۱۰ آذر ۱۳۸۴
مدرس و دین و سیاست

 

 

امروز سالگرد شهادت مدرس است .خدا رحمتش کند که با شجاعت مثال زدنی وبا اتکا به رای واقعی مردم نماد اعتراض پارلمانی ایران شده است. مدرس جمله ی معروفی در مورد سیاست ودیانت داردکه هریک را عین دیگری میداند.لابد نظر مدرس این بوده که به خاطر سیاست از چارچوبهای دینی که اخلاق هم مصرع بلند دین است نباید خارج شد. اما اینکه جزء سیاست سیاستمداران این باشد که از دین هم استفاده ابزاری کنند حتما زمینه نابودی دین فراهم میگردد. زیراکه سیاست هر روز میتواند تغییر کند وسیاستمدار برای موفقیت مقطعی میتواند رفتارهای متفاوتی داشته باشد ولی دین نمیتواند بطورمقطعی مورد استفاده قرار گیرد واگر چنین شود دین منزوی و مطرود جوامع میشود. من نمیدانم نظر شهید مدرس چه بوده ، ضمن انکه نظر هر غیر معصومی قابل نقد است حتی مدرس.

یاد وخاطره ی این بزرگمرد هوشمند تاریخ سیاسی ایران گرامی باد.

۰۹ آذر ۱۳۸۴
گزارش از سفر سه روزه خاتمی به اسپانیا

 

آقای خاتمی دیروز به سفر سه روزه خود به اسپانیا پایان داد. اسپانیا و ترکیه سال گذشته طرحی به عنوان ائتلاف تمدن ها به سازمان ملل ارائه کرده بودند و دبیر کل سازمان ملل 18 نفر از شخصیت های معروف جهان را برای پی گیری این طرح برگزید که آقای خاتمی یکی از آنان بود و ایشان صرفا به عنوان یک شخصیت فرهنگی جهانی به این سفر رفته بود. اولین جلسه گروه در شهر پالمایورکای اسپانیا برگزار می شد. وقتی این طرح ارائه شد گمان می رفت که در تقابل با طرح گفتگوی تمدن ها ارائه شده است. دوست خوبم آقای صادق خرازی تنها همراه آقای خاتمی در این سفر بود. او می گفت روز یکشنبه در جلسه افتتاحیه نمایندگان ترکیه و اسپانیا به عنوان طراحان ائتلاف تمدن ها وقتی صحبت کرده بودند اسمی از گفتگوی تمدن ها و آقای خاتمی نیاوردند. بعد از آنها آقای خاتمی در افتتاحیه سخنرانی کرده بود و گفته بود که در دنیای فعلی گفتگوی تمدنها کار دشواری است و دشوارتر از آن ائتلاف تمدن هاست؛ و برداشت انتزاعی از جهان اسلام و دنیای غرب اشتباه است. اول باید در یک دیالوگ سازنده آنها همدیگر را آنچنانکه هستند بشناسند تا بتوانند ائتلاف کنند. این حرف که مبنای دیدگاه گفتگوی تمدنها نیز هست، بعد از سخنرانی آقای خاتمی محور بحث های همه شده بود و سایر سخنرانان بخشی از صحبتهای خود را به نظریه گفتگوی ادیان و طرح آقای خاتمی اختصاص دادند. مایور رئیس سابق یونسکو و اقبال رضا نماینده ویژه دبیر کل هم در سخنان خود گفته بودند که فکر گفتگوی تمدن ها آقای خاتمی را باید به عنوان مقدمه ائتلاف تمدن ها پذیرفت. به همین دلیل در قطعنامه پایانی اجلاس ضمن اشاره به موضوع گفتگوی تمدن ها و آوردن اسم آقای خاتمی به عنوان طراح این ایده آمده است که ائتلاف تمدن ها در رقابت با گفتگوی تمدن ها نیست و همه مصوبات سازمان ملل و یونسکو در مورد ایده گفتگوی تمدن ها باید عملی شود. روز دوشنبه تمام وقت و سه شنبه تا ظهر که جلسه ادامه داشت خاتمی به عنوان چهره فرهنگی مقبول جهانی در جلسات مشارکت فعال داشت. قرار بر این است که این هیأت تا سال آینده 4 جلسه داشته باشند و نیمه دوم سال 2006 گزارش خود را به دبیر کل ارائه نمایند. صادق خرازی می گفت ستاره اجلاس که مورد توجه ویژه همه اعضا و رسانه ها قرار داشت آقای خاتمی بود و به عنوان صاحب نظریه مدارا و گفتگو مورد احترام ویژه قرار داشت. در سالن فرودگاه تهران و در داخل هواپیما آقای خاتمی که با دو نفر همراه سفر کرده بود مورد لطف و ابراز علاقه فراوان مردم قرار گرفته بود.

امروز آقای خاتمی برای مشارکت در کنفرانس معروف «کلمه سواء» و سخنرانی در مرکز علمی انطلیاس در یک سفر 4 روزه عازم لبنان شده است.

 

۰۸ آذر ۱۳۸۴
زندگي در خارج از کشور

 

شايد خيلي از جوانان داخل کشور وقتي به زندگي دوستان و خويشان و يا ساير کساني که در خارج از کشور هستند می نگرند، آن را يک زندگي راحت و خارج نشينان را فارغ از هر مشکلي مي­پندارند و احياناً آن ها که نمي­توانند اين مسير را طي کنند به خارج نشينان با نگاهي همراه با  حسرت و یا کينه مي­نگرند.

در حالي که بايد به مشکلات آنان نيز توجه کرد. شايد چند ماه اول زندگي در خارج، جاذبه­هاي مختلفي براي افراد داشته باشد. اما وقتي دوري­ها آغاز مي­شود، وقتي که در خيابان، مدرسه، دانشگاه بايد پاسخ چيزهايي را بدهند که به آن­ها مربوط نيست، وقتي احساس مي­کنند اين جا خانه­ي آن ها نيست و کساني که در خيابان، اتوبوس، فروشگاه او را مي­بينند به عنوان يک خارجي که آمده امکانات آنان را بگيرد نگاه مي­کنند و وقتي براي گذران روزگار بايد اذیت شوند نماي سخت زندگي در خارج از کشور رخ مي­نمايد.

من نه خارج بودن را بد مي­دانم و نه خوب. اما مي­خواهم بگويم که آن ها که به هر دليل، به اختيار يا به اجبار در خارج از کشور زندگي مي­کنند نيز مشکلات فراواني دارند و بايد مشکلات آنان را درک کرد.

اصلي­ترين مشکل آرزو داران زندگی در خارج را هم در احساس عدم امنيت­هاي مختلف مي­دانم. حتي اگر امکانات گوناگون آنان از خارج نشينان بيشتر باشد اما «احساس» عدم امنيت که از عدم امنیت بدتر است، آرامش را مي­گيرد و آرامش مهم­ترين عنصر راحت زندگي کردن است.

در نهايت بايد همه بتوانيم مشکلات يکديگر را درک کنيم و به يکديگر نگاه کينه توزانه نکنيم. نه بودن در ايران ارزش است و نه بودن در خارج از ايران.

 

۰۷ آذر ۱۳۸۴
هاله نور واحمدی نژادو اطرافیان متملق

 

چند روزی بود میخواندم که رئیس جمهور ادعا کرده در موقع سخنرانی در سازمان ملل در هاله ای از نور بوده است . باور نمیکردم یا لااقل گمان میکردم مبالغه شده . دیشب در کمال ناباوری فیلم منتشر شده و مستند از ملاقات آقای احمدی نژاد و آیه الله جوادی آملی را در سایت بازتاب دیدم . دو نکته بیش از سایر مسایل برایم عجیب بود: 1- ادعای یکی از اطرافیان ایشان که هاله ای از نور دور سر رئیس جمهور دیده شده است .اگر منظور از این نور امام زمان باشد که در روایات و آموزه های دینی این ادعاها مثل ادعای تعیین وقت ظهور و یا ارتباط مستقیم و مستمر با امام زمان  مردود دانسته شده و مدعیان را دروغگو و فریبکار معرفی کرده اند.کاش آقای رئیس جمهور به جای شنیدن این حرفهای توهم زا از اطرافیان و نقل آن برای انسان بزرگی مثل جوادی آملی مثل ابوذرغفاری بر دهان همراه متملق خود که ادعا کرده احمدی نژاد در هاله ای از نور بوده  خاک میریخت تا با این ادعاها هم رئیس جمهور محترم را دچار توهم نکند و هم اعتقادات مردم به امام زمان را خدشه دار نکند. اگر به هر دلیلی رئیس جمهور مثل سایر روسای جمهور در اداره کشور دچار مشکلات عادی شد وکمبودی به وجود آمد با این نسبتی که بین آقای احمدی نژاد و امام زمان میسازند  اعتقاد به امام زمان را خدشه دار مینمایند. تاکی مقدسات دینی باید هزینه افراد شود. خدارا به مقدسات مردم رحم کنید. دوم آنکه طبعا رئیس جمهور کشور بزرگی مثل ایران و در شرایطی که همه دنیا منتظر شنیدن طرح جدید هسته ای ایران بودند مورد توجه قرارمیگیرد و به سخنان رئیس جمهور گوش میدهند . این نیازی به قدرت معنوی ندارد .امری کاملا طبیعی بوده ولی اینکه رئیس جمهور ایران این مطلب را شخصا برای مرجع تقلیدی با آب وتاب توضیح میدهد خلاف شان مردم ایران و ریاست جمهوری این کشور است.

 

۰۶ آذر ۱۳۸۴
امام صادق (ع) و سید حمیری

 

سید حمیری یکی از شاعران نام آور بود. وقتی عموی حضرت صادق علیه السلام به شهادت رسیده بود، یکی از یاران، شعر سید حمیری را برای حضرت خواند. امام صادق فرمودند خدا او را رحمت کند. ظاهر بینی از اصحاب گفت سید حمیری شرابخواری حرفه ای بوده. امام فرمودند می دانم، ولی خدا بزرگتر از آنست که هنرمند شاعری که در محبت علی چنین نکو می سراید را نیامرزد.

الغدیر. جلد دوم. صفحه 318

 

فردا، سالروز شهادت امام صادق، رئیس مذهب جعفری را به علاقه مندان آن بزرگوار تسلیت می گویم.

 

۰۵ آذر ۱۳۸۴
رئیس دانشگاه تهران

 

نزدیکان رئیس جمهور می گویند ایشان در ابتدای مسئولیت خود به وزیر علوم گفته است که رؤسای چند دانشگاه را ایشان شخصا بر می گزیند. راست و دروغش گردن آنها که می گویند. به ما هم ربطی ندارد ولی امروز شنیدم یکی از روحانیون به سمت ریاست دانشگاه تهران برگزیده شده است. نصب یک روحانی به ریاست دانشگاه تهران نه تنها خدمتی به دین و روحانیت نیست که این نهاد را بیش از گذشته در چشم مردم آسیب پذیر می کند. این همه شخصیت دانشگاهی در کشور هستند و گرایشهای مختلفی هم دارند. مثلا همکاران و همفکران خود آقای احمدی نژاد در دانشگاه! چرا باید با انتصاب یک روحانی ی ارتباط با دانشگاه به بحث تمامیت خواهی روحانیون دامن زد؟

                                *****

ممیز، از شخصیت های بزرگ هنری کشور بود. گرافیک ایران و دل نوازی نشریات و کتابهای ایرانی همواره یاد ممیز را زنده نگه خواهند داشت. پاسداشت بزرگان و پیش کسوتان حرمت گذاری به تاریخ کشور پر افتخارمان هست. یادش گرامی و روحش متعالی.                

                                  *****

 از دیروز تبریک های زیادی به مناسبت آغاز سومین سال وب نوشت دریافت کردم. چه با ایمیل، چه با sms و تلفن و چه حضوری. از همه شون ممنونم.

 

۰۴ آذر ۱۳۸۴
وب نوشت دو ساله شد

 

دیروز وب نوشت دو ساله شد. دو سال تمام هر روز نوشتم و باشما حرف زدم. از همه چیز گفتم و پای صحبت شما نشستم. از وقتی معاون رئیس جمهوری بودم کارم را شروع کردم. بعد شدم مشاور رئیس جمهور ادامه دادم و بعد هم به عنوان یک عضو از جامعه ایرانی همچنان نوشتم. در آغاز سومین سال وبلاگنویسی چند نکته را متذکر می شوم:

1_تجربه وبلاگنویسی بهترین تجربه عمر من بود. ارتباط صمیمانه، ایمیل های محبت آمیز، شنیدن حرفهای مردم به صورت مستقیم، حتی خواندن و شنیدن فحاشی های جناحهای سیاسی و یا افراد عادی عبرت آموز بود. از همه تون ممنونم.

2_بخش کامنت ها را که از پارسال شروع شد، کم کم تبدیل به یک اطاق اظهار نظر شد. اینجا سایت شخصی من بود و با مسئولیت من. خیلی از نوشته ها که عمدتا بدون اسم و عنوان بود را نمی شد پابلیش کرد. در نظر آن عزیزان سانسور چی نام گرفتم. با تعبیر آن که شماها سر و ته یک کرباسید و سانسور می کنید هم خیلی رو به رو شدم. در همین جا از همه آنان عذر خواهی می کنم. یقین دارم درکم خواهند کرد. باز هم از کامنت های شما استقبال می کنم و می دانید که منتشر کردن هر روز و احیانا جواب دادن به آنها وقت زیادی می گیرد.

3_رسانه های جهانی و داخلی در این دو ساله از وب نوشت گزارش های زیادی تهیه کردند. بسیاری از وبلاگ های ایرانی هم لینک دادند. در موارد فراوانی مطلب وب نوشت را در سایتهایشان نقل کردند و یا در سخنرانی ها و مصاحبه های وبلاگی از وب نوشت یاد کردند. از همه آنان ممنونم. همچنان از هزاران دوستی که در اورکات، گزگ و کلوب به من افتخار دوستی دادند.

4_پیدا کردن سوژه، با وضعیتی که نوشته های من دارد و باید دهها ملاحظه را در ذهن داشته باشم بسیار سخت است. اگر گاهی نوشته ها مورد پسند شما نیست، شرمنده! اما همواره سعی کرده ام در این دو سال مثل همیشه عمرم آنچه به آن پای بندم را بنویسم، و خود را آنچنانکه هستم معرفی کنم نه بهتر! ای کاش می شد همه این روش را داشتند.

5_روز نوشت من تاریخ نگاری نیست، اما گاهی نمی شود از حوادث روز جدا شد. لذا نمی توان توقع داشت در مورد هر حادثه چیزی بنویسم. همچنانکه ننوشتن در مورد حادثه ای به معنای خاصی نیست. عکس ها هم حتی الامکان ربطی به مطالب ندارد و برداشت سیاسی از ارتباط آنها کار صمیمی نیست!

6_از همه مهمتر تشکر ویژه از خوانندگان است که سایت را تقریبا همواره  حد اقل بالای 15 هزار در روز نگه داشته اند و به 37 هزار هم رسانده اند.

7_ از کسانیکه در طول این دو سال در بخش فنی، اجرایی، و حتی سوژه یابی و تصحیح کمکم کرده اند نیز ممنونم.

در پایان. تو رو خدا کادو نفرستید! مخلص همه تون هستم. و امیدوارم تا سال آینده باز هم هر روز بنویسم و شما هم هر روز لطف کنید و آنرا بخوانید. شاد باشید.

 

۰۳ آذر ۱۳۸۴
به یاد منوچهر آتشی

 

شاعر پر آوازه ایران منوچهر اتشی به عنوان چهره ی ماندگار تاریخ ایران از میان ما رفت . او ماندگار بود اما مخالفتهای ده روزه آخر عمرش اورا ماندگار تر کرد .خدای رحمتش کند.

 

من مرغ آتشم همه پرواز
اينك نشسته ام همه اندوه
چشمم فسرد زين ره متروك
جانم فسرد زين شب مكروه
زين سردخانه قلبم خشكيد
زين خواب ياوه بالم فرسود
آن دود قصه ها كه سرودم
اشكي ز هيچ چشمي نگشود
افسانه ي طلاييم افسوس
با خواب هيچ بوته نياميخت
بس غنچه ي جرقه فشاندم
در گوش هيچ ساقه نياويخت
در پاي من درنگ نياورد
هر سايه خوفناك و نهان رفت
منوچهر آتشی

۰۲ آذر ۱۳۸۴
سقوط سومین وزیر نفت و دلایل سکوت اصلاح طلبان

 

امروز سومین وزیر پیشنهادی نفت آقای احمدی نژاد از محافظه کارترین مجلس، موفق به گرفتن رأی نشد. خوشبختانه جناح اصلاح طلب در یک استراتژی صحیح سکوت کرده است. و از اتهام کار شکنی در مهمترین وزارتخانه کشور دور مانده است .

امروز قسمت کوتاهی از مجلس را در مسیر از رادیو اتومبیلم شنیدم. آقایی که می گفت چفیه بر گردن دارد و آقای احمدی نژاد به وی گفته است فقط برای ما چفیه می اندازید، در مخالفت با آقای تسلطی کاندیدای وزارت  نفت می گفت که یا خود این وزیر و یا خانواده اش به یکی که دل همه ما را در متینگهایش خون کرد و حرفهایی خارج از خط قرمزهای نظام زده رأی داده است. البته اسمی از آقای دکتر معین نیاورد. ولی آقای احمدی نژاد گفت که من اصلاً به کسی کار نداشته ام که در چه ستادی بوده اند و به چه کسی رأی داده است، نماینده دیگری در نطق خودش گفت در مورد استانداران که یا باید رؤسای ستادهای شما بوده باشند و یا حتماً باید یقین حاصل  می شد که طرفدار انتخابانی آقای احمدی نژاد است؛ چه میگوئید؟

این همه را جناح محافظه کار در جلسه امروز گفتند وما شنونده بودیم. وقتی اوضاع چنین است آیا سکوت ما بهترین کار نیست؟

البته هفته پیش مقام رهبری توجه های  فراوانی در مورد همکاری با آقای احمدی نژاد داشتند ولی باز همان جناح محافظه کار که در سالهای قبل بعد از سخنان مهم رهبری بخصوص اگر نقدی از دولت در آن بود ده ها بیانیه می دادند و نماز جمعه ها را فعال می کردند، امروز که تقسیم منافع بداخل حوزه خودشان آمده به روی مبارک نیاوردند. اصلا مگر جناحهای مختلف محافظه کار میتوانند از برکات وزارت نفت چشم پوشی کنند؟

پس باز هم: سکوت جناح اصلاح طلب بهترین استراتژی است.

 

۰۱ آذر ۱۳۸۴
حرفهای آقای خاتمی یعنی چه؟

 

چند روز پیش خبرگزاری جمهوری اسلامی گزارش داد که آقای خاتمی در آلمان و در مصاحبه با آن خبرگزاری گفته، حرفهای آقای احمدی نژاد خواست عمومی مردم ایران است. کیهان و روزنامه های جناح حاکم هم که مدتها بود فراموش کرده بودند فردی به نام خاتمی درایران وجود دارد، این حرف را تیتر یک کردند. باورنمیکردم چنین حرفی زده باشد.

آقای خاتمی را دیروز ندیدم. امروز با مسجد جامعی و دکتر خانیکی و ستاری فر برای جلسه هیأت مدیره گفتگوی تمدن ها رفته بودیم دفترشان. قبل از جلسه من گفتم این بار این حرفهایی که شما زده بودید یعنی چه؟! ابتدا تصور کرد شوخی می کنم. گفتم همین خبری که خبرگزاری داده و از قول شما گفته حرفهای آقای احمدی نژاد  خواست عمومی مردم ایران است. خیلی آقای خاتمی تعجب کرد، خبر را ندیده بود. امکانات اطلاع رسانی در تهران ندارد، چه رسد در سفر. فوری از علی آقا، برادرش خواست که خبر را پیدا کند و برایش بیاورد. مسجد جامعی و ستاری فر و خانیکی هم از کیفیت انتقال این خبر و غیر اخلاقی بودن این حرف درین شرایط حرف زدند. هر چه بیشتر توضیح دادیم چه نقل شده و چه بازتابی داشته بیشتر تعجب میکرد. آقای خاتمی گفت من که در موقع ریاست جمهوری با همه ی مشکلاتش دروغ نگفته بودم چگونه ممکن است چنین حرفی را بر خلاف عقیده ام در این شرایط زده باشم؟ یادآوری کرد که در مورد فلسطین همواره گفته ام که هر چه ملت فلسطین بخواهند، همان باید عملی شود. الان هم نظرم همین است. یادم هست اولین بار که آقای خاتمی طرح رفراندوم را می خواست مطرح کند، همان طرحی که خوشبختانه از طرف رهبری هم به عنوان نظر رسمی جمهوری اسلامی مطرح شد و بعد از سخنان آقای احمدی نژاد نیز آنرا تکرار کردند، چقدر محتاطانه و در چه شرایط دشواری آن را مطرح کرد.

خیلی آقای خاتمی از این فضا سازی ناراحت بود. تصمیم داشت به دفترش بگوید تکذیب کند، کاری رسمی می شد که آقای خاتمی غیر رسمی از آن ابا داشت. به من گفت تو در سایتت از قول من این حرفها را بنویس و بگو مگر من سخنگوی مردم ایرانم که بخواهم خواست عمومی آنها را مطرح کنم؟! کلی هم از حرفهای اصلی وهمیشگی اش در مورد دموکراسی، دینداری، و گفتگو بجای در گیری که در سخنرانی هایش در آلمان گفته ودر رسانه های ایران منعکس نشده گفت و از همه ی آنان میخواست دلیل اقامه کند که آنچه نقل شده نمیتواند موضع او باشد. به عقیده من اساسا مگر معمار گفتگوی ادیان میتواند خواستار نابودی یک کشور باشد؟

برداشت من این بودکه بهترین تکذیب برای آنان که آقای خاتمی و مواضع ایشان را می شناسند، متن خبر است که اصلا نمی توانست حرفهای آقای خاتمی باشد.

در جریان گزارش سفر ایشان هم قرار گرفتم. بخشی از گزارش در مورد استقبال از نظریات مترقی ایشان در مورد دعوت دنیا به گفتگو و سخنان غیر رسمی محبت آمیز مسئولان دولتی کشورهای اتریش و آلمان بود. و بخش دیگر آن در مورد رفتاری که مقامات رسمی دولتی در ایران برای این سفر داشتند. خیلی تکان دهنده و انتقام جویانه و کودکانه بوده است.

 

8   4       ۱    ۲    ۳      3 7
© Copyright 2003-2019, Webneveshteha.com. All rights reserved.