۱۱ شهريور ۱۳۸۴
شعارهای غیر قابل اجرا

یادتون هست در انتخابات مجلس هفتم جوری از نمایندگان حرف زدند که ظاهرا قرار است کمی بیش از 24 ساعت فعالیت کنند و چه ها از کم کاری ، حیف ومیل بیت المال ، ریحت و پاش در غذا و میوه و موارد مشابه که نگفتند .جوری حرف زدند که امروز بعد از یکسال همه حق دارند به استناد شعار های ارائه شده از سوی خود آنان بپرسند که این غیبت های طولانی که باید با زور مامور نمایندگان را در مجلس نگهداشت و یا انتقال به شیک ترین ساختمان کشور به نام مجلس جدید و یا دریافت همان اتومبیل هایی که مجلس ششمی ها گرفته بودند چیست؟

من در همان مواقع که برای مخالفت با مجلس ششمی ها این شعار ها را میدادند گفتم مسئولان به تصمیمات خوبی که مشکلات مردم را رفع کند نیازمندند نه به حذف دسر میوه از سفره نمایندگان و سایر شعار هایی که به آن اشاره کردم  که امروز با گذشت یکسال به استناد حرفهای رئیس مجلس و یا خود نمایندگان بتوان ناکامی آنان را اعلام کرد . الان نیز کشور نیاز به کار دارد .درآمد نفت بی سابقه است. وقت کار را با شعار های غیر قابل اجرا نباید از بین برد . شعار هایی که در عمل عدم امکان آن معلوم شده است و با متر آن در چند ماه آینده می توان عدم موفقیت را ثابت کرد. وقت کافی هم برای خراب کردن دولت قبلی هست.

 

۱۰ شهريور ۱۳۸۴
عراق دستخوش خشونت های مذهبی

مراسم مذهبی غیر حکومتی اتفاقی است که مردم برای بزرگداشت اعتقادات خود و داوطلبانه، آن را به عنوان وظیفه دینی و آرزوی اجر الهی انجام می دهند. حوادث دیروز در شهر کاظمین عراق که در آن بیش از 800 نفر عزاداران کشته شدند، از تلخ ترین اتفاقات حوزه ی دینی است که باز به نوعی آفرینش آن نیز ریشه در تعصبات مذهبی دارد.

اوج گرفتن تعصب های مذهبی و رویارویی آنان با یکدیگر آتشی است که دامان مردم عراق را گرفته و علی رغم آنکه شعله افروزان فراوانی دارد ولی قربانی اصلی آن مردم شیعه و سنی عراق هستند. در هر نقطه دیگری هم که ادیان و مذاهب رو در روی یکدیگر قرار گیرند و متعصب های دینی و مذهبی میدان دار فکری و عملیاتی باشند، فاجعه های تلخ در انتظار آنان خواهد بود.

رهبران شیعه و سنی که منافع خود را با این تعصب ها گره می زنند، هم مردم را قربانی می کنند و هم در نهایت خود قربانی می شوند. اگر چه هزینه ی آن را باید مردم عادی و صاحبان احساسات پاک مذهبی بدهند.

۰۹ شهريور ۱۳۸۴
آمار سفرها و برنامه های عمومی 8 ساله آقای خاتمی

در ریاست جمهوری واحدی هست به نام واحد مراسم. کار این بچه های زحمتکش این است که برنامه سفرها و مراسمی که رئیس جمهور در خارج از دفتر خود، در این سازمان و آن وزارتخانه دارد را ساماندهی کنند. تنظیم برنامه سفرها و توقعات فراوانی که در این سفرها هست و به هم ریخته شدن بسیاری از برنامه ریزیها کار دشواری است که از نزدیک پای درددل آنها نشسته ام. آقای نوبخت از زمان آقای هاشمی تا اکنون مسئول این کار بوده است. این واحد، آماری از 8 سال ریاست جمهوری آقای خاتمی دارد که جالب توجه است.

آقای خاتمی در طول 8 سال، 106 بار به استانها رفته و 149 روز در استانها بوده است. در این سفرها 208 دیدار عمومی، 106 بازدید، 152 افتتاح، 49 جلسه شورای اداری، 96 دیدار با اقشار  و 73 جلسه متفرقه داشته است.یعنی در این 149 روز سفر 744 برنامه انجام گرفته است. سال 83 با 24 سفر بیشترین و سال 76 با 5 سفر کمترین آمار سفرهای آقای خاتمی است. همچنین در طول این 8 سال آقای خاتمی 748 برنامه عمومی در تهران داشته اند که 287 برنامه فرهنگی اجتماعی، 154 برنامه سیاسی، 77 برنامه اقتصادی، 54 برنامه آموزشی و 17 برنامه خدماتی و درمانی بوده است.

البته طبیعی است که سفرهای خارجی و جلسات رئیس جمهوری سابق که در دفتر خودشان برگزار می شد، جز این آمار محسوب نشده است.

 

 

 

۰۸ شهريور ۱۳۸۴
امام موسی کاظم(ع)

 

بنا به روایات گوناگون، امام موسی کاظم بیشترین زمان عمرش را در زندان گذراند.

مهمترین کاری که امامان شیعه و بخصوص موسی بن جعفر با تحمل رنج و مصیبت و زندان انجام دادند، این بود که در تاریخ ثبت نمودند : به غیر از اسلام امویان و عباسیان، قرائتی هم از اسلام هست که با مردم است و بر علیه ستمگران!!

فردا شهادت این بزرگوار است. تسلیت می گویم.

۰۷ شهريور ۱۳۸۴
دغدغه دینداری و ریاست و دبیر کلی خاتمی و خوئینی

پذیرش ریاست شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز از سوی آقای خاتمی و نیز پذیرش دبیر کلی این مجمع از آقای موسوی خوئینی دارای پیام مهم فرهنگی و سیاسی است و نشانه رویکرد جدید این مجموعه است.

آقای خاتمی در قبل از ریاست جمهوری در عین ریاست جمهوری کمتر درگیر مسائل مجمع بود. بعد از ریاست جمهوری نیز تصور نمی رفت که ریاست یک تشکیلات را بپذیرد. آقای موسوی خوئینی هم بعد از آنکه در جریان روزنامه سلام و با همه حرمتی که در زمان امام داشت او را به دادگاه کشاندند و بعد هم روزنامه سلام را که قدیمی ترین روزنامه یاران امام بود را توقیف کردند، در هیچ مناسبتی حضور رسمی پیدا نکرده بود و در انزوای کامل بود و حتی هیچ بیانیه ای نداد.

اما پس از استعفای آقای کروبی برای حفظ این مجموعه هم آقای خاتمی ریاست را پذیرفت و هم آقای خوئینی دبیر کلی و قائم مقامی رئیس را.

من معتقدم دلیل این پذیرش چیزی فراتر از نگرانی در مورد آینده سیاسی کشور است. نگرانی اصلی آنها و اعضای مجمع روحانیون مبارز از جایگزینی قرائتی از اسلام است که می تواند به پشت کردن نسل فعلی به اسلام منجر شود. اسلامی که توسط بعضی ایدئولوگهای مطرح، ارائه شده که در آن آزادی انسان، شرایط زمان و مکان و نوگرائی جایی ندارد و انسانهایی که خود را باید مخاطب دین بشمارند، با دین متحجرانه و واپسگرایانه، با دیانت و رابطه با خدا، خداحافظی کنند.

در حقیقت درد دینداری و دفاع از اسلامی که خواستار آزادی و پیشرفت انسان است، آنها را وادار به پذیرش ریاست و دبیر کلی کرد. وقتی دیشب در جلسه مجمع بحث های اجرایی مثل اساسنامه و جایگاه دبیر کل و کمیته های مختلف بود، آقای خاتمی اصرار داشت از این بحثها سریعتر بگذریم و به برنامه ریزی جهت استفاده بیشتر از چهره های فرهنگی و علمی که این روش و قرائت از اسلام را پذیرفته اند و مبنای اندیشه مترقی امام را قبول دارند بپردازیم . رویکرد جدید مجمع روحانیون مبارز پاسخگویی به این نیاز مبرم جامعه است که شأن اصلی یک جمعیت روحانی است. همکاری این دو چهره ماندگار تاریخ بعد از انقلاب، خاتمی و خوئینی، حتما چشم انداز جدید و مهمی در عرصه فرهنگ و دوری از دین گریزی جامعه خواهد داشت. 

 

۰۶ شهريور ۱۳۸۴
افسر سانسورچی


داستان سانسور و حضور امنیت مداران بر فرهنگ داستانی است تکراری در این مرز و بوم. آقای جعفری رئیس انتشارات امیرکبیر در خاطراتش آورده:


آقای شکور لطفی با نظارت نادر ابراهیمی کتابی برای بچه ها نوشته بود به نام ما بوته گل سرخ را بیدار می کنیم. برای این کتاب وقت و زحمت و هزینه زیادی به کار برده شد: نقاشیها، لیتوگرافی و حروفچینی، چاپ چند رنگ روی کاغذ گلاسه در نهایت زیبایی و ذوق و نفاست، که در تیراژ پنج هزار  جلد چاپ شده بود، ولی کتاب پس از چاپ مایهء دردسر شد. در سال 1352 گروهی را محاکمه کردند به این اتهام که گویا خواسته بودند ولیعهد  را بربایند؛ زعمای این گروه خسرو گلسرخی و کرامت دانشیان بودند، که اتفاقا صحنه های از محاکمات آنها را هم قبل از انقلاب در تلویزیون به نمایش گذاشتند.

من پیش از دستگیری و محاکمه گلسرخی قرارداد کتاب ما بوته گل سرخ را بیدار می کنیم را با نویسنده اش امضا کرده بودم، و کتاب چند ماه پس از اعدام گل سرخی آماده نشر شد و نسخه ای از آن را برای صدور اجازهء نشر به ادارهء نگارش فرستادیم. مدتی گذشت، تا روزی در دفتر کارم نشسته بوذدم که خبر دادند ادارهء اطلاعات شهربانی کتاب را توقیف کرده! به بخش مطبوعات شهربانی مراجعه کردم. مسئولش سرهنگی بود که نامش را فراموش کرده ام. جریان را از او جویا شدم، پاسخ قانع کننده ای نشنیدم؛ بی اختیار آهنگ صدا را بالا بردم: « این کتاب که چیزی ندارد، کتاب بچه هاست!» سرهنگ گفت: « بله ، حق با شماست، ولی همکاران ما معتقدند که این کتاب در تجلیل از خسرو گلسرخی است!» ماتم برد! پرسیدم: « به چه دلیل؟» گفت: « خوب دیگر، از اسمش پیدا است: بوتهء گل سرخ، قطعا بی ارتباط نیست!»

سبحان الله! آدم چه بگوید؟ در کشوری که کار فرهنگ را به سرهنگ می سپارند، چه می توانی بگویی، با این استنباط و این شیوه استدلال چه می شود کرد و چه می توان گفت؟ « بوتهء گل سرخ» را هم بردند و خمیر کردند.

۰۵ شهريور ۱۳۸۴
حذف تشریفات یا مزاحمت

 

 

وقتی آقای خاتمی رئیس جمهور شد برای رفتن به سفر اردبیل و یزد برنامه ریزی کردیم که از سالن عادی مسافرت کند، در ابتدا خیلی مورد استقبال آقای خاتمی قرار گرفت و شرط کرد که آنرا خبری نکنیم تا نوعی تظاهر نشود، بعد از سفر دوم، گفت آن مسیری که پاویون می نامند و قرار است که مسئولان از آنجا به طرف هواپیما بروند، برای تشریفات نیست، بلکه برای آن است که ما مسئولان مزاحم  برنامه های عادی مردم نشویم.

 بالاخره رئیس جمهور محافظ دارد، چند نفر همراه دارد که از فرصت پرواز باید استفاده کند و با آنها مشاوره نماید، تا سفر خود را مفیدتر کند. اگر باعث تأخیرهای مکرر نشود حداقل صفوف مردم را که دارند روال عادی خود را طی می کنند را نیز برهم می ریزد. از آن پس تصمیم گرفت که برای سفرهایش مزاحم برنامه های مردم نشود. معتقد بود دوری از تشریفات بخاطر نزدیکی با مردم باید باشد نه مزاحمت مردم.

چنانچه شنیده ام آقای خاتمی این تجربیات خود را روز اولی که آقای احمدی نژاد رئیس جمهور شد به ایشان منتقل کرده است.

۰۴ شهريور ۱۳۸۴
جشن تولد روزنامه شرق

 

روزنامه شرق به مناسبت دومین سالگردش جشن با صفائی برنامه ریزی کرده بود. مهمترین ویژگی مراسم این بود که همه چهره های متفاوت حوزه اندیشه و فکر و قلم حضور داشتند. دعوت فراگیر از همه صاحبان دیدگاههای متفاوت و پذیرش آنان ، بازتابی بود از منش و روش روزنامه شرق که به عنوان یک روزنامه حرفه ای و خواندنی برای همه اقشار فرهیخته چیزی برای خواندن دارد.

فراگیر بودن مخاطب،  تنوع مطالب و اعتماد به فهم خواننده از عناوینی است که یک روزنامه را حرفه ای می کند و شرق دارای همه این خصوصیات است. از ویژگیهای منحصر به فرد شرق توجه خاص به اینترنت ومطالب سایتها ووبلاگهاست . در ورودی محل برگزاری جشن تولد ، محمد قوچانی، روزنامه نگار ریز نقش دوست داشتنی که چه در همشهری و چه در شرق هم خودش خوب درخشید، و هم نیروهای همکار حرفه ای را خوب جذب کرده، ایستاده بود. البته ورود من همزمان شد با ورود دوست خوبم آقای باقی که پدر خانم قوچانی است و احتمالا از باب احترام پدرزن و نه از ترس وی، برای راهنمایی آقای باقی از دیدرس ما چند لحظه ای دور شد!

محمد عطریان، صاحب مجلس دیگر مراسم که 20 سالی است با هم دوستیم در محل ورودی مراسم خوش آمد می گفت، به ایشان هم خسته نباشید گفتم و پیامی هم که آقای خاتمی فرستاده بود را به ایشان دادم تا بعدا از تریبون بخواند.

از دیدنی های مراسم دیروز حضور احمد مسجدجامعی در اولین روز پس از فراغت از وزارت ارشاد بود که با پیراهن  و بهمراه 3 تا فرزندش در مراسم حاضر شده بود. بی دغدغه و آرام. سر شام هم آقای کروبی دوباره داغ  دلش از انتخابات تازه شده بود و با مزروعی و شیرزاد و آرمین بحث می کرد که آقای سپانلو گفت شانس شما این بود که در این مرحله سخت رئیس جمهور نشدید. آقای رحمانیان مدیر مسئول روزنامه شرق هم با بزرگواری به همه سر می زد تا مطمئن شود که به همه خوش می گذرد.

در هر حال این اجماع اهالی فرهنگ و هنر و ادب کشور است که روزنامه شرق در دو سال گذشته موفق و سربلند بوده است.

به سهم خود به همه دست اندرکاران روزنامه شرق تبریک می گویم و امیدوارم در این دوره جدید هم بتوانند بر مشکلات فراوانی که خواهند داشت فائق آیند و همچنان با نشاط آنرا منتشر نمایند.

۰۳ شهريور ۱۳۸۴
خاطرات دیروز

 

 

امروز هوس کرده ام وبلاگی بنویسم!

ایام کم کارتری است. با خیال راحت می شود دیر از خواب بیدار شد و با همان خیال راحت صبحانه خورد. دیروز نزدیکی های ظهر رفتم بیرون. چند نفر از افرادی را که در کار گلدکوئیست هستند و از دوستان یکی از دوستانم بودند، دیدم. خیلی در این مورد ایمیل داشتم و هیچوقت نفهمیده بودم یعنی چه. توضیح مفصلی برایم از کار این مجموعه مجازی دادند. خیلی پیچیده است. به منزلم برگشتم. با آقایان صدوقی، مجید انصاری و موسوی لاری برای بررسی اساسنامه مجمع روحانیون جلسه داشتیم. این دو سه روز هر وقت فرصت می کردم، برنامه رأی اعتماد به وزراء  را از تلویزیون گوش می دادم. در لابلای بحث مفصلی که در مورد اساسنامه مجمع داشتیم، به رأی گیری مجلس در مورد وزراء هم گوش می کردیم. در مورد مجمع به تصمیمات خوبی رسیدیم که قرار شد با آقای خاتمی جلسه بگذاریم و نظر ایشان را هم بپرسیم. آقای موسوی لاری کمی دیرتر آمد و گفت که تاکنون 5 وزیر افتاده اند. باور نکردیم، آن هم وزرایی که همه جزء ستاد آقای احمدی نژاد بودند و از دوستان نزدیک ایشان. البته بعدا اعلام کردند که وزیر علوم با یک رای اضافه وزیر شده است. آرا را که اعلام کردند، به آقای موسوی لاری که رسما بعد از7 سال وزارت کنار می رفت، خسته نباشید گفتیم و با هم به عروسی دختر آقای سراج الدین موسوی و پسر آقای هادی هاشمی نوه آیة ا... العظمی منتظری رفتیم. همه بودند. مجلس بوی آیة ا... منتظری را می داد. خیلی از دیدارها برای خیلی ها که یکدیگر را کم می دیدند تازه شده بود. من وقتی می رفتم آقای خاتمی داشت برمی گشت. زنگنه را دیدم. اختلاف نظر بود که حالا که وزیر نفت رای نیاورده، آیا هنوز وزیر است یا نه؟ موسوی لاری می گفت زنگنه مثل سکته ای هاست که از روی تخت غسالخانه زنده شده و برگشته! ولی خودش معتقد بود دیگر وزیر نیست. زنگنه دیروز بعد از 22 سال وزیر بودن از کار وزارت جدا شده بود. خدا قوت گفتم. یکی دو تا عکس هم از آقای کروبی با پسر آیة ا... منتظری و داماد ایشان گرفتم. تصادفی کنار هم نشسته بودند. خوبی دیروز این بود که بالاخره رای گیری در مورد وزراء تمام شد.

 

 

۰۲ شهريور ۱۳۸۴
تضعیف نظام

یک روز در مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری  یکی از مجریان تلویزیون می خواست توضیح دهد که کسانی که دور اول شرکت نکرده اند می توانند دور دوم شرکت کنند. از باب اینکه نظام  تضعیف نشود فوری مجری دوم گفت: بله کسانی در بین راه بوده اند، کسانی مریض بوده اند، کسانی سر مزرعه بوده اند،  نتواستند خود را به صندوق رأی برسانند. این همه توضیحات برای این بود که مبادا کسی فکر کند که حتی یک نفر هم در ایران هست که میتوانسته برود رأی بدهد و به دلیل اعتراض نرفته است.

در این ماجرای رأی گیری برای وزراء هم که  احتمالاً برای فرصت داشتن جهت راضی کردن مخالفان خیلی جلسات طولانی شده، با اینکه این بار دو طرف موافق و مخالف یک طرف هستند باز هم مرتب به هم اتهام می زنند که نظام را تضعیف می کنید. چون اخباری را که مردم به مراتب بهتر و مستند تر آن می دانند در تریبون مجلس گفته می شود.

حتماً نوشتن این یادداشت هم خودش از مصادیق روشن تضعیف نظام است. و از این پس هر کار روزمره ای با حضور کابینه جدید به تضعیف نظام می انجامد...

ولی باور کنید، حتی مخالفان قسم خورده نظام هم می دانند که این حرفها باعث تضعیف نظام نمی شود و تنها بهانه ای است برای بستن دهان دیگران.

البته خیلی چیزهای مهم هم هست که باعث تضعیف نظام می شود و کسی به آن اشاره نمی کند.

 

8   4       ۱    ۲    ۳   ۴       3  7
© Copyright 2003-2019, Webneveshteha.com. All rights reserved.