۲۰ آذر ۱۳۸۷
پاره شدن قطعنامه دان و مهدکودک دختر آقای وزیر+ متن بی سانسور مناظره ی من و آقای رسایی

 

یکی از وزرای سابق در جمع دوستان تعریف می­کرد که در مهدکودک از دخترش پرسیده­اند به محل نگهداری گوسفندان چه می­گویند؟ گفته بود ببعی دانی. بچه­های بزرگ­تر و معلم مهد به او خنده بودند. دختر آقای وزیر گریه­کنان و شاکی به خانه آمده بود و نمی­فهمید چرا بچه­ها خندیده­اند. حرف تو حرف آمد. یکی از همکاران سابق گفت خارجی­ها در ترجمه­ی این جمله آقای رییس جمهور که به غربی­ها گفته­اند آن قدر قطعنامه صادر کنید که قطعنامه­دانتان پاره شود، مانده­اند. نه معنای قطعنامه­دان را می­دانند و مهم­تر که نمی­دانند چگونه ممکن است آن پاره شود. در جلسه انگلیسی­دان خوبی نداشتیم. آقا کمال خرازی هم که انگلیسی­اش خوب بود، چیزی نگفت.

                     ====================

 

متن سانسور نشده مناظره من و آقای رسایی

 

وقتی چندی پیش در دانشگاه قم با آقای رسایی نماینده­ی طرف­دار دولت مناظره کردم، ایشان چون نوار را برده بودند متنی را به عنوان مناظره منتشر کردند که صحبت­های خودشان خیلی زیاد بود و صحبت­های من خیلی کم! من نوار را نداشتم و به شدت درگیر مریضی مادرم بودم. امروز دوستان یاری نیوز گفتند نوار را پیدا کرده­اند و این بار متن کامل آن را منتشر کرده­اند. کاش آقای رسایی دوستانی را که به ایشان گفته بودند متن کامل را در اختیارشان قرار داده بودند ملامت کنند. اینجا متن کامل سانسور نشده مناظره را بخوانید.

========

۱۹ آذر ۱۳۸۷
رابطه دین و رهبران دینی با حقوق بشر

 

امروز روز جهانی حقوق بشر است. توجه به حقوق بشر در سطح جهانی دستاورد بزرگ بشریت است. ادیان مختلف به دلیل خدا محوری، و به دلیل اینکه همه­ی انسان­ها مخلوق او هستند باید پیشتازان دفاع از حقوق مخلوقات خدا باشند. وقتی بیانیه­ی جهانی حقوق بشر در سازمان ملل تصویب شد و هنوز حکومت دینی و اسلامی شکل نگرفته بود و محک تجربه به میان نیامده بود، ده­ها کتاب در جهان اسلام و در همین ایران و در حوزه­های علمیه شیعی  مبنی بر اینکه اسلام پیشتر از اعلامیه­ی جهانی حقوق بشر این ارزش­ها را تبیین کرده است، منتشر شد. این که در فضای عمومی دینی چنین پرافتخار از حقوق بشر دفاع می­شد باعث سربلندی متدینان بود و هم­زیستی بیشتر انسان­ها با ادیان را نتیجه می­داد. هم­چنان­که در مسیر پیروزی انقلاب اسلامی نیز همواره تأکید بر حقوق بشر در حکومت اسلامی آینده و افشای روش­های ضد حقوق بشری رژیم پهلوی نقش برجسته­ای برای به میدان آوردن مردم ایفا کرد. در دوران اصلاحات نیز وجود گفتمان حقوق بشری در دولت و مجلس ششم، باعث نزدیکی بیشتر مردم و حکومت و دین شده بود و البته  انتقاد فراوان اصول­گرایان و محافظه­کاران را هم در پی داشت. متأسفانه در سال­های اخیر گفت­وگو و بهره­گیری از ادبیات حقوق بشری در داخل گناه تلقی می­شود و به جای آن ادبیات اصلاح امور دنیا – که گویا منتظر ما نشسته­اند – جای­گزین  شده است. این­که حکومت­ها تقریباً در همه جای دنیا عادت دارند که تا وقتی منافعشان ایجاب می­کند، از حقوق بشر دم بزنند و در جایی که حقوق بشر مخالف منفعتشان باشد، بر حقوق ضایع شده­ی بشر چشم ببندند، و از عنوان حقوق بشر استفاده­ی سیاسی کنند، قابل انکار نیست؛ اما اگر این باور بر ذهن بشریت بنشیند که اعتقاد به دین و خدا با حقوق طبیعی انسان­ها ناسازگار است، خسارت جبران­ناپذیری بر دین­خواهی و خداپرستی وارد و دین­گریزی بر دین­باوری غلبه می­کند. حتی اگر دیگران در پای­بندی به حقوق بشر جدی نیستند، حاکمان و رهبران دینی باید پای­بند به حقوق بشر باشند تا بتوانند روح خدایی را در جامعه گسترش دهند. متأسفانه چنین برداشتی در افکار عمومی دنیا از عموم رهبران وجود ندارد؛ و پرتأسف­تر این­که بعضی برای تئوریزه کردن خشونت علیه بشریت به نام دین تلاش می­کنند.

در این روز جهانی حقوق بشر یاد همه­ی قربانیان هتک حقوق انسانیت در سراسر جهان را گرامی می­داریم و بر تلاش­گران دفاع از حقوق انسان­ها درود می­فرستیم.

 

۱۸ آذر ۱۳۸۷
معنای عید قربان

 

 

فردا عید بزگ قربان است. قهرمانان این روز ابراهیم و اسماعیل هستند. خداوند به پیامبر بزرگش ابراهیم دستور داد که اسماعیل، فرزندش را به دست خودش قربانی کند. وقتی دستور خدا را با فرزند دلبندش در میان گذاشت، او در یک حماسه ی عظیم تسلیم در برابر خدا، آماده ی قربانی شدن شد. خداوند وقتی این امتحان بزرگ و سمبلیک را از این پدر و پسر دید، گوسفندی را در برابرشان قرار داد تا او را برای محرومان ونیازمندان قربانی نماید. ابراهیم به دلیل این تسلیم در برابر حق پدر ادیان الهی شد و برای همیشه سمبل یکتاپرستی معرفی گردید. در اسلام هم بر اساس همین سنت ابراهیمی مراسم پر رمز و راز حج پایه گزاری شد وهمه با یک لباس و یک رنگ در صحرای منی هر ساله جشن خدایی شدن می گیرند. تسلیم در برابر حق و یکتا پرستی و اتکا به تنها قدرت حقیقی بزرگترین درس برای آزادگی انسان است که به هر زاده ی آدم بیشترین شجاعت و آزادی را می بخشد و اجازه میدهد که از غیر او نترسند. انسانهای آزاده و شجاع ومتصل به خداوند همیشه نمایندگان روح ابراهیمی هستند. این روز در اسلام بزرگترین عید مسلمین شناخته می شود. به همه ی مسلمانان این روز را تبریگ میکویم. آزادگی و شجاعت و همبستگی و یک رنگی را برای همه مان از خداوند طلب می کنم.

۱۷ آذر ۱۳۸۷
التماس دعا

 

در آموزه­های شیعی شب قدر و روز عرفه وقت دعاست. فردا عرفه است. روز عرفه حاجیان در صحرای عرفات همه با لباس یک­پارچه­ی احرام اوج نزدیکی به خدا را احساس می­کنند. هر انسانی وقتی با خدای خودش در حال راز و نیاز است، احساس غرور و قدرت می­کند و از تنهایی رهایی می­یابد. دعای معروف روز عرفه دعایی است که به امام حسین علیه السلام منسوب است. بعد از نماز ظهر و زیر آفتاب آن را می­خوانند. جملاتی که امام حسین آن را به کار گرفته مثل دعای ابوحمزه که امام سجاد آن را انتشار کرده است سراسر عشق به خداست؛ صمیمانه­ترین و راحت­ترین رابطه­ی بین خدا و انسانی که عاشق خدایش است. فردا هر جا هستید و به هر مقدار که وقت دارید نگاهی به آسمان­ها بیندازید و اگر دعای امام حسین را هم نمی­توانید بخوانید یک یا الله عاشقانه به خدا بگویید؛ حتماً سبک­بال می­شوید.

در بخشی از این رابطه­ی صمیمی امام حسین می­گوید خدایا من با گوش و چشم و زبان و پا و همه­ی وجودم همیشه گناه کرده­ام. می­دانم که اگر آن چه تو از من می­دانی دیگران هم آن را بفهمند حاضر نیستند حتی به من نگاه کنند؛ طردم می­کنند و با من قطع رابطه خواهند کرد. اگر عذابم کنی حق داری ولی خدایا به کرم و بردباری و سخاوت الهی­ات از من درگذر.

آن­ها که فردا تصمیم گرفتند به دعوت خدای پر مهر و عطوفت پاسخ دهند و در آغوش او جای گرفتند، برای دیگران هم دعا کنند؛ برای ایران و سربلندی و عزت آن هم نیز. من هم البته التماس دعای ویژه دارم. این روزها سخت درگیر مریضی مادرم هستم؛ برای او هم دعا کنید. عرفه یعنی روز شناخت؛ و دعا بهترین شناخت خداست که نیازمندی ما به او گواه آن است.

 

۱۶ آذر ۱۳۸۷
۱۶ آذر روز نشاط دانشجوئی

 

امروز ۱۶ آذر است. در تاریخ سیاسی معاصر ایران این روز با عنوان دانشجو گره خورده است. آغاز آن برای مبارزه­ی ضد امپریالیستی و در دفاع از استقلال کشور بود. دانشجو همیشه و در همه جا علاوه بر علم آموزی سمبل نشاط سیاسی است و هر حکومتی که این را فرصت بداند، می­تواند این نشاط را به کل جامعه منتقل کند و دموکراسی و آرامش و مردم­محوری را نهادینه کند. طبیعی است که این کار ساده­ای برای حکومت­هایی که تصمیم دارند بی­تکیه به مردم خود کشور را اداره کنند نیست. حکومت­هایی که دانشجو را تهدید می­دانند سعی می­کنند با ایجاد فضای رعب و ترس دانشجو را به بی­تفاوتی سیاسی وادار کنند و گمان می­کنند این تهدید را با این رفتارها مهار خواهند کرد. محروم کردن از تحصیل و ستاره­دار کردن سیاسی آنانی که از سد سخت کنکور گذشته­اند، دستگیری فعالان سیاسی، بازنشسته کردن اساتید، مجوز ندادن به افراد غیر حکومتی برای حضور در دانشگاه­ها، گرفتن حق دانشگاهیان در ساختار مدیریتی دانشگاه­ها همه برای پر هزینه کردن فعالیت­های دانشجوئی است که در نهایت نه به نفع جامعه است و نه به نفع دانشگاه و نه به نفع حکومت. ۱۶ آذر روز دانشجوی ایرانی گرامی باد که علی­رغم همه­ی این فضاهای سخت، هم­چنان برای زنده بودن خود و جامعه تلاش می­کنند.

 

۱۵ آذر ۱۳۸۷
کارگزاران، جرقه اولیه اصلاحات

 

روزی که حزب کارگزاران آغاز به کار کرد، در آستانه­ی انتخابات مجلس پنجم بود. در آن ایام اگر چه زمام قدرت اجرایی در دست آقای هاشمی رفسنجانی بود و در دولت ایشان از دو طیف سیاسی کشور افرادی حضور داشتند، اما هم در دولت و هم در مجلس کفه­ی ترازوی قدرت به سمت جناح محافظه­کار و اصول­گرای امروزی که آن روزها در قالب راست شناخته می­شد سنگینی می­کرد. مجلس چهارم در حالی شکل گرفت که تبلیغات فراوانی علیه جناح چپ آن روز شکل گرفته بود. آقای ناطق نوری در خاطرات چاپ شده­ی خودش نوشته: "در آستانه­ی انتخابات دور سوم مجلس شورای اسلامی امام سخنانی علیه اسلام آمریکایی گفتند. دوستان چپ آن را در جامعه تبلیغ کردند و باعث حذف همه­ی ما شدند. در آستانه­ی انتخابات دور چهارم مجلس هم آیت الله خامنه­ای که رهبر جمهوری اسلامی شده بودند ، سخنانی علیه فتنه­گران ابراز داشتند و ما از آن استفاده کردیم و جناح چپ را حذف کردیم." شکل­گیری حزب کارگزاران در آن شرایط بود؛ و این نقطه­ی امیدی در آن تاریخ که فضای کشور به شدت مرعوب بود و کمتر کسی در حوزه­ی سیاست فعال بود تلقی می­شد. بدنه­ی اصلی سازمان­دهندگان حزب کارگزاران از نزدیکان و همکاران آقای هاشمی رفسنجانی بودند. این پشتوانه فرصت خوبی بود که به مؤسسان حزب کارگزاران امکان می­داد در عرصه­ی سیاسی خطرناک آن روز اولین گام را برای تغییر و اصلاح روند تند یک­دست شدن کشور به نفع جناح راست و محافظه­کار بردارند. با نگاه تاریخی و با بررسی ظرف زمانی آغاز به کار حزب کارگزاران بی­شک می­توان آنان را اولین جرقه­های آغاز جریان اصلاح­طلبی در ایران دانست. حمایت ضمنی آقای هاشمی رفسنجانی که آن روزها قدرت دوم کشور محسوب می­شد از این جریان هم قابل تقدیر است. هاشمی رفسنجانی به دلیل شخصیت پرظرفیتی که دارد وقتی قدرتمندتر می­شود که قدرت در کشور به صورت دو قطبی باشد و جایگاه وی به عنوان میانجی تثبیت شود. حملات تند و بی­پروای وی علیه جناح چپ آن روز در آستانه­ی انتخابات سوم مجلس که باعث حذف نیروهای چپ شد و سال­ها باعث دل­خوری در جناح چپ بود هم ناشی از همین روحیه­ی آقای هاشمی رفسنجانی بود. بدنه­ی اصلی حزب کارگزاران تکنوکرات­هایی بودند که بیشتر به مسائل سازندگی که شعار آقای هاشمی بود می­اندیشیند. به همین دلیل حزب کارگزاران بیش از این که به توسعه­ی سیاسی فکر کند، طرف­دار توسعه­ی اقتصادی بود. بخش مهمی از کارگزاران در همین چارچوب اعتقاد داشتند که برای توسعه­ی اقتصادی نباید امکان آزادی­های فراوان در حوزه­ی سیاست فراهم آید. این افراط در توجه به حوزه­ی اقتصاد در آن دوره به شکل­گیری جریانات افراطی و سرکوب­گر منجر شد. عناصر سیاسی حزب کارگزاران البته به مرور زمان در این تفکر خود تجدید نظر کردند و بسیاری از آنان در دوران اصلاحات از تأثیرگذاران جریان اصلاحی کشور شدند. هر جریان و اندیشه­ای را باید در ظرف زمانی خود ارزیابی کرد. شروع کار حزب کارگزاران شروعی شجاعانه بود؛ و اولین ثمره­ی آن در انتخابات مجلس پنجم ظهور پیدا کرد که فائزه هاشمی به عنوان نفر اول و یا دوم لیست تهران به مجلس رفت و افرادی مثل عبدالله نوری در سایه­ی این فضا رهبری اقلیت مجلس را بر عهده گرفتند. در دوران اصلاحات و در دوران دولت آقای احمدی نژاد هم کارگزاران نقش تبیین کننده­ای در مسائل اقتصادی بر عهده گرفت.

 

۱۴ آذر ۱۳۸۷
افتتاحیه ی مشارکت و اختتامیه ی کارگزاران

 

 

امروز در تهران مراسم افتتاحیه ی کنگره ی جبهه ی مشارکت و اختتامیه ی حزب کارگزاران بود. با این همه روز خدا به قول تهرانی ها هر دو شان ادد امروز صبح مراسم گذاشته بودند. من هر دو را رفتم. آقای خاتمی و عده ای دیگر هم هر دوجا بودند. در کنگره ی مشارکت، آقای میردامادی با کت و شلوار طوسی شرکت کرده بود و اتفاقا آقارضا خاتمی هم با کت وشلواری به همان رنگ بود. مثل اینکه اونیفورم مشارکتی ها خاکستری شده و قرار نیست سیاه و سفید ببینند. سخنرانی آقای میردامادی نقد متقنی از دولت بود و به مناسبت سی امین سال انقلاب لیستی از کارهایی که در آغاز انقلاب قرار نبود انجام شود و  الان انجام میشود را شمرد. لیست بالا بلندی بود. در مورد انتخابات آینده توقع می رفت جدی تر حزف بزنند که از آن به صورت کلی عبور کردند. یاد آیه الله توسلی و آقای سعدائی مرحوم که نماینده ی جهرم در مجلس ششم بود و آقای دادمان  و احد بورقانی عزیز را گرامی داشتند و ازسعید حجاریان به عنوان جانباز اصلاحات با حضور آقای خاتمی تجلیل کردند.  در کنگره ی کارگزاران وقتی رسیدم که آقای کرباسچی به عنوان دبیر کل حرف می زد. خیلی صریح ومستند از دولت وسیاست های ایران بر باد ده فعلی انتقاد می کرد. از جمع اصلاح طلبان هم که در دور گذشته با تعدد کاندیداها باعث شدند تا بقول او این "شرذمه قلیله" رای بیاورند انتقاد کرد. آقای کواکبیان گفت ترجمه کنید. کرباسچی که حسابی یاد دوران آخوندیش افتاده بود و مرتب آیه و روایت می خواند، گفت یعنی گروه کوچک. کلی هم به تندرو های دوران قبل انتقاد کرد. کارگزاران در مورد انتخابات مفصل صحبت کردند. طرحشان این بود که دولت اتحادملی تشکیل شود و از همه ی افراد با تجربه ی اصولگرا و اصلاح طلب استفاده گردد. اگر آن طرح نشد، با توجه به استقبالی که در جامعه از اصلاح طلبان هست، اصرار داشت که با کاندیدای واحد شر کت کنیم. آقایان کروبی و دکتر روحانی، دو کاندیدای آماده به حضور فعلی هم که به سمینار جبهه ی مشارکت نیامده بودند، در کنگره ی کارگزاران شرکت داشتند. نهضت آزادی هم گل بزرگی فرستاده بود که در جلوی جایگاه بود. آقای کرباسچی از قول هاشمی رفسنجانی خبر داد که جامعه ی روحانیت مبارز تهران هم از این انحصار طلبی مفرط دولت نگران شده است. نمی توان انکار کرد که اجماع جدی بر تغییر رئیس جمهور در پایان دور اول در حال شکل گرفتن است. بعد از جلسه فرصتی شد تا مفصل با مهدی هاشمی رفسنجانی در مورد انتخابات حرف بزنم.     

۱۳ آذر ۱۳۸۷
ظرفیت قانون اساسی تمام شده یا نه؟

 

دیروز آقای خاتمی آخرین بخش تبیین اصلاحات را انجام داد. قسمت اول و دوم را ببینید. دیروزسومین جلسه بود.من هم رفته بودم. به صورت تصادفی این بخش که رابطه­ی اصلاحات و قانون اساسی بود در سالروز تصویب قانون اساسی صورت گرفته بود. می­خواستم نکاتی از آن را یادداشت کنم. خودکار نداشتم. آقای دکتر عارف خودکارش را داد؛ ولی به خاطر خصلت یزدی بودن او و آخوند بودن من تا آخر مواظب بود خودکار را در جیبم نگذارم. اصلی­ترین حرف آقای خاتمی این بود که قانون اساسی اگر چه وحی منزل نیست و امام هم در بهشت زهرا گفته­اند که نسل­های قبل حق نسل ما را نمی­توانند سلب کنند، ولی همین قانون اساسی ظرفیت­های فراوانی دارد که می­شود با تکیه به آن اصلاحات را نهادینه کرد. اصلاحات باید به روح و محتوای قانون اساسی توجه کند که بنا به نظر امام حتی فعلیت حکم رهبری را مبتنی بر نظر مردم می­دانستند و رهبر را منتخب مردم از طریق خبرگان می­داند و او  هم در برابر مردم از طریق  مجلس خبرگان باید پاسخ­گو باشد.  و یا این که قانون اساسی به طور کامل و به خصوص در مورد حقوق مردم بر حاکمان باید اجرا شودو همه در مقابل اختیاراتی که دارند در برابر مردم مسئول هستند. این برداشت­های آقای خاتمی از رابطه­ی قانون اساسی و اصلاحات بود. به اجرای قانون شوراها در دوره­ی اصلاحات بعد از 20 سال توقف هم به عنوان یک نمونه اشاره کرد. البته این که بعد از 30 سال چرا با وجود قانون اساسی از ظرفیت و روح آن استفاده نشده سؤال مهمی بود که ذهن خیلی­ها را مشغول کرده است.  عدم باور حاکمان به روح قانون اساسی و تفسیر به رای و به نفع خود مشکلی است که کار آدم های پایبند به قانو اساسی مثل آقای خاتمی را دشوار می کند. همچنانکه در دور قبل مشکل اساسی وی بود. خود آقای خاتمی از قول مرحوم گل آقا تعریف می­کرد که کسی روی اسبی یورتمه می­رفت. نتوانست خودش را کنترل کند. از پشت اسب افتاد. گفت این اسب تمام شده است؛ اسب دیگری بیاورید. می­گفت  این افرادند که تمام می­شوند ولی قانون اساسی تمام نشده و ظرفیت استفاده از آن وجود دارد. بحث و گفت­وگوهای جالبی هم بعد از سخنرانی پیش آمد. جالب­تر از همه این بود که یکی فکر کرده بود تبیین نظری اصلاحات، تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است. مقدمه و مؤخره را کنار گذاشت و پرسید رئوس برنامه­های شما برای 4 سال آینده چیست؟ کلی همه خندیدند.

 

۱۲ آذر ۱۳۸۷
مجلس در کجای امور است؟

 

امروز مجلس شورای اسلامی به مناسبت سی سال قانون گذاری پس از انقلاب جلسه­ی بزرگی برگزار کرده بود که رؤسای مجالس پس از انقلاب در آن حرف زدند. همه­ی نمایندگان مجلس ادوار مختلف، حتی کسانی مثل اعضای نهضت آزادی به آن دعوت شده بودند. این مجلس به مناسبت سالگرد شهادت مرحوم مدرس بود که نماینده­ی شجاع و قانون­مدار بود. پارلمان در همه­ی دنیا رمز و نهاد دموکراسی است. هر چه مجلس قدرت­مندتر باشد به معنای قدرت فراوان­تر قانون و مردم است. وقتی نمایندگان می­توانند قانون مقبول بنویسند که پشتوانه­ی مردمی داشته باشند. مجلس در نظام جمهوری اسلامی در آغاز واقعاً نماد رأی مردم بود. امام آن را در رأس امور توصیف کرد. اکثر نخبگان سیاسی کشور در دور اول نماینده مجلس بودند. متأسفانه به طور مرتب وزانت خود را از دست داد و دوره به دوره افول کرد. نحوه­ی برگزاری انتخابات و رد صلاحیت­های گسترده و بگو مگوهایی که در مورد تقلب به صورت فراگیر در جامعه مطرح شد، متأسفانه بدترین ضربه­ای بود که به نهاد مجلس و رأی مردم زد. شاید در کوتاه مدت دین مدارانی در شورای نگهبان و جاهای دیگر با حذف افراد مخالف خود و یا به اعتقاد خود، مخالفان دین آرامش خاطر کوتاه مدت پیدا کردند ولی به آرامش کسانی که به سرنوشت انقلاب و اسلام و دین و مردم می­اندیشیدند و می­خواستند انتخابات نماد رأی واقعی مردم باشد ضربه­ی جدی زده­اند. در هر حال ابتکار مجلس، کار شایسته­ای بود که حتی اگر با اهداف انتخاباتی باشد باز هم قابل تقدیر است.

 

۱۱ آذر ۱۳۸۷
مریضی آقای خاتمی و مناظره با آقای رسایی!

 

دیروز در یکی از جمع­های دوستان روحانی و سیاسی بودم. آقای خاتمی هم بود. از هر دری حرف می­زدیم. یکی از دوستان، خبرسازی یکی از سایت­های وابسته به دولت را تعریف کرد که نوشته آقای خاتمی مریض شده و جمعی از دوستان به این بهانه عده­ای را سامان دادند که به عنوان عیادت انتخاباتی به دیدارش بروند و بعداً آن را لغو کرده­اند. آقای خاتمی در این موارد لبخندهای بامزه­ای می­زند. معمولاً حاشیه­ای نمی­زند ولی این بار بهانه­ای شد که از سفر کوتاه چند روز پیشش حرف بزند و از دیدارهای مفصل این روزها و جلساتی که با کارشناسان اقتصادی و سیاسی سرشناس کشور گذاشته تا اگر خواست کاندیدا شود برنامه­ی جدی برای شرایط فعلی داشته باشد. گزارش اقتصاددانان از شرایط فعلی کشور واقعاً تکان­دهنده است. خیلی­ها به دلیل بد بودن اوضاع اقتصادی نگران کاندیداتوری آقای خاتمی هستند ولی می­گویند هر کس در این شرایط رییس جمهور شود آبرویش را باید معامله کند. حتماً اداره­ی کشور در شرایط سخت فعلی و نجات آن بهتر از آن است که آقای خاتمی به قول مادرش آماده­ی قربانی شدن برای کشور نباشد. هفته­ی آینده روز ۱۷ آذر هم قرار است در دانشگاه تهران سخنرانی کند. از چند تا برنامه­ی سنگین دیگر که در هفته­ی گذشته داشته و در هفته­ی آینده خواهد داشت هم سخن به میان آمد. به عقیده­ی من اگر آقای خاتمی بخواهد بیاید باید جمع مشاوران اقتصادی فعلی که در حال بررسی اوضاع اقتصادی کشور برای آقای خاتمی هستند، گزارش جامع­تری از وضع فعلی اقتصاد و چشم­انداز تلخ آینده­ی آن بدهند.

                                    *****

دیروز در مورد مناظره با آقای رسایی در قم نوشتم و ابراز امیدواری کردم که کاش متن آن منتشر شود. امروز با دوستان دعوت کننده تماس گرفتم. گفتند یکی همان روز نوار را به آقای رسایی داده است. من هیچ متن و صدا و تصویری در اختیار ندارم. امروز دیدم آقای رسایی متن را با حواشی بامزه­ای در سایتشان گذاشته­اند. با ایشان تماس گرفتم. گفتم من متنی در اختیار ندارم. گفتند یکی از دوستان ایشان در جلسه بوده و متن حواشی را نوشته است. توضیح دادند که کلیات حرف­ها آمده ولی صدای نوار خوب نبود و چیزهایی که حذف شده خیلی مهم نبوده است. من فرصت نکردم آن را بخوانم. عبوری دیدم. به نظرم متن صحبت­های من خیلی کوتاه به نظر می­رسید. متنی که توسط دوستان آقای رسایی تهیه شده را اینجا بخوانید. فکر می­کنم حرف­های آقای رسایی کامل است، ولی بعضی مطالب من را در نگاه کلی ندیدم. دوستان برگزار کننده با توجه به فضای جلسه از این که حاشیه­نویس ایشان نوشته ۱۲ بار من و ۱۶ بار آقای رسایی تشویق شده گلایه­مند بودند. گفتم که حالا با نوشته­ی حاشیه­نویس ایشان که واقعیت عوض نمی­شود و مهم محتوای حرف­هاست. امیدوارم برگزارکنندگان نیز متن را ارائه کنند. من استقبال می­کنم تا ایام انتخابات از این مناظره­ها باز هم برگزار شود.

 

8   4       ۱    ۲   ۳       3  7
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.