۱۰ آبان ۱۳۸۷
روز دخترها

 

چند سالی است که روز اول ذیقعده روز میلاد حضرت معصومه سلام الله علیها معرفی شده و به همین مناسبت این روز، روز دختران نام گرفته است. این­که یک روز دیگر روز شادی اعلام شده است، جای شادمانی دارد. در تقویم ایرانی و اسلامی و در عرف جامعه­ی مذهبی، روزهای شاد کمتر مورد توجه قرار می­گیرد. امسال در رسانه­ی ملی هم برنامه­های مختلف شاد به مناسبت روز تولد حضرت معصومه و روز دختران پخش شد. در خیابان­ها هم بیلبوردهای تبریک روز دختران به چشم می­خورد. دخترها هم که امروز در جامعه­ی ایرانی دیگر مجموعه­ای در خدمت مردان شناخته نمی­شوند و به گواهی قبول شدگان سال­های متمادی در کنکور در مجموع باسوادتر از پسران هستند و اگر حقوقشان هنوز ادا نشده، اما مجموعه­های پی­گیری برای به دست آوردن حقوقشان به وجود آورده­اند و در عین حال روح پرظرافت آنان، جامعه­ی شادتری را می­سازند، باید روز خاصی می­داشتند که بهانه­ای باشد تا از دختران و تلاش­های صادقانه­شان برای ساختن ایرانی آباد و آزاد تقدیر شود. وجود بارگاه پربرکت و باعظمت حضرت معصومه در قم، در نزدیکی پایتخت ایران که در آن "دختر" حضرت امام کاظم و "خواهر" امام رضا مدفون است، در میان بی­توجهی تاریخی فضاهای مذهبی و دینی به زنان که نشأت گرفته از فرهنگ عربی بوده است، نکته­ی قابل توجهی است که حرمت گذاری تاریخی ایرانی­ها به زنان را تأکید می­کند. روز شاد تولد حضرت معصومه و روز دختران را به همه­ی دختران و البته به پسران ایرانی تبریک می­گویم. الهی که همیشه دختران و پسران ایرانی شاد باشند.

 

۰۹ آبان ۱۳۸۷
دو تلویزبون عربی و لهجه آمریکائی آقای حداد عادل

 

در چند روز پایانی هفته­ی گذشته برای شرکت در جلسه­ی دو سالانه­ی شعر عربی بابطین به کویت رفته بودم. استاد مهدوی دامغانی از آمریکا و آقای حداد عادل و چند نفر از اساتید ایرانی هم بودند. در پایان یکی از این جلسات در یک برنامه­ی تلویزیونی مسئولان خبر شبکه­های العربیه و الجزیره با حضور مهمانان گفت­وگوی داغی داشتند. تلویزیون الجزیره قدیمی­تر است ولی معروف به تلویزیون افراطیون اسلام گراست و العربیه به تلویزیون میانه­روها اشتهار دارد؛ هر دو هم بسیار پربیننده هستند. العربیه می­گفت به نام خبر نباید از مرگ آفرینان به نام مسلمانان تمجید کرد. بی­آن­که اسم الجزیره را ببرد، آن­ها جواب دادند که اصلاً در تعریف ما خبر چیزی است که کسی نمی­خواهد منتشر شود. نباید به این بهانه­ها جلو انتشار خبر را گرفت. بحث شیعه و سنی هم شد. الجزیره­ای­ها متهم شدند که اخیراً سنی­ها را علیه شیعه تحریک می­کنند. آن­ها به عملکرد خوب خود در مورد حزب­الله شیعه در مقایسه با رفتار ضد حزب­الله شیعه اشاره کردند. دعوا بالا گرفته بود. العربیه­ای­ها شبکه­ی غیر دولتی هستند و زبانشان باز بود و از الجزیره­ای­ها انتقاد می­کردند که تحت کنترل دولت قطر است. رئیس خبر الجزیره هم گفت گروگان امیر قطر بودن بهتر از گروگان آمریکا و اسرائیل است. تلویزیون العربیه البته در دبی برنامه پخش می­کند ولی به دولت امارات ربطی ندارد. العربیه گفت خبرنگار ما را از ایران بیرون کردند ولی ما عذرخواهی نکردیم ولی الجزیره­ای­ها از دولت فعلی ایران و دولت اسرائیل عذرخواهی کردند تا کارشان را ادامه دهند. آن­ها هم البته انکار می­کردند. در همه­ی این موارد نه العربیه اسم الجزیره را می­آورد و نه الجزیره اسم العربیه را. هر دو می­گفتند بعضی از شبکه­ها، تا کسی نفهمد و رعایت ادب بشود! از نکات جالب این بود که همه اذعان داشتند که کشورهای آلمان، روسیه، فرانسه و آمریکا که تلویزین عربی راه اندازی کرده­اند، از سوی مردم استقبال نشده و تلویزیون­های بومی و یا عربی منطقه­ای مثل الجزیه و العربیه، بیشترین مخاطب را دارد. رئیس اخبار العربیه قبل از شروع جلسه پیش من و آقای حداد عادل نشسته بود و هر کس که حرف می­زد از لهجه­اش می­فهمید که اهل کدام کشور عربی است. آقای حداد هم به نماینده­ی العربیه گفت که لهجه­ی شما هم آمریکائی است. می­خواست به آن­ها متلکی بگوید. او هم گفت لابد تلویزیون فاکس نیوز که نماینده­ی افراطیون آمریکائی است و بعد از اخراج ما به آنها اجازه­ی باز کردن دفتر دادید لهجه­اش مورد پسند شما است! من هم در این وسط بی­تقصیر!

 

۰۸ آبان ۱۳۸۷
رئیس جمهور، کردان، و آبروی ملت ایران

 

دوستان آقای احمدی نژاد همیشه می­گویند فرق ایشان با آقای خاتمی این است که احمدی نژاد از افراد هم­خط و همراهش حسابی حمایت می­کند. آخرین موردش حمایت همه جانبه­ی ایشان از آقای کردان است؛ معاون قدرتمند سابق آقای لاریجانی و وزیر فعلی کشور. رئیس جمهور که با استعفا و عزل وی مخالف بوده اعلام کرده که تصمیم دارد درجلسه­ی استیضاح ایشان برای دفاع از آقای کردان به مجلس برود تا نگذارند آقای کردان از خدمت به مردم محروم شود. رئیس جمهور قبلاً هم اعلام کرده بود که اساساً مدرک دانشگاهی کاغذ پاره­ای بیش نیست؛ همان مدارک دانشگاهی که خود ایشان هم دارند و دانشجویان و اساتید کشور می­دانند چه­قدر دستیابی به آن سخت است. می­گویند جعل توسط کس دیگری انجام شده و وزیر کشور که در مجلس گفته بود با مترجم برای دفاع از تزش رفته و دفاع کرده، حالا با کمک دادستان دنبال جاعل می­گردند. اگر آقای کردان موفق شود در مجلس، به دلیل هم­پیمانی و هم­خطی اکثریت مجلس با وی و به خاطر دفاع آقای احمدی نژاد دوباره رأی بیاورد، دیگر حتماً معلوم می­شود که رئیس جمهور قدرتمندی داریم و نشان می­دهد دولتی­ها همان جوری که بی­دلیل، شجاعانه و قدرتمندانه به مخالفان خودشان، حتی با دروغ و اتهام حمله می­کنند، به همان شکل بی­دلیل و قدرتمند از همه­ی دوستانشان، حتی از دکتر کردان دفاع می­کنند. بی­خود نیست که دوستان آقای احمدی نژاد به ما بگویند که چرا به احمدی نژاد و قدرت و قوت او ایمان نمی­آوریم. کی آقای خاتمی از این شجاعت­ها داشت؟! متأسفانه خبر این شجاعت رئیس جمهور نیز در دنیا به خبر اول تبدیل می­شود، و چه بخواهیم و چه نخواهیم از سرمایه­ی ملت ایران خرج می­شود. ظاهراً این آبروی ملت ایران است که در افکار عمومی دنیا خیلی ارزان به حراج گذاشته می­شود.

 

۰۷ آبان ۱۳۸۷
سرمقاله تایمز ۶۰ سال پیش و یهودیان و اعراب

 

تایمز، مجله­ی پرسابقه­ی انگلیسی در ۱۵ مه ۱۹۴۸ که دولت اسرائیل به وجود آمد، این سرمقاله را نوشت:

"تراژدی امروز نشأت گرفته از امتناع یهودیان و اعراب از پذیرفتن این واقعیت است که نمی­توانند امیدوار باشند صلح و تنعمی را که حاکمیت بریتانیا طی یک نسل برایشان به ارمغان آورد را دوباره به دست آورند. این واقعیت را حالا آن­ها می­خواهند در مکتب شاق جنگ بیاموزند."

بعد از ۶۰ سال از آن تاریخ، این واقعیت هم­چنان ادامه دارد. انگلیسی­ها پیش بینی کرده اند که مردم آن دیار باید تنها بین دو انتخاب استعمار انگلیس و یا جنگ و خون­ریزی یکی را انتخاب نمایند. بیخود نیست می­گویند کار، کار انگلیسی­ها است.

 

۰۶ آبان ۱۳۸۷
انتخابیات: میگویند خاتمی نیاید، احمدی نژاد بهتر است

 

عده­ای از مخالفان کاندیداتوری آقای خاتمی و اصلاح­طلبان معتقدند که نظام سیاسی ایران به بن بست رسیده و به هر شکل باید تغییر اساسی و زیربنایی داشته باشد و آمدن خاتمی در حقیقت نجات نظام فعلی است که به اعتقاد آنان امکان ادامه ندارد. در انتخابات ۷۶ هم کسانی همین اعتقاد را داشتند که خاتمی فقط نظام در حال سقوط را نجات داد. سازمان مجاهدین خلق که پشتوانه­ی قدرت دولتی صدام را هم در آن روزها داشت پیشتاز این نظریه بود و به همین دلیل از اولین روز انتخاب خاتمی بیشترین حملات سیاسی و نظامی خود را متوجه او کرد. در این انتخابات نیز کسانی در خارج از کشور و داخل هستند که بر همین باورند و اعتقاد دارند که نظام سیاسی کشور در حال فروپاشی است و تحریم و یا ادامه­ی کار رئیس جمهور فعلی بهترین گزینه برای زودتر سقوط کردن رژیم و یا لااقل فشار بر حاکمیت برای پذیرش تغییرات گسترده ساختاری است و در بسیاری موارد بی­آن­که شجاعت اعلام آن و پای­بندی به لوازم این اعتقاد را داشته باشند، نه تنها با آمدن خاتمی مخالفند بلکه رأی دادن به آقای احمدی نژاد را تشویق می­کنند؛ البته هیچ­وقت هم نگفته­اند که این رژیم چرا و چگونه در حال سقوط است؛ اما در این میان مردمی که باید در همین کشور زندگی کنند و سرنوشتشان تا حدود زیادی به سیاست­های رئیس جمهور آینده بستگی دارد فراموش­شدگان این تحلیل هستند.

 

۰۵ آبان ۱۳۸۷
پرس تی وی

 

هفته­ی گذشته پرس تی وی، تلویزیون انگلیسی زبان ایران دعوت کرده بود که در برنامه­ای به همراه یک نفر از نمایندگان اصول­گرایان در مورد انتخابات برنامه­ی زنده داشته باشیم. مناسبتی شد تا پس از گفت­وگو از آن شبکه دیدن کنم و با کارمندان و مسئولان و سیاست­ها و برنامه­های آن آشنا شوم. کادر آن و برنامه­های مختلف خبری آن انصافاً در طراز شبکه­های جدی برنامه سازی می­کنند و آزادی حاکم بر آن شبکه­ی ایرانی هم غیر قابل باور در مقایسه با برنامه سازی­های تلویزیون­های داخلی بود. به صورت پنهان می­شد فهمید خیلی علاقه­مند نیستند در ایران دیده شود. به همین دلیل فقط از ماهواره پخش می­شود و حتی مثل شبکه العالم – تلویزیون عربی جمهوری اسلامی – در داخل قابل دیدن نیست. سیاست­گذاران با تیزهوشی فهمیده­اند که مردم دنیا باید ایران را چنین آزاد و باظرفیت ببینند و به شعور مردم دنیا احترام بگذارند. مرتب آرزو می­کردم و به مسئولان شبکه هم می­گفتم که ای کاش مردم ایران هم از این احترام – از سوی رسانه ملی­شان – برخوردار بودند و بخشی از این آزادی رسانه­ای را در داخل شاهد بودند تا به صورت طبیعی منابع خبری و تحلیلی و حتی تفریحی­شان به سمت رسانه­های خارج از ایران حلب نشود. گرچه کادر پرس تی وی واقعاً به­صورت حرفه­ای بر کار خود مسلط بودند، ولی اگر چنین اجازه­ای به کادر برنامه سازان داخلی هم داده شود می­توانند در همان سطح برنامه­ی خبری و تحلیلی ارائه دهند و حتماً نظام هم تضعیف نمی­شود و باز حتماً هر نظامی که بتوانند اعتماد عمومی را به رسانه­ی داخلی­اش جلب کند در کلان کار به تقویت آن نظام می­انجامد. سرعت خبررسانی، پرحجم بودن و مفید بودن اطلاعات و کار آشنایی کادر پرس تی وی به اندازه­ای چشم­گیر بود که می­توان حدس زد مخاطبان خود را در سراسر دنیا به خوبی شناخته­اند و می­توانند با برنامه­های خود دید بهتری از ایران به آنها بدهند. علی­رغم همه­ی پیش­گفته­ها باز هم از همه­ی پرس تی­وی­ها باید تشکر کرد که در شریط فعلی که مخاطبان جهانی معمولاً از مسولان و بلندگوداران ایرانی چیزهایی را می­شنوند که تنها به تاریخ و فرهنگ و کرامت آنان در ذهن مخاطبان غربی آسیب می­رساند، آن­ها چنین نمی­کنند. این کار خوب، با هر هدفی که باشد قابل تقدیر است و به مسئولان و کادر آن باید تبریک گفت. هر چه نام ایرانی و مردم ایران در دنیا مقبول­تر باشد باعث سربلندی بیشتر آنان در برابر افکار عمومی دنیا است؛ گرچه در عصر ارتباطات نمی­توان فقط چهره­ی بزک­کرده را به دنیا نشان داد.

 

۰۴ آبان ۱۳۸۷
خبر بامزه دستمزد سه میلیاردی کوفی عنان

 

ببخشید دست خودم نبود. تصادفی با دختر خانمی از خبرگزاری فارس روبه­رو شدم. پرسید آیا شما خبر سه میلیارد پولی که آقای کوفی عنان برای آمدن به تهران را گرفته، تکذیب می­کنید؟ گفتم نه. گفت پس گرفته؟ گفتم نه. گفت پس چرا تکذیب نمی­کنید؟ گفتم قرار نیست ستاد­های بی­اخلاق و دروغ­گو هر روز خبر جعل کنند و ما هی تکذیب کنیم. آقای خاتمی هم چند روز پیش این خبر را از قول هفته نامه­ی صبح صادق در روزنامه­ی کارگزاران خوانده بود و کلی از این همه جعل خبر و دروغ صریح ناراحت بود. من معتقد بودم نباید پاسخ داد. آقای خاتمی می­گفت جعل این خبر دروغ در نشریه­ی رسمی سپاه صورت گرفته. لابد آقای خاتمی فکر می­کرد که وقتی مجله­ای به یک نهاد رسمی مربوط باشد نمی­تواند خبر جعل کند. گفتم این­ها وقتی برای یک رئیس کشور دست چندم دنیا کلی کمک­های بلاعوض و باعوض از بودجه­ی بیت­المال صرف می­کنند تا قبول کند که به ایران بیاید، حق دارند که فکر کنند حتماً این همه آدم مهم در این شرایط بدون گرفتن پول به ایران نیایند. قیمت را هم دولتی حساب کرده­اند. این حرف­ها را به آقای خاتمی زدم ولی واقعاً هرچه فکر کردم نفهمیدم چگونه این دروغ صریح در مجله­ای که به نام نهاد رسمی سپاه پاسداران منتشر می­شود، جعل می­شود؟! به آن خانمه از خبرگزاری فارس هم گفتم اگر خبرگزاری فارس حداقل تعهد خبری دارد، از کسانی که این خبر را دروغ را نوشته­اند، پی­گیری کنند که چرا این دروغ را گفته­اند و در خبرگزاری نتیجه را اعلام کنند. تازه اگر دلیل و مدرکی دارند، فارس آن را منتشر کند کلی آقای خاتمی در ذهن مردم خراب می­شود. مشوق خوبیه. مگه نه؟ واقعاً در برابر جعل خبر باید تکذیب کرد و این مسابقه هر روز ادامه یابد؟ البته این خوبی در این دوران بر عکس دوران اصلاحات هست که دیگر از مجله صبح صادق که به هر حال یک مجله است، دادستان به عنوان مدعی­العموم شکایت نمی­کند. این قسمت مطلب مجله­ی صبح "صادق" خیلی بامزه است، حیفم آمد که شما نخوانید: "برگزاركنندگان این همایش كه اصرار داشتند بگویند حضور چهره­های مطرح بین­المللی در تهران به جهت شخصیت مصالحه­جوی خاتمی است آیا به این پرسش پاسخ می­دهند اگر مبلغی برای میهمانان در نظر گرفته نمی­شد و یا مبلغ پرداختی كمتر از مطالبه آن چهره­های بین­المللی بود، آیا باز هم این شخصیت­ها به تهران سفر می­كردند؟"

یادتون هست که در ضرب­المثل­های فارسی می­گویند بعضی­ها همه را به کیش خود می­پندارند.

 

۰۳ آبان ۱۳۸۷
امام راستگو و صاحب صداقت

 

فردا شهادت امام صادق علیه السلام است و ایران تعطیل رسمی است. زندگی آن حضرت ابعاد گوناگونی داشته، مهم­ترینش این بوده که آن قدر فرصت بیان احکام داشته است که فقه شیعه به نام فقه جعفری شناخته می­شود و او را رئیس مذهب شیعه نامیده­اند. اما آن­چه که بیشتر از هر چیز در زندگی امام صادق قابلیت الگوبرداری دارد، صداقت و راستگویی اوست. آن­قدر مردم آن دوران، راستگویی و صداقت را در کلام و رفتارش دیده بودند که با آن­که نامش جعفر بود، کنیه­اش را صادق می­دانستند. خوشا به حال راستگویان و صادقان. بی­صداقت­ها و دروغ­گویان حتماً نمی­توانند ادعا کنند امام صادق الگوی زندگی آنهاست. از اتفاقات دیگر دوران امام صادق (ع) که کمتر به آن توجه شده، وجود و ظهور غالیان در آن دوران بوده است، غالیان کسانی بودند که مقام امامان را بیشتر از آنچه که خود ادعا داشتند بالا می­بردند، مثل کسانی که امیرالمومنین را خدا می­پندارند و یا شأنی بالاتر از پیامبر اسلام برای او قائل بودند. مرحوم هاشم معروف حسنی در کتاب سیره ائمه اثنی عشر در فصل زندگی امام صادق علیه السلام بخش مستقلی را تحت عنوان امام صادق و غلاه آورده است. تعریف و جعل فضیلت، بیشتر از حد واقع امر ناصوابی است که حتی امامان معصوم هم گرفتار آن بودند و البته خود هم پیشتاز نفی آنها از وجود مقدس می­شدند. جامعه شیعه امروز بیش از همیشه نیاز دارد که امامان معصوم را در همه­ی جهات الگوی خود قرار دهند.

 

۰۲ آبان ۱۳۸۷
سینمای گل آقا و سینمای دولتی

 

 

به مناسبت اول آبان سالگرد تولد اولین مجله ی گل آقا، امسال دومین مراسم جشنواره ی فیلم کمدی در مجموعه ی اریکه ی ایرانیان برگزار شد. این مراسم درست بعد از روزی برگزار شده بود که روز قبل آن رئیس جمهور با جمعی از سینماگران با اعلام قبلی ملاقات کرده بود. من با کیومرث صابری خیلی دوست بودم. سفرهای داخلی و خارجی فراوانی با هم داشتیم. دخترش پوپک که همان گلنسا باشد از طریق کارت دعوت مضافا به اس ام اس برای این جلسه از من دعوت کرده بود. اتفاقا درشراطی که معمولا در جلسات  وفور آخوند و روحانی است در این جلسه تنها آخوند جمع شدم. وقتی به سالن رفتم با دوسه نفر از معروفترین و قدیمی ترین کارگردانان و بازیگران سینما در مورد جلسه ی دیدار سینماگران و رئیس جمهور حرف زدیم. همه گفتند ما شرکت نکرده ایم. پرسیدم معروفترین سینمایی جمع آن دیدار پس  چه کسی بود؟ گفتند آقای شمقدری. یکی پیشکسوتان بازیگری گفت ماجرای پریروز دیدار با رئیس جمهور مثل خرداد 76 بود که آقای ضرغامی که معاون سینمایی ارشاد بود و فکر می کرد سینمای ایران را در دست دارد و می تواند همه را پشت سر اقای ناطق نوری جمع کند. نتوانست هنرمندان را پیدا کند آن موقع هم سینمایی ها اطاق های ccu بیمارستانها را رزرو کرده بودند وهمه دور از دسترس شدند. این بارهم آن قدر دعوت کنندگان جمله ی مشترک گرامی در دسترس نمی باشد و یا تلفن مورد نظر خاموش می باشد را شنیدند تا مراسم دیدار تمام شود. طبیعی بود که  سینماگران یک مجموعه ی سیاسی نیستند که طرفدار این رئیس جمهور باشند و یا مخالف رئیس جمهور دیگری. اساسا جایگاه هنر خیلی بالاتر از این دسته بندی های سیاسی است. مشکلات و سختی هایی که سیاست های سینمایی دولت نهم برای اهالی دوست داشتنی و پر تلاش سینما ایجاد کرده است عامل این تصمیم بوده است. در جشنواره ی فیلم کمدی گل آقا اما همه ی خالقان سینما اعم از بازیگران و کارگردانان و نویسندگان و تهیه کنندگان و دست اندرکاران سینما، در حالی که جای مسئولان رسمی و دولتی هنر خالی بود، حضور داشتند و بیش از هر جشنواره ی رسمی فضای صمیمیت و لبخند رضایت و شادمانی در آن دیده می شد. این فاصله ی بین جشنواره های رسمی و جشنواره ای که روح بزرگ گل آقای مردم ایران به عنوان بخشی از جامعه ی مدنی برگزار کرده بود نقطه ی عطف و متفاوت  جشنواره ی سینمای کمدی بود. در اوائل مراسم تئاتری به روی صحنه آمد که اتفاقا مشکلات تهیه ی فیلم در دوره ی معاصر با همه ی تلخی هایش را به خوبی به نمایش در آورده بود. هر کاری که می توانست فیلم را جاذبه ببخشد، یا تلفنی، ممنوع اعلام می شد. در کنار تجلیل از سینماگران طنز از خداداد عزیزی که در زدن گل به استرالیا و راه یابی به جام جهانی باعث به وجود آمدن یک لبخند طولانی و ماندگار بر لبان ملت ایران شده بود و نیز از طنز نویس مشهور ایرانی منوچهر احترامی هم تجلیل شد. من هم مثل خیلی ها نمی دانستم که شاعر و خالق حسنی  منوچهر احترامی بوده است. رضا کیانیان هم که قرار بود جایزه ی احترامی را به وی بدهد نیز اعتراف کرد که نمی دانسته شعر معروف حسنی مال اوست. در جلسه ی پر شکوه سینمای کمدی اهمیت به شادی و شادمانی و لبخند که در جامعه میرود فراموش شود کاملا مشهود بود . خیلی از بزرگان سینما هم که روی سن رفتند به این نکته اشاره کردند. جامعه ی بی لبخند هرگز در هیچ کاری توفیق به دست نمی آورد.فضای احترام آمیز و متواضعی که در میان هنرمندان نسبت به پیشکسوتان وجود دارد از برترین صفات اخلاقی آنان است که باید در جامعه الگو شود. خیلی از کسانی که به دلایل مختلف در سینمای امروز از مطرح ترین ها هستند، وقتی که مورد تجلیل قار می گرفتند، از پیشکسوتان خود یاد می کردند. آقای مرتضی احمدی که پیر هنر طنز و کمدی ملت ایران است یکی از کسانی بود که خیلی از افراد از او یاد می کردند. وقتی هم از او دعوت کردند که با صدای پر لطافتش ضرب آهنگی را بخواند، برای اینکه این سنت را به شاگردان آینده اش یاد دهد از کسانی که از او یاد کرده بودند تقدیر کرد و یک ضرب اهنگ قدیمی را برای آنان خواند. این صفات زیبای انسانی همان چیزی است که هنرمندان همیشه می توانند الگو و عامل رشد و گسترش آن باشند. با اینکه فضای جلسه اصلا سیاسی نبود اما سیروس الوند، کارگران نامی کشور وقتی روی سن بود حضور آقا رضای خاتمی را بهانه کرد و گفت همه میدانند که چقدر ما دلمان برای برادر بزرگترش تنگ شده است. وقتی هم مراسم پایان یافت من و رضا خاتمی مخاطب بسیاری از هنرمندان قرار گرفتیم که می خواستند سلامشان را به آقای خاتمی برسانیم. حرف های دیگری  در رابطه با کاندیداتوری آقای خاتمی هم به ما زدند. رضا را نمی دانم ولی من امروز که آقای خاتمی را دیدم گفتم. به عنوان یک ایرانی از هنرمندانی که با تلاش خود به یاد مرحوم کیومرث صابری و به احترام لبخند هایی که گل آقا بر لبان مردم ایران جاری کرده بود این مراسم را سامان داده بودند و به خصوص از آقای علیرضا خمسه دبیر این همایش باید تشکر کرد و از خانواده ی صابری و مجله گل آقا هم که نام و یاد صابری را محافظت می کنند نیز باید تقدیر کرد.

۰۱ آبان ۱۳۸۷
تبارشناسی سیاسی آقای کروبی(قسمت آخر)

 

فصل دیگر سیاسی زندگی کروبی، کاندیداتوری­اش برای ریاست جمهوری در انتخابات نهمین رئیس جمهور بود. در آن انتخابات اجماعی در اصلاح­طلبان شکل نگرفت و همین عدم اجماع باعث به قدرت رسیدن احمدی­نژاد شد. اصلاح­طلبان به طرف­داران کروبی و دکتر معین و مهرعلیزاده تقسیم شدند. هاشمی رفسنجانی هم کاندیدا بود. تصور بدنه­ی اصلی اصلاح­طلبان بر این بود که کروبی زمینه­ی رأی ندارد. نظرسنجی­ها که از سوی کروبی به نظرسازی تعبیر می­شد نیز نشان از عدم اقبال کروبی داشت؛ البته ستاد آقای کروبی هم اصلاً موفقیتی در نشان دادن میزان اقبال مردم به آقای کروبی نداشت که اگر می­داشت خیلی­ها به آوردن رقیب برای کروبی متمایل نمی­شدند. بعد از انتخابات این واقعیت که  آقای کروبی رأیی خیلی بیشتر از آن چه تصور می­رفت داشته، تحولاتی فراوانی را در پی داشت. آقای کروبی به نتایج اعلام شده اعتراض کرد و خود را دارای رأی بیشتری از آقای احمدی­نژاد می­دانست و اعلام کرد که خواب کوتاهی در شب شمارش آرا انجام داده است و در این مدت نتایج آرا تغییر کرده است. خواب کروبی یکی از نکات ماندنی در تاریخ طنز سیاسی ایران شد. پس از آن آقای کروبی علی­رغم اصرار دوستانش در مجمع، از آن مجمع جدا شد و حزب اعتماد ملی را پایه­گذاری کرد. این که آقای کروبی از مجمعی که خود زحمت رشد آن را کشیده بود و تنها حزبی بود که پشتوانه­ی حمایت امام را داشت، جدا شد به عقیده­ی من کاری اشتباه بود؛ اما اصرار وی بر راه­اندازی حزب اعتماد ملی حتی با اعضای غیر همگون به فرهنگ تحزب در ایران کمک شایانی کرد.  در این دوره آقای کروبی که از عدم اجماع اصلاح­طلبان در انتخابات ریاست جمهوری نهم رنجیده شده بود، به بخشی از اصلاح­طلبان بیشترین حمله و هجوم تبلیغاتی را انجام داد و آنان به شیطان بزرگ کروبی تبدیل شدند. این کار که به شکل افراطی انجام شد مورد استقبال رسانه­های رسمی قرار گرفت و آنان آتش بیار این معرکه شدند. با نزدیک شدن انتخابات دهم ریاست جمهوری بسیاری از مردم که از عملکرد دولت نهم ناراحت هستند دل به اجماع اصلاح­طلبان بسته­اند و نگران همان چیزی هستند که کروبی در انتخابات نهم نگران آن بود. در این میان علی­رغم احتمال حضور خاتمی به عنوان کاندیدا، حزب اعتماد ملی آقای کروبی را کاندیدای ریاست جمهوری اعلام کرده است. این کار بازتاب­های فراوانی داشت. گرچه به اعتقاد من اصل کار حزب اعتماد ملی در اعلام کاندیداتوری دبیرکلش، کار خوبی بوده است و فرهنگ تحزب را که نیاز جدی و مبرم کشور ماست، تقویت می­کند. احزاب دیگر هم از هر جناحی باشند حق دارند این کار را بکنند و طبعاً این کار منافاتی با ائتلاف و هماهنگی جبهه اصلاحات هم ندارد. چون از اول قرار بوده که هر حزبی کاندیدایش را معرفی کند. خود آقای کروبی هم  پذیرش کاندیدای واحد برای اصلاح­طلبان را پذیرفته است. آقای خاتمی هم اعلام کرده است که محبوب­ترین کاندیداهای اصلاح­طلب به عنوان کاندیدا اعلام خواهد شد. اگر خاتمی کاندیدا شود هم باز همین قاعده که مورد پذیرش آقای کروبی قرار گرفته جاری خواهد بود.

 

8   4       ۱    ۲    ۳      3 7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.