۱۰ شهريور ۱۳۸۳
ايله پلو

 

آقاي عبدالعلي زاده وزير مسکن و شهرسازي فعلي که انصافاً در کار وزارتخانه اش هم موفق بوده است، قبلاً استاندار آذزبايجان شرقي بود. مي گفت که در آذربايجان، استانداري خيلي براي مردم مهم تلقي مي شود.

جناب استاندار در آذربايجان خيلي از جناب وزير در تهران پراهميت تر است. ظاهراً در ايامي که استاندار بوده است، در ضبط پيامهاي تلفني مردم صداي فردي را مي شنود که خيلي از استاندار تقاضا داشته است. قرار مي گذارد که آن آقا را ببيند. وقتي آمده بود که استاندار را ببيند، خيلي دستپاچه شده بود. آخر خدمت آقاي استاندار رسيده بود. نکته قشنگي که مي گفت اين بود که: از آقاي استاندار پرسيده بود نهار چه مي خوريد؟ گفته بود مثل بقيه، غذاي عادي، گفته بود ما بچه که بوديم مغز استخوان را بيشتر از هرچيزي دوست داشتيم. در ترکي هم به مغز استخوان مي گويند: ايله. اين مراجعه کننده ادامه داده بود که ما فکر مي کرديم استاندار هر روز «ايله پلو» مي خورد.

کلي قسم آيه خورديم که ما هم همين قيمه پلو شما را مي خوريم، نه ايله پلو. آقاي عبدالعلي زاده مي گفت: در نتيجه از من دعوت کرد که يک روز مهمان ايشان باشم در چلو کبابي حاج علي در بازار تبريز که بسيار مشهور است. و من هنوز از ايشان چلو کباب حاج علي طلبکارم.

خدا نصيب ايشان و ما و شما بکند.

۰۹ شهريور ۱۳۸۳
حرمت استاد

 

در اوائل نوجواني خيلي شور انقلابي داشتيم. شک و شلوغ مي کرديم و بخصوص نسبت به روحانيوني که در امر مبارزه و انقلاب نبودند، حساسيت زيادي داشتيم. حتي در سطوح نزديک نسبي و سببي هم از اين برخوردهاي شلوغ سياسي ما در امان نبودند.

استاد بزرگواري داشتيم بنام آيت الله موسوي نژاد، که البته بعدها پدر زن بنده هم شدند! گاهي حرفهاي نغزي مي زد.

به خوبي يادم هست که يک روز در سال 1355، درسهاي حوزه تازه آغاز مي شد. ما هم قرار بود در آن سال کفاية الاصول را شروع کنيم. استاد معروفي بود در مشهد که درس کفايه خوبي مي گفت. من هم تصميم گرفته بودم در درسش شرکت کنم. رفتار سياسي آن استاد به گونه اي بود که جزء کساني قرار مي گرفت که ماها با آنها سر ناسازگاري سياسي داشتيم.

به قول امروزي ها شال و کلاه کرده بوديم که در اولين روز درس ايشان شرکت کنيم. به آقاي موسوي نژاد برخورد کرديم. پرسيد کجا؟ گفتم مي خواهم از امسال کفايه فلان آقا را شرکت کنم. گفت نرو. خيلي تعجب کردم، چون فکر مي کردم آقاي موسوي نژاد که اهتمام خاصي به شرکت در درسهاي خوب حوزوي داشت، مرا تشويق خواهد کرد. پرسيدم چرا؟ گفت فلاني، تو با آن آقا از نظر سياسي نمي تواني رفتار خوبي داشته باشي. تا امروز که به درسش نرفته اي، يک نفر عادي است و مي تواني راجع به آن هرچه به نظرت مي رسد بگويي ولي پس از آنکه استادت شد، نبايد به او کوچکترين تعرضي داشته باشي و چون تو نمي تواني حرمت وي را نگه داري، حتماً شاگردش نشو.

اين را گفتم که معلوم شود اخلاق چقدر مهم بوده است. پدران  و بزرگان ما اين چنين اخلاق را رعايت مي کرده اند. اما متأسفانه امروزه در جامعه ما که بايد نمونه اخلاق باشد، خيلي ها تصور مي کنند ديدگاهشان را بايد مطرح کنند و به هيچ حد و مرز اخلاقي نیز پاي بند نيستند. اين خاطره شايد براي نسل امروز قابل توجه باشد.

۰۸ شهريور ۱۳۸۳
امام علي صداي عدالت

 

روز ميلاد مولا علي (ع) مبارک باشد.

من بارها از کودکي اسم جرج جرداق را شنيده بودم که کتاب معروفي به نام امام علي صداي عدالت انساني را در فضيلت مولا نوشته است. او مسيحي است و براي من از همان کودکي، اينکه يک مسيحي در مورد امام علي کتاب نوشته، عجيب بود.

وقتي به لبنان رفتم، شنيدم که جرج جرداق زنده است. يک روز به منزلش رفتم. بسيار خوش حرف و شيرين سخن بود. دو ساعتي با هم حرف زديم.

 

 

سوالاتي را که از کودکي در ذهنم نقش بسته بود از او پرسيدم، گفت ما در شهر مرجعيون زندگي مي کرديم. مردم اين شهر ترکيبي از مسيحي و شيعه هستند. در جواني، پدرم خانه خود را تغيير داد و از يک شيعه خانه اي خريد. وقتي خواستيم نقل مکان کنيم، ديدم بالاي سر در آن خانه نوشته: لافتي الا علي، لا سيف الّا ذوالفقار. اين جمله توجهم را جلب کرد. به همين مناسبت رفتم ببينم که اين علي کيست. در کتابخانه شهر در مورد علي کتاب هاي زيادي بود. همه آنها را خواندم. چيزي که در لبنانِ پر از تبعيض و درگيري آن روزها برايم مهم جلوه مي کرد، عدالت خواهي علي بود. تصميم گرفتم مطالعاتم را تکميل کنم و کتاب بنويسم، نتيجه اش اين کتاب شد.

ياد مرحوم طالقاني و دکتر شريعتي و شهيد هاشمي نژاد افتادم که چقدر از اين کتاب ياد مي کردند. ديدار اين پير شاعر دانشمند برايم خاطره شد. اطاقش تا سقف صفحه و نوار و کتاب بود. بسياري از شعرهاي ام کلثوم را هم او گفته است.

از خصوصيات شيرين اين پير مرد اين بود که از هواپيما مي ترسيد و تا به حال سوار هواپيما نشده است. تنها فرزندش در پاريس زندگي مي کند و هر دو سه سال يکبار با سختي به وسيله اتومبيل به ديدار فرزندش مي رود. در سفري که در سال قبل با آقاي خاتمي به لبنان رفتيم، در دانشگاه يسوعي به ديدن آقاي خاتمي آمده بود، ديدار تازه کرديم و تجديد خاطره.

۰۷ شهريور ۱۳۸۳
مرد محوري در جامعه ما

 

جامعه ما –مثل همه همسايگانمان- مرد سالار است. اگر هم مرد سالاري را نپذيريم، مرد محوري حتمي و قطعي است. شاخص همه قضايا مردانه است.

در مسأله غيرت که خود ناشي از احساس است و حق زنان به دليل احساسي بودن  بيش از مردان است، کاملا مردانه مورد توجه قرار مي گيرد. در ابتداي تابستان، هر ساله زنان و دختران يک مشکل تلقي مي شوند و فشار فراواني براي تصحيح لباس بر زنان و دختران تحميل مي شود، در حاليکه پسران مي توانند هر نوع لباسي بپوشند. اين هم در حالي است که خصوصيت زن، لطافت است وميل به آراسته بودم و تنوع در پوشش در ذات اوست.

حتي در اختصاص فيزيکي اماکني که زنان و مردان جداگانه در آن حاضر مي شوند اعم از مساجد، سلف سرويسها، اتوبوسها، کتابخانه ها منطقه زنان با محدوديتهاي فراوان تري نسبت به مناطق مردان مواجه است.

از نزديکيهاي غروب، دختران و زنان با مزاحمتهاي فراواني روبرو مي شوند، در حاليکه پسران مي توانند تا صبح در خيابانها بمانند.

در اين ميان، از يک سو معتقدم زنان در حالت انفعال هستند و در بسياري از موارد خود اين فضا را مي پذيرند و گويا تسليم اين واقعيت اجتماعي شده اند و از سوي ديگر نيز کساني هنوز در مدار حاکميت فرهنگساز جامعه قرار دارند که با استفاده از ابزار قدرت خود جلو هر حرکت زن محور را مي گيرند.

زنان ايران در جهان، زنان قدرتمند و مسلطي شناخته مي شوند. بهترين راه اين است که اين قدرتهاي فردي تبديل به يک قدرت تاثيرگذار جمعي شود که بتوانند بر فرهنگ مسلط مرد محوري فائق آيند. و اين کار دشواري نيست.

البته لوازم چنين جنبشي توجه به واقعيات ديني و فرهنگي جامعه نيز هست. که اگر اين توجه صورت نپذيرد، زمينه تسلط فرهنگ مرد محوري بيشتر خواهد شد.

مردان نيز وظيفه دارند که زنان را در اين مهم ياري و کمک نمايند. اين يک وظيفه ملي است نه يک وظيف صرفاً زنانه.

۰۶ شهريور ۱۳۸۳
تحليلي از فيلم مارمولک

 

تحليلي از نظرات مختلف در مورد فيلم مارمولک به دستم رسيد. خواندنش خالي از لطف نيست:

 

1- روحانيون مخالف نمايش فيلم، مضمون فيلم را توهين به روحانيت و باورهاي مذهبي مردم تلقي کردند و برخي نيز آن را به مسخره گرفتن نماز و مقدسات، توهين به مومنان، و تبليغ بي ديني و لا مذهبي دانسته اند. برخي گفته اند «استفاده از سوژه لباس روحانيت براي يک فيلم فکاهي و کمدي نمي تواند بدون قصد و غرض باشد و عمدتاً و با قصد قداست زدايي اين کار صورت گرفته است.» متاسفانه هم اکنون بسياري از مردم روحانيون را با اين اسم صدا مي زنند. برخي اظهار داشته اند که «برخي از روحانيون که ماشينهاي ضد گلوله سوار مي شوند و در معرض ديد مردم قرار ندارند در قبال مارمولک موضع گيري نکرده و آن را اثري خوب مي دانند، اما روحانيوني که با عامه مردم برخورد دارند چگونه دشنامي به نام مارمولک را تحمل مي کنند؟»

2- روحانيون موافق فيلم نه تنها فيلم را توهين آميز ندانسته اند بلکه به وجود برخي نکات مثبت آن اشاره داشته اند: فيلم بر بعد سازندگي و گام نهادن در راه خداوند تاکيد دارد. فيلم مشکلات سو استفاده از لباس علماي دين را نشان مي دهد. هر گروه و طبقه اي ممکن است مورد نقد قرار گيرد و روحانيت نيز نمي تواند از اين قائده مستثني شود.

3- مقامها و شخصيتهاي موافق اکران عمومي فيلم نيز ابراز داشته اند که «فيلم مجوز رسمي براي اکران» داشته و برخي گفته اند هيچ توهيني نسبت به روحانيت در آن نشده است. برخي نيز استقبال از فيلم را نشانه درک پيام ديني و انساني فيلم قلمداد کرده اند و سوتفاهم ها و جنجال ها را عامل مخالفت با فيلم دانسته اند.

4- مقامها و شخصيت هاي مخالف اکران فيلم نيز آن را موهن دانسته اند و از اعطاي مجوز به اين فيلم ابراز تاسف نموده اند. برخي نيز گفته اند، آيا کسي مي تواند آثار تخريبي اين فيلم را انکار کند و بگويد هيچ تاثيري در جامعه ندارد؟

5- اما مردم اکثرا پيام فيلم را در راستاي تمجيد و دفاع از روحانيت ارزيابي مي کنند و اندک افرادي آن را مغاير با جايگاه و منزلت روحانيت مي دانند. آنان مي گويند لباس روحانيت آنچنان تاثيري داشت که رضا مارمولک را اهلي کرد کاري که زندان انفرادي نتوانست بکند.

6- مردم مخالف اکران فيلم بيشتر در شهرهاي مذهبي قم و مشهد بودند و اکران فيلم را هجمه به اسلام قلمداد نموده اند.

7- رسانه هاي خارجي استقبال زياد مردم را تحت پوشش خبري قرار داده اند: برخي علت استقبال مردم را تمسخر روحانيون دانسته اند، برخي نيز علت استقبال را در خواست تندروها براي ممنوع شدن نمايش فيلم بيان نموده اند و برخي نيز گفته اند مردم ايران که از نظام حاکم نا خشنود هستند مارمولک را فيلمي مي بينند که مرزهاي تابو را در کشور شکسته و به همين دليل از آن استقبال زيادي مي کنند. براي روحانيون به نمايش کشيده شدن آنان و به خنده در آمدن مردم قابل تحمل نيست. اما برخي رسانه ها گفته اند نمايش فيلم دزدي که مردم را فريب مي دهد ولي آهسته آهسته به ارزشهاي اسلامي و انساني بر مي گردد با ناخشنودي گروههاي سخت گير مواجه شده است.

۰۵ شهريور ۱۳۸۳
شادي پيروزي

 

ديشب حسين رضازاده، مردم ايران را خوشحال کرد. هرچه المپيک تا به حال روي اعصاب مردم رفته بود، قدرت بازوي رضازاده و معنويت ويژه او، توانست جبران کند. واقعاً در ايران يک حادثه ملي تلقي شد. از همه قشنگ تر اجتماعي بود که مردم اردبيل در مقابل منزل رضازاده داشتند و تلويزيون هم آن را پخش مي کرد. حيف که ترکي شعار مي دانند و نمي فهميديم ولي فکر مي کنم معنايش اين بود که رضازاده خيلي باحاله! من به سهم خودم به ملت ايران و خانواده وي تبريک مي گويم.

******

ديروز در دولت ميزبان خانواده شهداي دولت بوديم. کساني که در مناسبتهاي مختلف شهيد شده بودند. دختر شهيد نامجو، وزير دفاع سابق خيلي از صميميت جلسه تعريف مي کرد. اساساً هفته دولت به مناسبت شهادت مرحوم رجايي و باهنر، هفته دولت شده است. دولت آقاي خاتمي هشتمين و آخرين باري بود که با خانواده شهداي دولت در هفته دولت ملاقات مي کردند. پنج سال قبل به همين مناسبت دکتر حبيبي خواست خوش آمد بگويد. دکتر حبيبي از ابتداي انقلاب در حکومت بود. وقتي از دوستان قبلي اش يادش آمد و داشت اسم آنها را مي آورد، يک مرتبه زد زير گريه. ديگر نتوانست حرف بزند. ياد همه آنان به خير.

۰۴ شهريور ۱۳۸۳
رئيس جمهور آينده (2)

 قسمت اول

....

3- اداره کشور تنها به دست رئيس جمهور نيست. اصلي ترين بار به عهده وزيران و دست اندرکاران حلقه اول رئيس جمهور است. آنها نيز بايد جامعه خود را بشناسند تا بتوانند براي آن برنامه ريزي متناسب داشته باشند. اگر رئيس جمهور آينده معاونين و وزراي خود را همزمان با کانديدا شدن اعلام نمايد تا مردم چشم اندازي از نيروهايي که قرار است کار آينده کشور را بر عهده بگيرند داشته باشند، انتخاب بسيار مناسب تر خواهد بود. وزراء و معاونان رئيس جمهور بايد  برنامه آينده کاري خود را با درک و فهم از واقعيت جامعه به اطلاع مردم برسانند. اين کار انتخاب را براي مردم سهل و ساده مي کند. يک فرد مي تواند به هر دليل خود را در بحبوحه تبليغات گم کند ولي وقتي برنامه کابينه او مشخص باشد، انتخاب مردم مي تواند صحیح انجام شود.

4- قطعاً مسائل اقتصادي اصلي ترين کار رئيس جمهور است. از بزرگترين آفت هايي که آنرا عامل سامان نيافتن وضعيت معيشتي و اقتصادي جامعه مي دانم اين است که همه مي خواسته اند از نقطه صفر و متکي به باورها، و اطلاعات خود تصميم بگيرند. کار کارشناسي در کشور جدي گرفته نمي شود. هرکسي مقام برتري دارد برای خود اين حق را قائل می شود که حتي در مسائل اقتصادي و معيشتي که در همه دنيا قاعده پيدا کرده است نظر کارشناسي را ناديده بگيرد. اگر رئيس جمهور آينده براي رضاي خدا بجاي تکيه به باور و يا اطلاعات خود، کمي وقت براي تصميم گيريهاي کلان بگذارد و به کارشناسي علمي که در دنيا بهترين جواب را داده است اعتماد نمايد و راههايي که باعث شده تا ساير کشور ها به موفقيت برسند را طي کند و از نظرات کارشناسان علمي جهان نهراسد و آنان را  به مشاوره فراخواند، کشور مي تواند از نظر اقتصادي  و معيشتي به جايي برسد.

هيچکس شک ندارد که حل مسائل اقتصادي اصلي ترين وظيفه آينده رئيس جمهور ايران است. البته نبايد فراموش کرد که همه ديدگاههاي سياسي صاحبان قدرت تاثير مستقيم در اقتصاد کشور دارد. در کشوري مي توان اقتصاد پويا و رو به جلو بنا نهاد که توسعه سياسي و مهمتر از آن براي جامعه جوان کشور توسعه اجتماعي وجودداشته باشد. چون اقتصاد و حل آن در گرو آنست که ايران جزيي از خانواده اقتصادي جهان باشد.

5- معروف است که ساده دلي کنار دريايي کاسه اي پر از ماست در دست داشت، مي گفت اگر اين کاسه ماست را با اين همه آب دريا اضافه کنم چه دوغي شود، گفتند نمي شود. گفت ولي اگر بشود، عجب دوغي خواهد شد. حالا هرچه گفته مي شود با تجربه انتخابات مجلس و رفتار شوراي نگهبان خيلي حق کانديدا شدن وجود ندارد، اما ما مي گوييم اگر بشود چه شود.

۰۳ شهريور ۱۳۸۳
رئيس جمهور آينده (1)

 

طبيعي است که وقتي مي پرسند اگر رئيس جمهور شويد چه مي کنيد، معنايش اين است که رئيس جمهور بايد چه بکند. به اين دليل نظراتم را ارائه مي کنم:

 

1- معتقدم رئيس جمهور آينده در جامعه اي که بيش از 60% جمعيت کشور جوان هستند، بايد  حرف نسل جوان را بفهمد، زيرا برنامه ريزي براي آينده کشور را نسل جوان 60 درصدي بايد به سامان برسانند. حضور رئيس جمهوري که درد، خواست، و نيازهاي نسل جوان را حداقل بفهمد! ضرورتی اجتناب ناپذیر است. يک آمار کوتاه از جواناني که در ابتداي انقلاب مديريت را بدست گرفتند جالب است. نگاه به سن بسياري از مديراني که در سن و سال بنده هستند و در اوائل انقلاب مديریتهای رده مياني را داشتند و يا حتي در اوائل انقلاب مديراني که در رده هاي اول مثل وزراء بودند و اين روزها ميانگين سن آنها 50 سال است، مي تواند نمونه خوبي باشد. با اين تفاوت که به دليل انقلاب ارتباطات فهم و سواد و درک نسل جوان امروز ما به مراتب بيش از نسل جوان آن روز است.

اگر رئيس جمهور آينده حرف نسل جوان را نفهمد و نتواند اين فاصله را پر کند، قطعاً در هيچ سياستي توفيق پيدا نخواهد کرد.

امروز جامعه پس از گذراندن نزديک به 30 سال از آغاز انقلاب، احتیاج به قرائتي از دين دارد که بتواند بين زندگي و آرمانها آشتي دهد و قبل از هر چيز به آنها بفهماند که مي توان زندگي کرد.

2- گرچه ساختار حاکميت و قدرت در کشور از پيچيدگي خاصي برخوردار است و سبب می شود که خود عاملی در دشواري تحق وعده ها و عملي شدن نظرات رئيس جمهور آينده باشد. اما در همين ساختار بايد حداکثر توقعات مردم را برآورده کرد. شايد تجربه دوره خاتمي پشتوانه ای برای يافتن راه حل برتر براي دوره آينده باشد. اگرچه وقتي عاقبت کار خاتمي اين شد، اینکه رئيس جمهور بعدي چه مي تواند انجام دهد، خيلي برايم روشن نيست. حتي اگر در ساختار فعلي از هماهنگي بيشتری با مجموعه نیز برخوردار باشد، بازهم براي تحقق حداقلها دچار دشواري و مشکل خواهد بود.

...

ادامه  دارد.

۰۲ شهريور ۱۳۸۳
آخرين هفته دولت

خيلي حواسم نبود که امروز آغاز هفته دولت است. يکي از دوستانم sms زد که تبريک بگويد، اما خيلي سوزناک نوشته بود: سلام يه جورايي امسال هفته دولت بوي غربت مي دهد. شايد خيلي غريب تر از دولت شهيد رجائي. و بعد تبريک گفته بود نمي دانم چرا با اين ادبيات نوشته بود. اما هر چه هست آخرين هفته دولت آقاي خاتمي است. خدا کند تاريخ و مردم ايران قضاوت بدي نداشته باشند.

من بيش از آنکه تعبير غريبانه را براي دولت آقاي خاتمي انتخاب کنم، ترجيح مي دهم از تعبير دولت مظلوم استفاده کنم. دولتي که باز هم در مجموع بيشترين حمايت مردم را داشت غريب نبود. ولی دولتي که  ابزاري براي اجراي کارهايش نداشت و ابزار هاي امنيتي، قضايي، بجاي حمايت به مقابله همه جانبه برخواسته بودند، دولت مظلوم است نه غریب. بازهم خدا را شکر که آخرين هفته دولت اين دولت است. دوستان و همکاران اقتصادي ما در دولت خيلي علاقمندند تلاش ها و پيشترفتهای غير قابل انکار و غير مقابل مقايسه با گذشتگان را به اطلاع مردم برسانند. اما خيلي ابزار پيام رساني ندارند.

امروز در آغاز هفته دولت به اتفاق رئيس جمهور و اعضاي دولت به حرم امام رفتيم و سپس به مزار شهيدان و زيارت قبر شهيد رجائي و باهنر و زيارت مرحوم طالقاني و ديداري هم با قبر همکارانمان در اين دولت، دادمان و نور بخش انجام داديم.

خداحافظي هشتمين سالگرد هفته دولت آقاي خاتمي بود و انتظار به سر آمدن ماههاي سخت سال آخر. همکاري با مجلس هفتم در قانون گزاري يکي از مسائلي است که بهترين شکل تعامل را بايد پيدا کرد. دستاوردهاي سياست خارجي و اقتصادي و فرهنگي هم  که بسيار آسيب پذير شده است به هر حال خواهد گذشت. مهم مردمند و تاريخ که در مورد همه چيز قضاوت خواهند کرد.

 

۰۱ شهريور ۱۳۸۳
زنان و نامحرمان!
در کنار شير بابل در عراق معبدی هست بنام معبد ايشتار، خدای بزرگ بابل که چند متر پائين تر از سطح زمين است. در داخل آن جايی است که زنان حرم پادشاه بابل برای زيارت و عبادت از چاه درون کاخ پائين می رفته اند و از تونل زير کاخ گذشته و از چاه وسط معبد بالا می آمده اند که در بين راه، نظر نامحرمی به زنان حرم نيفتد.
و نيز می گويند زنان حرم عالی قاپوی اصفهان از راهرو زير زمين راهی به مسجد شيخ لطف الله گذاشته اند که از آن مسير برای عبادت به مسجد می رفته اند. باز هم برای آنکه نظر نامحرم به ناموس پادشاه نيفتد.
اين نوع رفتار برای پادشاهان خوش گذران در تاريخ نقل شده و خوشبختانه منسوخ شده است. ولی اين نوع تفکر هنوز هست و چه تأسف آور است و نه تنها زنان قربانی اين نوع تفکر می شوند که دين و خدا و اسلامي که بنا به شناختی که ما داريم هرگز آنرا نمی پذيرد، قربانی ديگر اين تفکر است.

8   4       ۱    ۲    ۳      3 7
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.