مشاور رييس جمهور سابق  که با " روزنا"  درباره آرايش سياسي گروه هاي داخلي در صورت ارجاي پرونده ايران به شوراي امنيت گفتگو مي کرد، در ادامه مي افزايد: اين اتحاد به لوازمي نياز دارد که پيش از وقوع هر اتفاقي بايد مورد توجه قرار گيرد.   

عضو مجمع روحانيون مبارز، وحدت نظر در بحران هاي احتمالي آينده را منوط به استفاده از ديدگاه هاي صاحبنظران در اين روزهاي حساس مي داند  و مي گويد: شعارهاي افراطي که گاهي غير واقع بينانه در سياسيت خارجي طرح  و دنيا را به جاي حمايت به مخالفت از ما بر مي انگيزاند و با آنچه که با اصول ديپلماتيک براي گفتگو و مذاکره با دنيا ضروري است ، منافات دارد؛ متاسفانه اين روزها طرح مي شود مي تواند نتايج بسيار تلخي براي ملت ايران در پي داشته باشد.

 

در صورت ارجاي پرونده هسته ايي ايران به شوراي امنيت، افکارعمومي جهان کشورمان را به عنوان يک مجرم جهاني خواهند شناخت. روزنا اين نکته را با مشاور خاتمي مطرح  و نظر او را در اين باره جويا شد.

 ابطحي افکار عمومي جهان را عنصر بسيار تعيين کننده اي در تصميم گيري حکومت ها مي داند.

 او مي گويد: تصميم گيران فعلي کشور نسبت به افکار عمومي دنيا بي تفاوت هستند که اين رفتار ناپسندي در دنياي فعلي تلقي مي شود. ما امکان آن را داريم که در پرونده هسته ايي کشورمان افکار عمومي دنيا را به سود خود جلب کنيم. همچنان که در زمان آقاي خاتمي ، نظر مردم جهان در تضاد مستقيم با پرونده هسته ايي ايران نبود.

ابطحي از اينکه در سياست گذاري هاي فعلي توجهي به افکار عمومي نمي شود ابراز تاسف مي کند و مي گويد: بهترين فضاي تصميم گيري عليه ايران براي رهبران دنيا، افکار عمومي همراه با آنها و مخالف ايران است.

 

انتهاي خبر // روزنا - وب سایت اطلاع رسانی اعتماد ملی//www.roozna.com

۰۵ بهمن ۱۳۸۴
سفر رئیس جمهور به سوریه و مقتدی صدر به ایران

 

در سیاست خارجی رئیس هر کشوری خود را موظف می داند تا از منافع کشور خود پاسداری کند. مسئولان هر کشوری سفرها، گفت و گو ها، مصاحبه ها و نظرات خود را بر این اساس تنظیم میکنند.

در مورد سیاست خارجی ایران، در شرایط سخت حاکم بر دیپلماسی کشور و فشار سیاسی جهان در مورد پرونده ی هسته ای، در حالی که حامد کرزای، رئیس جمهور افغانستان، سفر از پیش تعیین شده ی خود را برای جلب حمایت اقتصادی در اجلاس سه جانبه لغو می کند، سفر رئیس جمهور ایران به سوریه و ملاقات با گروه های فلسطینی، البته که خیلی به نفع سوریه است و به سوریه ی متهم، منزوی و تنها می تواند کمک کند ولی سود آن برای ایران، مسأله ای است که من، و خیلی های دیگر آن را نمی فهمیم.

کاش لا اقل در بیانیه ی پایانی سفر، حداقل اشاره ی مختصری می شد به این که جزایر سه گانه ی ایرانی، به روایت سوریه نیز ایرانی است.

دیدار آقای مقتدی صدر در این شرایط از ایران و ملاقات با مسئولان عالی کشور و وعده ای که دادند که از ایران دفاع می کنند، هم بسیار تحریک آمیز بود و هم بسیار برای مردم کشورمان تحقیر آمیز.

کاش می شد لا اقل استدلال سیاست گزاران را حدس زد. و می شد فهمید که آیا این دیپلماسی جز ضرر برای ایران، دستاورد دیگری دارد یا خیر؟!

شاید آنها به این کارها به عنوان عوامل قدرت و رفتار ایذائی برای غرب می اندیشند ولی روز سختی ها جز مردم ایران، کسی به یاد و فکر ملت ایران نیست.

 

۰۴ بهمن ۱۳۸۴
فیلترینگ سایت های سیاسی

 

با حاکمیت یکدست فعلی و در غیاب هر نوع اعتراض داخل حکومتی و با هماهنگی کامل، بسیاری از سایتهای خبری و سیاسی در این چند ماهه در ایران فیلتر شده است. خبرگزاری های ایران رسما دیروز از فیلتر شدن سایت فارسی بی بی سی خبر داند. سایت انتخاب هم که کار خبری حرفه ای ارائه می کرد نیز جزء فیلتر شده هاست. در این مورد توجه به چند نکته ضروری است:

۱. تفکر فیلتر کردن خبر و اطلاع رسانی مدیریت شده، اندیشه دیرباز جوامع کمونیستی بوده است. در کره شمالی رادیوها هنوز فقط یک موج دارد، در دوران صدام رادیو موج کوتاه ممنوع بود و دستگیر می کردند. بیشترین تولید فنی ارتباطی کشورهای کمونیستی در دو دهه قبل، دستگاه های پارازیت بود که بر رادیوهای مخالف عمل می کرد. با انقلاب ارتباطات، آنها از مقابله با این موج خسته شدند. ماهواره ها آمد، رادیوها قابل دسترسی شد و از همه مهمتر، اینترنت همه خانه ها را فتح کرد. در این وضعیت جدید، همه به فکر آن شدند که سهم خود را در این حوزه های اطلاع رسانی مشخص کنند و به جای مقابله با مخالفان، حرف خود را بزنند. اکنون کسانی که در ایران سیاست بستن سایتها و فرستادن امواج بر روی ماهواره ها را دنبال می کنند، خیلی بی دلیل آب در هاون می کوبند. امکانات فنی موجود، آخر دست اندرکاران فیلترینگ را خسته خواهد کرد.

۲. بستن سایت رادیوها، که رسانه فراگیرتری را در اختیار دارند و صدای آنها از شبکه های ماهواره ای نیز شنیده می شود کاری غریب تر است. وقتی آنها امکان طرح نظرات خود را به صورت گسترده تر دارند، بستن سایت رادیو که مخاطبان کمتری دارد، بسیار بی منطق تر از سایر فیلترینگ هاست.

۳. زمزمه بستن سایت های خبری از چند هفته پیش با فضاسازی یکی از خبرگزاری ها آغاز شد. عنوان موضوع هم ساماندهی به سایت های خبری بود. درست مثل آنکه در ایام قتل های زنجیره ای، از چند ماه قبل مرتب گزارش های بولتنی در مورد آنها که بعدا کشته شدند نوشته می شد. در دوران آقای خاتمی این دل نگرانی از داخل وجود داشت. تازه به هر مناسبت با ربط و بی ربط دهها نفر در سایت ها علیه خاتمی می نوشتند و اعتراض می کردند و تومار می دادند. اکنون که هیچ یک از آنان نیست، این فضای بسته در مورد سایت های خبری و سیاسی بی اعتمادی حتی نسبت به خبرهای درست حکومت را تشدید می کند و فضا، کاملا برای رشد و پذیرش شایعات آماده می شود.

۴. تحمل نکردن سایت خبری انتخاب که گرداننده آن آقای مهدی فقیهی از نزدیکان و دوستان بخش قدرتمند حکومت است نیز از عجایب است. مهدی فقیهی سردبیر روزنامه انتخاب بود که سعی داشتند آن را میانه نگه دارند و خیلی ها هم در اواخر، آن را تریبونی علیه اصلاحات می دانستند. آقای فقیهی یک بار هم در مورد تقابل دیدگاه های آقای مصباح با مقام رهبری و در دفاع از اندیشه های رهبری، نظرات آقای مصباح یزدی را نقد کرده بود و مقاله ای نوشته بود که در قم تظاهراتی علیه وی راه انداختند. البته این گناه نابخشودنی بود.سایت انتخاب در این اواخر یکی از خواندنی ترین سایتها شده بود.

۵. اگر سیاست گذاران فیلترینگ سایتهای سیاسی معتقدند که اتفاقات و تصمیماتی در حال شکل گیری است که اطلاع مردم از آن درست نیست، فیلتر کردن سایتهای خبری به این هدف آنان کمکی نمی کند. این را همه صاحب نظران علوم ارتباطی می گویند.

۶. در نهایت آنچه براساس ارزش های دینی می تواند تاثیر منفی بگذارد، سایتهای ضد اخلاقی است. اگر دست اندرکاران وقت پیدا کردند به ساماندهی دسترسی به سایتهای ضد اخلاقی که مورد حساسیت همه دنیاست بپردازند، بیشترین نیاز جامعه و خانواده ها و رضای خدا را کسب می کنند. ولی ظاهرا گرفتارند و سایتهای سیاسی اولویت دارد.    

 

۰۳ بهمن ۱۳۸۴
تفاوتهای روزنامه اعتماد ملی

 

همزمان با ایام عید غدیر و در اولین روز بهمن، روزنامه اعتماد ملی با صاحب امتیازی جناب آقای کروبی و مدیر مسئولی دوست خوبم آقای حق شناس در شکل کاملا حرفه ای منتشر شد. به اعتقاد من علاوه بر آنکه صرف انتشار هر روزنامه ای میمون و مبارک است، این روزنامه از چند نظر می تواند در شرایط کنونی کشور یک اتفاق مهم و متفاوت فرهنگی و سیاسی تلقی گردد:

۱. صاحب امتیاز این روزنامه آقای کروبی است. ایشان در میان سیاستمداران کشور از سه ویژگی شجاعت، صراحت و واقع بینی بر خوردار است. سوابق روشن قبل و بعد از انقلاب، نزدیکی غیر قابل انکار با رهبر فقید انقلاب، مسئولیت های کلیدی و اطلاعات فراوان از پیدا و پنهان همه ی مسائل ۵۰ ساله سیاسی کشور، داشتن قدرت لابی و روحیه آزادی خواهی پشتوانه ی شجاعت اوست. ثبات فکر، مردم دوستی، تحمل رنجهای فراوان در قبل از انقلاب و تهمت ها و نامردی ها در بعد از انقلاب، مردانگی و لوتی مسلکی، و باور به شعارهای مردم سالارانه و تا حدودی وابستگی به فرهنگ لری باعث شده تا افکار عمومی ایشان را آدمی با صراحت لهجه بشناسد. در کنار این دو خصلت، آشنایی ایشان با بافت قدرت و شناخت از مراکز پنهان و آشکار قدرت و مراکز تاثیر گذار او را شخصیت واقع بینی کرده است که به حق یا ناحق همین خصلت او را در معرض نقد یا حمایت گروههای سیاسی قرار داده است. آنچه مسلم است این پشتوانه برای روزنامه اعتماد ملی یک قدرت جدی تلقی می شود.

۲. بر اساس اطلاعاتی که دارم جمعی از بهترین روزنامه نگاران حرفه ای کشور که پس از هجوم فله ای به روزنامه های اصلاح طلب امکان کار حرفه ای نداشتند جذب این روزنامه شده اند. اگر چه بسیاری از آنان نتوانستند در داخل بمانند. این سرمایه بزرگی است. زیرا با روش تجربه و خطا روزنامه اعتماد ملی کار خود را آغاز نمی کند. واقعیت این است که کشور ما در سالهای اخیر توانسته روزنامه نگاران حرفه ای و کارشناس و تحصیل کرده ای را به جامعه عرضه کند. استفاده از این سرمایه ی ملی حرمت گذاری به مردم و رسانه است. امیدوارم دوستان روزنامه نگار هم از این فرصت بهره ببرند و کاملا حرفه ای، همانگونه که علم رسانه آن را تعریف کرده است قلم بزنند. بالاخره باید پذیرفت که ارتباطات در یکی دو دهه ی اخیر تبدیل به یک علم و یکی از رشته های جدی دانشگاهی در سراسر دنیا شده است.

۳. اگر چه به دلایل غیر طبیعی و مختلفی امروز کل حاکمیت یکدست شده و اصلاح طلبان در اداره کشور حضور ندارند اما همه می دانند هنوز اصلاحات خواست اکثریت مردم ایران است. بی شک روزنامه اعتماد ملی تریبون جریان اصلاح طلبی است و با توجه به جایگاه پدرانه آقای کروبی این روزنامه می تواند به سازماندهی فکری و عملی همه اصلاح طلبان کمک کند؛ به تصحیح نارسایی های سابق بپردازد و دلخوری هارا کاهش دهد. از این جهت روزنامه اعتماد ملی یک گام شیرین برای ملت ایران و اصلاح طلبان تلقی می شود.

۴. از روزنامه اعتماد ملی انتظار می رود که در مسائل داخلی اخبار ویژه فراوانتری داشته باشد. دسترسی به این اخبار برای روزنامه اعتماد ملی بیشتر است. همچنانکه با توجه به دوستی آقای کروبی با همه دست اندر کاران مطرح و فراموش شده تاثیر گذار این سه دهه، ذکر صادقانه خاطرات انقلاب و سیر اتفاقاتی که از آغاز تا امروز روند کشور را تعیین کرده است یک ضرورت است. بخصوص که تاریخ نگاری انقلاب به دلیل قدرت جناح محافظه کار بر مراکز رسمی تاریخ نویسی باعث شده همه حقایق نگارش نشود.

ضمن تبریک مجدد انتشار روزنامه اعتماد ملی، امیدوارم این روزنامه ترجمان شجاعت، صراحت، و واقع بینی آقای کروبی باشد و باعث امید و اعتماد ملی گردد.

 

۰۲ بهمن ۱۳۸۴
گزارش نشست مؤسسه گفت و گوی ادیان در تهران

 

از روز پنجشنبه ۲۹ دی ماه تا شنبه ۱ بهمن و همزمان با عیدسعید غدیر دومین نشست سه جانبه ی مؤسسه گفت و گوی ادیان و کلیسای انگلیکن انگلیس و کلیسای لوتری آلمان، در تهران برگزار شد. ما (همسرم، من و دوستان خوب همکارم در مؤسسه ی گفت و گوی ادیان) به عنوان میزبان، صبح تا شب گرفتار این نشست بودیم. سایت سمینار را میتوانید اینجا بخوانید.اولین نشست آن در سه ماه قبل در لندن برگزار شده بود. مسئله ی گفت و گوی ادیان با هدف نزدیک شدن به مشترکات و دور شدن از رویارویی دینی یک ضرورت غیر قابل انکار دنیای فعلی ماست. در این سه روز، شش محور در جلسات فشرده بحث شد: هدف از گقت و گوی دینی، مشکلات اقلیت ها در کشورهای مختلف، تفاوت های کلامی در اسلام و مسیحیت، تفسیرهای سنتی و جدید از ادیان، جنبه های مثبت و منفی تاریخی روابط اسلام و مسیحیت، نقش دولتها و مؤسسات غیر دولتی در گفت و گو.

بیشترین جلسات بحث و گفت و گو در مؤسسه ی گفت و گوی ادیان صورت پذیرفت. مرکز مطالعات وتحقیقاتادیان ومذاهب قم هم بعد از ظهر روز پنجشنبه، میزبان ما بود. فضلای حوزوی جوان با همت جناب آقای نواب، بر عکس آنچه ممکن است تصور رود، بسیار پر عمق و با سعه ی صدر و دید باز به این مسائل پرداخته اند. آشنایی این طلاب با زبان انگلیسی و به خصوص با لغات علمی، توجه اعضا را جلب کرده بود. در قم علاقه مند بودند که به حرم حضرت معصومه بروند. یکی از خادمان حرم، شرط ورود را مسلمان شدن آنها می دانست. اما بالاخره از صحن های حرم بازدید کردند.

صبح جمعه، مراسم در کنیسه ی یهودیان برگزار شد. گزارش مفصلی از سابقه ی کنیسه و سابقه ی یهودیان توسط خاخام بزرگ یهودیان و روحانیون جوانتر آقای یاشائی و نماینده کلیمیان در مجلس ارائه شد. خاخام هم در ابتدای ورود چند آیه از مزامیر داوود را خواند؛ به زبان عبری بود. بعد از ظهر هم سری به کلیسای ارامنه ی تهران زدیم. گروه سرود ارامنه ۶ سرود به افتخار مهمانان اجرا کردند و بعد از آن آقای دیویدیان، نماینده ی سابق ارامنه و نیز روحانی کلیسا در مورد وضعیت ارامنه توضیحات خوبی ارائه کردند. کنار حیاط کلیسا هم جایی به یادبود کشتار ارامنه در ترکیه بنا کرده اند. رئیس شورای خلیفه گری ارامنه می گفت مشکل اصلی ما با ترکیه این است که هنوز از این کار عذرخواهی نکرده است.

در روز آخر هم آقای موالی زاده، مدیر کل سیاسی وزارت کشور و آقای میردامادی، مدیر مرکز گفت و گوی ادیان سازمان ارتباطات هم گزارش رسمی و دولتی از وضعیت اقلیت ها و گفت و گوی ادیان را به ما ارائه کردند. آخرین جلسه گفت و گویی هم در دیدار جمع با آقای خاتمی صورت گرفت. من و رئیس گروه آلمانی و انگلیسی محورهای عمده ی مباحث ارائه شده را مطرح کردیم. آقای خاتمی هم مثل همیشه که وقتی اهل فکر و فرهنگ را می بیند به وجد و نشاط می آید، بحث مفصلی با استفاده از آیات قرآن در مورد پذیرش سایر ادیان ابراهیمی توسط اسلام و قرآن را مطرح کرد. آخرین نهار را هم در غیاب رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات، مهمان آن سازمان بودیم. خلاصه چند روزی غرق در مباحث فکری و فرهنگی بودم و از عالم سیاست به دور! و چه لذت بخش بود.

امیدوارم سر فرصت، محورهای مهم بحث های جدی این نشستها را بتوانم در این جا بیاورم. زیرا باز هم تکرار می کنم در حالی که صدای ناقوس مرگبار درگیری های دینی از جای جای دنیا بلند است، گفت و گو و نزدیکی متولیان دینی مفیدترین پروژه ی صلح آمیز آینده ی جهان است.   

 

۰۱ بهمن ۱۳۸۴
خرافات

 

خرافه در کتب لغت به حدیث باطل، افسانه و اسطوره معنا شده است. اخیرا چند مقاله در مورد مسأله ی خرافات می خواندم. عمدتا خرافه ها ریشه های منطقه ای دارد. مثلا بخش عمده ای از آسیا، یا اروپا و یا کشور های خاورمیانه هر کدام خرافه های مشترکی دارند. در یک نظر سنجی خواندم که حتی اساتید عقلانی ترین مسائل در دانشگاه ها هم در یواشکی خود به نوعی به این خرافه ها پای بندند. دلیل روانی آن را هم روان شناسان در این می دانند که تصور می کنند از عمل کردن به خرافه ضرری نصیب آنان نمی شود؛ ولی احتمال ضرر در عدم پای بندی به آن هست. همین نقطه ی روانی متأسفانه عامل رشد خرافه ها شده است و بسیاری از کسان هم در همین نقطه مسکن می گزینند و از این حفره ی روانی سود های شخصی و اجتماعی می برند.ساکنان این حفره ها متأسفانه در بسیاری از موارد اعتقادات دینی را دستاویز خود می کنند. آدم هایی که به فکر جامعه بوده اند، همیشه آنها را به عقلانیت فرا می خوانده اند. ولتر در سال ۱۷۶۱ در نامه ای نوشته هر کاری مایل هستید انجام دهید فقط خرافه را نابود کنید. آنهایی که به بقای اصول و پایه های اصلی ادیان معتقدند باید بیشتر از دیگران به پالایش خرافه ها از ساحت دین بپردازند، زیرا آنان که به بقای خود فکر می کنند بیش از دیگران به خرافات به نام دین پای بند هستند!  

 

8   4       ۱    ۲    ۳      3 7
© Copyright 2003-2019, Webneveshteha.com. All rights reserved.