۳۰ آبان ۱۳۸۷
عصر اول آذر ۱۰ سال پیش و خبر کشته شدن فروهر و همسرش

 

ده سال پیش، عصر اول آذر تلفن موبایلم زنگ زد. آقای دری نجف آبادی، وزیر اطلاعات وقت بود. من هم رئیس دفتر رئیس جمهور بودم. گفت الان خبر دادند که به منزل داریوش فروهر حمله کرده­اند و او و همسرش را کشته­اند. خیلی خبر تلخی بود. به آقای خاتمی هم من خبر دادم. حرف­هایی که بین من و آقای خاتمی در آن لحظه­ی تلخ رد و بدل شد هیچ­وقت فراموش نمی­کنم. فروهر انسان آزاده و بزرگی بود. جنس کار، نشان از فاجعه­ی بزرگی داشت. همین جور هم شد. پرونده­ی قتل­های زنجیره­ای از آن روز آغاز شد. در چنین مواردی در همه جای دنیا وقتی معلوم می­شود که سیستم حکومتی در قتل مخالفی دست داشته، همه­ی حکومتی­ها تلاش می­کنند که آن را لاپوشانی کنند. تنها در این مورد بود که رئیس جمهور خاتمی آن قدر پی­گیری کرد که بالاخره اعلام رسمی شد که این قتل توسط عناصری از وزارت اطلاعات بوده است. اصل این کار مهم­ترین کاری بود که بر مبنای انسان محوری، در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی اتفاق افتاد. البته بعدها به دلایل مختلفی مثل خیلی از پرونده­های دیگر، نتیجه­ی پی­گیری­ها دارای ابهام غلیظی شد. گزارش­های زیادی تهیه شد. پرونده دست به دست شد ولی هم­چنان نتیجه­ی پی­گیری­ها معلوم نشد. آن روزها البته اصطلاح چاقوی زنجان باب نشده بود ولی در هر حال فروهر به شکل مظلومانه­ای کشته شده بود. یاد او و همسرش و دیگر قربانیان قتل­های زنجیره­ای گرامی باد.

 

۲۹ آبان ۱۳۸۷
اهمیت وزیر میلیاردری که ثروتش را مخفی نمی کند

 

بالاخره مجلس سرنوشت کشور و انتخابات را به مرد میلیاردی رئیس جمهور سپرد. از اقلیت مجلس هم طبق معمول خبری نبود. این اولین بار است که در رده­های بالای حکومتی پول­داری رسماً اعلام پول­داری می­کند. شاید اگر شعارهای حمایت از محرومان، آقای احمدی نژاد را رییس جمهور نکرده بود، می­شد این کار را گامی به پیش دانست که بالاخره کسی پیدا شد که ثروتش را مخفی نمی­کند؛ اما لابد آن قدر انتخابات و وزارت کشور در آستانه­ی انتخابات دور دوم ریاست جمهوری برای ایشان پراهمیت هست که حاضر شده پشتوانه­ی دفاع و حمایت مردم عادی را از دست بدهد و به این انتخاب تن دهد. ثروت آقای محصولی البته به خودش مربوط است. نوش جانش اگر از راه حلال به دست آورده و خوش به حالش که راه­ها را بلد بوده و مثل شهرام جزایری به موانعی برخورد نکرده است؛ ولی حرفی که هست چرا این فرد از سوی رییس جمهوری که همیشه مخالفانش را به حمایت از سرمایه و پول متهم می­کرد، به عنوان وزیر نفت و کشور معرفی شود. می­گویند وی رییس ستاد آقای احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری هم بوده. دیدم دوست خوبم امید محدث، که فرزند شهیدی بانشاط و باانگیزه است، کلی حوصله کرده و نوشته: به گفته­ی خود صادق محصولی دارایی او هم اکنون ۱۶۰ میلیارد تومان است و این سرمایه را در طی ۱۰ سال و بعد از خروج از سپاه به دست آورده است؛ یعنی به عبارتی هر سال ۱۶ ميليارد تومان و تقریباً يک و سه دهم ميليارد تومان در ماه و روزانه بيش از ۴۰ ميليون تومان و در ساعت يک ميليون و هفتصد و پنجاه هزار تومان و در دقيقه ۲۹۲ هزار تومان درآمد داشته است. واقعاً این امید چه حوصله­ای داشته که این جمع و تفریق­ها را کرده است. خود دولتی­ها می­گویند، معمولاً در سفرهای استانی چند میلیون نامه به رییس جمهور ارائه می­شود. یک بار در همین گزارش­ها دیدم نوشته بود خیلی­ها فقط تقاضای یک کولر دست دوم دارند که در هوای گرم خوزستان بتوانند زنده بمانند. مرد ۱۶۰ میلیاردی رییس جمهور تا حالا مشاور بوده؛ گاهی در سفرها و در دفتر رییس جمهور لابد بعضی از این نامه­ها را می­دید. اگر هم نمی­توانست کمک کند، خواندن این نامه­ها مفید بود. حالا هم بد نیست گاهی این نامه­ها را وزیر کشور جدید ببینند. این کارها با دل و ذهن مردمی که به شعارهای حمایت از محرومان دولت امید بسته بودند چه­ها که نمی­کند!

 

۲۸ آبان ۱۳۸۷
رابطه نهاد روحانیت و تحزب (قسمت دوم)

 

اولین تشکیلات رسمی که بعد از انقلاب در قالب حزب به وجود آمد و در اوائل کارش از گستردگی کم­نظیری برخوردار بود حزب جمهوری اسلامی بود که توسط اصلی­ترین روحانیون درون حکومت آن روزها به وجود آمد. حضرات آیات بهشتی، خامنه­ای، هاشمی رفسنجانی، باهنر و موسوی اردبیلی مؤسسان آن بودند. دبیر کلی آن را هم آیت الله بهشتی بر عهده داشت و بعد از شهادتشان، آیت الله خامنه­ای دبیرکل شد. این حزب در قالب یک تشکیلات جدی آغاز به کار کرد ولی نمی­شد پشتوانه­ی قدرت حکومتی را در آن نادیده گرفت. در انتخابات مجلس اول بالاترین تعداد کاندیدا را به دلیل همان پشتوانه­ی قدرت به مجلس فرستاد و به دلائل سیاسی و دینی و اختلاف نظر با بخش­های دیگری که در قدرت بودند، به جای حزب جمهوری اسلامی در بسیاری از موارد روحانیت سیاسی و حکومتی در برابر آنان قرار گرفت و آنان را به عکس العمل وادار کرد و بخشی از روحانیون غیر حزبی و سیاسیون غیر روحانی را علیه آنان متحد کرد. اختلاف مهم و تعیین­کننده، رویارویی بنی صدر به عنوان رئیس جمهور با حزب جمهوری اسلامی بود که تأثیرات دامنه­داری در کل کشور گذاشت. این اختلافات به شهرستان­ها هم کشیده شد. در درون حزب هم نمادهایی از اختلافات بیرونی به وجود آمد و آنان را به دو جناح مترقی و واپس­گرا تقسیم کرد. این عوامل و عوامل دیگر باعث شد که علی­رغم فعایت­های فراوان حزب و انفجار وحشتناک ۷ تیر که شهید بهشتی و ۷۲ تن دیگر به شهادت رسیدند، در نهایت به دستور امام خمینی فعالیت­های حزب جمهوری اسلامی متوقف شود که این توقف تا اکنون ادامه دارد. مورد دیگر در مسئله­ی رابطه­ی نهاد روحانیت و تحزب جامعه روحانیت مبارز و مجمع روحانیون مبارز بود. وقتی روحانیون مبارز با حمایت امام خمینی از جامعه روحانیت مبارز جدا شد و آقای محتشمی وزیر کشور بود، مجمع روحانیون مبارز به دبیر کلی آقای کروبی قاعده­ی حزبی بودن را برای مجموعه­ی خود پذیرفت و آن را به عنوان حزب رسماً ثبت کرد و جزء احزاب رسمی کشور شد. در همان شرایط روحانیت مبارز تهران که دبیر کلی آن را آقای مهدوی کنی بر عهده داشت در برابر به ثبت رساندن تشکیلات جامعه­ی روحانیت مبارز، علی­رغم فشارهای وزارت کشور آن روزها مقاومت کرد و با همان استدلال دیرین که روحانیت باید فراگیر باشد و در قالب حزبی نمی­تواند قرار بگیرد تشکیلات جامعه روحانیت را در جزء احزاب رسمی به وزارت کشور معرفی نکرد. با هر نگاهی که به روحانیت وجود داشته باشد اگر مجموعه­ای از آنان بخواهند فعالیت­های جاری سیاسی انجام دهند و مثلاً در انتخابات کاندیدا معرفی کنند و با سایرین رقابت کنند نمی­توانند قالب حزبی را مورد طرد قرار دهند. بخشی از روحانیت که کار سیاسی نمی­کند می­توانند این استدلال را داشته باشند؛ اما روحانیونی که در بدنه­ی حکومت به رقابت با دیگران مشغولند حق عرفی ندارند که هم از امتیاز فراگیری روحانیت بخواهند بهره ببرند و هم با دیگر گروه­های جامعه رقابت کنند. چارچوب حزبی برای هر فعال سیاسی یک الزام است که اجازه دهد قواعد بازی سیاسی عادلانه انجام شود. تلاش جدیدی که در سال­های اخیر اتفاق افتاد حزب اعتماد ملی بود که به رهبری آقای مهدی کروبی به عنوان یک روحانی اعلام وجود کرد. راه حل میانه باید این باشد که روحانیونی که تنها به وظیفه­ی روحانی عمل می­کنند حزبی نباشند و در زیر عبای فراگیر خود به همه­ی افراد جامعه را جا دهند ولی اگر خواستند در فعالیت­های سیاسی که دیگران نیز شریک هستند وارد شوند، حزبی باشند و با قواعد حزبی با دیگران رقابت نمایند.

 

۲۷ آبان ۱۳۸۷
رابطه نهاد روحانیت و تحزب (قسمت اول)

 

مسأله­ی رابطه­ی نهاد روحانیت با احزابی که روحانیون مسئولان آن هستند، از دیرباز مسئله­ی مهم و چالش برانگیزی در حوزه­ی آخوندی بوده است. این چالش بعد از انقلاب که روحانیون در پست­های اجرائی قرار گرفتند و مسئولیت حاکمیت را پذیرفتند افزون­تر شده است. روحانیت همیشه دارای پروتکل ویژه و سختی بوده است که غیر روحانیون کمتر از آن اطلاع دارند. در قبل از انقلاب بخش سنتی روحانی همیشه برای حفظ استقلال حوزه­ها و دور ماندن آن از گزند حکومت و نیز برای دوری جستن از مظاهر مدرنیته که گمان می­رفت اساس نهاد دین و روحانیت را تهدید می­کنند، و برای فراگیر بودن روحانیت، تأکید ویژه­ای روی نظام آخوندی صورت می­گرفت تا این دو نهاد دین و روحانیت مصون بمانند. تعداد اندک روحانیونی که در قبل از انقلاب به سمت حزب­سازی و یا حتی استفاده از نظم موجود مدرن می­شتافتند نیز مورد انتقادهای صریح و آشکار بودند و در معرض اتهامات مختلف قرار می­گرفتند. حزب برادران شیراز که توسط آیت الله سید نورالدین شیرازی تأسیس شد و یا فعالیت­هایی که آیت الله شریعتمداری در چارچوب دارالتبلیغ اسلامی و مجله­ی مکتب اسلام انجام می­داد، مورد انتقاد جریانات حوزوی قرار داشت و نمونه­هایی از تقابل اندیشه­ی حفظ استقلال روحانیت و یا حفاظت از پروتکل داخلی حوزه­ها با این نوع نوگرایی­ها بود که جداشدگان از پروتکل روحانیت به آن رو می­آوردند و اکثر انقلابیون و روشنفکران آن روز حوزه­ها با آن مخالفت می­کردند و معتقد بودند که این رفتارها به درهم شکستن اتحاد و مقاومت حوزه­ها در برابر حکومت می­انجامد. بعد از پیروزی انقلاب نیز اگر چه ماجرا تفاوت ماهوی پیدا کرد و روحانیون حاکم بیش از آن که در هیأت روحانی با وظایف شناخته شده­ی دینی مطرح باشند، به عنوان سیاست­مدار ظهور پیدا کرده بودند و طبعاً در عالم سیاست مثل همه­ی جاهائی که سیاست­مداران حکومت می­کنند روحانیون حاکم نیز باید در چارچوب حزبی حاضر شوند تا در رقابت شناخته شده­ی حزبی بتوانند قدرت را به دست گیرند یا از دست بدهند؛ اما در عین حال باز هم تفکر ترجیح پروتکل و قواعد دیرین حوزه­ها بر پذیرش قاعده­ی تحزب در جمع زیادی از روحانیون وجود داشت. از رفتار امام خمینی که مرجعی پرقدمت در حوزه­ها بود و به آن ضوابط و اسقلال حوزه­ها پای­بند بود نیز می­توان کم و بیش درک کرد که در بسیاری از موارد طرف­دار نظریه­ی فراگیر بودن نهاد روحانیت بود و تحزب را عامل کم شدن حجم میزان تأثیرگذاری آنان می­دانست. گرچه در بعضی موارد مثل تأیید تشکیلات مجمع روحانیون مبارز به این قاعده کلی استثنا می­زد.

ادامه دارد...

 

۲۶ آبان ۱۳۸۷
خالقان اندیشه نباید بی دفاع بمانند

 

هفته­ی گذشته دوستانم در مؤسسه­ی همایش فرازان  که توسط یکی از جوانان زر انگیزه­ی کشور تأسیس شده از من دعوت کردند تا در سمیناری که خودشان در بخش خصوصی در مورد سرپرست زمان، استرس و تقویت حافظه تشکیل داده بودند شرکت کنم. رفتم. آقایان دیویدتوماس، باب هوئی و کوین کلی در آن­جا سخنرانی می­کردند. حرف­های خوبی می­زدند؛ همین که در ایران در این سال­ها به نام کلاس­های موفقیت از آن کپی­برداری شده است؛ اما یک نکته متفاوت در آن جلسه نظر من را جلب کرد. آقای دیوید توماس که مؤلف کتاب معروف بهبود حافظه است می­گفت CD کتابش را به ایران آورده تا ناشر و مترجمی پیدا کند که کتابش را که به زبان­های مختلف دنیا ترجمه شده به زبان فارسی ترجمه و انتشار دهد. وقتی به ایران آمده یک نفر ترجمه­ی کتابش را به فارسی که بی­اطلاع و اجازه­ی وی و طبعاً بدون پرداخت کپی رایت انتشار یافته را به وی هدیه کرده است. نقل این ماجرا برای همه­ی ایرانی­ها مایه­ی خجالت و شرم­ساری بود. این کار که نه تنها نسبت به خالقان آثار خارجی بلکه در مورد ایرانیان هم عملاً جاری است، نشانه­ی بی­ارزش بودن فکر و اندیشه در کشور است. مسئولان فرهنگی در برابر حفاظت خالقان اندیشه که یک نیاز انسانی است و حفاظت از حرمت ایرانی­ها در دیدگاه جهانیان است مسئولند. این­که به وجود آورنده­ی یک اثر فکری و یا هنری خود را چنین بی­دفاع  می­بیند بسیار تأسف و تأثر برانگیز است.

 

۲۵ آبان ۱۳۸۷
اعراب خلیج فارس و رابطه ایران و آمریکا

 

هفته­ی گذشته بعد از موفقیت اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بحث­های داغی در تلویزیون­های عربی خلیج فارس شکل گرفته بود. جوهر همه­ی بحث­ها این بود که آمریکایی­ها قدرت  تجاوز و آسیب زدن دارند. اصرار داشتند که ایران باید هم­چنان دم پر بماند. می­گفتند نباید بگذاریم ایران در هیچ شرایطی رابطه­ی خوبی با آمریکا پیدا کند که عرب­ها تنها بمانند و مجبور باشند به جای ایران هزینه بدهند. در میزگرد تلویزیون الجزیره در هفته­ی پیش یکی از تحلیل­گران می­گفت ما عرب­ها باید همواره آمریکا را از خطر ایران بر حذر داریم تا هوس تصحیح روابط خود با ایران را نداشته باشد؛ به همین شفافی! نظر آنها بود؛ به من چه؟! فقط همین­جوری نظرشان را برای شما نقل کردم!

 

۲۴ آبان ۱۳۸۷
خاطره آیت الله خزعلی

 

یک بار وقتی داشتم وب گردی می­کردم به خاطره­ی پرمعنایی از فرزند آیت الله خزعلی معروف در وبلاگش برخورد کردم؛ خواندنی است:

به زیارت ثامن­الحجج علی ابن موسی الرضا (ع) رفته بودم. پیرمردی فرزانه از تجار قدیم خوزستان مرا دید. خاطره­ای جالب از ۴۰ سال قبل نقل می­کرد. او می­گفت: ۴۰ سال قبل پای منبر پدرت در آبادان بودم. به فاصله­ی کمی از مسجد، کاباره و کازینو بود و جمعی از جوانان به می­گساری و لهو و لعب و قمار مشغول بودند. حضرت آیت الله بر فراز منبر با اشاره به انحراف جوانان فرمودند: "اگر ۲۴ ساعت رادیو و تلویزیون را به ما بدهند، خواهید دید که چگونه این جوانان را تربیت و اصلاح می­کنیم."

سپس آن پیز فرزانه گفت: "به پدر بگویید هنوز ۲۴ ساعت نشده است؟!"

 

۲۳ آبان ۱۳۸۷
گفت و گوی ادیان توسط سیاست مداران

 

جلسه گفت­وگوی ادیان دیروز در سازمان ملل به دعوت پادشاه عربستان سعودی یکی از مهم­ترین  وپر جنجال ترین کارها در حوزه­ی گفت­وگوی ادیان بود. پذیرش گفت­وگوی دینی توسط قدرت­مندان و رؤسای کشورها به عنوان یک واقعیت و ضرورت گام مهمی برای دین­باوری و رسمیت دادن به آن می­تواند تلقی شود؛ اما به این نکات باید توجه کرد:

۱. این مجموعه رهبران سیاسی کشورها بودند. آن­ها قدرت فراوانی در سیاست دارند اما مراجع دین­داران ادیان مختلف دنیا نیستند. تصمیم آن­ها بر دین­مداران تأثیر فراوانی ندارد.

۲. در این اجلاس با حضور رییس جمهور اسراییل تلاش شد تا مشکل سیاسی خاورمیانه به عنوان مشکل دینی بین یهود و اسلام معرفی شود. این در حالی است که مسلمانان و یهودیان در بقیه­ی نقاط دنیا در کنار یکدیگر به خوبی زندگی می­کنند. هر وقت گفت­وگوی ادیان پوششی برای حل مشکلات سیاسی می­شود، تأثیر دینی آن کم می­شود و زمینه­ی قدرت یافتن تندروهای دینی می­گردد.

۳. اطراف گفت­وگو در حوزه­ی دینی باید در میان دین­داران تأثیر مثبت برای همراهی و همکاری ببیشتر بر روی مشترکات بگذارد. گفت­وگو برای تغییر دین نیست ولی قدرت هدایت بشر به سمت همکاری و صلح را دارد. مخالفت سیاسی با رهبران کشورها در بسیاری از موارد که آنان طرف­دار گفت­وگوی دینی شوند منجر به دین­ستیزی می­شود.

با همه­ی این­ها هر گامی در جهت تقویت و گفت­گوی ادیان نیاز امروز است. به خصوص تأثیر آن بر داخل عربستان که سال­هاست تحت تأثیر تفکر سلفی بوده و همین تفکر جوهر افراطی­گری در دنیای اسلام بوده است.

 

۲۲ آبان ۱۳۸۷
فضاسازی رسانه ای اصولگرایان برای آقای خاتمی و رابطه آن با نظرسنجی ها

 

در آستانه­ی انتخابات ریاست جمهوری، راه­اندازی روزنامه توسط خود دولت و یا هواداران دولتی دولت که البته بعید است همه­ی آنان مثل کاندیدای وزارت کشور پیشنهادی آقای رییس جمهور، شخصاً میلیاردر باشند سرعت گرفته است. کار اصلی آن­ها هم عمدتاً به جای تبلیغ دستاوردهای دولت، راه­اندازی جنگ روانی علیه رقبا و به خصوص آقای خاتمی شده است. نمونه­اش تلاش روزنامه­ی جدیدالاحداث آقای بذرپاش، رئیس جوان مرکز مهم کارآفرین و پول­آفرین سایپا است که از وقتی راه­اندازی شده هر روز این به نوعی این رسالت را بر عهده گرفته است. این روزنامه در مطلب امروزش هم مثلاً خواسته جوری برای کاندیداتوری آقای خاتمی خبرسازی کند که باعث دستپاچگی شود و به نوعی کاندیداتوری ایشان از سوی خود آقای خاتمی و یا دوستانش یا اعلام و یا تکذیب شود. ظاهراً این احتمال کاندیداتوری خاتمی بدجوری برای عده­ای کابوس شده است. دوست خوبم محسن امین زاده جواب قشنگی داده؛ اینجا بخوانید. البته این نوع کارهای هواداران وصل به بیت المال دولت فعلی شاید قابل درک باشد. وقتی با وجود رادیو و تلویزیون که مرتب به بهانه­های سفرهای خارجی و داخلی رییس جمهور برای ایشان کلیپ تبلیغاتی می­سازد، و خبرگزاری­های رسمی و دولتی و رسانه­های بزرگی مثل روزنامه­ی ایران و کیهان که باز از بودجه­ی عمومی کشور استفاده می­کنند به ویژه نامه­های تخریب اصلاح طلبان و به خصوص آقای خاتمی به عنوان رقیب اصلی احتمالی آقای احمدی نژاد در یک کار انتخاباتی زودرس تبدیل شده، باز هم از هر جا و توسط هر سازمان و نهادی که از نقاط مختلف کشور نظرسنجی می­کنند، رأی آقای خاتمی فاصله­ی زیادی با آقای احمدی نژاد دارد، می­توان درک کرد چرا این قدر همه­شان به تکاپو افتاده­اند.

 

۲۱ آبان ۱۳۸۷
ریاست جمهوری دو دستی آقای جنتی

 

آیت الله جنتی هفته­ی گذشته در خطبه­های نماز جمعه همان موقع که به شدت از دولت حمایت می­کردند و با اشاره به یک مشت روزنامه که ریخته­اند سر دولت مظلوم به یک عده­ای که حتماً غیر آقای احمدی نژاد بودند اشاره داشتند که این­ها گمان کرده­اند ما دو دستی ریاست جمهوری را به آن­ها تحویل خواهیم داد. بعد شیطان را لعنت کردند و از ادامه­ی حرف منصرف شدند و گفتند به وقتش توضیح می­دهند. هفته­هایی که ایشان خطبه می­خوانند را حتماً گوش کنید. خیلی بامزه است. تصور این­که ریاست جمهوری مثل دبیری شورای نگهبان دو دستی تقدیم می­شود هم یکی از آن نمونه حرف­های بامزه بود. بازم همین جوری!

 

8 4        ۱   ۲    ۳       3  7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.