۱۰ آبان ۱۳۸۵
شوقی ولامارتین بهانه ی گفتگوی فرهنگی پاریس

 

این روزها در پاریس و در مقر یونسکو به همت مشترک یونسکو وموسسه عبدالعزیز بابطین کویت سمیناری در مورد دو شاعر عرب و فرانسوی (احمد شوقی و لامارتین) برگزارشده است که به قول خود مسئولان سمینار، بهترین جلوه ی گفتگوی فرهنگها وتمدنهاست احمد شوقی در سال  1868 همزمان بادرگذشت لامارنین به دنیا آمد. وی بعد از اینکه شاعر بنامی شده بود در اوایل قرن بیستم با سفر به فرانسه با آثار لامارتین آشنا شد وبسیاری از اشعار اورا به عربی وبه صورت شعر  ترجمه کرد . به  احمد شوقی امیر شعر عربی میگویند .او برای اولین بارنمایشنامه شعری را در زبان عربی پایه گذاری کرد. لامارتین شاعر رمانتیک فرانسوی بود که علاوه بر آثار شعری 6 جلد کتاب به عوان تاریخ ترکیه نگاشته که  نام جلد اول انرا زندگی محمد (ص) گذاشته که در ان اسلام را با زبان وادبیات مسیحیت قرائت ومعرفی کرده است. وی میگوید اسلام همان مسیحیت پاک شده است. این ارتباط معنوی باعث شده که سمینار مشترک شعر عربی وفرانسوی در یونسکو برگزار شود. مسئولان سمینار خیلی علاقمند بودند که آقای خاتمی به عنوان مبتکر اندیشه ی گفتگوی تمدنها در افتتاح این مراسم شرکت کند. دیروز که افتتاحیه ی این سمینار بود کاملا مشخص بود که غرب و مسلمانها به چنین بهانه هایی احتیاج دارند وبه نفع دو طرف است که صداهای بلند خشن که از یکسو به بهانه ی جنگ پیشدستانه و از سوی دیگر به عنوان انتقام، دنیا را به کام جنگ میبرند منزوی شوند و از ادبیات مشترک برای ملایم کردن فضا بهره ببرند. علیرغم همه ی بی مهری های  اصحاب قدرت در داخل نسبت به اقای خاتمی ولی تقریبا این یک واقعیت پذیرفته شده است که  یکی از پر پتانسیل ترین افراد برای ایجاد آرامش و صلح در دنیای فعلی با نگاه به دین، آقای خاتمی است. به همین دلیل هم در جلسه ی دیروز افتتاح مراسم  اولین سخنران آن آقای خاتمی بود. در سخنان عمروموسی دبیرکل اتحادیه عرب و ماتسورا رئیس یونسکو و پیام آقای ژاک شیراک و پاپ بندیکت  که بعد ار سخنان آقای خاتمی ایراد شده است نیز به مسئله ی گفتگوی فرهنگها اشاره شده وخواستار پایان رویاروئی های فعلی که بنام دین صورت میگیرد شدند. دنیای اسلام وغرب باید از این اندیشه های متسامح استفاده کنند وجلو خشونت را در جهان سد کنند والا هم غرب و هم جهان اسلام ضربه ی غیر قابل جبرانی خواهد خورد.

۰۹ آبان ۱۳۸۵
نظام یعنی چه؟

 

یک بار در سفر آقای خاتمی در دوران ریاست جمهوری به یکی از استانها، نشد که مسئول عالی رتبه ی روحانی منطقه در بدو ورود به داخل هواپیما برود. آنها قهر کردند و از مراسم استقبال رسمی خارج شدند. ظهر که آنها را دیدم، گفتند ما احساس کردیم نظام تضعیف شد. وقتی آقای هاشمی رفسنجانی نامه ی امام را منتشر کرد، خانم رجبی معروف نوشت که اسناد نظام را از هاشمی بگیرید، هاشمی نظام را تضعیف می کند. اخیراً که آقای خاتمی به سفر آمریکا رفت و موج حمایت های مسلمانان و مخالفت صهیونیستها را برانگیخت، نماینده ی ولی فقیه در سپاه پاسداران گفت خاتمی به عنوان روحانی وابسته به نظام بود و عزت و اقتدار نظام را کاهش می دهد. دو سه روز پیش هم خبرنگار کیهان از سخنگوی دولت پرسید سفرهای خاتمی از رانت ریاست جمهوری است در حالی که در سخنانش نظام را تضعیف می کند.

واقعاً نظام یعنی چه؟ یعنی می شود که رئیس جمهور و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام که مورد تأیید رهبری بوده اند آن را تضعیف کنند و یک روحانی محلی و خانم الهام و خبرنگار کیهان و دهها آدم در این سطح، قصد تقویت آن را داشته باشند؟!

 

۰۸ آبان ۱۳۸۵
تغییرات اساسنامه ای مجمع روحانیون مبارز

 

وقتی آقای کروبی بعد از انتخابات ریاست جمهوری از مجمع روحانیون مبارز رفتند و حزب تأثیرگذار اعتماد ملی را بنیان نهادند، مجمع روحانیون مبارز در جلسه ای آقای خاتمی را به عنوان رئیس و آقای موسوی خوئینی را به عنوان دبیرکل انتخاب کردند. اما چون در اساسنامه چنین ترکیبی پیش بینی نشده بود، هیأتی  انتخاب شد تا پیش نویس اساسنامه جدید را تهیه کند. پس از پایان کار این هیأت، پیش نویس به شورای مرکزی ارائه و نهایتاً اساسنامه ی جدید تصویب و طبق قانون برای تأیید به وزارت کشور ارسال شد. در اساسنامه جدید پست دبیرکلی حذف و به جای آن دبیر مجمع پیش بینی شده است که زیر نظر رئیس کارهای مجمع جریان یابد. این اساسنامه مورد تصویب وزارت کشور قرار گرفت و در یکی دو هفته ی پیش به مجمع ابلاغ شد. طبیعی بود که با اساسنامه ی جدید باید دبیر مجمع انتخاب میشد تا بتواند با همکاری رئیس که آقای خاتمی است کارهای اجرائی و جاری مجمع را رتق و فتق کند. دیشب در جلسه ی مجمع، آقای موسوی لاری که از مؤسسان مجمع روحانیون مبارز است و از دیرباز با آقای خاتمی همکاری داشته به عنوان دبیر مجمع برگزیده شد. از این پس آقای خاتمی در عنوان رسمی رئیس و آیت الله موسوی خوئینی مثل همیشه به عنوان یکی از اصلی ترین سیاستگزاران، در شکل دهی و راهبری اهداف مجمع روحانیون مبارز با بازوی اجرائی آقای موسوی لاری و همکاری گروهی اعضای شورای مرکزی اقدام خواهند کرد. مجمع روحانیون مبارز در شرایط فعلی که اندیشه های دینی غیرمترقی و واپسگرا فعالتر و قدرتمندتر از همیشه هستند، مسئولیت مضاعفی دارد که باید تلاش کند به وظیفه ی تاریخی خود عمل نماید.

 

۰۷ آبان ۱۳۸۵
وبلاگهای دینی

 

چندی پیش، فرصتی شد با مسئولان دفتر توسعه ی وبلاگ دینی دیدار داشته باشم. رابطه ی حوزه و وبلاگ در عمر کوتاه وبلاگ نویسی دارای فراز و نشیب های زیادی بوده است. طبیعی است در ایران که حکومت خود را نگران هر نوع اطلاع گیری جامعه از مجاری غیر رسمی می داند، با وبلاگ که آزادترین و شخصی ترین و بی کنترل ترین رابطه را با جامعه برقرار می کند نمی تواند ارتباط خوبی داشته باشد. جریانات حوزوی و دینی نیز به همین دلیل در ابتدا با وبلاگ قهر بودند؛ اما بنا به طبیعت آزاداندیشی و مستقل نگری نسبی که در بدنه ی حوزه و در میان بسیاری از طلبه ها وجود داشت، در ابتدا احساس استفاده از این ابزار در جهت اهداف دینی، و سپس استفاده از وبلاگ بدون قید ابزاری باسرعت رواج پیدا کرد و محیط وبلاگ هم خودی شد. دوستانی که من با آنان ملاقات کردم، طلبه هائی بودند که نه تنها وبلاگ برای آنها خودی بود، بلکه دفتر توسعه وبلاگ دینی درست کرده اند. حرف های امیدوار کننده و جالبی می زدند. می گفتند فلان مقام تأثیرگذار در حوزه، که من حدس می زنم اصلاً نداند وبلاگ چیست، پیشنهاد کمک به این امر کرده است. از کارهای جالب تر آنان این است که لیست ۳۵۰ نفره از اساتید حوزه تهیه کرده بودند که باحوصله و باپشتکار به منزل بسیاری از آنان رفته اند و وبلاگ سازی و وبلاگ نویسی را به آنها آموزش داده اند. ۸۰۰ نفر طلبه هم وبلاگ خود را راه اندازی کرده اند. تاکنون چندین سمینار هم به کمک و باحمایت مسئولان رسمی برگزار کرده اند. به رسم معمول که می گویند من کوچکتر از آنم که نصیحت و توصیه ای بکنم و بعد مفصل نصیحت و توصیه می کنند، من هم بعد از این که گفتم کوچکتر از آنم که توصیه ای داشته باشم، گفتم سعی کنید وبلاگ های دینی، با متر محدود جریانات سیاسی اندازه گیری نشود. از حکومتی ها کمک بگیرید، ولی خودتان مستقل باشید. سعی کنید اندیشه های مترقی دینی که در حوزه ها فراوانند ولی رسانه های رسمی صدای آنان را انعکاس نمی دهند را بیشتر به وبلاگ نویسی تشویق کنید. مخاطبان وبلاگ ها، همه ی اقشار هستند؛ کاری کنید که همه ی قرائت های دینی در وبلاگ های دینی باشند و خیلی حرف های دیگر. و باز هم در آخر گفتم من کوچکتر از آنم که توصیه ای بکنم! ولی خداوکیلی بر و بچه های دفتر توسعه ی وبلاگ دینی هم انصافاً معتقد به چنین حرف هایی بودند. در هر حال مهمترین نکته ی مثبت این است که وبلاگ دیگر منطقه ی ممنوعه ی دینی نیست و این برای رشد فکر و اندیشه در ایران بسیار مؤثر است.

 

۰۶ آبان ۱۳۸۵
غضنفرهای سیاسی انتخاباتی

 

در ادبیات سیاسی مسأله ی غضنفر و مارادونا خیلی معروف است. تمثیلش را حتماً شنیده اید. می گویند یک تیم فوتبال وطنی می خواست با تیمی که مارادونا در آن بازی می کرد مسابقه دهد. قرار شد یک نفر از بازیکنان یکسره مراقب مارادونا باشد که او را مهار کند. وقتی بازی شروع شد یکی از بازیکنان خودی چند تا گل به دروازه ی خودی زد. مربی به آنکه مراقب مارادونا بود، گفت مارادونا را ول کن، مواظب غضنفر باش.

این تمثیل در حوزه ی سیاست خیلی کاربرد پیدا کرده است. جناح محافظه کار و اصلاح طلب، هر دو غضنفرهای زیادی دارند و درست مثل وقتی که در مسنجر pm می دهید همه invisibleها فعال می شوند، در ایام انتخابات هم آنها، فعال می شوند؛ با این فرق که رسانه ی ملی و رسانه های فراوان محافظه کار از غضنفرهای خودشان حرفی بروز نمی دهند ولی صدا و سیما و اخبار ۲۰:۳۰ و باشگاه خبرنگاران جوان و البته کیهان و لثارات و بقیه روزنامه های مشابه آغوش تبلیغاتی خود را با سخاوت کامل برای غضنفرهای اصلاح طلب باز می کنند. البته از خصوصیات برجسته ی غضنفرها هم این است که دوست دارند مطرح شوند و در دوران انتخابات این فرصت به خوبی فراهم می شود. نامردی هم این است که وقتی صدا و سیما و بعضی رسانه ها می خواهند آمار بیطرفی بدهند، همین گفت و گوها را هم به عنوان حضور همه ی گروه ها در رسانه ی ملی به حساب می ریزند.

غضنفر بازی است که به نحوی بنویسیم تا به افراد مشخصی اشاره شود ولی کاش غضنفرهای اصلاح طلب بفهمند که به نفع خودشان هم نیست که چنین کنند.

 

۰۵ آبان ۱۳۸۵
اگر تعطیلات عید فطر جایگزین نوروز شود

 

از گوشه و کنار اطلاع می رسد که تعطیلی بی مقدمه ی چهار روزه برای عید فطر، مقدمه ای است برای کم کردن تعطیلات نوروز. در بعضی سایت های نزدیک به دولت، از این حرکت به عنوان نماد اسلامگرایی و مبارزه با خرافات یاد شده است. اگر چنین باشد، تقابل سنت های ملی و مذهبی از بدترین و خطرناک ترین کارهای ممکن است که هم سنت های دینی و هم سنت های ملی را نابود می کند. اهمیت و عظمت تاریخی ایران و ایرانیان این بوده که آغوش خود را بر روی اسلام باز کرد و آسیا – که امروز بیشترین جمعیت مسلمان در آنجاست – را هم مسلمان کرد ولی دست از سنت های ملی خود برنداشت. زبان فارسی را به عربی تبدیل نکرد و به ایرانی بودن خود افتخار کرد. سمبل ماندگار ایرانی بودن هم در نوروز است. مبارزه با سنت های ملی مثل مبارزه با سنت های مذهبی است. همچنان که هیچ کس نمی تواند در ایران در مبارزه با دین موفق شود، کسی هم نتوانسته در مبارزه با ایرانیت و سمبل های آن توفیق یابد. نگرانی از این است که با شعارهای مذهبی به جنگ سنت های ملی بروند و در نتیجه ایران را به سمت بی هویتی دینی و تاریخی بکشانند.

 

۰۴ آبان ۱۳۸۵
رمضان و صدا و سیما

 

مدتی است که برنامه های دینی، در صدا و سیما از شلوغ بازیهای کاسبکارانه فاصله ی نسبی گرفته است. در ماه رمضان فرصت بیشتری بود که به خصوص در شب ها مشتری برنامه های مذهبی صدا و سیما بودم. آدم هایی آرام و متین از اصول اخلاقی و دینی حرف می زنند. دعاها را بدون سیاسی خوانی های مداحان ویژه پخش می کردند. خدا کند این روش ادامه پیدا کند. بسیاری از ناهنجاریهای دینی این روزها، نتیجه ی جولان جریان های متحجر و دکان دار گذشته در صدا و سیماست.

اگر آنچه از اصول اخلاقی برآمده از مکتب اسلام در صدا و سیما در این ماه رمضان گفته شد، در جامعه هم عملی می شد چه می شد! در این ده شب آخر گاهی سخنرانی افرادی مثل آقایان مصباح و یا سید احمد خاتمی را می شنیدم که در خبرگان هم ثبت نام کرده بودند و اعلام هم نموده بودند؛ ولی نمی دانم چرا به خاطر حفظ ظاهر هم که شده، گمان نمی بردند استفاده ی از این رسانه ی ملی رقابت انتخاباتی آنان را لااقل از نظر اخلاقی دچار خدشه می کند. یک بار هم شنیدم که یکی از بزرگواران ثبت نام کرده، خیلی در فضیلت عدالت صحبت می کرد.

در سریالهای رمضانی، فیزیکال کردن اصول معنوی و داستان های انبیا را من می پسندم. زبان هنر همین است و در همه جای دنیا هم چنین می کنند. اختلاف نظرهای سیاسی دلیل نمی شود که کارهای خوب را هم نادیده بگیریم.

 

۰۳ آبان ۱۳۸۵
ازدیاد جمعیت ایران. نفربر نه نفر

 

دیروز رفته بودم دیدنی عید یکی از مسئولان عالیرتبه ی البته سابق. صحبت از آخرین حرف جنجالی والبته مهم آقای احمدی نژاد شد که با فرزند کمتر مخالفت کرده اند. یکی از استاندار های دوران آقای خاتمی هم آنجا بود. میگفت سالها قبل مصوبه ای به ما رسید که در همه ی کشورو بخصوص در استانهای پر جمعیت و در میان خانواده های عیالمند امکانات تشویقی برای جلوگیری از تکثیر نسل انجام شود. استان ما هم دارای نرخ بالای جمعیت بود. با بیمارستانها هماهنگ کردیم که برای ممانعت از بچه دار شدن آقایان وخانمها مجانا اقدامات لازم را انجام دهند.ازبعضی از روستاها هم خانواده های پر جمعیت را با تشویقهای مکرر با اتومبیل دولتی به شهر می آوردیم تا در بیمارستان بستری شوند ودر نتیجه دیگر بچه دار نشوند. حالا که آقای رئیس جمهور تشویق به بچه دارشدن میکند، نمیدانیم جواب آن خانواده هارا چه بدهیم؟ من هم گفتم لابد نسلی که با این فرمان متولد میشود بجای نفر، نفربر خواهد بود چون آقای رئیس جمهور گفته اند، غرب دارای مشکل رشد منفی جمعیت است ومیترسند که ما بر آنهاغلبه کنیم. من هم البته معتقدم اگر خدای ناکرده این توصیه آقای رئیس جمهور که باز تازگی ها گفته اندهمه ی ملت حامی ایشان است، عملی شود نسلی که به دنیا خواهد آمد نفربر خواهند بود که نه غرب را بلکه اقتصاد و ثروت و کیان کشور ایران را نشانه خواهند گرفت.  

۰۲ آبان ۱۳۸۵
نماز صمیمی عید فطر

 

نماز عید فطر یکی از مراسمی است که خیلی ها در آن شرکت میکنند.بعد از یک ماه رمضان که بالاخره در زندگی همه، چه آنها که روزه گرفته اند یا آنهایی که نتوانسته اند روزه باشند بنوعی تاثیر میگذارد، نماز شکر یک ماه عبادت وسبکبالی برگزار میشود. عید فطرعلاوه بر عید وشادمانی، یک اتفاق هم هست وبه همین دلیل تعدادشرکت کنندگان در نمازهای عید فطر خیلی  غیر مترقبه وفوق العاده است. در نماز عید فطر، جدای از مراسم رسمی که معمولا در جایگاههای نماز جمعه وبه امامت ائمه جمعه برگزار میشود، در مساجد محلات مختلف امامان جماعت نیز نماز عید برپا میکنند. خوبی این کار این است که فضای تکبیر و نماز شادی بخش عید فطر در همه ی محلات طنین انداز میشود. امروز تهران  هوای خوبی داشت . نم نم باران هم فضارا رمانتیک کرده بود. من صبحی به نماز عید محله مان رفتم.نشاط وشادابی وتمیزی واستفاده از رنگهای روشن حکایت روزعید میکرد.یشنمازمحله ما صدای گرمی داشت. فقط یک کوتاه جملاتی از علی علیه السلام را ترجمه کرد و نماز وتکبیر های عید را خودش خواند ومردم هم اورا همراهی کردند. زود هم تمام شد. مسجد محله کوچک بود ولی از مردم محلی پربود.  روز عید فطر یک جورائی گویا درزمین وآسمان محبت و صمیمیت پراکنده است. کاش عید فطر قابل تکثیر به  روزهای دیگر خدا هم بود.

۰۱ آبان ۱۳۸۵
منزلت سیاسی سازمان مدیریت در طرح غیر قانونی رئیس جمهور

 

دوست خوبم آقای محمد ستاری فر، معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی دولت آقای خاتمی یادداشتی در مورد طرح اخیر رئیس جمهور برای وب نوشت نوشته اند که اینجا آن را میبینید:

 

جهت ایجاد یک تحرک اساسی برای "توسعه مناطق و استان ها" در زمان تدوین اسناد قانونی چشم اندار سیاست های کلی و برنامه ی چهارم، مقرر شد برای اولین بار در طول ۶۰ سال نظام برنامه ریزی کشور، نسبت به سند توسعه ی استانی که دربرگیرنده ی ظرفیت ها و استعدادهای آن باشد و چگونگی جایگاه توسعه ای را برای آینده مشخص کند، تدوین و تصویب شود.

این سند توسعه ی استانی که باید در چارچوب اهداف چشم انداز ۲۰ ساله تدوین و تصویب میشد، تعیین کننده ی چگونگی توسعه ی استان و جایگاه تقسیم کار استان در توسعه ی ملی کشور می باشد و مقرر شده بود از جمع آوری ۳۰ برنامه توسعه استان تحت عنوان "سند توسعه استان با رویکرد ملی" و تلفیق آن سند توسعه کشور با رویکرد جهانی تدوین، تصویب و به مرحله ی اجرا گذاشته شود.

همچنین در زمان دولت جناب آقای خاتمی، مقرر شده پا به پای این سند توسعه استانی نسبت به ارتقای منزلت استانداران اقدام گردد و آنها از منزلت "سیاسی – امنیتی" و وابستگی به وزارت کشور به منزلت بالاتری که "اقتصادی – اجتماعی – توسعه ای" است، ارتقا پیدا کرده و پاسخگوی کلیت دولت و رئیس جمهور باشند نه وزارت کشور. این استانداران در چنین شرایط به مثابه ی رئیس جمهور استان ارتقاء مقام پیدا کرده و کابینه ی آنها در استان ها شورای برنامه ریزی استان (متشکل از مدیران کل وزرا در استان ها) و سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان نیز ارتقا مقام پیدا کرده و بودجه ریز و تشخیص دهنده امکانات و منابع می گردید و کلیه اختیارات سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور در تهران به استانها منتقل می شد.

جهت تحقق این مهم فرایند انتخاب و انتصاب استاندار و رئیس سازمان مدیریت استان نیز دچار دگرگونی می شد و بنا بود در چارچوب برنامه ها این دو توسط کمیته ای (معاون اول / وزیر کشور / رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور) گزینش و سپس این دو پس از شرکت در دولت و طرح برنامه های خود و پس از تصویب هیأت دولت با حکم رئیس جمهور مشغول به کار شوند جهت عملیاتی کردن برنامه ی توسعه ی استان. با این فرآیند استانداران دیگر وابستگی تام و تمام به وزارت کشور نداشته بلکه باید پاسخگوی رئیس جمهور و دولت باشند چون توسعه ی استان مقوله ای در ارتباط با همه ی وزراء و دولت است نه فقط وزارت کشور.

اگر این فرایند شکل گیرد، بی شک مناطق، استان ها و کشور شاهد مشارکت همه جانبه تر، بالنده تر، عدم تمرکز گسترده تر، سرعت در عملیات، کاهش هزینه ها و غیره میگردد.

متأسفانه ابلاغیه ی اخیر ریاست محترم جمهور مبنی بر انتزاع مراکز استانی سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور و ادغام آنها نه تنها در این راستا نیست و نه تنها خلاف قانون می باشد، بلکه فرایند ارگانیکی و مینیاتور نظام سیاست گذاری، برنامه ریزی، بودجه ریزی، تشخیص نظارت و ارزشیابی را دچار خدشه کرده و ضربات جبران ناپذیری را باعث می شود.

علاوه بر این ابلاغیه ریاست جمهوری، به جای این که استانداران سیاسی – امنیتی را به استانداران اقتصادی – توسعه ای ارتقا دهد، این سازمان مدیریت استان است که از وضعیت اقتصادی – توسعه ای به وضعیت سیاسی – امنیتی تنزل پیدا کرده و چگونگی این مناطق با این رویکرد و ادغام دچار مشکل و ابهام اساسی شده است.

 

8   4       ۱    ۲    ۳      3 7
© Copyright 2003-2019, Webneveshteha.com. All rights reserved.