۳۰ آبان ۱۳۸۴
رابطه معنویت و طرفداری از حکومت

 

رابطه شخصی انسان با خدا و معنویت، یک واقعیت انکار ناپذیر است.

در کشوری مثل ایران که حکومت آن دینی است دو اشتباه بزرگ در این حوزه وجود دارد.

یکی از سوی کسانی که در حکومت هستند و گمان می برند اگر هر کسی با خدا رابطه دارد و در مواقع سختی ها به درگاه او پناه می برد، به این معناست که حکومت اسلامی را با همه ابعاد آن قبول دارند و آنانرا پشتوانه حکمرانی خود می دانند.

اشتباه دیگر از سوی کسانی است که وقتی احساس نیاز به معنویت و رابطه با خدا دارند، از این کار منصرف می شوند چون گمان میبرند این کار به معنای همراهی با حکومتی است که همه ی کارهای آن را قبول ندارند.

واقعیت این است که انسان، در مواردی نیاز به معنویت و رابطه با خدا دارد. این یک رابطه شخصی است که مثل عشق های زمینی، می تواند روح انسان را آرام کند و تعالی بخشد.

 

۲۹ آبان ۱۳۸۴
یواشکی

 

در فیلمی که این روزها با نام دیشب باباتو دیدم آیدا اکران شده تلنگر هشدار دهنده ای دارد: در زندگی هرکس بخش یواشکی وجود دارد. این از خصوصیات همه انسانهاست. بخش یواشکی به معنای این نیست که رفتار های  این حوزه انسانها الزاما بخش منفی زندگی آنهاباشد، حتی آدمهای خیلی خوب هم دوست دارند اعمال خیر خود را یواشکی انجام دهند. کسانیکه تظاهر میکنند این بخش را از زندگی خود حذف کرده اند بیش از دیگران میدانند که ریاکاری میکنند. در آموزه های دینی هم تجسس و تحقیق در رفتار و زندگی خصوصی وشخصی آدمها از گناهان بزرگ شمرده شده است . خصوصیت خداوند هم که در دعاها و روایات فراوان به آن اشاره شده این است که اگرچه خداوند بخش یواشکی انسانها را میداند اما هرگز اجازه نمیدهد دیگران از این رفتارها  مطلع شوند ولذا " خیرالساترین " نام گرفته است. بنا به همه تحقیقات جدی آفت اصلی در خانواده ها و حوزه های فردی تحقیق در بخش یواشکی انسانهااست که معمولا به از هم پاشی بنای زندگیهاو دوستیها میانجامد. در حوزه اجتماعی و حکومتی نیز بزرگترین آسیب جامعه و خود حکومتگران همین رفتارهاست. زیرا معمولا حکومتها سعی میکنند با وسایل وامکاناتی که دارند از  بخش یواشکی انسانها مطلع شوند واز آن به عنوان پرونده ای برای رام کردنشان استفاده نمایند. چنانچه زیر بنای بسیاری از اتهامات واعترافات، اطلاع حکومت از بخش یواشکی انسانهاست. البته تجربه نشان داده که کسانی که کارشان اطلاع از حوزه یواشکی انسانهاست خود دارای بیشترین بخش یواشکی در زندگی هستند و بدترین بخش زندگی آنها نیز همین بخش زندگی آنهاست. بزرگترین حرمتی که به انسانها میتوان روا داشت این است که حریم خصوصی زندگی آنها که ساناز در این فیلم آن را بخش یواشکی زندگی  مینامد رعایت شود. البته طیبعی است که در مورد بخش یواشکی فردی میگویم . کارهای یواشکی ضد ملی و یواشکی سیاسی از این بحث من واز موضوع فیلم خارج است.

داشت یادم میرفت که از دست اندرکاران این فیلم یاد کنم وخدا قوت به انها بگویم. هنرمندان همیشه بلندترین حقایق بشری را در بهترین وموثر ترین شکل ارائه میکنند.

 

۲۸ آبان ۱۳۸۴
آیت الله خادمی و آقای عبد الله نوری

 

در یکی از گعده ها، صحبت از علمای دینی قدیم شد که جزئی از مردم بودند، شوخی می کردند، به درد دل مردم می رسند، مشکلات شخصی و خانوادگی آنها را حل می کردند و پناه مردم بودند.

آقای عبد الله نوری هم بود. می گفت علاوه بر این ها، علمای قدیم خیلی بی کینه و ضمنا صریح بودند. بعد بر اساس رسم گعده ها خاطره ای نقل کرد. می گفت در انتخابات مجلس از اصفهان، من و آقایان واقفی و معزی و صالحی نماینده مردم شدیم. آیت الله خادمی یکی از روحانیون نامدار آن منطقه بود که تا آخر هم در سیاست دخالتی نکرد.

به دلیل اهمیت وی نزد مردم، تصمیم گرفتیم بعد از پایان انتخابات با ایشان دیدار کنیم. گوشش سنگین شده بود و حوصله حرف شنیدن زیاد نداشت. آقای صالحی شروع به سخن کرد. طبق معمول آن روزها این دوست ما مقدمه چینی کرد که ما علاقه مند به شزکت در انتخابات نبودیم و می خواست بعد اضافه کند که احساس تکلیف کردیم و وظیفه شرعی بود وگرنه ما به سراغ دنیا و دنیا خواهی نمی رفتیم! تا این دوست ما گفت که علاقه مند به شرکت در انتخابات نبودیم، بلافاصله آیت الله خادمی زد توی ذوقمان و گفت خوب کاندیدا نمی شدید!

آقای نوری می گفت حرف در گلویمان خشک شد و به هم نگاه کردیم و از آیت الله خداحافظی کردیم و بیرون آمدیم.

 

۲۷ آبان ۱۳۸۴
معنای سمبلیک مرگ عقاد

 

دربین اخبار گذرای هفته پیش، خیلی کوتاه آمد که مصطفی عقاد خالق فیلم محمد رسول الله وعمر مختار قربانی تروریزم مذهبی شد. البته عقاد یک روزی میمرد، اما در نگاهی دقیقتر  مرگ اینچنینی بسیار پر معنا بود. معمولا کار هالیوود ارائه هنر غیردینی ویا ضد دینی بوده است ،ولی تنها عضو هالیوود که هنر متعالی اش را برای معرفی تاریخ پیامبر اسلام به کار گرفت ، تنها قربانی خشونتی شد که بنام دین محمد رسول الله ترور میکنند. عقاد هالیوودی با هنرش میلیونها انسان جهان را با اسلام وپیامبرش پیوند زد و تروریست های دینی ملیونها انسان را برای همیشه ودر طول تاریخ از اسلام متنفر کردند. این قانون را در خیلی از جاها میتوان جاری دانست.

 

۲۶ آبان ۱۳۸۴
فرق انتقادهای ما و محافظه کاران

 

اینکه هر دولتی منتقدانی داشته باشد امری کاملا طبیعی است. ما منتقدان و احیانا مخالفان خیلی از تصمیم های دولت احمدی نژاد هستیم. جریان محافظه کار هم در طول 8 سال گذشته منتقدان و مخالفان دولت خاتمی بودند. با یک فرق کوچک. آنها از قبل از آمدن خاتمی اعلام کردند که آمدن او مخالف امنیت ملی کشور است و وقتی آمد تقریبا همه مراکز امنیتی و اطلاعاتی و قضائی و رسانه ملی را در طول 8 سال در اختیار داشتند و با قدرت عملی بیشتر از دولت، انتقاد ها و مخالفت های خود را ابراز می کردند و از خود خاتمی تا هر کس که در هر گوشه ای از کشور ابراز دلبستگی به این اندیشه می کرد مورد تهدید "عملی" قرار داشت ولی مخالفان دولت فعلی، اگر رمقی در آنها مانده باشد به نقد نوشتاری و گفتاری می پردازند که به دلیل تسخیر اکثر رسانه ها، در جایی هم انتشار نمی یابد.

این هم خوش شانسی آقای احمدی نژاد است.

شاید بهترین تعبیر این باشد که آنها کار شکنی می کردند و ابزار تنفیذ کار شکنی های خود را هم داشتند ولی مخالفان دولت فعلی فقط علاقه مندند نقد منصفانه کنند که ابزار آن را هم ندارند.

حالا اینکه چرا جامعه با همین نقد دست و پا شکسته همراه می شود و با آن همه تخریب و کار شکنی همراه نمی شد راز دیگری دارد که جامعه شناسان باید آن را بازگو کنند.

در یک کلام: مجموعه فعلی نمی توانند بگویند نگذاشتند کاری بکنیم.

 

۲۵ آبان ۱۳۸۴
آقای سرابی

 

در ماه رمضان سریالی در ایران پخش می شد که یک نفر در نقش شیطان گاهی به صورت زن و گاهی به صورت مرد ظاهر می شد و وسوسه می کرد. وقتی مرد بود اسمش آقای سرابی بود.

مواردی شبیه به این کار را در فیلم های غیر ایرانی هم انجام می دهند. هدف از این کار هشدارهای اخلاقی است.

ملت جک پرور ما در خوشمزگی نظیر ندارند و به سرعت برق در مورد حرفها و مطالب تلویزیونی و یا سخنان مسئولان جک درست می کنند. در یک sms خواندم کسی را با خانمی در خیابان گرفتند، از او پرسیدند این خانم کیست؟ گفت تا وقتی دستش در دست من بود آقای سرابی بود. حالا نمی دانم!

سوژه هایی که به انسان هشدارهای اخلاقی و دینی می دهد همواره لازم و مفید است، جک ها هم البته شیرین و خواندنی!

 

۲۴ آبان ۱۳۸۴
دنیای زیبای کاریکاتور

 

این روزها نمایشگاه دو سالانه کاریکاتور در تهران برپاست. دیروز رفته بودم بازدید. کاریکاتورهای ارسالی در سه بخش تنظیم شده؛ آزاد، چهره های سینمایی و سالمندان. در بخش چهره های سینمایی ایرانی ها خیلی کار ارائه کرده بودند، اما آنها هم چهره هنرپیشه های خارجی را کشیده بودند. اهالی سینمای ایران نه در میان کاریکاتور خارجی ها بود و نه کاریکاتوریست های ایرانی به آن توجه کرده بودند. در بخش سالمندان که موضوع جشنواره بود کارهای قشنگی فرستاده بودند. در مجموع نگاه کاریکاتوریستهای خارجی به سالمندان خیلی امید بخش تر از نگاه ایرانیان است. نیمه پر لیوان سالمندی مورد توجه خارجی ها و نیمه خالی لیوان، با سمبل عزرائیل در خیلی از کارتون های ایرانی دیده می شد. این فرق در رفتار شهروندی هم هست. خیلی از خانمها و آقایان کشورهایی مثل ما تا به میان سالی می رسند، واقعا به انتظار عزرائیل می نشینند. این روند در اروپا و آمریکا و خیلی جاها نیست. گاهی خانمهای حول و حوش 80 سال آرایشی می کنند که جوانان آن را در این سر دنیا برای خود سبک می دانند.

در میان ایرانیان کاریکاتور رشد خوبی داشته است. واقعا هم هنر دشواری است. گویا ترکیب سیاستمدار و نقاش و طنز پرداز است. در نقاشی دقت در چهره آرایی کافی است. در سیاست شیوه و محتوای بیان مهم است. ولی کاریکاتوریست یک سیاست مدار نقاش طنز پرداز است، حتی آنها که کارتون سیاسی ارائه نمی کنند. کاریکاتور علاوه بر نقش باید پیام هم داشته باشد و تازه آن پیام هم نباید از طنز خالی باشد. کاریکاتوریست های ژورنالیستی ایران تعدادشان زیاد نیست. تولید حجم انبوه کاریکاتور کار دشوارتری است ولی کاریکاتوریست های نمایشگاهی که طبعا کار کمتری ارائه می دهند فراوانند. نیک آهنگ کوثر که واقعا جایش در مطبوعات ایران خالی است از پرکارترین و موفق ترین کاریکاتوریست های ژورنالیستی این مرز و بوم است که متأسفانه در این نمایشگاه کار ارائه نداده بود. متأسفانه اینها مثل مطبوعاتی ها و یا سینماگران انجمن صنفی و یا مراکز غیر دولتی مشابه آن ندارند و فقط خانه کاریکاتور هست که آن هم وابسته به دولت است.

در میان کاریکاتوریست های ایرانی که کار ارائه کرده بودند به ندرت امضای خانمهای کاریکاتوریست دیده می شد. نمی دانم خانمها در این حوزه فعال نشده اند یا مثل همیشه حقشان نادیده گرفته شده است.

غرفه کوچکی هم برای مجلات و سایت های کارتونی وجود داشت. دوست خوبم هادی حیدری با سایت معروف هادی تونزش که هر شب جدیدترین تصاویر و مطالبش را در مسنجرم هم ارسال می کند آنجا بود و توضیحات خوبی داد. گل آقا و کیهان کاریکاتور هم بودند. تا ببینیم در 15 آدر چه کاریکاتوری و از چه کشوری اول می شود.   

 

۲۳ آبان ۱۳۸۴
دو نکته ی پارلمانی

 

 

1) در سخنرانی آقای احمدی نژاد بود که وزراء را حتماً نباید از میان افراد مشهور برگزید. بعد خطاب به نمایندگان مجلس هفتم چیزی به این مضمون گفتند که مگر در ایام انتخابات به شما ها هم نمی گفتند چهره های معروفی نیستید و کسی شما را نمی شناسد؟. شاید چون وزیر را رئیس جمهور انتخاب می کند، امکان بر گزیدن آن از میان چهره های ناشناس ممکن باشد ولی نماینده مجلس را که مردم باید انتخاب کنند که نمیشود در بین مردم ناشناخته باشد. اگر چنین باشد ، چگونه میتوانند مورد انتخاب واقعی مردم قرار گرفته باشند؟ واقعا اینکه الان آقای رئیس جمهور گفتند یعنی چه؟

2) در اخبار خواندم که در مجلس شورای اسلامی کمیته حقوق بشر راه اندازی شده. البته این کمیته قرار است اطلاعاتی از نقض حقوق بشر در اروپا تهیه کند. دستشان درد نکند. نقض حقوق بشر همه جا بد است.در اروپا هم بد است وباید از حقوق همه انسانها دفاع کرد. وباید به همه حق داد در باره ی حقوق بشر در هر جای دنیا حساس باشند.  ذهن ماها خراب است که هی ضرب المثل قدیمی فارسی یادمان می آید: تو که لالایی بلدی چرا خوابت نمی برد.ویاآنکه چراغ روا به خانه را در مسجد حرام می دانند. گنجی هم که بی خیال

۲۲ آبان ۱۳۸۴
کاش بعضی ها باز نشسته شوند.

 

واقعا چه سخت خواهد بود پای بندی به اسلام برای نسل آینده! و چه سخت تر اعتقاد به جمهوری اسلامی با اظهار نظرهایی که به نام اسلام و انقلاب می شود.

آیت الله جنتی به جای آنکه این افتخار دیرین را به رخ دنیا بکشد که انقلاب اسلامی تنها ترین انقلابی بود که مسئولان رژیم گذشته را محاکمه کرد، در نماز جمعه گفته است اینجا آدم ارزش جمهوری اسلامی را پی می برد و به درگاه خدا شکر می کند که وقتی دستگاه سلطنتی پهلوی منقرض شد دیگر معطل نکردند و جنایتکاران شناخته شده را امان ندادند، مثلا هویدا به جلسه آمد و چهار کلمه با او صحبت کردند بعدا او را با یک گلوله خلاص کردند.

بعد از خواندن این جملات قبل از هر چیز آرزو کردم که ایکاش بعضی ها لا اقل با توجه به سن شان بازنشسته می شدند. و در مقام رسمی خطیب جمعه کشور، یک جا به نام دین و مردم ایران حرف نمی زنند.

ضمن آنکه مکتبی که از علی(ع) ترسیم شده بود و همان آرمانها مردم ایران را به انقلاب واداشت حتی به حقوق دشمنان خود احترام می گذاشت. از همه مهمتر دنیای فعلی از بهترین دستاوردهایی که دارد این است که نسبت به حقوق بشر احترام می گذارد. آنها که معتقدند قدرتها از این اهرم سوء استفاده می کنند، بیشتر باید مراقب باشند که ایران پرونده حقوق بشری بهتری داشته باشد. نه آنکه رسما اعلام نمایند که محاکمه کردن مجرم خطاست!

البته باز هم هزینه همه این حرفها را ملت می پردازند.

 

۲۱ آبان ۱۳۸۴
موفقیت

 

دیروز بعد از ظهر مجله موفقیت مراسم جشنی برگزار کرده بود. دوست خوبم آقای حلت سردبیر مجله که کارهای علمی و تخصصی زیادی برای مسئله موفقیت انجام داده و کلاس و کتاب و CD های خوبی ارائه کرده است این مراسم را برگزار کرده بود. موفق بودن علاقه مشترک همه انسانهاست. شاید هر کسی راه حلی به نظرش برسد ولی همه می خواهند که یک عنصر موفق باشند.

وقتی من رفتم علیرضا مقدم خواننده جوان با صدا و قیافه قشنگی که داشت دو سه تا از کارهایش را لب زد. یاد مراسمی رسمی افتادم که یکی از خوانندگان معروف داخلی روی سن رفته بود تا انگاری در همان جا ترانه اش را بخواند ولی موزیک بی کلام پخش شد و و وقتی لب زد، صدایی نیامد. خوشحال شدم که فرزاد حسنی بازیگر و مجری تلویزیون هم مرا به جای تمام عناوین رسمی سابق  به عنوان وبلاگر فعلی معرفی کرد. بدون اطلاع قبلی مرا روی سن فرا خواند. ما هم اگر از هر چیزی کم بیاوریم، از حرف زدن که کم نمی آوریم، رفتیم. خاطره ای که همین روزها اتفاق افتاد و قرار بود در وبلاگم بنویسم را قبلاً برای آنها گفتم: دوستی دارم که فامیلش با پسوند کلمه شکر است و گاهی برای تعمیر اتوموبیل و کارهای ماشین به ایشان مراجعه می کنم.اسم آقای یونس شکرخواه ُاستاد معروف ارتباطات هم در موبایلم قبل از ایشان در حافظه ی تلفن بود.هفته گذشته که اتوموبیلم خراب کنار خیابان مانده بود  تلفن آقای شکرخواه را اشتباهاً به یکی از دوستان دادم که به ایشان زنگ بزند که به کمک من بیاید برای تعمیر اتوموبیل. خود آقای شکرخواه تعریف میکرد که وسط کلاس بودم ، دیدم کسی زنگ می زند که لطفاٌ این ماشین آقای ابطحی را بیایید ببرید برای تعمیر. او هم گفته بود فقط من هل دادن بلدم!در جلسه دیروز به این مناسبت نقل کردم یک روز در دفتررئیس جمهور به جای آنکه دکمه تلفن منشی را فشار و هم، دکمه تلفنی که آقای خاتمی جواب میداد را فشار دادم و بخاطر عجله ای که داشتم  سریع گفتم  بگویید  نهار مرا بیاورند! وقتی آقای خاتمی گفت چشم!! فهمیدم که سه کردم.

 در هر حال جلسه مجله موفقیت به سلامتی گذشت و ما هم امروز آن را روزنوشت کردیم. کی گفته در وبلاگهامان هر روز باید جدی بنویسیم. دیروز هم در آن جلسه گفتم اساساً جدی نبودن خودش یکی از اصول موفقیت است.

 

8 4        ۱   ۲    ۳       3  7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.