۲۰ دی ۱۳۸۳
ملاقات تابلو

 

هفته گذ شته پس از آنکه ماجرای وبلاگ نویسان را در سایتم نوشتم، یک روز دیدم فردی زنگ زد. بنام آقای جواد تمیمی. از کسانی که اخیرا زندانی بوده است و توبه نامه نوشته . خیلی اصرار داشت مرا ملاقات کند. فکر کردم که اگر ملاقات نکنم،می گوید حرف اینها را نشنیده ایم. قرار گذاشتم،آمد.

بی مقدمه به من گفت وضع مالی من و خانواده ام بسیار آشفته است. اگر به من کمک مالی کنید که در تهران منزلی تهیه کنم،من هم مثل امید معماریان و روزبه ابراهیمی می آیم اعتراف می کنم و می گویم که چه سختی ها بر ما گذشته است.

البته این را هم گفت که من نه انفرادی بود ه ام و نه کتک خوردم. خیلی تابلو حرف می زد. شاید هم طفلک اینقدر تابلو حرف زد می خواست به نوعی تفهیم کند که المامور معذور. گفتم که ما نه از این پولها داریم و نه اگر داشتیم به کسی می دادیم. ضمن آنکه اصلا لازم نیست اعتراف کنی و مصاحبه نمایی. او هم بدون اینکه اصرار کند خدا حافظی کرد و رفت. کمتر از ده دقیقه . بعد در شکایت نیروی انتظامی دیدم که گزارش مفصلی اقای تمیمی از این ملاقات ده دقیقه ای داده است و همان مستند گزارش نیروی انتظامی است.

به آقای موسوی لاری زنگ زدم و ماجرا را گفتم و کلی از این بازی خوشمزه خندیدیم.

قرار شد که رسما هم به وزیر کشور هم نامه بنویسم تا ایشان هم ماجرای اعزام آقای تمیمی را پیگیری کند .

بعد از چند ساعت از رفتن آقای تمیمی پیام فضلی نژاد زنگ زد که به من ستم شده و می خواهم با شما ملاقات کنم. او را به جلسه قانون اساسی ارجاع دادم.

نمی دانم اینها را که من تا به حال ندیده بودم چه طور تلفن موبایل شخصی مرا داشتند.

 

۱۹ دی ۱۳۸۳
بيني خانم فرشته قاضي و اوركات

 

با بيانيه دادستاني تهران، ظاهرا تمام ماجراي وبلاگ نويسان و ظلم هايي كه ادعا ميكردند، دارد به بيني خانم فرشته قاضي ختم به خير مي شود!!

 

                                      *************************

 

چند پيام در orkut  دريافت كردم كه قرار است اين سايت searching بسته شود. آن هم به دلايل زمينه سازي براي فساد اخلاقي! با خودم انديشيدم كساني كه از orkut هم مي توانند مشكلات اخلاقي پيدا كنند و يا در همه جاي جامعه رد پاي مسايل جنسي و كنترل آن از راه زور! جستجو مي كنند حتما مشكلات اساسي دارند كه از پس حل آن روان پزشكان بر مي آيند كه مي توانند به باز كردن بعضي عقده ها كمك نمايند. تلاش زيادي كردم و ديدم وزارت فناوري و ارتباطات تعطيلي اوركات را تكذيب كرده. گر چه تكذيب وزارت فناوري و ارتباطات را خيلي نمي توان جدي گرفت و احيانا مي گويند ISP ها با تلفن ها و پيام هاي شفاهي خيلي سايت ها را بسته اند. در هر حال خدا كند كه تعطيل نشود.

 

                                      *************************

 

حالا ، بعد از همه ي اين حرفها،پروفايل M.A. Abtahi  و M.A.Abtahi 2 در اوركات هر كدام ميزبان هزار نفر از دوستان شدند. از همه شان ممنونم و سپاسگزار.

اما از اين پس اگر عمري براي orkut  باقي بود، در پروفايل  M.A.Abtahi 1 ميزبان دوستان خوبم هستم.

 

 

۱۸ دی ۱۳۸۳
ويژگي هاي رسانه هاي جهان عرب

 

مجله گلوبال مديا جورنال، تحليل جالبي در مورد رسانه هاي خاورميانه دارد که خواندني است:

1- تحول جديد در فناوري اطلاعات و ارتباطات موجب شده است که جهان با امتزاج و آميختگي فرهنگها و اقتصادها روبرو شود و گشايش فرهنگي و اقتصادي ايجاد مي شود.

 

2- الگوي تازه اقتصاد رسانه اي تحت تاثير عوامل جهاني سازي و حرکتهاي فراملي به وجود آمده است که از شاخصه هاي آن خصوصي سازي فرهنگ، مقررات زدايي و تجاري شدن مي باشد.

 

3- در خاورميانه رسانه هميشه به عنوان پديده اي غربي مورد شناسايي قرار گرفته است و از آن براي پيشبرد ملي گرايي و جهاني گرايي اسلامي استفاده ابزاري شده است. تمام رسانه ها در اين منطقه از گزارش آزادانه مسايل حساس داخلي و يا بين المللي حذر مي کنند به جز برخي که بسيار شجاع هستند.

 

4- به واسطه گستره بي سوادي در خاورميانه، رسانه هاي ديداري و شنيداري پرطرفدار و تاثير گذارتر هستند و اکثراً از تلويزيون و راديو استفاده مي کنند. اين رسانه ها در خاورميانه ابزاري براي تقويت هنجارهاي اجتماعي، هويت و آگاهي فرهنگي و البته تحت نظارت دولتها هستند و در اين حوزه انحصار دولتي وجود دارد.

 

5- شبکه هاي ماهواره اي در دهه 1980 رو به تکامل نهاد بدون آنکه دولتها در برنامه هاي آنها دخالتي داشته باشند. شبکه هاي ماهواره اي عربي در خاورميانه پان عرب را تقويت نموده اند و اوج اين امر هنگامي بود که در پايتخت هاي عربي به حمايت از انتفاضه فلسطين ميليونها نفر دست به تظاهرات زدند. اين شبکه ها مي توانند وظايف بزرگي را بر عهده گيرند از جمله ارائه افکار و ايده هاي مختلف، انسجام بخشيدن به طبقات مختلف جامعه، تسريع نمودن شناخت و افزايش درک مردم و ا زهمه مهمتر پيشبرد صلح.

 

6- در شبکه هاي ماهواره اي بر خلاف شبکه هاي ملي خاورميانه اخبار گزينشي، تشريفاتي و مطابق خواست و رهنمود هاي حکومت نيست و تبليغات مستقيم در آن وجود ندارد. فيلمها ديگر تلقيني و القايي نيست. اطلاعات بيشتر ديداري است و از عينيت نسبي برخوردار است و آزادي بيان و اطلاعات در آنها بيشتر وجود دارد.

 

7- حکومتها در خاورميانه از آن جهت تن به تکثرگرايي در رسانه هاي ملي نمي دهند که نگران هستند مبادا وقوع جنگ ارتباطي در خاورميانه به دو قطبي شدن جامعه، ايجاد کشمکش، سوء تفاهم و وحشت و نا امني مردم منجر شود و مردم آسيب پذير و وابسته شوند.

 

8- هرچند برخي کارشناسان اظهار اميدواري کرده بودند که رسانه هاي ماهواره اي فراملي بتوانند بر روند صلح خاورميانه تاثير مثبت بگذارند اما پخش تصاوير خشونت آميز تاثيري منفي در برقراري صلح داشته است و نمونه بارز آن به ميدان آوردن ميليونها نفر مسلمان در پايتختهاي کشورهاي اسلامي در انتفاضه دوم مردم فلسطين است.

9- بسياري بر اين عقيده اند که شبکه هاي فراملي ماهواره اي توان لازم براي مهندسي اجتماعي در خاورميانه را داراست و مي تواند درک داخلي از مناقشه منطقه اي را تسهيل کند و چشم انداز هاي بي طرفانه اي به مخاطبان عمومي بدهد و منطقه را با ساير مناطق جهان پيوند دهد، حقوق بشر را بهبود بخشد و مردم يک منطقه را با فرهنگها، ارزشها و سنتها و مذاهب ساير مناطق جهان آشنا نمايد و فرهنگ طرفداري از صلح را تقويت نمايد.

 

10- کاستي هاي رسانه هاي ملي کساني را که مي توانند از عهده دسترسي به تلويزيون ماهواره اي خارجي برآيند در اين زمينه تشويق کرده است و اينان غالباً نماينده تصميم سازان و نخبگان در زمينه هاي مختلف هستند. و بدين ترتيب از قدرت تبليغات انحصاري رسانه هاي ملي کاسته شده است.

۱۷ دی ۱۳۸۳
دفاع از نظرم!

امروز در يكي از روزنامه ها خواندم كه: پرونده ي شكايت مدعي العموم و نيروي انتظامي و عده اي شاكي خصوصي كه به شعبه ي كاركنان دولت رفته بود، عدم صلاحيت خورده و به دادگاه ويژه رفته است. به دليل تشويش افكار عمومي!

البته مدعي العموم كه وظيفه ي قانوني دارد! آن عده شاكي هم همواره حضور فعال دارند ولي نيروي انتظامي را كه من اسم نبرده بودم. نمي دانم شكايتشان به معناي اين است كه بازجوها آنها بوده اند؟

البته هنوز به من هيچ چيز رسمي ابلاغ نشده است.كيهان هم ديروز نوشته هاي من از گزارش مشكلات وبلاگ نويسان را به مسخره گرفته بود و پرسيده بود چرا به جاي رسيدن به اين مطالب!!!!به مسائل ديگري رسيدگي نمي كند.

چيزي كه گويا اصلا به آن توجه نمي شود اين كه: حق كسي كه بر او ظلم رفته چه مي شود؟ مگر ما قدرت را براي آن نمي خواستيم كه جلوي ستم را بگيريم؟ اگر درصدي هم از آنچه وبلاگ نويسان گفته اند راست باشد كمتر از خلخالي است كه از پاي زن يهودي درآورده بودند و علي عليه السلام مي گفت از غصه ي آن زن بايد مرد؟

باز هم خدا كند كه اين مسائل فقط به خاطر انتخابات باشد و نه آن كه يك رو يه!

 

                                    **************************

از اين كه قسمت عكس سايت من بعد از دزديده شدن domain  و server   هنوز درست نشده شرمنده ام. بسياري از پرسش و پاسخ ها هم پريده. تقصير من نيست. باز هم تا وقتي بشود كار را ادامه مي دهم.

 

 

 

۱۶ دی ۱۳۸۳
کارهاي ضروري

 

يادش بخير.اوائلي که قرار بود در سال 61 صدا و سيماي بوشهر را راه اندازي کنيم، اوج روزهاي جنگ بود. ما از يک کانتينر صدا و سيما را اداره مي کرديم. تازه نيروهاي متفرقه را جمع مي کرديم که سرو ساماني به آن جا بدهيم. کار هيچکس معلوم نبود. بعضي وقتها  کار مهمي پيش مي آمد ولي کسي در دسترس نبود و گاهي برعکس.

يکي از مقرراتي که وضع کرديم اين بود که «براي کارهاي ضروري» حتماً يک راننده در صدا و سيما باشد. يک روز ديديم بين بچه هاي خبر و آقاي راننده محترم دعوايي سرگرفته است. پرسيدم چي شده؟ تا آنجا که يادم مي آيد گفتند محسن رضائي –فرمانده کل سپاه- به بوشهر آمده و مي خواهد از بوشهر اعلام نيروي دريايي سپاه را انجام دهد.

بچه هاي خبر دوربين را برداشته اند که با عجله بروند، راننده نمي آيد. مي گويد که آقاي رئيس گفته براي کارهاي ضروري يک راننده در مرکز بايد بماند!

۱۵ دی ۱۳۸۳
حضور اميد معماريان و روزبه ميرابراهيمي در جلسه ي هيئت نظارت بر قانون اساسي

 

 

پس از جلسه اي که هيئت نظارت و پيگيري قانون اساسي بنا به ارجاع رئيس جمهور با وبلاگ نويسان داشت که خلاصه اي از آن را در وب نوشته ها نوشتم، آقاي مرتضوي دادستان عمومي و انقلاب تهران با آقاي مهرپور تماس گرفته بود و ضمن اعتراض به حضور آنان در جلسه و اعلام آن، خواسته بود که حتما آقايان اميد معماريان، روزبه میر ابراهيمي و شهرام رفيع زاده و جواد تميمي هم دعوت شوند و آنان هم اعلام نظر کنند. همان ها که در مصاحبه تلويزيوني شرکت کرده بودند. ما هم با آغوش باز پذيرفتيم. روز شنبه آقايان اميد معماريان و روزبه مير ابراهيمي به اتفاق خانم سولماز شريف همسر آقاي مير ابراهيمي به جلسه ي هيأت نظارت آمدند. خود را آماده کرده بوديم حالا که به خواست آقاي مرتضوي به جلسه آمده بودند، همان حرف هاي قبلي را بشنويم. ديديم فضاي حرف آنان متفاوت است و به قول خودشان مي خواهند حقايق را بگويند. قبل از آن که تفصيل ماجرا را بگويند، من و آقاي شوشتري از آنان خواستيم که اگر نمي خواهند، حرفي نزنند و بروند و کار را براي خود مشکل نکنند، چون هيچ تضميني براي جلوگيري از مشکلات احتمالی بعدي نداشتيم، اما اصرار کردند که آمده اند تا حقايق را بگويند. ما هم آن ها را شنيديم. خلاف مروت هم بود که آن را منعکس نکنم. از دست دادن server سايت و شکايت از من به دادگاه ويژه ي روحانيت، پيرو نوشته قبلي دليل نمي شد که اين بي مروتي را انجام دهم.

اصلي ترين دليلي که باعث شد تا آن مصاحبه ي تلويزيوني و نوشتن نامه را انجام دهند اين بود که، ادعا مي کردند باور کرده بودند که خانواده هايشان در معرض تهديد هستند.

مسائلي که در جلسه 2:30 ساعته ادعا کردند:

زندانهاي انفرادي طولاني، کتک، بازجوئي هاي طولاني در مورد مسائل جنسي به خصوص با همکاران مطبوعاتي، تک نويسي در مورد حدود 40 نفر از چهره هاي مشهور و غير مشهور اصلاح طلب.

باز به ادعاي آنان اصلي ترين کاري که در جهت همکاري کرده بودند اين بود که وقتي مقاله خانه عنکبوتي در کیهان منتشر شد از آنان خواسته بودند ابعاد اين خانه را براي بازجويان تبيين و توضيح بدهند که آنها هم اين کار را کرده بودند. اين همکاري هم در قبال وعده سريع آزادي آنان بوده است.

در وسط جلسه وقتي آقاي معماريان مي خواست کمي در مورد بازجوئيهاي اخلاقي توضيح دهد، در حالي که به شدت عصبي بوداز خانم سولماز شريف درخواست کرد جلسه را ترک کند تا بتواند صريح همه مسائل را بگويد. در اين فاصله حرفهايي زد که همه جلسه تقريباً گريه مي کردند. براي ادامه جلسه به مير ابراهيمي و معماريان آب دادند تا تسلط خود را بازيابند و بقيه ماجرا را بگويند.

رئيس جمهور به شدت دنبال ارسال گزارش جلسه بود و گزارش هيأت هم به طور رسمی به ايشان منتقل شد. دستوراتي هم داده است که اگر لازم بدانند اعلام خواهند کرد.

بنا به ادعاي آقاي روزبه مير ابراهيمي در فاصله يک ماه گذشته 13 بار يا احضار و يا با آنان در مورد کارهايي که بايد انجام دهند گفتگو کرده اند.

مي گفتند خسته شده اند. مي خواهند در اين جلسه و در حضور نمايندگان رئيس جمهور واقعيتها را بگويند تا مثل حرفهاي ساير وبلاگنويسان منتشر شود.

اين بود خلاصه اي از حرفهايي آناني که من و احتمالا بسياري از مردم گمان مي برديم وبلاگ نویسان پشيمان هستند. باز هم خدا کند دروغ باشد. بنا به گفته سخنگوي دولت رئيس جمهور هيأتي را براي بررسي اين ادعاها گذاشته است.

آقاي کروبي هم که گزارش را شنيده بود، تصميماتي براي اين مسأله گرفته است که لابد خود ايشان خواهند گفت.

آقاي شهرام رفيع زاده آن روز در سفر بود و آقاي جواد تميمي هم نمي دانم به چه علت شرکت نکرده بود.

 

 

۱۴ دی ۱۳۸۳
کاش همه مديران ايميل مي خواندند


يکي از اتهام هاي هميشگي من اين بوده است که در ايام مسئوليت رسمي ام بجاي خدمت به مردم وقتم را به اينترنت و خواندن ايميل وعکس گرفتن گذرانده ام. و مثلا به جاي اين که در جلسه اي که هستم يک ثانيه که دکمه موبايلم را فشاري مي دهم و لحظه اي  را ثبت مي کنم بايد آن يک ثانيه را به خدمت به مردم مي گذراندم! گويا بقيه که چنين ارتباط اينترنتي ندارند و عکسي نمي گيرند، يک ثانيه را از خدمت به خلق را از دست نمي دهند! خدا کند که چنن باشد. ما که بخيل نيستيم.
اما من اين را ننوشتم که پاسخ آنها را بدهم. حتي در برابر اين ديدگاه معتقدم اي کاش مسئولان کشور در همه سطوح کمي از اين همه وقت را که براي خدمت به مردم مي گذاردند، به اينترنت اختصاص دهند. يعني خودشان امکاني فراهم آورند که به خودشان ايميل بزنند و خودشان نيز بدور از سانسور پرينت گيران بر روي دستگاه آن را بخوانند، حتي اگر پاسخ ندهند.

براي شخص من که ارتباط قابل قبولي، حتي قبل از اشتغال به اينترنت با بخشهاي مختلف جامعه، بخصوص جوانان داشتم، دنياي شنيدن حرفهاي جوانان کاملا دگر گون کننده بود. چه کا ري براي مسئولان برنامه ريز کشور مهمتر که قبل از هر چيز، بفهمند که جوانان کشور چه نگاهي به مسائل جامعه دارند؟ و چه نيازهايي و چه ديدگاهي؟ ان هم در جامعه اي که مديريت آن را پير مردان به دست دارند و از سوي ديگرحدود شصت درصد جامعه جوان هستند.
من نه تنها آن را که مخالفان در پرونده منفي من مي نويسند، قبول ندارم و از آشنايي با دنياي نسل معاصر در اينترنت و ايميل هاي بسيار که نگاهم به جامعه و واقعيت هاي آن را تغيير داد، راضي هستم، بلکه براي چندمين بار اشکال مسئولان کشور را در پاسخ مي دانم که ارتباط مستقيم خود را با مردم قطع کرده اند. از فرزندان مسئولين نيز که نوعا ارتباطي با اينترنت دارند طلب کمک مي کنم که مرا در اين مهم ياري دهند. و همه از مسئولين بخواهيم که رابطه مستقيم خود را از طريق خواندن ايميل با جوانان کشور برقرار نمايند.                         

۱۳ دی ۱۳۸۳
باز هم اومدیم

 

بازم چند روزی بود که نتوانستم سایتم را پابلیش کنم.

احتمالا دلیل آن هم بعد از نوشتن مطلب مربوط به وبلاگ نویسان روشن باشد.شاید یک روزی اگر باز به مشکلات برحوردم تفصیل آن را بنویسم.

 

***************

 

البته تا چند روزی یک کمی سایت لنگ خواهد زد. عکس ها هنوز مشکل دارد و مطالب دی ماه را هم نتوانستم بازیافت کنم.همه چیز از روی سرور برداشته شده است.به بزرگواری خودتان ببخشید.درست خواهد شد.

 

 

***************

 

در این میان سال نو میلادی آغاز شد و وارد سال 2005 شدیم. به همه ایرانیان مسیحی و نیز به ایرانیان خارج از کشور که بالاخره باید به تناسب محل اقامت خود سال را با ژانویه آغاز کنند تبریک می گویم و برایشان آرزوی توفیق دارم. امیدوارم تعطیلات ژانویه را به خوشی گذرانده باشند و سال جدید را با سلامتی و نشاط آغاز کرده باشند.

 

 

*****************

 

زلزله ی جنوب و جنوب شرق آسیا در آغاز سال جدید کام دنیا را تلخ کرد.همه باید به داد آنان برسیم در هر کجا که هستیم. انساندوستی از خصیصه های بزرگ ایرانیان است.

 

 

*********************

برای ایران و نیز برای همه ی ایرانیان در سال جدید آرزوی شکوفایی و آرامش و آزادی و دوستی دارم. تا فردا

۰۸ دی ۱۳۸۳
وب نوشت کتاب شد

 

يادداشتهاي 6 ماهه اول وب نوشت، کتاب شد. وقتي که انتشارات چالش پيشنهاد آن را داد، کمي ترديد داشتم. فکر مي کردم دنياي تنهايي ها و آرامش سايت را نبايد به جامعه مکتوب کشاند. ولي بعد فکر کردم که چه اشکالي دارد که ديگران هم بخوانند. اسم آن را هم نمي دانستم چي بگذارم. آخر به ذهنم رسيد که نام براي دلم، مفهوم آنکه نوشته هاي اين کتاب غير از شخصيت سياسي و حقوقي من هست را مي تواند تداعي نمايد. دل هم که آزاد است و اجازه نمي گيرد.

اگرچه کتاب، تاريخ نيست و بيشتر کشکولي است متنوع از همه نوع حرف و گفتگو و خاطره ولي به نوعي مي توان رد پاي مسائل سياسي آذرماه 82 تا خرداد 83 را در آن پيدا کرد، به خصوص روزهاي انتخابات مجلس هفتم. کيفيت انتشار عکسها خيلي خوب نيست که ناشر قول جبران آن را داده است. اگرچه عکس دوربين هم کيفيت خيلي خوبي ندارد.

انتشارات چالش گفته است که اگر کسي کتاب را مي خواهد با تلفن 6414610 تماس بگيرد تا برايش بفرستند. از کتابفروشي ها بخريدش تا ما هم پز بدهيم که کتابمان پرفروشه!

از همه دوستان که در کار نشر اين کتاب کمک کردند، تشکر مي کنم.

بزودي 6 ماهه دوم هم منتشر مي شود.

 

۰۷ دی ۱۳۸۳
سه ساعت ديدار هيات نظارت بر قانون اساسي با وبلاگنويسان زنداني غير پشيمان

 

روز شنبه گذشته، بنا به ارجاع رئيس جمهور و دعوت هيات پيگيري و نظارت بر اجراي قانون اساسي که من هنوز عضو آن هستم از وبلاگنويسان غير پيشمان دعوت کرده بود که گزارشي از وضعيت رفتار در زندان و ادعاهايي که مي شود ارائه نمايند. حنيف مزروعي، قريشي، فرشته قاضي، نادر پور و محبوبه ملاقلي آمده بودند. چند نکته مهم و غير قابل توجيهي ارائه کردند که مهمترين آنها عبارتند از:

1- ادعاي شکنجه فيزيکي. مشت و لگد زدند، از پشت سرم را به نيمکت کوبيد که بيني تازه جراحي شده خونريزي کرد و بعد معلوم شد شکسته شده، مشت مي زدند، ماهها در سلول انفرادي بوديم و از اين حرفها...

2- سوال سنتي روابط جنسي . اسامي دوستان دختر و يا پسر را بنويس. روابط نا مشروعت را بگو. فلان دختر يا فلان پسر چه رابطه اي با تو داشتند، چند بار مورد تجاوز قرار گرفته اي يا تجاوز کرده اي و از همه وحشتناکتر: اسم 6 نفر از افراد سرشناس سياسي اصلاح طلب را در اختيار يکي از خانمها قرار دادند و اينکه بنويسد با آنها رابطه نا مشروع داشته است. وقتي هم که انکار مي کردند، يکي دو تا از افراد بريده  را پيش آنها مي آوردند که ما خودمان با ايشان روابط نامشروع داشتيم!

3- ادعا مي کردند: مديريت بازجويي توسط يکي از وبلاگنويسان ناراضي قبلي بوده است. چند نفري هم که بعداً توبه نامه نوشتند، از فشار کمتري برخوردار بودند و به نوعي به رفع کمبودهاي اطلاعات فني بازجويان اقدام مي کردند. اينها نشانه آنست که آدمهاي ضعيف نبايد در کار سياست مورد اعتماد قرار گيرند. گرچه بازهم وضع آنان را مي توان درک کرد و نمي توان آنان را مورد ملامت قطعي دانست.

4- مخالفت با تعيين وکيل و ناديده گرفتن حقوق قانوني نيز از ادعاهاي ديگر بود.

5- عدم اطلاع کامل فني از مسائل اينترنت يکي ديگر از مشکلاتي بود که آنان ادعا مي کردند.

6- تلاش براي گرفتن توبه نامه و ارائه محورهاي ندامت که همان محورهاي مقاله عنکبوتي بود و اعلام اينکه اينها را در فلان روزنامه چاپ خواهيم کرد و آزاد خواهيد شد يکي ديگر از ادعاهاي آنان بود که بعضي از آنها تسليم اين ماجرا شدند و اينها که آمده بودند تسليم نشده بودند.

7- تک نويسي در مورد افراد سياسي آنهم با گرايش جنسي و بعضاً سياسي يکي ديگر از مواردي بود که مي گفتند. در همه اين موارد پاي ثابت کساني که از همه خواسته اند عليه شان مطلب بنويسند، در حوزه سياست و اخلاق و فني، من و مصطفي تاج زاده بوديم.

و حرفهاي ديگري که بعضاً قابل نقل نيستند.

پس از شنيدن نزديک به سه ساعت حرفهاي آنان، اعضاي کميته افسرده، نگران و بعضاً گريان و نا اميد از اينکه بتوانند کاري کنند تصميماتي گرفتند که حتماً اعلام خواهند کرد. اينها يک مجموعه ادعاست که در آن جلسه مطرح شد. از رئيس جلسه پرسيدم که اينها را که تصويب نکرديد نقل نشود؟ گفت نه، ولي خدا کند دروغ باشد. اگر راست باشد جواب خدا، مردم و تاريخ چه خواهد بود؟

8   4       ۱    ۲   ۳       3  7
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.