۲۹ آذر ۱۳۹۱
رهبری در فیس بوک و ضرورت رفع فیلتر آن
افتتاح صفحه رهبر معظم انقلاب در فیس بوک بازتاب گسترده ای در جهان پیدا کرده است. بر اساس تحقیقاتی که کرده ام، این صفحه مرتبط با دفتر معظم له است و در دنیای مجازی، این صفحه مثل خیلی از اتفاقات این دنیا، جعلی نیست. هم چنان که حضور شخصیت های حقیقی مهم دیگر دنیا در فیس بوک قبلا مورد توجه محافل رسانه ای جهان قرار گرفته بود. آخرین آنها حضور رسمی پاپ در این صفحه بود. این دنیای جدید را که از نظر جمعیت بعد از چین و هند، پر جمعیت ترین مجموعه انسانی است، نمی شود نادیده گرفت. آمار ایرانیان مقیم این عرصه مجازی اگر چه دقیقا مشخص نیست، اما قطعا ملیون ها ایرانی در داخل و خارج پای این تریبون دو طرفه نشسته اند. هم حرف می زنند و هم حرف میشنوند. خصوصیت فیس بوک این است که نمی توان در آن تنها شنونده و یا گوینده بود. در حقیقت به صورت طبیعی فیس بوک نماد تعبیر شده ی رویای دهکده جهانی است. به عنوان یکی از کاربران قدیمی و پر جمعیت فیس بوک، این حضور را به فال نیک می گیرم و از اینکه ارتباط ایرانیان با عالیترین مقام رسمی ایران در این صفحه تسهیل میشود خوشحالم. من معتقدم این حضور برای مسئولان سیاست گزار اینترنتی و مخابراتی کشور لوازمی دارد که باید به آن توجه نمایند. مهمترین آن به اعتقاد من رفع فیلتر شدن این صفحه است. ارتباط گیری با بالاترین مقام کشور از سوی کسانی که در این آب و خاک مانده اند، با فیلتر شکن اهانت به رهبری و مردم ایران است. هم چنان که قبلا هم نوشته بودم، حتی اگر رهبری معظم در این صفحه حضور پیدا نکرده بودند، باز هم اعتقادم بر این بود که فیلتر کردن فیس بوک به نفع مردم و جوانان و حتی اهداف نظام جمهوری اسلامی ایران نبود. در این مجموعه جهانی عمدتا فرهیختگان و اهل علم و سواد حضور دارند و برای نسل فرهیخته ایرانی که بیشتر آنان در داخل کشور هستند و قله های بزرگ علمی را هر روز فتح می کنند، شایسته نیست که در این مجموعه جهانی با فیلتر شکن حضور پیدا کنند. علاوه بر این، حتی اگر از نگاه افراطیون عقیدتی و اخلاقی هم به فیلتر کردن صفحه فیس بوک نگاه کنیم که معتقدند این ارتباطات نسل جوان را در معرض تزلزل های اخلاقی قرار می دهد - همچنان که به این نکته در مصاحبه ها اشاره کرده اند- بازهم فیلتر کردن فیس بوک از همان پایگاه فکری هم بیشتر باعث قرار گرفتن جوانان در معرض تزلزل قرار می دهد. زیرا اولا کسانی که از این صفحه ارتباطی برای رفتارهای غیر اخلاقی استفاده می کنند، بسیار اندک است. اما فیلتر کردن صفحه ای که به هر حال با همین شرایط فیلتر میلیونها ایرانی در آن حضور دارند، باعث میشود همه آنان به خاطر رفتن به صفحه فیس بوک امکان سرزدن به همه سایت های غیر اخلاقی و یا سیاسی ای را که مورد نظر نظام جمهوری اسلامی نیستند، به راحتی به آنها می دهد. در حقیقت فیلتر کردن فیس بوک، بسته تشویقی است که فیلتر کنندگان در اختیار همه مخاطبان ملیونی فیس بوک قرار می دهند تا رفتن به سایت های غیراخلاق تسهیل شود. قطعا این کار که عملا در حال اجراست، مورد نظر مراقبت کنندگان جبهه اخلاقی نیست که بارها ادعای آن را داشته اند. حتی دریک فضای تعاملی به جای فیلتر کردن کل این صفحه، امکان فنی فیلتر کردن صفحه های غیر اخلاقی در داخل فیس بوک هم وجود دارد. با هر نگاهی و با هر ایدئولوژی ای فیلتر کردن صفحه ای که میلیونها ایرانی در آن وجود دارند، نتیجه ای جز تسهیل غیر اخلاقی شدن مخاطبان فیس بوک را ندارد. دلیل دیگری که بعضی از سیاست گزاران سیاسی و امنیتی برای فیلتر کردن فیس بوک دارند، نگرانی از این اجتماع بزرگ مجازی است که بنا به نگاه آنان میتواند باعث مدیریت شدن خبری آنها از سوی دشمنان انقلاب اسلامی باشد. و این میتواند خطر امنیتی برای کشور درست کند. برای این هدف هم فیلتر کردن فیس بوک کار مفیدی نیست. زیرا اولا اگر فیس بوک فیلتر باشد، حاضران در این صفحه بیشتر از هر زمانی میتوانند افکار نیروهای معاندان جمهوری اسلامی را بشنوند. زیرا وقتی این صفحه در داخل ایران فیلتر است، بیشترین افراد حاضر در صفحه ایرانیان، کسانی خواهند بود که مقیم خارج هستند و طبعا در بین آنان نظرات مخالف جمهوری اسلامی بیشتر است. اما اگر برای حضور در این صفحه مانعی وجود نداشته باشد، خیل نیروهای داخل کشور هم در این صفحه حضور پیدا خواهند کرد و توازنی بین طرفداران و منتقدان نظام برقرار می شود. این تجربه در خود اینترنت هم به وقوع پیوست که با حضور گسترده نیروهای مختف ونحله های گوناگون فکری، همه جزئی از دنیای مجازی شدند و حتی در حوزه دفاع نظامی مثل سپاه و بسیج هم جهت گیری سایبری بسیار پر رنگ شد. نکته سوم اینکه وقتی میلیون ها ایرانی در فیس بوک هستند، و عملا از ان استفاده می کنند، قانون گزاران و تعیین کنندگان سیاست مجازی باید حرمت امامزاده قانون را به عنوان متولیان این بخش نگه دارند. به خصوص وقتی در این صفحه فیلتر شده بسیاری از شخصیت های نظام از قدیم حضور داشتند و به همین دلیل حضور پیج رهبری معظم انقلاب وظیفه حقوقی سیاست گزاران این حوزه را خیلی سنگین تر می کند. حضور رهبری و بسیاری از شخصیت های فعلی حکومت و نیز شخصیت های دینی و اخلاقی در فیس بوک نباید از مسیر غیر قانونی فیلتر شده صورت گیرد. حضور رهبری در فیس بوک را باید خوش آمد گفت و از این اقدام که نشانه همراهی رهبری کشور با تکنولوژی و فضای دنیای فعلی است باید تقدیر کرد. هم اداره کنندگان این صفحه رسالت مهمی دارند و هم کسانی که صفحه معظم له را لایک می کنند وظیفه سختی دارند که به دور از سخافت ها و بی ادبی ها و اهانت های رایج، امکان باز ماندن این تریبون دوطرفه بین مردم وعالیترین مقام کشور را فراهم نمایند و اداب آن را رعایت نمایند.

۱۹ آذر ۱۳۹۱
دغدغه های ادبی این روزها در روزنامه بهار
بهار: «دیالوگ» دریچهای است تا فعالان حوزههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و... از دغدغه ها و آخرین فعالیتهای فرهنگی، هنریشان بگویند. این بار در «دیالوگ» به مشغله های فرهنگی «محمدعلی ابطحی» میپردازیم. 
دغدغه «محمدعلی ابطحی» در سالهای اخیر که کمتر به سیاست توجه داشته، بیشتر در حوزه ادبیات بوده است. او که وبلاگنویس شناخته شدهای است در گفتوگویش با بهار میگوید: «من تصور میکنم یک رکورد تاریخی در وبلاگنویسی دارم که مدت شش سال بدون حتی یک روز تعطیلی در این حوزه فعالیت میکردم و اکنون نیز در شبکههای اجتماعی روزانه یادداشتهای کوتاهی مینویسم. تا به حال نیز در این سالهای روآوری به ادبیات یک رمان بلند و یک مجموعه طنز نوشتهام که نشرشان به نتیجه نرسیده است، با این حال به نوشتن و مطالعه ادامه میدهم.»
«ابطحی» از مطالعاتش در حوزه ادبیات نیز چنین میگوید: «به ژانر ادبیات کلاسیک علاقهمندم و خیلی از کتابهای معروف را خواندهام. وقتی که یک رمان را میخوانم به نوعی با شخصیت آن داستان زندگی میکنم که این خودش نوعی تجربه جدید است و این تجربه میتواند به نوع نگاه انسان معنا و رنگ بدهد. من به مطالعه بسیار توصیه میکنم اما توصیه من به رمانهای جدی به مراتب بیشتر است. انسان نیازمند است که با تجربیات مختلف آشنا شود و آشنایی با آنها باعث میشود تا از زندگی استفاده بهتری داشته باشد. در رمانهای فارسی کتابی که توجه من را تا به حال بیشتر از همه جلب کرده «شهری که زیر درختان سدر مرد» نوشته «خسرو حمزوی» است که ادبیات قدرتمندی دارد و در آن حوادث به نحو زیبایی به هم پیوند داده شدهاند. همچنین در کتابهای ترجمه شده توجه ویژهای به ادبیات آمریکای لاتین دارم و در این زمینه میتوانم به «گفتوگو در کاتدرال» اثر
«ماریو بارگاس یوسا» با ترجمه فوقالعاده عبدالله کوثری اشاره کنم که به نظر من رمان پیچیده و بسیار عمیقی است. البته فکر میکنم علاقهمندی به این رمان در من از علاقه به سیاست نشأت میگیرد. آخرین کتابی که خواندهام «و نیچه گریه کرد» نوشته «اروین یالوم» است که یک نوع کلاس فلسفه و روانشناختی است که در قالب یک داستان ریخته شده است.»او همچنین از سینما و فیلمهایی که غالبا میبیند، به «بهار» میگوید: «فیلمهای ایرانی را معمولا میبینم اما در طی این سالها نکته قابل توجهی در سینمای ایران توجه من را جلب نکرده است. فیلمهای ایرانی در سایه سیاستهای آشوبزده رسمی بیشتر به گذران ساعت فراغت تبدیل شده است. همچنین دیالوگهای فیلم ایرانی «شبهای روشن» را بسیار میپسندم. فیلمهای بزرگ دنیا معمولا تاثیرگذار هستند و به سختی میتوانم بگویم که فیلم مشخصی تاثیرگذاری بیشتری داشته است اما میتوانم از «دوازده مرد عصبانی» و «پیانیست» که لطافت امید به زندگی را در انسان ایجاد میکند به عنوان فیلمهایی که در خاطرم باقی مانده است نام ببرم.»

8 4        ۱      3 7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.