۳۰ آذر ۱۳۸۷
یکی بود ، یکی نبود وشب یلدائی بود...

 

 

یکی بود یکی نبود. غیر از خدای مهربون هیچ کی نبود........

شب یلدا در تاریخ ایران شب قصه است و شب بازگوئی خاطرات و یاد آوری داستان های تاریخی و ملی. این زیبائی فرهنگ ایرانی است که سنت های ملی خود را بر اساس فصل و طبیعت انتخاب کرده است. آغاز سال خود را با  بهار شروع می کند و در آغاز زمستان، بلند ترین شب را برای قصه گوئی وشعر خوانی برگزیده است. به دلیل استحکام و انطباق با روح متعالی انسان است که این گونه  سنت های ایرانی در طول تاریخ حفظ شده است. ایرانی همیشه قصه های تلخ و شیرینی داشته که بتواند برای نسل های بعدی بگوید. همیشه باید امیدوار بود که پدر بزرگ ها بیشتر بتوانند از شیرینی ها حرف بزنند و دیگر مجبور نباشند شب یلدای فرزندان را با قصه های کشور گشائی شاهان و جنگ وخونریزی آنان و هر چه که نشانه ی فدا شدن مردم در مقابل خودخواهی ها و برتری جوئی های مسئولانش هست پر کنند. آرامشی به سبزی پوست هدوانه و لطافتی به اندازه ی شعر حافظ. شب بلند یلدای ایرانی و اهورائی تان مبارک باشد.

باید منتظر روزی بود که پدر بزرگ ها بتوانند به نوه ها بگویند: یکی بود، یکی نبود. خیلی ها خواستند خدائی بکنند ولی هرکسی غیر از خدا، خواست خدائی بکند، ایرانی ها نگذاشتند خدائی کند .  

۲۹ آذر ۱۳۸۷
مستند سعید ابوطالب و اسم شب اکثریت مجلس

 

آقای سعید ابوطالب، نماینده­ی مجلس هفتم بود. وی فیلم­بردار صدا و سیما بود که مدتی توسط نیروهای آمریکایی در عراق به اسارت گرفته شده و در آن موج ضد آمریکایی مورد تبلیغ و حمایت صدا و سیما قرار گرفت و به عنوان یکی از اعضای لیست اصول­گرایان با همان ترتیبی که افتد و دانی مثل بیشتری های آن دوره، به کرسی مجلس هفتم راه یافت. از همان روزهای اول دوربین خودش را به درون مجلس برد و خارج از قاب رسمی،از پارلمان و نمایندگان آن فیلم گرفت. خودش هم اعتراف دارد که کپی­رایت این سنت به نام من است که عکس گرفتن خارج کادر را هفت سال پیش، از درون دولت انجام دادم. چندی پیش دعوت کرد تا نتیجه یاین کارش را در اکران خصوصی فیلم مستندی که با عنوان اقلیت و اکثریت ساخته دیدن کنم. تعدادی از نمایندگان مجلس هم بودند. من با مصطفی تاج­زاده رفتم. تکه­های قشنگی را شکار کرده است. در آن فیلم محمدرضا تابش به عنوان رییس فراکسیون اقلیت با همان لهجه­ی اردکانی­اش خیلی شیرین می­گوید که البته این مجموعه در مجلس اقلیت هستند نه در جامعه. اگر قبول ندارید انتخابات آزاد برگزار شود تا معلوم شود. آقای علی­خانی هم ابوطالب را به شهرش دعوت می­کند. از همه بامزه­تر نماینده­ای است که زیر پایش دستگاه بخور گذاشته و روی آن اسمش را نوشته و تذکر داده که مال شخصی اوست و کسی آن را برندارد! از خیلی از نمایندگان اکثریت هم معنای اکثریت در مجلس را پرسیده که هر کدام جوابی داده­اند ولی فرآیند جواب آن­ها این است که این عنوان اسم شب پذیرش صلاحیت آن­ها بوده است. آقای ابوطالب می­گوید که این فیلم اجازه­ی پخش نتوانسته بگیرد. از همه­ی این­ها مهم­تر این­که ابوطالب امروز در مجموع با ابوطالبی که به مجلس وارد شد متفاوت شده است. شاید از ابتدا هم همین طور خوش­فکر بوده و از همان اسم شب برای راهیابی به مجلس استفاده می­کرده و در سخنرانی­های تندش علیه اصلاح­طلبان بی­تقصیر بوده است. یکی دو نفر هم که در خارج از مجلس، اصلاح­طلبی شناخته می­شدند ظاهراً گمان نمی­کرده­اند که فیلم پخش شود جلو دوربین ابوطالب گفته­اند که ما اصلاح­طلب نیستیم ها! در هر حال سعید ابوطالب برای این فیلم زحمت کشیده است. خسته نباشد. چندین بار با ناراحتی­های آقای باهنر روبه­رو شده که آن­ها را هم در فیلم نشان داده است. کار نو و خوبی بود که با همه­ی محافظه­کاری که در تولید آن به خرج داده بود باز هم غیر قابل پخش تشخیص داده شده است. کاش اجازه­ی پخش پیدا کند.

 

۲۸ آذر ۱۳۸۷
جلسه تعدادی از رهبران دینی مسلمان و یهودی در یونسکو

 

از مدت‌ها قبل قرار بود در هفته‌ی گذشته به اتفاق آقایان لگنهاوزن و دکتر پازوکی به آلمان و ایتالیا برای سخنرانی در دانشگاه مونیخ و رم در مورد مسائل بین‌الادیانی سفر کنیم. من به دلیل مشکل مریضی مادرم در آخرین لحظات همراهشان نرفتم. بعداً در اخبار خواندم که جلسه‌ی سخنرانی آنها هم به‌دلیل تعصب‌های نژادپرستانه‌ی یهودی‌ها در دانشگاه، نشد که انجام بشود. وقتی مادرم بهتر شد و از بیمارستان مرخص شد به آخرین قسمت سفرم که سومین جلسه‌ی گفتگوی ملبغان دینی اسلامی و حاخام‌های یهودی در مقر یونسکو در پاریس بود، رفتم، تعداد شرکت‌کنندگان زیاد نبود و افراد تاثیرگذار مسلمان و یهودی هم کمتر به چشم می‌خوردند. رئیس‌جمهور سنگال که رئیس سازمان کنفرانس اسلامی است و آقای ماتسورا رئیس یونسکو، روسای اصلی جلسه‌ی افتتاحیه بودند. مسئولیت‌های رهبران دینی در استحکام‌بخشی به صلح، انتظارات سه دین یکتاپرست از یکدیگر، مذهب و استفاده از رسانه و اهمیت دعا در ادیان و نقش زنان در زندگی دینی، موضوعات اصلی گروه‌های کار بود که روز دوم در مورد آن بحث کردند. در بدو ورود به یونسکو خبرنگار تلویزیون فرانسه با عده‌ای از شرکت‌کنندگان مصاحبه می‌کرد. طبق معمول کار رسانه‌ای که فرهنگ و دین را تابعی از سیاست می‌دانند، از من پرسید آیا این سمینار می‌تواند به صلح اعراب و اسرائیل کمک کند؟ گفتم که از دین نباید برای این حوزه‌های سیاسی استفاده کرد. این اشتباه را در نیویورک کردند و نتیجه‌ای هم نداد.  نکته‌ی جالب به عقیده‌ی من این بود که بسیاری از حاخام‌های یهودی از دو مسئله در داخل اسرائیل نگران بودند: یکی سکولار شدن بیش از حد مردم اسرائیل و بی‌توجهی آنان به دینداری و دیگری استفاده‌ی ابزاری رهبران سیاسی اسرائیل از دین و در نتیجه رشد افراطی‌گری یهودی که باعث بدبین شدن جامعه‌ی جهانی به اصل دین یهود می‌شود. کاملاً فضای روحانیون یهودی با فضای رهبران سیاسی اسرائیل متفاوت بود. عده‌ای از امامان جماعت مسلمان هم از داخل سرزمین قدس آمده بودند. مسئله‌ی همزیستی صلح‌آمیز با یکدیگر به عنوان دو دین الهی و عدم همراهی با صهیونیسم سیاسی در میان امامان جماعت و حاخام‌ها فصل مشترکشان بود. بین مسئله‌ی رابطه‌ی دو دین و سیاست‌های دولت اسرائیل کاملا فرق می‌گذاشتند. در روز پایانی که خبرنگاران به جلسه‌ی یونسکو آمده بودند تا مسئولان جلسه گزارش بدهند، یکبار یکی از یهودیان سوری‌الاصل مقیم نیویورک که جزء حاخام‌ها نبود، خواست از حضور خبرنگاران استفاده کند. وقت گرفت و در مورد اینکه مشکل فلسطینیان کشورهای عربی هستند که به آنان نمی‌رسند و نه اسرائیل حرف زد. عکس‌العمل جالب مشترک رهبران مسلمان و یهودی علیه وی بسیار جالب بود. کاملا مشهود بود که ادیان الهی اگر برای سیاست به کار گرفته نشوند، می‌توانند نقش خوب و موثری برای رفاه و صلح و معنویت بشر داشته باشند. از دیوار صلح در کنار برج ایفل و مسجد بزرگ پاریس و کنیسه‌ی قدیمی پاریس هم دیدار کردیم.

 

۲۷ آذر ۱۳۸۷
سینما جمهوری، آتش به جان شمع هنر

 

با توجه به عمدی بودن آتش گرفتن سینما جمهوری که در میان خبرهای هفته گذشته اعلام شد و فقط توجه اهالی فرهنگ و هنر را به خود جلب کرد، می­توان این ماجرا را از ۲ جهت فاجعه­آمیز خواند؛ یکی برای این­که در این کمبود فضاهای فرهنگی و هنری، یک سینمای دیگر از گردونه خارج شد. سینما خانه­ی هنر است و سینماروها دلبستگان هنر هنرمندانی هستند که در عرصه­ی جهانی علی­رغم همه­ی مشکلات، نام ایران را با افتخار سربلند نگه می­دارند. وجود سینمای فاخر ایرانی که دیگر دنیا با نام خالقان آن آشنایی دارند و بیننده­ی آن هستند، از هر وسیله­ای برای نام­آور کردن ایران در سطح جهانی مؤثرتر است. وقتی سینمای ایران این چنین در دنیا بر قله قرار دارد، هنردوستان ایرانی بیش از همه­ی دنیا حق دارند که بیننده­ی این هنرآفرینی­ها باشند. سینما حلقه­ی وصل مردم و هنر هنرمندان نامی کشورشان است. وقتی یکی از این­ها در آتش می­سوزد و یا تخریب می­گردد، باعث محروم شدن مردم از دیدن تلاش هنرمندان است؛ به خصوص در این سال­ها که نه تنها سینمای فاخر مورد حمایت مسئولان رسمی نیستند، بلکه هر روز از این باغ مشکل آفرینی برگ و بر جدیدی می­رسد. هم­چنان­که تعدادی از این فیلم­های دیدنی هنرمندان داخلی در ایران مجوز نگرفتند و بعضاً دیگرانی تنها در خارج از مرزها آن را دیدند. نکته­ی دردناک دیگر این بود که این اتفاق در سینمای جمهوری اتفاق افتاد. آنجا علاوه بر سینما، پاتوق فرهنگی هنردوستان بود. مرحوم علی حاتمی و بعد از آن دختر هنرمندش لیلا حاتمی و علی مصفا سینما جمهوری را مرکز گرد هم آمدن اهالی خوش ذوق و مظلوم هنر کرده بودند. وجود کافه­های فرهنگی که برگرفته از یک سنت فرهنگ­مدار فرانسوی بوده در یک قرن اخیر در ایران خدمات بزرگ فرهنگی کرده است. هنرمند در جمع می­تواند شکل بگیرد. گفت­وگو و تبادل نظر در محیط­هایی که تناسب با روح ظریف هنرمند داشته باشد، اثرآفرین عرصه­ی ادبیات و هنر است. کافه­های روشن­فکری و مراکز تجمع­های اندیشمندان آثار بزرگی در ادبیات و هنر ایرانی به وجود آورده­اند که در تاریخ ایران ماندگار شده است. کافه نادری یکی از آنان بود که در آن آثار بزرگی پایه­گزاری شده. کافه­ی سینما جمهوری هم یکی از این پاتوق­های فرهنگ ساز بود. به این دلیل نیز از دست رفتنش فاجعه­ی فرهنگی و هنری بود. کاش دوباره دست به دست هم دهیم و این مرکز را بازسازی کنیم و موارد مشابهش را هم گسترده کنیم. برای لیلا حاتمی و همسر خوبش علی مصفا که یک هفته پس از حضور در کمپین دعوت از آقای خاتمی و سخنرانی­های مهمشان گرفتار این مصیبت فرهنگی شدند آرزوی توفیق بیشتر دارم.

 

۲۶ آذر ۱۳۸۷
دلیل اهمیت غدیر در شیعه

 

فردا عید غدیر است. برای شیعیان این عید بسیار پراهمیت است. بر اساس باورهای شیعی در سال اخر عمر حضرت محمد(ص) در محلی به نام غدیر خم، وقتی همه­ی حجاج گرد هم آمدند، پیامبر در خطابه­ی مشهوری علی علیه السلام را به عنوان جانشین خود معرفی کرد و به همین دلیل بحث امامت مبنای اصلی تفکر شیعی شد و امامت و جانشینی امام معصوم منصوص جایگزین نوع رفتار دیگری که بقیه­ی مسلمانان پس از ارتحال رسول الله  برگزیده­اند شد. به همین دلیل روز عید غدیر که در حقیقت روز هویت شیعیان است روز بزرگی برای ما شیعیان تلقی می­شود. فلسفه­ی امامت و ادامه­ی راهی که پیامبر آغازگر آن بود بی­شک مسأله­ی مهمی برای سرنوشت تاریخ همه­ی ادیان است. این مسأله در اسلام مهم­تر است. اسلام دینی است که از آغاز و در زمان زندگی پیامبرش در مدینه مسجدی که خود پیامبر پایه­گزار آن بود ساختند که تا از آن به عنوان پایگاهی بر علیه اسلام استفاده شود و خود پیامبری که قرار بود در همان مسجد به رسالتش شهادت دهند، دستور خراب کردن آن را داد. همه­ی فرق اسلامی هم بر تغییر سریع اسلام محمدی به خلافت اموی و عباسی تأکید دارند و آن را آفت تاریخی این دین می­دانند. هم­چنان­که از علی و تاریخش هم که عامل وحدت مسلمانان بود، سوء برداشت­های فراوانی شد. غدیر البته عامل اختلاف سنی و شیعه نیست ولی در نگاه شیعه به این دلیل که روز تعیین مسیر اسلام پس از زندگی پیامبر هست، روز مهمی تلقی می­شود. این روز بزرگ را به شیعیان مولا علی تبریک می­گویم و علی­وار بودن را آرزو داریم.

 

۲۵ آذر ۱۳۸۷
جلسه دیشب مجمع روحانیون مبارز و بحث در مورد مسائل مختلف

 

دیشب جلسه­ی مجمع روحانیون مبارز بود. هر دو هفته یک بار به طور مرتب این جلسه تشکیل می­شود. بحث­های زیادی به مناسبت مسائل سیاسی روز مطرح شد. گزارشی از کشته شدن سربازان ایرانی به دست گروه تروریستی ریگی در پاکستان موضوع داغ جلسه بود. از این که فرزندان ایران از پشتیبانی کامل دستگاه­های دولتی و سیاسی برخوردار نبودند و به این سادگی و ارزانی و در عین بی­پناهی جان دادند خیلی ابراز تأثر و تأسف شد.  دولت­مردان هر کشوری باید برای جان اتباع خود ارزش زیادی قائل شوند که متأسفانه در این ماجرا چنین نشد. با خانواده­های آنان که این گونه مظلومانه شاهد قربانی شدن فرزندانشان بودند اعلام هم­دردی شد. آقای خاتمی هم در جلسه بود. طبعاً بحث ریاست جمهوری هم مطرح بود و درباره­ی موضوع طرح دولت ائتلافی و نگرانی اصول­گرایان که خود مبتکر آن بودند و به راحتی حرف­های خود را تکذیب کردند بحث و خبر ارائه گردید. این موضوع با خبرهای جالبی که اعضاء از پشت صحنه­ی این اتفاقات داشتند، بحث­انگیز­تر شد. خبر شرکت آقای خاتمی در جلسه­ی امروز دانشگاه هم در حضور خود ایشان مورد توجه قرار گرفت. بحث بعضی رسانه­ها در آستانه­ی شرکت ایشان در جلسه­ی روتین سالانه وی در دانشگاه که گفته بودند آقای خاتمی قرار است اعلام کاندیداتوری کند از سوی دوستان مطرح شد که آقای خاتمی گفت دو روز قبل مصاحبه کرده و گفته که در جلسه­ی دانشگاه قصد ندارد اعلام کاندیداتوری کند. به خاطر حساسیت ویژه­ای که نسبت به مسائل جهان اسلام در مجمع وجود دارد تحلیل مفصلی در مورد حوادث غزه ارائه شد و به خصوص به این نکته اشاره شد که ایران علی­رغم شعارهای فراوان برای فلسطین، در این ماجرا کار عملی و سریعی انجام نداد و از خیلی کشورهای اسلامی و بعضاً غربی عملاً کار کمتری انجام داد. هلال احمر و صلیب سرخ خیلی از کشورها از روزهای آغازین این ماجرا درگیر کمک رسانی شدند. جالب بود که در عین حال شعار اصلی ایران در این ماجرا عمدتاً طلب­کاری از دیگر دولت­ها و مردم سایر کشورهای اسلامی بود. گزارش مستندی هم از وضعیت دانشجویان ایرانی خارج از کشور و به خصوص دانشجویان ایرانی در حوزه­ی آسیا و استرالیا به جلسه ارائه شد. مشکلات فرهنگی، اجرائی، و عدم ارتباط صحیح و فعال نمایندگی­های جمهوری اسلامی با دانشجویان ایرانی واقعاً فراوان است و باید مسئولان به فکر حل آنان باشند. دانشجویان ایرانی خارج از کشور سرمایه­های علمی و پشتوانه­ی آینده­ی ایران هستند که چه به وطن بازگردند و چه نیایند باعث افتخار و سربلندی این مرز و بوم هستند و همه در قبال حل مشکلات آنان مسئول هستیم. این­که در جلسات احزاب و به خصوص در جلسه­ی مجمع روحانیون مبارز که افراد پرسابقه­ای در آن عضو هستند، مباحث مختلف جامعه مورد توجه قرار می­گیرد یک کار مدنی بزرگی است که حتی اگر نمی­توانند آن را حل کنند، لااقل به اصل این مشکلات توجه می­کنند.

 

۲۴ آذر ۱۳۸۷
نفت و دموکراسی و سفره مردم وسیاه نمایی

 

 

دیروز رفته بودم سمینار نفت و دموکراسی. این جلسه از سوی بنیاد باران به مناسبت صدمین سالگرد اکتشاف نفت ایران در مسجد سلیمان برگزار شده بود. آقای دکتر نجفی رییس شورای علمی و آقای محسن امین­زاده مسئول برگزاری آن بودند. خیلی­ها مقاله داده بودند. کتابچه­ی خلاصه مقالات را همان دیروز خواندم. خواندنی بود و خیلی بهره بردم. آقای خاتمی سخنران اول جلسه بود؛ که تقارن نهضت مشروطیت و اکتشاف نفت را در ابتدا یادآور شد و به این نکته اشاره کرد که نفت نباید عامل خودکامگی حکومت­ها و بی­توجهی به خواسته های مردم شود. جمله ی قشنگی بود ولی نمیدانم چرا همان جا یاد شعری افتادم که در ایام جنگ ایران و عراق در رادیو پخش می­شد که  می گفت: ما نمی­خواستیم جنگ را اما هست. بعد از پایان سخنرانی، خبرنگاران مختلفی که آمده بودند از همه سؤال می­کردند. با آقای نجفی در حال صحبت بودیم که خبرنگاران آمدند. دکتر نجفی گفت من  فقط سؤالات فنی را جواب می­دهم . من به سؤالات سیاسی پاسخ دادم. باز هم طبق معمول اولین سؤال این بود که آقای خاتمی چرا اعلام کاندیداتوری نمی­کند. گفتم تا به حال تقریبا جز آقای کروبی کسی اعلام کاندیداتوری رسمی نکرده است. حتی آقای احمدی­تژاد هم نگفته که کاندیداست. چرا فقط روی آقای خاتمی زوم کرده­اید؟ دیر نشده که!

چشمم به بالای پله­ها افتاد. دیدم آقای خاتمی هم در محاصره­ی خبرنگاران قرار گرفته و باز هم درباره­ی انتخابات دارند سؤال پیچش می­کنند نه ماجرای نفت. خبرنگار الجزیره رسید و درباره­ی طرح وحدت ملی سؤال کرد. من هم خلاصه­ی مطالب پست دیروز وبلاگم را گفتم. طبعا با این همه سخنرانی­های مهمی که هر شب و روز از تلویزیون و رادیو پخش می­شود و این همه سفر استانی و حواشی آن واین همه سمینار دولتی که تقریبا هر روزه برگزار می شود والبته هیچکدامشان در باره ی دموکراسی مموکراسی نیست،  فرصت پخش این سمینارها و حتی نقل خبر آن در رسانه­های عمومی و ملی که از بودجه­ی همین نفت تغذیه می­کنند   وجود نداشته باشد. عصبانیت با مزه کیهان از این جلسه که با تیتر درشت سیاه نمایی نفتی پژروژه جدید تخریب خودنمایی کرده، نشانه ی خوبی از موفق بودن این سمینار تلقی می گردد.  امیدوارم سخنان و مقالات خوب این سمینار را پی­گیری کنند. نفت به تعبیر آقای خاتمی نعمت بزرگی است که اگر در آن به نفع مردم خوب استفاده نشود ولی به نفع حکومت­ها خوب استفاده شود که معمولاً چنین می­شود به نقمت بزرگی تبدیل می­شود. تذکر این نکته لازم و ضروری است که در این سمینار اصلاً رابطه­ی بین نفت و سفره­ی مردم که در انتخابات مطرح شد و بعد تکذیب شده وجود نداشت تا سیاه نمایی شود.

 

۲۳ آذر ۱۳۸۷
دولت وحدت ملی و همایش مجلس و چند نکته قابل توجه

 

مسأله­ی دولت وحدت ملی و همایش مجلس شورای اسلامی که در آن همه­ی نمایندگان ادوار دعوت شده بودند، جبهه­ی اصول­گرایان یک دست سابق را حسابی درهم ریخته است. در این مورد چند نکته­ی بامزه وجود دارد:

۱. دوستان آقای احمدی نژاد در رقابت با تیم آقای لاریجانی کلی مصاحبه کرده­اند و مطلب نوشته­اند که در این جلسه مخالفین نظام و انقلاب شرکت داشته­اند و رییس جمهور به این دلیل شرکت نکرده است. خانم رجبی همسر معروف آقای الهام هم طبق رویه و سنت همیشگی فحش نامه­ی مفصلی مرقوم فرموده­اند و کلی در فضایل این کار معجزه­ی هزاره­ی سوم قلم فرسایی فرموده­اند. این در حالی است که بنا به گفته­ی منابع موثق در مجلس، آقای احمدی­نژاد نه تنها قرار بوده در جلسه شرکت کنند بلکه قصد سخنرانی هم داشته­اند. صبح همان روز هم رادیو چند بار اعلام کرد که رییس جمهور در این نشست سخنرانی می­کند. بعضی­ها را هم می­شناسم که به همین دلیل شرکت نکردند. ظاهراً مجلس که تصمیم داشته فقط رؤسای مجلس سخنران باشند، با این پیشنهاد مخالفت کرده و به این دلیل رییس جمهور شرکت نکرده است. باید این روایت درستی باشد؛ چون وقتی رییس دفتر مقام معظم رهبری که معمولاً به نمایندگی از ایشان در جلسات شرکت می­کند در جلسه بوده­اند و اعضای همراه آقای رییس جمهور مثل آقای الهام نیز در جلسه بوده­اند دلایل سیاسی که خانم الهام بر شمرده­اند درست نیست و بحث شرکت مخالفان دلیل عدم شرکت نبوده است. اگر اجازه­ی سخنرانی به آقای احمدی­نژاد می­دادند حتماً شرکت می­کردند و لابد کلی هم از این کار تعریف می­کردند.

۲. وقتی اصلاح طلبان کاندیدا برای ریاست جمهوری دارند و امکان رأی­آوری هم بنا به نظرسنجی­های متعدد دارند، طبیعی است که راه حل سوم یعنی رییس جمهوری غیر آقای احمدی نژاد و غیر اصلاح­طلب از سوی اصول­گرایان برای نیامدن کاندیدای اصلاح­طلب مطرح می­شود. مبتکر این طرح هم در ابتدا آقای ناطق نوری بودند که حداقل من در جریانم که مستقیماً آن را با آقای خاتمی در میان گذاشته­اند و خبر آن هم به نوعی اعلام شد. این که بعداً از این طرح کنار کشیده­اند هم دلایل خاص خودش را دارد. کاش کارگزاران هم در جلسه­ی حزبی خود این طرح را مورد قبول قرار نمی­دادند تا اصول­گرایان یا همه یک­پارچه پشت سر آقای احمدی­نژاد قرار گیرند و یا در برابر افکار عمومی که به نظر می­رسد خواستار تغییر در ریاست جمهوری آینده هستند، فرد دیگری را معرفی نمایند که در هر دو صورت شانس اصلاح­طلبان را برای پیروزی افزایش می­دهد.

۳. این که همیشه اصول­گرایان از وحدت حرف می­زدند و یک­دست بودن حاکمیت در سطوح اجرایی و قضایی و تقنینی را بزرگ­ترین دستاورد خود می­دانستند، امروز این طور از هم پاشیده و در برابر یکدیگر قرار گرفته­اند، از یک سو نشان می­دهد که باید همه­ی نیروها در کار اداره­ی کشور باشند و از سوی دیگر این که واقعاً بسیاری از اصول­گرایان نمی­توانند از عملکرد این دولت حمایت کنند و می­خواهند خود اپوزسیون احمدی­نژادی باشد که همه­شان در ابتدا با او همراه بودند. این را جامعه نیز درک می­کند و به همین دلیل می­شود تأیید کرد که همایش مجلس هم یک کار انتخاباتی اصول­گرایان بوده است و اثری در به نفع آنان نخواهد داشت. چه خوب است که صادقانه همه­ی اصول­گرایان در انتخابات آینده پشت سر آقای احمدی­نژاد قرار گیرند تا با دو قطبی شدن انتخابات آینده نظر واقعی مردم مشخص شود.

 

۲۲ آذر ۱۳۸۷
عدالت محوری در دولت الکترونیک

 

تا به حال چه در دوره­ی آقای خاتمی و چه در دوره­ی آقای احمدی­نژاد پول زیادی صرف دولت الکترونیک شده است؛ اما در عمل هنوز خیلی با دولت الکترونیک فاصله داریم. مهم­ترین خصوصیت دولت الکترونیک اجرای عدالت و دوری از پارتی بازی است. ماشین نه آقازاده می­شناسد و نه خوشگل را به زشت ترجیح می­دهد و نه رشوه قبول می­کند. شاید به دلیل این که در دولت الکترونیک این اتفاقات نامطلوب صورت می­پذیرد، دست­اندرکاران ترجیح می­دهند هم­چنان در دوران راه اندازی دولت الکترونیک بودجه مصرف کنند. عدالت محوری تنها در سایه­ی دولت الکترونیک فراگیر امکان­پذیر است.

 

۲۱ آذر ۱۳۸۷
چلچراغی‌ها و وب‌نوشت

 

آقای عموزاده‌ی خلیلی رئیس مجله‌ی چلچراغ برای سالگرد وب‌نوشت مطلبی نوشته. نه برای تعریفی که از وبلاگم کرده، بلکه انتشار سری جدید چلچراغ را بهانه می‌کنم تا از تلاششان برای راه‌اندازی مجدد چلچراغ  تشکر کرده باشم.

گاهی اتفاق‌ها نرم‌اند، مثل یک جریان آبرفتی آرام در ژرفای یک اقیانوس که می‌تواند آرام باشد یا نباشد. نمی‌دانم چرا، اما همیشه خیال کرده‌ام اتفاق‌های نرم و بی‌صدا ماندنی‌ترند از حادثه‌های پرهیاهو. در عمق موج‌هایی که در سطح هوهو می‌کشند و هیاهو می‌کنند و شتک به ابرها می‌زنند؛ آن جریان آبرفتی نرم کار خود را می‌کند. با آرام‌ترین بوسه بر پیکره مرجان‌ها و ماهی‌ها و عروس‌های دریایی، رسانه‌های دنیای جدید هم شاید از این دست‌اند که برخی پرهیاهویند و پرصدا و کم‌اثر و از یادرفتنی به گذر هفته‌ای و برخی خاموش، عمیق؛ بی‌ادعا و به یادماندنی تا فراسوی زمان. «وب‌نوشت» که این روزها سالگشت میلادش است، خیال می‌کنم از همین دسته است. از این دسته دوم که بی‌هلهله متولد شده‌اند، بی‌هیاهو پاگرفته‌اند و بی‌ادعا در ژرفا با جان مرجان‌ها و ماهی‌ها آمیخته‌اند. نویسنده وب‌نوشت‌ها وقتی می‌گوید در سال‌های نخست، رئالیسم آرام و بی‌ریای نوشته‌ها و عکس‌هایش برخی از دوستان و غیردوستان را برمی‌آشفته است، ولی در این روزها، از پس عمری شش‌ساله بسیاری با اشتیاق چشم به آن دارند که در قاب تارنمای ابطحی دیده شوند، نشان از حقیقتی پنهان دارد. این تغییر فهم آرام مرا به یاد دوستی می‌اندازد که می‌گفت جلد مجله تایم امروز آنقدر اهمیت دارد که بسیاری از چهره‌های مشهور جهان در بیان سوابق خود با افتخار یه یکی دو باری که روی جلد مجله تایم رفته‌اند اشاره می‌کنند. نمی‌خواهم مقایسه کرده باشم، اما برای من شوق‌آور است که در مدیوم فضای وب و در اشل ایرانی‌اش اینجا و آنجا بشنوم وب‌نوشت به آهستگی، همچون جریانی آب‌رفتی آرام به یک نرم تبدیل شده است به این نرم که اگر کسی اسم و عکس و خبرش در قاب وب‌نوشت رفته باشد حق دارد سر ذوق بیاید و خرسند شود از این منزلت خاموش رسانه‌ای که بی‌مزد و منت یافته است.

باز هم ممنونم از آقای عموزاده و متشکرم که همچنان چلچراغ را منتشر می‌کنند.

 

8 4        ۱   ۲    ۳       3  7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.