۲۰ مهر ۱۳۸۵
تنها با خدا

 

امشب بر اساس تقویم ایران، اولین شب قدر است. در هر مراسم دینی بزرگ، معمولاً یک نقطه اوج وجود دارد. در مناسک بزرگ حج، عصر عرفه اوج آن مراسم است. دعای عرفه، عاشقانه ترین و صمیمی ترین گفت و گوی انسان با خداست. درست مثل دو  دوست. همان رابطه ای که در درون، هر انسانی به آن نیازمند است. در ماه رمضان که ماه عبادت است و همه ی مسلمان ها چه آنان که روزه می گیرند و یا به هر دلیلی نمی گیرند، احساس صمیمیت و نزدیکی با خدا می کنند. شب های قدر اوج ملکوتی آن است. تقدیر سالانه ی انسان با ارتباط نزدیک و صمیمی با خدا بنا به آموزه های دینی ما در این شب رقم می خورد. همه ی ما نیازمندیم در این مناسبت های اوج یافته ی معنویت، صمیمانه ترین نگاهمان را متوجه درگاه خداوند نمائیم. این رابطه ی عاشقانه با خداوند در شب قدر، به اوج می رسد. اگر علاقه مند بودید در جمع مؤمنان شرکت کنید و در اقیانوس صدای مردم غرق شوید و خدا را کمک بطلبید؛ اگر نه، در تنهاترین لحظاتتان خدا را بخوانید. حتماً خدا شما را، حتی اگر گمان می کنید که به دستورات خداوند در زندگی عمل نمی کنید، با نگاه مهربانانه خواهد دید. التماس دعا.

 

۱۹ مهر ۱۳۸۵
سفر عمره ی مقامات دولتی

 

در یکی از سایت ها خواندم که یکی از مقامات خواسته بود از سفر عمره ی شعبانیه ی اعضای دولت که هدیه آقای رئیس جمهور به آنها بوده است دفاع کند. این کار با شعارهای سال اول دولت خیلی فاصله داشت. ایشان گفته بود هزینه ی سفر عمره ی مسئولان دولتی نصف قیمت سفر مردم عادی بوده است. خب اگر این مکانیزم قابل اجراست، چرا همان کار برای مردم انجام نمی شود تا مردم عادی هم با نصف این هزینه سفر کنند؟ شاید هم این خبر بشارتی است برای مردم که عمره از این پس قیمتش به نصف کاهش می یابد. این مسئول اضافه کرده اصلاً همراهان رئیس جمهور در این سفر به هتل ها مراجعه می کرده اند و مشکلات مردم را می پرسیدند، به نحوی که هر یک از اعضای دولت با یکی دو چمدان نامه از سفر عمره بازگشتند. این دیگر جای تقدیر دارد. تصور کنید مسئولی به جای سوغاتی، یک چمدان نامه به همراه خود دارد. البته حالا که این سفر نصیب شده است، بهتر بود به دعا و نیایش می پرداختند و به تهران که بازگشتند و یا در سفرهای شهرستانی هزاران نامه به دست مسئولان می رسد که به همان ها پاسخ بدهند، ثواب فراوانی دارد. واقعاً بعضی دفاع ها از عملکرد دولت، بدتر از هر نوع حمله و تهاجم است. فرهنگ تظاهر و ریا هم آفت بدی است.

 

۱۸ مهر ۱۳۸۵
خولی علیه السلام

 

یادم هست در اوائل نوجوانی و طلبگی واعظ سرشناسی در تهران بود که تابستان ها به مشهد می آمد و مهمان پدر و دائی ام بود؛ حاج شیخ محمود صالحی. چند سال بعد از انقلاب فوت کرد. وی خیلی اهل طنز بود و بیشتر خاطرات شیرینی را از منبری ها و روضه خوان ها و مداح ها نقل می کرد.

در ماجرای کربلا فردی به نام خولی هست که سر بریده ی حضرت امام حسین علیه السلام را برای قاتلان می برد و از جنایتکاران بود؛ البته از همسرش به عنوان یک بانوی باتقوا در تاریخ یاد شده که به شدت شوهرش را به خاطر جسارت به امام حسین ملامت می کرد. آقای صالحی می گفت یک منبری تازه کاری رفت منبر و شب اول ماه محرم دستپاچه شد و روضه ی خولی را خواند و گفت خولی علیه السلام. فوری یادش آمد که خولی آدم بدکاره ای بوده است، خواست تصحیح کند، گفت نخیر، خولی اصلاً علیه السلام نبوده و آدم بدی بوده؛ و برای این که حسابی از او ابراز تنفر کند، دو تا حرف زشت هم به زن خولی گفت. باز یادش آمد که زن خولی آدم خوبی بوده است. نمی دانست چه جوری این گاف جدیدش را درست کند. گفت مردم، خولی دو تا زن داشته؛ منظور من زن دوم او بوده است.

این در جمع خیلی از دوستان ما ضرب المثل شده برای کسانی که حرف هایی می زنند و هر چه می خواهند درست کنند، بدتر می شود. البته منظور خاصی ندارم ها!

 

۱۷ مهر ۱۳۸۵
حسن آقای خمینی و لیست اصلاح طلبان در خبرگان

 

معمولاً در هر انتخاباتی افراد سرشناس به لیستها معنای سیاسی می دهند. در انتخابات خبرگان، با این که روزهای ثبت نام به سرعت رو به پایان است، اما اصلی ترین و معروف ترین چهره های سرشناس – هر کدام به دلیلی – قصد ثبت نام ندارند. آقایان خاتمی، کروبی و موسوی خوئینی قصد حضور ندارند. تلاش زیادی برای قانع کردن آن ها صورت گرفته ولی تاکنون بی نتیجه مانده است. ثبت نام حسن آقای خمینی خیلی می تواند تعیین کننده باشد. حضور مداوم سالیان طولانی در قم و تحصیل بی وقفه از قبل از وفات پدرش تاکنون و تدریس سطوح عالی در حوزه باعث شده که بزرگان کشور او را از واجدان قطعی شرایط کاندیداتوری بشناسند. چنانچه به اعتقاد بزرگان حوزه ی اجتهاد، اگر در هر امتحانی نیز حاضر شود، برای کاندیداتوری خبرگان مورد پذیرش قرار میگیرد. وقتی چندی پیش، مداح هتاک معروف که مرتب علیه این و آن – تنها به دلیل داشتن صدای گرم – بیانیه صادر می کند، علیه حسن آقا صحبت کرد می شد فهمید آنان نیز به خوبی فهمیده اند که حاج حسن آقا اگر در لیست خبرگان قرار گیرد، نه شورای نگهبان می تواند ایشان را به خاطر طی مدارج علمی رد کند، و نه شب نامه نویسان قدرت تخریب وی را دارند. به همین دلیل کاش دوستانی که برای آمدن حسن آقا تلاش می کنند موفق شوند با راضی کردن وی به کاندیداتوری، به لیست کاندیداهای خبرگان معنای ویژه ای بدهند. همچنانکه تلاش گسترده ای از سوی محافظه کاران صورت می گیرد تا با نام مصباح یزدی به لیست خود معنا دهند. اگر لیست حتی اندک جناح اصلاح طلب با محوریت چهره های آشنا و مورد قبول مردم شکل گیرد و مردم تقابل لیست معتقدان به حقوق مردم را در برابر لیستی ببینند که رسماً از بی اهمیتی رأی مردم حرف می زنند، شاید در انتخابات شرکت کنند و این انتخابات آغازی شود برای پیروزی در همه ی انتخابات آینده. دموکراسی جز از طریق صندوق های رأی به دست نمی آید. ولی به قول معروف اگر شود چه شود!

 

۱۶ مهر ۱۳۸۵
مجلس خبرگان و نگرانی های مجمع روحانیون مبارز

 

چند روز پیش که بیانیه ی مجمع روحانیون مبارز در مورد انتخابات خبرگان منتشر شد و در روزنامه ها آمد، آقای خاتمی زنگ زد. حساسیت عجیبی به درست نویسی دارد. در آن بیانیه چندین غلط تایپی – البته غیر مهم – داشت و طبعاً کمی ویرایش می خواست. تقصیر از من بود. آقای خاتمی روز قبلش آن بیانیه را نوشته بود و برای من فاکس کرده بود و من می بایست آن را مرتب می کردم. آقای خاتمی به من می گفت خوب است توضیحی در مورد اغلاط تایپی بدهی! خب این هم توضیح!

آنهایی که پیگیر مسائل سیاسی کشور هستند، خوب است یک بار این متن را در اینجا بخوانند. بیانیه ی مجمع به نکات قابل توجهی اشاره دارد. رد کردن سلیقه ای افراد، ثبت نام نکردن مجتهدان اسلام شناس مترقی، سلامت انتخابات و به خصوص فلسفه ی سیاسی انتخابات خبرگان که مشروعیت بالاترین رکن نظام، یعنی رهبری از این انتخاب است.

اکنون چند روزی است که ثبت نام کاندیداهای خبرگان شروع شده است. به دلیل اجازه ندادن به خبرنگاران، خبر دقیقی از نام و نشان ثبت نام کنندگان وجود ندارد. گمان می کنم مجمع روحانیون مبارز برای انتخابات خبرگان دچار مشکلات ویژه ای است. از یک سو مجمع اعتقاد داشت که باید در خبرگان عالمان رشته های مختلف به دلیل وظایف متعدد رهبری در قانون اساسی حضور یابند؛ این خواسته مورد توجه قرار نگرفت. از سوی دیگر وقتی لیست مجمع برای مردم معنا پیدا می کند که مجتهدان نواندیش و متفاوت که به تعبیر امام به اسلامی اعتقاد دارند که توان گذر از پیچ و خم های زندگی در دنیای کنونی را داشته باشند، در لیست آنها باشد. انتخاب چنین مجتهدانی البته به دلیل فراوانی خاموش آنان در حوزه های علمیه کار دشواری نبود؛ اما با اطلاعاتی که به طور پراکنده از نحوه ی تأیید صلاحیت ها می رسد، امید به تأیید آنان اندک است. در بسیاری از شهرها، در مورد شخصیت هایی که امکان رد صلاحیت آنان وجود ندارد، شبنامه نویسی و تهدیدات ضمنی از هم اکنون علیه آنان آغاز شده است. بسیاری از این مجتهدان، دلیلی برای ثبت نام نمی بینند.

مجمع روحانیون مبارز مشکل دیگری هم دارد. از همه ی این بزرگواران دعوت به ثبت نام می کند، اما اگر اکثریت آن ها را رد صلاحیت کردند، و تعداد واقعاً اندکی، مثلاً زیر بیست درصد در تهران یا شهرستان ها مورد تأیید قرار گرفتند، آیا امکان ارائه ی لیست هست یا خیر؟ و آیا هوادارانش حاضر به فعالیت و شرکت فعال در این انتخابات می شوند یا نه؟

از همه ی اینها گذشته، آقای خاتمی و آقای موسوی لاری در دورانی که خود رئیس جمهور و وزیر کشور بودند، اگر تقلب را خیلی جدی نمی دانستند، ولی هر دو از وجود تخلفات گسترده در انتخابات صحبت کردند. آقای کروبی که خیلی بیشتر از تخلف معتقد است. اکنون که نظارت و اجرای انتخابات از یک طیف فکری هستند و مشاور عالی رئیس جمهور هم در آستانه ی انتخابات، علاوه بر معاونت سیاسی وزارت کشور به ریاست ستاد انتخابات نیز برگزیده شده است، طبیعی است که نگرانی در مورد روند انتخابات از جدی ترین مسائل برای اهالی سیاست باشد. با توجه به جایگاه تعیین کننده و تأثیر گذار خبرگان رهبری در انتخاب و نظارت بالاترین مقام کشور بر اساس قانون اساسی، پیشداوری نمی کنیم و ابراز این نگرانی ها در این مرحله برای پیشگیری است و البته تجربه های قبل نیز دلیل اصلی این نگرانی هاست.

 

۱۵ مهر ۱۳۸۵
کتابسوزان نازی ها و نه کمونیستها

 

یکی از کارهای زشت این است که وقتی کسانی با گروه، حزب، طرز تفکر و یا مذهب و عقیده ای مخالفند، کارهای نکرده و اعتقادات نداشته را هم به آنان نسبت دهند. چند روز پیش در یکی از نوشته های من متأسفانه همین اتفاق زشت صورت گرفت. در یادداشتی در مورد کتابسوزان برلین نوشته بودم که کمونیست ها در دوران حاکمیت بر آلمان شرقی، کتابسوزی راه انداخته بودند. ایمیل ها و یادداشتهای زیادی در این ایام دریافت کردم که گفته بودند ماجرای تلخ کتابسوزان برلین در دوران نازیها بوده است. بنا به توضیحات وارده در شب 11 مه 1933 هزاران عضو جوانان نازی مشعل به دست، در خیابان اونترلیتدن به رهبری گوبلز 20 هزار جلد کتاب تحقیقاتی و علمی و سیاسی را به آتش کشیدند. وظیفه ی اخلاقی و شرعی بود که زودتر این تصحیح را بنویسم. آنچه توجه من را جلب کرده بود آتش سوزی کتاب ها بود و هشدار به آتش سوزی های اندیشه و فکر، که علیرغم پایان یافتن دوران نازی ها، همچنان در نقاط زیادی از دنیا ادامه دارد. نکته ی جالب تر که در آن یادداشت به آن اشاره ای نرفته بود این که در زیر میدان، کتابخانه ی بزرگی درست شده که در آن صدها هزار جلد کتاب نگهداری می شود. کار سمبلیک قشنگی است. خیلی کتابخانه های مهمتری از کتابخانه ی میدان روبروی دانشگاه هومبولت برلین در دنیا هست ولی هیچ یک از آنان چنین پرمعنا نیست. این میدان تابلوی بزرگی در پیشگاه بشریت است که: اندیشه را نمی توان سوزاند و نابود کرد.

 

۱۴ مهر ۱۳۸۵
انتخابات مطبوعاتی

 

هیأت نظارت بر مطبوعات، بر اساس قانون هیأتی است که بر عملکرد مطبوعات نظارت دارد و مجوز صدور نشریات نیز توسط این هیأت عملی است.با ترکیب دولت و وزارت ارشاد به شکل محکمی از همه طرف قفل و بند لازم بر مطبوعات زده شده است. تنها یک نفر به عنوان نماینده ی مدیران مسئول مطبوعات شاید می توانست خارج از تفکر حاکمیت یکدست در آن وارد شود.خیلی از دلسوزان دست اندرکار مطبوعات که از جناح اصلاح طلب بودند، تلاش گسترده ای کردند که یک نفر غریبه وارد آن مجموعه شود. روی آقای مصطفی کواکبیان، مدیر روزنامه ی مردمسالاری که دارای روحیه ی تهاجمی است توافق شد و عده ای نیز از اصلاح طلبان که کاندیدا بودند انصراف دادند. با من هم تماس گرفته شد که به دلیل مدیر مسئولی نشریه ی اخبار ادیان در آن جلسه شرکت کنم. چهره های معروفی مثل سید هادی خامنه ای و رضا خاتمی هم آمده بودند. اما در یک نگاه کلی می شد جای خالی بسیاری از مدیران مسئول اصلاح طلب را دید. نتیجه ی رأی گیری هم نشان داد که خیلی ها و عمدتاً به خاطر تنبلی نیامده بودند. در مقابل حضور وسیع چهره های محافظه کار را هم درنگاه اول می شد دید. البته به چند نفر هم برخورد کردم که آن روزها اصلاح طلب بودند و حالا هم که دولت عوض شده و حفظ نشریه هم سخت است و خرج دارد، با صدای بلند می گفتند انتظامی منظورشان حسین انتظامی بود که کاندیدای مشترک جناح محافظه کار بود و عده ای از محافظه کاران هم به نفع او انصراف داده بودند. کاش کسی لیست مدیران مسئول اصلاح طلب که در جلسه نیامده اند را منتشر می کرد. بعد از اینکه رأی دادیم، دم درب خروجی آقای انتظامی را دیدم. چاق سلامتی کردیم، گفت که به خاطر همشهری گری باید به من رأی می دادی. به شوخی گفتم این همه راه بیایم که به تو رأی بدهم؟ تو هم اگر من کاندیدا بودم به من رأی نمی دادی. آقای حسین انتظامی قبلا سر دبیر روزنامه جام جم بود و بعد هم سخنگوی شورای امنیت شد و حالا هم رییس روزنامه همشهری است و در معاونت مطبوعاتی وزارت فعلی ارشاد هم آدم قدرتمندی است. در همان حال متلک پرانی به هم بودیم که آقای رحمانیان مدیر مسئول روزنامه تعطیل شده شرق که آنجا ایستاده بود گفت که هیات نظارت به اتفاق آرا روزنامه می بندد. اشاره به حکم همین هیأت نظارت بود که بدون اینکه دادگاه نظر بدهد، رأساً روزنامه پرتیراژ شرق را در آستانه انتخابات تعطیل کرده بودند. با اینکه حسین انتظامی آدم خوش برخورد و خوش اخلاقی است، جواب تندی به رحمانیان داد. در هر حال، انتخابات سالمی بود و در نتیجه آن آقای انتظامی با ۸۹ رأی در مقابل ۷۳ رأی آقای کواکبیان شد نماینده مدیران مسئول مطبوعات در هیأت نظارت. مبارک باشد. نمی دانم می توان از آقای انتظامی توقع داشت حالا که رأی بیشتری آورده اند، در هیأت نظارت خود را تنها نماینده محافظه کاران نداند و مشکلات غیر هم فکران را هم دنبال کنند یا خیر؟ امیدوارم چنین شود. به این نکته جالب هم در حاشیه توجهم جلب شد: رئیس جدید خبرگزاری و رئیس جدید روزنامه ایران و با انتخاب دیروز، نماینده مدیران مسئول در هیأت نظارت هم مشهدی شدند.

 

۱۳ مهر ۱۳۸۵
عمران صلاحی

 

خبر درگذشت عمران صلاحی، دردناک تر از آن بود که تصور می کردم. از دیروز بارها با دوستان مشترکمان تلفنی در مورد او و نوشته های فوق العاده اش، و نیز چهره ی خجول و آرامش که درست برعکس نوشته هایش بود حرف زدیم. به دست نوشته ی قشنگی که کتابش را با آن جملات زیبا به من هدیه کرده بود بارها نگاه کردم. اصلاً باور کردنی نبود. صابری در آخرین هفته های عمرش، آن موقع که هنوز حرف می زد، می گفت که در فقدان ما طنزنویس ها چیزی بنویسید که مردم لبخند بزنند تا روح ما شاد شود. حتماً روح عمران صلاحی نیز از لبخند مردمش شاد می شود. اساساً هنر بزرگ طنز نویسان آن است که شادی آفرینی کنند و لبخند خلق کنند. وجود طنز نویسان همیشه مغتنم است، اما در دورانی که مسابقه ی اشک درآوردن و غصه آفرینی در جامعه ای ارزش می شود، وجود طنز نویسانی مثل عمران صلاحی که در هیاهوی غم، شادی می نویسند ارزش بیشتری پیدا می کند. او علاوه بر قلم روان طنازش، به ادبیات فارسی نیز علاقه مند بود و به آن خدمت فراوانی کرده بود.

طنز نویسان جوان باید طنز روان عمران صلاحی را همیشه تمرین کنند و با ایجاد لبخندهای فراوان تر جای خالی او را – اگر چه به سختی – پر کنند. درگذشت این نویسنده ی بزرگ کشورمان را به پیشگاه مردم ایران و خانواده اش، به خصوص دختر و پسرش تسلیت می گویم. لبخند بر لبانتان جاری باشد تا روح عمران صلاحی شاد بماند.

 

۱۲ مهر ۱۳۸۵
لو دادن سازمان یافته ی اخبار

 

کلینتون در کتاب خاطراتش به یک نمونه رسمی وهدفمند از درز دادن اخبار اشاره دارد که همینجوری و بی مناسبت آن را برای شما هم نقل می کنم: 

فاروق الشرع گفت که مذاکرات شفردستون با شکست مواجه شده و باراک نیز در این میان صادقانه برخورد نکرده است و این تمام چیزی است که باید به اسد، رئیس جمهور سوریه بگوید. در مراسم شام، دوباره کوشیدم باراک را مجبور کنم پیشنهاد مثبتی ارائه دهد تا الشرع بتواند با آن نرد سوریه ای ها برگردد. او قبول نکرد و در عوض به طور خصوصی گفت که من پس از ترک شفردستون با اسد تماس بگیرم و قول بدهم با از سرگیری مذاکرات لبنان و یا در شرف آغاز آن، موافقتنامه چهارم ژوئن را خواهد پذیرفت و این به آن مفهوم بود که الشرع با دست خالی از مذاکرات به خانه بازگردد، مذاکراتی که به او گفته شده بود خیلی سرنوشت ساز خواهد بود، به اندازه ای که سوریه ای ها راضی بودند تا پایان ماه رمضان و عید فطر برای ادامه آن، صبر کنند.

برای این که مسائل حادتر شوند متن آخرین عهدنامه، به جراید اسراییلی درز کرد، آن هم با درج امتیازی که سوریه بدون هیچ خواسته ای، به اسرائیل داده بود. الشرع به شدت بخشیدن به بحرانهای کشور متهم شده بود. این اتهام به عمد برای شرمنده سازی او و اسد مطرح شده بود. حتی دولتمردان قدرتمند هم از نظر عموم و گروه های مخالف پر قدرت، در امان نیستند.  

 

۱۱ مهر ۱۳۸۵
دفاع از واقع بینی امام به جای بحث محرمانه بودن نامه امام

 

اکثر کسانی که در مورد انتشار نامه حضرت امام در مورد جنگ توسط آقای هاشمی رفسنجانی اظهار نظر کرده اند و عمدتاً از جناح محافظه کار بودند، بر محرمانه بودن و مصلحت نبودن انتشار آن پافشاری می کنند. در این میان آنچه که فراموش شده، دفاع از موضع امام است؛ همان امام بزرگواری که قرار است مبانی اندیشه ی او، محور اداره ی کشور باشد. اصولگرایان – این روزها – جوری حرف می زنند که انگاری از مواضع واقع بینانه ی امام در مسائل حساس شرمنده اند. از سوی دیگر آقای هاشمی رفسنجانی معتقد است این نامه محرمانه نبوده است. دفتر نشر آثار امام هم اعلام کرده است که این نامه دارای طبقه بندی رسمی محرمانه نبوده است. حالا که به هر دلیل نامه انتشار یافته است، مهم ترین فرصت برای دفاع و تشریح نظرات امام و انطباق آن با شرایط حساس فعلی است.

رسانه ها و روزنامه های محافظه کار، و نیز مرکز نشر آثار امام هم در این میان به جای دفاع از نظرات منطقی امام، از انتشار این نامه گلایه کرده اند. ای کاش وقتی نامه ی کاملاً محرمانه و سری امام خطاب به آیت الله منتظری که بعدها به نامه ی ۶/۱ معروف شد و همان روزها گفته شد از آن نامه یک نسخه وجود دارد که توسط پیک به آقای منتظری منتقل شده و دو روز بعد خود حضرت امام مصلحت دیدند متون آن را تعدیل نمایند منتشر شد، رسانه های محافظه کار و مرکز نشر آثار امام از انتشار آن اظهار تأسف می کردند.

 

8   4       ۱    ۲   ۳       3  7
© Copyright 2003-2020, Webneveshteha.com. All rights reserved.