۳۱ شهريور ۱۳۸۶
خودمانی تر این که جنگ شد

 

امروز آغاز هفته­ی دفاع مقدس است؛ خودمانی­ترش این که دشمنی مسلح و قدرتمند، سال­ها قبل در مثل چنین روزی، به کشور ما حمله کرد. قصد داشت مثل هر جنگ بزرگی که تا آن روز ایران با آن روبه­رو شده بود، بخشی از سرزمینمان را بگیرد. این بار دشمن از دفعات پیش هم امیدوارتر بود. شرایط برایش آماده بود؛ تازه انقلاب شده بود؛ خیلی از فرماندهان نظامی و سابقه­دار ارتش یا اعدام شده و یا فراری بودند؛ سپاه تازه شکل گرفته بود؛ مدیریت کشور تثبیت نشده بود؛ رئیس جمهور آن روز و قوای دیگر هم در اوج اختلاف بودند و گروه تروریستی مجاهدین خلق قدرت تخریب و انفجار و ترور بی­سابقه­ای در سطح اپوزسیون­های دنیا داشت. اما این بار مردم تصمیم گرفتند که ایران با همان مرزهای گذشته­اش بماند. ۸ سال مقاومت کردند. شاید می­شد این زمان را کم­تر کرد ولی آن ها که مقاومت کردند تصمیم­گیر این نوع مسائل نبودند و به همین دلیل تک تک آن هایی که در این جنگ از این آب و خاک دفاع کردند، مورد احترام ملت ایران در طول تاریخ خواهند ماند. یاد شهدا، جانبازان، اسرا و ایثارگران جنگ تحمیلی گرامی باد!

 

۳۰ شهريور ۱۳۸۶
افطاری گل آقا و انقلاب مخملین

 

اول محکم بزنم به تخته چون امسال از اول ماه رمضون تا حالا افطاری دعوت بودم. در حاشیه­ی افطاری­ها هم که معمولاً به جای زولبیا از سیاست حرف می­زنند، هر افطاری می­تواند سوژه روزنوشتی شود. اما تا حالا ننوشتم، چون آن­وقت باید اسم روزنوشت را به افطاریات تبدیل می­کردم. البته بدم نبود ها! ان­شاءالله سال آینده. اما دیشب چون مهمان افطاری مرحوم صابری "گل اقا" بودم، نمی­شد چیزی ننوشت. خودش که زنده بود این افطاری را از خود هفته­نامه مهم­تر می­دانست. از همه دوستانش در جناح­های مختلف دعوت می­کرد و می­آمدند. مرکز تلاقی خطوط مختلف سیاسی بود. دیشب بنا به رسم بی­وفایی دنیا خلوت­تر بود. داماد صابری در سخنان کوتاهی با سادگی و بی­آلایشی خاصی گفت: به خدا از اون طرفی­ها (محافظه­کاران) هم مثل سالهای قبل دعوت کرده بودیم، ولی نیامدند. از زمان صابری رسم طنزآمیزی متداول بود که بالای قسمت­های مختلفی که مهمانان می­نشستند تابلوهای کوچکی می­زدند که جناح­های مختلف را ترسیم کرده بود. معمولاً آدم بعد از این­که می­نشست  تازه می­فهمید کجا قرار گرفته است. دیشب زیر تابلو جناح طرف­داران انقلاب­های مخملین پسر آقایان دکتر عارف و موسوی لاری نشسته بودند. گفتم ماها که یک انقلاب کرده­ایم و دیگر قصد هیچ­گونه انقلابی را نداریم ولی این نسل بعدی­های فرزندان مسئولان فعلی که از جیک و پیک همه چیز خبر دارند را از زیر این تابلو بردارید. یک مرتبه دیدید این­ها هم مثل پدراشون هوس انقلاب بکنند ها! من هم وقتی وارد شدم به دعوت آقای خوشرو معاون قبلی وزارت خارجه رفتم آن بالاها یک جایی نشستم. دیدم بالای سرم نوشته بود جناح طنزنویسان زوار در رفته. من با صابری خیلی صمیمی بودم. با هم خیلی سفر رفته بودیم. اساساً پایه­گذار طنز سیاسی بعد از انقلاب او بود. گرچه سنگین می­نوشت و ادیبانه، اما کار کارستانش این بود که در دهه­ی ۶۰ ابتدا در روزنامه اطلاعات و بعد هم در مجله گل­آقا طنز سیاسی را بعد از انقلاب شروع کرد. مشاورت شهید رجائی و آشنایی­اش با آقای خامنه­ای، پوشش امنیتی خوبی به او داده بود تا حرفهایش با سوءظن مورد توجه قرار نگیرد. صابری بر گردن طنزپردازان سیاسی بعدی خیلی حق داشت. به­سختی راه را باز کرده بود. آقای میرمهدی معاون سابق وارت خارجه دیشب چند تا نامه صابری را به خودش خواند که فضا را کاملاً تغییر داد. آقای خاتمی هم خوب بود چند جمله­ای می­گفت که جور نشد. به قول آقای داودی داماد صابری بار اصلی مراسم دیشب به عهده­ی جواد نبوی بود. برادر ابراهیم نبوی طنزنویس نام­دار. مثل سیب دو نیم بودند. البته با قدی کشیده­تر و اخلاقی بهتر. با جمع دوستانی که خیلی­هاشون هم از مسئولان قبلی و فعلی بودند صحبت می­کردیم که کاش ابراهیم نبوی می­توانست به ایران برگردد. با قلمی که او دارد، می­تواند فضای گل آقایی آن روزها را متناسب با شرایط امروزی زنده کند. جلسه آن­قدر مردانه بود که پوپک صابری تنها فرزند صابری و سردبیر و مدیر مسئول مؤسسه گل­آقا هم در آن نتوانسته بود شرکت کند. راستی اینم بگم که اولین پستی که من با آن وبلاگ را شروع کردم هم در مورد افطاری گل­آقا بود. خدا رحمتش کند.

 

۲۹ شهريور ۱۳۸۶
هفته صلح و گفتگو و حکایت باقی سوء استفاده از دین

 

بنا به تقویم سازمان ملل ۲۱ سپتامبر روز صلح نام گرفته است. مؤسسه بین­المللی صلح و دوستی هم از سازمان ملل خواسته که از ۲۴ شهریور به مدت یک هفته در سراسر جهان به نام گفتگوی ادیان باشد. مؤسسه­ی گفتگوی ادیان ما هم در هفته­ی گذشته جلسه­ی خوبی در مورد دین و صلح برگزار کرد. نمایندگان همه ادیان رسمی در مورد مفهوم صلح حرف زدند. اهمیت و نظر یکسان همه­ی ادیان در مورد صلح بسیار جالب توجه است. کاش متدینان و به­خصوص رهبران دینی هم مثل خود ادیان از صلح استفاده­ی ابزاری نمی­کردند و به آن باور داشتند. آقای سیامک مره صدق رئیس انجمن کلیمیان تهران آیات فراوانی از تورات و متون اصلی یهودی در فضایل صلح (شالوم) خواند. این همه آیه و مستندات در دین یهود در مورد صلح باورکردنی نبود. بنا به گفته وی شالوم معنای بسیار وسیعتری از عدم جنگ دارد. شالوم به معنای اشاعه­ی صلح است. الله­یار دانشمند رئیس انجمن زرتشتیان تهران هم به این نکته اشاره کرد که زرتشت انسانیت را مبنا قرار داده و هنجار نیک همان صلح است. آقای آربی کشیشیان نماینده خلیفه­گری ارامنه طبعاً بحث اصلی­اش را بر اساس این آیه انجیلی گذاشت که با ایمان خود باید ریشه صلح را حفظ کرد. آقای سيدحسن اسلامی اردكانی کارشناس ادیان و مذاهب قم نیز در این نشست معتقد بود آن­چه که در دنیای فعلی صلح نام دارد، در اسلام از آن به عنوان سلام یاد شده است و سلام به معنای پایان درگیری نیست بلکه به معنای آرامش، تباهی ناپذیری و استواری و استحکام است. آقای اسلامی خیلی اصرار داشت ثابت کند که سوء استفاده از دین در طول تاریخ گواهی بر حقانیت و ارزشمندی آن است. مفصل این بحث­ها را می­توانید اینجا بخوانید. ما تلاش سمبلیکی برای نقش ادیان در صلح کردیم ولی علیرغم این همه توصیه ادیان به صلح که همیشه رهبران دینی به آن اشاره کرده­اند، باز هم در طول تاریخ بیشترین کشتار انسانیت به اشاره و حمایت رهبران دینی و به نام دین صورت گرفته و می­گیرد. دلیلش چه می­تواند باشد جز سوء استفاده شیرین از این قدرت؟! حالا تا سال آینده و جلسات دیگری برای بزرگ­داشت صلح و ادیان، و در عین حال حکایت سوء استفاده از دین همچنان باقی.

 

۲۸ شهريور ۱۳۸۶
اختلاف افکنی رسانه ای در اصلاح طلبان و نقش رهبران اصلاحات

 

اصلاح طلبان در شرایط دشوار و آسیب­پذیر تبلیغاتی تا ایام انتخابات قرار دارند. این واقعیتی است که به­خصوص احزاب اصلاح­طلب باید به آن خیلی حساس باشند. تمام رسانه­های رسمی و یا وابسته به جناح محافظه­کار تنها اختلاف افکنی در جبهه اصلاحات را هدف قرار داده­اند. رسانه­ی ملی هم که از پول بیت­المال اداره می­شود و مهم­ترین تأثیرگذاری سراسری را دارد متأسفانه در رأس این مجموعه­ها قرار گرفته است . هر کسی که بر آتش اختلافات بدمد را بی­رعایت هیچ حد و مرزی در معرض افکار عمومی قرار می­دهند. تعریف­های بامزه­ای هم از اصلاح طلبان دارند؛ مثلاً کسی که حتی از خبر کاندیداتوری آقای خاتمی و یا کروبی عصبانی می­شود و مصاحبه می­کند تا فردی که علیه کلیت دولت خاتمی و اصلاحات حرف می­زند و نه افراد درون جامعه اصلاح­طلب و نه مردم حتی اسم آن­ها را نشنیده­اند سخنگوی اصلاحات معرفی می­کنند. این در حالی است که بزرگان جبهه­ی اصلاحات مثل خاتمی و کروبی و مهندس موسوی و موسوی خوئینی به دلایل گوناگون نمی­توانند و نمی­خواهند وارد این معرکه­ی کودکانه شوند و حق هم دارند.

در این مسابقه­ی نابرابر انتخاباتی حرف زدن و مصاحبه کردن برای اصلاح طلبان خیلی حساس و دقیق است و شناساندن غضنفرهای اصلاح­طلبان در برابر حمایت رسانه­های بزرگ از آنان دشوارتر! البته اختلافات غضنفرها در جناح محافظه­کار خیلی بیشتر است؛ اما به همان میزان که رسانه­های بزرگ و ملی احساس وظیفه می­کنند که اختلافات اصلاح­طلبان را پوشش دهند، اختلافات محافظه­کاران را مدیریت می­کنند که در رسانه­هایشان مطرح نشود. چندی پیش تندترین مکاتبات تاریخ سیاسی اخیر ایران بین آقایان ولایتی و جواد لاریجانی صورت گرفت اما رسانه­ی ملی اصلاً به آن اشاره نکرد. این فقط یک نمونه بود.

مردم انتظار دارند فرصت انتخابات آینده با همه مشکلات ردّ صلاحیت­ها و مسائل مربوط به سلامت انتخابات که در مقابل اصلاح­طلبان هست، رهبران اصلاحات این مسائل را بهتر مدیریت کنند.

 

۲۷ شهريور ۱۳۸۶
دروغ بی حناق و سفر آقای خاتمی و احمدی نژاد

 

حناق اسم یک نوع مریضی بوده که بعداً به آن دیفتری گفته­اند. در حناق یک غشای خاکستری کاذب داخل مجرای تنفسی گسترش می­یابد و جلو تنفس را می­گیرد. از قدیم معروف بود دورغ که حناق نیست. منظورشان این بوده که وقتی دروغ می­گویند خفه که نمی­شوند و لذا راحت دروغ می­گویند.

حالا خیلی از سایت­های نزدیک به رئیس جمهور که معمولاً بر و بچه­های آن، رسم فحاشی و تهمت و اهانت را از قبلی­ها یاد گرفته­اند ولی مواد نوشته­هایشان دروغ­های قبلی­هاست که تازه این­ها بر اساس آن دروغ­ها تحلیل می­کنند، اخیراً ادعا کرده­اند مصطفی تاج­زاده گفته که رئیس جمهور قبلی وقتی کنار رئیس جمهور فرانسه می­ایستاد یک سر و گردن بلندتر بود ولی رئیس جمهور فعلی وقتی کنار رئیس جمهور افغانستان هم می­ایستد، باعث نگرانی است که جمله­ای نگوید که آبروریزی شود. من نمی­دانم تاج­زاده واقعاً این را گفته یا نه؛ ولی سایت افراطی طرف­دار رئیس جمهور که با فرهنگ رجبیه معمولاً مطلب می­نویسد، چون می­دانسته دروغ که حناق نیست نوشته در سفر اول آقای خاتمی به فرانسه، دو روزی طول کشید تا آقای شیراک وی را بپذیرد. کلی هم پز داده که این خبر محرمانه بوده است. این در حالی است که در همان سفر اول آقای خاتمی به فرانسه، بعد از ظهر همان روزی که نزدیک ظهرش به فرانسه رسیدیم، پس از انجام تشریفات کامل، ملاقات طولانی 3 ساعته با شیراک انجام شد. نویسنده­ی دروغ پرداز آن سایت چون که می­فهمد حرف منسوب به تاج­زاده مقبول جامعه می­افتد، دل به دریا زده و دروغ گنده­ای گفته که شاید عده­ای بپذیرند. بامزه­تر این­که آقای زادسر، نماینده­ی جیرفت هم که آدم خوش حرفی است، باز آمده به نفع رئیس جمهور وارد عمل شود، گفته پاپ قدیم که با آقای خاتمی ملاقات داشته، دستش را کند بالا آورده است و کلی برای غیرت ایرانی صدمه دیده­اش ابراز ناراحتی کرده است. البته پاپ مریض بود و خیلی سریع دستش را جابه­جا نمی­کرد؛ ولی تشریفات دیدار و مذاکرات کامل بود. به­جای این دروغ­های بی­حناق همه خوشحال شویم اگر رئیس جمهور فعلی هم مثل رئیس جمهور قبلی مورد احترام جامعه­ی جهانی قرار گیرد.

 

۲۶ شهريور ۱۳۸۶
شعارهای دیروز و رفتار امروز مجلس و دولت

 

یک بار در شروع مجلس فعلی، در روزنامه خواندم که نمایندگان مجلس هفتم خیلی در این دوره به عکس قبلی ها قرار است ملاحظه­ی بیت­المال را بکنند. در همانجا نوشته بود که یکی از نمایندگان  به دلیل پرکاری و نبودن میوه و این نوع مخلفات از هوش رفته  و او را به بیمارستان رسانده بودند. آقای رئیس جمهور هم کلی در مورد این­که پرواز اختصاصی و هواپیمای خصوصی، ضربه به بیت­المال است و از گیت عادی باید سفر بروند و پاویون دولتی نیازی نیست حرف می­زدند. خیلی از علاقه­مندان به کشور همان موقع می­گفتند که برای انتقام­گیری از قبلی­ها، نباید حرف­هایی زد که عملی نمی­شود. چند روز پیش در خبرها بود که برای مهمانی رئیس مجلس آشپز اختصاصی آورده­اند. بعد از یکی دو سفر اول رئیس جمهور به استان­ها همه­ی سفرها با پروازهای اختصاصی انجام شد. تعطیلات مجلس و مسافرت­های خارجی و سوخت اختصاصی هم یا مثل گذشته بود و یا بیشتر از آن­ها. آن تبلیغات آن روزها، مردم را علیه مجلس و دولت­های قبلی بدبین کرد. اعمال این روزها هم بر اساس سخنان آن روزها، مردم را به مسئولان فعلی بدبین می­کند. اجمالاً نتیجه­اش باور مردم به بد بودن همه منجر خواهد شد. کسانی که دنبال مقابله با تضعیف­کنندگان نظام هستند، ای کاش در این نوع اظهار نظر ها رد پای تضعیف نظام را دنبال می کردند.

 

۲۵ شهريور ۱۳۸۶
دید چشم مصلحتی!

 

در دوران نوجوانی، در مشهد، که تازه روزه گرفتن بر من واجب شده بود، بر اساس طبع زندگی خانوادگی ما که مسائل شرعی خیلی رعایت می­شد، کم­تر با فرد بالغی که روزه نگیرد محشور بودیم. یکی از افرادی که با ما طلبه­ها رفت و آمد داشت، روزه نمی­گرفت و استدلال می­کرد که چشمش ضعیف است و دکتر گفته روزه دیدش را از بین می­برد. این گذشت تا شب اول ماه شوال بنا به استحباب شرعی با دوستان رفته بودیم روی یکی از کوه­های طرقدر، روستای نزدیک طرقبه مشهد که ماه را ببینیم. در این میان یک مرتبه آن دوستی که به­خاطر ضعف چشمش روزه نمی­گرفت ماه را دید و با راهنمائی آن به نقطه­ای که ماه را دیده بود، ما هم ماه را دیدیم. واقعاً دیده بود. این سؤال از همان موقع در ذهن من هست که چه­طور بعضی چشم­ها در جائی که منفعت دارند خوب می­بینند و برای کارهای سختی مثل روزه گرفتن چشمشان این­قدر ضعیف است.

این هم خاطره­ی همین جوری از ماه رمضان!

 

۲۴ شهريور ۱۳۸۶
مشکل جا و مکان

 

چند روز پیش یکی از شخصیت­های سیاسی که گاهی با وبلاگ نویس­ها جلسه دارد، زنگ زد و گفت که یک محلّ دو سه اتاقه در میانه شهر در اختیار ما بود که گاهی با دوستان جمع می­شدیم و فعالیت­های اصلاح­طلبانه را پی­گیری می­کردیم؛ صاحب آن ملک، خانه را فروخته و هیچ جایی برای این نشست­های فرهنگی و سیاسی وجود ندارد. دنبال جا می­گشت. از زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی نیز مطبوعاتی­های هوادار دوم خرداد نیز گاهی دور هم جمع می­شوند و با حضور یکی از افراد سیاسی بحث و گفت­وگو می­کردند. آن­ها هم در همان منزل جمع می­شدند که بی­جا شده­اند.

چند وقت پیش نوشتم که یکی از مسئولین مسجد ولی­عصر که مجمع روحانیون در آن مجلس گرفته بود، با آن­که قبلاً برای استفاده از مسجد مبلغ مورد نظر را هم گرفته بود پیغام می­داد که برای بار دیگر دنبال مسجد دیگری باشید. در همین ماه رمضان امسال مساجدی را که بعضی اصلاح طلبان می خواستند مثل سالهای قبل مراسم احیا و دعا داشته باشند اجازه نداده اند.

این­ها در حالی است که علاوه بر سازمان­های مختلف، تنها شهرداری تهران ۲۰۰ محل گردهمائی در اختیار دارد؛ و اصلاح­طلبان هم شهروند هستند و مالیات هم داده­اند و باید بتوانند از این امکانات عمومی استفاده کنند.

این هم از مشکل جا و مکان ما!

 

۲۳ شهريور ۱۳۸۶
با اجازه ی آقای مظاهری، بله!

 

یک دوست خوبی دارم که خیلی اهل ادبیات است و تا تقی به توقی می­خورد می­گوید آهان. وقتی می­خواهد بگوید آهان اینقدر روی "ن" آهان تکیه می­کنه که آدم مجبور شه لبخند بزنه و تا بخندیم فوری می­گوید مسخره کردن کار زشتیه. بی آن­که آدم قصد مسخره کردن داشته باشد خیال می­کند همیشه در حال مسخره کردن است. حالا این انتخاب آقای مظاهری به سمت ریاست بانک مرکزی که از قبل از انتخابات ۷۶ تا آخر مشاور اقتصادی و یا وزیر اقتصادی آقای خاتمی بود بعد از آن همه انتقاد از سیاست های اقتصادی دولت قبلی هم خیلی آهان داره. با تأکید خیلی زیاد روی "ن" آهان. حالا که اسم آقای مظاهری آمدُ این خاطره هم بامزه است: در نزدیکی اعیاد همراه آقای خاتمی برای دختر و پسرهایی که می­خواهند به خانه­ی بخت بروند، اجرای عقد می­کنیم. معمولاً وقتی از دختر و پسرها سؤال می­شود "آیا وکیلم؟"، می­گویند با اجازه­ی پدر و مادر و یا بزرگترها؛ بعضی­ها هم گاهی چرب­ترش می­کنند و اجازه از معصومین و یا افراد بزرگ خانواده را هم اضافه می­کنند.

چند روز پیش، در همان روزی که روزنامه­ها نوشته بودند آقای مظاهری رئیس بانک مرکزی می­شود، داشتیم از یکی از این­هایی که قصد دامادی داشت، می­پرسیدیم آیا وکیلم؟ که هم­زمان با این سؤال آقای مظاهری هم وارد اتاق شد. آقای داماد که آقای مظاهری را می­شناخت و انتظار آمدن ایشان را نداشت، با دستپاچگی گفت با اجازه­ی آقای مظاهری، بله! کلی خندیدیم. بعد هم سر به سر آقای مظاهری گذاشتیم. حالا که آقای مظاهری رئیس بانک مرکزی شد، این خاطره تبریک ما هم به این دوست خوبمان باشد. خدا کند موفق شود.

 

۲۲ شهريور ۱۳۸۶
بیائید همدیگر را دعا کنیم

 

بالاخره امروز صبحی که کلی آدم­ها روزه نگرفته بودند، در ایران روز اول ماه رمضان شد. این در حالی است که از نیجریه تا اندونزی امروز اول ماه بود. ما که نفهمیدیم چرا با این همه تلاش مسئولان دیدن ماه و پیشرفت علم هر ساله اول و آخر رمضان تنها برای ما ایرانیان چنین می شود. ماه رمضان برای هرکس تعریفی دارد. در عمده­ی کشورها رمضان ماه شادی و جشن است. در عربستان مراسم عمره آغاز شده و به­خصوص در دهه­ی آخر رمضان جمعیتی بیشتر از حج به دور کعبه می­چرخند و عبادت خدا می­کنند. فصل مشترک ماه رمضان توجه به خداست. عاشقانه­ترین دعاها برای مهربان­ترین خالق را باید در این ماه خواند. خدایی را در ماه رمضان جستجو کنید که مهربان است و آغوشش برای همه ما همیشه باز است. هرکس هم می­تواند به آغوش این خدا برود. رابطه با خدا ربطی به اعمال و رفتار انسان ندارد. حتی آنهایی که به هر دلیل روزه نمی­گیرند، می­توانند در این ماه رابطه­ی عاشقانه­ای با خدا را داشته باشند. لحظه­ای با خدا خلوت کنیم و از او کمک بگیریم. هیچ­کس حق ندارد خدا را مال خودش بداند یا آن­که گمان کند بیشتر از دیگران به خدا نزدیک است. بزرگ­ترین خوبی خدا این است که به جای توجه به ظاهر آدم­ها به دل­های صاف و خداجوی آنها نگاه می­کند. برای همدیگر هم دعا کنیم. من هم از همه­تان التماس دعا دارم. رمضان مبارک.

 

8 4        ۱   ۲    ۳    ۴       3  7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.