۱۰ آذر ۱۳۸۵
قرار انتخاباتی وبلاگنویسان

 

چند روز پیش حنیف مزروعی را دیدم. از تلاش وبلاگنویسان برای انتخابات شوراها خبر میداد؛ خیلی هم پر شور. یاد دو سال پیش افتادم که نیروی انتظامی آن روز وبلاگ نویسان را دستگیر کرده بود و حنیف هم یکی از آنان بود. باشجاعت زیادی از هیأت نظارت بر قانون اساسی او و چند تا از دوستانش وقت گرفتند و آمدند از همه ی شکنجه ها و مصایبی که برای امر اینترنت کشیده بودند حرف زدند. چنانچه شنیده ام بیشتر آن گروه وبلاگ نویسان که در آن ماجرا دستگیر شدند، اکنون در خارج از کشورند. اما حنیف با همان شور قبل از زندان هنوز دنبال انتخابات بود. میگفت باید در این انتخابات ببریم تا روحیه ی جوانان وطن مان برگردد و به آینده امیدوار باشند. مهمترین مشکل همه ی بچه ها، محل برگزاری است. همه جا تحت اختیار دولت و طبعاً وقتی برای جلسه اصلاح طلبان تقاضایی میرود، اعلام میکنند سالن رزرو است. دیروز خبر داد که با کمک ستاد توانسته یک سالن ۱۵۰ نفری در هتل درسا واقع در خیابان انقلاب نبش خیابان فرصت را برای روز چهارشنبه آینده از ساعت ۱۷ تا ۱۹ برنامه بگذارند. احمد مسجد جامعی، خانم ابتکار، دکتر محمد علی نجفی، پیروز حناچی، خانم اعظم نوری، و شهاب طباطبائی که خودش هم وبلاگ نویس است و همه جزء کاندیدا های لیست ائتلاف اصلاح طلبان برای شورای شهر تهران هستند در این جلسه شرکت میکنند. من هم نوشتم که فرصتی باشد تا شماهایی که وبلاگ دارید هم تا آن روز هم بنویسید و هم برنامه خودتان را برای حضور تنظیم کنید. شاید در شرایط فعلی قویترین امکان رسانه ای که در اختیار ماست، همین وبلاگها باشد؛ شاید بد نباشد در اینجا یادداشت من را که آن روزها در مورد زندان حنیف و بر وبچه های دیگر نوشتم و در پی آن سایت من مورد هجوم هک خودی شد و اسم وبنوشت دزدیده و وبلاگ من وبنوشته ها شد را بخوانید.

 

۰۹ آذر ۱۳۸۵
شوک رسانه ای محافظه کاران و ائتلاف اصلاح طلبان

 

دیروز که لیست ائتلافی اصلاح طلبان برای انتخابات شوراها اعلام شد، با اینکه خبر مهمی بود ولی حتی در میان دوستان اصلاح طلب تصور نمیرفت که اینقدر برای جناح محافظه کار این ائتلاف تلخ و سخت باشد. این را میشد از نحوه برخورد رسانه ای آنان با لیست اصلاح طلبان فهمید. دیشب بعد از مصاحبه ی آقای حاجی به عنوان رئیس ستاد انتخاباتی اصلاح طلبان و اعلام نهائی شدن لیست و مصاحبه ی آقای زمانی از سوی حزب اعتماد ملی و تأیید همان لیست که طبیعتاً مهترین خبر انتخاباتی تلقی میشود، بسته خبری انتخاباتی بخش معروف ۲۰:۳۰ اصلاً به آن اشاره نکرد. سایت های محافظه کار هم در گیجی کامل به جای اشاره به این خبر به سرعت یکی دو نفر را پیدا کردند که بگویند اینها از اصلاح طلبان هستند و لیست ائتلافی را قبول ندارند. کیهان یک جمله از مصاحبه چند روز پیش آقای حاجی را پیدا کرد و آن را تیتر کرد. روزنامه های  دیگر محافظه کار هم که ماشاالله تعدادشان روز به روز بیشتر میشود یا سکوت کردند و یا فقط انتخابات خبرگان را پوشش دادند. این کار رسانه ای خبر خوشی برای اصلاح طلبان تلقی میشود. معلوم شد که چه هوشمندانه این ائتلاف صورت گرفته است. در این کمبود رسانه ای، روزنامه های معدود اصلاح طلبان و سایتهای خبری شان و نیز بروبچه های وبلاگ نویس خوبست به اهمیت شرایط استراتژیک سیاسی فعلی توجه کنند و ائتلاف رسانه ای برای تبلیغ این ائتلاف ایجاد نمایند؛ حتی اگر گمان میکنند که کسان بهتری از این افراد میتوانستند کاندیدا شوند. در این مرحله آنچه پر اهمیت است، وحدت و یکپارچگی است. فکر میکنم مسائل یکساله ی گذشته، در خیلی ها این ظرفیت را به وجود آورده باشد که به جای اندیشیدن به خود و حزب خود و یا درگیر شدن به توقعات غیر واقعی، هوشمندانه شرایط تعیین کننده ی فعلی را مد نظر قرار دهند.

 

۰۸ آذر ۱۳۸۵
بزرگان و لیست های انتخاباتی

 

دیروز ائتلاف اصلاح طلبان با همراهی حزب اعتماد ملی لیست واحد خود را برای شوراها قطعی کردند. خبر شیرینی بود که فعالان سیاسی و علاقه مندان به سرنوشت اصلاحات و مخالفان سیاست های موجود را خوشحال کرد. بعد از این که این ائتلاف قطعی شد، با آقای موسوی لاری که نقش زیادی در ساماندهی ائتلاف داشت تلفنی صحبت می کردم. مسیر سختی طی شده ولی خوشبختانه به نتیجه رسید. بعد از کلی رد و بدل کردن اخبار صحبت از اخبار ویژه ی کیهان دیروز شد. کیهان به نقل از یکی از سایت ها گزارش داده بود که بزرگان جبهه ی اصلاح طلب به ستاد ائتلاف رفت و آمد نمی کنند و افراد دست دوم در ستاد ائتلاف مشغولند. این خبر ویژه ی کیهان مصادف شد با به نتیجه رسیدن ائتلاف. به شوخی گفتم ماشاالله به قدرت اصلاح طلبان. نفرات اصلی شرکت نکردند و به ائتلاف صد در صدی رسیدند؛ اگر نفرات اصلی می آمدند که الله اکبر! در مقابل از جبهه ی اصولگرایان که همه ی ارکان قدرت را در اختیار دارند خبر می رسد که بزرگان آنان مرتب جلسه دارند ولی به نتیجه نمی رسند. یاد طنز دوران دولت افتادم؛ یک بار در جلسه ای که وزیران و معاونان آنها حضور داشتند یکی از معاونان وزیر گفت وقتی آقای وزیر نیستند کارها بهتر پیش می رود. یکی دیگر هم گفت اتفاقاً مدیران کل هم در مورد معاونان وزیر این نظریه را دارند. حالا هم به اصول گرایان توصیه می شود که از ورود بزرگان احزاب به ستادها تا اطلاع ثانوی جلوگیری کنند، شاید به نتیجه برسند. گذشته از همه ی این شوخی ها، از همه کسانی که برای ائتلاف اصلاح طلبان تلاش کردند باید تشکر کرد.

 

۰۷ آذر ۱۳۸۵
پیروزی اپوزسیون در بحرین

 

اوائل امسال همراه آقای خاتمی رفته بودیم بحرین. با این که مهمان پادشاه آنجا بودیم گروه رسمی اپوزسیون تقاضای ملاقات داشتند و در همان قصر ریاست جمهوری به دیدن آقای خاتمی آمدند. این که گروه رسمی اپوزسیون در یک حکومت شاهنشاهی به این راحتی در قصر حکومتی به دیدن رئیس جمهور سابق کشور دیگری می رفت، جالب بود. در آن جا بحث شرکت در انتخابات بود. دور قبل اپوزسیون در انتخابات مجلس شرکت نکرده بود و حکومت هم در برابر اعتراض آنها می گفت که ما آزادی دادیم، شما خودتان در انتخابات شرکت نکردید. در آن جلسه رهبران حزب وفاق، که اپوزسیون رسمی بودند، آماده ی شرکت در انتخابات بودند ولی نگران افراد تندی بودند که می گفتند اگر در انتخابات شرکت کنیم به معنای پذیرش حکومت است! البته برای بعد از انتخابات هم پیشنهادی برای مردم نداشتند، حکومت هم خیلی از این عدم حضور راضی بود. امسال تصمیم گرفتند که در انتخابات شرکت کنند. چند روز پیش نتائج انتخابات معلوم شد. اپوزسیون اکثریت پارلمان را به دست آورد. شیخ علی سلمان رهبر آنهاست. طلبه ی بسیار باهوشی است و خیلی ها آنجا به او می گفتند خاتمیِ بحرین. او توانست مردم را بسیج کند و از راه قانونی در قدرت سیهم شود.

بحرین کوچک ترین کشور خلیج فارس است اما پذیرش این نوع دموکراسی خیلی جالب است. پادشاه آنجا هم در برابر خود، جریانات تند روئی دارد که خیلی علاقه مند به سرکوب اپوزسیون هستند.

تأثیر دوران اصلاحات ایران در آن جا حسابی مشهود است. خوبی رهبران شیعه کشورهایی مثل عراق و بحرین این است که تجربه ی ۲۷ ساله جمهوری اسلامی را در مقابل دارند؛ از نکات خوب آن بهره می برند و از نقاط منفی آن پرهیز می کنند.

 

۰۶ آذر ۱۳۸۵
سایت انتخاباتی شهر فردا

 

با آقای محمد قوچانی، سردبیر مرحوم روزنامه ی شرق صحبت می کردم. می گفت تعدادی از بر و بچه ها را برای ایام انتخابات جمع کرده و سایت اطلاع رسانی برای ارائه ی اخبار انتخاباتی اصلاح طلبان را راه اندازی کرده است. اسمش را هم گذاشته شهر فردا. دستش درد نکند. حالا که همه منافذ اطلاع رسانی یکی پس از دیگری از اصلاح طلبان به خصوص در آستانه ی انتخابات گرفته می شود، همین قدر اطلاع رسانی هم نعمت بزرگی است. خبرها از وحدت امیدوار کننده ای بین اصلاح طلبان حکایت دارد. این واقعیت همان چیزی است که رسانه های رسمی جناح محافظه کار به شدت از آن ناراحتند. این روزها تا خبرگزاری های وابسته به محافظه کاران به هر یک از ماها زنگ می زنند، اول یک متن کامل را به عنوان سؤال مطرح می کنند: با توجه به اختلاف شدید جناح اصلاح طلب که به ۳ دسته تقسیم شده اند، نظر شما چیست؟ هر جوابی هم که بدهیم سؤال آنها مهمتر از پاسخ ماها درج می شود. البته غضنفرها هم خوراک روزانه برای آنها آماده دارند. در هر حال مهمترین تلاش جریانات محافظه کار که قدرت را در دست دارند این بود که اصلاح طلبان در آستانه ی انتخابات رسانه نداشته باشند. در این وادی بی رسانه ای، کار دوستان خوبم در راه اندازی سایت خبری شهر فردا جای تقدیر دارد. خیلی از مردم فهمیده اند که در انتخابات شوراها مهم رأی آوردن مجدد اصلاحات و رأی نیاوردن محافظه کاران است و اسامی افراد خیلی تفاوت ندارد. احزاب سیاسی هم اگر چه عقب تر از مردمند ولی خوشبختانه این را فهمیده اند. فکر کنم نتائج خیر و خبرهای خوش آن در روزهای آینده به اطلاع مردم برسد.

 

۰۵ آذر ۱۳۸۵
مصباح زاده، بنیانگذار کیهان

 

از آن جا که در وقت درگذشت افراد، معمولاً از خوبی های زندگی آنان یاد می شود، نمی توان نقش مهم مصباح زاده، بنیانگذار کیهان در ایجاد یک رسانه ی ماندگار و پر سابقه را نادیده گرفت. اصل این که در کشوری با تاریخ و فرهنگ غنی مثل ایران در ۶۴ سال پیش رسانه مکتوب راه اندازی شده است، قابل تقدیر ملی است.

کیهان پس از روزنامه ی اطلاعات راه اندازی شد. چنانچه می گویند هدف از راه اندازی کیهان تحت پوشش قرار دادن جریانات روشنفکرتر و حتی چپ های آن روز بود که احساس داشتن رسانه در چارچوب های پر سانسور رژیم گذشته نمایند. کیهان آن روز در این راه تا حدودی هم توفیق پیدا کرد. بعد از انفلاب هم کیهان دو دوره ی کاملاً متفاوت را طی کرد. سالهای زیادی سید محمد خاتمی، رئیس کیهان بود. این دوران، کیهان سخنگوی جریانات روشنفکری اسلامی بود که به تناسب شرایط انقلابی سالهای اولیه ی انقلاب، مخلوطی از انقلابیگری و روشنفکری دینی بود که به صورت جدی تحجر و واپسگرایی را نفی می کرد. بعد از آن حسین شریعتمداری از اردوگاه محافظه کاران با نگاه شبه امنیتی به مقوله ی فرهنگ مدیر کیهان شد که بیش از رسالت اطلاع رسانی، وظیفه ی مدیریت نبرد فرهنگی علیه آنان که نمی پسندید را به دوش می کشید. سبک کیهان در حوزه ی سیاست به یک روش تبدیل شد که بعد از تسلط دولت محافظه کار جدید روزنامه هایی مثل ایران، همشهری و جوان هم به سرعت مسیر کیهانیزه شدن را طی می کنند. اگر چه نمی توان تفاوت های جدی مصباح زاده، خاتمی و شریعتمداری را انکار کرد، ولی همه ی این ها با روش های گوناگونی که دارند در کیهانی کار کردند که بنیانگذار آن مصباح زاده بود.

 

۰۴ آذر ۱۳۸۵
تولد وب نوشته ها

 

از دیروز دوستان زیادی برای سالگرد وب نوشت تبریک گفتند؛ از همه ی آنان ممنونم. چندی پیش از خوانندگان وب نوشت پرسیده بودم که در مورد تغییرات جدید چه نظری دارند؛ اکثر آنها گفته بودند شکل سایت تغییر پیدا نکند چرا که سه سال است که به آن عادت کرده ایم و این خود سرمایه ای برای سایت است. لذا در سومین سالگرد، تغییرات اندکی در سایت به وجود آمده است:

بخش جدیدی به نام "پی نوشت" اضافه شده که اشارات کوتاهی به مناسبتها در آن خواهد رفت.

لینک عربی مطالب سایت از این پس فعال نخواهد بود؛ اما مطالب همچنان به زبان انگلیسی ترجمه می شوند و در بخش انگلیسی در اختیار خوانندگان قرار می گیرند.

از این پس این امکان داده شده که بتوانید عکس های روزهای قبل را نیز در همان صفحه ی اول وبلاگ ببینید.

ضمناً آدرس rss سایت نیز از این پس این خواهد بود: http://www.webneveshteha.com/rss.asp

بخش نظرات همچنان فعال است و می توانید در آن دیدگاه ها و نظرات خود را اعلام کنید.

در نهایت؛ از سایت ها و وبلاگ هایی که به مناسبت تولد سایتم مطلب نوشته اند، به خصوص از روزنامه های اعتماد ملی و آینده نو نیز تشکر می کنم.

 

۰۳ آذر ۱۳۸۵
چهارمین سالگرد وبنوشته ها

 

فردا آغاز چهارمین سال وبلاگ نویسی من است. وبنوشته ها امروز سه ساله می شود. در طول این سه سال مهمترین کاری که کردم این بود که هر روز نوشتم. خودم هم باورم نمی شد بتوانم جز ۷ روزی که سایتم به خاطر حمایت از وبلاگ نویسان زندانی هک خودی شد، همه ی ایام این سه سال، بی یک روز تعطیلی بنویسم. اصلاً اعتقاد ندارم که حرفهای مهمی نوشتم یا نوشته هایم خوب و یا حتی متوسط بود؛ ولی همین که در روزهای متفاوت، چه آن موقع که عضو کابینه ی دولت خاتمی بودم و چه دورانی که مشاور رئیس جمهور بودم و چه این مدت که کار رسمی ندارم، دست از نوشتن برنداشتم باعث خوشحالی من است. باور کنید اصلی ترین مشوّق من، شماها بودید که هیچ وقت تنهایم نگذاشتید. همیشه سری به آمار بازدیدکنندگان می زنم. سال گذشته هر روز بالای ۲۰ هزار خواننده داشتم. سایتی که لینک ندارد، تنها عامل مراجعه به آن لطف خوانندگان به نوشته های صاحب سایت است. همین شرمنده ام می کرد. نوشتن کار سختی نیست، ولی وقتی می دانم بیشتر تأثیرگذاران داخلی و حتی اپوزیسیون های رنگارنگ خارجی و خیلی از خبرگزاری ها سایت را می خوانند، با حساسیت هم می خوانند و در بسیاری از موارد عکس العمل مثبت و یا منفی و احیاناً تهدیدآمیز هم نشان می دهند، کار نوشتن البته خیلی سخت می شود. گمانم بر این است که اگر چه عمدتاً آهسته رفتم ولی در خط و مسیر فکری ام ثابت ماندم. از تک تک شماها که خواننده ی وبلاگم بودید، از عمق جان تشکر می کنم. همواره سعی کردم تا حد امکان سوژه هایی بنویسم که برای سربلندی و آزادی مردم ایران مفید باشد. در کنار تشکر از همه دوستانی که لطف کرده اند باید از همه ی مخالفان نیز نام ببرم. خیلی ها علیه من نوشتند، تهمت زدند، نقد غیر منصفانه کردند و خیلی ها هم که حتی از منافع سایت بهره میبردند همواره آن را نادیده میگرفتند که مبادا هزینه بدهند. آنها هم به رشد کارم کمک کرده اند. سه سال قبل، یکی از اتهامات رایج این بود که من به کار سبک وبلاگ نویسی و عکس گرفتن میپردازم؛ اما خوشحالم که اکنون مسابقه ی مبارکی در همه ی سطوح برای وبلاگ نویسی شروع شده است. به همه ی کسانی هم که به خاطر وبلاگ نویسی رنج و سختی کشیدند ادای احترام دارم. از همه تان همیشه ممنونم.

 

۰۲ آذر ۱۳۸۵
یک سند تاریخی برای اجازه استفاده از رادیو وفیلترینگ های امروزی

 

 

در تاريخ ۲۷/۹/۱۳۱۹ اداره كل شهرباني برگه‌اي صادر كرده است كه ضمن الصاق عكسي بالاي آن، نوشته، به دارنده برگه آقاي سيمون .... اجازه داده مي‌شود  بر طبق درخواستي كه در دفاتر مربوطه بايگانيست، يك دستگاه راديو كنسرت گيرنده كارخانه لينكن شماره ۵۱۱۰۲۶ در منزل خود در تهران بخش ۵ چهارراه مختاري نصب نمايد.

۱) در صورت انتقال راديوي مزبور به اشخاص ديگر؛ انتقال دهنده شهرباني را مطلع نموده و پروانه خود را مسترد دارد.

۲) هرگاه راديو ازحیز انتفاع افتاده و قابل استفاده نباشد دارندگان آن فوراً پروانه را به شهرباني مربوطه تحويل نموده و اگر راديوي جديدي نصب كنند بايد تجديد پروانه شود.

۳) دارندگان راديو در مواقع تغيير محل از شهرستاني به شهرستان ديگر بايد به شهرباني اطلاع دهند كه پروانه آن‌ها در شهرباني مربوطه به ثبت برسد.

كفيل اداره سياسي پاسیار۲ . آريا

                        **********************

 

برای ما البته که سخت بود باور کنیم چنین ستد رسمی در مکاتبات کشور وجود دارد ولی چند روز پيش يكي از دوستانم این سند را برايم ايميل كرد.

وقتی این روزها این حجم گسترده فیلتر ها برخورد میکنم، گمان مي‌برم كساني هستند که آرزو مي‌كنند كاش چنين تسلطي بر مجاري اطلاع‌رساني داشته باشند. چه خوب بود آن بعضي‌ها مي‌فهميدند از آن تاريخ ۶۴ سال گذشته و امروز ديگر نمي‌شود با آن تفكر انديشيد. همچنانکه آنها نتوانستند در مقابل جریان سیل ارتباطات بایستند.

 

۰۱ آذر ۱۳۸۵
مندائی‌ها، دينی در كنار آب روان

 

شايد خيلی‌ها ندانند كه يكی از اديان موجود در ايران مندائيان يا صابئين هستند. ديروز برای اولين بار ما در مؤسسه گفت‌وگوی اديان ميزبان آنان بوديم كه در جلسه‌ای تخصصی رهبران اين دين سخنرانی كردند و به سؤالات شركت‌كنندگان پاسخ دادند. صابئين ايرانی عمدتاً ساكن خوزستان هستند. آن‌ها را نمی‌شود از آب روان جدا كرد. مراسم تعميدشان مهم‌ترين مراسم آنان است كه با آب روان صورت می‌گيرد. به پيامبران از حضرت آدم تا حضرت يحيی اعتقاد دارند. لباس رسمی‌شان پارچه‌ای است از الياف طبيعی به رنگ سفيد كه شامل پنج قسمت است: ۱) برزنقا كه مثل عمامه سيک‌هاست. ۲) نصيفا شالی كه بر روی گردن و دو طرف شخص قرار می‌گيرد. ۳) هميانا كه به دور كمر می‌بندند. ۴) كسويا، به جای پيراهن و ۵) شروا كه به جای شلوار از آن استفاده می‌شود. هر فرد مندائی بايد قبل از تعميد اين لباس را بپوشد. در جلسه امروز آقای چوحيلی رئيس انجمن صابئين مندائی در مورد مراسم دينی مندائيان توضيح داد. بنا به اعتقاد آن‌ها صابئين از اديان موحدند و صاحب كتاب، پيغمبر و خط و زبان هستند. خط صابئين از ۲۳ حرف بی‌نقطه تشكيل شده و هم‌ريشه با زبان‌های عبری و سريانی است. مندائی‌ها از نظر دينی نمی‌توانند با غير از هم‌كيشان خود ازدواج كنند و كسی از خارج دين آن‌ها نيز نمی‌تواند به دينشان وارد گردد. نام كتاب مقدس دينی آن‌ها گنزاربا (صحف آدم) است. بعد از سخنان آقای چوحيلی، آقايان دكتر جلالی مقدم و دكتر عادل شيرالی كه تحقيقات گسترده و فراوانی در مورد اين دين دارند سخنان عالمانه‌ای ارائه كردند. در پايان روحانی سرشناس صابئين آقای عباد فردزاده سخنرانی كرد. در قسمت پرسش و پاسخ، آن‌چه برای حاضران جالب بود، سؤال از آداب و رسوم مندائی‌ها بود. ازدواج، طلاق، مراسم كفن و دفن، نماز، روزه كه بيشتر توسط روحانی مندائی به آن پاسخ گفته شد. در قرآن سه بار نام صابئين آمده است. آرزو داشتند كه اسم آنان در رديف ساير اقليت‌های دينی در قانون اساسی می‌آمد. بيشتر جمعيت صابئين در عراق هستند و بعد از آن در خوزستان ايران؛ ولی مركزيت دينی و فقهی آنان ايران است. به‌خاطر جنگ‌های عراق و مسائل ايران البته در اين دو سه دهه خيلی‌ها مهاجرت كرده‌اند، وخیلی هاشان به استراليا رفته‌اند.  اين‌كه در ايران، مردم اديان گوناگون به خاطر سعه ی صدر تاريخی خود، هم‌زيستی مسالمت آميزی دارند لذت‌بخش است. اگر چه بعضی اقليت‌ها در دوران‌های مختلف رنج‌ها و سختی‌های زيادی هم كشيده‌اند. خوشحالم که برای اولین بار مندائی‌ها دعوت ما را پذيرفتند، و به تهران آمدند و از خودشان گفتند. توضيحات بيشتر را هم میتوانید در اینجا، سايت موسسه گفتگوی ادیان بخوانيد.

 

8   4       ۱    ۲    ۳      3 7
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.