۱۰ مهر ۱۳۸۴
سخنگویی دولت ضروری ترین نیاز

انتخاب سخنگو در شرایطی که این دولت دارد می بایست از اولیه ترین انتخابهای آقای احمدی نژاد باشد.

نگرانی های ناشی از مسائل هسته ای، سقوط وحشتناک بورس، تغییر بی سابقه مدیران میانی، مسائل اقتصادی و سیاسی گرایش های عقیدتی مغایر با منش و روش انقلاب و امام و دهها نگرانی دیگر که بصورت روزمره در ذهن جامعه متداول است باید پاسخ گرفته شود. آقای احمدی نژاد می گفت که مشکلات را به سرعت حل می کند شاید اقداماتی برای حل مشکل کرده اند و لی نبود سخنگویی و تن ندادن خود ایشان به مصاحبه با خبرنگاران باعث شده تا افکار عمومی دارای ابهامات و سئوالات فراوانی باشد.

حتی اگر پاسخ به سئوالات مردم دشوار باشد ولی تعیین سخنگو و اعلام نظرهای مرتب و پاسخ به سئوالات خبرنگاران بعنوان واسطه مردم و حکومت ضروری ترین کاری است که باید دولت تصمیم بگیرد. وجود سخنگویی مقدمه پاسخگویی است. البته اگر پاسخگویی برای دولت ارزش باشد. از ما گفتن بود.

۰۹ مهر ۱۳۸۴
آخر ماجرای سرقت نام وبنوشت

 

اگر یادتان باشد اسم سایت من وب نوشت بود. پارسال که ماجرای دستگیری و شکنجه و زندان وبلاگنویسان پیش آمد، و من آنها را نوشتم، آن اسم دزدیده شد.

شرکت ایرانی که این اسم از او خریداری شده بود اول گفت ایمیل ما هک شده و یکی برای شرکت چینی به اسم شرکت ما ایمیل فرستاده که دیگر قصد استفاده از این نام را نداریم و آن شرکت هم این نام را بسته. البته بعدا معلوم شد که ایمیل این شرکت ایرانی هک نشده و کسی به زور و یا بدون زور! این ایمیل را فرستاده و password آن را هم عوض کرده است! بعد یکی از دوستان فنی من که توانسته بود password جدید را پیدا کند و برای شرکت خارجی بنویسد که صاحب این نام همچنان می خواهد از این نام استفاده کند، بلافاصله به گفته خودش برای یک کار شخصی به دادستانی فرا خوانده شده بود و بعد هم  گفت دوباره password عوض شده است. جل الخالق! در هر حال سایت به نام من بود و از طرف خود بنده به آن شرکت اعلام می شدکه قصد استفاده ار این نام را ندارم. در این قریب به یک سال به هر دری زدم که دوباره آن نام را پس بگیرم نشد. اخیرا دیدم نام وب نوشت را یک شرکتی برای فروش اعلام کرده است. ایمیل زدم که میل دزدیده شده خود را دوباره بخرم. قبلا آن را با معادل ۶۰ دلار خریده بودم. شرکت مزبور قیمت آن را 20 هزار دلار به بالا اعلام کرده بود. یکی از دوستانم که در آلمان بود و آن شرکت فروشنده هم شماره آلمان را داده بود تلفنی تماس گرفته بود تا دلیل این قیمت بالا را بپرسد. گفته بود هنوز این اسم در معرض فروش است روزانه حدود 50 نفر به آن سر می زنند و معلوم می شود که اسم قابل توجهی است! ما هم که این پولها را نداشتیم، از باز پس گیری نام سایتی که مال خودم بود و از ما بهتران چنین وضعی برایش به وجود آورده بودند، منصرف شدیم. اما خیلی زور داشت! از دوستانی هم که هنوز لینک آنان با وبنوشت است و نه با وبنوشته ها، تقاضا دارم یک eha بر وزن eva  به آن اضافه کنند!

 

۰۸ مهر ۱۳۸۴
ايسنا و دکتر فاتح

 

در اين روزها دکتر فاتح رئيس و موسس خبرگزاري ايسنا خداحافظي کرده است. فرضي است که کمي در مورد ايسنا و دکتر فاتح بنويسم.

با دکتر فاتح از وقتي که دانشجو بود آشنا هستم. سالگرد دکتر شريعتي در سالهاي غربت اواسط دهه 60 در دانشگاه برگزار مي شد و هر ساله دکتر فاتح متن بسيار عاطفي و سياسي تکان دهنده اي مي نوشت و مي خواند. يک سال استاد فخر الدين حجازي و من سخنران مراسم بوديم ولي نوشته هاي آقاي فاتح بيش از همه گوش نواز مي شد. ايسنا در شرايطي راه اندازي شد که هنوز اينترنت فراگير نشده بود و تلکس انحصاري دولتي خبرگزاري جمهوري اسلامي و واحد مرکزي خبر تنها مرجع خبر رساني بود. ايسنا اولين و شجاعترين گامي بود که اين انحصار را شکست. در آن روزها، خبرگزاري هاي رسمي فقط به خبر رساني بسنده مي کردند. ايسنا براي اولين بار حوزه بحثهاي تحليلي را باز کرد. با افراد صاحب نظر سياسي که نظرات راهگشا و سياسي داشتند مصاحبه هاي مفصل کرد. ابتدا روزنامه هاي محدود آن روزها از انتشار اين تحليل ها پرهيز مي کردند ولي با صف شکني ايسنا کم کم انتشار تحليل هاي جدي سياسي فراگير شد.

افتخار ديگري که ايسنا دارد اين است که به مسائل حقوق بشري به خصوص در حوزه رسانه ها حساسيت ويژه اي داشت. هر روزنامه نگاري که به دادگاه مي رفت و يا هر روزنامه و نشريه اي، حتي اگر بسيار کم تيراژ و نامعروف بود، که دچار مشکل قضايي مي شد، ايسنا آن را خبررساني مي کرد.

ايسنا در فرصت کوتاهي به دليل محتواي غني اطلاع رساني با کمترين امکانات توانست رقيب قدرتمند خبر گزاري هاي دولتي پر امکانات شود.

بسياري از اين افتخارات مربوط به شخص دکتر فاتح بود که در اين راه سختي هاي فراواني کشيد و البته همکاران خبري و فني و اجرايي با انگيزه و مخلص و کارشناس هم که او را در اين مهم ياري مي کردند نيز همواره مورد تقدير جامعه انديشمند و سياسي کشور بودند.

در هر حال وظيفه انساني و رسانه اي حکم مي کند که در پايان دوران کار دکتر فاتح از صميم قلب به او و همکارانش خسته نباشيد بگوييم و براي آينده ايسنا هم آرزوي توفيق کنيم.

۰۷ مهر ۱۳۸۴
مناظره دکتر و پیر

 

امروز سالگرد شهادت دایی بزرگوارم، شهید هاشمی نژاد است. سال 1338 ایشان کتابی نوشت به نام مناظره دکتر و پیر. شبه رمانی بود حاوی گفتگو و مناظره های پیرمردی با آدم های متفاوت، در کوپه قطار تهران شمال. مبنای این کتاب مباحث روشنفکری مورد نیاز جوانان بود.

این کتاب بلافاصله ممنوع شد و تا پیروزی انقلاب به صورت قاچاق دست به دست می گشت. روشنفکری بسیاری از روحانیون در قبل از انقلاب و صفا و افتادگی آنها انصافا مورد ظلم قرار گرفته است. قضاوت یکپارچه برای هر صنفی از جامعه و سیاه و سفید کردن آنها باعث می شود که حقیقت در این میانه گم شود. هر کس را بر اساس اندیشه می توان مورد بررسی قرار داد. در غیر صنف روحانیت نیز این قاعده حاکم است. خوبان و بدان در همه اصناف هستند و قضاوت کلی مورد اصناف اجتماعی، کاری عوامانه است که در خور جامعه فرهیخته نیست.

امروز سالگرد آیت الله عبایی خراسانی هم هست. یادم نمی رود که بعد از مدتها بیماری مزمن، عصازنان خود را به صحن مجلس ششم رساند تا اعتراضش را به رد صلاحیت ها در انتخابات  مجلس هفتم اعلام نماید.

تا قضاوتهامان را در مورد افراد، اصناف و گروههای سیاسی و اجتماعی منطقی نکنیم، نمی توانیم چشم انداز روشن و صحیحی نسبت به آینده سیاسی داشته باشیم.

۰۶ مهر ۱۳۸۴
تفاوت نقد و کارشکنی

 

نقد قدرت که همواره ضروری است و علاوه بر آنکه یک اصل مقبول جهانی است و می تواند به اصلاح قدرت کمک کند، یک وظیفه دینی نیز هست.

قدرتی که مطمئن باشد نقد نمی شود مطمئنا فاسد می شود.

انتقاد فقط وظیفه احزاب و گروههای رسمی نمی شود، این یک حق است که متعلق به همه شهروندان است. سرکوب منتقدان نیز باعث اقتدار هیچ حکومتی نیست.

شاید به جرات بتوان تقدس زدایی از قدرت و نقد پذیر کردن حکومت را یکی از بزرگترین دستاوردهای دولت آقای خاتمی دانست.

در دوران 8 ساله آقای خاتمی البته انتقاد با کارشکنی مرزی نداشت. چون بیشتر منتقدان وی بخشی از قدرت حکومت هم در اختیار آنان بود و از آن ابزار با تمام ظرافت برای جلوگیری از تحقق برنامه های دولت در داخل حاکمیت استفاده های اساسی می شد.

امروز که دولت آقای احمدی نژاد این شانس را دارد که منتقدانش در حاکمیت قدرت ندارند، وظیفه دینی و ملی همه ماست که همواره نقدهای منطقی و راهگشا صورت پذیرد تا با اتکاء به خرد جمعی از اشتباهات و خسارتهای احتمالی جلوگیری شود.

خدا کند که آنها نیز قدر این نقدها را بدانندو از آنها مطلع شوند و مهمتر آنکه به همه آنها _ بی توجه به آنکه نقادان خودی هستند یا غیر خودی _ توجه کنند و اشتباهات خود را تصحیح نمایند.

۰۵ مهر ۱۳۸۴
آقای خاتمی بازنشست شد

 

آقای خاتمی با درخواست خودش و با 28 سال و 10 ماه بازنشسته شد و حکم بازنشستگی اش صادر شد.

رئیس جمهوری که چند ماه پبش دوران ریاست جمهوری اش تمام شد، به این سنت نیکو پیوست و تقاضای بازنشستگی کرد و در سطح بالای نظام اجرائی که معمولا دوست دارند تا آخر عمر شیفته خدمت باشند و یا احیانا تشنه قدرت خرق عادت کرد.

آقای خاتمی در دوره اول مجلس، چنانچه خودش می گوید با پی گیری دوست خوب شهیدش مرحوم شاهچراغی به صورت کارمند رسمی مجلس شورای اسلامی در آمد و بعد که وزیر شد، پرونده اش به نهاد ریاست جمهوری رفت. در دوران ریاست کتابخانه ملی هم به عنوان مشاور رئیس جمهور کارمند ریاست جمهوری ماند تا آنکه خودش رئیس جمهور شد و اکنون به عنوان کارمند نهاد ریاست جمهوری بازنشسته رسمی این نهاد شد و در اول مهر حکم بازنشستگی اش رسما صادر شد. چند سالی هم که در هامبورگ بود مورد قبول قرار گرفته. 21 مهر ماه 1322 تولد آقای خاتمی است و در مهر ماه هم با 62 سال عمر بازنشست شد. مبارکش باشد و ای کاش این کار آقای خاتمی سنت جاری شود.

 

۰۴ مهر ۱۳۸۴
همسر علوی تبار و فرزند جلائی پور

 

بعد از ظهر شنبه گذشته مراسم ختم خانم افسانه بهادری همسر دوست خوبم آقای علوی تبار بود.

سه ماه پیش وی در کنار خیابان نزدیک منزلش با اتومبیلی تصادف کرد و دچار ضربه مغزی شد و از آن موقع در کما بود. فضل و کمال و سیاست ورزی خانم علوی تبار و تعلیم و تعلم در اندیشه های دینی از خصوصیات برجسته اش بود. در مراسم ختم همسر علوی تبار که اندیشمندی است کم نظیر، همه ی قبیله بزرگ اصلاح طلبان در تمامی رنگهای طیف اصلاح طلبی حضور داشتند. بیرون مسجد، سئوال مشترکی رد و بدل می شد: حالا کجا هستی؟ تلفن جدیدت چیست؟ بهمراه آقای عبدالله نوری و عباس عبدی و احمد آقای منتظری، پسر آیه الله العظمی منتظری، که مراتب تسلیت پدر را آورده بود، از مسجد خارج می شدیم که به عزت الله سحابی برخورد کردیم. خیلی شکسته شده بود. عصازنان برای ابراز تسلیت آمده بود.

تصادف عجیب آن روز این بود که بعد از چند ساعت مراسم عروسی پسر جلائی پور بود. اکثر این طیف اصلاح طلبی که در این مجلس ختم حاضر بودند، در آن مراسم نیز دعوت بودند. فاصله نزدیک مرگ و زندگی تداعی می شد.

در فاصله این مراسم تا آن مراسم، از تلویزیون اخبار مربوط به تصویب قطعنامه آژانس اتمی را شنیدم، آینده سختی برای کشور احساس کردم، افسوسِ تلخی هم برای دورانی که از دست رفت خوردم.

 در عروسی پسر آقای جلائی پور، با دکتر سروش و آغاجری و سحرخیز درمورد اکبر گنجی حرف زدیم، همه نگرانش بودیم. آقاجری شب قبل رفته بود منزل گنجی و با همسرش صحبت کرده بود. همه در بی خبری مطلق هستند. هیچ کس نمی داند که وضعیت او چگونه است. راهی هم برای پیدا کردن اطلاعات بیشتر نداشتیم. خدا سلامتش بدارد.

حجاریان هم سر همان میز بود. هی لب و دهانش را جمع می کرد که بتواند یک جمله با سروش حرف بزند، نمی توانست صدایش را برساند. خیلی سخت حرف می زند. سروش صندلی اش را برد کنار حجاریان تا بتواند صدای نحیف پس از ترورش را بشنود. دیدن سروش،  حجاریان، نوری، اشکوری، تاج زاده، شمس الواعظین، عبدی و خیلی های دیگر خاطرات ویژه ای را زنده می کرد.

 

۰۳ مهر ۱۳۸۴
دیپلماسی هسته ای: تأمین منافع دیگران

  عرف دیپلماسی جهان بر این است که در مسائل مهم بین المللی فقط به منافع خود و کشورشان می اندیشند. وظیفه دولتمردان ما نیز همین است. متأسفانه در دیپلماسی هسته ای ناموفق نیویورک همه­ی دنیا از مسئله­ی قطعنامه علیه ایران سود برد جز خود ایران. اروپا و امریکا خوشحال بودند که با اکثریت آراء قطعنامه علیه ایران را تصویب کرده اند. چین و روسیه که ایران به وتوی آنان چشم دوخته بود و روز قبل علیه قطعنامه مصاحبه کرده بودند، با تأخیر یک روزه به نام دفاع از ایران، حتماً امکانات خوبی برای کشورشان گرفتند و ممتنع رأی دادند.

هند و پاکستان که دو روز قبل، آقای احمدی نژاد شخصاً با روسای آنان تماس گرفته بود و از همکاریهای آنان تشکر کرده بود، رأی منفی و ممتنع دادند.

ونزوئلا که تنها رأی مثبت را به نفع ایران داده است، در درگیریهای طولانی مدت کشورش با امریکا قصد حالگیری از امریکا بخاطر مخالفت با رئیس جمهور چاوز را داشت که موفق شد.

حتی افریقای جنوبی که قرارداد کاملاً قانونی ترک سل به نفع آن کشور ابطال شد و به آنان سپرده شد رأی مثبت نداد و از این رهگذر، باز هم به منافع بیشتری رسید.

وظیفه دولتمردان ما تأمین منافع دیگران نیست. وظیفه آنان تأمین منافع ایران است و ملت بزرگوار آن. در شرایط حساس فعلی قصد من از این نوشته ملامت دست اندرکاران اجرایی در مسئله اتمی نیست، اشاره به این نکته برای آینده­ مهم است که در دنیای فعلی و در بازی همکاری با دنیا رفتار براساس توهمات باعث غرور و افتخار  ملی  نمی شود.

کاش در آینده دیپلماسی هسته ای واقع بینانه رفتار شود و کشور از خطراتی که با آن روبروست با ادامه مذاکرات سازنده دور بماند و منافع ایران بجای منافع دیگر کشورها اولویت پیدا کند.

۰۲ مهر ۱۳۸۴
سال تحصیلی جدید

 

امروز اولین روز تحصیلی نونهالان ایرانی است. دبستان، راهنمایی و دبیرستان. علم و تحصیل آغاز می شود.

چه دوران خوبی است این دوران.

فرزندان پر استعداد ایرانی که انصافا در درس خواندن و هوش و استعداد در میان مردم جهان کم نظیرند، با شور و اشتیاق به سوی یادگیری علم و دانش گام برمی دارند.

گرچه وقتی که به این استعدادها به بار می نشیند از آنان برای ساخت آینده کشور استفاده بهینه  نمی شود اما این عامل بی علاقگی آنها به تحصیل نشده است.

آقای خاتمی عادت داشت روز اول سال تحصیلی یکی دو تا سئوال از دانش آموزان می پرسید. آقای احمدی نژاد هم خوشبختانه چنین کرده است. این کار باعث می شود که دانش آموزان، علاوه بر تحصیلات کلاسیک به تحقیق در مسائل اجتماعی و سیاسی نیز نیم نگاهی بیندازند. میلیونها پاسخ به این سئوالات ارائه می شود و چه دفترچه پر غنایی است این نظرات صادقانه و بی توقع دانش آموزان.

بسیاری از آنها را من خوانده ام. کمتر کسی باور می کند که این نسل متفاوت چه ژرف وعمیق به مسائل اطراف خود می نگرند. اگر این باور به بار می نشست، قدر جوانان فهیم این مرز و بوم بیشتر شناخته می شد و کمتر خواستهای آنان مورد بی مهری قرار می گرفت.

متاسفانه در همان دوره هم این دیدگاهها فقط گردآوری می شد و در چرخه اجرائی کشور مکانیزمی برای تحقق آنها تعریف نمی شد .

باور اینکه جوان امروز از ما بیشتر می فهمد، کار دشواری است. شاید هم  باور واقعی جوانان و توجه به خواست هاشان کار را بر حکومت مشکل می کند و صلاح خسروان بر این باشد که جوانان فقط در ایام انتخابات عزیز باشند.

آغاز سال تحصیلی را به همه دانش آموزان ایرانی پرافتخار تبریک می گویم و آرزو می کنم که این نسل متفاوت بتواند آینده ای متفاوت و بهتر برای کشور رقم زند. 

 

۰۱ مهر ۱۳۸۴
دفاع مقدس

 

به میزانی که کلمه جنگ نفرت آمیز و تلخ و زشت است، دفاع از خاک کشور، دوست داشتنی، شیرین و زیباست.

به اندازه ای که کشتن و قتل بی رحمانه و ضد انسانی است، شهادت در راه دفاع از کشور و آرمانهای والای انسانی و دینی مورد قبول بشریت است.

25 سال پیش رژیم  صدام به تصور این که کشور ایران پس از انقلاب و با حذف سران ارتش و شکل نگرفتن نیروی مسلح جدید و حمایت دنیا، فرصت خوبی برای جدا کردن خوزستان نفت خیز از ایران پیدا کرده است و به گمان آنکه مثل سایر جنگهای بزرگی که کشورمان درگیر آن شده بود و بخشی از خاک کشورمان جدا شده بود، به ایران همیشه سرافراز حمله کرد. اما با رشادت فرزندان این مرز و بوم، حتی یک وجب از خاک ایران جدا نشد.

یاد افتخار آفرینان این جنگ هیچگاه از خاطره ملت بزرگ ایران محو نخواهد شد.

8   4       ۱    ۲    ۳      3 7
© Copyright 2003-2020, Webneveshteha.com. All rights reserved.