۰۸ دی ۱۳۸۷
قربانیان مظلوم غزه


کشتار بی‌رحمانه مردم غزه این‌بار موج خشم سراسری جهان اسلام را برانگیخته است. بعضی از سیاستمداران می‌گویند این کار ریشه در مسائل داخلی اسرائیل دارد و جنگی است که احزاب گوناگون برای به‌دست‌ آوردن کرسی ریاست دولت به راه انداخته‌اند. بعضی‌ها ریشه‌ی روداری اسرائیل برای این جنایات را در اختلافات درونی فلسطینیان و وامداری کشورهای عربی از آمریکا می‌دانند و شاید هم بر این باور باشند که چون اسرائیل در جنایاتش مورد مواخذه‌ی جهان و به‌خصوص آمریکا قرار نمی‌گیرد. به راحتی چنین می‌کند. اما دلیل آن هرچه باشد، قربانی آن مردم مظلوم فلسطین هستند. کشتار دیروز مردم غزه خشم مردم جهان اسلام را برانگیخت و تظاهرات خودجوش فراوانی در اردن، مصر، لیبی، سودان، عراق، سوریه و لبنان دیشب از تلویزیون‌های دنیا پخش شد. رهبران جهان اسلام و عرب هم به دلیل وجود این موج مردمی، پیشنهادهای مختلفی را برای جلوگیری از این اتفاقات دردآور مطرح کرده‌اند. اما  علیرغم همه این التهابات جهانی، اسرائیل، بی‌دغدغه همچنان به کشتار ادامه می‌دهد. باور به دموکراسی و حقوق بشر و ارزشها را خدشه‌دار می‌کند. اسرائیل نه‌تنها عامل کشتار مردم غزه است بلکه بزرگترین دلیل رشد دیکتاتوری در جهان و نفی ارزشهای انسانی است. یاد شهیدان سرفراز فلسطین در طول تاریخ و شهدای مظلوم دیروز غزه گرامی باد.
 

۰۷ دی ۱۳۸۷
خواستگاری از آقای یونسی و دیدوبازدیدهای مکه

 

دیشب قرار گذاشته بودیم به دیدن آقای یونسی وزیر سابق اطلاعات برویم که ازمکه بر گشته بود. راه دوری نبود. با عبا و عمامه پیاده راه افتادم که بروم. به رسم ادب دسته گل کوچکی خریده بودم که برایش ببرم. در سر چهار راهی بر اساس تیکه‌های جاری که به آخوندها می‌اندازند و بعضی از متلک‌هاشان هم البته با مزه است، دو نفر از داخل یک ماشینی گفتند که حاج آقا خواستگاری می‌روید، مبارکه! من هم کوتاه نیامدم جوابی پراندم. وقتی منزل آقای یونسی رسیدم گفتم ما امشب خواستگاری شما آمدیم. داستان را نقل کردم و کلی خندیدیم. آقای موسوی لاری گفت پس سوژه‌ی فردای سایتت را پیدا کردی. دیدم بد هم نمی‌گوید. یونسی با آقای مصباح‌یزدی که او هم به مکه رفته بود، در مراسم حج همسفر بوده. پرسیدم از سیاست حرفی نزدید، گفت نه. در مکه اصلا آقای مصباح از سیاست حرف نمی‌زد. اتفاقا شب قبلش هم در یک مراسم عروسی بودم که طبق معمول اینکه روحانیون در داخل خود زن می‌گیرند و دختر می‌دهند، پسر یکی از روحانیون معروف با دختر یکی دیگر از روحانیون معروف کشور وصلت می‌کرد. در آنجا یکی از دوستان را دیدم که در مراسم حج، روحانی کاروانی بود که پسر آقای احمدی‌نژاد و یاسر، پسر آقای هاشمی رفسنجانی، هر دو در همان کاروان به حج رفته بودند. یاسرهاشمی هم در آن عروسی بود و سرش را هم تراشیده بود. می‌گفت دفعه‌ی اول است که به حج رفته و مجبور بوده سرش را بتراشد. نمی‌دانم چرا باورش برای دوروبری‌ها سخت بود. آقای خاتمی هم با یکی از علمای بزرگ قم چنان گرم حرف زدن بود که همه‌ی ما ترجیح دادیم که صحبت‌هایش را برای خداحافظی هم قطع نکنیم. لابد حرف ریاست‌جمهوری و آمدن و نیامدنش بود. ما که نفهمیدیم. از یاسر پرسیدیم در مکه با پسر آقای احمدی‌نژاد به عنوان دو آقازاده‌ی به حج رفته، بحث سیاسی در نگرفت. او هم می‌گفت نه. به هم کاری نداشتیم. مثل اینکه فضای مکه و مدینه آدم‌ها را معنوی می‌کند و دعواها فقط در داخل رونق دارد. با آقای یونسی به صورت جدی و شوخی در مورد حلال بودن حج این همه نیرو که از سوی نمایندگی حج ایران به مکه برده می‌شود، حرف زدیم.  

 

۰۶ دی ۱۳۸۷
محرم تبلیغاتی و انتخاباتی

 

در حوزه­های علمیه­ی شیعه در دو مناسبت ماه رمضان و ماه محرم، روحانیون به صورت جمعی به شهرها و روستاهای کشور اعزام می­شوند تا به این دو مناسبت دینی، منبر بروند و تبلیغ اسلام نمایند. امسال قبل از اعزام روحانیون در یک کار بی­سابقه در آستانه­ی انتخابات ریاست جمهوری و عدم رضایت نسبی مراجع تقلید از رفتار دولت، از رییس جمهور دعوت کرده بودند که روحانیون را در این مناسبت دینی رسم تبلیغ بیاموزد. حوزه­های علمیه همیشه افتخار می­کرده­اند که مستقل از دولت هستند؛ به همین دلیل از آقایان رفسنجانی و خاتمی که خود روحانی بودند هم در فیضیه و در آستانه­ی ماه­های تبلیغی دعوت نمی­کردند تا خدشه­ای به این استقلال وارد نیاید. گمان می­کنم که سیاست­گزاران دولتی در حوزه خیلی برای انتخابات آینده احساس خطر کرده­اند که این بار رعایت این استقلال حوزوی را نکرده­اند و از رییس جمهور غیر روحانی در فیضیه دعوت کرده­اند تا شاید منبرهای محرم و صفر را ستاد قدرت­مند ریاست جمهوری آینده کنند. گرچه به خوبی می­توان حدس زد که روحانیت سنتی و عمده­ی مراجع تقلید از این آسیب­پذیری استقلال حوزه­ها چه میزان نگران باشند و بدانند که این گونه استفاده­ی ابزاری از مراسم عاشورا چه ضررهای جبران ناپذیری برای آینده­ی دین باوری جامعه خواهد داشت.

 

۰۵ دی ۱۳۸۷
کریسمس و تولد عیسی مسیح واعیاد شاد دینی

 

 

امسال در کمتر از یک ماه سه مناسبت شاد اسلامی، یهودی،  مسیحی درکنار هم قرار گرفته اند.روز عید قربان مسلمانان که روز تسلیم در برابر خداست و جشن حنوکای یهودیان که یادآور نجات معجزه آسای یهودیان است و روز نور نام دارد وروز تولد حضرت مسیح، پیامبر بزرگ خدا که درخت کریسمسش سایه ی سبز خودش را بر جهان گسترانده است. در کمتر از یک ماه طعم شیرینی بنام دین دارد.  اینکه در آستانه ی سال جدید میلادی که سال بیشتر مردم دنیا نو می شود از اردوگاه سه دین بزرگ الهی رائحه ی خوش شادمانی پرامنده می شود، برای دنیا باید به فال نیک گرفت. به خصوص در دنیایی که عده ای بنام دین دنیا را به خشونت تلخ و دردناکی کشانده اند و قربانی آن هم انسان هایی هستند که همه مخلوق خدای ادیان هستند و صیانت از حقوق آنان در راس برنامه های انبیا و بشریت هست. در ایران که هموطنان مسیحی نسبتا فراوانی در آن زندگی می کنند تولد حضرت مسیح که قرآن برای او ارزش زیادی قائل است اهمیت ویژه ای دارد و روز شادی برای همه ایرانیان تلقی میشود.کریسمس و تولد حضرت عیسی مسیح را به همه و به خصوص به هموطنان مهربان و دوست داشتنی مسیحی تبریک میگویم. منش حضرت مسیح که سمبل صلح و دوستی و مهربانی است، نیاز امروز همه ی جامعه ی بشری است. الهی که شاد باشند و شاد باشیم.

۰۴ دی ۱۳۸۷
از سایت بازتاب تا سایت آینده

 
چند سال پیش برای اولین‌بار در کنار خبرگزاریهای رسمی و غیررسمی استفاده از سایت‌ها به عنوان بنگاه خبررسانی استارت خورد. این‌کار یک نوآوری بود و حکایت از شکسته شدن انحصارهای دولتی اطلاع‌رسانی می‌داد. میزان خوانندگان سایت‌های خبر آنقدر فراوان شد و مخاطبانشان آنقدر زیاد شدند که حتی خبرگزاریهای رسمی و دولتی دیگر رقیب آنان به حساب نمی‌آمدند. شاید سایت بازتاب از اولین سایت‌هایی بود که در این حوزه به دلیل اینکه نیروهای علاقه‌مند و کارآشنا در آن بودند و به‌دلیل سوابق ارزشی خود و پشتوانه‌ی قدرت سیاسی حمایت‌کنندگان که شجاعت بیشتری نشان می‌دادند نمونه‌ی معروفی برای قدرت سایت‌های خبری در ایران باشد. گرچه سایت بازتاب در دولت نهم مدتی فیلتر شد و نهایتاْ تعطیل ولی همانها دوباره سایت تابناک را راه‌اندازی کردند. خط سیاسی‌شان اگرچه در قاب اصولگرایی بود و هست ولی این نکته‌ی ارزشمند در آنها بود که مثل بسیاری از رسانه‌های اصولگرا، از ادبیات فحاشی و تخریب و بی‌اخلاقی استفاده نمی‌کردند. شنیده‌ام همان مجموعه‌ی فکری اخیراْ سایت آینده را راه‌اندازی کرده‌اند و بدنه اصلی و طراحان تابناک و بازتاب در سایت آینده و این‌بار بدون اتکاء به یک مجموعه‌ی قدرت سیاسی کار خبررسانی را آغاز کرده‌اند و دیگر در تابناک نیستند. حتماْ‌ این سایت آنان هم به‌دلیل تجربه‌ای که به دست آورده‌اند مخاطب فراوانی پیدا می‌کند. انتظار می‌رود حالا که مستقل شده‌اند مورد اقبال مردم قرار گیرد. همچنانکه سایت‌های فراوان دیگر در حوزه‌ی خبررسانی تلاش می‌کنند. واقعاْ انقلاب ارتباطات چه با سرعت و چه همه جانبه دولتمردان انحصارطلب را در همه جای دنیا در انزوا قرار داده است. سایت آینده را در اینجا می‌توانید ببینید. 
 

۰۳ دی ۱۳۸۷
اصلاحات از آغاز تا تبیین آن از سوی خاتمی (قسمت دوم)

 

حرف­ها و تئوری­های متفاوت در درون جبهه ی اصلاحات، عامل اختلافات سیاسی فراوانی شد. به دلیل فراوانی رسانه­ها که از خصوصیات جامعه­ی آزاد بود و بخش انکارناپذیر و موفق جامعه­ی مدنی تلقی می­شود نظرات مختلف و برداشت­های گوناگون هم بازتاب­های زیاد و سریعی داشت و مسابقه­ی افراطی­گری را سرعت می­بخشید. هم­چنان که نمی­توان نقش مهم محافظه­کاران قدرت­مند داخل حکومت را در تشویق غیر مستقیم افراطی­گری نادیده گرفت. آن­ها که قصد انتقام از اصل انتخابات دوم خرداد را داشتند، با هجوم قضایی، امنیتی، سیاسی و تبلیغاتی به بدنه­ی اصلاحات و نیز با بحران­آفرینی برای دولت و مجلس ششم، زمینه­ی رادیکال شدن جامعه و پرمخاطب شدن افراطیون را فراهم آوردند. رادیکالیزه شدن جامعه و شنیده شدن صدای افراطیون بی­شک خواست محافظه کارانی بود که مجاری جدی قدرت را به خصوص در حوزه­ی قضایی و تبلیغاتی بر عهده داشتند. همان­ها که هر 9 روز برای دولت بحران جدیدی می­آفریدند و با دستگیری و زندان و هجوم به فعالان سیاسی افراطی و غیر افراطی اصلاح طلب حلقه­ی محاصره­ی اصلاح طلبی را تنگ­تر می­کردند. از آن مهم­تر این­که هر روز با تنگ کردن فضای سیاسی هر نوع شعارهای اصلاح طلبانه را حرکتی افراطی معرفی می­کردند و خود خاتمی و عبورکنندگان از او و محافظه­کارانه­تر از خاتمی را یک مجموعه معرفی می­کردند تا از اصل انتخابات دوم خرداد و حرکت اصلاح طلبانه جامعه انتقام بگیرند. مدیران این پروژه البته از اصلاح طلبان غیرافراطی که مخاطبان بیشتری داشتند، کینه­ی بیشتر به دل داشتند. از ابزار دین هم که البته هم­چنان بیشترین اثرگذاری را در درون جامعه داشت، بیشترین استفاده­ی ابزاری را کردند تا بتوانند کلیت اصلاح­طلبی و آزادی­خواهی را افراطی معرفی نمایند تا در این فضای تاریک و پراضطراب مردم را مأیوس نمایند و خود دوباره با استفاده از ابزارهای متخلفانه قدرت سیاسی را مجدداً در اختیار بگیرند و موفق هم شدند. شاید از آقای خاتمی انتظار می­رفت که در همان دوران فرصت کافی می­گذاشت تا در مقام رهبر اصلاحات زودتر از دیگران اصلاحات مورد نظر خود را به عنوان کسی که رأی مردم را به دست آورده تعریف کند تا همه­ی تئوری­ها به نام وی ثبت نشود و کلیت اصلاحات آسیب نبیند. اما آقای خاتمی بیشتر خود را رییس جمهور می­دید و موظف به حل زندگی و معیشت جاری مردم خود را تعریف می­کرد تا آن که خود را رهبر اصلاحات بداند. اکنون اتفاقات این سال­ها در هر حال صورت پذیرفته است. هر کسی البته حق دارد تعریف خود را از اصلاحات داشته باشد. هم­چنان که تعاریف مختلفی با مفاهیم کاملاً متفاوت و بعضاً متناقض هم از اصلاحات انجام شده است. اما باز هم از آقای خاتمی بیش از دیگران انتظار می­رفت که حتی اگر دیر شده، تعریف اصلاحات به صورت شفاف و به روایت خودش را مشخص کند. این نه به دلیل نزدیکی انتخابات و نه به خاطر این­که ممکن است دوباره کاندیدا شود و رأی بیاورد می­بایست صورت پذیرد؛ بلکه به این دلیل ضرورت داشت که اصلاحات یک نیاز بود و آقای خاتمی بیش از دیگران به دلیل رأیی که آورده بود باید مقصود خود را از اصلاحات تبیین می­کرد تا در آینده اکثریت جامعه که هنوز نه خواستار انقلاب جدیدی هستند و نه به دلیل تغییر نسل خواهان حفظ روش­های گذشته هستند و خواهان اصلاح امور می­باشند، بدانند آقای خاتمی از اصلاحات چه منظوری داشته است. به همین دلیل وی پس از تشکیل جلسات فشرده­ی طولانی در طول دو سال گذشته اصلاحات مورد نظر خود را تدوین کرد و در چند جلسه با حضور نخبگان آن را به بحث گذاشت و در نهایت آن را منتشر کرد تا اصلاحات مورد نظرش مشخص شود و مرزهایش با تعاریف مختلفی که از اصلاحات شده بود، به روایت وی برای جامعه روشن باشد.

 

۰۲ دی ۱۳۸۷
اصلاحات از آغاز تا تبیین آن از سوی خاتمی (قسمت اول)

  

اصلاحات در جامعه‌ی سیاسی فعلی اسم رمز دورانی است که با دوم خرداد و انتخاب غیر منتظره‌ی آقای خاتمی به عنوان رئیس‌جمهور آغاز شد. آن دوران که با انتخابات مجلس ششم تکمیل شد اصطلاحات سیاسی جدید و فرهنگ نو و تازه‌ای که بیشتر بر توسعه‌ی سیاسی مبتنی بود در جامعه رواج پیدا کرد و نهادینه شدن دموکراسی در کشور هدف اصلی آن بود. در آغاز دوم خرداد اصطلاح اصلاحات رواج نداشت. آقای خاتمی خود بارها بر این نکته تاکید کرده است که این اصطلاح از آغاز دوم خرداد مطرح نبود. شرایط انتخاب آقای خاتمی آن‌قدر سریع و غیرمترقبه بود که فرصتی برای تهیه‌ی مانیفستی قبل از پیروزی انتخابات وجود نداشت. باور سیاسیون و باور خود آقای خاتمی بر این بود که در بهترین شکل، انتخابات به دور دوم منجر می‌شود و رقیب وی که حمایت همه جانبه‌ی رسمی را داشت بر کرسی ریاست‌جمهوری تکیه خواهد داد و فرصتی برای آقای خاتمی و هوادارانش به وجود خواهد آمد که بتوانند منشور رفتار آینده‌ی سیاسی خود را تنظیم کنند. اما نیاز جامعه سریع‌تر از این پیش‌بینی‌ها بود. بدنه‌ی اصلی سیاسی حمایت‌کنندگان آقای خاتمی در انتخابات دوم خرداد از طیف‌های مختلفی بودند. جمع موثری از آنان جریان چپ خط امامی بودند که در دوران امام‌خمینی مسئولان و مدیران و فعالان عرصه‌ی سیاسی بودند که بعد از ارتحال ایشان در انزوای سیاسی نسبی قرار گرفته بودند. اینها عمدتا با شعارهای دین‌محوری پر رنگ وارد عرصه‌ی تبلیغات شدند. گروه مهم دیگر روشنفکرانی بودند که دنبال تحقق جامعه‌ی مدنی و نهادینه کردن دموکراسی بودند که عمده‌ی آنان طرفدار دموکراسی سازگار با دین بودند. معلمان، دانشجویان و روحانیون نواندیش هم پیام رسانان این تغییر به درون جامعه شدند. بخش اصلی رای‌دهندگان هم البته جامعه‌ای بود که نسبت به روشهای حکومتی موجود انتقاد و به فضای تنفسی جدیدی نیاز داشت. همه‌ی این طوائف با اینکه اختلاف نظرهای فراوانی داشتند به نوعی با شعارهای آقای خاتمی توانستند ارتباط برقرار کنند. وقتی رئیس‌جمهور منتخب بر کرسی ریاست نشست طبعا وارد گود مشکلات انبوه کارهای اجرائی کشور شد و گروه های مختلف طرفدار انتخابات دوم خرداد هر یک با دیدگاه‌های مختلف خود تعریفی از این اتفاق مهم تاریخی ارائه کردند. طبیعی‌ترین نقطه‌ی مشترک همه‌ی این مجموعه‌ها اصطلاح اصلاحات بود که هر گروهی از آن مفهوم خاص خود را برداشت می‌کرد. اصلاحات در برابر انقلاب قرار داشت. نه آقای خاتمی و نه هیچیک از فعالان دوران انتخابات قرار به انقلاب و از بین بردن کلی ساختارها نداشتند. به همین دلیل هیچیک از کسان و یا جریاناتی که در دوران انتخابات فعال بودند و رای دادند بحث تغییر کلی ساختار حکومت را در تبلیغات انتخاباتی نکرده‌اند. البته کسان و جریاناتی بودند که بر این باور بودند و خواستار تغییر حکومت بودند ولی عمده‌ی آنان گروه‌های رسمی اپوزوسیون بودند که طبعا به هیچکس در آن انتخابات رای ندادند و نمی‌توانستند ادعایی داشته باشند. معروفترین این جریانات سازمان مجاهدین خلق بودند که از ابتدای انتخابات دوم خرداد بدترین حملات داخلی و خارجی را علیه خاتمی سامان دادند و از آن به عنوان فتنه‌ی خاتمی یاد می‌کرد که عمر رژیمی که با گمان واهی خود تصور می‌کردند به پایان رسیده، طولانی کرد. از سوی دیگر اصلاحات با جریانات واپسگرا و محافظه‌کار مرزبندی داشت. آن‌هایی که در حوزه‌ی سیاسی داخلی معتقد به حفظ روش‌های موجود بودند و به مردم نگاه تزیینی می‌کردند و خود را از طرف خدا قیم اغنام الله می‌دانستند. در بین این دو مرز، طبیعی‌ترین اصطلاح، اصلاحات بود که محور تئوری‌پردازی افراد و جریانات مختلف شد و عنوان عام گفتمان سیاسی و اجتماعی نخبگان بر محور اصلاحات شکل گرفت. این وحدت البته تنها در عنوان اصلاحات بود. در مفهوم آن البته اختلاف نظرهای فراوان وجود داشت. جمعی به افراط رو آوردند و جمعی به تفریط. در فاصله‌ی این افراط و تفریط حرف‌ها و تئوری‌های فراوانی بنام اصلاحات ارائه شد.

 

۰۱ دی ۱۳۸۷
پرتاب لنگه کفش و شادی بی‌معنای بعضی‌ها!

 

ماجرای پرتاب لنگه کفش به سوی بوش در رسانه‌های ایران خیلی مورد توجه قرار گرفته است. اینکه بسیاری از مردم عراق و صلح‌طلبان دنیا از سیاست‌های آقای بوش ناراضی هستند قابل انکار نیست. اعتراض به سیاستمداران هم در همه جای دنیا مرسوم است. در جاهائی که آزادی بیشتری هست، اعتراض‌ها رسمی‌تر و علنی‌تر و در جاهائی که اختناق بیشتری هست اعتراض‌ها زیرزمینی و سرکوب شده و غیرخبری است. اما بی‌شک این کار، به جای آنکه بتواند عمق ناراحتی مردم عراق و دنیا را از رفتار آتش‌افروزانه و جنگ‌خواهانه بوش در طور زمامداریش نشان دهد، باعث شد که اصل آن سیاست‌ها تحت تاثیر یک لنگه کفش  که افکار عمومی دنیا آن را نشانه ی اعتراض نمی دانند وفقط آن را بی‌ادبی و کاری احساساتی ساده تلقی می‌کنند، قرار بگیرد. پرتاب لنگه کفش که خبر مهم دنیا شد، بدی سیاست جنگ افروزانه‌ی بوش را به حدی نازل کرد که هم بوش بتواند ادعا کند که مردم زیر دیکتاتوری صدام اینقدر آزاد شده‌اند و هم خیلی از عراقی‌ها که با سیاست بوش مخالف بودند آن‌را اهانتی به فرهنگ خودشان تلقی کنند و هم نقد سیاست‌ جنگ‌افروزانه بشرسوز بوش در آخرین روزهای مدیریتش تحت‌الشعاع این کار  قرار گیرد.خوشحالی بعضی مسئولان و بعضی خطبا و بعضی رسانه‌های ایرانی از این ماجرا خیلی بی معنا است. پرتاب کفش نه کار سخت و پیچیده ی نظامی است ونه نشانه ی اعتراض عمیق و عمومی است.  احساساتی بودن در درون افراد عادی شاید قابل پذیرش باشد ولی در میان کسانیکه دیدگاه و نظر آنان در دنیا پژواک دارد می تواند فاجعه بار باشد.

 

8   4       ۱    ۲    ۳      3 7
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.