۲۱ مهر ۱۳۸۳
پذيرش رسمي استعفا

 

من از ابتداي مجلس هفتم تا اين مرحله سه بار استعفاي خود را تقديم رئيس جمهور کرده بودم. براي من مهم بود که آقاي خاتمي بدانند که اين استعفا نه از سر عدم همکاري و همراهي آقاي خاتمي است. چون اينقدر مي فهمم که بدانم هويت سياسي و فرهنگي من از خاتمي است. خوشبختانه امروز نزديک ظهر پي نوشت آقاي خاتمي در زير ورقه استعفايم را خواندم مطمئن شدم که ايشان به خوبي مي دانند که من رفيق نيمه راه نيستم. در معاونت پارلماني به هر دليل نمي توانستم تعامل بين دولت و مجلس را بر قرار کنم.

آقاي خاتمي نوشته است:

بنام خدا. جناب آقاي ابطحي. با سپاس از همراهي هاي موثر جنابعالي با من در همه مراحل، اينک که اصرار به ترک خدمت در سمت فعلي داريد، با آرزوي موفقيت براي شما و با اميد به اينکه از اين پس نيز در مقام مشاور در رايزني ها از نظر و تجربه شما بهره بگيرم، با استعفايتان موافقت مي کنم.

سيد محمد خاتمي

 

من هم ضمن تشکر از پذيرش استعفايم به دليل آنکه مثل هميشه تنها راه نجات کشور را درانديشه اصلاحي آقاي خاتمي مي دانم، هرچند مشکلات و سختي هاي فراواني در پيش باشد  بيش از گذشته در اين راه اعتلاي ملت ايران تلاش خواهم کرد. به آقاي مجيد انصاري هم که جايگزين من شده است تبريک مي گويم و اميدوارم بتواند تعامل خوبي بين مجلس هفتم و دولت برقرار کند. کاري که من توانايي آن را نداشتم.

از همه همکارانم در دولت هم تشکر و خداحافظي مي نمايم.

در وب نوشت هم سعي مي کنم بيشتر از گذشته خودم باشم.

۲۰ مهر ۱۳۸۳
باز هم دستگيري هاي اينترنتي

 

مسأله پرونده اينترنت و مقابله با دست اندرکاران آن همچنان مسأله اصلي نسل فرهنگي کشور است. نمي دانم چرا از اين همه مسئول فرهنگي صدايي در نمي آيد. يا به دليل آنست که اينترنت را نمي شناسند يا فضاي کلي کشور چنان با سرعت به سمت بسته شدن مي رود که همه ترجيح مي دهند سکوت کنند. با عده زيادي از مسئولان صحبت کردم. نسل اينترنتي در ابتداي جواني و انتهاي نوجواني است. اين فضاي بگير و ببند حتي خانواده آنها را دچار نگراني کرده است. ديشب در ادامه دستگيري هاي اينترنتي يکي از دوستانم زنگ زد که اميد معماريان را هم گرفته اند!

من شخصاً با ايشان آشنا نبودم و فقط از طريق يادداشتها و نوشته هايشان مي شناختم. ولي واقعاً به  حربه قدرتمند قضايي و يک عمر سابقه اطلاعاتي به جنگ اين جامعه آرام و بدور از توطئه اينترنتي جوان و نوجوان کشور رفتن چيزي است که نه ابعاد آن هنوز روشن است و نه آثار آن. فقط در تاريخ مي ماند که چه مظلوميت مضاعفي نسل اينترني ايران تحمل کرده است. من جامعه اينترنتي کشور را بزرگترين خدمت رسانان به فرهنگ، تاريخ و هنر ايران مي دانم. حمايت از اين جامعه مظلوم وظيفه هر کسي است که به آينده ايران و سربلندي ملت اعتقاد دارد.

ما بايد به عمق جامعه واقعيت تلاش دست اندرکاران اينترنت را معرفي کنيم. به محيط بسته اينترنتي نبايد بسنده کرد.

با جامعه اينترنتي مثل خانه هاي تيمي و چريکي برخورد کردن نهايت نا آشنايي به واقعيت اين مجموعه است. آنها اصلا جنگ و توطئه کردن را نمي شناسند.

در عنکبوت نامه و مذاکره با يکي از مقامات قضايي، صحبت از ارتباط اينترنتي ها با خارج از کشور به ميان آمده است. چه کسي بايد بگويد که ديگر دوران قاجار نيست که هر کسي بخواهد با آن سوي مرز حرف بزند بايد به سفارتي پناهنده شود و جاسوس باشد. امروز دکمه اول اينترنت را که مي زني به خارج وصليم! ديگر داخل و خارج وجود ندارد. همه جا داخل و همه جا خارج است. اين تحول بزرگ است که ناديده گرفته مي شود.

۱۹ مهر ۱۳۸۳
بازي ايران و آلمان در استاديوم

 

هفته گذشته براي اعضاي دولت دعوتنامه فرستاده بودند که در مسابقه فوتبال ايران و آلمان شرکت کنيم. ديشب که من از مقامات سابق شده بودم، گفتم علي الله من هم مي روم. رفتم و انصافاً مهرعليزاده  خيلي گرم گرفت. در جايگاه نشستيم و فوتبال نگاه کرديم. آقاي حداد عادل هم آمده بود. حالا بگذريم پا قدم ما آنقدر خوب بود که 2 هيچ باختيم! وزير بازرگاني و ارتباطات هم آمده بودند. مسابقه بخاطر بم برگزار شده بود. آقاي حداد عادل هم نماينده افتخاري بم هستند. بين دو نيمه قرار بود سخنراني کند که به پيام بسنده شد.

ديدن فوتبال در استاديوم و بطور زنده هم انصافاً خيلي ديدني است.

 

 

 يکي دوبار در نيمه اول لحظات حساسي به وجود آمد که مي شد گل شود. آقاي معتمدي وزير ارتباطات به نحو عجيبي احساسات نشان مي داد. در وقت استراحت دو نيمه با آقاي حداد عادل و شريعتمداري و مهرعليزاده و معتمدي نشسته بوديم، به معتمدي گفتم بدجوري احساسات نشان مي دادي، مي گفت من در منزل هم مسابقات حساس را نمي توانم ببينم. به شوخي گفتم اين احساس را براي موبايل و بستن اينترنت ها هم تو رو خدا به کار ببر!

وقتي دو تيم بازيکن هاي خود را عوض مي کردند يک نفر با لهجه کاملاً فارسي، به انگليسي اين تغيير را اعلام مي کرد، خيلي با مزه بود. آقاي حداد هم که در مساله زبان حساسيت خاصي دارد. به ايشان گفتم که ظاهراً وقتي اين آقاي انگليسي حرف مي زند بهتر از بخش فارسي اش، مي شود آن را فهميد!

مانيتور بزرگ صد و خورده اي متري در استاديوم نصب شده بود. آقاي مهرعليزاده مي گفت اين را ده روز پيش نصب کرده بودند. در وسط زمين بازي کنار زمين تبليغات آبجويي آلماني بود و کنارش يک جوري بفهمي نفهمي نوشته بود بدون الکل. هي بنده خدا آقاي مهرعليزاده توضيح مي داد، ببينيد نوشته بدون الکل!

آخر کاري ها که مردم نااميد شده بودند، شروع به رفتن کردند. مهرعليزاده خيلي افسرده شده بود. آخر دست به دعا شده بود. به من مي گفت تو سيدي تو رو به جدّت دعا کن بچه ها يک گل بزنند. کار بچه هاي ما خيلي خوب بود ولي طبيعي بود که کسي توقع نداشت از آلمان ببرند.

اميد که در چند روز آينده تيم ايران در برابر قطر موفق شود، تا راه رفتن ما به جام جهاني هموار گردد. آقاي مهرعليزاده مي گفت که بازي با عربها بخاطر کارهاي ويژه اي که به نوعي راه رفتن روي اعصاب بازيکنان تلقي مي شود سخت تر از بازي با تيم هاي استيل دار و قانونمند جهان است.

۱۸ مهر ۱۳۸۳
پس لرزه هاي استعفاء

 

از روزي که استعفايم را اعلام کرده ام، اظهار نظرهاي مختلفي صورت پذيرفته است. اگرچه نمي خواستم فعلا درباره آن بنويسم، اما بنا به حکم ادب بايد چند نکته اي نوشت:

1-       از دوستان اينترنتي، چه در ايميل هاي پر لطفي که ارسال کرده اند و چه در اورکات نوشته اند بايد خيلي تشکر کنم. صداقت و صميميت و احساس آنان چنان شرمنده ام مي کند که قابل توصيف نيست. خوشبختانه همه شان هم از آن استقبال کرده اند. از سوي اکثريت مجلس هم اعلام شده که تنها کار خوب من اين استعفا بوده است. الحمد لله يک کار خوب کرديم و آنها خوشحال شدند. چند تا از روزنامه هاي افراطي دست راست هم که اصلا نوشته اند خاتمي مرا عزل کرده و ممنوع الورودم به دولت و هي همچين بفهمي نفهمي مثل هميشه و طبق معمول سنواتي نوشته اند که بله! پرونده هايي در کار است! حرفي که از ابتدا تا کنون بارها در روزنامه هايشان نوشته اند و نه براي خودشان و نه براي من و نه براي جامعه جديد نبود.

2-       در مورد آنان که مي گويند چرا استعفا دادي، مي گويم مگر مديريت را براي چه مي خواهيم؟ مگر نه براي خدمت به مردم؟ خوب نمي توانستم. هر کسي هم که نتواند براي مردم کار کند، بايد چنين نمايد. ولي بعضي ها که فکر مي کنند به مردم خدمت مي کنند طبيعي است که قدرت را رها نمي نمايند.

3-       با دوستاني که به اين مناسبت به آقاي خاتمي کم مهري کرده اند، موافق نيستم. اينکه مد شده هر کسي به خاتمي حمله کند، چون به ديگران نمي شود حمله کرد، از ساحت اهل فکر و انديشه بدور است. من به آنچه خاتمي در ابتداي آغاز به کارش اعلام کرده به شدت ايمان دارم. و از اين پس حتماً بي پروا تر از اهداف و انديشه هاي اصلاح طلب آقاي خاتمي دفاع مي کنم.

 اين کشور به مبارزه بي امان با تحجّر و واپسگرايي و حذف انديشه بي اعتنايي به رأي مردم نياز دارد. هيچکس حق ندارد اين ميدان را خالي کند. من هم به همين دليل همواره، هرچه سخت باشد و پر اتهام بر اين راه اصرار خواهم کرد.

4-       حتماً از اين پس در اينترنت بيشتر خواهم بود. شما که مي دانيد اينترنت از دوست بد و زغال خوب اعتياد آور تر است! وقت هم که بيشتر داشته باشي، بيشتر معتاد خواهي بود.

 

۱۷ مهر ۱۳۸۳
آمار رسمي از جامعه زنان ايراني

 

از آنجا که مسأله زنان همچنان يکي از جدي ترين مسائل جامعه است، آمار مسائل مربوط به زنان و فعاليتهاي مرکز مشارکت امور زنان را براي پي گيري هاي جامعه زنان در اينجا مي خوانيد.

*****

1-       تفاوت برنامه سوم توسعه با دو برنامه قبلي توجه بيشتر به موضوع زنان بوده است و ماده 158 آن به طور خاص مربوط و ويژه به اين موضوع اختصاص يافته و مرکز امور ستادي مربوط به اجراي ماده 158 قانون برنامه توسعه و ارائه گزارش سالانه است.

2-       مي توان مفاد و موارد ماده 158 و آئين نامه اجرايي آن را در هفت محور دسته بندي نمود که ميزان رشد در هر بخش نسبت به سال 1376 عبارتند از: 1- امور آموزشي 17% 2- امور فرهنگي 16% 3- امور ورزشي 12% 4- اشتغال و مشارکت اقتصادي 21% 5- امور علمي و پژوهشي، مطالعات و تحقيقات در مسائل زنان 16% 6- توسعه سازمانهاي غير دولتي 18% 7- امور حقوقي

3-       در بخش حقوقي، با توجه به تصريح بند ج ماده 158 مرکز امور مشارکت زنان موظف است طرحهاي لازم براي تسهيل امور حقوقي و قضايي زنان را با همکاري دستگاههاي ذيربط تهيه نمايد و در هيات دولت پيشنهاد شد تا اصلاحات حقوقي در قالب نظام جامع حقوقي ارائه گردد تا از ناهماهنگي هاي احتمالي قوانين اجتناب شود.

4-       طرح نظام جامع حقوقي و قضايي زنان در دو بخش صورت گرفته است: بخش اول به مباني ضرورت تجديد نظر و اصلاح پاره اي از قوانين مربوط به زنان اختصاص يافته است. توجه به شخصيت زن، عدالت، امکان دست يابي ملموس تر به عدالت در پرتو اجتهاد فقيهان و همچنين مباني قانوني از جمله ضرورتهاي اصلاح قوانين محسوب شده است. در بخش دوم قوانين و مقررات مربوط به زنان مورد بررسي قرار گرفته و پيشنهاد هاي لازم ارائه شده است.

5-       در بررسي قانون مجازات اسلامي پيشنهاد اصلاح موارد مربوط به قصاص زن، ديۀ زن، قسامه و قتل در فراش تقديم رئيس جمهور گرديده و بحث قتل فرزند و شهادت زن و سن مسئوليت کيفري زنان در دست بررسي است.

6-       در بررسي قوانين مربوط به اشتغال زنان در برخي قوانين از جمله قانون مدني (ماده 117) قانون استخدام کشوري (مواد 82 و 86) قانون تامين اجتماعي (مواد 82، 81 و 86) و قانون ترويج تغذيه با شير مادر مورد توجه بوده اند و در اکثر موارد پيشنهادهاي اصلاحي ارائه شده است.

7-       اصلاح قانون مدني نيز در دست بررسي است از جمله مواردي مثل خواستگاري و نامزدي، مهريه، نفقه، اجرت المثل، رياست و سرپرستي خانواده، مالکيتهاي ناشي از اشتغال زنان، وضع حقوق زن در انحلال نکاح، حضانت و سرپرستي کودک، توارث و نابرابري زن و مرد در قواعد تابعيت.

8-       قوانين و مقررات ديگر نيز در مورد بررسي قرار گرفته اند و پيشنهاد اصلاح مقررات مربوط به شهادت زنان، تقدم نفقه و مهريه زن در وصول مطالبات و حذف تقدم حجاب چادر در استخدام در قانون گزينش ارائه شده است.

 

البته توسعه فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي و سياسي زنان پديده اي نيست که در ظرف زماني محدود قابل تحقق باشد و مهم آن است که حرکت ما در اين مسير و رو به جلو باشد.

۱۶ مهر ۱۳۸۳
عقب مانده ذهني و کابينه

 

آقاي مرعشي که الآن معاون رئيس جمهور است، در دوران رياست جمهوري آقاي رفسنجاني، رئيس دفتر ايشان بود. خاطرات زيبايي از آن دوران ها دارد. يکبار براي آقاي خاتمي داشت تعريف مي کرد که با آقاي رفسنجاني در موقعي که رئيس جمهور بود به يکي از شهرستانها رفته بود. طبعاً وقتي رئيس جمهور سخنراني مي کند، رئيس دفتر سري به جمعيت مي زند. وقتي رفته بود داخل جمعيت يک عقب مانده ذهني را ديده بود که عکس آقاي رفسنجاني را به دست گرفته و به شکل مبهمي داد مي زند. به سراغش رفته بود و فهميده بود که با رئيس جمهور کار دارد. او را از حلقه محافظان رد کرده بود و آورده بود پيش آقاي رفسنجاني و گفته بود که ايشان با شما کار دارد. آقاي هاشمي خنديده بود و از مرعشي پرسيده بود که تو اينها را از کجا پيدا مي کني؟ او هم با حاضر جوابي اي که دارد بلافاصله گفته بود از همان جا که شما کابينه تان را پيدا کرديد. آقاي خاتمي از اين طنز خيلي خنديد، بعد از مرعشي پرسيد حالا خبر نداري آن آقاي کجاست تا او را به کابينه بياوريم! مرعشي به شوخي گفته بود که او ديگه حالا حاضر نيست عضو کابينه شود.

اين گذشت تا اينکه آقاي مرعشي معاون رئيس جمهور شد. اولين جلسه که به دولت آمد آقاي خاتمي با اشاره به ماجراي فوق گفت: اِ تو که قرار نبود قبول کني که عضو کابينه باشي. چطور قبول کردي؟

آقاي مرعشي خودش موافق بود که اين ماجرا را بنويسم. حمل بر جسارت نشود.

۱۵ مهر ۱۳۸۳
تاثير فقه از زمان و مکان و تاريخ

 

فقه، يعني شيوه رفتار ديني. اينکه فقيه فتوا مي دهد که چه بايد کرد، کدام موضوع حرام است و کدام حلال و چه مسائلي مکروه و  مستحب و مباح. اين ها موضوع فقه است. به عبارت ديگر بايدها و نبايدهاي رفتاري را فقهاي بزرگ تعيين مي کنند که براي مقلدان آنان لازم الاجرا است.

اما يک نکته مهم قابل توجه وجود دارد و آن عنصر زمان و مکان است. مرحوم مطهري مي گويد فقيه عرب و عجم، فقيه شهري و دهاتي، فقيه خارج رفته و نرفته فتاواي آنان با يکديگر متفاوت است. چون فقيه هم مثل ديگران بر اساس فهم خود از شرع برداشت مي کند.

مي گويند آيت الله حکيم که از مراجع بزرگ تقليد بود، وقتي اولين سفر خود به مکه را انجام داد، و واقعيت انجام مناسک حج را ديد چندين فتواي مهم وي تغيير يافت.

آيت الله سيد محمد حسين فضل الله، مرجع تقليد مستقر در بيروت،به دليل حضور در يک جامعه کاملا متفاوت، فتاوايي کاملاً متفاوت دارد.

يعني فقه و فقيه، با درک شرايط جهاني و واقعيت هاي دوران خودش، فتاوايش مي تواند تغييرات اساسي پيدا کند.

 اين نکته بسيار مهمي است که مي تواند دين را با توجه به واقعيات متفاوت دنياي ما، به تعبير و برداشت جديدي برساند که بسياري از مشکلات را حل و امکان ديندار بودن فرزندان اين زمانه را فراهم نمايد. آن گروهي که برابر اين تاثيرات و تغييرات مقاومت مي کنند، بي شک يا خود از تاريخ دين حذف مي شوند و يا مخالفان خود را از دين جدا مي نمايند.

۱۴ مهر ۱۳۸۳
پروفسور حسابي

 

دوازدهم شهريور ماه، دوازدهمين سالگرد در گذشت دکتر حسابي پدر علم فيزيک و مهندسي نوين ايران بود و به همين مناسبت بنياد پرفسور حسابي طي نامه اي جهت شرکت در مراسم بزرگداشت ايشان در تفرش دعوت نمودند.

در اين نامه آمده است که: دولت فرانسه، روز تولد ويکتور هوگو، انديشمند بزرگ خود را به عنوان روز ملي شناخته و همه ساله اساتيد و فرهيختگان جهان را براي شرکت در اين همايش به کشورش دعوت مي نمايد. سپس خاطره استاد حسابي از شرکت در اين همايش نقل شده که به نظرم جالب آمد:

در پاريس: که در ساعت 9 صبح با استقبال ميزبان جواني به منزل هوگو وارد شدند همه چيز از درهاي ورودي کالسکه، کالسکه چي ها (با همان لباس قديمي)، چاه آب منزل، کتابخانه ها، دفتر کار، ميز تحرير، دست نوشته ها... تا اتاق خواب او را، بازديد کردند. حتي براي ناهار، پشت ميز غذاخوري هوگو، با دو نوع خوراک مورد علاقه او پذيرايي شدند.

هنگام بدرقه، در ساعت 5 بعد از ظهر بازديدکنندگان ضمن قدرداني با کنجکاوي از ميهمان دار، مي پرسند: چگونه اين چنين 8 ساعت، ما را با شور و علاقه با زواياي برجسته چنين مردي آشنا نموديد که متوجه گذر زمان نشديم؟

او در پاسخ مي گويد، نوه ويکتور هوگو مي باشد. ميهمانان شادمانه مي گويند: پس شما با هوگو بزرگ شده ايد، که اين چنين از تمامي نکات برجسته زندگي او باخبريد! ميهمان داد با لبخند مي گويد پس به اين ترتيب مي بايد سني در حدود 200 سال داشته باشد! آنگاه توضيح مي دهد دليل اشرافش به زندگي هوگو داشتن درجه دکترا از معروف ترين دانشگاه فرانسه در رشته هوگو شناسيست (مانند شکسپيرين هاي انگلستان)

حضار با شگفتي مي گويند: بنابراين خانواده شما عهده دار مخارج سنگيني براي حفظ چنين قصر زيبايي هستند! او آشکار مي کند که دولت فرانسه متقبل تمام مخارج نگهداري خانه و تجهيزات پر ارزش آن مي باشد. مدعوين با خشنودي مي گويند بنابراين دولت فرانسه با اين مخارج ويکتور هوگو را زنده نگه مي دارد. ميهمان دار بلافاصله پاسخ منفي داده مي گويد: خير! دولت فرانسه با چنين روش هاي اصولي قصد زنده نگه داشتن فرانسه را دارد!

در ادامه نامه آمده است:

شايسته است مسئولين متعهد و علاقمند ميهن ما نيز با عزمي راسخ خود را موظف به چنين توجهات زيربنايي دانسته تا نه تنها روز ملي بزرگان علم را در کشورمان برقرار نمايند بلکه با مساعدت موثر خانواده هاي فرهنگ خواه و آرزومند برجستگان ايران عزيزمان را براي حفظ آثار و تداوم راه شکوهمند آنان تواني شايسته بخشند و به مدد الهي موجبات سربلندي تمدن ده هزار ساله کشورمان را فراهم نمايند تا بهترين راهنما براي نوجوانان، جوانان و طالبين علم و دانش در اين سرزمين اسلامي فراهم گردد.

به هر حال بنياد پرفسور حسابي با چنين هدفي اقدامات شايسته اي را از جمله برگزاري همايش بزرگداشت اين استار فرهيخته، انجام داده و اميد است اين نامه که به دست مسئولان ديگر رسيده تاثيري داشته باشد.

۱۳ مهر ۱۳۸۳
استعفاي من

 

ديروز و امروز بعضي خبرگزاري ها اشاره به استعفاي من از معاونت حقوقي و پارلماني رياست جمهوري داشتند. بهتر ديدم متن استعفايم را که قبل از سفر رئيس جمهوري به ايشان نوشتم و قرار است بعد از سفر جايگزين من معرفي شود را عيناً روزنوشت امروز کنم. وقتي رسماً مورد قبول رئيس جمهور قرار گرفت توضيحات بيشتري خواهم داد:

 

جناب آقاي خاتمي

رياست محترم جمهوري اسلامي ايران

با سلام و احترام

بي ترديد در سايه تعامل دولت و مجلس، زمينه کار و خدمت به مردم کشور فراهم خواهد آمد و در صورتي که اين تعامل صورت نپذيرد، بيش از همه مردم آسيب خواهند ديد.

با توجه به اينکه معاونت حقوقي و امور مجلس اصلي ترين بار هماهنگي بين دولت و مجلس را بر دوش دارد، اينجانب پس از انتخابات مجلس هفتم و نيز يکبار پس از آغاز به کار رسمي مجلس به دليل عدم توانايي در ايجاد هماهنگي و تعامل پسنديده بين دولت و مجلس استعفاي خود را تقديم نمودم که مورد قبول قرار نگرفت.

اکنون پس از گذشت چهار ماه از شروع کار مجلس، بيش از هميشه احساس مي کنم اين مهم از توان من خارج است و لذا استعفاي مجدد خود را تقديم و اميدوارم مورد قبول قرار گيرد.

طبيعي است در هر کجا که باشم براي اعتلاي کشور و ادامه مسير اصلاحات و انديشه هاي والاي شما، به عنوان تنها راه موفقيت اين مرز و بوم تلاش خواهم کرد.

 

با احترام

سيد محمد علي ابطحي

۱۲ مهر ۱۳۸۳
گزارشی از یک روز داغ استیضاح

 

امروز که احتمالاً آخرين روز رفتن من به مجلس براي تعامل دولت و مجلس بود!! روز داغي بود. استيضاح خرم وزير راه و ترابري. فضاي مجلس آرام بود. يکي از نمايندگان گفت که آقاي حداد قبل از شروع جلسه از همه خواسته است که کاملاً جلسه را آرام بگذرانند و جنجالي نشود. در نطق هاي مخالفان مطالب اصلي را که در جلسات خصوصي از آنها نقل مي شد مثل ماجراي فرودگاه امام و قضاياي پرواز اول و اينها نبود. اعضاي کابينه هم براي همبستگي داخلي شان خوب آمده بودند. دکتر عارف به من مي گفت بيا يک عکس يادگاري از حضور اعضاي کابينه در مجلس بگير. شايد هم از آنجا که دنيا دار مکافات است وزراء آمده بودند که در استيضاح آنها هم بقيه بيايند. چون روندي که اين مجلس شروع کرده اين نه ماهه باقي مانده چند تا استيضاح ديگر هم در راه است. در مجلس قرار گذاشته بودند که اسم افراد را با حروف اختصاري بياورند. مثل مقاله عنکبوت کيهان. خانم آجرلو نماينده کرج در ضمن اسامي از آقاي حاج علي فرد رئيس هواپيمايي کشوري که الآن هم هست و در جلسه حاضر بود با ح.ع.ف ياد کرد. انجمن اسلامي وزارت راه هم بيانيه اي توزيع کرده بود که حمايت قبلي از وزير راه را کان لم يکن مي کرد. اين هم از روحيه انجمن اسلامي!

خصوصيات آقاي خرم هم اين است که با فاصله حرف مي زند و البته مثل خيلي ديگر از وزراء و مسئولان اصلا با خنده و لبخند رابطه خوبي ندارد. خودش هم داشت به اين خصوصيات خودش اشاره مي کرد که خلقت من اين طور است و برادرانم هم قيافه شان اخموست. يکي از نمايندگان که نفهميدم کيست از دور فرياد زد که ما براي خواستگاري نيامده ايم!

آقاي خرم مجبور شد حتي در مورد صندلي چرخدار اتاقش توضيح دهد از سوي ديگر توپ را هم کمي به زمين وزارت صنايع انداخت که ماشين هاي ساخت داخل خوب ترمز نمي گيرد! مهمترين بخش آن، بحثي بود که در مورد قرارداد با خارجي ها کرد که چگونه مي تواند اقتصاد کشور را شکوفا کند و ضمناً گفت اينکه ما مسئول تحريم نيستيم که به ما هواپيما نمي دهند. نماينده ساوه هم که مي خواست به نفع خرم حرف بزند، يکي صدا زد که چون نماينده ساوه است براي روح مرحوم موحدي ساوجي صلوات بفرستند. آقاي کوهکن که از مخالفان تند آقاي خرم بود نواري را گذاشت که مفهوم نبود و خودش توضيح داد. توضيح خرم در مورد افتتاح فرودگاه امام و بلند شدن هواپيماي نظامي براي بردن هواپيما به اصفهان باعث تذکرات آئين نامه اي شد که سپاه هم حرف دارد. آقاي کوهکن نمايندگي کرد که توضيح دهد.

ما که گمان مي کرديم خرم در اين استيضاح توضيحات خوبي داد. خوب است که شما هم آن را بخوانيد. بعد از سخنراني ما به جلسه دولت رفتيم. اين بار خيلي از وزراء راديو به گوش داشتند تا تکليف خرم را بفهمند. خلاف توقع نبود 188 رأي به استيضاح دادند و 58 نفر مخالف ۹ نفر ممتنع. اين هم به قول آقاي حداد عادل نشانه تعامل بين دولت و مجلس است.

روزهاي سخت تري هم مساله تعامل دولت و مجلس قابل پيش بيني است.

 

8   4       ۱    ۲   ۳    ۴       3  7
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.