۳۰ دی ۱۳۸۷
ایرنا و ماجرای بامزه ی لیسانس آقای خاتمی

 

ایرنا، اسم خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی است که قبل‌ترها اعتباری داشت. صحت و سقم سایر خبرها به وسیله آن مورد ارزیابی قرار می‌گرفت. اما از وقتی که این خبرگزاری رسمی دولتی به دست افراطیون جبهه‌ ی افراطی هوادار دولت قرار گرفته و فکر می‌کنند که برای باقی‌ماندن در این جایگاه هم باید خیلی حیلی از دولت هواداری کنند، در بسیاری از موارد انتشار خبر در ایرنا خود می‌تواند دلیلی بر عدم صحت آن تلقی گردد. نمونه‌ی بامزه‌ی آن خبری بود که این روزها ایرنا وچند سایت خبری طرفدار دولت،القا کرده بودندکه لیسانس آقای خاتمی جعلی است و سال ۸۰ لیسانس گرفته است. یادشان رفته که دولت در اختیار خودشان هست. می‌توانستند با دانشگاه اصفهان تماس بگیرند و بپرسند که آیا آقای خاتمی همه‌ی واحدهای لیسانسش را پاس کرده یا نه؟ می‌توانستند با نظام وظیفه که کارت پایان خدمت لیسانس وظیفه صادر کرده تماس بگیرند و سوال کنند. می‌توانستند با دانشگاه علوم تربیتی تهران تماس بگیرند و بپرسند که چگونه در فوق‌لیسانس پذیرفته شده است. در آستانه‌ی انتخابات و امکان حضور آقای خاتمی در انتخابات این دستپاچگی هواداران راست خیلی بامزه است. واقعاْ بیش از اعتماد به نظرسنجی‌ها در مورد آقای خاتمی که همه حکایت از رای غیر قابل مقایسه ی وی با احمدی نژاد دارد، از این نوع رفتارمخالفان بیشتر می‌شود فهمید که اگر کاندیدا شود چه رایی خواهد آورد. شاید هم حق دارند این قدر نگران باشند که حتی حاضرند خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی را هم با آن همه اعتبار و سابقه ونیروی کارآمد را هم فدای این دروغهای مسخره کنند. وبلاگهای هواداران دولت که گول این خبر را خورده و خواسته بودند این خبرسازی دروغ سایت ها را با ماجرای کردان مشابه سازی کنند خیلی بامزه‌تر بودند.آقای خاتمی انصافا آدم خوش شانسی است که مخالفانی این چنینی دارد. تا باشد الهی که این مخالفان باشند و بنویسند. سایت آینده هم مدرک لیسانس و ثبت نام فوق لیسانس و ریز نمرات لیسانس آقای خاتمی را منتشر کرده.اینجا است.

 

۲۹ دی ۱۳۸۷
فرق خاتمی و مهندس موسوی با خیلی ها

 

 

تفاوت مهندس موسوی با بسیاری از افرادی که در اصطلاح سیاسی معتدل شناخته می شوند و البته بعضی از اعضای کابینه ی آقای خاتمی و هاشمی هم جزء آنان بودند در این است که وقتی برای کشور احساس خطر می کند، حاضر است نقش تاریخی و سیاسی خود را ایفا کند. در این چند ماهه با همه ی التهابی که در جامعه هست و با همه ی دل نگرانی هایی که نخبگان جامعه از ادامه ی سیاست های دولت فعلی ابراز می دارند، ازبیشتراعضای کابینه ی آقای هاشمی وخاتمی که خودشان در جلسات خصوصی نیزمنتقدان جدی و دو آتشه دولت فعلی هستند، اظهار نظرو نقد و نظرعلنی در مورد وضعیت فعلی شنیده نشده است. گرچه اکثر آنان آمادگی کامل دارند که پس از پیروزی رئیس جمهور، باکمال اشتیاق و به دلیل شیفتگی خدمت به مردم هر پست مهمی را بپذیرند و معمولا هم به دلیل اینکه آنها به دلیل همین سکوت وبی تفاوتی، عناصر افراطی شناخته نمی شوند همه هم از وجود پر برکتشان استقبال می کنند. اما از قول مهندس موسوی نقل شده که چون نه در دوران آقای هاشمی - علیرغم اختلاف نظرهایی که داشته -  ونه در دوران آقای خاتمی، برای کشور و سرمایه های مادی ومعنوی آن احساس خطر نمی کرده، در صحنه ی سیاسی فعال نبوده است ولی چون اکنون برای کشور احساس خطر جدی دارد، حاضر است نقش موثری ایفا کند. همان دغدغه ای که خود آقای خاتمی هم به شدت درگیر آن است و با آن که می داند فردای پیروزی در انتخابات، با چه سختی های غیر قابل باوری روبرو است، خود را آماده می کند که در صحنه ی سیاسی کشور حاضر شود. سختی هایی که بخشی از آن به خاطرمیراث وضعیت  اقتصادی وسیاسی دولت نهم خواهد بود و بخشی مثل دوران قبل توسط مخالفان قدرتمند درون حکومتی ایجاد خواهد شد وبخشی از آن به خاطرایجاد توقعات غیر قابل اجرا است که توسط بعضی ازمشوقان امروزیش شکل خواهد گرفت. همکاری عناصر دلسوزی مثل خاتمی وموسوی وسایر دلسوزان اصلاح طلب و خطر پذیر کشور با یکدیگر، راه مطمئنی برای نجات کشور است که فکر می کنم چشم انداز آینده جریان اصلاح طلبی به زودی روشن می شود.

۲۸ دی ۱۳۸۷
از رادیو بی‌بی‌سی تا تلویزیون بی‌بی‌سی

 

افتتاح تلویزیون فارسی‌زبان بی‌بی‌سی در عرصه رسانه‌ای کشور برای موافقان و مخالفان یک اتفاق تلقی شده است. قبل از تلویزیون، رادیو بی‌بی‌سی در دوران‌های مختلف تاریخی در عرصه سیاسی ایران نقش مهمی بازی کرده است. شاید مهمترین آنها در موقع وقوع انقلاب اسلامی بود. آن روزها رادیو بی‌بی‌سی در اجتماعات انقلابیون مورد توجه و اقبال بود. در خاطرات علم دل نگرانی و گلایه‌مندی شاه از رادیو بی‌بی‌سی را از سالها قبل از انقلاب می‌توان رصد کرد. بعد از انقلاب و به‌خصوص تا فراگیر نشدن ماهواره باز هم رادیو بی‌بی‌سی مخاطب فراوانی در سطوح مختلف جامعه داشت. پیرمردتر‌ها که خاطراتی از همه کاره بودن انگلیس داشتند، رادیو بی‌بی‌سی را لندن می‌نامیدند. خدا رحمت کند آیه‌الله توسلی را، معمولا وقتی تحلیل می‌‌کرد و خبر می‌داد لابه‌لای حرف‌هایش می‌گفت لندن دیشب گفته است. منظورش رادیو بی‌بی‌سی بود. با ظهور ماهواره و اینترنت که دو رسانه‌ی رقیب جدی رادیو بودند، رادیو بی‌بی‌سی هم مثل سایر رادیوها نقش مهم خود را از دست داد. تلویزیونهای فارسی‌زبان اپوزوسیون که با آسان و کم‌هزینه شدن پخش برنامه‌های ماهواره‌ای، فراوان شده بودند در عرصه سیاسی نتوانستند جایگاه جدی به‌دست آورند. آنها البته بیشتر مخاطبان خود را برای دیدن و شنیدن عرصه‌های هنری برگزیدند و از سیاست کم‌کم دوری جستند. در این میان البته تلویزیون فارسی زبان صدای آمریکا، با سرمایه‌گذاری دولتی، نگاه سیاسی به حوادث ایران داشت و علاوه بر اخبار، مسائل داخلی و ایرانی را پیگیری و در مورد آنها تحلیل ارائه می‌کرد. اما علیرغم وسعت بیننده و به‌دست آوردن مخاطبان نسبتا فراوان در آغاز کار، نتوانست مخاطبان خود را حفظ کند. لحن جانبدارانه از دولت آمریکا خیلی آن رسانه را از بی‌طرفی درآورده بود. اگر کسی به رهبران آمریکا انتقاد داشت، گویندگان و برنامه‌گردانان ایرانی خیلی بیشتر از مجریان تلویزیونهای آمریکائی رسمی مثل فاکس‌نیوز از انتقاد به رهبران آمریکا برآشفته می‌شدند. تفاوت اصلی لحن رادیو بی‌بی‌سی با صدای آمریکا تفاوت سیاست قدیمی انگلیس و آمریکا بود. انگلیسی‌ها همیشه در سیاست به منافع درازمدت‌تر خود فکر می‌کردند و روش انگلیسی به روش همراه با مدارا معروف بود ولی آمریکائي‌ها برعکس به منافع کوتاه‌مدت‌تر خود می‌اندیشیدند و معمولا هم آن را کمتر به‌دست می‌آوردند. ادبیات رادیو بی‌بی‌سی معمولا ادبیات همراه با احترام بود و خبرهای آن نسبتا با دقت بیشتری انتخاب می‌شد و به همین دلیل حتی با ظهور ماهواره و تلویزیون صدای آمریکا باز هم نقش اطلاع‌رسانی مهمی را ایفا می‌کرد . دو سال پیش وقتی مسئولان بی‌بی‌سی اعلام کردند که در فکر راه‌اندازی تلویزیون فارسی‌زبان هستند، می‌شد فهمید که لندنی‌ها می‌خواهند همچنان خبررسان اول خارجی باشند. طبعا لابد با همان ادبیات آرام و مودب نظرات خود را القا کنند و مهمتر اینکه بر اساس شنیده‌ها، خبرنگاران جوان حرفه‌ای ایرانی از داخل ایران برگزیده شده بودندکه بتوانند جامعه امروزی ایران را درک کنند. تا قبل از این معمولا رسانه‌های خارجی توسط میانسالان و پیرمردانی اداره می‌شدند که تفکرات دوران پادشاهی در آنها رسوخ کرده بود و دل‌نگرانی اصلی‌شان بازگرداندن تاج و تخت پادشاهی به ایران بود. مشکل اساسی گردانندگان تلویزیون بی‌بی‌سی در نداشتن خبرنگار در ایران خواهد بود. پوشش دادن به حوادث و مسائل ایران، بدون حضور دوربین بی‌بی‌سی در ایران، حتما در مقایسه با تلویزیون‌ بی‌بی‌سی عربی که خبرنگاران آن در همه حوادث و در همه کشورهای عربی حضور فعال دارند می‌تواند نقش آنان را محدود نماید. در هر حال جهان کنونی، جهان رسانه‌هاست که هر کس مخاطب بیشتری داشته باشد تاثیرگذارتر خواهد بود.

 

۲۷ دی ۱۳۸۷
طنز نیما دهقانی و آقای خاتمی

 

چند وقت پیش که بر و بچه‌های موج سوم برای دعوت از آقای خاتمی جلسه‌ی مهمی برگزار کردند، در میان همه‌ی شخصیت‌های معروفی که در آنجا حضور داشتند و یا حرف زدند، جوانی با موهای ژل زده بنام نیما دهقانی را به روی سن فراخواندند که در مورد مردی با عبای شکلاتی طنز نوشته‌ی خودش را بخواند. شعرش قبلا در چلچراغ منتشر شده بود و دیده بودمش. به خاطر قسمتی هم که به من اشاره داشت، حرف زده بودیم و تشکر کرده بودم. بعدها این شعر خیلی مورد توجه قرار گرفت. بلوتوث و اینترنت و حتی بعضی شبکه‌های تلویزیونی خارج کشور ابزار انتشار سریع آن شدند. فیلم طنز خوانی‌اش را اینجا ببینید. شعرنیما دهقانی را برای آقای خاتمی فرستادم. جواب کوتاهی به این شکل برایش فرستاد: "جناب آقای دهقانی؛ هوش، ذوق و ذکاوت شما را می‌ستایم و برایتان آرزوی توفیق می‌کنم و تولد ستاره درخشان در آسمان طنز را به خودمان تبریک می‌گویم. امیدوارم سالم باشید و سالیان سال در کار آفرینش آثاری ممتاز و دل‌انگیز موفق". چند باری که با هم صحبت می‌کردیم از اینکه استعداد جوانانه‌ی طنازانه‌اش گل کرده و معروف شده، حرف زدیم. در جلسه‌ی عمومی باران آقای خاتمی داشت پرسش و پاسخ می‌کرد. من و نیما داشتیم با هم حرف می‌زدیم. یکی از شرکت‌کنندگان به طنز نیما دهقانی اشاره کرد. گفتم حال می‌کنی؟ خوشبختانه دیدم از ظرفیتی برخوردار بود که این اشتهار سریع او را از مسیر پیشرفت بیشتر در آینده باز ندارد. در تاریخ بعد انقلاب گل آقا و سید ابراهیم نبوی دو قله‌ی طنز سیاسی بودند. طنز در سیاست همیشه مخاطب‌های فراوانی داشته است. استقبال وسیع از شعر نیما دهقان یکی از نمونه‌های آن بود. موضوع طنز نیما هم که دعوت از آقای خاتمی بود البته در انتشار سریع این طنز نوشته بسیار تاثیر داشت. برای دوست خوبم نیما دهقانی آرزوی توفیق و پیشرفت دارم.

 

۲۶ دی ۱۳۸۷
درباره کتاب نامه ها از آقای بنی صدر به امام خمینی

 

چندی پیش کتابی خواندم با عنوان نامه­ها از آقای بنی صدر به آقای خمینی و دیگران. این کتاب به اهتمام خانم فیروزه دختر آقای بنی صدر تهیه شده و در خرداد ۱۳۸۵ در پاریس انتشار یافته است. این مجموعه روایت ناقص و نسبتاً مغشوشی است از نامه­هایی که آقای بنی صدر در دوران پرحادثه­ی ریاست جمهوری­اش به امام و دیگرانی از قبیل آقای رجایی، بهشتی، حاج احمد آقای خمینی و شورای نگهبان نوشته است. احتمالاً کپی کاملی از نامه­ها در اختیار آقای بنی صدر نبوده  که در مواردی مغشوش شده است. کتاب­های مستندات تاریخی بسیار خواندنی هستند؛ به خصوص وقتی بعد از گذشت سال­ها از آن این امکان وجود دارد که حوادث از زاویه­ی دید افراد مختلف مورد ارزیابی قرار گیرند. یک بار در جلسه­ای در مورد این کتاب صحبت کردم. حاج حسن آقای خمینی هم آن را خوانده بود. آقای حمید انصاری هم می­گفت تقریباً این نامه­ها راست است و نسخه­های اصلی آن در دفتر موجود است. این نامه­ها بیشتر به حوادث جنگ و اختلافات فراوان رییس جمهور و اصحاب حزب جمهوری اسلامی آن روز که بعدها اکثریت مجلس شورای اسلامی شدند اشاره دارد. نکته­ی جالب توجه این نامه­ها لحن و ادبیات آن است. در بیشتر موارد بنی صدر از امام با عنوان پدر عزیزم یاد می­کند و از پیمانی که با امام بسته یاد می­نماید. متأسفانه در این کتاب پاورقی­های بسیار بی­ارتباطی با نامه­ها وجود دارد که در همه­ی آنان بنی صدر تلاش می­کند با وضعیت فعلی خود این تغییرات و مکاتبات با امام را توجیه کند. این پاورقی­ها خیلی ناچسب است. خواندن آن بخش از تاریخ برای نسل ما به روایات و قرائت­های مختلف مفید و ضروری است. اگر بسیاری از آن درگیری­ها از آغاز انقلاب شکل نمی­گرفت و همه از کنار اختلاف نظرها با کمی سعه­ی صدر عبور می­کردند و یا واقعاً همه به خواست امام که انقلاب را رهبری کرده بود و عامل به حکومت رساندن همه­ی مدیران ارشد آن دوران بود تن می­دادند روند کشور و تاریخ انقلاب و مردم ایران متفاوت می­شد. در این کتاب می­توان فهمید که غرور و تک­رأیی و سرسختی بنی صدر که در غرب بزرگ شده بود و توقع می­رفت که تحمل پذیرش نظر دیگران را بیشتر از مبارزان داخلی داشته باشد عامل بزرگی برای به وجود آمدن آن بحران­ها شد که خودش هم قربانی بزرگ همان بحران­ها بود. خواندن تاریخ همیشه لذت بخش و عبرت آموز است.

 

۲۵ دی ۱۳۸۷
سایت کاندیداهای ریاست‌جمهوری

 

نزدیکی انتخابات تنها فرصت خدمت‌رسانی به مردم نیست. فرصت خوبی برای اطلاع رسانی هم هست. سایتهای انتخاباتی در همه جناحها یکی از اتفاقاتی است که نزدیکی ایام انتخابات را نوید می‌دهد. در جبهه اصلاحات آقای خاتمی که نظرسنجی‌ها تنها او را برنده انتخابات می‌دانند در سایت شخصی‌اش کمتر فعال است ولی در سایت باران اخبارش بیشتر نقل می‌شود و سایت یاری نیوز و موج سوم هم مساله ریاست‌جمهوری آقای خاتمی را مبنا قرار داده‌اند. آقای کروبی که تنها کاندیدای اصلاح‌طلبی است که تاکنون رسما حضورش را اعلام داشته، علاوه بر روزنامه اعتماد ملی در سحام‌‌نیوز اخبارش قابل پیگیری است. مهندس موسوی که اخیرا نامش جدی‌تر در ردیف کاندیداها مطرح شده است، اگرچه تاکنون مصاحبه و صحبت و موضع‌گیری‌ای نداشته ولی هوادارانش در سایت کلمه تحلیل‌ها و اخباری را در مورد وی نوشته‌اند. آقای عبدالله نوری هم با اینکه خودش اعلام آمادگی برای کاندیداتوری نکرده ولی دوستانش تحت عنوان پایگاه رسانه‌ای هواداران اصلاحات ساختاری سایتی با نام خرداد راه‌اندازی کرده‌اند که مساله اصلاحات ساختاری را تعقیب می‌کند. سایت آقای عارف هم که از همه کاندیداها می‌بایست در حوزه ارتباطات تکنولوژیک‌تر باشد و مدتها وزیر مخابرات بوده است کار نمی‌کند. تنها یک وبلاگ به عنوان هوادار ایشان پیدا کردم. نداشتن روزنامه، شاید دلیل اصلی ارجاع این افراد به عالم مجازی بوده است. در میان کاندیداهای اصلاح‌طلبان تنها آقای کروبی دارای روزنامه است. در میان اصولگرایان  آقای قالیباف  توجه بیشتری به راه‌اندازی و حمایت از سایت‌های مختلف هوادار خودش دارد.البته به دلیل آنکه همه‌ي روزنامه‌های دولتی و یا روزنامه‌هایی که غیرمستقیم امکانات دولت را در اختیار دارند، برای  اصولگرایان و به‌خصوص در تبلیغ آقای احمدی‌نژاد قلم می‌زنند ولی باز هم ده‌ها سایت با پولهای دولتی راه‌اندازی شده است. دولت است و پولداری و روزنامه و وب‌داری!

۲۴ دی ۱۳۸۷
حکومت چندصدایی، معجزه هزاره سوم

 

یادتان هست در سال­های اصلاحات مهم­ترین تهدید، چندصدایی داخل حکومت معرفی می­شد. مجلس هفتم با تلاش خستگی ناپذیر خیلی­ها تبدیل به اکثریت غیر اصلاح طلب شد. همان تلاش ادامه داشت تا آقای احمدی نژاد رییس جمهور شد؛ و بالاخره تمام حکومت یک دست شد. این هنر بزرگ آقای احمدی نژاد بود که پس از گذشت سه سال و نیم که حکومت یک دست را تحویل گرفت، جبهه اصول­گرای یک دست خودشان را هم تبدیل به چندین دست پراختلاف کرد. لابد همین­ها را خانم رجبی دیده که عنوان معجزه­ی سوم را به رییس جمهور محترم هدیه کرده است.

 

۲۳ دی ۱۳۸۷
درباره دیدار آقای خاتمی با رهبر انقلاب

 

در خبرها خواندم که آقای خاتمی در این هفته با رهبر انقلاب دیدار دارد. ظاهراً خبر درستی است ولی به دلیل اشتباه اعلام کردن روز دیدار، حتماً منابع آن نزدیکان آقای خاتمی نبوده­اند. خود آقای خاتمی هم از اعلام این خبر ناراحت بود. گرچه آقای خاتمی و رهبری دیدارهای نسبتاً منظمی دارند، اما طبعاً گمانه­زنی همه در شرایط فعلی بر این است که این دیدار انتخاباتی خواهد بود. با شناختی که از آقای خاتمی دارم، حتماً آمدن یا نیامدن خود را بلافاصله پس از دیدارش اعلام نمی­کند تا نشانه­ی موافقت یا مخالفت رهبری و یا هزینه کردن ایشان تلقی شود. چنان چه امروز اعلام کرده است که یا خودش و یا مهندس موسوی کاندیدا خواهد شد. اینجا خبرش را بخوانید. اما در هر حال این دیدار گام مهم و کار مثبت قابل توجهی است. جایگاه رهبری در کشور هم از نظر قانون اساسی و هم در واقع خارجی بسیار پراهمیت است. مشاوره و گفت­وگو با رهبری قبل از انتخابات ریاست جمهوری برای هر کس که کاندیدا است، یک ضرورت است که سود آن متوجه جامعه خواهد بود. رییس جمهوری که رهبری با وی "مخالف" رسمی باشد حتماً در هیچ­یک از شعارهای داخلی و خارجی­اش موفقیت چندانی به دست نخواهد آورد و در آن صورت هرکس که باشد به خاطر منافع مردم هم که شده نباید کاندیدا شود. سنت رهبری البته همیشه بر این بوده است که نسبت به افراد و کاندیدا شدنشان نه مخالفت می­کنند و نه موافقت. در همین دوره هم بعضی­ها که علاقه­مند به کاندیداتوری بوده­اند و خدمت ایشان رسیده­اند، با همین دیدگاه ایشان روبه­رو شده­اند که نه موافقت کرده­اند و نه مخالفت. در هر حال اگر کسی بخواهد به مردم خدمت کند نمی­تواند رهبری و جایگاه تأثیرگذار ایشان را نادیده بگیرد. در شرایط فعلی که کشور در وضعیت سخت و دشوار کم­نظیر اقتصادی و بین­المللی قرار دارد و تنها امکان تلاش برای نجات کشور، در همراهی دستگاه­های مختلف و به خصوص رهبری کشور قرار دارد، این گفت­وگوها و مشاوره­ها، قبل از اعلام کاندیداتوری گام مثبت و ضرورت انکارناپذیر است.

 

۲۲ دی ۱۳۸۷
تسلا

 

مراسم ترحیم ،تسلای خوبی برای بازماندگان است. دیروز در مسجد الجواد تهران برای مادرم فاتحه گرفته بودم. خیلی بیش از امکانات مسجد و انتظار، دوستان شرکت کرده بودند؛ تقریباً همه­ی کابینه­ی قبلی، بعضی از معاونان دفتر مقام معظم رهبری، بسیاری از نمایندگان مجلس ششم، تعدادی از نمایندگان مجلس هفتم و هشتم، استان­داران سابق، نویسندگان و شخصیت­های سیاسی و فرهنگی با گرایش­های کاملاً متفاوت، مسئولان خبرگزاری­ها، روزنامه­ها، اعضای مجمع روحانیون مبارز، افراد ناشناس که فقط خود را خواننده­ی وبلاگ معرفی می­کردند و دوستان شخصی­ام و نیز بزرگان اقلیت­های مذهبی و سفارت­خانه­ها و نیز جمعی از دوستان پدرم و برادرانم و فامیل. همه آمده بودند. پدرم البته به دلایل مختلف دیروز نیامده بود. نزدیک به دو ساعت تقریباً یک­سره، یک صف وارد مسجد می­شدند و یک صف خارج می­شدند. روح بزرگ و مهربان مادرم باعث شده بود که این جلسه کم نظیر برگزار شود. قصدم از نوشتن این پست، فقط تشکر فراوان بود از همه­ی آن بزرگواران مهربانی که دیروز آمدند. از آیات عظام منتظری و صانعی که شخصاً تلفن کردند و تسلیت گفتند و از آقای خاتمی که به اتفاق همسرش به منزل‌ آمد و از آقای کروبی و اعضای حزب اعتماد ملی و از آقای حاج حسن آقای خمینی که علاوه بر حضور در جلسه دیروز در روزنامه تسلیت گفته بودند تشکر ویژه دارم. هم‌چنان از بیانیه‌ای که بیش از ۳۰۰ نفر از شخصیت‌های سیاسی کشور در روزنامه اعتماد داده بودند ممنونم. تا امروز ۶۲۰ کامنت و ۷۹۲ ایمیل تسلیت نیز در دنیای مجازی توسط افراد مختلف از ایران و سراسر دنیا برای وب‌نوشت فرستاده‌اند. ۴۲۳ ایمیل تسلیت هم تا امروز از طریق سایت گفت‌وگوی ادیان از سوی شخصیت‌های دینی و سیاسی و فرهنگی جهان رسیده است. ممنونم از این همه لطف؛ از طرف پدرم و برادرانم و همه‌ی اقوامم و البته خودم. با این همه جای مادرم همیشه خالی است. اگر مادرتان زنده است، قدرش را بدانید.

 

۲۱ دی ۱۳۸۷
غزه و مسائل داخلی وجناحی

 

 

چندی پیش یکی از وزرای اقتصادی آقای خاتمی که رابطه اش با اصولگرایان بیشتر از اصلاح طلبان هست تعریف می کرد که درمراسم رسمی تظاهرات حمایت از غزه شرکت کرده بود. وقتی جماعت افراطی طرفداران دولت، او را دیده بودند، به جای اسرائیل، علیه شخص آقای خاتمی و دولت آقای خاتمی شعار داده بودند. به همه همکاران سابقش توصیه می کرد که در این نوع مراسم یا شرکت نکنند و یا حد اقل تنهائی نروند. همان روز، روزنامه اعتماد ملی هم از اهانت و اعتراض به آقای کروبی در همان تظاهرات حمایت از غزه نوشته بود که معترضین باز به جای اعتراض به اسرائیل، کروبی را سئوال پیچ کرذه بودند که چرا در روزنامه اعتماد ملی دولت و شخص احمدی نژاد مورد انتقاد قرار می گیرد. اینکه مناسبت هایی مثل تظاهرات علیه جنایات اسرائیل که بخش های مهمی از جامعه آمادگی حضور در آن دارند، تبدیل به کلوپ سیاسی جمع اندکی می شود که به خاطر منافعشان سعی می کنند این مناسبت ها را در اختیار خود نگه دارند، در حقیقت تلاش دارند این مناسبت ها را بی اثر و بی فایده  کنند وایران را که این همه هزینه ی سیاسی و اقتصادی حمایت از فلسطین را می دهد، از معدود کشورهایی معرفی کنند که تظاهرات خود جوش و فراگیری علیه جنایات غزه در آن صورت نمی گیرد و در تظاهرات رسمی هم حتی برای کروبی و یا وزرای آقای خاتمی امکان حضور وجود نداشته باشد. در روزی که روزنامه ی کارگزاران به خاطر بیانیه ی تحکیم وحدت درمورد حوادث غزه توقیف شد، چند تن از مسئولان وحزب و روزنامه ی کارگزاران را به مناسبتی دیدم. همه شان  با اینکه نمی دانستند غزه هم ازخط قرمزهایی شده که عبور از آن باعث تعطیلی روزنامه می شود به خاطر جنایات اسرائیل بر این باور بودند  که انتشارآن بیانیه اشتباه بوده وآمادگی همه نوع جبران را داشتند، اما گویا همه پذیرفته بودند که بهانه ی غزه فرصت خوبی در آستانه ی انتخابات برای بستن یک روزنامه ی اصلاح طلب بوده است که مخالفان سیاسی داخلی اصلاح طلبان از این فرصت استفاده بهینه ی حزبی کرده بودند. دردنیا هم که نمی دانستند عده ای در ایران از همه ی شرایط برای منافع داخلی بهره می برند،  خبر تعطیلی روزنامه ی کارگزاران و یا منحل کردن دفتر تحکیم وحدت به دلیل مسائل غزه، این پیام را منتقل کرد که گویا عده ی زیاد و موثری با حمایت از مردم غزه مخالف هستند. البته که ارسال این پیام به دنیا نه به نفع دولت است ونه به نفع غزه. حیف که عده ای منافع سیاسی خود را بر همه چیز ترجیح می دهند و کسی هم به آنان اتهام تهیه ی خوراک برای اسرائیل نمی زند. جنایات اسرائیل علیه مردم مظلوم غزه وجدان همه ی انسان ها را در دنیا جریحه دار کرده است.  

8 4        ۱   ۲    ۳       3  7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.