۲۶ مهر ۱۳۸۹
تولد امام رضای خود خودمان

 

فردا تولد امام رضای خود خودمان است. فکر نکنم به خاطر مشهدی گری باشد که من اینقدر عاشق امام رضا هستم. از کودکی تا کنون بزرگترین لذت های معنوی را در حرم امام رضا برده ام. همیشه خیلی با زبان خودمانی و دوستانه با امام رضا حرف میزنم. احساس نمیکنم که در حرم امام رضا به گریه و زاری نیاز دارم. بالبخند، همیشه امام رضا را دیده ام. هروقت هم هرچه از امام رضا خواسته ام، گرفته ام. شانس برگی برای ایرانی ها است که سایه لطف مهربانترین امام را بر سر دارد.ایام تولد امام رضا برای من عاشقانه ترین وشیرین ترین ایام است. این یک حس کاملا شخصی است. دلیلی ندارد که همه این گونه فکر کنند ولی دلیلی هم ندارد که من این احساسی که در عمق وجودم هست را نگویم. صدای همهمه و صلوات و دعائی که دورضریح به گوش میرسد، بوی عمق معنویتی را میدهد که بشریت امروز نیازمند آن است. کمتر شده که حرم بروم و زیارت جامعه را نخوانم. مصداق جمله جمله اش را درون ضریح می بینم. تاریخ زندگی امام رضا بسیار پر فراز و نشیب و درس آموز است. نوع رابطه امام با حکومت وقدرت ستم پیشه، همراهی اجباری و نقد وبه چالش کشیدن مامون و دهها فراز علمی و تاریخ مهم دیگر در تاریخ امام رضا علیه السلام هست. کتابهای فراوانی هم در این رابطه به رشته تحریر در آمده . خیلی هایش را خوانده ام و لذت برده ام. اما وقتی یاد امام رضا میکنم، همه ی آنها را فراموش میکنم. تنها یک دنیا مهربانی و لبخند را می بینم که با شکوه به تک تک زائرانش توجه میکند. خوشا به حال آنان که در حرمش سلامش میکنند و خوشا به حال آنان که از هر کجا هستند، از عمق دل نگاهی به آن بقعه مبارکه می اندازند و لبخند میزنند و به حضرتش سلام میدهند و لبخند شیرین امام رضا را می بینند.   

 

۲۵ مهر ۱۳۸۹
الاغ


می گویند مردی روستایی با چند الاغش وارد شهر شد. هنگامی که کارش تمام شد و خواست به روستا بازگردد، الاغ ها را سرشماری کرد. دست بر قضا سه رأس از الاغ ها را نیافت. سراسیمه به سراغ اهالی رفت و سراغ الاغ های گمشده را گرفت. از قرار معلوم کسی الاغ ها را ندیده بود. نزدیک ظهر، در حالی که مرد روستایی خسته و ناامید شده بود، رهگذری به او پیشنهاد کرد، وقت نماز سری به مسجد جامع شهر بزند و از امام جماعت بخواهد تا بالای منبر از جمعیت نمازخوان کسب اطلاع کند. مرد روستایی همین کار را کرد. امام جماعت از باب خیر و مهمان دوستی، نماز اول را که خواند بالای منبر رفت و از آن جا که مردی نکته دان و آگاه بود، رو به جماعت کرد و گفت: «آهای مردم در میان شما کسی هست که از مال دنیا بیزار باشد؟» خشکه مقدسی از جا برخاست و گفت: «من!» امام جماعت بار دیگر بانگ برآورد: «آهای مردم! در میان شما کسی هست که از صورت زیبا ناخشنود شود؟» خشکه مقدس دیگر برخاست و گفت:«من!» امام جماعت بار سوم گفت:«آهای مردم! کسی در میان شما هست که از آوای خوش (صدای دلنشین) متنفر باشد؟» خشکه مقدس دیگری بر پا ایستاد و گفت:«من!» سپس امام جماعت رو به مرد روستایی کرد و گفت: بفرما! سه تا خرت پیدا شد. بردار و برو

 

۲۱ مهر ۱۳۸۹
اسرار مشهدی ها

 

ماه ذیقعده کلا اختصاص به امام رضا دارد. این یاد داست را برای مجله نگاره نوشتم:

دعوای مشهدی ها با زوارها یک دعوای قدیمی بوده است. یه خصوص با بازاری های اطراف حرم. ایامی در مشهد به عنوان ایام زواری معروف است. دهه آخر صفر که شهادت پیامبر و امام حسن و بخصوص امام رضا درآن قرار دارد شلوغترین فصل زواری است. مشهدی ها به روز 28 صفر میگویند چهل و هشتم. مبدا تاریخش از عاشوراست. دهه عاشورا، اربعین، تعطیلات نوروز و تابستانها فصلهای زواری دیگرمشهد است. وقتی ایام زواری مذهبی و ملی و یا تابستانها تلاقی میکند شلوغی مشهد چند برابر میشود. پائیزها  اگر با ایام مذهبی تلاقی نداشت، خلوت تر بود و معروف بود فصل زیارت روستائی های خراسان و اطراف مشهد است. از قدیم ،ترک ها بیشتر اربعین را به مشهد می آمدند. دسته ها و هیئت های خود مشهد هم به اربعین بیشتر توجه نشان میدهند. در روزهائی مثل اربعین، قدیم تر ها که اجازه ورود دسته ها را به داخل صحن کهنه که سقا خانه در آن بودرا می دادند، باید دسته های سینه زنی وقت رزرو کنند و به ترتیب رزرو وقت وارد صحن شوند. گاهی بین دسته ها و روسای آنها دعواهای بدی هم می شد. حالا که دیگر در آن صحن نمیروند. مشهدی های متدین که علاقمندند زیاد حرم بروند، معمولا ساعت 7 تا 8 صبح به زیارت میروند. چون معتقدند زوارهائی که برای نیمه شب و نماز صبح به حرم آمده اند برای صبحانه به محل های اقامتی شان بر میگردند. زائران صبحگاهی هم هنوز به حزم نیامده اند. البته این نوعی لو دادن اسرار مشهدی ها هم هست. در ایام  شلوغ بازاری های اطراف حرم، از قدیم خود را برای فروش هر چه بیشتر آماده میکنند. به خصوص قدیمتر ها که دوران نوجوانی من بود، حتی زیر نفاره خانه هم پراز قروشگاه بود و همه اینجاها که الان صحن است و ممر رفت و آمد بازار بود. حالا ما که غریبه نبیستیم، مشهدی هستیم ، خیلی ازمغازه های زواری رفتار خوبی با زوار نداشتند. هرنوع جنس مانده را قالب میکردند. قسم های با مزه ای هم میخوردند که قسم دروغ نباشد. مثلا معروف بود که میگفتند به این چراغ قسم، زوارها تصور میکردند چراغ گنبد امام رضا است، در حالی که منظورشان چراغ مغازه خودشان بود. گمان هم میبردند که دروغ نگفتند. !! به همین انگشتری که دستشان هست هم قسم میخوردند. چه تقدسی داشت، خدا میداند. فروش اصلی مربوط به انگشتر و تسبیح، مهر، زعفران و نخودچی و کشمش بود. به خصوص مازندرانی ها که به دلیل نزدیکی به مشهد، زائر زیادی داشتند، حتما می بایست از مشهد نخود و کشمش سوغاتی ببرند. در همه این ایام جنس های سال آب می شد. مسئله اقامت و خانه های زواری هم یکی دیگر از مشکلات زائران است. خیلی ها ایام شلوغی خانه هاشان را خالی میکنند و با قیمت های زیادی اجاره میدهند. در سالهای اخیر مراکز تفریحی زیادی در مشهد به وجود آمده و مغازه های لوکس بزرگی ساخته شده است که زائران میتوانند از آنها استفاده کنند.خیلی با قدیمترها فرق کرده است . یکی دیگر از کارهای زائران دیدار از مراکز زیارتی مثل خواجه ربیع و خواجه اباصلت ویا روستاهای تفریحی مثل شاندیز و طرقبه است. آن محل ها هم خیلی توریستی شده است. اما همچنان مسئله حمل و نقل در مشهد سخت است. حساسیت مشهدی ها مثل هر جای دیگر در مورد حرف زدن ناقص با لهجه آنها خیلی زیاد است. به خصوص همه که یاد گرفته اند بگویند مودونم و نموگم. مسافران تاوانش را البته در نوع و قیمت چیزی که میخرند می پردازند. زیارت امام رضای خیلی دوست داشتنی قبول. البته اینها همه مربوط به محلات زواری و مسافران است. مشهد یک روی دیگر در محلات دور تر از حرم دارد که خود داستان مفصلی دارد و هیچ شباهتی با این قسمت ها ندارد.

 

۰۷ مهر ۱۳۸۹
نیاز به اندیشه هائی از جنس شهید هاشمی نژاد

 

 

هفتم مهر 1360، 29 سال پیش حضرت سید عبدالکریم هاشمی نژاد  به شهادت رسید. برای جامعه جوان ما طبیعی است که با گذر زمان، از این شخصیت و یا شخصیت های مشابه کمتر اطلاع داشته باشند. اما چون ایشان نه تنها دائی من بود، بلکه اساس اندیشه انقلابی و فکری ام  را از کودکی مدیون آن بزرگوار بوده ام، وظیفه اخلاقی است که در این سالگرد، به چند نکته اشاره کنم که تاریخ همیشه چراغ راه آینده است. آن شهید بزرگوار دارای چند خصلت مهم و کم نظیر بود.1- در دوران خفقان رژیم گذشته، مقابله و مبارزه کلامی با آنان را هیچوقت فراموش نکرد. سختی های فراوانی کشید، زندان و در به دری و آوارگی خودش و خانواده اش همیشه زبانزد انقلابیون بود.2- اهل زمانه خود بود. بیش از 50 سال پیش که نوآوری ها به خصوص در حوزه ادبیات راهی به حوزه های علمیه نداشت، مباحث مورد نیاز دینی را به شیوه گفتگوی شبه داستان بلند در کتاب مناظره دکتر و پیر به رشته تحریر در آورد. این کتاب هم به خاطر شکل نگارش وهم به خاطر محتوا و هم به دلیل ممنوع الانتشار اعلام شدنش از سوی رژیم شاه، به عنوان یکی از معروفترین کتاب های تاریخ آن سالها ثبت شد.3- توانائی او در سخنوری، با شیوه آتشین و مسلسلی که حرف می زد، و ارائه سخنان علمی، مستند و مورد نیاز به تناسب معیارهای آن دوران باعث روشنگری نسلی می شد که میرفت در منجلاب پر فساد آن دوران غرق شود. آقای هاشمی نژاد آن دوره یکی از چند سخنران سرشناس معروف کشور شناخته می شد که نسل جوان مذهبی به خوبی میتوانست با او وسخنانش ارتباط فکری و نه تنها احساسی برقرار کند.4- مقابله با جریانات متحجر مذهبی و داشتن حساسیت فراوان در قبال آنان در قبل از انقلاب اسلامی نیازی بود که حتما نسل امروز بدون مراجعه به تاریخ نمیتواند اهمیت آن را درک کنند. هجوم بیسابقه دین داری سنگواره و متحجر با حمایت رژیم گذشته، بهترین راه دور شدن نسل نو آن روزها از دین بود. آن چه روحانیونی مثل هاشمی نژاد را که در کل انان را با شاغول طرفداران امام خمینی، از دیگرروحانیون جدا میکرد، همین رویاروئی با اندیشه های متحجر دینی ان دوران بود. مبارزه با موج سکولاریسم دیکتاتور مابانه آن روزها که هر اندیشه دینی را مطرود میدانستند از یکسو و جریاناتی که با تابلوی انجمن حجتیه و شعار مبارزه با بهائیت و یا فرق دیگر به جای مبارزه با شاه در عرصه فرهنگی خودنمائی میکردند، از سوی دیگر، رسالتی بود که روحانیون طرفدار امام آن را وظیفه خود میدانستند. هاشمی نژاد یکی از پر فروغترین این ستاره ها بود. 5- شناختن به وقت جریانات انحرافی بعد انقلاب و هشدار دادن به موقع وی نسبت به خطرات فکری نقطه تمایز او بود. او جزء اولین کسانی بود که در فضای پر خشونت و ترسناک سالهای اولیه انقلاب به خطرات جریان مجاهدین خلق توجه داد.  آنان را از لحاظ مبانی اندیشه خطرناک می شناخت و میدانست خشونت و رویاروئی با انقلاب آرام ومهربان امام خمینی جزئی از تفکرشان هست. آن قدر در این راه مقاومت کرد تا اینکه خودش جزء شهدای ترور شد و در هفتم مهرماه 1360 در مشهد در ورودی حزب جمهوری اسلامی به پیشگاه خدا عروج کرد.  سلام علیه یوم ولد و یوم استشهد و یوم یقوم الحساب.      

 

8 4        ۱      3 7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.