۲۰ دی ۱۳۸۵
مدیران طاغوتی

 

در خبرها آمده بود که بعد از گذشت نزدیک به سه دهه از پیروزی انقلاب دوباره مثل اول انقلاب، برای انتخاب مدیران کشور نیز بساط گزینش، مجدداً راه اندازی شده است. قصد اصلی احتمالاً حذف باقی مدیران دوران هاشمی و خاتمی، و آوردن مدیرانی به رنگ دولت نهم است. در اول انقلاب، تقسیم مدیران به طاغوتی و غیر طاغوتی مطرح بود. گویا برای این جماعت نسلی که در قبل از دولت جدید و در دوران امام و ۱۵ سال رهبری آیت الله خامنه ای و در شرایط سخت جنگ کشور را مدیریت کرده اند، در نظر بعضی ها "طاغوتی" بوده اند. باید پذیرفت نسلی که امروز مدیرند و یا کارمند و یا محصل، بعد از انقلاب تکوین شخصیت خود را آغاز کرده اند. اگر مورد قبول نیستند، بهتر است مسئولان دستگاه ها و نهادهای مختلف را گزینش کنند که نتوانسته اند با همه سرمایه هایی که از بیت المال مصرف کرده اند، نسل خوبی تربیت کنند.

 

۱۹ دی ۱۳۸۵
علی دوانی و نگاه خاکستری به تاریخ

 

آقای علی دوانی، نویسنده و مورخ نامدار کشور درگذشت. خبر تند و سریعی بود. از اوائل نوجوانی یکی از مشتریان دائم تاریخ نویسی دینی او بودم. هیچ وقت آدم اهل افراطی نبود. نگاه او به تاریخ دینی که عملاً بیشترین حجم نوشته های اوست، همواره نگاه معتدل و همراه با انصاف بود. چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن بر اساس خواست حکومت ها تاریخ نمی نوشت. بارها به منزل پدرم در مشهد آمده و چند بار هم در تهران میزبان پدرم بود که من هم همراه ایشان بودم. در دورانی که مدیر رادیو بودم، خیلی به محضرش می رفتم. یک سلسله گفت و گوهای ثابت از ایشان ضبط کرده بودیم و پخش می کردیم. لحن بسیار شیرینی داشت. علی دوانی حق بزرگی بر گردن بخش دینی و روحانی تاریخ ایران دارد. داشتن سعه ی صدر و نوشتن خاکستری تاریخ که نقش و اهمیت هر فرد را آن چنان که هست بنمایاند، در خیلی از مورخان نیست؛ ولی علی دوانی به اعتقاد من که خیلی از کتاب های ایشان را خوانده ام چنین بود. در رادیو با آقای دکتر محمد حسن رجبی فرزند علی دوانی در سال های ۶۲ و ۶۳ همکار بودیم. ایشان نیز مدیر فرهیخته ی گروه تاریخ رادیو بود. با آقای محمد رجبی فرزند بزرگ علی دوانی که مبارزی نستوه بود در ارشاد آشنا شدم. وقتی آقای خاتمی از ارشاد استعفا داد، رئیس کتابخانه ی ملی بود. داوطلبانه استعفا داد تا آقای خاتمی رئیس کتابخانه ی ملی شود. به هر دو دوست خوبم از صمیم قلب تسلیت می گویم. بی شک جای علی دوانی خالی خواهد ماند. مرد اندیشمندی که متواضعانه و بی ریا تجربیات نسل های گذشته دینی را با پیام اعتدال و همه جانبه نگری به نسل فعلی منتقل کرد. این روح معتدل را می توان در آخرین نامه اش که به فاطمه رجبی – دخترش و همسر الهام – نوشت، به خوبی جست و جو کرد. آقای علی دوانی از هم طرازان موسی صدر، دکتر بهشتی، موسوی اردبیلی، ناصر مکارم و مرتضی مطهری بود که دیشب به دیدار حق شتافت. مرامش جاودان و نامش پایدار باشد.

 

۱۸ دی ۱۳۸۵
مراسم قشنگ غدیر هنرمندان

 

امروز صبح در جشن هنرمندان، در خانه هنرمندان تهران، به مناسبت عید غدیر شرکت کردم. آقای مسجد جامعی متولی این جشن در دوران وزارتش بود و آقای خاتمی هم همه ساله مهمان ویژه اش. تا دو سه روز پیش میگفتند امسال، سالن اشغال است و نمیشود با حضور آقای خاتمی این جشن برگزار شود. بالاخره درست شد. با تلفن به هنرمندان در این فرصت کوتاه خبر دادند. آقای سهیل محمودی که همیشه مجری برنامه های هنری بزرگ است و معمولاً سخنان و شعرهایی که میخواند، از خود برنامه ها، دلنشین تر و عالمانه تر است در ابتدای جلسه میگفت دیشب دو ساعتی داشتم تلفن منزل را میگرفتم و اشغال بود. بعداً فهمیدم پسرم دارد برای مراسم امروز اطلاع رسانی (!) میکند. آقای مسجد جامعی در سخنانش از تغییر نام تالار رودکی به تالار وحدت انتقاد میکرد و میگفت به جبران این تغییر در دولت آقای خاتمی بنیادی درست کردند که تالارهای مختلف و منجمله تالار وحدت زیر مجموعه ی آن است و اسمش را گذاشتند بنیاد رودکی. کلی در طول برگزاری جلسه با دوست قدیمم آقای داود گنجه ای که از بزرگان موسیقی کشور است، حرف زدیم. از مشکلات موسیقی و بحرانهایی که پیدا کرده است، میگفت. یک گروه افتاده و متواضعی از افغانی ها قوالی جالبی اجرا کردند. شعری برای علی علیه السلام در مایه ی ملاممدجان معروف خواندند. دیدن هنرمندان همیشه آرام بخش و لذت آفرین است. خیلی از آنها هم میگفتند دلشان برای دیدن آقای خاتمی هم که از دوران وزارت ارشادش همراه هنرمندان بوده، تنگ شده و آمده بودند دیدار تازه کنند. من هم البته در کنار استفاده از مراسم وظیفه داشتم روز عید غدیر دیدن آقای خاتمی بروم که با یک تیر، دو نشان زدم. آقای ناصر فیض شعر طنزی خواند. آخر مصرع هر بیتش میخواست چیزی را در زندگی عوض کند. وقتی گفت: بامن برادران زنم خوب نیستند/ باید برادران زنم را عوض کنم، مجلس مردسالار شد و سهیل هم گفت دوباره و همه هم بدجوری خندیدند! روز عید بود. آخرای جلسه گروه چهل دف با پنج تا دف آمدند و برنامه قشنگی اجرا کردند. محمودی گفت ۴۰ عدد کثرت است و لازم نیست ۴۰ تا دف داشته باشند. او از قول باستانی پاریزی نقل کرد که شاه عباس گفته ۹۹۹ تا آب انبار درست کنید و هزار تا نشود چون اگر هزار تا شود، میگویند عدد کثرت است. قاسم رفعتی خواننده خوش صدایی است که شعر سی سال پیشش را امروز دوباره خواند: اگر آن ماه نمونه، رخ خود را بنمونه.... یاد آن روزها افتادم که چه با ولع شعرش را و صدایش را گوش میدادم. آقای خاتمی هم در پایان متناسب با فضای جلسه شعری را از مولانا خواند. بارها دیده بودم که ایشان چه خوش ادا و قشنگ شعر میخواند ولی امروز قشنگتر خواند. مهم این بود که عید غدیر را هنرمندان و آقای خاتمی و کسانی که حاضر بودند، هنرمندانه جشن گرفتند و به پیشگاه مولا علی ادای احترام کردند.

 

۱۷ دی ۱۳۸۵
غدیر،فرصت برادری مذهبی

 

عید غدیرتان مبارک. روز عید غدیر که روز اعلام خلافت امیرالمومنین است، طبعاً بیشتر رنگ و بوی شیعی دارد؛ اما به دلیل آنکه سنیان ایران نیز ارادت ویژه ای به علی دارند غدیر در همه ی ایران پراهمیت است. نگرانی اصلی جهان اسلام در این ایام نیز، اختلافات سنگین مذهبی است که سیاستمداران جهان و منطقه آن را مدیریت میکنند و شیعیان و سنی های بیگناه، قربانیان آن هستند. روز عید غدیر روز برادر خواندگی است. مریدان علی که هم سنی هستند و هم شیعه، بی توجه به منافع سیاستمداران و بعضی رهبران مذهبی تندرو شیعه و سنی، پیشتاز فرو نشاندن آتش اختلافات مذهبی شوند. باز هم عید غدیر که به عید سادات هم معروف شده مبارک باشد.

 

۱۶ دی ۱۳۸۵
پایان دوران تبشیر

 

اخیراً شنیده می شود که در گوشه و کنار شهر با بروشورها و یا کتاب های تبلیغی دعوت به دین مسیحیت می کنند. حداقل یک کانال ماهواره ای به زبان فارسی برای دعوت به دین مسیح و ده ها کانال ماهواره ای تبلیغی به زبان عربی وجود دارد. من به عنوان یکی از فعالان گفت و گوی ادیان که از سال ۶۷ در این حوزه فعالیت مستمر دارم و هم اکنون مدیر مؤسسه ی گفت و گوی ادیان هستم، معتقدم این روند ارتجاعی ترین روشی است که متعصبان دینی دنبال می کنند. اندیشمندان دنیای فعلی را عصر گذر از تبشیر می دانند. در دوران تبشیر همه ادیان فقط رسالت خود را در تغییر دین دیگران می دانستند. دنیای فعلی دنیای گفت و گو و همکاری ادیان است. برای مسلمانان که مسیحیت و یهود ادیان قبل از آنان است طبیعی است که گفت و گو کار دشواری نباشد، اما مسیحیان نیز که قاعدتاً باید دین بعد از خود را به رسمیت نشناسند در سال ۱۹۶۵ در بزرگ ترین گردهمائی رسمی رهبران مسیحی دنیا در واتیکان که به "شورای واتیکان دو" معروف شد، رسماً پایان دوران تبشیر و پذیرش گفت و گو و همکاری با مسلمانان را اعلام کردند. مؤسسات بزرگ گفت و گوی ادیان هم در اکثر کشورهای جهان شکل گرفت و این همکاری فقط در جهت رشد معنویت و خداپرستی در دنیا و نه دعوت به تغییر دین بود. روش دعوت به دین و تبشیر، احیای دوباره ی جنگ صلیبی است. باید پایه ی دین باوری را از متعصبان دینی به متفکران دینی منتقل کرد.

 

۱۵ دی ۱۳۸۵
رقص یا تحریم؟

 

دیروزدر رسانه های داخلی اخبار "مهم" حضور معاون رئیس جمهور در مراسم رقص در تر کیه و تکذیب و تایید وشکایت و مناظره های این مسئله را میخواندم. همزمان در رسانه های خارجی ابعاد تحریم شورای امنیت در مورد ایران، و نگرانی های کارشناسان و حتی خاتمی و هاشمی رفسنجانی را میشد خواند. احتمالا به عقیده بعضی ها مردم ایران فعلا سرگرم اخبار رقص باشند بهتر از این است که به عواقب تحریم شورای امنیت فکر کنند.

 

۱۴ دی ۱۳۸۵
روزنامه ی آینده ی نو

 

چندی پیش به مناسبت جشن سالگرد روزنامه ی شرق مطلبی نوشتم و آرزو کردم که آن روزنامه از خطر تعطیل و توقیف دور باشد. از قضا چشم من شور بود، آن هم چه شوری! یکی دو هفته بعد تعطیل شد و توقیف. وقتی چند روز پیش صدمین شماره ی روزنامه ی خوب آینده ی نو منتشر شد، با سپاس و قدردانی از زحماتشان می خواستم ادای وظیفه کنم. یادم آمد از چشم شورم. حالا با یک هفته تأخیر می نویسم.

روزنامه نگاری اصلاً در ایران کار سختی است. مدیران مسئول حتماً در هفته های اول تلفن های بعضی از مسئولان قضائی معروف و احیاناً بعضی های دیگر را که به آنان زنگ می زنند و تذکرات اولیه را می دهند را در موبایل خود save کنند تا دفعات دیگر بتوانند هرجا هستند سریع به آنان پاسخ دهند. در این وضعیت، دوست خوبم آقای وصال، دل به دریا زد و روزنامه ی آینده ی نو را به جامعه عرضه کرد. در صد شماره ی روزنامه چند خصوصیات عمده را می توان به عیان دید. علائق فرهنگی، بر سیاست زدگی ترجیح دارد. این نگاه، به روزنامه آرامش ویژه ای داده است که می تواند فلش راهنمائی به آشنایی با عمق مسائل اجتماعی و حتی سیاسی باشد. آقای وصال قبلاً مدیر مسئول روزنامه ی ایران بود. در دوران آقای خاتمی از همان جا رفتار و افکار آقای خاتمی طراز کارش بود. گاهی ماها را هم قبول نداشت و معتقد بود که از خط آقای خاتمی خارج می شویم. در آینده ی نو نیز همان التزام به روح تفکر آقای خاتمی را می توان دید. روزنامه ی آینده نو اگر چه آرام، ولی توانست جای خودش را در نسل فرهیخته ی کشور باز کند. آینده ی نو با همه ی این سیاست ها ظاهراً قصد دارد بازی روزنامه نگاری را به نحوی اداره کند که بماند. اگر بازی روزنامه نویسی در ایران قاعده داشت، می شد اطمینان پیدا کرد که یک روزنامه یا می ماند یا می رود؛ ولی حیف که قاعده ی روزنامه نویسی در سلایق تصمیم گیران است.

به همه ی دست اندرکاران روزنامه ی آینده ی نو که تبلیغات خیلی گسترده ای در سراسر ایران به وقت راه اندازی داشت تبریک می گویم. اصلاً هم آرزو نمی کنم که از خطر توقیف و تعطیل مصون باشد که به سرنوشت شرق مبتلا نشود.

 

۱۳ دی ۱۳۸۵
وزير ارشاد، بی‌خيال ساماندهی شود

 

اخيراً وزارت ارشاد از صاحبان سايت‌ها و وبلاگ‌ها خواسته است كه در سايت ساماندهی ثبت‌نام كنند و گرنه در پايان موعد مقرر با آنان برخورد می‌شود. آقای وزير ارشاد هم در توضيح اين مسئله گفته است، فقط می‌خواهيم صاحبان اين رسانه مشخص باشند تا اگر اتهامی می‌زنند قابل تعقيب باشد. در اين مسئله كه اين روزها مهمترين مسئله اهالی وبلاگ شده است چند نكته ضروری است.۱) اساساً اتهام‌های اخير كه باعث نگرانی دولت شده، هيچ‌كدام در وبلاگ‌های وبلاگ‌نويسان عادی نبوده است. عمده‌ترين اتهام در حوزه طرفداران آقای قاليباف و آقای احمدی‌نژاد به‌وجود آمد كه عليه يكديگر اتهام‌زنی آغاز كردند. هر دو دولتی و هر دو از يک جناح كه به‌هر‌دليل با هم نمی‌سازند. وبلاگ‌های عادی چه اطلاعاتی دارند كه اعلام كنند؟ تاوان مسئله برخوردهای درون جناحی را به چه دليل بايد وبلاگ‌نويسان عادی بدهند؟ تازه اگر ۲ نفر وبلاگ‌نويس عادی ناشناس چيزی بنويسند كه تاثيری در جايی ندارد. ۲) اين قانون با توجه به اهميت و بافت اينترنت كه عالم"مجازی" نام گرفته حتماً قابل اجرا نيست. مصوبه‌ای كه نشود اجرا گردد، حرمت قانون را در جامعه از بين می‌برد. دولت بايد بيش از ديگران مواظب حرمت قانون باشد. ۳) طبيعی است اگر كسانی از اين طرح استقبال كنند و يا حتی به اجبار نام‌نويسی نمايند، وبلاگ‌نويسان داخلی هستند. امكان فنی برخورد با وبلاگ‌نويسان خارجی كه وجود ندارد. خود آقايان بهتر از ما می‌دانند كه راه‌های مختلفی برای شناسايی و كشف وبلاگ‌نويسان داخلی هست. نتيجه عملی اين كار اين می‌شود كه وبلاگ‌نويسان داخلی محدود می‌شوند و وبلاگ‌نويسان خارجی جسورتر و خوانندگان نيز به اجبار به وبلاگ‌نويسی فارسی افراد خارج از ايران روی می‌آورند. ۴) وبلاگ‌نويسی دفتر خاطرات شخصی افراد است. اگر رسانه هم بود بايد برای كنترل آن قانون نوشته شود. با مصوبه دولت نمی‌توان حقوق رسمی پذيرفته‌شده در قانون اساسی را محدود كرد. حتماً اگر نخواهند سياسی عمل كنند هيات تطبيق قوانين مجلس بايد اين مصوبه دولت را رد كند. جناب وزير ارشاد، بهتر است بی‌خيال شويد. آن‌هايی كه در دعوای قدرت مشكل‌آفرينی می‌كنند كه خودی هستند. آن‌ها را شناسايی كنيد و وبلاگ‌نويسی ‌نوپای فارسی را آسيب نزنيد.

 

۱۲ دی ۱۳۸۵
مجله اخبار ادیان

 

مجله ی اخبار ادیان، مجله ای است که دو ماه یک بار توسط مؤسسه ی گفت و گوی ادیان منتشر می شود. این که آدم بداند در ادیان دیگر در مورد مسائل مهم زیستن و یا دیدگاه های اخلاقی چگونه فکر می کنند، به خصوص برای ما ایرانیان که تعداد اقلیت ها در این کشور خیلی کم هستند و تماس با آنان فراوان نیست، می تواند جالب باشد.

مقالات جهان مجازی در خدمت تفاهم با دنیای اسلام، جریانات سکولار و آئین یهود، تصویر زنان جهان اسلام در قالب یک دانش نامه، آئین شینتو، فلسفه در خدمت گفت و گو و فرهنگ نامه برای راهبان و پارسایان مسیحی و بودائی، بخشی از مقالات این شماره ی مجله ی اخبار ادیان است. من مدیر مسئول و خانم فهیمه موسوی نژاد سردبیر و آقای امیر یوسفی جانشین سردبیر آن است. 6 کتاب جدید در این حوزه به اضافه ی یک نیایش روزانه از مندائیان نیز در این مجله آمده است. کسانی که دغدغه ی این مسائل فرهنگی را دارند حتماً مجله اخبار ادیان را تهیه کنند. برای تهیه ی آن و مشترک شدن می توانید به مؤسسه ی گفت و گوی ادیان با آدرس www.iid.org.ir (آدرس مجله) و یا کتاب فروشی های مهم و شهر کتاب ها مراجعه کنید و یا با تلفن ۲۲۰۴۰۳۴۰ تماس بگیرید.

 

۱۱ دی ۱۳۸۵
چند نگاه ایرانی به اعدام صدام حسین

 

۱) در فلسطین جنازه ی سمبلیک برای صدام درست کرده اند و او را تشییع نموده اند. حماس هم اعدام صدام را در یک لحن جانبدارانه، ترور سیاسی اعلام کرده است. حماس از قتل زرقاوی، قاتل شیعیان عراق و شخص آیت الله سید محمد باقر حکیم هم ابراز تأسف کرد. در ماجرای انفجار حرم امام هادی و امام عسکری (علیهما السلام) در سامرا هم حتی مثل بعضی کشورهای عربی، آن را محکوم نکرد. از مسئولان دولتی ایران که اخیراً ۲۵۰ میلیون دلار در اختیار حماس قرار داده اند توقع می رود حداقل خواست های جامعه ی ایرانی را از حماس مطالبه کنند. با مواضعی که رئیس جمهور فعلی در مورد فلسطین و مسأله ی هولوکاست اتخاذ کرده است و همه ی دنیا را علیه ایران بسیج کرده است، این مواضع حماس و فلسطینی ها با چنین هزینه هایی که دولت ایران برای آنان و از جیب ملت ایران می کند، باعث خشم عمومی مردم ایران بر علیه مواضع حماس خواهد شد. سیاست خارجی در این مورد مورد سؤال ایرانیان است. از دولت فعلی که در داخل این قدر شیعی از نوع جمکرانی آن رفتار می کند، انتظار می رود که در سیاست خارجی و کمک های سخاوتمندانه ی مالی هم حداقل حساسیت های شیعی را مورد توجه قرار دهد.

۲) تلویزیون الجزیره بعد از اعدام صدام حسین، با تلاش غیر حرفه ای سعی دارد اعدام صدام را به شیعیان و یا ایرانیان منسوب کند. به عقیده ی من برای شیعه و ایرانی این افتخار بزرگی است که بزرگ ترین دیکتاتور قرن را به جوخه ی اعدام بکشاند اما واقعیت این است که جنایات صدام بر شیعه و سنی و کرد و منطقه ی خلیج فارس و خاورمیانه به یک اندازه بوده است و افتخار به ذلت کشاندن او نیز برای همه ی شیعیان و سنیان است. دولت هایی هم که در این مورد با تردید حرف می زنند و تحریک می کنند قربانیان جنایت صدام هستند ولی از عاقبت این چنینی برای خود می ترسند.

۳) بی شک بزرگ ترین جنایت صدام، جنگ با ایران بود که در آن جنایت تمام دنیا و به خصوص آمریکائی ها حامی وی بودند. اکنون اگر چه مجرم اصلی آن جنگ خونین وجود ندارد ولی آن جنایت نباید فراموش شود. اکنون فرصتی است که ایران سمیناری بین المللی درباره ی جرائم صدام در حق ایرانیان و خسارات عراق به ایران تشکیل دهد. اشغال گران امروز عراق که حامیان دیروز صدام بودند باید پاسخگوی این جنایات باشند.

 

8   4       ۱    ۲   ۳       3  7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.