۲۱ مهر ۱۳۹۲
خاتمی، سرمایه ملی
در زادروز تولد آقای خاتمی قبل از هر چیز علاقمندم راست ترین حرف عمرم را بگویم: من همه هویت شخصیتی و فکری خودم را از آقای خاتمی می دانم. یک نکته از این معنی گفتیم وهمین باشد. در این مناسبت بی آن که قصد مجامله داشته باشم و مداحی های رایج راپی بگیرم، بر این باورم که آقای خاتمی صداقت و باورهایی دارد که او را در عالم سیاست، متمایز از دیگر هم قطارانش می کند. کسانی که می شناسند، میدانند که آقای خاتمی در حوزه مسائل اخلاقی و به خصوص در حوزه حقوق انسانی، از عمق جان به آن ها باور دارد. شاید در نگاه اول این نکته مهمی تلقی نشود. کمتر کسی را میشود پیدا کرد که این شعارها را ندهد. حتی در مبانی نظری هم معمولا شخصیت های سیاسی بحث حقوق انسان ها و حرمت گذاری به آنان را مورد توجه قرار می دهند. امادر آقای خاتمی قبل از هر باوری، حرمت دیگران و حقوق بشر و احترام به انسانیت و اصول اخلاقی نهادینه شده است. وقتی این باور نهادینه می شود - هم چنان که در آقای خاتمی نهادینه شده است - حفظ قدرت برای چنین فردی در جایگاه دوم قرار می گیرد. شاید صاحب چنین دیدگاهی نباید در سیاست وارد شود و یا اگر شد، نتواند آن را حفظ کند. اما مهم تر از حفظ قدرت، این است که صاحب این اندیشه، در بستر جامعه اش جاری می گردد. و حتی اگر روش سیاسی چنین فردی مقبول نیفتد و یا به آنان نقدهای فراوان و جدی وارد شود، اصل این ایده و صاحب آن مورد احترام باقی می ماند. درست اتفاقی که در مورد آقای خاتمی افتاد. قدرت را نتوانست نگه دارد. مورد نقد فراوان قرار گرفت. انصافا در برابر بداخلاقی های بی محابای مخالفانش کم آورد. اما همه اینها باعث نشد که محبوبیت وی در دل جامعه ایرانی کم شود. به موازات این مساله در داخل، حس حرمت گذاری وی به انسان ها باعث شده که در روابط خارجی نتواند ادبیات ناهمگون با درونش را به کار گیرد. به کار گیری ادبیات فاخر، به معنای نادیده گرفتن حقوق ملی کشور نبود. هم چنان که بکار گیری ادبیات لمپنی هم به معنای دفاع از حقوق ملی در سطح بین المللی نبود و تجربه ۸ ساله گذشته به خوبی این واقعیت را نشان داد. در ولین سفری که آقای خاتمی به اروپا داشت، بعد از پایان مذاکرات خصوصی، مصاحبه ای بین نخست وزیر ایتالیا و آقای خاتمی در جایگاه رئیس جمهور ایران برگزار شد. اولین نکته ای که نحست وزیر ایتالیا در مصاحبه مطبوعاتی گفت، این بود که خاتمی در عین احترام به میزبان، قوی ترین دفاع را از ایران ومردم کشورش انجام داد. همین حس حرمت شناسی بود که ادبیات خاتمی در دنیا به عنوان نقطه عطفی شد که حرمت ایرانیان را در تراز خودشان، در سطح بین المللی به ارمغان آورد و تا زمانی که عوامل داخلی عدم قدرت خاتمی در تحقق نظراتش را به نمایش نگذاشته بود، شوق و اشتیاق جهانی برای گفتگو با ایران را در پی داشت. موفقیت ابتدایی ایده گفتگوی تمدن ها هم مبتنی بر همین باور درونی آقای خاتمی بود. این نوع حرف ها از سوی افراد گوناگونی می توانست مطرح شود. حتی ایده های مشابهی قبل از آقای خاتمی هم مطرح بود. اما تنها ایده گفتگویی که از زبان آقای خاتمی مطرح شد، توانست در جامعه جهانی پژواک پیدا کند و رسما به عنوان یک ایده پذیرفته شده در سازمان ملل مطرح شود و یکروز به این عنوان در تقویم جهانی ثبت گردد. مهم اینکه حتی وقتی مشکلات داخلی آن قدر فزونی گرفت که نشان از عدم تحقق شعارهای خاتمی در داخل داشت، باز هم شخصیت خاتمی در نگاه مردم و سیاستمداران جهانی خدشه دار نشد و در سفرهایی که بعد ها هم به عنوان یک ایرانی انجام می داد ، از بسیاری از مسولان رسمی کشور، مسقبلان رسمی و مردمی بیشتری داشت. طرفه اینکه حتی وقتی در سال های پایانی دوران آقای خاتمی، رئیس جمهور جنگ طلبی مثل آقای بوش عنوان محور شرارت را به دولت آقای خاتمی و ایران می دهد، تا هنوز مورد انتقاد تند سیاست مداران جهانی قرار دارد و وی را به خاطر این جمله اش مورد ملامت قرار می دهند. تا جایی که خود آقای بوش در کتاب خاطراتش چهار صفحه را به توجیه این جمله غلط خود اختصاص داده که با بافتن آسمان و ریسمان بقبولاند که این جمله وی خطای استراتژیک نبوده است. اما هنوز درمحافل سیاسی جهان این جمله را خطای راهبردی او می دانند. برای خیلی از سیاستمداران جهانی که کند فهم تر بودند و آن روزها این خطا را نفهمیدند، اتفاقات ۸ سال گذشته ایران ثابت کرد که آن جمله خطای بزرگی بوده است. اکنون ایران است و این سرمایه بزرگ داخلی وخارجی. در تمام دنیا سرمایه های خود را ارج می نهند. ما سالهاست که گرفتار بزرگترین اختلاس های سرمایه های انسانی در ایران هستیم.قطعا یکی از بهترین تدبیرهای دولت ندبیر و امید، بهر گیری از سرمایه های ملی ایران است که خاتمی در راس این سرمایه ها قرار دارد

8 4        ۱      3 7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.