۱۰ آبان ۱۳۸۶
هالوین

 

هالوین مراسمی است که گویا قدیمی های اروپایی و به خصوص آمریکائی معتقد بودند در اول نوامبر خدا به ارواح خبیثه اجازه می دهد که فرود آیند و بدی و سردی را به زمین منتقل نمایند و به همین دلیل زمستان شروع می شود. بر اساس این دیدگاه خرافی تمامی آمریکا و خیلی از جاهای اروپا مراسم بسیار بزرگی می گیرند و هرکس سعی میکند لباسی بپوشد که متفاوت باشد تا ارواح خبیثه آنان را نشناسند. این مراسم دیشب برگزار شده است. سنتی ها این مراسم را به عنوان یک اعتقاد انجام میدهند. مهم هم نیست که چقدر این اعتقاد خرافی است و آنها هم در دل دنیای متمدن هستند. میگویند این مراسم باعظمت و پرجمعیت هم در دنیا و به خصوص آمریکا برگزار میشود. در جائی خواندم که سیاسی ها و نخبگان هم به این مراسم می روند و مثلاً در آمریکا علیه جنگ افروزی بوش شعار می دهند. آنها میگویند ارواح خبیثه وقتی در شب هالوین به زمین آمده اند، رحل اقامت افکنده اند و یکی از آنان در جایگاه رئیس جمهور آمریکا نشسته است و در دنیا به جنگ افروزی مشغول می شوند. به قول آنها ارواح خبیثه وقتی به زمین بیایند و قدرت در دست بگیرند واقعاً چه شود!

همین جوری! اصلاً هالوین به ما چه!!

 

۰۹ آبان ۱۳۸۶
آقای خاتمی، برای نمایندگی مجلس کاندیدا شوید لطفاً

 

در خبرهای این روزها آمده بود که آقای خاتمی سرلیست کاندیداهای تهران خواهد بود. من همان روز با آقای خاتمی دیدار داشتم و ایشان به طور کلی تصمیم برای کاندیداتوری اش را تکذیب می کرد. نمی دانم با چه انگیزه ای آن تیتر و عکس بزرگ در روزنامه اعتماد ملی آمده بود. طبیعی است وقتی نظر رسمی آقای خاتمی نفی کاندیداتوری خودش هست، نوشته من که میخواهم دلایل ضرورت کاندیدا شدن آقای خاتمی برای انتخابات مجلس را تشریح کنم با اجازه و اشاره ایشان نیست. یقین دارم با صحبت هایی که با ایشان داشته ام تا امروز هم مخالف طرح کاندیداتوری خود برای نمایندگی مجلس است. این توضیح اولیه را دادم که معلوم شود علیرغم مخالفت آقای خاتمی چون من بر خلاف نظر جمعی از دوستان اصلاح طلبم هم چنان بر این باورم که کاندیداتوری ایشان به نفع کشور است دلایل خودم را در معرض افکار عمومی قرار دهم:

۱. اگر آقای خاتمی کاندیدای مجلس شود تقریباً تمام اختلافات موجود در جبهه اصلاحات عملاً منتفی می شود. تمام احزاب اصلاح طلب آمادگی دارند که اگر آقای خاتمی شخصاً کاندیدا شود بقیه لیست را هم با نظر وی تنظیم کنند و این پیروزی بزرگی است.

۲. در صورت کاندیداتوری آقای خاتمی، در تهران و شهرستان ها نیز تکلیف کسانی که می خواهند به اصلاحات رأی دهند روشن می شود. مردم شاید اسم خیلی از احزاب اصلاح طلب را نشنیده باشند. در شهرستانها ممکن است افراد مختلفی خود را کاندیدای اصلاح طلبان معرفی کنند. وقتی در لیست تهران و شهرستان ها، بهترین افراد جدا شود و تنها آن ها اجازه داشته باشند خود را کاندیداهای همراه آقای خاتمی معرفی کنند، با یک تبلیغ سراسری  قطعاً شانس بسیار بالایی برای لیست خاتمی در شهرستان ها وجود دارد.

۳. آقای خاتمی خوشبختانه جزء سیاست مدارانی نیست که شرایط سخت فعلی را درک نکند و خود را از صحنه سیاسی کنار بکشد. به همین دلیل اگر از محبوبیت خود که بخشی از آن به خاطر عملکردش و بخشی به خاطر ناراحتی از وضع موجود در میان مردم وجود دارد به نفع مردم و مصالح کشور بخواهد بهره بگیرد، باید شور جدی در انتخابات مجلس شورای اسلامی به وجود آید؛ و این شور بدون کاندیداتوری آقای خاتمی و سرلیست شدن ایشان خیلی دشوار است.

۴. با این نگاه احتمالاً لیست خاتمی در سراسر کشور اکثریت قاطعی به وجود خواهد آورد و طبعاً خاتمی می تواند رئیس مجلس آینده باشد. حتی خاتمی ظرفیت آن را دارد که در رقابت با هر فردی که کاندیدای ریاست مجلس شود، رأی بسیاری از افراد معتدل و خردگراهای جناح محافظه کار را هم برای ریاست مجلس داشته باشد. ریاست مجلس خاتمی و ورود وی به چرخه قدرت کشور می تواند خیلی به تصحیح روند فعلی کمک کند. در بدترین صورت اگر لیست آقای خاتمی اکثریت هم نیاورد و نتواند کرسی ریاست مجلس را تصاحب کند، باز هم اگر رهبر اقلیت مجلس آقای خاتمی باشد کمتر از وقتی که رئیس مجلس باشد تأثیرگذار نیست؛ قویترین فراکسیون اقلیت تاریخ پارلمان خواهد بود که بدون داشتن مسئولیت اجرایی هم می تواند اقلیت را سازماندهی کند و هم خودش منتقد جدی و مهمی شود که بازتاب دهنده ی نظرات مردمی باشد که نگران آینده کشور هستند.

۵. آقای خاتمی علاوه بر رسالت سیاسی در داخل یک ظرفیت جهانی برای دفاع از اندیشه مترقی دینی دارد. لااقل صدای خاتمی در حوزه دینی در مقابله با خشونت های فراگیر جهانی به نام دین و ایستادگی در مقابل موج اسلام هراسی بین المللی به خوبی شنیده می شود. این نقش را نباید نادیده گرفت. ریاست مجلس و یا رهبری فراکسیون اقلیت منافاتی با ادامه این نقش جهانی ندارد. حتی حضور وی در جایگاه قانون گذاری، مواضع وی را تقویت می کند و در جهان صرفاً به عنوان یک روشنفکر – که متفکران زیاد دیگری هم هستند – شناخته نمی شود بلکه او را اندیشمندی می دانند که هم سخنی برای گفتن در دنیای فعلی را دارد و هم پشتوانه ای در قدرت کشور بزرگ و پر حادثه ی ایران.

۶. حضور آقای خاتمی در قدرت می تواند خیلی از مشکلات سیاسی داخلی و بین المللی را کم کند. او در دنیا به عنوان شخصیت خردگرا شناخته شده است. تندروی و افراط گرایی که پیام مسلط بخشی از حاکمیت امروز ایران به دنیاست در مورد خاتمی صدق نمی کند. به همین دلیل هم می تواند نظرات دنیا را نسبت به ایران تعدیل کند و هم می تواند صدای متفاوتی را از درون حاکمیت به دنیا منتقل کند و هر دوی اینها نیاز امروز کشور است و باعث خواهد شد خیلی از نگرانی های امروزه مردم ایران تقلیل یابد و خطرات سخت احتمالی را اندک کند و کار را بر دشمنان ایران سخت نماید.

۷. اگر چه معتقدم با شرایط فعلی به خاطر جغرافیای سیاسی قدرت در کشور و وضعیت سختی که در این سال ها بر اقتصاد و مسائل اجتماعی ایران مسلط شده، کاندیداتوری آقای خاتمی برای ریاست جمهوری به نفع آقای خاتمی و شاید هم مردم نباشد، اما اگر اتفاق خاصی تا آن موقع بیفتد که خاتمی را هم متقاعد کنند که باید کاندیدای ریاست جمهوری شود با کاندیداتوری مجلس او منافات ندارد. اگر اصلاح طلبان بتوانند تحرک لازم در مردم را در انتخابات مجلس به وجورد آورند می توانند برای ریاست جمهوری یک چهره اصلاح طلب امید داشته باشند ولی اگر در انتخابات مجلس چنین فضایی به وجود نیاید، موفقیت در انتخابات ریاست جمهوری بسیار دشوار است. شاید تنها کاندیداتوری آقای خاتمی بتواند این فضا را برای انتخابات مجلس فراهم کند. به عقیده ی من همه علاقه مندان به سرنوشت کشور باید تلاش کنند تا آقای خاتمی  کاندیدای انتخابات مجلس شود.

 

۰۸ آبان ۱۳۸۶
شاعری از جنس اندیشه

 

با اولین sms امروز که خبر دردناک رفتن قیصر امین پور را می داد، احساس کردم ادبیات و شعر معاصر چه روز دردناکی را آغاز کرده است.

امین پور شاعر تاریخ بود؛ عشق بود؛ جنگ بود؛ حماسه بود و محبت. وجود چنین محتوای متفاوتی در شعر یک شاعر کمتر جمع می شود. به شریعتی عشق فوق العاده ای داشت. شاعر روشنفکر دین داری بود؛ او صاحب مجموعه ای از کمالات شده بود.

آخرین بار، ماه رمضان امسال در مراسمی که احمد مسجد جامعی به مناسبت تجلیل از قرآن دوستان در موزه قرآن گرفته بود او را دیدم. آقای خاتمی هم در آن جلسه بود. مثل همیشه پرشور و با عشق. گمان نمی کردم آخرین دیدارمان باشد اما دست و پنجه نرم کردن طولانی او با بیماری بالاخره او را از پا درآورد و امروز این خبر تلخ بر دل و جان اندیشمندان و شاعران و اهل ادبیات کشور نقش بست.

درگذشتش فاجعه ای تلخ بود که به سهم خود به عالم شعر و ادبیات فارسی و خانواده نازنینش تسلیت می گویم.

 

۰۷ آبان ۱۳۸۶
انتخابات و مجمع روحانیون و آقای خاتمی

 

دیشب به جلسه مجمع روحانیون مبارز رفته بودم. این ایام همه گروه های سیاسی در فکر انتخابات مجلس هستند. اخبار نگران کننده بین المللی که ایران را در آستانه بدترین خطرات ممکن قرار داده است، و تعبیرات تحریک آمیزی که از سوی مسئولان داخلی ارائه می شود و خبرهایی که در این شرایط سخت داخلی و خارجی از ردّ صلاحیت ها می رسد، باعث شده که جریانات سیاسی اصلاح طلب با نگرانی مسائل انتخابات را دنبال کنند. از سوی دیگر اجماعی که در جامعه بر علیه عملکرد دولت در حال شکل گیری است، زمینه را برای اصلاح طلبان خیلی آماده می کند. خوشبختانه بزرگان و تأثیرگزاران اصلی در انتخابات و نیروهای صادق و دل سوز مردم این واقعیت را به خوبی درک کرده اند. البته کسانی هم هستند که در سطوح پایین این واقعیت را درک می کنند، ولی به جای آن که به حرف بزرگان گوش بکنند، خود را می بینند و رسانه های دولتی هم فقط آن ها را می بینند. در هر حال در جلسه مجمع روحانیون مبارز قرار شد کمیته انتخاباتی آن، لیست افراد پیشنهادی را مثل سایر احزاب مشخص کند و جزء ائتلاف آن را ارائه نماید. من اعتقادم بر آن است که آقای خاتمی سرلیست باشد. امروز هم روزنامه اعتماد ملی آن را زده است ولی باز هم امروز که با آقای خاتمی صحبت می کردیم، کاندیداتوری اش را برای مجلس رد می کرد. تا خدا چه خواهد!

 

۰۶ آبان ۱۳۸۶
گشت ثارالله و امر به معروف

 

آقای ناطق نوری در خاطراتش می نویسد:

((در دوران وزارن کشور به سپاه نامه نوشتم و اعلام کردم بنده به عنوان مسئول امنیت کشور اعلام میکنم تهران دیگر نیاز به گشت ثارالله ندارد. بعضی از بچه های سپاه هنوز هم ناراحت هستند و رسوباتش هنوز در ذهن آن ها وجود دارد.

به هر حال، جریانی در خیابان ها راه افتاد به عنوان امر به معروف و نهی از منکر که من معتقد بودم یک جریان سیاسی است. به همین دلیل به محض این که از وزارت کشور کنار رفتم، این باب هم تعطیل شد. گویا همه مسلمان و عابد و زاهد شدند و دیگر احتیاجی به آن نبود. در این رابطه هم با امام صحبت کرده بودم و ایشان فرمودند: امر به معروف و نهی از منکر این نیست که در خیابان بریزند و رعب ایجاد کنند و بزنند؛ بنابراین امام فرمود با این ها اساساً برخورد کن. اولاً این امر به معروف نیست، ثانیاً این هرج و مرج ایجاد کردن در کشور است.))

حالا آن چه که در خیابان های تهران در تابستان امسال گذشت، چه نام دارد؟! خودکشی دختر همدانی چه؟!

 

۰۵ آبان ۱۳۸۶
شهیدان جنگ و فتح الفتوح کلمبیا

 

معاون دفتر رئیس جمهور در مقدمه کتابی که به مناسبت سفر رئیس جمهور به کلمبیا چاپ کرده است، سفر آقای احمدی نژاد به کلمبیا را با عملیات فاو در جنگ تحمیلی و جنگ ۳۳ روزه لبنان مقایسه کرده و در نهایت افتخار فتح الفتوح که از عملیات فاو جنگ حزب الله و اسرائیل مهم تر است را برای سفر آقای احمدی نژاد به نیویورک و دانشگاه کلمبیا اختصاص داده است.

فرزندان این آب و خاک که در یکی از سخت ترین مراحل جنگ با تقدیم شهدای فراوان و جانبازان زیاد شهر استراتژیک فاو را با گذر از آب و در زیر آتش دشمن فتح کردند، سرمایه های تاریخی این مرز و بومند و تا تاریخ هست، هر ایرانی نسبت به رزمندگان ۸ سال دفاع مقدس احترام می گذارند. مقایسه فتح فاو با یک سفر عادی رئیس جمهور بدترین اهانت به جنگ و جبهه و مقاومت ملت ایران است. ظاهراً متملقان در تملق گویی هیچ مرزی نمی شناسند. اگر وقتی بحث هاله نور و معجزه هزاره و سقراط مطرح شد، به قول ابوذر غفاری به دهان متملقان خاک می پاشیدند، امروز سفر پرابهام رئیس جمهور به نیویورک برتر از فتح فاو معرفی نمی شد. کاش مسئولان رسمی دفاع از رزمندگان و جبهه و جهاد و سپاهیان و بسیجیان و ارتشیان جنگ دیده رودربایستی های سیاسی نداشتند و با این حرف های ناروا برخورد می کردند و نمی گذاشتند خون رزمندگان مدافع آب و خاک این ملت این قدر ارزان حراج شود.

 

۰۴ آبان ۱۳۸۶
منزل آقای نوری وکنگره مشارکت

 

دیشب سالگرد برادر آقای عبدالله نوری بود که با جلسات ماهانه ایشان هم زمان شده بود. در این مناسبت خیلی ها سعی می کنند که با آقای عبدالله نوری که با همه ی سوابق و هوش سیاسی اش از وقتی از زندان آزاد شد، دیگر به هیچ کار سیاسی ای در وضعیت فعلی اعتقاد ندارد، دیدار کنند. دیشب با این که منزل آقای نوری جا نداشت ولی خیلی ها آمده بودند. مجلس سنگینی بود. وقتی من رفتم، آقای نوری خودش در حال خواندن دعای کمیل بود؛ با صدایی ریز و بامزه. آقای بادکوبه­ای شعر قشنگی با استقبال از شعر مولانا خواند که به خاطر ورود آقای حاج حسن آقای خمینی و آیت الله بجنوردی و توسلی چند لحظه قطع شد. بعد هم دوست خوبم آقای ادیب منبر رفت.

امروز هم ساعت ۸:۳۰ کنگره مشارکت بود. دیشب به آقا رضا خاتمی sms زدم که صبح زود جمعه چه وقت کنگره است. جواب غیر قابل انتشاری داد. در مراسم امسال کنگره مثل سال های قبل شخصیت های مهم و نمایندگان احزاب گوناگون آمده بودند. آقای خاتمی هم بود. محسن میردامادی به عنوان دبیرکل سخنرانی مفصل و مهمی کرد؛ در مورد اوضاع سیاسی فعلی و انتقاد از موضع دولت بود. کسانی که پی گیر قضایای سیاسی هستند حتماً آن را اینجا بخوانید. نسخه ی انگلیسی و عربی آن را هم تهیه کرده بودند و در اختیار خبرنگاران و سفرای کشورهای خارجی که در جلسه بودند قرار داشت. آیت الله توسلی و عبدالله نوری و تعدادی از اعضای شورای مرکزی حزب اعتماد ملی هم بودند. بعد از جلسه بازار مصاحبه ی خبرنگاران خارجی داغ بود. خیلی ها هم با موبایل عکس می گرفتند. عکس بزرگ دوست خوبم آقای قابل هم به دیوار بود و فرزند قابل هم در ردیف اول کنار آقای خاتمی نشسته بود. حزب مشارکت در ابتدا از کسانی تشکیل شد که در تهران و شهرستانها در ستاد آقای خاتمی برای انتخابات دوم خرداد فعال بودند. اگر چه بعضاً در مناسبتهایی  به دلیل تفکر جمعی حزبی و تصمیمات ناشی از آن مورد انتقادهای موردی آقای خاتمی قرار میگرفت، اما هم چنان باور من این است که مشارکت حزب آقای خاتمی است و اگر آقای خاتمی بخواهد حزبی تأسیس کند افرادی بهتر از اعضای حزب مشارکت فعلی که سینه را در برابر همه ی دشواری ها سپر کرده اند، پیدا نخواهد کرد.

 

۰۳ آبان ۱۳۸۶
ورق پاره های شورای امنیت

 

دیروز آقای احمدی نژاد مصوبات شورای امنیت علیه ایران را ورق پاره هایی خواند که میتواند بر تعداد آنها اضافه شود. اگر چه اعزام آقای جلیلی و لاریجانی برای مذاکره نشان میدهد که باید مذاکرات با دنیا ادامه یابد و آن مصوبات در نگاه درونی ایشان خیلی هم ورق پاره نیستند و با هر یک از این ورق پاره ها کلی مشکلات اقتصادی و سیاسی جبران ناپذیر بر دوش ملت ایران بار می شود، ولی اگر رئیس جمهور هر کشوری مسئول رفع خطر از مردم کشورش هست و باید شادی و آرامش و زندگی خوب را برای مردمش به ارمغان آورد، چرا به دشمنان ایران بی دلیل با این نوع ادبیات هر روز بهانه­ی جدید داده می شود؟ این نوع ادبیات هیچ سودی جز شعله ور کردن خشم آنهایی که میخواهند ایران را نابود کنند ندارد. البته خیلی از صحبت ها هست که نام گوینده را به سر تیتر خبرگزاریهای بین المللی و صفحه اول روزنامه های بزرگ  می برد؛ و خیلی از آن تیترها هم ملتی که به نام آنان حرف زده می شود را به دردسر های بزگ تاریخی می کشاند ولی ظاهراً بد وسوسه­ای است تیتر شدن و  بد هزینه­ای می پردازند، مردمی که افرادی به نام آنان تیتر میشوند.

 

۰۲ آبان ۱۳۸۶
فال گير و دعا نويس و آبله و امیرکبیر

 

در سال ۱۲۶۴ قمری نخستين برنامه دولت ايران برای واكسن زدن به فرمان اميركبير آغاز شد. در آن برنامه كودكان و نوجوانان ايرانی را آبله كوبی میكردند؛ اما چند روز پس از آغاز آبله كوبی به اميركبير خبر دادند كه مردم نمی خواهند واكسن بزنند؛ چون چند تن از فالگيرها و دعانويس ها در شهر شايعه كرده بودند كه واكسن زدن باعث راه يافتن جن به خون انسان می شود.

هنگامی كه خبر رسيد پنج نفر به علت ابتلا به بيماری آبله جان باخته اند، امير بی درنگ فرمان داد هر كسی كه حاضر نشود آبله بكوبد بايد پنج تومان به صندوق دولت جريمه بپردازد. او تصور می كرد كه با اين فرمان همه مردم آبله می كوبند. شماری كه پول كافی داشتند پنج تومان را پرداختند و از آبله كوبی سرباز زدند. شماری ديگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان می شدند يا از شهر بيرون می رفتند.

روز بيست و هشتم ماه ربيع الاول به امير اطلاع دادند كه در همه شهر تهران و روستاهای پيرامون آن تنها ۳۳۰ نفر آبله كوبيده اند. در همان روز پاره دوزی را كه فرزندش از بيماری آبله مرده بود به نزد او آوردند. امير به جسد كودک نگريست و آنگاه گفت: ما كه برای نجات بچه هايتان آبله كوب فرستاديم. پيرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امير، به من گفته بودند كه اگر بچه را آبله بكوبيم، جن زده میشود. امير فرياد كشيد: وای از جهل و نادانی. حال گذشته از اين كه فرزندت را از دست داده ای بايد پنج تومان هم جريمه بدهی. پيرمرد با التماس گفت: باور كنيد كه هيچ ندارم. اميركبير دست در جيب خود كرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حكم برنمیگردد. اين پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز. چند دقيقه ديگر بقالی را آوردند كه فرزند او نيز از آبله مرده بود. اين بار اميركبير ديگر نتوانست تحمل كند. روی صندلی نشست و با حالی زار شروع به گريستن كرد.

در آن هنگام ميرزا آقاخان وارد شد. او در كمتر زمانی اميركبير را در حال گريستن ديده بود. علت را پرسيد و ملازمان امير گفتند كه دو كودک شيرخوار پاره دوز و بقالی از بيماری آبله مرده اند. ميرزا آقاخان با شگفتی گفت: عجب! من تصور می كردم كه ميرزا احمدخان، پسر امير مرده است كه او اين چنين های های می گريد. سپس به امير نزديک شد و گفت: گريستن آن هم به اين گونه برای دو بچه شيرخوار بقال و چقال در شأن شما نيست. امير سر برداشت و با خشم به او نگريست؛ آنچنان كه ميرزا آقاخان از ترس بر خود لرزيد. امير اشک هايش را پاک كرد و گفت: خاموش باش. تا زمانی كه ما سرپرستی اين ملت را بر عهده داريم، مسئول مرگشان ما هستيم. ميرزا آقاخان آهسته گفت: ولی اينان خود در اثر جهل آبله نكوبيده اند. امير با صدای رسا گفت: و مسئول جهلشان نيز ما هستيم. تمام ايرانی ها اولاد حقيقی من هستند و من از اين می گريم كه چرا اين مردم بايد اينقدر جاهل باشند كه در اثر نكوبيدن آبله بميرند. 

 

        از کتاب امیرکبیر محمود حکیمی

 

۰۱ آبان ۱۳۸۶
افراطیون اصولگرا و دستپاچگی اصلاح طلبان

 

مسابقه ی نفی تندروها در جبهه ی اصلاحات و توسط رهبران و اعضای این جناح سیاسی پوست خربزه ای است که محافظه کاران زیر پای اصلاح طلبان انداخته اند. من شخصاً با اینکه نمیدانم مرز تندروی کجاست و اگر بعضی ها که تندرو معرفی میشوند، نبودند آیا امروزاز نظر محافظه کاران، تندروهای اصلی افرادی مثل آقای خاتمی یا کروبی نبودند؟ اما به طور کلی عدم حضور تندروها را در این دوره ی انتخابات یک کار مفید سیاسی میدانم؛ اما وقتی آقای فلاحیان از سعید امامی که همه ی مسئولان اصلی آن روز کشور در جریان قتلهای زنجیره ای وی را مقصر می دانستند، با عناوین مثبت یاد می کند، و یا نمونه های فراوان دیگر افراطی گری در جناح محافظه کار که فراوان است، آیا یکی از جبهه ی اصول گرایان و محافظه کاران آنان را به صورت علنی تندرو جبهه ی اصول گرایی مینامد که این قدر دستپاچه هرکسی از اصلاح طلبان مصاحبه می کند فقط به افراطیون جبهه ی اصلاحات حمله می کند؟ حداقل انتظاری که از اصلاح طلبان میرود این است که به نفی تندروی و افراطی گری در همه ی جریانات سیاسی بپردازند و باور داشته باشند که افراطیون جبهه ی محافظه کاران که ضربه های اساسی به آوازه ی مردم ایران زدند نیز باید در انتخابات حذف شوند تا انتظار حذف افراطیون جبهه ی اصلاحات امکان پذیر باشد.

 

8   4       ۱    ۲    ۳      3 7
© Copyright 2003-2020, Webneveshteha.com. All rights reserved.