۲۱ شهريور ۱۳۸۴
اشکالات سایت
مدتی است دوباره سایت من دچار مشکل شده است. ظاهرا مشکل از server است. مرتب restart می کنند ولی باز هم مشکل حل نمی شود. خدا کند زودتر درست شود. از کسانی که با زحمت از سایت بازدید می کنند شرمنده ام و عذر خواهی می کنم. به هر زوری هست هر روز یک مطلب update می کنم. ولی امکان پاسخ گفتن و پابلیش کردن نظرات شما نیست. از این جهت نیز ببخشید. دست من نیست. اشکالات ظاهرا فنی است و به دلیل کثرت مراجعه مجازی یا واقعی است. خوانندگان وب نوشت برای من بسیار محترمند. اینکه وقت می گذارند و مطالب مرا می خوانند خیلی لطف به من می کنند. شادی و سربلندی تک تک شما را از خداوند خواهانم. امیدوارم سایت سریعتر درست شود.

۲۰ شهريور ۱۳۸۴
Smsهای اشتباهی!
تازگی ها خیلی مرسوم شده است که در روزهای عید یا وفات و یا مناسبت های دیگر پیامهای مناسب باsms ارسال می کنند. معمولا یکی که جمله قشنگی پیدا می کند و یا نوشته گرافیکی زیبایی، آن را forward می کنند و دیگران هم می خوانند. و بلافاصله از چند منبع متفاوت می رسد. بگذریم از اینکه همین اتفاق در مورد طنز و جوک هم صادق است! خوب باید جواب تبریک و تسلیت را داد و الا بی اعتنایی و بنوعی بی احترامی است! در این اعیاد ماه شعبان چند نفر تبریک فرستاده بودند. من هم پاسخ دادم که بر شما و خانواده مبارک باد. در این میان یکی از دوستانم که تازگی همسرش وضع حمل کرده بود پیام تبریک داد. پاسخ دادم که بر شما و خانواده و کوچولویی که اسمش را نمی دانم هم مبارک باد. بعد کسانی که پیام جدید می دادند، اشتباهی همین پاسخ را برایشان می فرستادم: بر شما و خانواده و کوچولویی که ... . یک مرتبه غوغایی به پا شد. بعضی ها ازدواج نکرده بودند، بعضی ها فرزندان بزرگ داشتند، بعضی ها ازدواج کرده بودند و فرزند نداشتند، هر کدام به نوعی دچار سوء برداشت شدند. بعضی ها هم که اسم فرزندشان را برایم می نوشتند. گیج شده بودم که این جوابها یعنی چه؟ تا اینکه شصتم خبردار شد که ای دل غافل! خدا نصیب نکند sms اشتباهی فرستادن! حالا که این بار حواس من جمع نبود ولی تذکرش خالی از لطف نیست که شما لا اقل در ارسال پاسخ sms ها حواستان جمع باشد. گاهی مشکلات غیر قابل جبرانی درست می کند. از ما گفتن بود و از از شما هر طور که مصلحت می دانید.

۱۹ شهريور ۱۳۸۴
خاطرات روز 11 سپتامبر

 

عصر روز 11 سپتامبر با شيخ حمدان –پسر شيخ زائد و وزير مشاور امور خارجي امارات متحده عربي- که مسئول روابط و پي گيري مسائل دو کشور بود در شهر ابوظبي و در کاخ شخصي اش نشسته بوديم. يک سري اوراق مهم هم روي ميز بود که مي بايست بعد از پذيرايي اوليه با يکديگر در مورد آنها گفتگو مي کرديم.

پسر شيخ حمدان که حدود 17، 18 سالي داشت و از لندن چند روزي مرخصي آمده بود نيز در اين ملاقات اوليه در جمع ما بود. تلفن شيخ حمدان زنگ زد. خيلي تعجب کرد که شاهزاده در اين ملاقات کاملاً خصوصي با صداي تلفن مواجه شده است. به من گفت تلفن؟ بعد از شنيدن يک جمله از تلفن، پريد تلويزيون را روشن کرد. هواپيمايي برج اول را زده بود. و زير نويس CNN بود که مه و ابر و فضاي نامناسب باعث برخورد هواپيما شده است. خيلي عجيب بود. زد روي کانال الجزيره ديد آن هم مستقيم دارد پخش مي کند. داشتيم نگاه مي کرديم و سکوت که مستقيماً هواپيماي دوم را ديديم دارد مي آيد. نفسها در سينه ما سه نفر حبس شده بود. هواپيما آمد و به برج دوم خورد. حمدان برخاست و  داد مي زد که والله مقصود. يعني هدفدار اين را زده اند. چون نمي شد که به خاطر ابر دو هواپيما به دو برج اصابت کنند. گيج مانده بوديم. کاغذها را جمع کرديم. نمي دانستيم چه اتفاقي در جهان افتاده است. يک ساعتي نشسته بوديم و کانال عوض مي کرديم. طبعاً اوراق را کنار گذاشتيم. ابتدا ذهنمان رفت روي فلسطيني ها. ولي چنين قدرتي براي آنان متصور نبود. طبعاً انتخاب دوم بن لادن بود و طرفدارانش. اتفاقاً صبح همان روز هم با ايشان در مورد خطرات جريان طالبان حرف مي زدم. امارات يکي از سه کشوري بود که طالبان را به رسميت شناخته بود. شايد هم دليلشان اين بود که سالانه هزاران آمريکايي به امارات مي رفتند و مي خواستند کشورشان را از طرف طالبان در امنيت نگه دارند. با دوستان در تهران صحبت کردم. آنها هم گيج بودند. دنبال خبر رساني به آقاي خاتمي و اينکه ايشان چه اقدامي بايد انجام دهند. خوشبختانه يکي از هوشمندانه ترين روشها را آقاي خاتمي برگزيد که همان بعد از ظهر اين حرکت تروريستي را محکوم کرد. خبر آن در صدر خبرها بود، در همه تلويزيونها.

 نتوانستيم مذاکره اي داشته باشيم. خداحافظي کرديم تا دنياي جديد بعد از 11 سپتامبر را تجربه کنيم.

به محل اقامتم برگشتم. تا وقتي که همانجا روي مبل خوابم برد فقط دکمه کنترل تلويزيون را عوض مي کردم و ناباورانه اخبار مسئله مهم را پي گيري مي کردم.

اين هم خاطره روز 11 سپتامبر.

۱۸ شهريور ۱۳۸۴
آیه الله طالقانی نیاز امروز ما

 

 دیروز مراسم سالگرد ایه الله طالقانی در حسینیه ارشاد بود .هم ایه الله طالقانی را خیلی دوست دارم وهم حسینیه ارشاد را. موقع ورود به حسینیه  ارشاد اقای کروبی رادیدم که درحال مصاحبه با خبر نگاران بود .اوسالها با اقای طالقانی هم زندان بودهاست.وقتی رفتم داخل حسینیه، اقای علوی تبار میخواست سخنرانی کند. در ابتدای صحبت برای مریضها بخصوص همسرش که ماههاست به خاطر تصادف در حال کماست دعا کرد .موضوع سخنرانی اش عدالت خواهی در مکتب طالقانی بود . در نهایت نتیجه گرفت که عدالت شامل همه حوزه ها میشود و کسانی که به تمرکز قدرت قائلند نمیتوانند به تقسیم عادلانه ثروت اعتقاد داشته باشند .

حسینیه ارشاد همیشه برای من ونسلهای هم سن من یاداور دفاع از روشنفکری دینی است .و قبل از انقلاب هم الهام بخش آزادگی بود. شاید نسل جدید اقای طالقانی را نشناسد . حق هم دارد . کمتر کسی از اوحرف زده است . طالقانی یک مفسر رسمی قرآن بود .در 4 جلد کتاب پرتوی از قرآن با نگاه کاملا متفاوت به تفسیر قرآن پرداخته  که قبل از انقلاب مورد توجه ویژه آزاد اندیشان دینی بود. بعد از انقلاب امام جمعه تهران شد وهمواره نقطه تعادل بود و پیشتاز مبارزه با خشک مغزی دینی و همواره از اغازین روزهای بعد از انقلاب این خطر را هشدار میداد .

به همه افراطیون بعد از انقلاب نصیحت  میکرد و آنان را از عاقبت افراطیگری پرهیز میداد. این روحیه او باعث شده بود تا مردم اورا پدری مهربان وابوذر زمان بنامند.

طرفدار اندیشه کار جمعی بودکه شورائی اداره کردن کشور تجلی آن بود .اما آنچه بیش از هر چیز از طالقانی به یاد من مانده مهربانی او بود .

به هنگام ورود وخروج به سرکار خانم اعظم طالقانی که مانند پدر رنج زندان قبل از انقلاب را کشیده و بعد از انقلاب نیز همواره بر ازاد اندیشی به ارث گرفته از پدر اصرار میورزد ادای احترام کردم .

خدا طالقانی را رحمت کند که جامعه امروز ما بیش از همیشه به او نیازمنداست .

۱۷ شهريور ۱۳۸۴
جانبازان


امروز روز تولد امام حسین علیه السلام است و روز پاسدار. فردا هم روز تولد ابالفضل العباس و روز جانباز و پس فردا روز تولد امام سجاد، زین العابدین.
به نوعی این ایام یاد امام حسین (ع) را به صورت شادمانه زنده می کند. بر همه شما مبارکباد.

                             ************

اما جانبازان جنگ تحمیلی حق بزرگی بر گردن ایرانیان دارند. شهیدان رفتند و به قافله سعادتمندان رسیدند. خانواده آنان هم با همه مشکلات، بالاخره روند زندگی خود را پیدا کردند. اما جانبازان در خانواده های خود هستند و هر روز نه تنها شاهد درد و رنج جسمی و قطع اعضای خود هستند، بلکه باید مشکلات عادی خانواده های خود که طبعا امروز پس از گذشت سالها از جنگ، فرزندان بزرگی دارند را هم بر دوش بکشند. آنها به خاطر حفاظت از خاک میهن که مورد تجاوز صدام قرار گرفته بود چنین زندگی دشواری را تحمل می کنند. به همین دلیل بر گردن هر ایرانی حق بزرگی دارند. آنها نیز مثل همه مردم ایران دارای افکار و گرایشهای مختلف سیاسی هستند. بسیاری از آنان علاوه بر رنج جسمی از نظر سیاسی نیز نگرانی ها و دغدغه های فراوانی دارند. وظیفه هر ایرانی است که به رنج همواره آنان بیندیشد و برای آنان حرمت ویژه ای قائل باشد. دولتمردان نیز به نمایندگی از مردم وظیفه دارند که به طور واقعی و با کم کردن مخارج اتینایی، مشکلات جسمی و روحی آنان را برطرف نمایند که میزان شکایت و نارضایتی در میان جانبازان فراوان است.
به سهم خود دست همه جانبازانی را که برای سربلندی این کشور و اعتقادات والای انسانی و اسلامی از وجود خود مایه گذاشتند، ‌‌‌‌‌‌‌می بوسم و به همه آنان روز جانباز را تبریک می گویم.

۱۶ شهريور ۱۳۸۴
مجلس خبرگان

 

اعضای مجلس خبرگان رهبری وظیفه تعیین و نظارت بر عملکرد رهبری را قانوناً بعهده دارند. در حال حاضر نمایندگان مجلس خبرگان تنها از میان مجتهدان برگزیده شده اند و در معرض انتخاب قرار گرفته اند. شورای نگهبان برای کسانی که معتقد بود مجتهد مسلم نیستند، امتحان اجتهاد گذاشت و وقتی مطمئن شد  که در فقه و اصول اجتهاد دارند، آنانرا تأیید صلاحیت کرد. این کار قطعاً دارای اشکال جدی است زیرا به صورت منطقی وقتی وظیفه این مجموعه انتخاب رهبر است، و رهبری در قانون اساسی صلاحیت های فراوانی دارد و علاوه بر وظایف مصرح درقانون اساسی به خاطر مطلقه بودن ولایت فقیه در قانون اساسی، می تواند در همه مسائل کشور نظر داشته باشد، طبعاً مجموعه انتخاب کنندگان رهبر نیز باید دارای صلاحیت های مختلف متناسب با شرح وظایف رهبری باشند.

این ترکیب که فقط مجتهدین در مجلس خبرگان حضور داشته باشند، برای تعیین مرجع تقلید می تواند ترکیب مفیدی باشد اما  با انتخاب رهبری که فقط " یکی" از شرایط وی اجتهاد است تناسبی ندارد. اعضای مجلس خبرگان رهبری باید مجموعه ای باشند که بتوانند همه شرایط را در رهبری احراز کنند و طبعاً به این دلیل باید از تخصص های گوناگون در آن حضور داشته باشند.

سال آینده انتخابات خبرگان است، ایکاش می شد صاحبان تخصص های گوناگون متناسب با اختیارات رهبری در انتخابات شرکت کنند، اگرچه بعید به نظر می رسد.

 

۱۵ شهريور ۱۳۸۴
نقش مصطفی تاج زاده در شهردار شدن قالیباف

از وقتی آقای احمدی نژاد رئیس جمهور شد مصطفی تاج زاده اهمیت ویژه ای پیدا کرد. هر یک از شورایی ها از شورا بیرون میرفت، تاج زاده عضو شورای شهر می شد.

کیهان یکبار نوشت 3 جلسه در مورد مشکل تاج زاده در شورا بحث شده. النهایه ظاهرا رئیس جمهور جدید به این جمع بندی رسید که از شورایی ها کسی به کابینه نرود. مدام در جلسات مختلف رسمی اعضای شورای شهر شرکت کردند و به نوعی اعلام کردند که شیفتگان خدمت هستند ولی کابینه شکل گرفت  و آن ها پشت در کابینه ماندند. بعد بعضی ها به فکر افتادند که خودشان شهر دار شوند باز مشکل تاج زاده مطرح  می شد. خب اگر کسی شهر دار می شد می بایست از شورای شهر جدا شود و نفر بعدی بیاید! در هر حال انگار نه انگار وزرا و معاونین رئیس جمهور هم انتخاب شدند و کم کم مجلسی ها خواستند به حضور بعضی اعضای شورای شهر در جلسات علنی مجلس اعتراض کنند. آنها  به پشت میز های شورا برگشتند بی آن که یک نفر از آنان کم شود. بالاخره شورایی ها به این نتیجه رسیدند حالا که اینجوری شد، اصلا شایسته تر از آقای قالیباف کی؟رقیب احمدی نژاد بوده که بوده! او را شهردار تهران کردند. ما هم امیدواریم این نظامی باسابقه بتواند شهر تهران را با برف وبارانی که در زمستان خواهد آمد هم به خوبی اداره کند! و قدر مصطفی تاجزاده را هم بداند.

 حالا در شورای شهر که قاعدتا باید با سیاستگذاری ساخت و ساز شهری وقراردادها واینگونه امور سر و کار داشته باشد، چه کار محرمانه ای قرار است صورت پذیرد که وجود مصطفی تاجزاده اینقدر خطرناک است، خدا میداند.

به هر حال رقبای " خودی " آقای احمدی نژاد - قالیباف و لاریجانی - هم در مصادر امور قرار گرفتند و  حاکمیت یک پارچه با حضور همه کاندیداهای جناح راست کامل شد و بخشی از جناح راست نمیتوانند بگویند که ما در مصدر امور نبودیم.

                   

۱۴ شهريور ۱۳۸۴
آرزو

 

 علیرغم آن که جناح محافظه کار نسبت به راه اندازی وبلاگ در دورانی که عضو دولت بودم خیلی اعتراض کردند و به خصوص از گرفتن عکس از مسئولان حسابی شاکی بودند اما ایکاش یکنفر در هیئت دولت جدید پیدا شود که وبلاگ بزند و خیلی راحت از اتفاقات درون حکومت برای مردم بنویسد .عکس هم بگیرد تا مردم خارج از قاب های کلیشه ای مدیرانشان را ببینند . مهمتر، کاش کسی در دولت باشد که وبلاگ بخواند و مستقیم با نظرات جوانان این مرز وبوم  آشنایی پیدا کند . آرزوست . مگر عیب دارد آدم آرزوهایش را قلمی کند؟ بالاخره این مجموعه جدید سرنوشت کشور و مردم را در اختیار دارند.و مردم حق دارند بیشتر بدانند.

۱۳ شهريور ۱۳۸۴
همدردی مشترک انسانی با قربانیان حوادث طبیعی

 

 

حوادث تلخ طبیعی فجایعی است که هر لحظه میتواند در انتظار همه انسانها باشد و هریک از ما قربانی آن باشیم . در حوادث طبیعی مرز و کشور و سیاستمداران تعیین کننده نیستند . کمک رسانی وهمدردی که ضروری ترین کار  بعد از هر  حادثه ای است نیز یک امر انسانی است که در محدوده ی مرزها وروابط سیاسی نمی گنجد .در سالهای اخیر  در حوادث سخت و تلخ زلزله بم  و سونامی شرق آسیا همبستگی جهانی نشانه ای از زنده بودن روح انسانی بود که همه به کمک آسیب دیدگان شتافتند . اکنون حادثه تلخ کاترینا در آمریکا اتفاق افتاده است .ده ها هزار انسان به آسیب دیدگان خشم طبیعت مبدل شده اند . اگر چه این اتفاق تلخ این بار در قدرتمند ترین کشور صورت پذیرفته وبا امکاناتی که دارد به کمک آسیب دیدگان شتافته است والبته کمبود های فراوان هم گزارش میشود . اما انچه برای ما به عنوان عضوی از جامعه بشری مهم است همدردی و کمک به اسیب دیدگان است .ملت ایران شعار بنی آدم اعضای یکدیگرند را از آن خود میداند وبه عنوان مسلمان کمک به انسانها و همدردی با مصیبت دیدگان را یک وظیفه  دینی میشمارد . طبیعی ترین عکس العمل مردم ایران در این حادثه مثل سایر حوادث طبیعی در همه جای دنیا ، همدردی با آسیب دیدگان وتسلیت به مصیبت زدگان است حتی اگر دولت ایران به عنوان سخنگوی مردم چیزی نگوید وکمکی نکند .

۱۲ شهريور ۱۳۸۴
پیگیری های انجام شده در مورد امام موسی صدر

امام موسی صدر اندیشمند مجتهدی بود که از ایران به لبنان رفت و رهبری شیعه را بر عهده گرفت و شخصیت سیاسی جهانی شد . در شهریور 1357 در یک سفر رسمی به لیبی رفت واز آن تاریخ ناپدید شده است. در دورانهای مختلف پس از انقلاب علی رغم روابط استراتژیک با لیبی ، همواره این مسئله در دستور کار روابط ایران و لیبی بود.آقای خاتمی به دلیل آشنایی وشاید هم خویشاوندی برای حل این مسئله به طور جدی واردشد . من هم مسئول پرونده بودم. سه بار به لیبی رفتم وبا قذافی در این مورد ملاقات کردم . دوبارهم مسئولان ذیربط به تهران آمدند و حرف زدیم .چهار بار هم در کشور های ثالث حرف زدیم. مذاکرات صریح و جدی بود. آنقدر ابعاد حادثه را " برای رسیدن به حقیقت " ونه سناریو سازی پیگیری کردیم که در نهایت خانواده ی امام موسی صدر از ما خواستند که پیگیری نکنیم. انصافا دست اندر کاران این پرونده در لیبی هم خیلی غیر مسئولانه و با تعلل فراوان وغیر متعهد به تعهداتشان رفتار کردند ولی ما ادامه دادیم.  اخیرا عده ای از نمایندگان مجلس هفتم برای پیگیری این مسئله کمیته ای درست کرده اند. دستشان درد نکند. ولی طبق معمول با این رویکرد که چون در این باره تعلل شده وارد شدند. در جلسه بزرگداشت سالگرد ناپدید شدن امام موسی که روز سه شنبه پیش در تهران برگزار شد  آقای چمران که حالا خیلی مهم شده اند گفتند که اصلا پیگیری در خور یک فرد عادی هم در این مدت نشده چه رسد به پیگیری در خور امام موسی! البته آقا صدری فرزند بزرگ امام به خوبی در همان جلسه به تلاشهای انجام شده اشاره کرد . اقای خاتمی این مدت برای این همه جدیت در پیگیری مورد اعتراض خیلی از بزرگان کشور قرار گرفت  . گفتن چنین حرفهایی از حاکمان جدید طبق معمول ظلم  مضاعفی به خاتمی بود که ضرورت دیدم توضیح دهم. اصلا چرا دعوا؟ این گوی واین میدان . حالا که همه حکومت دست این آقایان است. امیدواریم چنان با جدیت عمل کنند که تا قبل از سالگرد آینده مفقود شدن آن بزرگوار، امام موسی صدر را دوباره در لبنان ببینیم. منتظریم.

 

8   4       ۱    ۲   ۳    ۴       3  7
© Copyright 2003-2019, Webneveshteha.com. All rights reserved.