۲۰ دی ۱۳۸۴
عید قربان و سردار کاظمی

 

عید قربان یکی از دو عید بزرگ اسلامی است که در همه ی جهان اسلام بیش از یک روز تعطیل است. بنای عید قربان به ابراهیم بر میگردد که مورد احترام هر سه دین یهود، مسیحیت و اسلام است. عید قربان، نماد اوج ایثار است. بر همه ی مسلمانان و به خصوص بر حاجیان مبارک باد.

 

                                  *****

باز هواپیمایی سقوط کرد. سردار کاظمی در بین بر و بچه های جبهه و جنگ به خلوص و پشتکار معروف بود. به خاطر دفاعی که افرادی مثل سردار کاظمی در طول دفاع مقدس از سرزمینمان کردند، حق بزرگی بر گردن ایران دارند. سردار کاظمی از وقتی در جبهه بود تا دیروز که هواپیمایش سقوط کرد، همواره به طور متفاوتی از اندیشه ی مترقی اسلام دفاع می کرد. دوستانی که او را می شناسند، این تمایز را برای او قائل بودند. حیف این سرمایه های کشور که چنین راحت از دست می روند.

 

                                 *****

اولین برف زمستانی دیروز و امروز تهران و بسیاری از مناطق ایران را سفید پوش کرد. سفیدی برف، یادآور دلهای شادمان است. دانه هاب برف که رقص کنان برای احیاء زمین فرود می آیند شادی آفرین ترین پدیده طبیعی است.

خدا کند که استمرار یابد.

 

۱۹ دی ۱۳۸۴
روز عرفه

 

فردا در ایران و امروز در عربستان، روز عرفه است و آغاز بخش رسمی حج. از فردا میلیونها انسان حج گزار اعمال جمعی و همزمان خود را آغاز می کنند. در آموزه های دینی یکی شب قدر و دیگری روز عرفه، روزهای ویژه ی دعا هستند و پروردگار به استجابت دعای آنها وعده داده است. خوشا به حال کسانی که فردا – به خصوص بعد از نماز ظهر - را به دعا بپردارند و خود را در پیشگاه قدرت برتر هستی خالی کنند و سبکبال شوند. امام حسین دعای معروفی دارد که در عصر عرفه در صحرای عرفات با خدای خود راز و نیاز کرده است. عاشقانه ترین و پرمحبت ترین جملات را به کار گرفته است تا برای همه رابطه با خدا زیبا و لطیف بماند. خدائی که بندگانش او را مثل یک محبوب و معشوق دوست دارند و او هم به همه ی مخلوقاتش لطف و نعمت های خود را ارزانی میدارد. آدمها چه در بحث نظری قبول داشته باشند یا نه، وقتی سختی هایی که امکان رهایی از آن توسط وسایل عادی وجود نداشته باشند به دامان آن قدرت برتر پناه میبرند. هر چند اسم و تصور از خدا برای آدمها مختلف باشد. چه نیکوست قبل از روزهای سخت هم رابطه با خدا را حفظ کنیم. همان خدای زیبا و مهربان که خیلی ها میخواهند او را زشت و ترسناک جلوه دهند. در روز عرفه فرصت خوبی است که حاجات شخصی و عمومی را از خدا بخواهیم. حفظ ایران وسربلندی آن هم یکی از بهترین خواستهای عمومی باید باشد که در شرایط فعلی واقعا باید از خدا طلب کرد.

التماس دعا.  

 

۱۸ دی ۱۳۸۴
دبی

 

در چند روز گذشته دولت امارات عزاداز درگذشت حاکم دبی بود. دبی در منطقه توانسته مرکزیت اقتصادی را به خود اختصاص دهد. من هم به دلیل ارتباطات گذشته، چند ساعتی برای تسلیت رفتم. دولت امارات از ۷ امیر نشین تشکیل می شود که ابوظبی به خاطر نفت و مرکزیت سیاسی و دبی به دلیل اهتمام ویژه به اقتصاد از سایر امیر نشینان متفاوت است. اکثر اماراتی ها ریشه ایرانی دارند اگر چه شاید در شرایط فعلی هندی ها و پاکستانی ها که برای کارهای خدماتی در امارات هستند بیشتر از سایر ملیتها باشند. به طنز می گویند یکبار مردم امارات را به دعا و نماز باران فراخواندند. همه آمده بودند. بعد از اتمام نماز در هند و پاکستان باران آمد. این بار گفتند فقط اهالی امارات نماز باران بخوانند. در ایران باران آمد. دکتر هادی، سفیر ایران در امارت می گفت در ماه حدود پانصد پرواز از ایران به امارات و بالعکس صورت میپذیرد. سرمایه اصلی اماراتی ها هم پول ایرانیان است. امنیت سرمایه، دلیل اصلی جذب پول است. یک بار سرکنسول وقت ایران در دبی می گفت غیر از شرکتهای خصوصی، بیش از یک مرکز استان دفاتر بخشهای مختلف دولتی در دبی نمایندگی دارند. فرار سرمایه یکی از فجایع اقتصادی است که سیاستهای داخلی و خارجی زمینه آن را مهیا می کند و کسی به وجود آورندگان این مسئله را مفسد اقتصادی معرفی نمی کند. تا کنون در چند مراسم درگذشت بزرگان رهبران امارات شرکت کرده ام. غیر از هیئتهای رسمی که معمولا برای تسلیت می آیند، گروههای انبوه مردمی هم در این مراسم با لباس عربی سفید حاضر می شوند. منظره عجیبی است. هزاران نفر با لباس یک شکل و سفید و تک تک در مدت سه یا چهار شبانه روز به مقامات دولتی شان تسلیت میگویند. بعضی بزرگان قبائل که احساس صمیمیت بیشتری میکنند نوک بینی خود را به نوک بینی شیوخ می زنند. متأسفانه اماراتی ها با آنکه می دانند جزایر سه گانه جزء جدا ناشدنی ایران است اما هنوز در موقعیتهای گوناگون ادعای مالکیت جزائر را تبلیغ می کنند. وزیر خارجه ایران، آقای متکی روز اول درگذشت شیخ مکتوم به دبی رفته بود. من هم بدون عنوان رسمی و به خاطر آشنایی در 8 سال گذشته رفته بودم. یکی از روزنامه های امارات را دیدم که مقام عالی وزارت خارجه را با من، شهروند عادی اشتباه گرفته و شیر تو شیرانه زیر عکس من نوشته بود وزیر خارجه ایران! شیخ محمد آل مکتوم که مغز اقتصادی دبی بود تا کنون نفر سوم بود. اما بعد از فوت نفر اول او به جانشینی برگزیده شد تا هم عملا و هم رسما حاکم دبی باشد و نفر دوم باز هم نفر دوم ماند. 

 

۱۷ دی ۱۳۸۴
دنیای بی عدالت

 

این آمار واقعا تکان دهنده است:

نیمی از مردم دنیا همچنان با درآمدی روزانه کمتر از ۲ دلار زندگی می کنند. یک میلیارد نفر با روزی کمتر از یک دلار زندگی می کنند و بیش از یک میلیارد نفر هر شب گرسنه به رختخواب می روند. یک نفر از هر چهار نفر در دنیا، به آب نوشیدنی تصفیه شده دسترسی ندارد. ۱۳۰ میلیون کودک هرگز به مدرسه نرفته اند و ۱۰ میلیون کودک نیز هر سال به دلیل ابتلا به بیماری هایی که قابل پیش گیری هستند، می میرند.

حتی در کشورهای ثروتمند نیز، تلاطم مداوم اقتصاد، همیشه زندگی عده ای را دگرگون می سازد و بیکار می کند و آمریکا برای برگرداندن آنها به نیروی کار با همان حقوق و یا بیشتر، به اندازه ی کافی تلاش نمی کرد. مؤسسات مالی جهانی قادر به کاهش و یا از میان برداشتن بحران ها در کشور های توسعه یافته نیستند و نمی توانند میزان آسیب به کارگران را به حداقل برسانند. سازمان تجارت جهانی به عنوان نهادی که تنها در دست کشورهای ثروتمند و شرکت های چند ملیتی است، شناخته می شود.

 

خاطرات کلینتون. جلد دوم

 

۱۶ دی ۱۳۸۴
گعده بیت امام

 

در بیت امام از زمان مرحوم حاج احمد آقا هفته ای یک شب گعده هست. دوستان و علاقمندان خصوصی تر برای حفظ رفت و آمد در بیت امام به آنجا میروند. حاج حسن آقا خمینی هم با اینکه در قم مشغول تحصیل جدی است ولی هفته ای یکشب خود را به تهران میرساند و دوستان هم به آنجا میروند. معمولا چیزی از این نوع دید و بازدید های خصوصی نمینویسم. اما این هفته بحث نظراتی که اخیرا در مورد امام میدهند محور بحث بود. شاید یک نگرانی مشترک در همه ی دوستان امام بود که چرا عده ای علاقمندند به امام نظراتی را منتسب کنند که ابهامات جدی نسبت به  شخصیت امام در جامعه ای که بسیاری شان امام را ندیده اند ایجاد کند. آقای توسلی که خیلی بیشتر حرص میخورد، به دلیل سن و سابقه ای که دارد همه نام آوران حوزه را به خوبی میشناسد هی ابراز علاقه میکرد که سوابق بعضی بزرگان نامدار این روزها را مطرح کند که چگونه با امام و انقلاب برخورد منفی داشتند و حالا چگونه طلبکار. آقای توسلی که مسئول ملاقاتهای امام بوده میگفت آقای ..... در طول مدت بعد از انقلاب تنها یکبار، آن هم در جمع شورای عالی نهضت سواد آموزی توانسته بود با امام ملاقات کند. 

یکی از نمایندگان مجلس هم آمده بود و از دیدارشان با کادر فرودگاهی و نیروی هوائی برای پی گیری سقوط هواپیما حرف میزد و میگفت تحریم ها کمر امکانات هوائی را شکسته است. علی الظاهر مسئولان برجی که در دایره کمتر نزدیک به زمین باید هواپیما را راهنمائی کنند که من اسم و عنوان رسمی شان را نمیدانم بیشتر مقصر شناخته شده اند. نکته ی جالب برای من توجه ویژه حسن آقای خمینی به آخرین نوشته ها و خاطرات و تولیدات فرهنگی کشور بود. یک منبع موثق هم که به اصطلاح خبرگزاری ها شاید نخواهد نامش فاش شود از گفتگوی خود با یکی از نزدیکان آقای جوادی آملی که در جلسه دیدار آقای احمدی نژاد حاضر بوده تعریف کرد و میگفت مسئول مربوطه در دفتر آقای جوادی در جواب خیلی از بزرگان کشور هم که تماس گرفته اند گفته: در آن ملاقات سه دوربین رسمی و غیر مخفی وجود داشته. یکی مربوط به ریاست جمهوری و یکی مربوط به صدا و سیما و یکی هم دوربین دفتر آقای جوادی آملی. جلسه مخفی ای نبوده است. گرچه با فیلمی هم که در دسترس است برای کسی تردید وجود ندارد. خلاصه در گعده ها ازهر دری سخنی است. آقای سراج هم در دفتر امام مرتب به سایتها سر میزند و به شیوه ی پرینتی در اختیار دیگران قرار میدهد. البته وقتی به آقای توسلی گفتم عکس قشنگی اخیرا از شما در سایتم گذاشتم گفت متاسفانه پسرم مسافرت است و از دیدن سایت محرومیم! ولی جالب است پیرمردی مثل آیه الله بجنوردی که پدر خانم حسن آقا است و خود حسن آقای خمینی سایت را با کلیک دکمه های کامپیوتر میبینند.

 

۱۵ دی ۱۳۸۴
مصاحبه ی عبدالحلیم خدام مرد شماره دو سوریه

 

 

یکی از اخباری که این روزها خاورمیانه را تحت تاثیر قرار داده مصاحبه ی اخیر عبدالحلیم خدام است که نزدیک به سه دهه فرد دوم سوریه به شمار می آمده. این مصاحبه و پی‌آمد آن که بلافاصله با اعلام بازجوییبشار اسد همراه بود نشان از یک هماهنگی قبلی بین المللی داشت. واقعیت این است که آشنایان با تاریخ سوریه و لبنان میدانند خدام همواره جلوه ی خشن و تند خوی سوریه بود که از او برای سرکوب و نابودی مخالفان استفاده میشد. به خصوص  بدلیل آنکه پرونده لبنان در اختیار خدام بود ، برای لبنانی ها نام و تصمیمات خدام در دوران پر خشونت دو دهه ی قبل همواره رعب آور بود. وقتی که بشار اسد رئیس جمهور سوریه شد  در دیدار هایی که خودم با نزدیکان ایشان داشتم و یا در اولین سفری که پیام آقای خاتمی را برای بشار بردم اصلی ترین حرف خود بشار و نزدیکانش این بود که باید سوریه را با فضای جدید جهانی منطبق کرد. فضا هم به گونه ای بود که دوری از فضای خشن حکومتی دوری قدرت از عبدالحلیم خدام تعبیر میشد. گرچه سوریه با دور کردن خدام که پشتوانه ی اکثریت سنی مذهب سوریه را داشت علاقمند به ورود به فضای جدید بود ولی ظاهرا بدنه ی بعثی حکومت سوریه به بشار فائق آمدند و اصلاحاتی صورت نگرفت. اما  در هر حال امروز که دنیا میخواهد سوریه را بزند از چهره ی خشن خدام استفاده میکند و او را در جایگاه  خواهان دموکراسی قرار میدهد.  این البته که کار غیر اخلاقی است و زیان آن متوجه مردم سوریه میشود ولی ظاهرا در سیاست،  اخلاق جایگاهی ندارد.

 

 

۱۴ دی ۱۳۸۴
پس چرا انتخابات؟!

 

بحث نقش مردم در حکومت و این که آیا آنان تعیین کننده  سرنوشت حکومت هستند یا این که ولی فقیه به نمایندگی از خدا تعیین سرنوشت می کند، از مباحث سیاسی روز شده است. مکتب آقای مصباح معروف، اضافه بر نظرات قبلی خود، اخیرا پای امام را هم به میان کشیده اند و اعلام می کنند اصلا امام هم به جمهوریت اعتقاد نداشته است.

در این مورد توجه به چند نکته بسیار با اهمیت است:

۱- شاید وقتی کسی و یا جریانی نتوانسته باشد رأی مردم را به دست آورد جا داشته باشد برای به دست آوردن قدرت از این دست نظرات ارائه نماید اما وقتی که مثل شرایط امروز، آن هم لا اقل در شکل ظاهری آن با رأی مردم رئیس جمهوری ارادتمند به مکتب آقای مصباح انتخاب شده و باید برای تحکیم رئیس جمهور خیلی روی رأی مردم مانور بدهند این مباحث را مطرح می کنند از دید سیاسی حکایت از ماجرای عمیق تری می کند.

شاید آنان گمان می برند که دیگر امکان به دست آوردن چنین وضعیت یک دستی در حکومت و انتخاب فردی مثل رئیس جمهور فعلی وجود نداشته باشد. امروز که چنین موقعیتی را به دست آورده اند، قصد دارند بی اعتنایی به رأی مردم را نهادینه کنند و حتی امام را فدای این دیدگاه خود کنند تا دیگر با اعتماد به رأی مردم شرایط تغییر نکند.

۲- خوشبختانه دوستان امام نظرات مختلفی را در رد این دیدگاه ارائه کرده اند و باز هم توضیح خواهند داد. مهمتر از همه این که امام این قانون اساسی را تأیید کرد، که در آن ملاک همه ی مشروعیتها رأی و انتخاب مردم است و فصل الخطاب است. اگر در مبانی قانون اساسی بحث کردن مجاز باشد آیا در همه ی مبانی آن اجازه بحث کردن داده می شود؟ یا فقط در مورد محدود کردن حق مردم می توان حرف زد؟

۳- سال ها بود که علاقه مندان به اندیشه مترقی اسلام و معتقدان متوازن به جمهوریت و اسلامیت می گفتند که جریانی به مردم و نقش آنان اعتقاد ندارند، امروز که شرایط مساعد شده، بی رو در بایستی نظرات خود را اعلام می کنند. این تنها نکته مثبت اتفاقات سیاسی این روزهاست.

 

۱۳ دی ۱۳۸۴
مشاوران

 

امام باقر در یکی از سخنان مشهور خود می گویند که کاملترین مرحله ی کمال آنست که اگر چیزی را نمی دانیم بی نگرانی اعلام کنیم که نمی دانیم. اصلا تخصصی شدن علوم برای آنست که انسانها هر کدام در بخشی تخصص پیدا کنند وآن را که نمی دانند از دیگری که می داند بپرسند. مشاورت در علم مدیریت هم برای این پایه ریزی شده که از تخصص های گوناگون استفاده شود. در حوزه هایی که به سرنوشت یک کشور و یا مردم آن ارتباط پیدا می کند نباید توقع داشت یک نفر و یا یک مجموعه همه چیز رابدانند ولی حتما باید توقع داشت که همان مجموعه از نظرات مشاورانی که تجربه دارند و چیزهای مختلف را یا با تجربه و یا با تحصیل یاد گرفته اند بهره جویند.  این نقش تعریف شده علمی مشاوران است که در عمل البته اینگونه نیست.

در سریال برره  حتما دیده اید: شیر فرهاد که هیچ یک از بدیهیات را نمی فهمد و هی میپرسد ها اینکه الان گفتی یعنی چه؟ همواره به کیانوش که  از همه بهتر می فهمد و تحصیلکرده تر است میگوید این نوفهمه!

 

۱۲ دی ۱۳۸۴
زندگی باید کرد…

 

آورده اند که محی الدین عربی که حکیم روزگار و مقتدای زمان خود بود، سی سال با مولانا نور الدین رصدی شب و روز مصاحب بود و یک لحظه بی یکدیگر قرار نگرفتندی. چند روز که نور الدین رصدی در مرض موت بود، محی الدین بر بالین او به شرب مشغول بود. شبی به حجره ی خود رفت. بامداد که به در خانه ی نور الدین آمد، غلامان را موی ها بریده به عزای نور الدین مشغول دید. پرسید که حال چیست؟ گفتند مولانا نور الدین وفات کرد. گفت: دریغ نور الدین. پس روی به غلام خود کرد و گفت: نمشی و نطلب حریفا آخر –برای آنان که عربی نمی دانند در حاشیه نوشته ام یعنی برویم و همدمی دیگر بجوئیم- و هم آنجا به حجره ی خود عودت فرمود. گویند بیست سال دیگر بعد از آن عمر یافت و هرگز کسی نام نور الدین از زبان او نشنید.

راستی همگان را  واجب است که وفا از آن حکیم یگانه ی روزگار بیاموزند.

 

۱۱ دی ۱۳۸۴
۶۵ سالگی بی بی سی و دنیای امروز

 

 

در خبر ها خواندم بخش فارسی بی بی سی ۶۵ ساله شده است. وقتی بی بی سی راه افتاد، در عکس العمل به تبلیغات نازیسم بود و برای استحکام مبانی فکری بریتانیای کبیر.

آن روزها که در سال ۱۳۱۹ بنگاه خبر فرستی راه اندازی می شد و بعد ها به بی بی سی معروف شد کسی به فکر خبر دهی و اطلاع رسانی نبود.

در آن ایام همه ی کشورها از شبکه اطلاع رسانی فقط به عنوان مخالفت با دشمنان و صدور اندیشه خود بهره می بردند. بعد ها البته بی بی سی در به وجود آوردن ۲۸ مرداد نقش مهمی ایفا کرد و در شروع انقلاب اسلامی نیز رسانه ی فراگیر شد و پس از آن تا امروز که علاوه بر رادیو، از سایت نیز بهره می جوید در بسیاری از حوادث و اتفاقات مهم نقش آفرین بوده است. همان که قدیمی ترها همیشه در هر حادثه ای می گفتند کار، کار انگلیس هاست. بعد ها هم کار، کار آمریکائی ها شد.

امروز دهها رسانه از کشورهای مختلف به فارسی برنامه پخش می کنند. ترافیک دراطلاع رسانی و بنگاه های سخن پراکنی است. اما امروز انسان ها به برکت این انفجار اطلاعاتی بیش از آنکه تحت تأثیر تبلیغات مستقیم و یا غیر مستقیم قرار گیرند، به اندیشه کردن بر اطلاعات روی می آورند. دنیای امروز خیلی با ۶۵ سال پیش فرق کرده است؛ دیگر جلوگیری از اطلاع رسانی امکان ندارد و باید انسان معاصر خود را با دنیای ارتباطات تنظیم و تعریف کند.  

                                    

                                              ***********************

تاچند روزی بدلایل فنی سایت دچار اشکال خواهد بو.ولی بعدش خیلی خوب میشه:(

 

8   4       ۱    ۲   ۳       3  7
© Copyright 2003-2020, Webneveshteha.com. All rights reserved.