۱۰ مهر ۱۳۸۶
وصیت نامه امیرالمؤمنان علی (ع)

 

پسرم حسن! تو و همه فرزندان و خاندانم و هر کس را که این نامه به او می رسد، به امور زیر سفارش می کنم:

- هرگز تقوای الهی را از یاد نبرید و کوشش کنید تا دم مرگ بر دین خدا باقی بمانید.

- همه با هم به ریسمان خدا چنگ بزنید و بر اساس ایمان به خدا، متحد باشید و از هم جدا نشوید. همانا از پیامبر خدا شنیدم که می فرمود: "اصلاح میان مردم، از نماز و روزه دائم، افضل است و چیزی که دین را نابود می کند، فساد و اختلاف است." و لا حول و لا قوة الّا بالله العلی العظیم!

- نزدیکان و خویشاوندان را از یاد نبرید. صله رحم کنید که صله رحم، حساب انسان را نزد خدا آسان می کند.

- الله الله درباره یتیمان! مبادا گرسنه و بی سرپرست بمانند!

- الله الله با همسایگان خوش رفتاری کنید! پیامبر آن قدر در مورد همسایه سفارش کرد که ما گمان کردیم برای همسایگان از همسایه خود، ارث قرار می دهد.

- الله الله درباره قرآن! مبادا دیگران در عمل کردن به قرآن بر شما پیشی گیرند!

- الله الله درباره نماز؛ چرا که نماز، ستون دین شماست.

- الله الله درباره ماه رمضان، که روزه آن ماه، سپری است برای آتش جهنم!

- الله الله درباره جهاد در راه خدا! از مال و جان خود در این راه، کوتاهی نکنید.

- الله الله درباره زکات مال؛ که زکات آتش خشم الهی را خاموش می کند!

- الله الله درباره امت پیامبران! مبادا مورد ستم قرار گیرند!

- الله الله درباره صحابیان پیامبرتان؛ زیرا رسول خدا درباره آنان سفارش کرده است!

- الله الله درباره فقرا و تهیدستان! آن ها را در زندگی خود شریک کنید.

- الله الله درباره بردگان و کنیزان، که آخرین سفارش پیامبر درباره آن ها بود.

- با مردم به خوشی و نیکی رفتار کنید، همان طوری که قرآن دستور داده است و به ملامت مردم، ترتیب اثر ندهید.

- امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید. نتیجه ترک آن، این است که بدان و ناپاکان بر شما مسلط خواهند شد و به شما ستم خواهند کرد. آن گاه هر چه نیکان شما دعا کنند، دعای آن ها مستجاب نخواهد شد.

- بر شما باد هنگام معاشرت، فروتنی و بخشش و نیکویی درباره یکدیگر! از کناره گیری از یکدیگر و قطع ارتباط و تفرقه و تشتت بپرهیزید!

- کارهای خیر را به مدد یکدیگر و به صورت گروهی انجام دهید و از همکاری در گناهان و چیزهایی که موجب کدورت و دشمنی می شود، بپرهیزید!

- از خدا بترسید که کیفر خدا شدید است!

خداوند، نگهدار شما خاندان باشد و حقوق پیامبرش را در حق شما حفظ فرماید. اکنون با شما وداع میکنم و شما را به خدای بزرگ می سپارم و سلام و رحمتش را برای شما می خوانم.

 

۰۹ مهر ۱۳۸۶
افطار ارمنی ها و سخنرانی آقای ناطق نوری

 

ارمنی های تهران هر ساله در ماه رمضان به دعوت اسقفشان یک افطاری می دهند. امسال مراسم در کلوپ ارمنی ها بود؛ روبروی سفارت فرانسه. رسم قشنگی است که دارند. از نگاه سمبلیک گامی در جهت نزدیکی و همکاری ادیان است. احتیاطاً برای اینکه کسی روزه اش آسیب نبیند ۱۰ دقیقه بعد اذان به ما اعلام کردند و افطاری دادند. تعدادی از نمایندگان مجلس و معاونان وزیر و مدیرکل و شهرداران مناطق فعلی هم بودند. مدتها بود که آدمهای مسئول "فعلی" را در جلسه ای ندیده بودم. چشمم روشن شد اساسی! آقای سرکیسیان اسقف ارامنه، به زبان ارمنی صحبت کرد و بعدش هم من یک کوچولو حرف زدم. از سوی دیگر طبق تقویم رسمی، دیشب، شب نوزدهم رمضان بود. برای مراسم احیا رفتم حرم امام. آقای ناطق نوری هر ساله در این شب هم سخنرانی می کند و هم با صدای خوبی که دارد روضه می خواند و قرآن سر می گیرد. موضوع سخنرانی اش مبارزه با مظاهر خرافات بود که در سالهای اخیر به خصوص در حوزه ی ارتباط با امام زمان گسترش زیادی پیدا کرده است. موضوع خوبی بود. با اینکه گفتند دو سه روزی است که پرونده های افرادی که ادعای ارتباط با امام زمان را داشته اند و دستگیر شده اند را از دادگاه ویژه روحانیت گرفته و مفصل مطالعه کرده اند، ولی به چند موردی اشاره داشتند که همه ی آنها در برنامه خبری ۲۰:۳۰ با تصویر مربوطه پخش شده بود. سخنرانی دلسوزانه و خوبی بود. یکی دو بار هم توی این مایه فرمودند که این نمیشه هرکسی خودش را توی قبه نور فرض کند؛ و اضافه کرد که همه ی اینها دکان است و از مردم خواست که حرف آنان را در هر "مقام و منصبی" هم که باشند، نپذیرند. البته ایشان از کلمه ی هاله ی نور استفاده نکرد و قبه نور گفت تا مستقیماً مردم یاد سفر رئیس جمهور به سازمان ملل نیفتند. طبیعتاً با اینکه ظاهر منظور آقای ناطق افرادی مثل پدر من یا افراد روحانی دیگری بود، ولی اضافاتی را هم لابد در نظر داشت که گفت در هر مقام و منصبی. آنها که هیچ وقت مقام و منصبی نداشته اند. من با سخنان آقای ناطق نوری کاملاً موافقم که باید مکتب عقلانی به جای خرافه گرایی بنشیند ولی وقتی سفره ی این مسائل در سطح حکومتی با سخنان و رفتارهای آقای احمدی نژاد و بعضی اطرافیانشان و کمک بعضی رسانه های نزدیک به دولت پهن شد، موج خرافه گرایی در میان مردم هم گسترش پیدا کرد و دیگرانی هم در کنار همان سفره، سفره های خود را پهن کردند و کپی رایت را به رسمیت نشناختند. فکر کنم آقای ناطق هم این مطلب را قبول داشت که تا نزذیکی اعلام صریح اطرافیان احمدی نژاد می رفت و باز برمیگشت به جریانات خرافه گرای آخوندی. امروز در فاتحه ی نوه آیت الله توسلی، و پسر آقای ولائی، کنار آقای عبدالله نوری نشسته بودم. کلی با شبه متلک فهماند در تلویزیون دیده که دیشب پای سخنان آقای ناطق بودم. می پرسید دیشب ناطق علیه کی داغ کرده بود؟ خودش نظرش را گفت. من هم با او موافق بودم ولی بعد آقای نوری گفت امروز آقای فلانی که از آدمهای معروفی است و دیشب هم حرم بوده، زنگ زده بود. پرسیدم آقای ناطق دیشب با کی بود؟ او شوخی، جدی گفته بود ناطق جوری حرف زد که همه فهمیدند با احمدی نژاد بود ولی اگر کسی ازش بازخواست کند، بگوید با ابطحی بودم؛ به خاطر پدرم. حالا نیت آقای ناطق هر چه بود، دیشب، بحث مفیدی را ارائه کرد. واقعاً خرافه گرایی، مثل موریانه دارد ریشه اعتقادات دینی مردم را نابود می کند.

 

۰۸ مهر ۱۳۸۶
وبلاگ خدا را باز خواهم کرد....

 

به مناسبت اولین شب قدر ماه رمضان امسال:

 

سحرگاهان که در خوابی

تو را من لینک خواهم کرد

به بقال محل هم لینک خواهم داد

به وبلاگ گدایان و سپوران نیز خواهم رفت

سحرگاهان که در خوابید من هم خواب خواهم دید

مرا هک کن

خیالی نیست

دوباره آی دی از نو

و روز از نو

تمام شب به روزم من

و یک وبلاگ پر کامنت خواهم زد

و با فیلتر شکن یک روز

وبلاگ خدا را باز خواهم کرد.

 

                                   * شعر علیرضا قزوه *

 

التماس دعا

 

۰۷ مهر ۱۳۸۶
کنفرانس برلین و دانشگاه کلمبیا

 

در حاشیه افطاری هم چنان مباحث سیاسی و فرهنگی داغ است. دیشب هم مثل شبهای دیگر با خیلی از رجال سیاست و اصلاح طلبان بودیم. آن جا گفتند که دفتر رئیس جمهور اعلام کرده است که مردم برای نماز شکر این سفر آقای رئیس جمهور به مساجد بروند و سجده شکر به جا آورند. حیف وقتی خبر دادند که دیر شده بود و فکر کنم درب مساجد بسته شده بود. من به صحبت های آقای آرمین اعتراض داشتم که گفته بود احمدی نژاد می بایست جلسه سخنرانی دانشگاه کلمبیا را ترک کند. اتفاقا نقطه قوت سفر این بود که ایشان در آن جلسه نشست و پاسخ داد. تاج زاده ضمن نیمچه دفاعی از هم حزبی اش مشابه سازی ذهنی کرد و گفت تمام جرم افراد کنفرانس برلین این بود که در جلسه ای می خواستند سخنرانی کنند که عده ای از کمونیست ها به نظام جمهوری اسلامی فحش و بد و بیراه می گفتند و یک نفر از آنان هم در جلسه لخت شده بود. برلینی ها که سخنرانی نکردند که به خاطر محتوای سخنرانی شان دستگیر شوند. فقط به خاطر شرکت در این جلسه اهانت آمیز بود. گفتم خب این رئیس جمهور بوده و آن ها افراد عادی. اصرار داشت که از نظر شکل ماجرا صرف نظر از افراد، این دو تا ماجرا یکی است. یا قاعده این است که در جلساتی که اهانت میشوند همه خارج شوند و یا آنکه اگر سخنرانان در اهانت دیگران مقصر نیستند، باید از برلینی ها اعاده حیثیت شود. می گفت میخواهد مفصل این مقایسه را توضیح دهد. برای من و بقیه سیاست مداران معروفی هم که در جلسه بودند این مقایسه مصطفی نو و عجیب و جالب بود. از همه این ها گذشته حیف که همه ی سفر آقای احمدی نژاد به نیویورک، تحت الشعاع حرفهای بد رئیس دانگشاه کلمبیا قرار گرفت. همه موافقان و مخالفان از دانشگاه کلمبیا حرف میزنند. به جبران اهانتی که رئیس دانشگاه کرد، در یک استقبال بی نظیر دولتی روسای قوای مقننه و قضائیه هم به فرودگاه رفتند. اگر کسی یادش بود که دکتر احمدی نژاد در این سفر به اجلاس سالانه سازمان ملل هم رفته، می شد پرسید که در ملاقاتها و لابی ها چه موفقیتی برای ملت ایران و رفع خطر جنگ و تحریم و کمک به رفاه عمومی مردم به دست آورده است. البته نمی توان نادیده گرفت که آقای احمدی نژاد در دنیا معروف تر شد.

 

۰۶ مهر ۱۳۸۶
گپ و گفت عاشقانه

 

در میان امامان شیعه دعاهای امام سجاد خیلی معروف و عاشقانه است. وقتی با خدا حرف می زند درست مثل این است که یک عاشق با معشوقش حرف می زند. چنان خودمانی و مهربان و با لبخند با خدا حرف میزند که گویا با دوست شخصی اش گپ و گفت دارد. این نوع رابطه همان نیاز جامعه امروز ماست. الان ماه رمضان است. فصل دعا است. دعای ابوحمزه ثمالی امام سجاد که مخصوص ماه رمضان است خیلی دوست داشتنی است. در یک جای دعا با خدا دهن به دهن بامزه ای میکند و میگوید: خدایا اگر گناهانم را به رخم بکشی، من هم عفو و بخششت را به رخت میکشانم. یا اینکه اگر تصمیم بگیری من را به خاطر گناهانم به آتش جهنم بسپاری، عیبی نداره، تا وارد جهنم شدم داد و فریاد میکنم که آی جهنمی ها! من خدا را دوست داشتم و باز هم من را به جهنم آورده! و اضافه میکند که خدایا گیرم ما را بردی جهنم، خب از جهنم رفتن یک بنده ی گناهکارت که وقتی گناه میکرده باز هم اعتقاد به خدائی تو داشته و فقط هوای نفس بر او غلبه کرده بوده، دشمنت خوشحال میشه؛ ولی اگه من را ببخشی پیغمبرت شاد میشه. تو هم حاضر نیستی که دشمنت را خوشحال کنی و پیامبرت را ناراحت. بعد از این بگو مگوی دوستانه، امام سجاد بحث را عوض میکند و می گوید خدایا اگر قرار بود فقط اولیاء و مؤمنان و اهل طاعت و عبادت را مورد عفو قرار بدهی، ما گناهکارها باید به کی پناه ببیریم؟ مگه تو خدای ما گناهکارها نیستی؟ این تعابیر روان و این نوع ارتباط صمیمی با خدا خیلی معرکه است. نیاز ما هم این است که با این خدا که کاملاً معلومه خدای خودمون است گاهی حرف بزنیم. سبک میشویم اساسی. تا ماه رمضان تمام نشده در این شبهای پربرکتش با خدا یک کوچولو هم که شده حرف بزنیم. اگه حرف زدید: التماس دعا.

 

۰۵ مهر ۱۳۸۶
غلامحسین جمی و جنگ و تاریخ آینده ی ایران

 

در ایام جنگ تحمیلی یک پیرمرد کوتاه قدی بود که به دلیل جراحی مغزی در سال ۵۱ نصف صورتش هم کج شده بود. این پیرمرد امام جمعه اسطوره ای آبادان بود. هرکس از ایام جنگ چیزی به یاد داشته است نام پرافتخار غلامحسین جمی را شنیده است. هنوز زنده است. با سکته ای که در سال ۱۳۸۲ کرد، سال هاست در گوشه ی خانه ای افتاده و با ویلچر گاهی جا به جا می شود. دیروز در تهران مراسم بزرگداشت او بود؛ خوشبختانه بزرگداشتی در زمان حیات. مهمترین خصوصیت او این است که هیچ وقت در ایام جنگ آبادان را ترک نکرد. هر روز جمعه حتی اگر مجبور می شد با ۵۰ نفر سرباز باقیمانده در شهر جمع شود نماز جمعه را می خواند. این نماز جمعه ها در آن شرایط سخت، خبر اول رادیو و تلویزیون بود و معنای سیاسی اش این بود که آبادان با اینکه محاصره شده و در چند کیلومتری خرمشهر سقوط کرده قرار دارد، همچنان ایستاده است و جزء خاک ایران است. هر هفته خبر نماز جمعه دشمن آب و خاکمان را بدجوری کلافه می کرد. در جریان مراسم تجلیل دیروز کتابی هدیه کردند که حاوی دست نوشته های آقای جمی در ایام جنگ است. در آن بلبشوی روزهای اولیه جنگ، خرمشهر سقوط کرده بود و اکثریت مردم آبادان به شهرهای دیگر پناه برده بودند. تمام شهر در حال بمباران شدن بود، آب و مواد غذایی نبود، سربازان خسته شده بودند و مرخصی می خواستند، همه عصبی و ناراحت، عده ای خانواده فقیر همچنان در شهر مانده بودند، خرماهای کشاورزان را کسی نمیتوانست جمع کند، برای همه ی این مشکلات، تنها کسی که عنوان امام جمعه داشت و در شهر مانده بود و باید پاسخگو می بود آقای جمی بود. سه ساعتی نتوانستم کتاب خاطرات جمی را به زمین بگذارم. از حوادث عادی ای که بارها نوشته است، این که به اتفاق برادر و فرزندش در آن گرمای وحشتناک آبادان که در بسیاری از مواقع جنگ کمتر کسی در آن زندگی می کرد، دنبال یک لیوان آب برای ۲۴ ساعت اش می گشته است. چندجا نوشته امروز آب پیدا نکردیم چند تا انار داشتیم به اتفاق مکیدیم تا رفع تشنگی شود. یکی از برنامه های هر روزش هم سر زدن به قبور شهدای آبادان بوده که خاطرات دردناکی از خانواده ها بر سر مزار نقل میکند. او به راحتی می توانست با استفاده از رانت امام جمعه بودن از آبادان بیرون بیاید و از تهران پیام بدهد و از رادیو آنجا پخش کنند، ولی نکرد و یکسره در آبادان ماند. این را نسل امروز خوب است بدانند در میان روحانیون چنین اسوه هایی هم بوده اند که تا ایران هست بر گردن این آب و خاک حق دارند. جمی بعد از جنگ عملاً منزوی شد. حتی خبر مراسم تجلیل از او که روزی محور جنگ بود در رسانه ملی مطرح نشد. آقای جمی آن قدر شجاع و منصف بود که وقتی برای دکتر آغاجری به خاطر سخنرانی اش حکم اعدام صادر شد شجاعانه بیانیه ای داد که آغاجری و خانواده اش را به تدین و اعتقاد دینی می شناسد. خبر برگزاری سمینار بزرگداشت را هم آقای دکتر آغاجری به من داد. ستاد نمازجمعه و بنیاد شهید متولی مراسم تجلیل بودند. آقای هاشمی رفسنجانی هم سخنرانی کرد. وقتی من رسیدم سخنرانی ایشان تمام شده بود. علی معلم شعر زیبایی را در مورد جمی خواند. موقع خداحافظی رفتم روی این پیرمرد ویلچرنشین را ببوسم؛ از زمان مدیریت رادیو من را می شناخت. خیلی اظهار لطف کرد.

 

۰۴ مهر ۱۳۸۶
در دفاع از حضور احمدی نژاد در سخنرانی بوش

 

من با حضور آقای احمدی نژاد در جلسه افتتاحیه در موقع سخنرانی آقای بوش موافق بودم. نوعی ادب است که رؤسای هیأت ها در جلسه افتتاحیه باشند. تا جائی که من می دانم هیأت های ایرانی در طول این سال ها موقع سخنرانی رئیس جمهور آمریکا در جلسه افتتاحیه حاضر نمی شدند. در سفر اول آقای خاتمی هم به سازمان ملل، موقع سخنرانی کلینتون در هتل نشسته بودیم. تنها در سفر دوم که جلسه هزاره بود و همه رهبران جهان شخصاً شرکت کرده بودند، وقت اعلام شده سخنرانی آقای خاتمی بعد از ظهر روز اول بود؛ خبر دادند که آقای کلینتون می خواهد پای سخنرانی آقای خاتمی بنشیند، آقای خاتمی قبول کرد که در افتتاحیه و پای سخنرانی آقای کلینتون بنشیند. ولی معتقدم حتی اگر سال اول هم بدون این که کلینتون قول نشستن پای سخنرانی آقای خاتمی را بدهد، رئیس جمهور در جلسه افتتاحیه و پای سخنان رئیس جمهورد آمریکا می نشست، خوب بود. درست مثل کاری که امسال آقای احمدی نژاد کرد. تازه آقای احمدی نژاد این شانس را هم دارد که کسی در ایران غیرت دینی و ملی اش در مورد ایشان گل نمی کند که داد و فریاد کنند و کفن بپوشند و بگویند در حالی که موقع سخنرانی احمدی نژاد میز آمریکا خالی بود، چرا آقای احمدی نژاد پای سخنرانی بوش نشست.

 

۰۳ مهر ۱۳۸۶
سفر جنجالی احمدی نژاد به جای سفر مفید

 

یکی از مهمترین خبرهای جهانی این روزها سفر آقای احمدی نژاد به نیویورک است. در سیاست خارجی وقتی کشوری در انزوا قرار می گیرد، باز کردن فضای سیاسی با سفرهای جنجالی میتواند مفید باشد. این سفرها تبلیغاتی نباید باشند. باید از فرصت اجلاس سالانه ی سازمان ملل بهره برد و روابط تخریب شده با دنیا را در مذاکره با رهبران و نمایندگان دولتها ترمیم کرد. سفر به سازمان ملل به جای آن که برای تبلیغات باشد باید برای گفت و گوی دیپلماتیک به نفع مردم ایران باشد و در پایان سفر خبر خوش رفع شدن خطر حمله و تحریم را به ملت بگوید؛ والا وقتی آقای احمدی نژاد در روستاهای زاهدان مسئله ی هولوکاست را مطرح کرد، بی آنکه سفری بکند در همه ی رسانه های جهان این موضع گیری مطرح شد چون کار تبلیغاتی بود. متأسفانه آقای احمدی نژاد به جای پی گیری مسائل حاد کشورمان و تصحیح روابط ایران با رهبران دنیا، سفرش را تبلیغاتی کرد و در مقابل حجم قدرت رسانه ای مخالفانش مورد اهانت بی ادبانه و بیرحمانه قرار گرفت. این اهانت ها، اهانت به مردم ایران بود. در این سفر به دلیل تقاضای بازدید از محل برج های دوقلوی منفجر شده، شهردار نیویورک بدترین فحاشی ها را به صورت علنی نثار رئیس جمهور کشورمان کرد. در یک کار خارج از عرف دیگر، رئیس دانشگاه کلمبیا نیز در سخنرانی قبل از شروع و در حضور آقای احمدی نژاد نیز بدترین تعبیرات اهانت آمیز را به رئیس جمهور انجام داد. اینها افراد مسئولند. تظاهرات اپوزوسیون نبود. انتظاری که ملت از آقای رئیس جمهور دارد این است که خودش را در معرض این اهانت ها قرار ندهد تا این اهانت ها به ملت ایران صورت نگیرد. ما در کشور خودمان میگوئیم و خودمان هم لذت می بریم اما در دنیا مواضع سیاسی با نگاه دیگری ارزیابی می شود. کاش مشاوران آقای احمدی نژاد، ایشان را در برنامه ریزی اجرائی سفر و سخنانی که در پاسخ سئوالات باید می گفتند کمک می کردند. جنجالی بودن یک سفر مشکلی را از ملت حل نمی کند. مردم از رئیس حمهور توقع دارند در این سفر ها مشکلات سیاسی و اقتصادی شان را حل کند.

 

۰۲ مهر ۱۳۸۶
نمایشگاه قرآن

 

ماه رمضان، ماه قرآن هم هست. خدا خیرش دهد آقای احمد مسجد جامعی را. از زمانی که معاون فرهنگی وزارت ارشاد بود، علاقه ی ویژه ای به گسترش کارهای قرآنی داشت و قطعاً یکی از بزرگ ترین کسانی است که در این دو سه دهه به رشد فرهنگ قرآنی در ایران کمک کرده است. چه در دوران معاونتش و چه در دوران وزارتش کارهای قرآنی را شخصاً دنبال می کرد. یکی از آثار ماندگار احمد مسجد جامعی نمایشگاه قرآن در ماه رمضان است. این کار بعد از او هم خوشبختانه ادامه پیدا کرد. دیشب بعد از آن که کلی تلفنی از روابط عمومی آن جا سؤال کردیم و در رادیو شنیدیم که تا ساعت ۱۱ شب نمایشگاه ادامه دارد، ساعت ۹ من و همسرم و دخترم فریده رفتیم تا از فضای معنوی نمایشگاه قرآنی بهره مند شویم. متأسفانه بی هیچ توضیحی چند دقیقه به ساعت ده مانده چراغ ها را خاموش و سالن ها را تعطیل کردند. نشد که خیلی از غرفه ها را ببینیم. اما در همان وقت کوتاه خیلی نمایشگاه دوست داشتنی ای بود. نوعی تلاقی قرآن و هنر بود. بخش کارگاهی آن شامل سفالگری و کتابت آیات روی سنگ و تابلوهای تذهیبی و نقاشی بود. خطاطی هم بخش مستقلی داشت. جوان عاشقی آن جا بود که سومین نسخه ی قرآن را به خط نستعلیق فارسی نوشته بود. هم قرآن بود و هم به خاطر خط فارسی اش بوی ایرانی بودن می داد. چند ماهی است آن را هنرمندانه به پایان برده ولی جائی برای سرمایه گذاری انتشار آن پیدا نکرده بود. به همه جاهائی که بودجه های دولتی فراوانی برای ترویج قرآن دارند هم مکاتبه کرده بود. روحانیونی هم بودند که در بخش پژوهش و حوزه به سؤالات قرآنی مردم پاسخ می دادند و مشاوره دینی ارائه می کردند. نمیدانم بین آنها و مخاطبانشان چه مسائلی رد و بدل می شد ولی برای مخاطبان آن نمایشگاه که عمدتاً دارای اعتقادات مذهبی و جدی هستند کار زیبایی بود. یکی دو جا هم تابلوی پایگاه های اینترنتی قرآنی و یا حوزوی بود. رفتم لیست آن ها را بگیرم، برادری که آن جا بود لیست را داد و گفت البته اسم وبلاگ شما در آن نیست. در بخش کودک هم که به اصرار دخترم رفتیم، در غرفه اولی جائی بود که با یک قطعه کاغذ چهارگوش همه جور موجود میساختند. چون نمایشگاه قرآنی بود لشگر ابرهه و کشتی نوح را با همان کاغذها درست کرده بودند. در اول همان سالن بودیم که یک ساعت زودتر از موعد اعلام شده، سالن را تعطیل اعلام کردند.

آن هایی که علاقه مندند ماه رمضان را به قرآن پیوند دهند، از این نمایشگاه دیدن کنند. در مصلای تهران برگزار می شود؛ همان جائی که مخارج فراوانی شده است تا نماز جمعه در آن برگزار شود و سال هاست اعلام شده که آمادگی برگزاری نماز جمعه در آن هست ولی متأسفانه نماز جمعه در آن برپا نمی شود.

 

۰۱ مهر ۱۳۸۶
آمریکا، دشمنی و جاخالی دادن روسیه و چین

 

معروف است گورباچف وقتی اصلاحاتش را در اتحاد جماهیر شوروی آغاز کرد، به آمریکائی ها گفته بود که شما دیگر نمی توانید برای توسعه خود از نام دشمنی به نام شوروی بهره بگیرید. چینی ها هم عملاً چنین کردند. امروز بعد از گذشت نزدیک به دو دهه از آن روزها روسیه دوباره قدرت گرفته است؛ چین هم همه ی بازارهای جهان را تسخیر کرده و به مراتب قدرتمند تر از دو دهه ی پیش هستند؛ اما آمریکا نمی تواند از عنوان دشمنی به نام چین و یا روسیه بهانه بسازد و از آن استفاده ی سیاسی و اقتصادی کند. ایران را اما همچنان آمریکا دشمن می نامد و هر روز از این دشمنی حرف می زند. در داخل میگویند که ایران آنقدر قدرتمند است که دشمنش آمریکا است ولی طرف دیگر آن هم این است که آمریکا نیاز به دشمن دارد که روزی روسیه و چین بودند و آنها جاخالی داده اند و ما جای آنها را پر کرده ایم.

 

8   4       ۱    ۲    ۳      3 7
© Copyright 2003-2019, Webneveshteha.com. All rights reserved.