۱۰ مهر ۱۳۸۵
آیت الله یثربی

 

آیت الله یثربی امام جمعه ی کاشان دیروز در گذشت. او از روحانیون کم نظیر کشور بود که از خاندانی پر آوازه در علم و فضیلت بود. خودش دوست داشتنی و صدای گرمش یادآور معنویت واقعی و سیمایش زیبا بود. قدر شناسی حکم می کند که خاطره ای از آن بزرگ ذکر کنم: فکر کنم سال ۷۰ بود؛ بحث تهاجم فرهنگی در ایران خیلی فراگیر بود و متهم ردیف اول وزارت ارشاد و شخص آقای خاتمی به عنوان وزیر ارشاد تلقی می شد. اولین یا دومین سمینار سراسری ائمه ی جمعه در حسینیه امام خمینی در کنار دفتر رهبری در آن روزها در حال انجام بود. بخشی از سمینار در آن فضای تند به مسائل فرهنگی اختصاص داشت که از آقای خاتمی وزیر ارشاد، مهندس نجفی وزیر آموزش و پرورش و محمد هاشمی رئیس صدا و سیما دعوت کرده بودند. از شانس من، آقای خاتمی در همان روز عازم سفر بود و من به نمایندگی از ایشان در آن جلسه که همه ی ائمه ی جمعه ی سراسر کشور در آن حضور داشتند، شرکت کردم. کمی از همین حرف های روشنفکری زدیم که در امروز فرهنگ محدودیت جواب نمی دهد، و باید مصونیت ایجاد کرد و سهم تولیدگران فرهنگی مثل حوزه های علمیه و ائمه ی جمعه مهمتر از توزیع کنندگان امر فرهنگ است. در قسمت سؤال و جواب، ۸۰ درصد سؤال ها به موضوع روز، یعنی وزارت ارشاد برمی گشت؛ به خصوص از حوزه ی سینما و کتاب. حملات تندی شد. همه ی کسانی که وقت گرفته بودند با ادبیات تند و کم تر تند در این مورد حرف زدند. خیلی احساس تنهایی می کردم. دراین میان آیت الله یثربی که اصلاً با توجه به بلوک بندی های سیاسی آن روز توقع نمی رفت، وقت گرفتند. شخصیت و سابقه ی آقای یثربی همه را به سکوت واداشت. ایشان وقتی پشت تریبون قرار گرفت، خیلی با شخصیت و احترام ویژه ای فقط به نصیحت حاضران پرداختند. از آقای خاتمی و شخصیت دینی ایشان و خانواده ی ایشان حرف زدند و بعد هم نسبت به شخص من اظهار لطف کردند. چیزی در این مایه گفتند که نباید بی اطلاع قضاوت کرد و از این ادبیات تند بهره گرفت. با سخنان ایشان جلسه آرام شد و بعد هم پایان یافت. بارها در دیدارهایی که به همراه آقای خاتمی و تنهایی با این پیرمرد داشتم از کار آن روزش تشکر کردم. انصافاً از چهره های روحانی بی آزار و مردم دار و پرمعنویتی بود که حتی مخالفانش در برابر ادب و تقوا و علم او خضوع می کردند. خدا رحمتش کند.

 

۰۹ مهر ۱۳۸۵
دو خاطره ی رادیوئی از رمضان

 

چند ماه بعد از آن که من در سال ۶۲ مدیر رادیو شده بودم، ماه رمضان شد. نوارهای مناجات سحر را همکاران آماده کرده بودند. آن موقع فقط رادیو در سحر برنامه داشت و اصلاً تا هنوز هم سحر رمضان بیشتر رادیوئی است تا تلویزیونی. تنها پشت یکی از نوارهای ریل بزرگ آن روزها، با ماژیک قرمز نوشته بودند دعای ابو حمزه ثمالی؛ با حروف لاتین هم زیر حرف "ث" نوشته بودند so. پرسیدم این همه تأکید چرا؟ گفتند که پارسال یکی از گویندگان رادیو، توجه خوانندگان را به شنیدن دعای ابو حمزه شمالی جلب کرده و کلی آبرو ریزی شده است. طفلک گوینده هم بی تقصیر بوده. در سال های اول انقلاب حتماً یقین داشته آقای ابو حمزه لابد شمالی بوده است.

نکته دیگری که همکاران آن روز تذکر دادند، تذکر پر اهمیتی بود؛ آن هم این که: سعی کنید آدم های متفاوت با صداهای گوناگون دعای سحر را نخوانند. استدلال می کردند فضای معنوی رمضان در قبل از انقلاب، به خاطر آن بود که مرحوم ذبیحی تنها خواننده ی دعای سحر بود و صدای او همیشه یادآور سحر و رمضان بود. همچنان که تاکنون ربنّای شجریان که قبل از مغرب پخش می شود و صدایی جایگزین او نشده، خود به خود فضای معنوی قبل از افطار را تداعی می کند.

آقای خامنه ای که آن روزها رئیس جمهور بودند نیز به دلیل آشنائی با مقوله ی هنر، خیلی به رادیو تذکر می دادند. یادم هست موارد زیادی را تلفنی به خود من یادآور می شدند و راهنمائی می کردند. سال قبل از ورود من به رادیو به دلیل این که جنگ مسأله ی اصلی کشور بود، دوستان رادیو یک شب دعای سحر را با صدای یکی از افرادی که صدایش، آرم دفاع مقدس بود پخش کرده بودند و ایشان به این مضامین رادیو تذکر داده بودند که هر صدائی برای جائی مناسب است؛ دعای سحر را که دیگر نباید با صدای ایشان پخش کنید. انصافاً نکته ی مهم و قابل توجهی را تذکر داده بودند. هر سخن جائی و هر نکته مقامی دارد.

مرحوم صالحی آن روزها زنده بود. صدای او هم در خواندن دعای سحر با معنویت ویژه ای همراه است. خدا رحمتش کند. آقای صبحدل که اذان حسینیه ی ارشاد را گفته بود، مسئول برنامه های مذهبی رادیو بود. خیلی با وسواس و دقت صداشناسی می کرد. نمی دانم الان کجاست ولی هر جا که هست، خدایا به سلامت دارش. رمضان است و ماه دعا و مناجات.  

 

۰۸ مهر ۱۳۸۵
درباره انتشارنامه امام توسط هاشمی

 

انتشار نامه حضرت امام در مورد پايان جنگ از سوی آقای هاشمی رفسنجانی يک كار شجاعانه بود. خواص عالم سياست كه در ايام جنگ فعال بودند همه از مضمون نامه مطلع بودند ولی اكنون  رسماً انتشار يافته است. در تمام دنيا نامه های سری و محرمانه تعيين كننده را بعد از گذشت سالهای طولانی منتشر می كنند. امام در همان نامه علنی كه اعلام كردند جام زهر را نوشيدند، گفته بودند كه در موضوع جنگ، مسائلی هست كه بايد سر فرصت به آنها توجه كرد. انتشار اين نامه نشانه آن است كه آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان اداره كننده اصلی جنگ تحميلی آن فرصت را در اختيار مردم ايران قرار داده است. چنانچه می توان از مضمون اين نامه فهميد كه بنابه انديشه امام، شجاعت تسليم شدن در برابر واقعيت ها كمتر از شجاعت دفاع و جنگ با دشمن نيست. اين يک مبنای جدی برای هر حكومتی است. گاهی تسليم شدن در برابر واقعيت ها، از هر نوع مقاومت و حمله ای شجاعانه تر است و بيشتر به نفع مردم و كشور و دين و ارزش هاست.اين شجاعت امام كمتر از شجاعت ايشان در ايستادگی در برابر رژيم گذشته نيست. روشن شدن شفاف و مستند تاريخ خيلی به بهتر خواندن آن كمک می كند و جلو حرف و حديث های غير واقعی و احياناً مغرضانه از جنس شايعه را سد می كند. فرمانده سابق سپاه هم اگر افتخار ارائه گزارش واقعی به امام را به نام خود ثبت كند، بهتر از روشی است كه در پيش گرفته است. در عالم سياست انتشار اين نامه از سوی هاشمی رفسنجانی هشدار نيز تلقی می شود؛ هشداری از سوی هاشمی به كسانی كه او را ناديده می گيرند. همه آشنايان به سياست می دانند هاشمی برگه ها و خاطرات فراوانی از اين دست در اختيار دارد.

 

۰۷ مهر ۱۳۸۵
طراحان جنگ در کمین هستند

 

یک روز در لابی سمینار ادیان در مونترآل با لباس رسمی آخوندی نشسته بودم؛ یک نفر با کلاه یهودی آمد جلو وگفت شما ایرانی هستید یا لبنانی؟ گفتم ایرانی. تازگی، بعد از ظهور فراوان سید حسن نصرالله با این لباس فکر میکنند آخوند ها لبنانی هستند. وقتی فهمید ایرانی هستم، گفت من آمریکائی و استاد دانشگاه و از یهودیان مخالف دولت اسرائیل هستم. کاش مقاله من را میشنیدید. همانجا خلاصه نظراتش را گفت: دولت آمریکا مشکلات جدی سیاسی و اقتصادی حمله نظامی به ایران را میداند اما این دلیل عدم حمله ی آمریکا به ایران نخواهد بود؛ زیرا در آمریکا لابی صهیونیست که از دولت اسرائیل نمایندگی میکنند و در تمام مراکز تصمیم گیری سیاسی حضور جدی و تأثیرگذار دارند، اصلاً به فکر منافع دولت و مردم آمریکا نیستند. سیاست اصلی دولت اسرائیل این است که به هر قیمتی زیرساخت اقتصادی و عمرانی کشورهای خاورمیانه را نابود کنند تا در این منطقه کشور سرپایی وجود نداشته باشد. به لبنان هم اشاره داشت که دولت اسرائیل با کوچکترین بهانه ای که به دست آورد در اولین روزهای درگیری تمام پلها، و امکانات زیرساخت کشور لبنان را نابود کرد. حرفهایش خیلی تکان دهنده بود. امیدوارم تحلیلش درست نباشد اما اگر راست باشد، آیا کسانی که به هر دلیل با حکومت ایران مخالفند، و آمریکا را به حمله تشویق میکنند و نیزکسانی که با موضعگیری هایشان به آنها بهانه میدهند، به روزی که خدای ناکرده زیرساخت های ایران نابود شود، فکر میکنند؟

 

۰۶ مهر ۱۳۸۵
افطاری آقای خاتمی

آقای خاتمی به اعضای کابینه اش هر ساله افطاری می دهد. خانواده ها هم هستند. پریشب نماز و افطار ساده که تمام شد، افراد شرکت کننده، چند نفری دور هم جمع می شدند و از هر دری حرف می زدند. خرم، وزیر راه جنجالی داشت آمار گرانی های وحشتناک این روزها، به خصوص میوه و لبنیات و مواد گوشتی را می داد. حجتی، وزیر کشاورزی سابق هم یادآوری می کرد که اول روی کار آمدن دولت جدید، همه ی این مواد را به دلیل دیرکرد در خرید مواد گوشتی برای مسئولان جدید پیش بینی کرده بود. دکتر معین هم در این جمع بود. طهماسب مظاهری هنوز مثل دلخورها رفتار می کرد. صفدر حسینی، وزیر سابق اقتصاد هم هی مناظر ویژه را به من نشان می داد و می گفت عکس بگیر. با آقای یونسی در مورد سفر کانادا و مسائل و مشکلات ایرانیان حرف زدم. سر یک میز، آقا کمال خرازی و علی شمخانی، دو نفر از اعضای شورای سیاستگزاری خارجی نشسته بودند، مرعشی به شوخی می گفت حالا که احمدی نژاد با شورای سیاست خارجی آمریکا دیدار کرده است، در مقابل خوب است اعضای شورای سیاست خارجی ایران هم با رئیس جمهور آمریکا تقاضای دیدار نمایند! چیزی که عوض دارد، گله ندارد. صادق خرازی یادآوری کرد که یک بار وقتی کمال خرازی در مقام وزیر خارجه ی ایران با شورای سیاست خارجی آمریکا دیدار کرد چه قدر مورد انتقادات تند رسانه های جناح محافظه کار قرار گرفت. با آقای پزشکیان هم که در تبریز به کار پزشکی مشغول است، با همان چند تا لغت ترکی که بلد بودم حال و احوالپرسی کردم. خوبی افطاری این بود که بعد از افطار آقای خاتمی سخنرانی نمی کرد و نمی بایست یک ساعتی آرام و مؤدب به سخنرانی گوش کنیم. رمضانزاده هم از یکی از موارد اتهامش که در مورد تنها یادداشت وی در سایت من بود حرف زد. خانم خاتمی خیلی مهربانانه میزبانی خانم ها را بر عهده داشت. هر ساله هر خانواده دور یک میز می نشستند؛ در ایام دولت استدلال این بود که چون مسئولان کمتر فرصت غذا خوردن با خانواده را دارند، در این مراسم دور یک میز بنشینند؛ ولی امسال هم که به دلیل بیکاری احتمالاً همه ی وعده ها، خانواده ها با هم غذا می خوردند و همه منتظر نفس کشیدن بودند، باز هم همه ی ماها را با خانواده هامان دور یک میز نشاندند. گرچه بعضی ها زن و بچه را دو دره کردند و دور یک میز، مردانه نشستند و خانم ها هم زنانه! آقای موسوی لاری می گفت آقای کمال خرازی رژیم گرفته و ورزش می کند و لاغر شده است. گفتم آقا کمال که از اول فقط پوستی روی استخوان هایش بود؛ لاغر کردن برای او کار مهمی نیست. اگر کسی مثل من لاغر کند، هنر کرده! آقای خرازی هم گفت واقعاً بی عدالتی را می بینید؟! البته در حاشیه ی این جلسات حرف های مهمی زده می شود که هم بسیار مفید است، هم نمی شود نوشت. خدا از آقای خاتمی و زهره خانم صادقی افطار را بپذیرد.

                             

۰۵ مهر ۱۳۸۵
شهریار، آصفی، اوریانا فالاچی و مسجد جامعی

 

من سفر نسبتاً طولانی داشتم. معمولاً به هنگام سفر فرصت توجه به حوادث روزمره وجود ندارد. در این ایام می بایست به نکاتی حتماً اشاره می کردم.

سالگرد شهریار بود که شعرش همای رحمت ادبیات ایران به شمار می آمد.

آصفی، سخنگوترین آدم سالهای متفاوت و سیاست های گوناگون از سخنگویی کنار رفت که اگر وقتی اصول سیاست خارجی با دولت جدید تغییر جدی پیدا کرد کنار می رفت، خیلی برایش بهتر بود. از حق نگذریم، آصفی صبورانه و با پشتکار کم نظیری با اصحاب رسانه تعامل کرد و آبروی وزارتخانه بود. در سالهای اول انقلاب، در مراسم عروسی اش من اولین بار سروش را دیدم.

اوریانا فالاچی هم در این ایام به پایان راه زندگی رسید. در دوران نوجوانی یکی از بهترین و مؤثرترین کتاب هایی که خواندم، کتاب مصاحبه با تاریخ این خبرنگار پیر و چریک بود. در ابتدای انقلاب، معروف ترین خبرنگار دنیا بود و با همه ی رهبران نامدار دنیا مصاحبه های جسورانه ای کرده بود. در تهران و بعد از پیروزی انقلاب با امام خمینی نیز مصاحبه معروفی داشت. شاید او را بتوان از مؤسسان مکتب گزنده پرسی خبرنگاری دانست. در سال های آخر عمرش البته با کم حوصلگی و تعصب جزء اسلام ستیزان جدی شده بود که به شدت زندگی خبری او را تحت الشعاع قرار داد.

حق بود در مورد تحقیق و تفحص مجلس از وزارت ارشاد دوران مهاجرانی و مسجدجامعی هم می نوشتم که لااقل اکثر آنچه در این تحقیق و تفحص به عنوان نقاط انحراف و خلاف در بخش سیاستگزاری آمده است، همان ها نقاط قوت سیاست های فرهنگی ایران بود که در آن سال ها به اوج رشد خود رسیده بود و اهالی فرهنگ و هنر و مطبوعات بهترین شاهدان این مدعا هستند. البته از آن جا که مصلحت عنصر مهمی است، لابد تحقیق و تفحص از وزارت ارشاد و وزیرانی که در مورد اتهام هایشان یک کلمه با آنان صحبت نشد تا دلائلشان را بشنوند یک امر ضروری بود و به مصلحت نظام؛ ولی تحقیق و تفحص از آنچه که به عنوان تخلفات در شهرداری مطرح شده به دلیل آنکه شهردار آن وقت فعلاً رئیس جمهور است، خلاف مصلحت است و در مجلس رأی لازم را نمی آورد.

                  ***************

از امروز بخش نظرات و کامنت های سایت هم دوباره فعال شده است. شما می توانید اینجا را کلیک کنید و نظر بدهید و نظرات دیگران را هم بخوانید.

 

۰۴ مهر ۱۳۸۵
میدان کتابسوزان برلین

 

در بخش شرقی برلین که در اختیار کمونیست ها بوده، زمین مسطح بزرگی در برابر دانشگاه هومبولت قرار دارد که در کناره ی پیاده روی آن احجام گچی بزرگی به شکل کتاب درست کرده اند. این ها کتابهای دانشمندان آلمانی بوده که کتابهایشان را سوزانده بودند. این زمین مسطح هم محلی بوده که در آن در دوران کمونیستی هزاران کتاب را سوزانده بودند. آلمان غربی زیر این محوطه ی بزرگ، کتابخانه درست کرده است.

این میدان عبرتکده ی بزرگی است. وقتی کتاب ها سوخته می شد، کسی فکر نمی کرد روزی چنین نمادی بر علیه کتاب سوزان ساخته شود، ولی همه ی حکومت ها باید بدانند آینده ای هم هست که بسیاری از حقایق تلخ افشا می شود و در تاریخ که خیلی بی رحم و بی رودربایستی است ثبت می شود.

 

۰۳ مهر ۱۳۸۵
آینده ی دنیا

 

آینده ی جهان، از مسائلی است که هر وقت کسی کم آورد، نظر می دهد که جهان در آینده چنین و چنان خواهد شد.

آقای احسان طبری، تئوری پرداز اصلی مارکسیست در ایران بود. از وی نوشته هایی مانده که بنا به وصیتش بعد از مرگ وی منتشر شده است. وقتی تحلیلش را از آینده جهان خواندم و دیدم گفته است مارکسیسم همه دنیا را خواهد گرفت، بیشتر به این نتیجه رسیدم هر کسی دوست دارد آینده ی جهان را آنچنان که خود می خواهد تعریف کند. وی می نویسد:

نگارنده مطمئن است که مارکسیسم پس از تکامل خود در پهنا و ژرفا، بار دیگر به عنوان یک تئوری پویای علمی فرا خواهد شکفت و سرانجام در سده ی ۲۱ یا ۲۲ با نوسازی احکام و مقولات به شیوه ی تفکر متداول بدل خواهد شد.

حوادث دهه های آینده همراه با کام یابی ها و دست آوردهای مشخص نظام سوسیالیستی در زندگی، همراه با ناتوانی روزافزون نظام سرمایه داری امپریالیستی، مارکسیسم را از دوران بسیار دشوار رشد (که به ویژه از زمان مرگ استالین آغاز و با جدایی مائوئیسم و پیدایش یوروکمونیسم به اوج رسید) رهایی خواهد بخشید. تلاش پررنج و کورکورانه و ناقص ما به هر جهت زمینه ساز این تکامل ظفرنمون آینده بوده و هست! 

البته خدا را چه دیدی؟! شاید هم شد!

 

۰۲ مهر ۱۳۸۵
دعا

 

ای‌ خداوند! به‌ علمای‌ ما مسئوليت،

و به‌ عوام‌ ما علم‌، و به‌ مؤمنان‌ ما روشنايی،

و به‌ روشنفكران‌ ما ايمان،‌ و به‌ متعصبين‌ ما فهم،

و به‌ فهميدگان‌ ما تعصب،‌ و به‌ زنان‌ ما شعور، و به‌ مردان‌ ما شرف‌،

و به‌ پيروان‌ ما آگاهی‌، و به‌ جوانان‌ ما اصالت،

و به‌ اساتيد ما عقيده،‌ و به‌ دانشجويان‌ ما نيز عقيده،

و به‌ خفتگان‌ ما بيداری‌، و به‌ دينداران‌ ما دين،

و به‌ نويسندگان‌ ما تعهد، و به‌ هنرمندان‌ ما درد، و به‌ شاعران‌ ما شعور،

و به‌ محققان‌ ما هدف،‌ و به‌ نوميدان‌ ما اميد، و به‌ ضعيفان‌ ما نيرو،

و به‌ محافظه‌كاران‌ ما گستاخی، و به‌ نشستگان‌ ما قيام،

و به‌ راكدان‌ ما تكان،‌ و به‌ مردگان‌ ما حيات،‌ و به‌ كوران‌ ما نگاه،

و به‌ خاموشان‌ ما فرياد، و به‌ مسلمانان‌ ما قرآن‌،

و به‌ شيعيان‌ ما علی،‌ و به‌ فرقه‌های ما وحدت،

و به‌ حسودان‌ ما شفا، و به‌ خودبينان‌ ما انصاف،

و به‌ فحاشان‌ ما ادب،‌ و به‌ مجاهدان‌ ما صبر، و به‌ مردم‌ ما خودآگاهی،

و به‌ همه‌ ملت‌ ما همت‌ تصميم، و استعداد فداكاری،‌ و شايستگی نجات‌ و عزت‌ ببخش!

 

دکتر علی شریعتی

 

۰۱ مهر ۱۳۸۵
آغاز رمضان و شروع مدارس

 

امشب باز بر خلاف نظر رسمی اعلام شده ی تقویم ها، باید شب اول ماه رمضان باشد. مردم اگر خدای ناکرده در یک سالی اول و آخر رمضان با تقویم های رسمی اختلاف نداشته باشد، به دلیل ترک اعتیاد به نوعی افسردگی عمومی منجر می شوند. آغاز رمضان با آغاز شروع مدارس در اول مهر ماه را باید به فال نیک گرفت. تحصیل علم و دانش در آموزه های دینی خود عبادت بزرگی است که وقتی با ماه رمضان همزمان می شود، معنویت دوباره ای برای دانش آموزان به ارمغان می آورد. به دانش آموزان باید شروع سال جدید تحصیلی را تبریک گفت و در سیستم آموزشی سخت کشور برایشان آرزوی موفقیت کرد. حلول ماه رمضان هم برهمه ی مسلمانان مبارک باشد. روح ما انسانها به مناسبتهایی مثل ماه رمضان نیاز دارد. ماهی که معنویت و ارتباط با خدا در رأس جدول زندگی روزمره قرار می گیرد. آرامش و لذت زندگی در ارتباط گاهگاه بشر با خدا بهتر تأمین می شود و این یک نیاز انسانی است. ماه رمضان یکی از بهترین فرصتهاست. خوشا به حال آنان که شیرینی و لذت معنویت رمضان را ره توشه عمر خود می کنند.

 

8   4       ۱    ۲    ۳      3 7
© Copyright 2003-2020, Webneveshteha.com. All rights reserved.