۲۱ شهريور ۱۳۸۷
سالگرد ایه الله صدوقی و حاشیه های انتخاباتی

 

 

دیشب در تالار وحدت، یزدی ها مراسم بزرگی برای بزرگداشت آیه الله شهید صدوقی گرفته بودند. آقای هاشمی رفسنجانی سخنران بود. افطار با آقای خاتمی مهمان خانواده ی امام موسی صدر بودیم که بعد از افطار باهم رفتیم مراسم آقای صدوقی. در بین راه کلی در مورد انتخابات حرف زدیم. تالار وحدت پربود و یزدی ها از هر جناح و جمعیتی بودند. از هر کس چیزی می پرسیدی میگفت بله. با کسر ب و ل.  جایی که من نشسته بودم، آقای یاسر هاشمی پسر آقای رفسنجانی هم روی صندلی بغلی بود. بعد از چاق سلامتی با اطرافیان دیدم صندلی جلویی من آقای قاضی مر تضوی نشسته. گفتم ماشا الله به یزد. از مرتضوی تا رضا خاتمی.  اتفاقا هردو هم بودند.آقای مرتضوی هم نگاهی کرد و این بارلبخند زد. من البته یزدی نبودم اما بیشتر برای تسلیت به آقای صدوقی فرزند شهید و امام جمعه ی فعلی یزد که انصافا خیلی دوست محترم و بزرگواری است رفته بودم. با اینکه مراسم به این بزرگی بود دولتی ها کمتر دیده می شدند. شاید اعضای مهم این دولت خیلی ها شان اصلا ندانند که افرادی مثل صدوقی چه نقش مهمی در انقلاب داشته و شاید برای خیلی هاشان اگر بدانند هم مهم نباشد.  آقای هاشمی در مورد نقش روحانیون و علمای بلاد حرف می زد. بلاد را البته با فتح ب می گفت. با یاسررفسنجانی در مورد سخنرانی صریح و مهم دیروز دکتر روحانی پرسیدم. دکتر روحانی با همه ی محافظه کاریش خیلی مطالب جدی در مورد دولت گفته بود. تایید می کرد که دکتر روحانی تصمیم قطعی گرفته که خود را کاندیدا کند. گفتم لابد دوستان شما هم از ایشان حمایت می کنند. پرسیدم اگر آقای خاتمی هم بیاید باز هم روحانی می آید و شما هم از ایشان حمایت می کنید؟ گفت نه. آمدن روحانی در صورتی است که خاتمی نیاید. متلکی هم به ماها پراند. گفت ما میگوئیم اگر اقای خاتمی بیاید حمایت می کنیم وکنار می کشیم وشما ها گفتید آقای هاشمی در انتخابات بیاید ووقتی آمد تنهایش گذاشتید و کلی تخریب کردید. حرف توی حرف آوردم. بعد از جلسه خبرنگارها مصاحبه می کردند. داشتم با آقای کروبی چاق سلامتی میکردم که خبرنگار ها ریختند و از ایشان در مورد انتخابات ریاست جمهوری وکاندیداتوری اش می پرسیدند. باز هم به امام جمعه ی فعلی یزد که هم دیروز هم سال پدرش بود وهم چهلم مادرش تسلیت گفتم. مرد محوری جامعه ی ما باعث شده بود تا دیشب هیچکس در مورد همسر شهید صدوقی که در تمام دوران زندگی شوهرش همراه او بوده و دیروز چهلمش بوده حرف نزند.

۲۰ شهريور ۱۳۸۷
ما ها باید بی خیال کاندیداتوری آقای خاتمی شویم

 

من تاکنون ننوشته ام که آقای خاتمی کاندیدای رئیس‌جمهوری شود و ننوشته ام  از ایشان حمایت می‌کنم و این حرف ها. با همه احترامی که برای همه کاندیداها قائلم و با این که اندازه­ی خودم را هم می­دانم که کسی منتظر حمایت یا عدم حمایت من نیست ولی معتقدم حمایت  افرادی مثل من که معلوم است دوست آقای خاتمی هستیم و برای راضی کردنش تلاش می کنیم و یا حمایت پر سر و صدای احزابی که معلوم است آقای خاتمی را باید حمایت کنند،کمکی به آقای خاتمی نیست.   بر اساس اطلاعاتی که دارم بزرگان و نخبگان فراوانی در کشور هستندکه به آقای خاتمی توصیه می­کنند که خود را کاندیدا کند. در میان این نخبگان کسانی هستند که اصلا کسی نمی تواند باور کند که آنان این هم قدر طرفدار آقای خاتمی شده اند.اقبال عمومی به تغییر وضع موجود را هم دیگر کمتر کسی انکار می کند. . خواست روزافزون مردم هم آن قدر جدی و فراگیر شده است که به خوبی از حرف­های خصوصی و حتی علنی مخالفان همیشگی آقای خاتمی هم می‌توان فهمید که چه قدر نگرانند که اگر خاتمی با اجازه یا بدون اجازه بزرگترها بی آن که گل بچیند، بله را بگوید چه رقابت سخت و شکننده­ای در پیش رو دارند. در این شرایط پیشتازی خیلی از احزاب کمکی به آقای خاتمی نیست و برای بزرگانی هم که می توانند نظر پنهانی خود را آشکار کنندُ مانع و محذور ایجاد می کند.کاش دوستان و احزابی که دوستداران شناخته شده­ی آقای خاتمی هستند به این نکته توجه کنند که به جای آن که خود را خرج اهداف اصلاح طلبانه و آقای خاتمی بکنندُ خاتمی را خرج خود نکنند تا جایگاه واقعی آقای خاتمی در شرایط سخت فعلی درصحنه­ی اجتماعی طبیعی­تر و بی مشکل­تر معلوم شود.

 

۱۹ شهريور ۱۳۸۷
عبای طالقانی

 

در روایات حدیث مشهوری هست به نام حدیث کساء. کساء به معنای عباست. پیامبر زیر آن عبا همه خاندانش را جا داد و داستان آن به عنوان یک روایت تاریخی نقل می شود. عبا همچنان در مسیر تاریخ لباس رسمی روحانیون شد. تقریباً همه ی عباها به یک اندازه پارچه مصرف می کند ولی بعضی عباها دامنه ی بسیار زیادی دارند که زیر آن می توانند افکار و عقاید فراوانی را جا دهند. این آدم ها، آدمهای بزرگی هستند که چنین عباهایی دارند. آیه الله طالقانی یکی از کسانی بود که چنین عبایی بر دوش انداخته بود که دوست داشت برای همه در زیر آن عبای نازنینش جا باز کند. برای همین مهربانی و سینه گشاده اش هنوز هم همه او را دوست دارند. حیف که در مقابل آدم هایی با همان حجم پارچه، عبائی روی دوش انداخته اند که حتی خودشان هم زیر آن جا نمی گیرند. به همین دلیل هنوز بعد از این همه سال، عبای طالقانی همچنان ضروری ترین نیاز جامعه امروز است.

 

۱۸ شهريور ۱۳۸۷
آیه الله جنتی، مصطفی تاجزاده، و حسین شریعتمداری

 

 

 

آیت الله جنتی برای شب­های قدر آماده می­شوند و به همین دلیل از کسانی که ظلمی در حقشان توسط ایشان رفته است، حلالیت طلبیده­اند. کار متواضعانه و قابل تقدیری بود؛ کاش شب­های قدر مصادف با ماه­های قبل از انتخابات و فصل ردّ صلاحیت­ها بود. بالاخره آیت الله جنتی که هستند و شیفته­ی خدمت هم می­باشند. ان­شاالله عمر طولانی خواهند داشت. وقتی می­رسد تا در اثر گردش فصل­های سال یک بار هم شب قدر در نزدیکی­های انتخابات برسد. اسم آقای جنتی ، آدم را یاد مصطفی تاجزاده می اندازد. هر وقت تاجزاده را می­بینیم و صحبت سیاسی می­شود اعلام می­کند منتظر رسیدگی به شکایتی است که 8سال پیش از آیت الله جنتی نموده است و هنوز در دستور کار قرار نگرفته است. حرف توی حرف می آید. اتفاقا چند روز پیش مصطفی تاجزاده تلفن می زد که جواب سرمقاله­ی آقای شریعتمداری، رئیس معروف روزنامه کیهان را داده­ام که در آن مقاله گفته بود آقای خاتمی و اصلاح طلبان آمریکائی هستند و برای کیهان فرستاده­است. گفتم تا به حال کی کیهان جوابیه­ای از اصلاح طلبان چاپ کرده است که بار دومش باشد؟! ولی تاجزاده قربة الی الله مقاله را برای آن­ها فرستاده و آن­ها هم چاپ نکرده­اند. مطلبش را در سایت نوروز گذاشته است. اینجا می­توانید آن را بخوانید. البته در همان سرمقاله­ی آقای شریعتمداری که قبلاً خواستار ردّ صلاحیت آقای خاتمی شده بودند، با بزرگواری تام و تمام اعلام فرموده بودند کاندیداتوری حق آقای خاتمی است. آدم می­ماند که این همه بزرگواری را چگونه باید قدرشناسی کند!

 

 

 

۱۷ شهريور ۱۳۸۷
میدان ژاله، صبح جمعه، 30 سال پیش

 

امروز سی­امین سالگرد جمعه­ی خونین،در۱۷ شهریور است. شامگاه ۱۶ شهریور ۱۳۵۷ فرماندار نظامی اعلام کرد که در چندین شهر مهم ایران و من­جمله تهران حکومت نظامی اعلام می­شود. مردم که آن روزها در خیابان­ها تظاهرات می­کردند و بسیاری از آنان از این اعلام بی­خبر بودند در میدان ژاله آن روز و میدان شهدای امروز تهران به طرف مسجد محل حرکت کردند. خدا رحمت کند علامه یحیی نوری را . امام جماعت آن­جا بود و در ماجرای ۱۷ شهریور نامش فراگیر شد. پارسال درگذشت. افراد فرمانداری نظامی در میدان ژاله مردم را به رگبار بستند. تعدادی که آمار دقیق آن معلوم نشد به شهادت رسیدند. من عصر ۱۶ شهریور از زندان کمیته ضد خرابکاری تهران آزاد شده بودم. صبح زود با هواپیما به مشهد رفتم. نزدیکی­های ظهر خبرهای تلخ تهران به مشهد رسید. هنوز تلخی آن روز را به یاد دارم. در همان روز هم مرحوم آیت الله حاج آقا حسن قمی بعد از سال­ها تبعید به مشهد می­آمد و مردم به استقبال رفته بودند که در آن­جا هم درگیری­های خونینی صورت گرفت. ایشان هم پارسال بعد از رنج فراوانی که قبل و بعد از انقلاب کشید، به رحمت خدا رفت. کشتار ۱۷ شهریور شوک بزرگی بود. این جنایت در اولین روزهای نخست وزیری شریف امامی صورت گرفت که دولت آشتی ملی نام داشت و این تناقض مضحکی بود. ۳۰ سال از آن روزها می­گذرد؛ ولی تلخی آن برای نسل اول انقلاب که آن روزهای تلخ را دیده­اند، هم چنان تازه است. شهدای ۱۷ شهریور که همه از مردم عادی کوچه و خیابان همین شهر بودند، خیلی مظلومانه و غریبانه و بی­گناه به شهادت رسیدند. ملتی که تاریخ مظلومیت گذشتگانش را پاس ندارند، آیندگان هم از آنان یاد نمی­کنند. حتی اگر کسانی به بسیاری از اتفاقات این ۳۰ ساله اعتراض دارند دور از مروت است که به آنان که برای آینده­ی ایران و استقرار اسلام حقیقی مظلومانه جان دادند، ادای احترام نکنند. به روح پاک شهدای هفده شهریور ۱۳۵۷ درور می فرستم. خیلی مظلومانه و غریبانه جان دادند.

 

۱۵ شهريور ۱۳۸۷
حضور مراجع تقلید در رسانه‌ی ملی

 

مراجع تقلید شیعه، جدای از مقام مشهور فتوا، دارای پروتکل‌های ویژه‌ای هستند. مثلاً کمتر سابقه دارد که دو مرجع تقلید بدون مناسبت‌های ویژه مثل فوت نزدیکان به منزل دیگری رفت و آمد کنند و یا افرادی مثل آیه الله سیستانی اجازه‌ی ورود عکاس و فیلمبردار نمی‌دهند. از آیه الله سیستانی تنها چند تا عکس که تصادفی برداشته شده در کل جهان مورد استفاده قرار می‌گیرد. در عرف و پروتکل مراجع تقلید، از دیرباز رسم بر این بوده است که نباید در مجامع عمومی منبر بروند و سخنرانی کنند. اگر هم در سابق سخنوران خوبی بوده‌اند، وقتی در جایگاه مرجع تقلید قرار می‌گرفته‌اند، دیگر جز بر منبر تدریس برای شاگردانشان، نمی‌نشینند. یکی از اتفاقات قابل تقدیر صدا و سیما در ماه‌های رمضان چند ساله‌ی اخیر این است که مراجع تقلید را برای سخنرانی دعوت می‌کند و بعضی آنان هم علیرغم آن پروتکل اعلام نشده، این دعوت را می‌پذیرند. وقتی ساعاتی در صدا و سیما به مسائل دینی اختصاص می‌یابد مردمی که دوست دارند مسائل عقیدتی دینی را تعقیب کنند، بیشتر علاقمندند مفاهیم دینی را از زبان مراجع تقلیدی بشنوند که با منابع اصلی دینی آشنا است و حرفش مستند شرعی تلقی می‌شود. در خیلی از موارد سخنرانان مذهبی در تلویزیون و مساجد از منابع غیر مستند و سطحی سخنانی را به نام دین مطرح می‌کنند که نه تنها تبلیغ دین نیست، بلکه ده‌ها ابهام جدید در ذهن و اندیشه‌ی شنونده ایجاد می‌کند که سالها طول می‌کشد تا مخاطبان بتوانند آن مطالب را هضم یا رد کنند. در برنامه‌های امسال تلویزیون تا آنجا که من دیده‌امٍ، از میان مراجع، آیه الله جعفر سبحانی و نوری همدانی و مکارم شیرازی صحبت می‌کنند که نباید از حق گذشت که این سنت‌شکنی نیکو را آیه الله مکارم پایه‌گذاری کرد و از چند سال پیش در برنامه‌های تلویزیونی با مردم حرف می‌زد. همچنانکه هم ایشان 6 دهه پیش اولین مجله ماهانه را بنام مکتب اسلام پایه گذاری و منتشر می‌کرد. مراجع تقلید دیگر هم اگر امکان دهند که مردم از نظرات آنان بهره‌مند شوند، بسیار مفید است. مثلاً درمیان مراجع تقلید فعلی آیه الله سید موسی شبیری زنجانی وجود دارد که پدرشان با آن که خود مرجع بود، کتاب الکلام یجر الکلام را نوشته که به معنای حرف توی حرف است و از هر دری سخنی گفته و بسیار شیرین است. خود ایشان هم در مسائل مختلف دارای اطلاعات عمومی وسیعی هستند و لهجه و ادبیات بسیار شیرینی هم برای ادای آن دارند. و البته اتقان حرف‌های مرجع تقلید هم که در سخنانشان هست. مردم می‌توانند در وقت پخش برنامه‌های مذهبی از اینان بهره ببرند و حرف قابل استناد دینی بشنوند. بسیاری از تشریفات مرجعیت که باعث بی‌بهره شدن مردم از فضل و سواد آنان می‌شود، باید توسط خود مراجع تقلید معالجه شود. البته طرح بیش از اندازه‌ی سخنرانان دینی و مهمتر، پخش آنها در زمانهای غیر متناسب که مخاطب احساس خوبی از آن زمان و یا از میزان پخش آن نداشته باشد هم کار غیر رسانه‌ای است و به دین و شخصیت سخنران آسیب می‌زند. در ماه رمضان امسال سخنرانی هر یک از مراجع را قبل از یک سریال پربیننده پخش می‌کنند. اگر به صورت طبیعی و عادی باشد کار خوبی است ولی اگر مخاطب احساس کند که از علاقه‌ی بیننده به سریال می‌خواهند استفاده کنند و سخنرانی مرجع دینی را قبل از آن پخش کنند، شنیدن اجباری تلقی می‌شود و نه‌تنها اثری بر آن مترتب نمی‌شود بلکه ایجاد نفرت می‌کند و به منزلت روحانیت و مراجع تقلید آسیب می‌زند. مردم شاید علاقمند باشند که به اندازه‌ی متعارف، معارف دینی را از زبان دین‌شناسان بشنوند ولی افراط در این کار و شنیدن سخنان سطحی و متحجرانه و شبه خرافه را که در بسیاری از موارد در صدا و سیما و منابر زده می‌شود، اصلا دوست ندارند. حضور مراجع در منابر و به خصوص صدا وسیما می‌تواند به غنای مفاهیم دینی که نیاز جامعه‌ی امروزی است بیفزاید.

 

۱۴ شهريور ۱۳۸۷
آغوش همیشه باز خدا

 

همچنان که ماه رمضان در میان ماه‌ها عزیزکرده‌ی خداست، شب جمعه هم بر اساس آموزه‌های دینی ما شب عزیزکرده‌ی خداست. امشب اولین شب جمعه‌ی ماه رمضان است. در روایات آمده است که از ابتدا تا صبح روز جمعه ملکی ندا می‌دهد که گناهکاران کجایند که بیایند و توبه کنند. بشر امروز و منجمله ما نیازمند توجه به معنویت هستیم. در شلوغی و هیاهوی سیاسی و اقتصادی و اجتماعی موجود، خیلی‌ها یادمان رفته که خدای مهربان و پر لبخندی هم هست که می‌توانیم در آغوش او آرامش و شادی و مهربانی را باز یابیم. خیلی‌ها وقتی سختی‌ها و ناکامی‌ها و ریاکاری‌ها را می‌بینند که به نام دین و اسلام و خدا انجام می‌شود، با خدا قهر می‌کنند. بعضی‌ها به دلیل آن که گناه کرده‌اند و یا به دستورات جاری دینی عمل نمی‌کنند، گمان می‌برند خدا با آنها قهر می‌کند و دیگر از درگاه او نا امید می‌شوند. عده‌ای تصور می‌کنند که اگر می‌خواهند امروزی باشند و عضو دنیای مدرن، قید ارتباط با خدا را می‌زنند. اما واقعیت این است که هیچوقت آغوش خدا بر روی بندگانش بسته نخواهد شد. خدایی که ما می‌شناسیم آنقدر بزرگ است و آنقدر مهربان است که در ورای همه‌ی این تصورات باز هم به "همه"‌ی آنها که حتی برای یک لحظه بی آنکه کسی بفهمد، در دل یکبار یا خدا می‌گویند لبیک بگوید. این نیاز خدا نیست. این نیاز همه‌ی ما است، حتی اگر به روی خود هم نیاوریم. شب جمعه و ماه رمضان یکی از آن ایامی است که می‌توانیم صمیمانه‌تر لبخند خدا را ببینیم. یک یا خدایی امشب بگوئیم، می‌بینیم که خدا هم چه زیبا پاسخ می‌دهد و آن لبخند چه آرامشی را به ارمغان می‌آورد. این ارتباط مستقیم با خدا حق هر کسی است که مخلوق اوست.  

 

۱۳ شهريور ۱۳۸۷
حقوق غیرشیعیان

 

همه‌ی آنها که ایرانی هستند، بی‌توجه به دین و گرایش‌شان حق دارند از حقوق و خدمات شهروندی ایرانی استفاده کنند. همچنانکه حکومت حق دارد از آنان مالیات بگیرد و آنها را به سربازی ببرد و از سایر حقوق دولتی بهره‌برداری کند که انصافاً در این موارد نه گزینشی هست و نه تردیدی و تا آخرین ریال حقوق دولت را از همه مردم استیفا می‌کنند. احترام به مقدسات و معابد آنان هم جزء حقوق شهروندی آنان است. در سالهای اخیر متدینان به سایر ادیان و مذاهب خیلی رنجیده خاطر هستند. به خیلی از حقوق شهروندی آنان تعرض شده است، در حوزه‌های دینی، تخریب و حمله به بعضی از مساجد اهل سنت که تازگی اسباب نگرانی رهبران آنان را فراهم کرده و یا تخریب مراکز عبادی صوفیه و یا فشار بر روی غیرشیعیان به مناسبتهای مختلف، سیاستی است که از پایگاه مذهبی بودن دولت، علیه آنها مرتباً تشدید می‌شود. بر خلاف نظر سیاستگذاران این رفتارها به تقویت و توسعه‌ی شیعه منجر نمی‌شود. زیرا از یکسو اینها به عنوان شهروندان ایرانی حق دارند حقوق خود را مطالبه کنند و اگر نتوانستند آن را استیفا نمایند حتماً حتی اگر به ظاهر قدرت ابراز نداشته باشند – در درون نسبت به تشیع و یا این تصمیمات ناراضی و مخالف جدی باقی خواهند ماند و از سوی دیگر گروههای مذهبی اقلیت در ایران در خیلی از جاهای دنیا اکثریت هستند و آنها هم با مقابله به مثل‌هایی که می‌کنند نهاد و کیان تشیع را هدف قرار می‌دهند و معلوم نیست این مسابقه به نفع شیعه باشد. کاش مسئولان بفهمند که بهترین راه تقویت تشیع، توجه به حقوق غیرشیعیان است گرچه گمان نمی‌رود این دیدگاه‌ها خیلی خریداری در قبیله قدرت داشته باشد.

 

۱۲ شهريور ۱۳۸۷
عیسی در خانه ی بدکاره

 

در کتاب داستانهای تفسیر کشف الاسرار آمده است که؛ عیسی (ع) را دیدند که از خانه زن بدکاره ای بیرون آمد. گفتند: یا روح الله، این مکان نه جای تو است. چگونه به این خانه افتادی؟ در پاسخ گفت: هنگام شب از خانه بیرون آمدیم تا بر صخره ای بلند رویم و با خدا مناجات کنیم، راه اصلی بسته بود، پس افتادیم به خانه این زن. و آن زنی بود در بنی اسرائیل به ناپارسایی معروف. چون روی عیسی دید، دانست که مردی بزرگ به خانه اش آمده است. پس برخاست و در خاک افتاد . بسی تضرع و زاری کرد و از او خواست که از خداوند بخواهد گناهان گذشته او را بیامرزد. عیسی چنان کرد. گناهان او بخشیده شد و زن در کوی صلاح آمد. به عیسی خطاب رسید: ما می خواستیم که تو این زن را در رشته دوستان آوری، از این جهت آن راه بر تو بگردانیدیم.

۱۱ شهريور ۱۳۸۷
لبخند خدا را ببینیم

 

فردا اول ماه رمضان است. ماه رمضان به نوعی، عزیزکرده ی خداست. قرآنش را در همین ماه نازل کرده است. خلقش را به مهمانی دعوت نموده و آن را بهار قرآن و دعا خوانده است. انسان، خیلی به خدا نیازمند است و ماه رمضان بهترین فرصت برای پر کردن این خلاء و نیاز بشری است. دعاهای ماه رمضان، تقریباً در همه موارد ارتباط مستقیم خدا و خلق است. ارتباط عاشقانه و صمیمی با خدا می تواند الگوی آرامش و زندگی صمیمانه با خلق خدا باشد. آفت بزرگ جامعه دیندار امروز ما کینه و دروغ و ریاکاری است. مسیر ارتباط مستقیم و صمیمی با خدا از این گذرگاه ها ی متعفن نمی گذرد. ماه رمضان را فرصتی کنیم که گند کینه و دروغ و ریا را از روح و جانمان بزدائیم. اگر در این ماه روزه می گیرید و یا اگر به هر دلیلی نمی گیرید، در هر حال از ارتباط مستقیم با خدا غافل نشوید. خدا آنقدر مهربان است که همه را به آغوش خود دعوت می کند، بی آنکه از آنان تاییدیه گزینش دینی بخواهد. همین که به خدا نگاه کنیم حتماً  پاسخ پر لبخند خدا را می بینیم. التماس دعا.

 

8   4       ۱    ۲   ۳       3  7
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.