۲۱ شهريور ۱۳۸۶
حزب احمدی نژاد و آقای کروبی

 

آقای احمدی­نژاد که بر علیه احزاب سخنرانی کرده و گفته من به حزب احتیاج ندارم و به احزاب هم باج نمی­دهم و این­ها، سیاست­مداران دلسوز و عاقل هر دو جناح را برآشفته است. دیروز پیش آقای کروبی بودم. بر و بچه­های اعتماد ملی هم بودند. تیتر سخنان آقای کروبی را نشان می­دادند که حسابی برای اولین بار به میدان آقای احمدی­نژاد آمده بود. این­جا می توانید آن را بخوانید. از همه جالب­تر این جمله بود که گفته بود شما به حزب احتیاج ندارید اما ما چه کنیم که معتقد به تفکر امامی هستیم که فرمود میزان، رأی مردم است. یکی از بچه­های روزنامه شرح مفصلی داد که چه قسمت­هایی از صحبت­های آقای کروبی را حذف کرده­اند. گفتم حذف شده­اش این باشد، اصلش چه بوده؟ ظاهراً اسامی یک سری از ارگان­های رسمی و نظامی را که در رأی آوردن آقای احمدی­نژاد مؤثر می­دانسته را ذکر کرده است. خود آقای کروبی به این موارد که می­رسد می­گوید زدم به در لری. من هم شوخی و جدی گفتم جبران مصاحبه با خبرگزاری فارس هفته­ی گذشته شما شد. آقای احمدی­نژاد که خودش به حزب احتیاج ندارد ولی چرا سایر احزاب را مورد حمله قرار می­دهد. اول انقلاب را یادآوری می­کرد که اولین حزب کشور توسط آقایان خامنه­ای، هاشمی رفسنجانی، باهنر، موسوی اردبیلی و بهشتی به وجود آمد و آن­ها روی آن خیلی تکیه می­کردند و الان هم از آن به عنوان یک کار پراهمیت یاد می­کنند. در یک کلمه حزب عامل شفافیت دیدگاه­هاست که امکان انتخاب آزاد را فراهم می­کند. آن­ها که در فضای غیرشفاف زمینه­ی انتخاب شدنشان هست هم طبعاً با حزب و تحزب مخالفت دارند. البته مشکلات احزاب ما فراوان است اما به همین دلیل دولت باید آنان را کمک کند تا شکل بگیرند، نه آن­که رئیس دولت به آن حمله نماید.

حالا ما که خیلی وارد این حرف­ها نیستیم! از این که دیروز ویژه­نامه­ی خوبی از همایش دین و مدرنیته در روزنامه­ی اعتماد ملی در ۴۸ صفحه چاپ شده بود، خوشحال بودیم و ازشان تشکر کردیم.

 

۲۰ شهريور ۱۳۸۶
اعدام های علنی

 

مدتی است که خبرهای اعدام­های علنی افرادی با عناوین اشرار، تجاوزکاران و یا سایر عناوین مجرمانه در رسانه­ها مطرح می­شود. افراد مختلف و در سنین گوناگون امکان آن را پیدا می­کنند که صحنه­ی کشته شدن فردی را به صورت زنده ببینند. آن افراد هر چند جنایت­کار باشند و باید مجازات شوند، اما دیدن صحنه­ی کشته شدن یک فرد برای افراد عادی جامعه بسیار زیان­بار است و به­جای آن­که باعث عبرت شود، باعث آسیب دیدن شدید روان جامعه می­شود و در بسیاری از موارد قبح جرم­ها را هم تقلیل می­دهد. تازه مگر مردم عادی که در یک محله حضور دارند، مجرم و جنایت­کارند که باید با این فشار روانی عبرت بگیرند؟! کاش روان­شناسان اثرات مخرب دیدن صحنه­ی اعدام را برای تصمیم­گیران تشریح می­کردند. اگر کسانی هستند که از دیدن زنده­ی مراسم اعدام افراد – هر چند مجرم و جنایت­کار – رنج نمی­برند، نباید تصور کنند مردم عادی کشور نیز چنین هستند. خدا کند که دست­اندرکاران باور کنند که روح ایرانی لطیف­تر از آن است که مجبور باشند از دیدن اعدام عبرت بگیرند.

 

۱۹ شهريور ۱۳۸۶
طنز چارخونه

 

طنز چارخونه مدتی است شبهای مردم ایران را شاد نگه داشته است. این سریال­های تلویزیونی دنباله­دار داخلی که نمایی از طنز در آن وجود دارد و در این چند ساله چند بار تجربه شده است، رابطه مستمری را بین مردم و تلویزیون برقرار می­کند که متأسفانه خیلی وقت­ها با استدلال­های بی­پایه هجومی آورده می­شود و این سریال­ها قطع می­شود. طنز چارخونه که دوست خوبم آقای سروش صحت آن را مدیریت می­کند، در میان سریال­های طنز از چایگاه ویژه­ای برخوردار است. موضوعاتش که البته گاهی معمولی و تکراری است، ولی بیشتر از گذشته­ها به حوادث غیرسیاسی روز می­پردازد. چهره­های شناخته شده­ی طنز کار خوبی ارائه می­دهند ولی از آقای صحت که در فضاهای جدید اجتماعی حضور دارد و آدم­های زیادی را می­شناسد، انتظار می­رفت که بتواند از نیروهای بازیگر جدیدتری هم استفاده کند. من در عرصه­ی فیلم خود را از کارشناسان فنی نمی­دانم و به همین دلیل اعتقاد ندارم که تلویزیون باید برنامه­هایی بسازد و پخش کند که فقط اهالی هنرشناس فنی این حوزه آن را بپسندند. میزان استقبال مخاطب عام از برنامه­ها خود یکی از معیارهای قضاوت در مورد خوبی و بدی برنامه­ها باشد. طنز چارخونه اگر چه کاملاً معلوم است که ده­ها ملاحظه سیاسی و اجتماعی و قومی و فنی آن را احاطه کرده است اما از سریال­هایی است که به خوبی مخاطب را جلب کرده است. به دست­اندرکارانش و به بازیگران دوست­داشتنی­اش و به کارگردان خوبش این موفقیت را که حداقل در این شرایط سخت داخلی و خارجی و در میان این دلهره­ی وحشتناک، لبخندی را بر لب مردم جاری می­کنند، تبریک میگویم؛ فقط کاش دل افغانی­های دوست­داشتنی که زحمت­کش­ترین و بی­ادعاترین و رنج­کشیده­ترین قوم روی زمین هستند را آزرده نمی­کردند.

 

۱۸ شهريور ۱۳۸۶
عزرائیل و خانه ی علما و فوت آقای مروی

 

ظاهراً عزرائیل مدتی است اطراف خانه علمای اعلام خیمه زده است. امروز هم آقای هادی مروی از دنیا رفت. ایشان از سخنرانان نام­آور قبل از انقلاب بود. در اولین روزی که امام از تهران به قم رفت، در حضور امام آقای مروی سخنرانی کرد؛ خوش بیان و کم­آزار. داماد آقای خزعلی معروف بود. بارها با شوخ­طبعی خاصی که داشت قصه­های بامزه­ای از آقای خزعلی تعریف می­کرد. بعد از انقلاب به دستگاه قضایی رفت و بیشتر اوقات رئیس دادگاه انتظامی قضات بود یعنی اگر قاضی­ای دچار تخلف می­شد او آن را محاکمه می­کرد. مدتی هم معاون اول قوه قضاییه بود. این خوبی را داشت که اگر مشکلی را حل نمی­کرد ولی حداقل می­فهمید که مشکلات قوه قضاییه چیست. یک­بار در اوج اختلافات دولت هفتم و مجلس ششم با قوه قضاییه، تصمیم گرفتیم که با قوه قضاییه از در گفت­وگو در آییم. من و آقای صدوقی که معاون پارلمانی رئیس جمهور بود و آقای رضا خاتمی به عنوان نائب رئیس مجلس رفتیم دفتر آقای مروی که معاون اول قوه قضاییه بود تا گفت­وگو کنیم. ما سه نفر لیست بلند بالایی از مشکلات دستگاه قضایی با دولت و مجلس را گفتیم به این امید که حل شود. ایشان به عنوان پاسخ، دو برابر حرف­های ما از مشکلات دستگاه قضایی گفت. شوخی کردیم که تا هنوز بیش از این بدهکار نشدیم برویم. آقای مروی جزء کبوترهای دستگاه قضایی بود و برعکس جمعی که از خشونت و زدن و بستن لذت شخصی می­برند، همواره طرف­دار آرام کردن حوادث و پرهیز دادن آن دستگاه از خشونت بود؛ این را همه می­دانستند. کاش به جای روح آرام گرفته مروی خشونت­طلبان جای او را پر نکنند. تا آخر امام جماعت مسجد قبا ماند و در هیچ شرایطی از کار رسمی آخوندی­اش، منبر و محراب دست نکشید. برادرش، احمد آقای مروی از بهترین دوستانی است که من شناخته­ام. به ایشان و خانواده­ی مرحوم تسلیت می­گویم. خدا رحمتش کند و خدا مسیر عزرائیل را از در خانه علما دور گرداند.

 

۱۷ شهريور ۱۳۸۶
خاطرات هاشمی رفسنجانی و انتقام از امام

 

بازی اخیری که در مورد جلوگیری از انتشار کتاب خاطرات آقای هاشمی رفسنجانی راه افتاده، می­تواند به آینده­ی تاریخ نویسی انقلاب آسیب جدی برساند. علیرغم همه­ی اختلاف نظراتی که با ایشان هست ولی هر کس که با تاریخ امام و انقلاب آشنا باشد می­داند که در قبل و به­خصوص بعد از انقلاب رابط فکری و سیاسی همه­ی انقلابیون و رهبران نظام با امام، هاشمی رفسنجانی بوده است. مستندترین نقل قولهای بعد از انقلاب، پس از اظهارنظرهای مرحوم حاج احمد آقا حرف­های هاشمی رفسنجانی است که بنا به همین خاطرات بیشترین وقت را در میان مسئولان درجه یک با امام میگذرانده است. از همه مهم­تر این­که سر و صدای موجود به دلیل خاطره­ای است که ایشان نظر امام را در مخالفت با مرگ بر آمریکا گفته است. مخالفت امام با شعار مرگ بر آمریکا و شوروی را ایشان در شماره­ی قبل این مجموعه کتاب خاطرات که با نام آرامش و چالش منتشر کرده­اند هم آورده­اند؛ دو سه بار رفت و آمد با امام در این­باره و پذیرش آن از سوی امام؛ در جلسه سران هم مطرح بوده­است. این­که اکنون با انتشار خاطره فرد عملاً همواره دوم جمهوری اسلامی این حساسیت نشان داده می­شود به دلیل مخالفت­های رایج دولتی با هاشمی رفسنجانی است. نگرانی اصلی در این است که اگر نظرات افرادی مثل خامنه­ای، هاشمی، مهندس موسوی، و یا حاج احمد آقای خمینی که واسطه­های مستقیم و مطمئن بین امام و مردم بوده­اند، از حجیت بیفتد، لابد خاطرات و دیدگاه­های امام یا باید محو شود و یا حتماً تحریف کردد. این ایجاد تردید در خاطرات هاشمی بیشتر به قصد انتقام از سخنان صریح امام است که نشر آن هویت خیلی­ها را می­تواند مورد تردید قرار دهد. انتقاد از شیوه­های حکومتی و یا فامیلی هاشمی نمی­تواند این واسطه­گی بین امام و مردم را از هاشمی بگیرد.

 

۱۶ شهريور ۱۳۸۶
علامه یحیی نوری و هفده شهریور

 

در سال ۱۳۵۷ که روحانیون طرف­دار امام سازماندهی ویژه­ای برای هدایت مبارزات درست کرده­بودند، روزهای مشخصی را برای راهپیمائی اعلام می­کردند؛ آنها بعداً اعلام کردند که با راهپیمائی ۱۷ شهریور موافقت نداشتند. در این میان آیت الله علامه نوری یکی از روحانیون سرشناس تهران بود که در میدان ژاله آن روزها مسجد و کتاب­خانه داشت. اخیراً کتابی از ایشان خواندم با نام ریشه­های انقلاب اسلامی ایران و شرحی از ۱۷ شهریور. ایشان عامل و شاهد اصلی ۱۷ شهریور بوده­اند. در این کتاب که مثل خیلی از خاطرات دیگر به طرز اغراق­آمیزی از نقش خود در انقلاب صحبت رفته، در مورد ۱۷ شهریور نوشته: اینجانب ساعت ۶ و ۱۰ دقیقه صبح ۱۷ شهریور ماه توسط آیت الله امامی کاشانی از حکومت نظامی مطلع شدم. صبح­های زود جمعه ایشان در مسجدشان جلسه داشته­اند. بنا به روایت ایشان مردم که خبر حکومت نظامی را نشنیده بودند به طرف حسینیه ایشان آمده بودند که توسط مأموران در میدان ژاله متوقف شده بودند. افرادی تک تک به حسینیه آمده بودند. آقای نوری تذکر داده که مردم تک تک از حسینیه خارج شوند. ساعت ۸ و نیم صبح ایشان به طرف میدان ژاله رفته­اند و کلی با ارتشی­ها صحبت کرده­اند که این برنامه درس تفسیر همیشه­ی ماست. سربازها ایشان را به دفترشان مراجعت داده­اند. مردم بعد از رفتن ایشان به کتاب­خانه و حسینیه­شان، در میدان ژاله جمع شده­اند و ساعت ۹ و نیم صبح نظامیان، در میدان ژاله، سه راه ژاله و نزدیک بهارستان و خیابان شهباز مردم را به شهادت رسانده­اند. ایشان بعداً برای مدتی دستگیر شده­اند.

از آن سال­ها دیگر نامی از آیت الله یحیی نوری نیست. ایشان البته در قید حیاتند و در همان مسجد اقامه­ی نماز می­کنند. در آن ایام نام ایشان همراه با تعریف و یا انتقاد با ماجرای ۱۷ شهریور گره خورده بود. البته تحلیل مفصلی دارند که به دلیل سال­ها مخالفت با رژیم صهیونیستی و رژیم شاه، آن مرکز مسجد هدف بوده است که آن روز توانسته­اند انتقام بگیرند. به نظر می­رسد تحلیل­های این چنینی همراه با توهم است. با توجه به این­که هر کسی در بخشی از تاریخ نقش داشته، کتاب خاطرات ایشان را خوانده بودم و امسال روایت ۱۷ شهریور را با یادآوری از نوشته­های آیت الله علامه یحیی نوری ذکر کردم. ایشان قبل از انقلاب اشتهار ویژه­ای به امر مسلمان کردن غیر مسلمانان داشتند. در هر حال یادآوری از افرادی که روزی نام­آور بوده­اند یک امر اخلاقی است. خداوند شهیدان ۱۷ شهریور و خانواده­هایشان را غریق رحمت کند.

 

۱۵ شهريور ۱۳۸۶
گزارش امروز سمینار روشنفکری دینی

 

امروز دومین سیمنار دین و مدرنیته در حسینیه­ی ارشاد با موضوع فرعی آسیب­شناسی روشنفکری دینی را برگزار کردیم. سر ساعت ۹:۳۰ با این­که هنوز سالن حسینیه پر نشده­بود شروع کردیم. من دلایل برگزاری این جلسه را توضیح دادم. هنوز ساعت به ۱۰ نرسیده بود که سالن پر شده بود. پانل اول با صحبت­های آقای کدیور و علیجانی و یوسفی اشکوری و ادیب بود، تا ۱۲:۳۰ و نهار. مطالب­شان را منتشر می­کنیم. برایم جالب بود که استاد مجتهد شبستری و ملکیان از همان اول صبح تا شب بودند. یک ساعتی برای نماز و نهار که ساندویچ بود تعطیل کردیم. پانل بعدی ابتدا با قرائت مقاله­ی آقای دکتر سروش شروع شد. قرار بود به ایران بیایند و سخنرانی کنند که به ایران نیامدند و پسر ایشان مقاله­ی دکتر سروش را خواند. سپس پانل با حضور ۲ جامعه شناس: جلائی پور و سارا شریعتی و آقای خسرو پناه که نماینده سنت­گراها بود و خیلی متفاوت حرف زد ادامه یافت. و آخرین پانل ما با ابتکار ویدیو کنفرانس بود که آقای دکتر نصر مستقیماً حرف زد. از ایشان باید به طور اختصاصی تشکر کرد. و بعد آقای ملکیان صحبت مفصلی نمود و آخرینش دکتر سعید حجاریان بود که چون نمی­توانست حرف بزند نشست و مقاله­اش را خواندند. وضعیت جسمی­اش همه را باز هم ناراحت کرد. جلسه با اذان تمام شد. یعنی ۹ ساعت تمام. این­که هزار نفر آرام و حقیقت خواه ۹ ساعت بی­آنکه تبلیغاتی داشته باشیم و فقط چند تا روزنامه لوگوی ما را چاپ کردند و با اس­ام­اس و ایمیل دعوت شده بودند نشانه­ی این است که این بحث­ها خیلی مورد نیاز انسان­های فرهیخته است. کاش رسانه­ی ملی این را می­فهمید. از همه­ی دوستان فراوانی که بی­ادعا و به­خاطر دلشان زحمت کشیدند و این سمینار را برگزار کردند، به خصوص آقای محمدرضا جلائی پور، دبیر بانشاط این سمینار و دوستانش و همکاران مؤسسه­ی گفت­وگوی ادیان و حسینیه­ی ارشاد و اسپانسرهایمان تشکر می­کنم. خیلی­ها اصرار داشتند بیشتر از این سمینارها تشکیل شود. عده­ی زیادی هم مقاله دادند که در ویژه نامه ۲۰ صفحه­ای در روز سه شنبه در روزنامه اعتماد ملی چاپ خواهد شد.

 

۱۴ شهريور ۱۳۸۶
شرایط بحرانی سمینار غیر بحرانی ما

 

در بحبوحه شلوغی بازار سیاست که از یک­سو هاشمی رفسنجانی خوشبختانه ریاست خبرگان را به دست آورد و در همان جلسه قول داده که خبرگان فعالتری  داشته باشیم و آقای جنتی با وزن کشی سیاسی و دوپینگ حمایت آقای یزدی رأی نیاورد و تغییر فرمانده سپاه و تهدید آمریکا به حمله هوایی و سخنان بامزه­ی آقای احمدی­نژاد و سوخت سفر و این همه چیز که توجه جامعه به آن­سو است، داریم سمینار دین و مدرنیته برگزار می کنیم. آسیب­های روشنفکری دینی را هم می­خواهیم بررسی کنیم. خب تقصیر ما نیست. از وقتی یادمون هست گفته­اند "در این شرایط حساس و بحرانی"! آن شرایط که تمام نمی­شود. ما همین جوری تاریخ فردا را برای این سمینار انتخاب کرده بودیم. حالا شما فردا، پنج­شنبه که جلسه سمینار ما از ساعت ۹:۳۰ صبح تا ۷ بعدازظهر در حسینیه ارشاد هست بیایید شرکت کنید تا بعداً درباره­ی شرایط بحرانی صحبت کنیم. پس منتظرتونیم. شعار ما هم این است: "رسانه­ی ما شما هستید". پس به دیگران هم بگویید.

 

۱۳ شهريور ۱۳۸۶
توضیحاتی در مورد کنفرانس دین و مدرنیته ۲

 

یک سال پس از برگزاری سمينار «دين و مدرنيته»، «مؤسسه گفتگوی اديان» میزبان سمینار «دین و مدرنیته۲» خواهد بود که با عنوان فرعیِ «آسیب‌شناسیِ "روشنفکری دینی"» در تاريخ پنجشنبه ۱۵ شهریورماه ۱۳۸۶ از ساعت ۹:۳۰ الی ۱۹ در حسینیه ارشاد برگزار خواهد شد. هدف از برگزاری اين سمينار آسیب‌شناسی فکری و اجتماعیِ سنت، مدرسه، نیرو، جریانِ "روشنفکری دینی" است؛ سنتی جریان‌ساز در ایران معاصر که کوشیده‌است اسلام و مدرنیته را به صلح کنار هم بنشاند (در این‌جا مراد از "روشنفکری دینی" کارنامه روشنفکران دیندار و دین‌اندیشِ معاصر ایرانی – با تأکید بر چهره‌های شاخص کنونی آن – و سنت/جریان فکری و اجتماعی‌ ملهم از اندیشه‌های این اندیشمندان است). در این سمینار یک‌روزه جمعی از تأثیرگذارترین "روشنفکران دینی" ايرانی و منتقدان این جریان عصاره­ی تأملات خود را در اين زمينه با علاقه­مندان در ميان خواهند گذاشت.

برنامه دقیق سمینار از این قرار است:

 

برنامه كنفرانس دين و مدرنيته ۲: آسيب‌شناسی "روشنفكری دينی"

حسينيه ارشاد – پنجشنبه ۱۵/۶/۸۶ - ساعت ۹ الی ۱۸:۳۰

سخنران

ساعت

پانل اول

پذيرش

۹:۳۰- ۹

قرائت آياتی از كلام‌الله مجيد

۹:۴۰ - ۹:۳۰

گزارش رئيس مؤسسه گفتگوی اديان

۹:۵۰ - ۹:۴۰

دكتر سعيد حجاريان

۱۰:۱۵ - ۹:۵۰

دكتر احمد صدری

۱۰:۴۰ - ۱۰:۱۵

حجت‌الاسلام و المسلمین عبدالحسين خسروپناه

۱۱:۰۵ - ۱۰:۴۰

حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر محسن کدیور

۱۱:۳۰ - ۱۱:۰۵

پرسش و پاسخ

۱۲ - ۱۱:۳۰

استراحت

۱۳:۳۰ - ۱۲

پانل دوم

دكتر عبدالكريم سروش (قرائت مقاله)

۱۴ - ۱۳:۳۰

دکتر حمیدرضا جلائی‌پور

۱۴:۳۰ - ۱۴

حجت‌الاسلام و المسلمین حسن یوسفی اشکوری

۱۵ - ۱۴:۳۰

دکتر سارا شریعتی

۱۵:۳۰ - ۱۵

پرسش و پاسخ

۱۶ - ۱۵:۳۰

تنفس

۱۶:۳۰ - ۱۶

پانل سوم

دكتر سيد حسين نصر (ويدئو كنفرانس مستقيم)

۱۷ - ۱۶:۳۰

حجت‌الاسلام و المسلمین مسعود اديب

۱۷:۳۰ - ۱۷

مصطفی ملكيان

۱۸ - ۱۷:۳۰

پرسش و پاسخ

۱۸:۳۰ - ۱۸

 

 

در ویژه‌نامه ۴۸ صفحه­ای سمینار که توسط روزنامه اعتماد ملی در روز سه­شنبه هفته آینده منتشر خواهند شد نیز آثاری از دکتر هاشم آغاجری، دکتر علیرضا بهشتی، دكتر سعيد بينای مطلق، حجت الاسلام و المسلمین دکتر سعید بهمن‌پور، دکتر حبیب‌ا... پیمان، پرفسور براین ترنر، سعید حنایی کاشانی، دکتر هادی خانیکی، دكتر بهاءالدین خرمشاهی، دکتر سروش دباغ، دکتر محمد راسخ، دکتر علیرضا رجایی، دکتر حسین سراج‌زاده، دکتر علیرضا شجاعی‌زند، دکتر احسان شریعتی، دکتر بيژن عبدالكريمی، مهندس عباس عبدی، دکتر علیرضا علوی‌تبار، رضا عليجانی، دکتر مقصود فراستخواه، مراد فرهادپور، دکتر ابوالقاسم فنایی، دکتر محمدجواد کاشی، دکتر فاطمه کشاورز، دکتر فرشاد مؤمنی، دکتر مرتضی مردیها، یاسر میردامادی، دکتر محمدرضا نیکفر، منصور هاشمی، دکتر ابراهیم یزدی و من در این باب منتشر می‌شود. از همه ی دوستانی که در برگزاری این سمینار کمک کرده اند و به خصوص از دبیر محترم آن آقای محمدرضا جلائی پور تشکر میکنم.  

شما هم حتماً شرکت کنید و به دیگران هم خبر دهید. رسانه­ی ما شما هستید.

 

۱۲ شهريور ۱۳۸۶
تأییدیه، تکذیبیه، مجمع روحانیون و غیره

 

دیشب جلسه مجمع روحانیون بودم. در حاشیه­ی جلسه نامه­ای دیدم از آیت الله جواد فاضل، فرزند مرحوم آیت الله العظمی فاضل که خطاب به آقای خاتمی نوشته بود و در آن نظر مثبت مرحوم آیت الله فاضل را به آقای خاتمی بازگو کرده بود: اینجانب عنایت خاص معنوی شما در دوران ریاست جمهوری نسبت به تکریم از روحانیت و مرجعیت را فراموش نمی­نمایم و والد فقید همیشه نسبت به این جهت و همین­طور حرکت­های درخشانی را که در تبیین دین در مجامع عمومی و بین­المللی از خود به یادگار گذاشته­اید به نیکی و عظمت یاد می­نمودند. در شرایط فعلی این حرف قابل توجهی است.در جلسه­ی مجمع کمی هم در مسائل انتخابات و تعیین فردی که پی­گیر مسأله انتخابات باشد و مسائل لبنان و مراسم نیمه شعبان و ادامه این فعالیت­ها از سوی مجمع روحانیون صحبت شد. محورهای بیانیه­ی مهمی که مجمع قصد دارد در آستانه ماه رمضان صادر کند نیز در جلسه مورد بحث قرار گرفت. از یکی از مسئولان مرکز نشرآثار امام خمینی هم شنیدم که از اظهار نظر غیر مسئولانه ای که یکی از اعضای عادی آن مرکز در مورد کتاب خاطرات آقای هاشمی رفسنجانی کرده بود ناراحت بودند. آخر شب که به منزل آمدم دیدم سایت خبری آفتاب نوشته که در مجلس سخنرانی آقای خاتمی در نیمه­ی شعبان یکی به ایشان حمله فیزیکی کرده­است. عجیب بود. از هیچ کس نشنیده بودم. صبح امروز دوباره آقای خاتمی را دیدم. ایشان هم خبر را خوانده، و بیشتر از من تعجب کرده بود. سخنرانی آرام آن شب که بدون هیچ اتفاقی پایان یافته بود؛ نمی دانم چرا علاقه­مندند که ناآرام جلوه دهند. همچنانکه می­دانم آقای خاتمی تا به حال در مورد سرلیست کاندیداهای اصلاح­طلب در تهران اظهارنظر نکرده و خیلی از سایت­ها برای ایشان نظر درست کرده­اند. کارت­های دعوت به سمینار دین و مدرنیته که در روز پنج­شنبه برگزار می­شود را هم به اعضای مجمع دادم. فکر کنم خیلی­هایشان نیایند و اگر هم بیایند کوتاه خواهند آمد. ولی از شما دعوت می­کنم که حتماً از ساعت ۹ تا ۱۹ در این جلسه در حسینیه ارشاد شرکت کنید.

 

8   4       ۱    ۲   ۳    ۴       3  7
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.