۱۱ مهر ۱۳۸۳
پروژه سازي اينترنتي

 

روزنامه کيهان که در ساختن پروژه يد طولاني دارد و تقريباً هميشه حوادث را از نگاه توطئه بررسي مي کند پروژه جديدي معرفي کرده است که گويا در يک هماهنگي همه جانبه اي که با جدول لوگاريتمي هم نمي توان نقشه آن را به خوبي ترسيم کرد، از ايران و لاهه و بروکسل و آمريکا و البته طبق معمول مسير اين پروژه از سازمان CIA مي گذرد. از اين پروژه ها در طول ۷ ساله گذشته بارها آغاز شده، کلي دستگيري، آبروريزي بين المللي و نهايتاً هم هيچ! معمولاً اين پروژه ها پس از دستگيري چند نفر آغاز مي شود و گزارشات زنداني که البته معلوم است چقدر مستند است مبنا مي شود و بلافاصله پروژه اعلام مي گردد. التهابات آغاز و بعد که معلوم مي شود نوع اعترافات چگونه بوده است مسأله فروکش مي کند.

صد البته اگر اينها يکبار مورد مؤاخذه قرار مي گرفتند که چرا اينقدر جامعه را به تنش وا مي دارند و از آبروي اين ملت در سطح جهاني هزينه مي کنند و صدها ... ديگر، به اين راحتي به پروژه سازي نمي پرداختند. آنقدر هم پروژه سازي راحت است که مي شود حتي براي گذر يک پشه از نقطه اي به نقطه ديگر پروژه ساخت. شايد براي خيلي از پروژه سازان سخت باشد که اين تفکر پروژه سازي فقط از مباني انديشه کمونيست زده ها صادر مي شود و دوران عقيدتي و سياسي کمونيست هم که البته تمام شده است.

در اين پروژه نوبت سايتها شده است. انتخابات نزديک است. ديگر روزنامه اي نمانده و اگر هم مانده باشد شمشير داموکلس تعطيلي بالاي سرش، اينترنتي ها تنها رسانه اي بودند که حرفي مي زدند که مي توانست بازي انتخابات آينده را با نوعي اطلاع رساني آزادتر بهم بزند. اين پروژه بايد راه مي افتاد. به همين سادگي. اگر پروژه سازان کمي مقصود خود را ساده سازي کنند جامعه بهتر مي فهمد. اين نقشه اي که ترسيم کرده اند از خانه عنکبوت هم آسيب پذيرتر است. نه به تقسيم پول احتياج هست، نه اين همه حرفهاي قلمبه سلمبه، و نه اينقدر تحقيق و وصل کردن لاهه و لندن و سوئد و نيويورک و اينقدر اسامي آدمهاي معروف را با حروف اختصاري نوشتن لازم داشت. فقط کمي ياد داشتن اينترنت لازم است تا معلوم شود اصلا اين همه توطئه درکار نيست، دنياي کامپيوتر مرزها را برداشته، ارتباطات را آسان کرده و همه دنيا را به هم وصل کرده است. براي همين است که حناي پروژه سازي ديگر رنگي ندارد.

ولي باز هم معتقدم اگر در برابر اين ادعاها و اتهام ها، کيهاني ها از مصونيت آهنين برخوردار نبودند خيلي به نفع انقلاب و کشور و مردم بود.

۱۰ مهر ۱۳۸۳
استيضاح خرم

 

آقاي دکتر عارف جلسه اي گذاشته بود براي مساله استيضاح آقاي خرم، وزير راه و ترابري. هريک از شرکت کنندگان به نکته اي اشاره مي کردند. در مجموع همه نظرشان اين بود که اين استيضاح خرم نيست، استيضاح دولت است. چون هر کسي را براي 9 ماه باقيمانده وزير بگذارند تا فضاي وزارتخانه را بشناسد و آماده کار شود اين 9 ماه مي گذرد و هر چند خرم به اعتقاد آنها ضعيف باشد، بازهم ضرر استيضاح براي ملت بيشتر است.

کسان ديگر هم او را راهنمايي مي کردند که به نمايندگان مجلس توهين نکند، حرفهاي فني بزند و واقعاً پاسخ شبهات را بدهد، چون خيلي از نمايندگان مجلس هستند که منتظر پاسخ مي مانند و بعد تصميم مي گيرند.

يکي از توصيه ها اين بود که عصباني نشود و سعي کند لبخند به لب داشته باشد. آقاي موسوي گفت که اگر خرم نتواند خندان باشد، به لبخندهاي هميشۀ!آقاي خرازي نگاه کند تا بتواند بخندد يا اصلا حرف را او بزند و خرازي خنده اش را انجام دهد!!!

براي خرم آرزو دارم که نظراتش را کامل و بي پروا مطرح نمايد.

۰۹ مهر ۱۳۸۳
نیمه شعبان

 

در تولد امام زمان به چند نکته برجسته باید اشاره داشت.

1-       اینکه همه ادیان الهی به نوعی به آمدن منجی اعتقاد دارند، نشانه آنست که همه ادیان می خواهند امید را در جامعه زنده نگه دارند. امید منشأ همه موفقیت هاست. و مسأله دیگر اینکه همه ادیان روند جامعه را به سوی نجات می خواهند. اینکه ادیان در عمل موفق بوده اند یا نه حرف دیگری.

2-       به اعتقاد شیعه امام عصر زنده است و ظهور خواهد کرد. فلسفه ظهورش نیز اجرای عدالت همگانی و سراسری است. این اعتقاد یعنی آنها که صدای عدالت را پاس می دارند و ستم و ظلم را در عمل نفی می کنند، منتظران ظهور امام زمان هستند. این اعتقاد در سوق دادن جامعه با ایمان به تصحیح روند ضد ظلم کمک می کند.

3-       مسأله انتظار برای رسیدن به آن جامعه آرمانی هم از مهمترین ویژگی های شیعه است. وقتی جامعه ای منتظر بود که امامش ظهور کند و جامعه را به عدالت فرا بخواند، حتماً از لوازم انتظار نیز این است که خود عادل باشند. آنها که ستم می کنند، هرچند خود را فدایی امام زمان بدانند و از منتظران ظهور آن حضرت بشمارند، جزء منتظران ظهور مردی که برای عدالت خواهد آمد نیستند.

********

جشن و شادمانی خودجوش این روزهای ایران نشانه اعتقاد قلبی آنها به امام زمان است. خیابانهای تهران علاوه بر آنکه مثل بعضی از مراسم به صورت رسمی چراغانی شده، حرکتهای  خودجوش، فراوان است. نشانه های شادی و عشق به حضرت هم فراوان.

******

آنچه که هشدار آن در این دوران ضروری است خرافه هایی است که به این اصل مترقی اضافه شده است. ادعاهای دیدن حضرت، مراسم سراسر تحجر و ارتجاع از این نمونه هاست. تعبیر اینکه نباید به اصلاح جامعه پرداخت و باید منتظر آن حضرت بود نیز نمونه دیگری از این روح خرافه پرور است.

******

این عید بزرگ بر همه مبارک باشد.

۰۸ مهر ۱۳۸۳
هويت ملي و فرهنگي در جامعه

 

من کتابهاي تاريخي دهه اخير را خيلي خوانده ام. به عقيده من بي توجهي به هويت ايراني و فرهنگ ديني مردم بزرگترين مشکل رژيم پيشين بود که به سقوط آنها انجاميد.

در کتاب معماي هويدا هست که هروقت در شرايط عادي و راحت هويدا مي خواسته با شاه صحبت کند راحت تر بودند که به فرانسوي حرف بزنند چون يا مسلط تر بودند يا زبان فرانسوي براي آنان کلاس بالاتری از زبان فارسي داشت.

در خاطرات ملک حسن هم که هنوز متأسفانه به فارسي ترجمه نشده و عربي آن را خواندم آمده است که وقتي با شاه صحبت مي کردم به وي گفتم که من به احترام مسلمان بودن مردم کشورم سعي مي کنم مشروب نخورم، و اگر هم وقتي هوس پياله اي کنيم، همه تلاشمان را به کار مي بريم که مردم کشورمان متوجه نشوند ولي وقتي ديدم که شما با کارتر در صفحه تلويزيون مشروب به يکديگر تعارف مي کنيد احساس بدي براي شما پيدا کردم و گفتم اين جدايي از مردم عاقبت سختي براي شما دارد.

واقعاً هويت و فرهنگ ملي و ديني هر جامعه اي جزء نهاد آن است. هر کدام مورد بي توجهي قرار گيرد آسيب آن مستقيم به خود آنان بر مي گردد.

۰۷ مهر ۱۳۸۳
درباره حمله به دکتر سروش در قم

 

در خبرها آمده بود که دکتر سروش، هفته گذشته براي گفتگو با دوستان اهل فکر طلبه به قم رفته و در منزل يکي از فضلاي وابسته به بيت مرجعيت با دوستانش صحبت و گفتگو مي کرده که گروه فشار که بنا به نقل هايي احتياطاً بي سيمهايي هم حمل مي کردند به اتومبيل وي در موقع خروج حمله کردند و وي را مورد ضرب و شتم قرار دادند.

از چند جهت اين مسأله مهم بود.

1-       اينکه در طول3، 4 سال گذشته بارها با مسئولان مختلف گروههاي حزب اللهي به تناسب گفتگو و يا مصاحبه داشته ام. همواره آنها مي گفته اند جريان حزب الله يا انصار حزب الله در اين سالها به رشدي رسيده که شيوه ضرب و شتم و به هم ريختن فيزيکي جلسات را کنار گذاشته است. و مي داند اين کارها بيشتر به نفع جناح شماست.  اما ظاهراً بعد از انتخابات مجلس هفتم به اين نتيجه رسيده اند که ظاهراً همان برهان قاطع ضرب و شتم بهتر جواب مي دهد!

2-       محيط حوزه علميه قم، محيط بحث و گفتگوست، به نوعي دانشگاه است. بحثهاي طلبگي معروف است که سخت ترين مخالفت ها را در بحث دارند ولي پس از پايان مباحثه به رفاقت ادامه مي دادند. واقعاً هم بدنه غير سياسي و اهل درس حوزه علميه نيز چنين است. حتي در دوران شاه جايي که افکار و انديشه هاي امام خميني مي توانست عليرغم فشار حکومت شاه طرح و بحث شود، قم بود.

 جداي از تفکرات آقاي سروش که چه کساني آن را قبول دارند و چه کساني آن را نمي پذيرند، اين نکته غير قابل انکار است که سروش نماد يک فکر است. آنها که در قم-نماد فکر و بحث- نماد تفکر را با کتک و ضرب و شتم پذيرايي مي کنند، پيش از هر چيز به حق انديشه و دين و روحانيت ظلم فاحش روا مي دارند.

کاش کساني به کارگردانان اين مجموعه ها مي گفتند که در اين آتش بجاي سروش، در افکار عمومي داخل و خارج، حوزه علميه قم و انديشه هاي والايي که در آن هست و غريب است و مرجعيت شيعه آسيب مي بيند. توفيقي پيدا کردم با دکتر سروش براي همدردي با او، تلفني صحبت کردم. کلي نشاط پيدا کردم. حرفهايش را مثل هميشه با اشعار پر کنايه منتقل مي کرد.

۰۶ مهر ۱۳۸۳
شهيد هاشمي نژاد

 

روز 7 مهرماه مصادف با شهادت شهيد هاشمي نژاد است.

ايشان دائي من بود و زندگي سياسي ام را به ايشان مديون هستم. براي اداي دين ضرورت ديدم چند کلمه به اين مناسبت بنويسم. خصوصيات برجسته اين روحاني عاليقدر اين بود که در دوران قبل از انقلاب با جسارت و شجاعت سخناني مي گفت که مردم را نسبت به حقوقشان آشنا مي کرد. در اين راه آسيب هاي فراواني تحمل کرد. به خوبي به ياد دارم در آخرين باري که به زندان افتاده بود، دو سال تمام يک روز در ميان خانواده ايشان را به زندان وکيل آباد مشهد مي بردم و چقدر از اين کارم در آن سن و سال لذت مي بردم. به همين اندازه که مي توانستم به يک زنداني سياسي و مبارز آن زمان کمک کنم احساس غرور مي کردم. يکبار ساعت 11 شب با هم از طرقبه بر مي گشتيم. ايشان را درب منزلشان پياده کرديم. تازه رانندگي ياد گرفته بودم. ماشين پدرم دست من بود. در آن شب تا درب منزل را باز کرد، ماموران در منزل او کمين کرده بودند و زن و فرزندانش در منزل در محاصره ماموران ساواک. آن شب او را دستگير کردند و بردند.

از خصوصيات ديگر او اين بود که اهل فکر و انديشه بود. آزاد مي انديشيد. کتابهاي وي حاکي از اين آزاد انديشيهاست. شعارش در مرکزي که به همراهي حضرت پدرم داشت اين بود که پرسش شما، پاسخ ما. پرسشگري و پاسخگويي به شبهات نسل جوان را شعار خودش مي دانست.

من فقط به دليل اينکه خواهرزاده وي هستم، از ايشان دفاع نمي کنم. احساس مي کنم که اين تفکر باز انديش روحاني، در شرايط فعلي که بسياري از نسل جوان تصور مي کنند که سرکوبي فکر و انديشه ريشه در دين دارد، يادآوري اين چهره هاي آزاد انديش بسيار موثر است. وظيفه تاريخي ما هم هست که از کساني که براي سربلندي و آزادي اين ملت تلاش کردند همواره ياد کنيم. منافقين هم که او را به شهادت رساندند جز خشونت و مزدوري چيزي در جامعه ايراني از خود باقي نگذاشته اند.

نياز امروز جامعه ما هم به اسلام شناساني است که بتوانند مخاطبان خود را از ميان نسل امروز اين جامعه برگزينند. به جاي سرکوب فکر و انديشه، به سوالات آنان پاسخ گويند و نه صرفاً از موضع بالا، اوامر صادر کنند. جامعه در دنياي امروز بايد بفهمد، قانع شود و بپذيرد تا عمل کند و الا شايد قدرت کسان زيادي را منقاد نشان دهد اما در پس اين انقياد دنيايي از دورويي، ريا و منفعت طلبي خوابيده است.

شهيد هاشمي نژاد سمبل آزاد انديشي ديني بود. در اين راه رنج فراواني کشيد. زندان و تبعيد رفت. بايد خاطره آنان که نياز امروز ما هستند زنده باشد. به خانواده معزز و فرزندانش پسر و دختر دايي هاي مهربانم مجدداً تسليت مي گويم.

۰۵ مهر ۱۳۸۳
تعویق سفر آقای خاتمی به ترکیه

 

در سالهای جنگ یک خط تلفن بین ستاد کل نیروهای مسلح و پخش رادیو بود که وقتی می خواستند وضعیت را قرمز اعلام کنند از ستاد مشترک گوشی را بر می داشتند در پخش رادیو صدای تلفن بود و اعلام وضعیت قرمز.

امروز در دولت و مجلس چنین خط hotline ای برقرار بود. بحث جلسه دولت، همزمان با جلسه مجلس در مورد ترکیه بود و سفر آقای خاتمی. فوائد و منافع سفر توسط وزارت خارجه و بعضی از دوستان در صورتیکه این طرح مجلس رأی نیاورد مطرح می شد.

موبایل من هم رادیو دارد. از یک طرف بحث دولت را گوش می دادیم و از سوی دیگر به مذاکرات مجلس گوش می کردیم. گوشی تلفن موبایل من دو سره بود. یکی در گوش من بود و دیگری در گوش صفدر حسینی وزیر اقتصاد. صفدر معتقد است چون من اقتصاد بلد نیستم ممکن است گزارش اشتباهی بدهم. لذا خیلی برادروار نزدیک هم نشسته بودیم که هردو بتوانیم مسائل مجلس را پی بگیریم. و خبر آن را در جا در دولت مطرح کنیم. خیلی این چسبیدگی ما دو تا به همدیگر برای اینکه گوشی از گوش هیچکداممان خارج نشود، دیدنی بود.

آقای خاتمی سه شنبه، پس فردا باید به ترکیه پرواز می کرد و اگر این قراردادها از سفرش حذف می شد دلیلی بر مسافرت نبود. باید تصمیم گیری می شد. نهایتاً من و صفدر حسینی با هم وسط صحبت یکی از کسانی که داشت حرف می زد پریدیم که تصویب شد: دولت باید همه قراردادهای اقتصادی، حتی با شرکای خصوصی را پس از تصویب مجلس اجرا کند حذف شد ولی این قرارداد با ترکیه باید پس از تصویب مجلس اجرا شود.

قرارداد ترک سل بسته و پول واریز شده بود. راهی نمانده بود جز اینکه اگر شورای نگهبان این طرح را تصویب کند، با اجازه مجلس این قرارداد تعیین تکلیف شود و عملاً تعویق سفر رئیس جمهور.

رمضان زاده سخنگوی دولت این تعویق سفر را رسماً اعلام کرد.

در آغاز جلسه هم جناب آقای حداد عادل رئیس مجلس ضمن دفاع از این طرح گفتند: بارها گفته ام که بنای مجلس هفتم تعامل با دولت است!

۰۴ مهر ۱۳۸۳
درباره کاريکاتور

 

کاريکاتور يک زبان هنري براي انتقال مفاهيم مورد نظر کاريکاتوريست است. مثل نويسندگي، فيلم، تئاتر و موسيقي.

 نمي دانم از کي مرسوم شده است که روحانيت نبايد در کاريکاتور باشد. گويا اساساً اصل کشيدن کاريکاتور توهين است. اگر چنين باشد مثلاً موسيقي هم براي يک روحاني مثل کاريکاتور مي ماند! و شايد با اين منطق و با سابقه طولاني مخالفت شرعي و عرفي با موسيقي ساخت يک آهنگ براي روحاني بايد بسيار اهانت آميز تر  از کاريکاتور باشد ولي سرودهاي زيادي در مورد امام خميني، مرحوم مطهري، شهداي روحاني و حتي رهبري فعلي انقلاب ساخته اند.

پس آنچه مهم است اينکه: محتواي کاريکاتور مثل محتواي موسيقي و فيلم و تئاتر بايد تعيين کننده باشد نه اصل کاريکاتور!

بارها اين بحث را با مرحوم صابري «گل آقا» هم داشتيم.

بخوبي يادم هست که در بحبوحه دور دوم انتخابات رئيس جمهور، بچه هاي گل آقا با شعار معروف آن روزها، «يا علي مدد» يک کاريکاتور قشنگ از آقاي خاتمي کشيده بودند و به وي تقديم کردند. من  روزي که از دفتر ايشان آمدم به معاونت حقوقي، آن کاريکاتور قشنگ را در دفتر کارم گذاشتم. خيلي ها هم که مي آيند تعجب مي کنند. احساس مي کنم اين عکس در اطاق رسمي کارم نوعي اظهار صميميت به آقاي خاتمي است. يک روزي عکس آن را در وبلاگ خواهم گذاشت. با اين مقدمه چندي پيش در يکي از سايتها ديدم کاريکاتور بامزه اي از من از روي عکس معروف روزنامه شرق کشيده بود. بارها فرصتي مي خواستم، که از اين کساني که زحمت کشيدن کاريکاتور را کشيده اند، تشکر کنم. فرصتي شد براي تشکر از کساني که متاسفانه نمي شناسمشان.

در هر حال بايد اين باور ايجاد شود که کاريکاتور يک زبان گفتاري است که در بسياري از موارد مي تواند گوياترين زبان باشد.

۰۳ مهر ۱۳۸۳
کودکان پاکِ پاکدشت

 

ماجراي کشته شدن تعداد زيادي از کودکان پاکدشت خيلي تکان دهنده تر از آن است که قابل تصور باشد. با دقت اوليه به چند نکته مهم مي توان توجه کرد:

1-       چقدر دردناک است که در طول اين مدت که حتماً پدران و مادران و خانواده آنها به در و ديوار مي زده اند که از فرزندشان خبري داشته باشند و پارتي اي براي پي گيري نداشته اند و بي پاسخ مانده اند که خبري نيست.

2-       نيروهاي اطلاعاتي و انتظامي ما نيروهاي قوي اي هستند. نشان داده اند که در ماجراهايي که انگيزه دارند به خوبي مي توانند آن را رد يابي و ريشه يابي کنند. در اين ماجرا نيروي انتظامي و بخش اطلاعاتي آن وظيفه اصلي را دارد. در مورد برخورد با سينما يا برخورد با مسأله بدحجابي که انگيزه اصلي است! و يا حتي مساله قاچاقچيان و ترافيک و حوزه سياست نشان داده اند که توانا هستند و خوب هم توانا. آنها بايد پاسخ دهند که در اين ماجرا و احتمالاً ماجراهاي ديگري که در حال وقوع است چه کرده اند و چه نوشدارويي پس از مرگ سهراب ارائه کرده اند. فرمانده نيروي انتظامي اين خوبي را داشته که گفته در اين مورد پاسخگو است. منتظر هستيم.

3-       در تو در توي ا ين کشور بزرگ و زير اين پرده نازک معنويت تبليغ شده، دنياي لجني خوابيده است. جنايت و فقر غوغا مي کند. اين درد دل همه شماهاست و هرکس اندک عقلي داشته باشد براي آينده اين کشور که اولويتها به شدت به هم ريخته است نگران مي شود. آري، اولويتها به هم ريخته!

حفظ امنيت فرزندان مردم که کشته نشوند از خيلي از چيزها اوليت بيشتري دارد!

۰۲ مهر ۱۳۸۳
مجلس، دولت و مردم

 

در همه جای دنیا وظیفه حکومت، به خصوص رابطه قانون گزار و اجرا کننده، تلاش برای رشد و شکوفایی کشور و در نهایت رفاه مردم است.

یکسال آخر مجلس ششم در همه کشور توسط جناح راست، با  رسانه های فراوانی که داشتند تبلیغ می شد که اصلاح طلبان به سیاست پرداختند و ما با تعامل با دولت می خواهیم به فکر مردم باشیم.

وقت مجلس که در چهار ماه گذشته عمدتاً یا به تعطیلی یا به دعوا گذشت. امروز دیدم حتی آقای محبیان تئوری پرداز جناح راست هم صدایش در آمده که این آن مجلسی نبود که قرار بود.

طرح الزام دولت به امضاء قرار دادها پس از تصویب مجلس و عطف به ما سبق کردن قانون به 6 ماه گذشته، بنا به آمارهای رسمی، خیلی ولوله در اقتصاد کشور انداخته است. آقای شرکاء، ریاست سازمان مدیریت دیروز در جلسه علنی مجلس خبر از لغو سه قرار داد اقتصادی با خارجی ها در 24 ساعت گذشته داد که نسبت به تضمین های دولت بی اعتماد شده اند.

مهمترین  این مساله قرار داد با ترکیه است که چون جمعی از ابتدا مخالف بودند و مخالف هم ماندند تصمیم گرفتند به هر قیمت از اجرای آن جلوگیری کنند ولی از یکسو آقای اردوغان  به ایران آمده بود و اعلام توافق با این قرار داد که وظیفه اصلی قوه مجریه است انجام شده است، از سوی دیگر سفر آقای خاتمی به ترکیه در این دو هفته قطعی شده است. این کار مجلس اگرچه با رای ضعیفی تصویب شد ولی برای رئیس جمهور کشور هر که می خواهد باشد آبرویی باقی خواهد گذاشت؟ و آیا این طرح  به دنیا اعلام نمی کند که هیچ قراردادی را با دولت خاتمی نمی توان قطعی کرد.این تاثیر مستقیم روی سرمایه گزاری داخلی هم دارد. آقای شرکا باز دیروز در مجلس می گفت که بعد از اعلام این طرح بورس دچار تحول شده است.

بعضی از نمایندگان اقلیت مجلس از دیروز اصرار داشتند که آقای خاتمی سفر خود به ترکیه را لغو کند. به عقیده من جدای از همه اینها مردم کجا قرار می گیرند.

با این همه دشمن های خارجی، مساله اتمی، فشار جهانی اقتصادی علیه ایران آیا دود فلج کردن دولت در این شرایط، و تحقیر دولت و رئیس جمهور در برابر جهان مستقیما به چشم ملت ایران نمی رود؟

بسته کردن فضای سیاسی کشور، دستگیری های سیاسی و برخورد با سایتها، سینما و اکنون فلج کردن اقتصادی دولت، تعبیری که خود آقای خاتمی دیروز داشت، کشور را به کجا می رساند؟ خیلی روزهای سختی را دولت و رئیس جمهور می گذرانند.

8   4       ۱    ۲    ۳   ۴       3  7
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.