۳۰ آبان ۱۳۸۳
اظهار نظر نيکسون درباره زنان

 

مثل اينکه مسأله بي توجهي به زنان، فقط به جهان سوم مربوط نيست. خود من گمان مي بردم که لااقل مردم آمريکا و باز در بين آنها سياستمدارانشان زن و مرد را مساوي مي بينند و به همين دليل برجهان سومي ها فشار مي آورند. در لابلاي خاطرات خانم هيلاري کلينتون خواندم که وقتي او به کمک همسرش براي کارزار انتخاباتي تلاش مي کرد نيکسون در اثناي ديداري از واشنگتن طي مصاحبه مطبوعاتي در مورد اين همکاري زن و شوهر گفته است: اگر همسر يک کانديدا خود را به عنوان آدمي بسيار باهوش و قدرتمند جلوه دهد، در اين صورت شوهرش موجودي ضعيف و بزدل به نظر خواهد رسيد. نيکسون به همين جا هم اکتفا نکرده، خطاب به رأي دهندگان جمله کاردينال ريشيليو را يادآور شد: «عقل و خرد در يک زن، امر ناشايستي است.»

شما باورتان مي شد؟ حتماً مي توانيد حدس بزنيد در همين ايران خودمان اگر يک سياستمدار در مصاحبه مطبوعاتي که بماند، يک فرد عادي نسبت به خانمها چنين حرفي بزند، دچار چه حادثه اي خواهد شد!

۲۹ آبان ۱۳۸۳
اطلاعيه به کلي سري

 

سال 61 من مدير صدا و سيماي بوشهر بودم. در بحبوحه جنگ ايران و عراق بود. و نيروهاي مسلح مرتب بيانيه مي دادند و بايد در راديو و تلويزيون مي خوانديم.

نوعاً نامه هايي که به خصوص از ژاندارمري آن روز مي آمد، دو تا پاکت در داخل هم بود. با شمع مخصوص روي آن کلمه محرمانه حک شده بود. به سختي باز مي شد. روي آن هم نوشته بود: به کلي سّري. نامه اول را که باز مي کرديم، نامه دوم بود. در داخل آن نوشته بود لطفاً اين متن را در سه نوبت در اخبار صدا و سيما بخوانيد!

اين آن مطلب کاملاً سري بود که بايد از صدا و سيما مي خوانديم.

يکي از دلائلي که در زمان معاونت حقوقي لايحه طبقه بندي اسناد دولتي را ارائه کرديم، همين بود که محرمانه و غير محرمانه و سّري سامان بگيرد.

اگر اين طرح که در دولت تصويب شد، در مجلس رأي بياورد شايد سّري و غير سري تکليفش معلوم شود.

۲۸ آبان ۱۳۸۳
درباره نتيجه مذاكرات هسته اي
پس از مدتي انتظار و دلهره مذاكرات هسته اي پايان مطلوبي پيدا كرد و آرامش نسبي به جامعه برگشت. ما كه قصد ساختن سلاح اتمي نداشتيم و نداريم و دنيا در شرايطي قرار گرفته كه به هيچكس چنين اجازه اي نمي دهد، دور كردن كشور از آستانه يك برخورد نظامي و يا حداقل اقتصادي، درايت و شجاعت مي خواست كه مذاكره كنندگان توانستند اين شجاعت را به خرج دهند.
كساني از نمايندگان مجلس مصاحبه كردند كه اي كاش پرونده اتمي ايران به شوراي امنيت برود! كساني خواستند چنين تلقي شود كه اگر اين آرامش به كشور باز گردد، تحقير ملي است. و كساني هنوز هم اصرار دارند كه اين توافق را نفي كنند. بدون وارد شدن به محتواي گفتگوها، اين توافق را از آن جهت افتخار آميز ميدانم كه سايه شوم تحريم اقتصادي و يا بالاتر از آن را از سر مردم ايران دور كرد. اين چه غروري است كه ملت ايران قربانيان آن باشند و حداقل سالها مثل مردم عراق شير خشك فرزندانشان را نداشته باشند و جمعي پيروزي بر استكبار جهان غرب و آمريكا را بگيرند.
آنانكه شعار ايستادگي و مقاومت را مي دادند و امروز به آفرينندگان اين نتيجه آرام بخش حمله مي برند چه جرائمي براي مردمي كه بايد تاوان اين گونه شعارهاي غير واقعي را بدهند دادند.
غرور ملي ما وقتي شكوفا مي شود كه مردم كشور و – نه تنها مديران عالي رتبه – در رفاه زندگي كنند و دور از غوغا آفريني بتوانند با دنيا رابطه منطقي و متوازن داشته باشند . فحاشي كردن به اروپا و آمريكا و واقعيت هاي جهاني را نديدن راحت ترين كاري است كه بيشترين هزينه را بر تك تك مردم ايران تحميل مي كند.
اين را نه فقط براي اين مذاكرات اخير كه بعنوان يك قاعده بايد پذيرفت: رهبراني حق دارند احساس غرور كنند كه واقعيت هاي جهان را درك كنند و از آن به نفع مردم كشور شان بهره ببرند و مردمشان را در رفاه بيشتر قرار دهند. مخالفت عده زيادي از نمايندگان مجلس "هفتم" و مخالفت روزنامه هاي وابسته به جناح راست با اين توافق مهم با مبناي خودشان كاري مخالف نظام است كه هميشه بر ما ايراد مي گرفتند. طبيعي است كه اگر رئيس جمهور هم در سخنان ديروزش تصریح نمي كرد همه مي دانستند كه در كشور چنين تصميم بزرگي را مذاكره كنندگان بدون كسب موافقت رهبري نظام نمي توانستند بگيرند. وقتي از رهبري تا ساير افراد و مراكز به اين نتيجه مقبول رسيدند كه كشور را از يك روياروئي جدی دور كنند بر عكس نظر آقاي لاريجانی ،شكلات دادند وگوهر گرانبهای آرامش و رفاه اقتصادي براي مردم گرفتند.
زيرا مگر نه اينست كه غني سازي اورانيوم را براي سربلندي و قدرتمند بودن ايران مي خواستيم، اگر آرامش و قدرت و رفاه مردم در تعليق آن است باز هم به غرورمان رسيده ايم. البته اگر رفاه مردم در محاسبه ها جا بگيرد.

۲۷ آبان ۱۳۸۳
خاطره اي از جلال آل احمد

 

در يکي از شب هاي ماه رمضان سفارت فلسطين به احترام آقاي کروبي، افطار دعوت کرده بود. در اين مراسم خيلي ها شرکت کرده بودند. آقاي کروبي با شوخ طبعي هميشگي اش به آقاي سيد هادي خسرو شاهي که از نويسندگان نامدار کشور است و در مسائل جهاني اطلاعات وسيعي دارد رو کرده بود و در فضايل! سايت من و عکسهايي که مي گيرم حرف مي زد، مي گفت که خصوصيت برجسته من اين است که کاري به حرف زدن و بد و بيراه گفتن ديگران ندارد، کار خودش را انجام مي دهد. آقاي خسور شاهي در تائيد اين مطلب و به عنوان تشويق من خاطره اي نقل کرد. او از دوستان جلال آل احمد بود. مي گفت بعد از آنکه يک سلسله مقالاتي در مورد غرب زدگي نوشت، در مجله فردوسي آن زمان يکي در نقد جلال سلسله مقالاتي به عنوان عرب زدگي مي نوشت و در ميان روشنفکران آن دوران اين مقلالات که عليه جلال آل احمد بود سر و صداي فراواني برپا کرده بود.

آقاي خسروشاهي مي گفت بعد از 3، 4 شماره از انتشار اين مقالات يک روز جلال را ديدم. به وي گفتم چرا به اين مقالات پر جنجال پاسخ نمي دهي. پرسيد کدام مقالات؟ توضيح دادم، معلوم شد جلال آل احمد اصلاً آنها را نخوانده و نديده،  در پاسخ خسروشاهي گفته بود، من به جاي اينکه به اين مقالات عليه خودم توجه کنم، در خانه نشسته ام و دارم کتاب خدمت و خيانت روشنفکران را مي نويسم. وقتي تمام شد و چاپ شد خودش مي شود جواب اين مقالات.

اين نکته پند آموزي بود و به مذاق من خيلي خوش آمد. خدا کند بتوانيم چنين باشيم.

۲۶ آبان ۱۳۸۳
خليج هميشه فارس

 

نام خليج، فارس بوده و هميشه فارس خواهد بود. اطلاعاتي که اين روزها در مورد اينکه قرار است در بعضي کتابهاي رسمي  جهاني، در کنار نام تاريخي خليج فارس، از عنوان خليج عربي هم نام ببرند، حتي اگر خبر مستندي هم نباشد، و تنها شايعه اي هم آن را منتشر کرده باشد، آنقدر پر اهميت هست که نسبت به آن حساسيت جدي نشان داد. اولاً خيلي خوشحال شدم که اولين حساسيت ها در وبلاگ ها بود. موج جديد حساسيت ايران دوستي در وبلاگ ها افتخار جديدي است براي وبلاگ نويسان.

در اينکه خليج، فارس است جاي بحث و گفتگو نيست. بيش از مرز سرزمين بيشتر کشورهاي حاشيه خليج فارس فقط ايران با خليج فارس مرز دارد. در تاريخ رسمي جهان اين نام ثبت شده است. ديروز پس از خواندن اين خبرها، با آقاي امين زاده از وزارتخارجه تماس گرفتم، گفتم بعيد مي دانم در مراکز رسمي دنيا چنين چرندياتي به ذهن آنها خطور کند که نام غير فارس را در کنار خليج فارس بياورند ولي همين اندازه شايعه براي مسئولان کشور، ضرورت ايجاد مي کند که با تمام حساسيت به دنبال ماجرا باشند. وزارتخارجه قرار است پي گيري کند.

گرچه اگر آنها هم پي گيري نکنند، مسأله آنقدر پر اهميت هست که همه ايرانيان نسبت به آن حساس باشند.

چندي پيش من در يک کنفرانس رسمي در امارت متحده عربي سخنراني داشتم. از تلويزيونهاي محلي هم پخش مي شد. سعي کردم که در آن سخنراني 15 دقيقه اي 11 بار به مناسبتي اسمي از خليج فارس بياورم. يکي از وسط جمعيت بلند شد که به فکر وحدت جهان اسلام باشيد. گفتم وحدت جهان اسلام تنها وقتي تحقق مي يابد که کشورها، حقوق رسمي و بين المللي يکديگر را به رسميت بشناسند. وقتي صدام به کويت حمله کرد، همه دنيا آن را محکوم کردند و مخالفت با صدام عامل وحدت شد، چون به حق قطعي کويت تجاوز شده بود. وحدت جهان اسلام هم وقتي سامان مي گيرد که حق رسمي ايران در نام پرآوازه خليج فارس مورد خدشه قرار نگيرد. اين حساسيت وبلاگ نويسان نيز شادماني آفرين است. اميد دارم نتايج بررسي ها، تلاشها و زحمات رسمي و غير رسمي شما طمع ديگران را ناکام کند.

۲۵ آبان ۱۳۸۳
دشواري هاي ارتباط با مسئولان

 

آقا مجيد انصاري اهل زرند کرمان و معاون حقوقي و پارلماني رئيس جمهور است و با کاري بسيار دشوار.

چند روز پيش نقل مي کرد که منشي دفترش گفته که خانمي درب اطلاعات رياست جمهوري ايستاده و  به شدت اصرار دارد با آقاي انصاري ملاقات کند و مي گويد ارمني است و مي خواهد پيش آقاي انصاري مسلمان شود! آقا مجيد به تناسب اينکه من در آن پست بودم، و موسسه گفتگوي اديان دارم، از منشي سؤال کرده بود که قبلاً هم در زمان ابطحي اين کارها سابقه داشته؟ گفته بودند نه، بالاخره به آن خانم اجازه ورود مي دهد. مي گفت ديدم که اي دل غافل، به جاي آنکه شکل و قيافه ارمني ها را داشته باشد، خانمي است با چادر و  می گفت اين تنها راهي بود که فکر کردم بشود مسئولي را ببينم. اگر ارمني نبودم و قصد مسلمان شدن نداشتم، و از همان دم درب مي گفتم مشکلي دارم در شهر زرند، که به دست شما حل مي شود که راهم نمي داديد. آقا مجيد مي گفت که با آشنايي که با ادارات زرند داشتم مشکلش را حل کردم. دستش هم درد نکند. اما در زير اين ماجرا، واقعيت دردناکي خوابيده است. ماجرايِ سختيِ ارتباط با مسئولان!

۲۴ آبان ۱۳۸۳
تشييع عرفات و رضا خاتمي

 

روزي که عرفات تشييع مي شد سکوت راديويي عجيبي در دو کشور ايران و اسرائيل سايه انداخته بود البته با دو موضع کاملاً متفاوت. اسرائيلي ها از عرفات متنفّر بودند که اهل سازش نيست. بخش رسمي حکومت ايران هم از عرفات دلخور بودند که سازشکار است. البته در ايران روز قدس هم بود و تظاهراتي برپا بود که 20 و چند سال است در هفته آخر هر ماه رمضان انجام مي شود. تظاهر کنندگان عليه اسرائيل شعار مي دادند و يادي از عرفات نمي کردند. در همان لحظات هم مردم غزه و رام الله جنازه عرفات را با شکوه کم نظيري تشييع مي کردند. همه گروههاي جهادي هم همراه جنازه بودند. وقتي مردم فلسطين، گروههاي جهادي دولتهاي اسلامي و مردم جهان سمبل مبارزه با اسرائيل را در عرفات يافته اند و ساعتها جنازه اش را بر دوش بردند روز قدس بي عرفات در ايران قابل نقد است.

عرفات بالاخره سمبل مردم فلسطين بود و هست. ايراني هاي مبارز ياد و نام او را به خاطر دارند. معروف است هاشمي رفسنجاني آنقدر تحت تاثير عرفات بوده است که اسم فرزندش را به اين مناسبت ياسر گذاشته است. آن وقت در مرگ او نه مسئولان رسمي حکومت و نه تظاهر کنندگان روز قدس نامي از او نبردند! اين هم از اين جهت!

*****

امروز به ديدن آقاي خاتمي براي تبريک عيد رفتم. تازگي ها وقتي آقاي خاتمي را مي بينم احساس مي کنم درياي موّاج غصه و نگراني در دورن وجود به ظاهر آراسته او، عجب طوفاني به پا کرده است. حتي با اينکه به رو نمي آورد و سعي مي کند لبخند بر لبانش بماند.

نشسته بوديم و با دکتر صفدر حسيني حرف مي زديم. رضا خاتمي آمد. فاطمه دخترش و علي پسرش را هم آورده بود تا عمو را ببينند. فاطمه خانم تنها خانمي بود که به آقاي خاتمي دست داد و روبوسي کرد. وقتي رضا نشست آقاي خاتمي به آقاي دکتر خاتمي گفت بيکاري باعث شده چه خوش تيپ و خوش آب و رنگ شدي و به دنبالش آهي. صفدر حسيني گفت نوبت ما هم مي رسد، ما هم خوش آب و رنگ مي شويم. من هم که صفدر را خيلي دوست دارم و به او احترام مي گذارم گفتم بايد قابليت خدادادي وجود داشته باشد تا بعد از بيکاري خوشگل شد. آقاي خاتمي هم گفت لابد مثل آقاي ابطحي که قهرمان زيبايي اندام است!

۲۳ آبان ۱۳۸۳
عيد فطر

 

عيد فطرتان مبارک

 

روزه يک سو شد و عيد آمد و دلها برخاست

مي زخمخانه به جوش آمد و  مي بايد خواست

 

نوبۀ زهد فروشان گران جان بگذشت

وقت رندي و طرب کردن رندان پيداست

 

چه ملامت بود آن را که چنين باده خورد

اين چه عيبست بدين بيخردي وين چه خطاست

 

باده نوشي که در او روي و ريايي نبود

بهتر از زهد فروشي که در او روي و رياست

 

ما نه رندان رياييم و حريفان نفاق

آنکه او عالم سر است بدينحال گواست

 

فرض ايزد بگزاريم و به کس  بد نکنيم

وانچه گويند روا نيست نگوييم رواست

 

چه شود گر من و تو چند قدح باده خوريم

باده از خون رزانست نه از خون شماست

 

اين چه عيبست کزان عيب خلل خواهد بود

ور بود نيز چه شد مردم بي عيب کجاست

۲۲ آبان ۱۳۸۳
روزه در ادیان مختلف

 

در مجله اخبار ادیان که مدیر مسئول آن خودم هستم، همکارم خانم عاطفه صادقی روزه در ادیان مختلف را بررسی کرده است. در این روزهای پایانی ماه رمضان اطلاع از آن بی تناسب نیست.

 

دین/ مذهب

چه زمانی روزه می گیرند

چگونه روزه می گیرند

اسلام

ماه رمضان، نهمین ماه تقویم مسلمانان، ماهی است که در آن روزه واجب است. این ماه یادآور نزول قرآن بر حضرت محمد (ص) است.

خودداری از خوردن و آشامیدن از طلوع تا غروب آفتاب و اجتناب از مصرف دخانیات و نیز رابطه زناشویی در این مدت.

بودیسم

همه فرقه های اصلی بودیسم دوره هایی برای روزه دارند که معمولاً روزهای شب چهارده و روزهای مقدس است.

بنا بر سنت بودایی، روزه گرفتن معمولاً به معنای خودداری از خوردن غذاهای غیر مایع است و استفاده از برخی از مایعات منعی ندارد.

آیین کاتولیک

کاتولیک ها در روزهای چهارشنبه «Ash» (اولین روز ایام روزه مسیحیان) و «جمعه پاک» روزه می گیرند و از خوردن گوشت خودداری می کنند. کاتولیک ها برای قرن ها از خوردن این ماده غذایی در تمام جمعه ها منع شده بودند، اما از اواسط دهه 1960 خودداری از مصرف گوشت در جمعه های خارج از ماه روزه به رأی و نظرات محلی و شخصی واگذار شد.

در روز چهارشنبه «Ash» و جمعه پاک خوردن دو وعده غذای کوچک و یک وعده غذای عادی جایز اما خوردن گوشت ممنوع است. نیز در روزهای جمعه ماه روزه مصرف هر نوع گوشت ممنوع است. برای روزه های اختیاری در روزهای جمعه، برخی از افراد به جای خودداری از خوردن، یک نوع ریاضت متفاوت برای توبه در نظر می گیرند یا اینکه نماز مخصوصی می خوانند.

ارتدوکس شرقی

دوره های متعدد برای روزه در این مذهب وجود دارد که شامل دوره ماه صیام (Lent)، روزه های رسولان (Apostels)، روزه دورماسیون (Dormition)، روزه تولد مسیح (Nativity) و روزه های دیگر است. هر چهارشنبه و جمعه روزهای روزه به شمار می آیند، به غیر از آنها که در هفته های خالی از روزه واقع می شوند.

به طور کلی گوشت، لبنیات و تخم مرغ ممنوع است. ماهی در برخی روزهای روزه ممنوع و در برخی مجاز است.

هندوئیسم

روزه معمولا در روزهای ماه جدید و فستیوالهایی مانند:Shivaratir، Durga Puja، Saraswati Puja گرفته می شود. زنان شمال هند در روز Karva Chauth نیز روزه می گیرند.

بستگی به هر فرد دارد. ممکن است روزه از خوردن و آشامیدن هر نوع غذا یا نوشیدنی برای 24 ساعت باشد، اما بیشتر حذف غذاهای جامد است و گاهی نوشیدن آب یا شیر مجاز است.

یهودیت

«یوم کیپور»، «روزه کفاره و جبران» شناخته شده ترین روز روزه است. تقویم یهودیان شش روز دیگر نیز برای روزه دارد که «تیش عاباو» (نهم اَو) (روزی که معبد یهودیان تخریب شد) نیز از آن جمله است.

در«یوم کیپور» و  «تیش عاباو» خوردن و آشامیدن از زمان غروب آفتاب تا غروب بعدی به مدت ۲۴ ساعت ممنوع است، در حالی که در دیگر روزهای روزه این محدودیت از طلوع تا غروب آفتاب است.

مورمن

اولین یکشنبه هر ماه، زمان روزه است. افراد و خانواده ها در صورت تمایل ممکن است روزهای دیگری نیز بگیرند.

خودداری از خوردن و آشامیدن برای دو وعده متوالی و نیز بخشیدن غذا یا پول به نیازمندان. بعد از روزه اعضای کلیسا در جلسه روزه و شهادت دادن شرکت می کنند.

پروتستانیسم (انجیلی)

به انتخاب و صلاح دید افراد، کلیساها، موسسات یا انجمن ها

اگرچه برخی از افراد کلا از صرف غذا و نوشیدنی خودداری می کنند، برخی دیگر فقط آب یا آب میوه می نوشند، فقط غذای مشخصی را می خورند، از وعده های غذایی خاصی امتناع و با هر وسوسه ای مقابله می کنند

پروتستانیسم (جریان اصلی)

روزه یک بخش اصلی در سنت این مذهب نیست، اما می توان با نظر انجمن ها، کلیساها، گروه ها و افراد روزه گرفت.

با نظر و صلاح دید خود کسانی که روزه می گیرند.

 

۲۱ آبان ۱۳۸۳
پايان يک عمر مقاومت و ديپلماسي

 

در آستانه روز جهاني قدس، عرفات در گذشت. خبر کوتاه بود اما پايان يکي از پر حادثه ترين زندگي ها را اعلام مي کرد.

ياسر عرفات از آخرين افراد روي کره خاکي بود که از آغاز نوجواني تا مرگ به مبارزه بي امان مشغول بود و از سران انقلابي گري جهان در نيم قرن اخير. و نهايتا بي آنکه به آرمانش برسد، دور از سرزمين مبارزه اش تسليم مرگ شد. عرفات از شخصيت هاي بحث برانگيز هميشه اين نيم قرن بوده است. طرفه آنکه در هر دوراني هم داراي موافقان و مخالفان فراواني بوده است. و چه بسا در طول اين ساليان، موافقان در دوره اي مخالف و مخالفان در دوره اي موافق او مي شدند.

سالهاي مبارزه را به سختي گذراند. آوارگي غير قابل تحملي داشت. هم خودش آواره بود و هم بايد آوارگان فلسطيني را سرپرستي مي کرد. طرفش نيز کشور غاصبي بود که انتخاب رئيس جمهور بزرگترين قدرت جهان، آمريکا با خواست و لابي آنها شکل مي گرفت.

کشورهاي عربي اطرافش نيز همواره در دوران مبارزه از برگه عرفات فقط استفاده ابزاري مي کردند. و گاه که به مصلحتشان بود هزاران فلسطيني را هم قرباني مي کردند.

بي شک نام عرفات به عنوان کسي که يک ملت مظلوم را با چنگ و دندان براي گرفتن حقشان رهبري کرد، در تاريخ باقي خواهد ماند.

پس از آنکه دنيا مجبور شد که فلسطيني ها را به رسميت بشناسد، دوران سخت تر مذاکرات و گفتگوهاي صلح عرفات آغاز شد. شايد توقعات زيادتري از عرفات بود اما واقع بيني حکم مي کند که از نقش برجسته عرفات در دوران استقرار و تشکيل حکومت خودگردان تجليل فراوان کرد.

عرفات اگر به اين واقع بيني تن نمي داد، چه بسا سالها پيش خودش ترور و بقيه مردم فلسطين نيز آواره شده بودند و نامي از فلسطين باقي نمي ماند.

آرمانها، همواره قابل دستيابي نيستند. ما هم در جنگ با عراق مثل همه مردم منطقه نمي خواستيم صدام بماند، اما واقعيت هاي موجود امام را حتي به اعلام نوشيدن زهر واداشت و چه تصميم افتخار آميزي امام گرفت. ديگران را نيز بايد به توجه به واقعيتهاي موجودشان ارزيابي کرد.

به عقيده من دوران پس از عرفات نشان خواهد داد که عرفات چقدر صادقانه براي سربلندي عزتمند مردم فلسطين تلاش کرد. نگراني همه فلسطينيان در ايام مريضي او و سوگواري همه آنها در غم از دست دادن وي نيز خوشحالي عميق رهبران اسرائيل نشان مي دهد که عرفات تا چه حد براي اسرائيل خطرناک بود.

8 4        ۱   ۲    ۳       3  7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.