۳۱ شهريور ۱۳۸۷
علی(ع) و این همه تجربه متضاد

 

امشب شب شهادت امیرالمؤمنین است؛ از سوزناک­ترین شب­های تاریخ اسلام. علی معجزه­ای بود که همه چیز را در زندگی خود تجربه کرد و از همه­ی آنان سربلند بیرون آمد و اسوه­ی ماندگار در همه­ی ابعاد زندگی انسان­ها در طول تاریخ شد. همراهی صادقانه و ایثارگرانه­اش با پیامبر، حضور شجاعانه­اش در جنگ­ها، تجربه­ی کنار ماندن از قدرت علی­رغم توصیه­ی مستقیم پیامبر، صبر و سکوت دردناک به خاطر حفظ دین، حکومت کردن با حفظ اصول اعتقادی­اش، عدالت همه­جانبه در حکومت و مهربانی با خلق خدا، مبارزه و جنگ با همه­ی انواع تحجر و ریا و قدرت­خواهی و ثروت ­طلبی به نام دین، دیدن بی­مهری یاران پیشین، و در نهایت قربانی شدن و به شهادت رسیدن در خانه­ی خدا به دست ایادی قدرتی که به نام اسلام پیامبر وارث او شده بودند. این همه تجربه­ی متضاد و موفق بودن در همه­ی آنان باعث شده تا علی رهبر آزاده­ی همیشه­ی دلبستگان به آزادی باقی بماند. علی که سلام خدا بر او باد تنها امام شیعیان نیست. تا آزادگی و عدالت هست علی هم هست. امشب بنا به روایت شیعیان یکی از احتمالات شب قدر است. دعا و راز و نیاز با خدا در شبی که به نام علی است چه لذت بخش است و چه فرصت زیبائی! همدیگر را دعا کنیم که دعا از زبان دیگری خیلی سریع­تر مستجاب می­شود. التماس دعا.

 

۳۰ شهريور ۱۳۸۷
ناطق نوری هیچ اشاره ای به احمدی نژاد نکرد!

 

 

کلمه ی طبق سنت سنواتی رسمی بود که معمولا روی اعلامیه های روضه خوانی وقتی هر ساله قرار بود در یک وقت ثابت جلساتی برگزار شود، می نوشتند. اگر منبری هم ثابت بود که طبق سنت سنواتی اش غلیظ تر می شد. با همین غلظت سالهاست که طبق سنت سنواتی در شب نوزدهم ماه رمضان آقای ناطق نوری ودرشب بیست ویکم آقای خاتمی در مرقد امام خمینی سخنرانی می کنند. من هم طبق همان سنت  سنواتی معمولا شرکت می کنم. پارسال و امسال آقای ناطق نوری در مورد خطرات خرافه گرائی واینکه کارها ی سیاسی و روز مره به امام زمان نسبت داده می شود، حرف می زد. می گفت یاد امام زمان به این نیست که به حضرت سلام بدهیم و آرزوی مستشهدین بین یدیه کنیم. همان جملات معروفی که آقای احمدی نژاد معمولا در ابتدای سخنرانی هایش می خواند. مهمترُ به این نکته اشاره کرد که اگرمردم تصور کنند بعضی از شیوه های اقتصادی و سیاسی روش امام زمانی است، با خود خواهند گفت که اگر حضرت ظهور کند، ایشان هم لابد میخواهند با این روشها دنیا را اداره کنند و نسبت به حضرت هم بدبین می شوند. در اینجا البته هیچ اشاره ای به احمدی نزاد نکرد!. وقتی در مورد خرافه حرف می زد از اینکه یعضی ها عکسی را که منتسب به حضرت علی است  در خانه ها می گذارند، انتقاد کرد. یکی از سیاسیونی که کنارم بود گفت در خانه ی ما هم پدرم این عکس را زده . اینها اعتقادات سنتی است، چه ربطی به تحجر و واپسگرائی و دکانداری و اینها دارد. گفتم شما خودشو ناراحت نکن. فعلا دل پری از بعضی ها در دولت دارد که به این اعتقادات پایبندند، وبه دلایلی که بر اهل سیاست مخفی نیست، نمی تواند آنها را علنی بگوید، به عکس حضرت امیر و شمشیر ذوالفقار ایشان گیر داده. هدفش خیر است. البته باز هم من هیچ اسمی از آقای احمدی نژاد نبردم. خیلی راحت  در پاسخ به کسانی که انتقاد می کنند که این حرف ها چه ربطی به شب قدر دارد، می گفت ماها قبل از انقلاب هم از مناسبت های مهم مثل شب های قدر و عاشورا برای زدن حرف های مهم سیاسی استفاده میکردیم. شاید آقای ناطق توجه نداشت که  آن موقع ها فقط  منابر و مساجد  در اختیار روحانیون بود و الان صدا وسیما با آن عظمتش در اختیار لا اقل آدمهایی مثل آقای ناطق هست، با اینکه بیشتر مطالبش همان ها بود که پارسال هم گفته بود و از باب اینکه حرف حساب یک کلمه است تکراری بود ولی دقت وحساسیت آقای ناطق در مورد این مسائل که دین و اعتقادات جوانان را هدف قرار داده قابل تقدیر است. پشت پرده و اهداف پنهان آقای ناطق از این سخنرانی ها هم باز بیشتر قابل تقدیر است. کمی طولانی حرف زد. به علی آقای خمینی که کنارم نشسته بود شوخی کردم که گویا تا وقت ظهور حضرت آقای ناطق می خواهد سخنانش را ادامه دهد. البته در پایان با صدای گرمش مراسم احیائی برگزار کرد که مپرس.

۲۹ شهريور ۱۳۸۷
آغوش مهربان خدا برای گناهکاران

 

امام سجاد وقتی با خدا حرف می­زند خیلی عاشقانه حرف می­زند. عشق و عاشقی کردن با خدا چه باشکوه و چه لذت­بخش است؛ ابراز عشق به خدایی با آن همه قدرت و آن همه مهربانی و زیبائی. مناجاتی که اوج دعاهای ماه رمضان است دعایی است که ابوحمزه­ی ثمالی از قول امام چهارم نقل کرده است؛ طولانی است ولی آن­قدر لطیف  و عاشقانه است که اگر کسی معنای آن را بفهمد، گذر زمان را نمی­فهمد. درست مثل صحبت هر عاشق و معشوقی که زمان را نمی­فهمد و لحظه­ی پایان سخت­ترین لحظه­هاست. در این دعا آن قدر امام سجاد راحت با خدا حرف می­زند که در همان لحظه می­توان حس کرد که خدا با لبخند زیبائی آغوشش را باز کرده و "گناهکاران" را به آغوش گرمش دعوت می­کند. در همه جای دعا می­توان دید که خدا لبخند مهربانانه دارد و تو را در آغوشش جا می­دهد. امام سجاد می­گوید: "خدایا من که نگفتم گناه نکردم. خودت و خودم بهتر از همه می­دانیم که من چه­قدر گناهکارم. اما هروقت گناه می­کردم امید داشتم تو آن را می­پوشانی. اگر می­دانستم جز تو کس دیگری از گناهانم مطلع می­شود که گناه نمی­کردم. تو را مهربان­ترین می­دانستم که جلوی تو گناه کردم. اما خودت می­دانی همان زمان هم که گناه می­کردم، وجودت را انکار نمی­کردم و در عین گناه دوستت داشتم. حالا اگر قیامت به خاطر گناهانم مرا به جهنم ببری، حق داری؛ ولی همین که وارد جهنم شوم به همه­ی جهنمی­ها اعلام می­کنم من خدا را دوست داشتم ولی باز هم من را به جهنمش آورده است. خدایا تو که هیچ­وقت به خاطر آن­که گناه می­کردم نعمت­هایت را از من دریغ نکردی. به هر دلیلی کمکم کردی. گناهانم را نادیده گرفتی. بدی­هایم را پوشاندی. آن­قدر مهربانی کردی که به جای آن­که من نگران باشم، گویا تو از من خجالت می­کشی. پس مرا ببخش." این خدای مهربان و پرلطافت و پرلبخند، همان خدائی است که امروز جامعه­ی ما به آن نیاز دارد. امشب اولین شب قدر امسال است. شب­هایی که خدا خودش دعوت کرده که در آغوشش جا بگیریم. با همه­ی گناهانمان اگر در این شب­های قدر که سرنوشت سال ما در آن مشخص می­شود، نگاهی به درگاهش بیندازیم، حتماً لبیک مهربانانه و آغوش بازش را می­بینیم. التماس دعا.

 

۲۸ شهريور ۱۳۸۷
از تعطیلی تلویزیون تا سریال های ماه رمضان

 

سال­ها پیش که معلوم نیست نسل جوان فعلی به یاد بیاورد، در صدا و سیما استدلال می­کردند که ماه رمضان ماه رونق مساجد است و به همین دلیل برای این­که تلویزیون رقیب مخرب مساجد نشود، شب­ها از ساعت ۱۰ برنامه­های تلویزیون تعطیل می­شد و کرکره­ی سیما پائین می­آمد تا مردم به مساجد بروند. طول کشید تا معلوم شود که مسجد و تلویزیون رقیب نیستند و کاربردهای متفاوتی دارند. تلویزیون کشورهای اسلامی از سال­ها قبل عادت دارند که شب­های رمضان را شب شاد تلویزیونی اعلام کنند و سریال­های شیرین و خنده­دار و برنامه­های دوربین مخفی و مواردی این چنینی را پخش کنند تا روزه­دارانی که سختی گرسنگی روز را در افطار به پایان رسانده­اند، استراحت کنند و لذت ببرند. این سنت قشنگی است که روزه گرفتن را تغییر مثبت و شیرینی در زندگی روزانه­ی مردم می­کند. تلویزیون ایران هم بعد از گذار از تعطیلی برنامه­ها در شب­های رمضان، چند سالی است که سریال­های رمضانی  دارد؛ بعضی طنز، بعضی جدی. هر ساله اینکه مردم می­دانند در رمضان یک اتفاق قابل توجه تلویزیونی صورت می­گیرد، بهترین مسئله­ای است که می­تواند ماه رمضان را در سطح ملی از سایر ماه­ها متفاوت کند. از اصل این حرکت صدا و سیما در این سال­ها باید تقدیر کرد. در ماه رمضان امسال سریال بزنگاه سر و صدا ایجاد کرده است. می­گویند توهین است و این چیزها. من بی­آن­که در مورد محتوای آن اظهار نظر کنم معتقدم همین که سریالی با محتوای طنز در ماه رمضان وارد خانه­ی مردم می­شود و بعد از "افطار" مخاطبان را منتظر دیدن خود نگه می­دارد یک ارزش دینی است و محتوای این سریال­ها از نظر ارزشی در درجه­ی بعد قرار می­گیرد. اینکه شورای نظارت صدا و سیما در وسط پخش یک سریال که مخاطبان فراوان خود را پیدا کرده، دستور تعطیلی آن را صادر می­کند، در حقیقت حتی ارزش این­که مردم و به­خصوص جوانان و نوجوانان و حتی کودکان، ماه رمضان را متفاوت ببینند را هم از آنان می­گیرد. نوشته­اند رئیس سازمان صدا و سیما نامه­ی توقف سریال را که شورای نظارت داده بایگانی کرده است. امیدوارم در بایگانی بماند و شورایی­ها هم بفهمند که قطع کردن یک سریال خوب یا بد در وسط زمان پخش، چه بر اعصاب و روان مخاطب می­آورد که بدآموزی آن برای مردم بیشتر از هر چیزی است.

 

۲۷ شهريور ۱۳۸۷
علم و دین

 

حوزه ی علم و دین را دو حوزه ی متفاوت می دانم با کاربردهای مختلف. پیدا کردن فلسفه ی عبادات در مباحث علمی، هم به دین آسیب می رساند و هم به علم. این کار سال هاست در حوزه ی علم و دین رواج یافته است. محمد بن محمود دهدار، از نویسندگان عصر شاه عباس اول (۹۹۶-۱۰۳۸) در رو به قبله ایستادن یا توجیه قبله و حج و حکم آنها چنین نوشته است: سرّ در توجیه به کعبه، به علم رصد مقرر شده که محاذی مرکز ارض است... پس توجه به کعبه به جهت توجه نفس به عالم روحانی مؤثر باشد... و نیز مقرر حکما است که خواص مواضع به حسب استیلای کواکب بدان در ازمنه ی مختلفه می باشد. پس تحویل قبله را که به وحی الهی شده حکمتی روشن باشد. (رساله ی درّ یتیم، ص ۳۹؛ رسائل دهدار، ص ۱۴۶-۱۴۷) وی در حکمت وضو هم می نویسد: وقتی مسلمّات بدن گرفته باشد، بخارات بد به دماغ صعود می کند و با رطوبت آب آن چرک ها را می شوئیم و روح به عالم روحانی راه می یابد.

علاقه مندم در این باره بیشتر بنویسم که چگونه این استدلال ها خدشه پذیر است و چه آسیب ها به دیانت مردم رسانده و می رساند.

 

۲۶ شهريور ۱۳۸۷
رهبران دینی و زندگی

 

این هفته در جهان  به عنوان هفته­ی گفت­وگوی ادیان  و صلح معرفی شده است. مؤسسه­ی گفت­وگوی ادیان به عنوان یک نهاد بین­المللی هر ساله موضوعی را  در این هفته محور بحث قرار می­دهد که در آن رهبران ادیان مختلف صحبت می­کنند. دیروز موسسه میزبان اجلاسی بود با این عنوان که "یاد بگیریم چه­گونه با یکدیگر زندگی کنیم". در زندگی خصوصی واجتماعی و عقیدتی و دینی. ما در تاریخ ایران جنگ و کشتار و رویارویی دینی نداشتته­ایم که بخشی از ایرانیان وارد درگیری و جنگ با اقلیت­های دینی شوند.  ایرانی­ها با پیروان ادیان مختلف به راحتی و به­طور مسالمت آمیز زندگی کرده­اند. گرچه در بعضی موارد و به خصوص بعد از انقلاب، اختلافات و کشمکش­هایی بین بعضی از اقلیت­های رسمی وبه خصوص غیر رسمی با حکومت به وجود آمده است و مهاجرت­های جمعی هم در اقلیت­ها شدت گرفت و در اجرای اعتقادات خود محدودیت­هایی دارند ولی در مجموع رفتار مردم مسلمانان با غیر مسلمانان همیشه مسالمت آمیز بوده است وبه خاطر روح پر تسامح ایرانی، هیچگاه به رویاروئی نیانجامیده است. در عین حال  باید همه تلاش کنیم که متدینان به ادیان مختلف در ایرانی که تاریخ پر صلح و صفا داشته بتوانند آرام و راحت در کنار یکدیگرزندگی کنند. بی آنکه کسی توقع تغییر دین دیگری را داشته باشد و یا برای تغییر دین تبلیغ نماید. این وظیفه­ی دینی و ملی ماست. جلسه­ی دیروز هم با همین موضوع که یاد بگیریم چه­گونه با هم زندگی کنیم، می­خواست این همزیستی را در همه جا و من­جمله ایران تقویت کند.

آقایان آبائی از یهودیان،  کاملان از حوزه­ی علمیه قم، خورشیدی رییس انجمن زرتشتیان و آقای رمزی از جامعه آشوریان ایرانی در این مورد صحبت کردند که در اینجا و اینجا و اینجا گزارش­های خبری را که خبرنگاران خوب تهیه کرده­اند را می توانید بخوانید. موسسه ی گفتگوی ادیان یک موسسه رسمی  غیر دولتی است و سازمان ملل نیز آن را به این عنوان به رسمیت شناخته است.

 

 

 

۲۵ شهريور ۱۳۸۷
یکی از شبهای رمضانی شیراز

 

دیروز بعد از ظهر به اتفاق آقای وصال که شیرازی است و مدیر مسئول روزنامه ایران و آینده‌نو بود، رفتیم شیراز. مجمع اصلاح‌طلبان استان فارس بود که از هر شهرستان ۲ نفر دعوت کرده بودند و با شیرازی‌ها حدود ۴۰۰ نفر می‌شدند. آقای انصاری استاندار سابق، با این که سابق بود ولی هم­چنان محور اصلاح‌طلبان استان و خیلی از سیاسیون استان بود. شور و نشاط سیاسی در استان­ها فوق‌العاده است. بعد از نماز و افطار، سخنرانی داشتم. در ابتدا کمی در مورد ماه رمضان و تولد امام حسن مجتبی حرف زدم و تبریک گفتم. مسأله کاندیداتوری آقای خاتمی درخواست اصلی همه بود؛ به خصوص کسانی که از شهرستان­ها آمده بودند و از اصلاح‌طلبان شهرستانی نمایندگی می‌کردند. اصرار داشتند که خواست آنان را به آقای خاتمی برسانم. می‌گفتند در تهران در میان سیاسیون معروف است که روستاها به دلیل کمک‌های مستقیم مالی، طرفداران دولت هستند. از قول بعضی از روستایی‌ها می‌گفتند که این تفکر در مورد روستایی‌ها که تحت تأثیر این پرداخت‌های مستقیم قرار می‌گیرند، اهانت به آنان است. همین فضای خستگی از دولت فعلی که در خیلی از شهرها هست، در خیلی از روستایی‌ها هم هست. سخن گفتن در این جلسه که همه خواستار آقای خاتمی بودند و هنوز هم آقای خاتمی تصمیمش را اعلام نکرده کار سختی بود. در مورد سه مرحله انتخاباتی آقای خاتمی و مشکلاتش نیز حرف زدم. قبل از انتخابات که چگونه بیاید، در حین انتخابات که چگونه بتواند بر تقلب و تخلف فائق آید و بعد از انتخابات که چگونه بتوانند این کشور را بعد از این چهار سال اداره کند. در هر یک از موارد توضیح مفصلی دادم. مسأله کاندیداتوری آقای کروبی هم خیلی مورد بحث بود و مرتب از ورود به آن فرار می‌کردم. همه از اختلاف افتادن در جبهه اصلاحات خیلی نگران بودند. مصاحبه مطبوعاتی هم کردم و گفتم خاتمی برای گرم کردن تنور انتخابات نخواهد آمد. اگر کاندیدا شود به عنوان برنده انتخابات خواهد بود. صبحی که از شیراز برمی‌گشتم، دیدم روزنامه‌های محلی منتشر شده و همین جمله را تیتر کرده است. روزنامه‌های محلی در شیراز خیلی پرسابقه و زیادند. آخر شب با آقای وصال و انصاری در خیابان زند کلی قدم زدیم تا رسیدیم به فلکه‌ای که کنار آن بیت آیت‌الله حائری امام جمعه شیراز بود. ۲۶ سال پیش هم که در شیراز بودم در همین نقطه دفتر همین آقای حائری بود که امام جمعه شیراز بود و هم­چنان در همان مکان همان امام جمعه‌ی محترم دفتر دارند. سلامی به شاهچراغ کردیم و تا وقت سحری خوردن حرف زدیم. ماه رمضان است و شبهای خوبش.

 

۲۴ شهريور ۱۳۸۷
خیلی کارها زشته

 

مسخره کردن کار زشتیه. این تکیه کلام یکی از دوستان منه. داشتم فکر می­کردم خیلی چیزا مثل دروغ گفتن و تهمت زدن و آبرو بردن و غیبت کردن و مردم را فریب دادن و ستم کردن و بدتر از همه برای توجیه نواقصمان زیر نام خدا و اسلام پناه گرفتن هم زشت است و گناه است و دشمنی با خداست. به خصوص اگر این کارها از سوی کسانی باشد که صدای گناهانشان به گوش مردم می­رسد. در دعای کمیل امام علی علیه السلام می­گوید هر گناهی نتیجه­ی طبیعی در زندگی انسان دارد. در دعای عاشقانه و زیبای ابو حمزه هم چندین دلیل ذکر می­کند که انسان را از دعا خواندن محروم می­کند. درب­های رحمت خدا در این ماه رمضان به روی همه باز است. کاش خدا توفیق دهد خودمان را اصلاح کنیم.

 

۲۳ شهريور ۱۳۸۷
سید و شیخ و آقای قوچانی

 

دوست خوب من آقای محمد قوچانی که انصافاً روزنامه نگاریست کم­نظیر در مجله­ی شهروندش، هفته گذشته مقاله­ای نوشته بود با عنوان "شیخ و سید". روزنامه اعتماد ملی هم آن را چاپ کرده بود. ترجمه­ی فارسی آن مقاله این بود که چون شیخ که همان آقای کروبی است در سال ۷۶ برای کاندیداتوری آقای خاتمی تلاش کرده است، سید که همان آقای خاتمی باشد، باید این بار تلاش کند که آقای کروبی رئیس جمهور شود. بعد هم لیستی را گذاشته بود که در صورت آمدن سید یا شیخ هیچ کدامشان پستی نخواهند گرفت؛ و لیستی را هم ارائه کرده بود که در صورت موفقیت هر یک از این دو، پست دولتی خواهند گرفت. مقاله را که خواندم در مورد این نحوه تحلیل آقای قوچانی خیلی جا خوردم که چه طوری از این پنجره به ریاست جمهوری نگاه کرده است. به شوخی برایش sms زدم که حالا که پست تقسیم می­کنید چرا پس من را در هیچ­کدام از این لیست­ها قرار ندادی؟ از شوخی گذشته این که انتخابات ریاست جمهوری به خصوص در این دوره پراهمیت را با معیار این بده بستان­های شخصی تحلیل شود و به نقش مردم، مسائل بین­المللی و یا حتی برنامه­های سید و شیخ و یا راه­های مقابله با جریان اصلی اقتدارگرا که همه منافذ و منابع قدرت سیاسی و تبلیغی را در اختیار دارند اشاره نکردن تعجب برانگیز بود ؛ و مهم­تر از همه اینکه قوچانی  از سلامت انتخابات و راه­های تضمین آن هم حرفی نزده و فقط از سید خواسته جبران زحمات آقای کروبی را بنماید. این استدلال بیش از آن که کمک به آقای کروبی باشد، توهین به شیخ بزرگوار اصلاحات است. چون آقای قوچانی می­توانست نکات مثبتی که کروبی در ریاست جمهوری دارد – بی آن که با خاتمی مقایسه شود – را لیست کند و دلایل خود را شرح دهد که هم به نفع شیخ بوده و هم سید را در برابر شیخ معرفی نمی­کرد. مقوله شخصیت سید و شیخ دو مقوله­ی کاملاً متفاوت است که مخالفان اصلاحات علاقه­مندند آن دو را روبه­روی یکدیگر معرفی کنند . کسانی در روزنامه ی اعتماد ملی و یا نزذیکان ایشان هم به گمان اینکه رویاروئی خاتمی ُ کروبی به نفع آقای کروبی است آتش بیار این معرکه می شوند. در حالی که نظر شیخ بر این نیست. البته آقای قوچانی  هم علاقه­مند نیست که جزء آنان باشد. قوچانی نحلیلگر بوده و تحلیلش را نوشته؛ من هم به خاطر دوستی نقدم را نوشتم. مخلص آقای کروبی و محمد آقای قوچانی هم هستم.

 

۲۲ شهريور ۱۳۸۷
چچن و چالش فلسطین

 

چچن یک ایالت مسلمان نشین روسیه است. آن­ها به دلیل استقلال خواهی اسلامی بارها مورد سرکوب­های وحشتناک دولت مرکزی روسیه قرار گرفته­اند. از نظر ارزشی بر مبنای دفاع از مسلمانان تحت ستم، ماجرایی مثل مردم فلسطین دارند. غیر سیاسی هایی که واقعا فقط به دلایل دینی نسبت به مردم دنیا قضاوت می کردندُ همواره نگران مسلمانان چچن - ثل مسلمانان فلسطین- بودند. یادم هست در دوران آقای خاتمی در دو بار از سوی یکی از مراجع بزرگ قم احضار شدم تا تذکرات ایشان در مورد مردم مسلمان چچن و لزوم حمایت از آن­ها را به دولت منتقل کنم؛ اما همیشه در طول سالهای پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به دلیل این که روسیه کشور بزرگی است و البته و به حق حفظ روابط خوب با آن کشور ضرورت انکارناپذیری برای ایران به عنوان همسایه شمالی بود، هیچ وقت نه در تبلیغات و نه در عمل از آنان حمایت نشد. این سیاست البته سیاست درستی است؛ ولی همیشه چچن از نظر ارزشی مسأله­ی حمایت­های فراوان از مردم فلسطین به خاطر دفاع از ارزش­های اسلامی را مورد چالش قرار داده است.

 

8 4        ۱   ۲    ۳       3  7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.