۲۰ بهمن ۱۳۸۳
هنرمندان پيش كسوت را پاس بداريم

 

حضور نيروهاي جوان هنرمند در عرصه ي سينما و تئاتر يكي از ضرورتهاست. انصافاً هم در طول اين سالها جامعه ي هنري كشور، نيروهاي جوان، پر استعداد، هنرمند و خوش چهره ي فراواني را جذب كرده و آنان را رشد داده است و توانسته اند جاي قديمي تر ها را پر كنند.

اما نكته اي كه در اين ايامي كه هنرمندان سينما و تئاتر به دليل جشنواره هاي دهه ي فجر ظهور فراوانتري دارند، بايد به آن اشاره شود اين است كه:

هنرمندان قديمي، دوران سختي را پشت سر گذاشته اند. گذر از مقطع انقلاب، دشواري هاي اول انقلاب و مقاومت غريبانه ي آنان را بايد پاس داشت.

خوشبختانه هنرمندان به دليل روح پر لطافت خود، همواره به پيش كسوتان احترام لازم گذاشته اند، اما در عين حال توجه مجدد هنرمندان جوان به حرمت گذاري به قديمي ها ضروري است.

گاهي بعضي از قديمي ها دل شكستگي هايي از بي مهري هاي جوانان دارند. شايد هم از تصميم گيران اين حوزه ها، به خصوص كارگردانان و توليد كنندگان كه كمتر به آنان نقش پيشنهاد مي دهند، رنجيده باشند. ولي هر چه باشد در اين بحبوحه ي هنر و فرهنگ در دهه ي فجر مبادا كه پيش كسوتان سينمايي و يا تئاتر دلگير باشند. هنرمندان جوان بايد به اين نكته توجه نمايند تا فردا هنرمندان جوان آينده قدرشان را پاس بدارند.

من اعتقاد دارم ملت با حافظه ي خوبي كه دارد، همواره هنرمندان پيش كسوت در برابر چشمان آنها سر بلند خواهد ماند.

۱۹ بهمن ۱۳۸۳
دبیر کل حزب الله ایران!

 

آقای باقر خرازی، پسر برادر آقا کمال و برادر آقا صادق، حدود 15 سال پیش رهبر حزب الله بود. بیانیه می داد و در قم، حزب الله به راه انداخته بود. دشمن اصلی اش در آن موقع آقای خاتمی به عنوان وزیر ارشاد و آقای محمد هاشمی بعنوان رئیس صدا و سیما بود که مرتب علیه آنان بیانیه می داد و سخنرانی می کرد.

من هم به دلیل رفاقت پدرم با ایشان با وی دوست بودم. 10 سالی بودکه از ایشان خبری نبود. هفته ی پیش دیدم دوباره به عنوان دبیر کل حزب الله بیانیه داده است. بی خبر از انکه در این چند سال کلی رهبری حزب الله دست به دست شده و کلی  از اعضای رسمی آن و رؤسای آن تغییر عقیده داده اند. عمو هشت سال است که وزیر خارجه است و برادر بزرگوارش صادق، در کنار شانزلیزه سفارت جمهوری اسلامی را بر عهده دارد.

از حرفهای قشنگی که زده، اینکه ما بمب اتم داریم و لابد اگر آمریکایی ها حماقت کنند و حمله کنند، بمب اتم به استقبال آنان می رود.

خیلی خوب است که اوضاع ایران برای دنیا روشن است و کسی حرفهای آقای باقر خرازی را تحویل نمی گیرد و الا در حالی که همه ی قدرت دیپلماسی ایران در حال تلاش است که بازرسان بین المللی را دعوت کنند تا بفهمند که ما حتی قصد ساختن بمب اتم را نداریم، این حر فها چقدر هزینه داشت.

حالا هم اگر آقا باقر، مثل دهسال گذشته آرام بگیرند خیلی بهتره! آخه ما باید حق دوستی دوران کودکی را ادا کنیم! به نفع کاندیداهای جناح راست هم هست که این حرفها لا اقل تا انتخابات ریاست جمهوری کمتر زده شود. از ما گفتن بود!!

۱۸ بهمن ۱۳۸۳
خرافه ها، اين بار در sms و e-mail

 

يادم هست بارها در حرم امام رضا عليه السلام افرادي را مي ديدم كه با نگراني و عجله دنبال يافتن كاغذ بودند و يا از زائران خودكار طلب ميكردند و به جاي زيارت، به نوشتن مطلبي مشغول بودند. ماجرا از اين قرار بود كه كسي پشت كتاب دعايي مي نوشت كه مثلا به خانم ها بگويند حجاب را رعايت كنند و هر كس اين مطلب را پشت مثلا 8 تا، 10تا، 14 تا كتاب و يا كاغذي ننويسد خبر بدي به او خواهد رسيد! و انسان چقدر براي دفع خطر احتمالي، عقلش را فراموش مي كند.

 

                          ************************

اخيرا اين رفتار بي منطق و مرتجعانه، شيك شده و به جاي پشت جلد مفاتيح و كتاب دعا به sms ها نفوذ پيدا كرده است. شعري، بياني و به دنبالش : اين را براي 9 نفر forward كنيد و الا خبر بدي به شما خواهد رسيد! باز يك مرحله بيشترش هم اينكه وقتي اوركات را ميديدم، پيامي به همين مضمون روي ايميل orkut هم رسيده بود.

 

                          ************************

اين رفتارهاي بي منطق، مثل پررونق شدن دكان صاحبان جادو و جمبل، زنگ خطري است كه نشانه ي عمق بي منطقي و كم عمقي است. حداقل از جامعه ي جوان و بكارگيران sms و e-mail چنين انتظارهايي نمي رود. اگر قرار باشد خبر بد برسد، چه Forward بكنيم با نه، خواهد رسيد و اگر هم چنين چيزي نباشد، خبر بد هم نمي رسد اگر به جاي 9 بار 1000 بار forward شده باشد.

 

                       **************************

 

بايد عقلاني رفتار كرد. شك نيست فضاي رفتارهاي غير منطقي و واپسگرايانه در جامعه ي اسلامي و بخصوص از رسانه هاي جمعي، در دور كردن جامعه از رفتارهاي عقلاني تاثير بسيار پر اهميتي دارد.

۱۷ بهمن ۱۳۸۳
براي جلوگيري از تهديدات آمريكا بايد به حقوق بشر و آزادي توجه كرد

 

مدتي است هر چندي يكبار دولتمردان آمريكا، و اخيراً دولت زنان! آن كشور، ساز تهيداتي نسبت به حمله و هجوم و يا فشار هاي متفاوت به ايران را كوك مي كنند.

اين تهديدها را بايد از دو منظر مورد توجه قرار داد.

يك: اينكه دخالت خارجي همواره در تاريخ ايران اثر معكوس دارد و باعث انجام ملت بزرگ و پر غرور ايران خواهد شد.

دوم آنكه: نبايد صرفاً بدليل اينكه آمريكا چنين تهديداتي را انجام مي دهد، محتواي حرفهاي آنان مورد بي توجهي قرار گيرد. به عبارت ديگر دادن بهانه بدست كساني كه قصد زدن ايران را دارند، جاي افتخار ندارد. بخصوص آنكه اگر در اثر اين تهديدها ملت ايران دچار آسيب شوند. حتي آسيب هاي اقتصادي و اجتماعي.

در بسياري از كشورها كه متهم به بي توجهي به حقوق بشر هستند، و عليه آنان قطعنامه منتشر مي شود، مردم آن كشورها هنوز به رشدي نرسيده اند كه مسائل حقوق بشري يكي از مشكلات داخلي آنان باشد.مثلاً شايد نسبت به مسئله ي حقوق زنان عربستان سعودي مورد نقد بسياري از فعالان حقوق بشر باشد. اما در داخل عربستان هنوز جامعه ي عربي آن كشور، آزاديهاي حد اقل براي زنان را نمي پذيرد. و از اين رو  بين فشارهاي خارجي و حساسيت هاي داخلي هماهنگي وجود ندارد.

اما نبايد فراموش كرد كه جامعه ي ايراني به دليل تمدن و سابقه و سوادي كه دارند، در داخل نسبت به حقوق بشر حساسيت ويژه اي دارند. زنان، جوانان، روزنامه نگاران، وبلاگنويسان، اقليتها و فعالان سياسي، همه از حوزه ي احقاق حقوق بشر، صاحب ادعا و حرف هستند. و فضاي داخلي كشور، نمي پذيرد كه حقوق بشر، دموكراسي و آزادي، مورد بي توجهي قرار گيرد. به اين دليل به جاي بي اعتنايي به مسايل حقوق بشر، و اعلام اين كه حقوق بشر، ابزار كار سياست پيشگان بين الملل است، بايد براي حفظ كشور از مشكلات و تهديدهاي مسائل حقوق بشري و آزادي هاي اجتماعي و سياسي از اصلي ترين مسائل مورد توجه مديريت كشور قرار گيرد.

اين بهترين راه حل نجات كشور و حفظ مردم از آسيب هاي بيروني است و اگر آن را جدي نگيريم، فضا را براي دخالت خارجب ها فراهم خواهد كرد.  

۱۶ بهمن ۱۳۸۳
درباره ي اخبار متفاوت 20:30 شبكه دوم

 

اوايلي كه اخبار متفاوت 20:30 شبكه ي دوم سيما راه اندازي شده بود، من از آن خبر نداشتم. آن ايام مصادف شده بود با استعفاي من از معاونت حقوقي و پارلماني مجلس، كه گفتند در تلويزيون گفته شده است دليل استعفاي من عدم امكان همكاري با مجلس نبوده و دلايل ديگري داشته است. همان كه بعدها در روزنامه هاي افراطي نوشتند كه خاتمی به دلايل اخلاقي مرا به استعفا مجبور كرده است! و من به دليل شنيدن فراوان اتهامات گوناگون به آن توجهي نكردم. بعد شنيدم در تلويزيون و در اخبار به نقل از لثارات به من گفته شده: بامشاد كابينه. در افطار رئيس جمهور آقاي ضرغامي را ديدم، آمدم گله كنم  اين حرفها چيست كه در تلويزيون كشور كه هيچ وقت اسم مرا نمي برده، مي گوييد؟ آقاي ضرغامي با زيركي خاصي گفت: اين همان پيشنهاد شما است كه مي گفتيد شكل اخبار را متفاوت كنيد. راست هم مي گفت. در اولين جلساتي كه ايشان رئيس صدا و سيما شده بود من در دولت به ايشان اين پيشنهاد را داده بودم. از آن موقع تازه فهميدم كه اخبار متفاوتي در صدا و سيما هست. هر وقت فرصت مي كردم به آن گوش مي دادم. وظيفه ي فرهنگي خودم دانستم كه از اين شيوه ي خبر رساني صدا و سيما كه كاملاً با خبرهاي روتين صدا و سيما كه همه در قاب و كادر هستند متفاوت است، تقدير كنم.

انصافاً بر و بچه هاي با ذوقي آن را اداره مي كنند. اگر به نيروهاي خلاق صدا و سيما و بخش هاي ديگر هم اجازه ي آزادي عمل دهند، آنها هم مي توانند ابتكارات مخاطب جذب كننده اي داشته باشند.

اين كه سعي مي كنند خود را بي طرف نشان دهند نيز بخش مهم اين حركت صدا و سيما است. البته در محافل مذهبي معروف است كه در زمانهاي دور مداحي مرتب روي منبر غش مي كرد و اتفاقاً وقتي مي خواست سقوط كند، به طرف قسمت زنانه سقوط مي كرد! اخبار 20:30 هم اگر چه خدا وكيلي مرتب به سمت جناح راست غش مي كند، ولي در مجموع شرايط حاكم بر صدا و سيما، اصل اينكه دست اندركاران 20:30 توانسته اند قالب هاي جاري را بشكنند، كار قابل تقديري است. به آنها هم خسته نباشيد مي گويم.

۱۵ بهمن ۱۳۸۳
دهه ي فجر، ايام بروز فرهنگ و هنر ايران

 

يكي از خصوصياتي كه سنت خوبي بود كه از دوران وزارت ارشاد آقاي خاتمي پايه ريزي شده، اين است كه دهه ي فجر، ايام بروز فرهنگ و هنر كشور است.

جشنواره سينما، موسيقي، تئاتر و جايزه ي كتاب سال همه نشان از آن دارد كه دهه سالگرد انقلاب، ايام يادآوري فرهنگ و هنر ملي ايران است.

اين سنت، جاودانه ترين چيزي است كه دهه فجر را براي مردم با ساير ايام متمايز مي كند.

واقعاً هم هنر و فرهنگ را از ملت پر هنر و پر تاريخ ايران نمي توان جدا كرد. شايد اين روش ماندگار در دهه ي فجر از يك واقعيت ديگر هم حكايت دارد: آنان كه به فرهنگ و هنر غني كشور اعتنا ندارند و انقلاب را خارج از اين چهارچوب تعريف مي كنند، از روح انقلاب فاصله دارند.

از دست اندركاران به خصوص از وزارت فرهنگ و ارشاد كه اين سنت حسنه ي آقاي خاتمي را ادامه مي دهند، تشكر مي كنم.

                     *******************

در ضمن، در ده روز آينده كمتر امكان دسترسي به  كامپيوتر دارم و طبعاً امكان بررسي پرسش و پاسخ ها را ندارم.

بعد از پايان هفته ي آينده دوباره به سؤالات پاسخ خواهم داد.

۱۴ بهمن ۱۳۸۳
كانديداها بايد نقد شوند

 

ديروز مصاحبه اي در مورد انتخابات با سايت آفتاب وابسته به مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت داشتم. آن را مي توانيد اينجا بخوانيد. حتی خبرنگار سرشناس سايت آفتاب در مقدمه نوشته كه مصاحبه محافظه كارانه اي كرده ام! ولي چون در اين مصاحبه مفصل، در بخش كوتاهي دوران نا امني سياسي آقاي هاشمي رفسنجاني در دوره ي گذشته را نقد كرده بودم، با بازتاب تند روزنامه هاي رسالت و جمهوري اسلامي و بعضي دوستان آقاي رفسنجاني روبرو شدم. سايت آفتاب هم مصاحبه ي مرا، حتي از آرشيو خود هم پاك كرد!

البته در همين جا از دست اندركاران سايت آفتاب كه با من مصاحبه كردند، ممنونم ها!

                           ****************************

اين مقدمه را براي اين گفتم كه نه تنها دوستان آقاي رفسنجاني كه علاقه مندان به همه ي كانديداها بايد به آن توجه كنند، اگر جلو نقد كردن شخصيتها گرفته شود، نشانه ي محبوبيت و قدرت آنها نيست، بخصوص كه اگر در آستانه ي آزمون انتخابات باشند. انتخابات يعني توجيه كردن افكار عمومي. وقتي شخصيت هايي مثل آقاي رفسنجاني، لاريجاني، كروبي، معين و ولايتي كه هر كدام در بين مردم داراي پرونده ي كاري و سياسي هستند كانديدا مي شوند، بايد اذهان عمومي را نسبت به نقاط منفي و مثبت تاريخچه ي خود توجيه كنند. طبعآً اگر علاقه مندان به آقاي هاشمي براي نا امني سياسي و فرهنگي دوران رياست جمهوري ايشان، افكار عمومي را توجيه نكنند، نمي توانند انتظار اقبال مردم را داشته باشند.راهكار عملي حفظ و ايجاد آزاديهاي اجتماعي و سياسي بزرگترين شاقول اندازه گيري جامعه براي رأي دادن خواهد بود.

                         *********************************

دوست خوبم آقاي جبارزاده كه از طرفداران آقاي هاشمي رفسنجاني است در مجلس و در پاسخ به گفته هاي من فرموده اند كه اگر در دوران آقاي هاشمي وحشت و رعب بود، پس خاتمي و ابطحي چطور به صحنه ي سياسي وارد شدند؟ ما چرا با آقاي جبارزاده نسبت به گذشته بحث كنيم؟ خاطره اي است كه خود مردم و آقاي جبارزاده از آن ايام كم و بيش اطلاع دارند و دلایل انتخاب آقای خاتمی را می دانند. بهتر اين است كه به اين سخن با ديد خوش بينانه برخورد كنيم و آن اينكه اگر آقاي هاشمي رئيس جمهور شدند، رعب و وحشت در جامعه نخواهد بود. اگر چنين نظري دارند كه تمام نقد بنده نيز همين را اشعار مي داشت ما هم از آن رفتار استقبال می کنبم.

             **********************************

حالا بعد از همه ي اين حرفها، چه بايد كرد كه مردم احساس كنند حضورشان در انتخابات براي آينده شان ضروري است؟ فكر كنم لااقل در ايام انتخابات مردم نقش بايد داشته باشند!

 

 

۱۳ بهمن ۱۳۸۳
پارادوكس اصلاحات در كشورهاي عربي

 

يكي از مسايلي كه در سالهاي اخير در جهان عرب مورد مناقشه بوده است، مسئله ي اصلاحات در كشورهاي عربي است. آمريكا از سردمداران فشار بر جهان عرب بود كه بايد اصلاحات در اين كشورها صورت پذيرد. اما ظاهراً رهبران عرب بدلايل مختلف آمريكا را قانع كرده اند كه اصلاحات از خارج از مرزهاي كشورهاي عربي نمي تواند براي آن كشورها مفيد باشد.

اصلي ترين مسئله وجود حساسيت هاي متفاوت در كشورهاي عربي است. به عنوان مثال سوريه نمي تواند يك تظاهرات حتي محدود را تحمل كند، مصر خط قرمزش وجود انتخابات آزاد است، در عربستان سعودي در مسايل مربوط به زنان حساسيت ويژه وجود دارد تا آنجا كه وقتي براي اولين بار چندي پيش يك خانم سعودي محجبه در تلويزيون آن كشور ظاهر شد مورد حمله و تعرض همسرش قرار گرفت.

از نظر سياسي نيز، اگرچه تقريبا همه ي كشورهاي عربي رابطه ي سياسي خوبي با آمريكا دارند ولي همواره آمريكا مخالفاني را حمايت مي كرد كه طرفدار ليبراليزه شدن اين كشورها بوده اند. بعد از 11 سپتامبر معادله برعكس شد وحكومت هاي كشورهاي عربي، خود از طرفداران پر و پا قرص ليبراليزه كردن كشورهاشان شدند. عملا مخالفان از صحنه حذف و حكومت ها نقش ليبراليزه كردن كشورهاشان را به دست گرفتند. طبعا در اين ميانه اصلاحات آمريكا مورد نظر رهبران جهان عرب نيز قرار گرفت، ولي به دليل ليبراليزه شدن مردم، هر نوع فراهم كردن بستر دموكراسي در اين كشورها نهايتا به رشد راديكاليزم ديني منجرمي شد. اين همان پارادوكسي است كه طرفداران اصلاحات در جهان عرب و آمريكا در آن مانده اند. شايد به همين دليل سخنان رهبران عرب كه معتقدند اصلاحات بايد از درون باشد تا با شناخت كافي از روحيات افكار عمومي بتوانند آرام آرام آن را سامان دهند قابل قبول باشد. در اين ميانه عربستان سعودي از ساير كشورها مشكلات بيشتري دارد. سالها به جريان افراطي مذهبي امكان رشد داده است تا شايد از عنصر افراطي گري مذهبي در ابتدا و در برابر كمونيست و سپس در برابر فكر صدور انقلاب شيعي ايران، سپر مقاومت درست كند. وقتي زمام اين جريانات مذهبي با پديده بن لادن از دست آنها خارج شد، به راحتي نمي توانند تبليغات دو دهه ي اخير را از ذهن و دل مردم بيرون كنند.

 

۱۲ بهمن ۱۳۸۳
چند مطلب گوناگون

 

1- بخش پرسش و پاسخ سايت كه بايد به محل تبادل آراء و نظرات مردم تغيير نام پيدا كند، بسيار مورد استقبال قرار گرفته و خيلي ها معتقدند كه از خود سايت هم خواندني تر شده است. من هم سعي مي كنم كه مرتب آن را بروز كنم. البته اهانتها و فحاشي ها به اسلام و معصومين و قرآن و نيز اهانت مستقيم و فحاشي به رهبري و مسئولان عاليرتبه را حذف مي كنم. به خودم هر چه بگويند، اگر فحاشي هاي ناجور نداشته باشد، آن را پابليش مي كنم. خودم هم قبول دارم كه بخش خواندني شده است. فقط تقاضا مي كنم كوتاه بنويسيد، مطالب سايت هاي ديگران را در اينجا نگذاريد و اگر امكان دارد فينگيليش ننويسيد! ضمناً آنها كه مي خواهند ايميل بزنند، كه تازگي درست شده، در بخش ايميل بفرستند و ايميل ها پابليش نميشود. البته باز هم تذكر مي دهم كه مسئوليت نوشته ي افراد با من نيست، و طبعاً پاسخ هاي من خيلي كوتاه است.خيلي ها هم به شماره ي صفحات توجه نمي كنند و به صفحات بعدي مراجعه نمي نمايند. جوابشان هست و هي ايراد ميگيرند كه پاسخ نداده ايد!

2-دوستان اوركاتي كه در پروفايل سوم، بعد از پر شدن دو پروفايل هزارتايي ميزبانشان هستم، و نيز خوانندگان وبنوشت كه با ايميل صدها تبريك تولد برايم فرستاده بودند، مرا جداً و عميقاً تحت تأثير قرار دادند. فقط مي توانم بگويم از تك تك تبريك گويندگان تشكر مي كنم. لطف و محبت آنها بزرگترين افتخار زندگي من است.

3- اگرچه راه رسيدن به اوركات فراوان است! اما به همين مناسبت تأسف خود را از فيلتر شدن آن بار ديگر ابراز مي دارم. در بدترين شكلي كه فيلتركنندگان گمان مي برند، بازهم در جامعه ي فعلي، وقت گذراندن در اوركات، از بهترين و سالمترين كارها براي جوانان است. به هر كجا كه دستم رسيده است گفته ام! خيلي ها كه نمي دانند چيست و به آن اهميت نمي دهند. بعضي ها هم كه قول داده اند كه دنبال كنند.

4- خبر نگار پر تلاش و كارآشناي خبرگزاري تازه تأسيس آفتاب در مورد انتخابات مصاحبه ي متفاوتي با من كرده است كه مي توانيد در اينجا مطالعه كنيد.

۱۱ بهمن ۱۳۸۳
كانديداتوري زنان

 

بحث كانديداتوري زنان براي رياست جمهوري يكي از بحث برانگيزترين مسايل قبل از انتخابات است.

انصافاً وقتي خبرگان اول به جاي اين همه لغت شفاف، تعمد دارند ازكلمه ي رجال سياسي استفاده كنند، مي توان يقين پيدا كرد زنان كارآمد نيز از رجال سياسي هستند. عقل و شرع نيز تاييد مي كند. وقتي با معيارهاي كارآمدي و شرايط قانون اساسي كسي بتواند در جايگاه رياست جمهوري قرار گيرد و مردم نيز او را انتخاب نمايند،چرا نتواند كانديدا شود؟ دلايلي كه براي كانديدا نشدن زنان ارائه مي شوند با هيچ مبناي عقلي قابل قبول نيست، كه بايد تا انتخابات اين موضوع توسط اهل انديشه و سياست بيشتر مورد بحث قرار گيرد تا حق طبيعي زنان براي كانديداتوري به رسميت شناخته شود.

در ميان مخالفت هايي كه با كانديداتوري زنان مي شود، روز چهارشنبه نوشته اي در روزنامه ي دست راستي رسالت خواندم، استدلال عجيبي براي عدم كانديداتوري زنان كرده بود. رسالت مي نويسد: اگر فرض كنيم رئيس جمهور يك زن باشد و خدا هم به او فرزندي در ايام تصدي رياست جمهوري عطا نمود چه بايد كرد؟ طبق قوانين جمهوري اسلامي (قانون حمايت از مادران-ماده ي 3) او مي تواند از 4 ماه مرخصي با حقوق بهره مند باشد. سوال اينجاست كه آيا مي شود مملكت را 4 ماه تعطيل كرد؟

اين استدلال فوق عجيب از همان جايگاهي است كه فقط زن را براي زاد و ولد و بهره وري جنسي مي شناسد و متاسفانه با اين اهانتها به جامعه ي زنان كه سالهاست بيشتر از مردان در كنكور قبولي دارند و كارآمدي علمي خود را به اثبات رسانده اند، بيشتر از هر زمان بايد اصرار كرد كه زنان در برابر اين موج واپسگرايي ايستادگي كنند و خود را براي همه ي مسئوليت هاي رسمي كانديدا نمايند.

تا جناح راست در آستانه ي انتخابات، اين نويسندگان را دارد كه اهانت به زنان را وظيفه مي دانند، چگونه به پيروزي خود در انتخابات مي انديشند؟ اين نوشته ها دم خروسي است كه شعارهاي مقطعي مترقي كانديداهاي جناح راست را با قسم حضرت عباس هم به باور مردم نمي نشيند.

8   4       ۱    ۲   ۳       3  7
© Copyright 2003-2019, Webneveshteha.com. All rights reserved.